دریاچه ارومیه؛ مسألهای زیست محیطی و چند نکته اساسی
این موضوع زمانی خطرناکتر خواهد بود که افزون بر سیاسی کردن موضوع، با این مسأله برخورد امنیتی شود و.../ در بروز این مسأله تک تک نهادهای تقنینی، اجرایی و نظارتی مسئول و مقصرند/ پیگیری و حساسیت مردم نه یک تهدید که یک فرصت و موهبت است/ تردیدی نیست که گروههای معاند و تجزیهطلب در پی سوءاستفاده از احساسات پاک مردمند...

به دنبال نگرانیهای مردمی درباره سرنوشت دریاچه ارومیه، اتفاقاتی در این باره در کشور حال رخ دادن است که باید به صورت جدی مورد توجه مردم و مسئولان قرار گیرد.
به گزارش «تابناک»، اساسا دغدغه و نگرانی مردم و به ویژه مردمان استانهای آذربایجان شرقی و غربی درباره سرنوشت دریاچه ارومیه به عنوان یک موهبت طبیعی، نه تنها نگران کننده نیست که اتفاقا ناشی از دردمندی و حساسیت افکار عمومی به مسائل مرتبط به محیط زیست و در مرحله بالاتر مسائل اجتماعی و اقتصادی کشور است. با وجود این، با توجه به رویدادهای رخ داده در این مناطق در چند روز اخیر، در این ارتباط هم مسئولان و هم مردم، امیدواریم، به این نکات توجه کنند.
بنابراین، در مرتبه نخست، مسئولان نباید به هیچ وجه این موضوع، یعنی تجمع مردم در اعتراض به بی توجهی به سرنوشت دریاچه ارومیه را سیاسی و امنیتی تعبیر کنند، بدین گونه که مطالبات معترضان به این مسأله را به مطالبات سیاسی گروههای گوناگون مرتبط کرده و درخواست مردم برای توجه به یک مسأله ملی را مترادف با جرم دانسته و از این رهگذر، خود را از مسئولیتپذیری و پاسخگویی مبرا کنند.
این موضوع هنگامی خطرناکتر خواهد بود که علاوه بر سیاسی کردن موضوع، با این مسأله برخورد امنیتی شود و تجمعی مردمی برای مطالبه حق ملی و طبیعی را به معضلی امنیتی برای کشور تبدیل کنند؛ البته تردیدی نیست که اجتماعات از پیش اعلام شده در مکانها و با شعارهای مشخص که مخل نظم عمومی هم نشود، توسط پلیس باید محافظت شود و تردیدی نیست که حتی حضور پلیس نیز در چنین تجمعاتی ضامن اجرای نظم تجمعات و جلوگیری از هر گونه اقدام احتمالی علیه معترضان است.
دوم آن که اکنون مسئولان کشور در مجلس و دولت، نباید هماکنون خود را طلبکار دیگری دانسته و با انداختن توپ به زمین دیگری بر موج اعتراضات سوار شده و از این بابت برای خود محبوبیتی به دست آورند، چه، اگر کوتاهی در این باره شده، هم مجلس و هم دولت به سهم خویش در این زمینه مقصرند، به ویژه آنکه بدیهی است این حادثه یک شبه پدید نیامده و در فرایندی زماندار رخ داده است.
در واقع، هم مجلس و هم دولت میتوانستند با اقدامات خود در حوزههای مرتبط با اختیارات خویش، مانع چنین اتفاقی شوند؛ بنابراین، از یک سو این مسأله که همواره عنوان میشود، دولت مسئول اجراست، نمیتواند مفری برای مسئولیتناپذیری نمایندگان مجلس شود و آنان اکنون خود را طلبکار بدانند، آن هم نمایندگانی که برای یک مسأله کوچک سیاسی تا به مطالبات خود نرسند، دست از کار نمیکشند و از سوی دیگر هم مجموعه دولت ـ به ویژه وزارتخانهها و سازمانهای مسئول ـ نمیتوانند با سیاسی خواندن ماجرا، شانه از بار مسئولیت خالی کنند.
سوم اینکه افزون بر این، مردم دغدغهمند هم باید اجتماعات خود را از حواشی سیاسی به دور نگه دارند، چرا که تردیدی نیست، عناصر فرصت طلب و بعضا برخی فرقههای تجزیهطلب میکوشند، خود را در میان مطالبات مردمی و ملی پنهان کنند و به نوعی تنش در تجمعات و شهرها ایجاد کرده و در این بین، به اهداف خود رسیده و اجازه ندهند که مطالبات مدنی مردم شنیده و برای تحقق آن کوششی شود.
پس در یک جمعبندی اجمالی، اهتمام مسئولین و حضور و مطالبه مردم با توجه به نکات زیر باید هوشمندانه و با شعور مدنی خاص همراه باشد تا این مطالبه همگانی و در چهارچوب قانون، مسئولان را به تلاش بیشتر برای محافظت از سرمایههای ملی کشور هدایت کند.
1 ـ قطعا در این نکته تردیدی نیست که وضعیت زیست محیطی منطقه با توجه به شرایط بحرانی دریاچه ارومیه، در خطر جدی است.
2 ـ در بروز این مسأله تک تک نهادهای تقنینی، اجرایی و نظارتی مسئول و مقصرند.
3 ـ پیگیری و حساسیت مردم نه یک تهدید که یک فرصت و موهبت است.
4 ـ پاسکاری مسأله و مقصر دانستن این و آن، نه تنها مشکلی را برطرف نمی کند، بلکه خیانتی است که نسلهای آینده نیز از پیامدهای سوء آن متضرر خواهند شد.
5 ـ در این نکته هم قطعا تردیدی نیست که با توجه به شرایط خاص فرهنگی و اقلیمی منطقه، گروه های معاند و تجزیه طلب در پی سوء استفاده از احساسات پاک مردم هستند تا به میزان خبط و خطای مسئولین، ماهی خود را از آب بگیرند، چنانکه حتی سرکرده منافقین هم دست به کار شده است.
6 ـ تنها راه برون رفت از این وضعیت، همفکری، همدلی و اعتماد متقابل مردم و مسئولین و تلاش همه جانبه در رفع مشکل است.
به گزارش «تابناک»، اساسا دغدغه و نگرانی مردم و به ویژه مردمان استانهای آذربایجان شرقی و غربی درباره سرنوشت دریاچه ارومیه به عنوان یک موهبت طبیعی، نه تنها نگران کننده نیست که اتفاقا ناشی از دردمندی و حساسیت افکار عمومی به مسائل مرتبط به محیط زیست و در مرحله بالاتر مسائل اجتماعی و اقتصادی کشور است. با وجود این، با توجه به رویدادهای رخ داده در این مناطق در چند روز اخیر، در این ارتباط هم مسئولان و هم مردم، امیدواریم، به این نکات توجه کنند.
بنابراین، در مرتبه نخست، مسئولان نباید به هیچ وجه این موضوع، یعنی تجمع مردم در اعتراض به بی توجهی به سرنوشت دریاچه ارومیه را سیاسی و امنیتی تعبیر کنند، بدین گونه که مطالبات معترضان به این مسأله را به مطالبات سیاسی گروههای گوناگون مرتبط کرده و درخواست مردم برای توجه به یک مسأله ملی را مترادف با جرم دانسته و از این رهگذر، خود را از مسئولیتپذیری و پاسخگویی مبرا کنند.
این موضوع هنگامی خطرناکتر خواهد بود که علاوه بر سیاسی کردن موضوع، با این مسأله برخورد امنیتی شود و تجمعی مردمی برای مطالبه حق ملی و طبیعی را به معضلی امنیتی برای کشور تبدیل کنند؛ البته تردیدی نیست که اجتماعات از پیش اعلام شده در مکانها و با شعارهای مشخص که مخل نظم عمومی هم نشود، توسط پلیس باید محافظت شود و تردیدی نیست که حتی حضور پلیس نیز در چنین تجمعاتی ضامن اجرای نظم تجمعات و جلوگیری از هر گونه اقدام احتمالی علیه معترضان است.
دوم آن که اکنون مسئولان کشور در مجلس و دولت، نباید هماکنون خود را طلبکار دیگری دانسته و با انداختن توپ به زمین دیگری بر موج اعتراضات سوار شده و از این بابت برای خود محبوبیتی به دست آورند، چه، اگر کوتاهی در این باره شده، هم مجلس و هم دولت به سهم خویش در این زمینه مقصرند، به ویژه آنکه بدیهی است این حادثه یک شبه پدید نیامده و در فرایندی زماندار رخ داده است.
در واقع، هم مجلس و هم دولت میتوانستند با اقدامات خود در حوزههای مرتبط با اختیارات خویش، مانع چنین اتفاقی شوند؛ بنابراین، از یک سو این مسأله که همواره عنوان میشود، دولت مسئول اجراست، نمیتواند مفری برای مسئولیتناپذیری نمایندگان مجلس شود و آنان اکنون خود را طلبکار بدانند، آن هم نمایندگانی که برای یک مسأله کوچک سیاسی تا به مطالبات خود نرسند، دست از کار نمیکشند و از سوی دیگر هم مجموعه دولت ـ به ویژه وزارتخانهها و سازمانهای مسئول ـ نمیتوانند با سیاسی خواندن ماجرا، شانه از بار مسئولیت خالی کنند.
سوم اینکه افزون بر این، مردم دغدغهمند هم باید اجتماعات خود را از حواشی سیاسی به دور نگه دارند، چرا که تردیدی نیست، عناصر فرصت طلب و بعضا برخی فرقههای تجزیهطلب میکوشند، خود را در میان مطالبات مردمی و ملی پنهان کنند و به نوعی تنش در تجمعات و شهرها ایجاد کرده و در این بین، به اهداف خود رسیده و اجازه ندهند که مطالبات مدنی مردم شنیده و برای تحقق آن کوششی شود.
پس در یک جمعبندی اجمالی، اهتمام مسئولین و حضور و مطالبه مردم با توجه به نکات زیر باید هوشمندانه و با شعور مدنی خاص همراه باشد تا این مطالبه همگانی و در چهارچوب قانون، مسئولان را به تلاش بیشتر برای محافظت از سرمایههای ملی کشور هدایت کند.
1 ـ قطعا در این نکته تردیدی نیست که وضعیت زیست محیطی منطقه با توجه به شرایط بحرانی دریاچه ارومیه، در خطر جدی است.
2 ـ در بروز این مسأله تک تک نهادهای تقنینی، اجرایی و نظارتی مسئول و مقصرند.
3 ـ پیگیری و حساسیت مردم نه یک تهدید که یک فرصت و موهبت است.
4 ـ پاسکاری مسأله و مقصر دانستن این و آن، نه تنها مشکلی را برطرف نمی کند، بلکه خیانتی است که نسلهای آینده نیز از پیامدهای سوء آن متضرر خواهند شد.
5 ـ در این نکته هم قطعا تردیدی نیست که با توجه به شرایط خاص فرهنگی و اقلیمی منطقه، گروه های معاند و تجزیه طلب در پی سوء استفاده از احساسات پاک مردم هستند تا به میزان خبط و خطای مسئولین، ماهی خود را از آب بگیرند، چنانکه حتی سرکرده منافقین هم دست به کار شده است.
6 ـ تنها راه برون رفت از این وضعیت، همفکری، همدلی و اعتماد متقابل مردم و مسئولین و تلاش همه جانبه در رفع مشکل است.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
لطفا خشك شدن درياچه اروميه را با درياچه مانندهاي مركزي و كويري مقايسه نكنيد ، اگر تالابهاي كويري خشك شوند فقط اندكي كوير به كويرهاي قبلي اضافه مي شود و ضرر به چيز ديگر نمي زند اما اگر درياچه ارومي خشك شود ، آذربايجان شرقي و غربي نابود مي شود ! ضمنا براي نجات درياچه اروميه بايد آب از درياي خزر برده شود نه از رود ارس . از درياي خزر اگر حدود 200 كيلومتر آب به رودخانه آجي چاي پمپاژ بشه بقيه 400 كيلومتر را خود رودخانه به درياچه مي برد ، چون آجي چاي به درياچه اروميه مي ريزد .
وضع دریاچه ارومیه هرروز بدتر می شود
مسیولان هم کاری نمی کنند
من نمی دونم اما اینجا یه فاجعه اتفاق میافته
خونه من نزدیک دریاچست کل زمین ها شور شدند و با این سرعت کل منطقه غیر قابل زندگی میشه!!! کمک میخوایم
ارومیه قسمتی از خاک ایران اسلامی میباشدکشور ایران با قضاوت تاریخ مایه افتخار و مباهات این جهان بهناور است پس بیایید با حفظ این ارزش ها بر اعتبار جهانی مان بیافزاییم وهرچه در توان داریم در جهت احیا دریاچه بکار گیرییم
خشک شدن این دریاچه مشکل ملی است و همه مردم ایران باید اهتمام به حل این مشکل داشته باشند . اینکه عده ای بخواهند جنبه تقابل قومی به آن بدهند بسیار زیانبار و مطرود است . تقاضای به حقی است و همه هم مسئول هستند . حرف حق هم جواب ندارد ! قومگرایی هم این وسط جولان ندهد ...
به نفع اینها که ماموریت در تخریب دارند.!!!
بخشی از مشکلات زیست محیطی کشور در آسیب دیدن رودها،تالاب ها،دریاچه ها،تخریب جنگلها،آلودگی هوا و... به دلیل حاکم شدن نگاه امنیتی به محیط زیست ، خصوصا چند سال اخیر است، که سایتهای هواداران فیلتر شدند و خودشان هم متهم به توطئه و کارشکنی شدند.
تنها راه نجات دریاچه ارومیه اینه که مسولین کاری نکند. خود مردم دعا میکند انشاالله باران میاید دریاچه ارومیه هم پراب میشه.
وقتي آب بازي كار عوامل صهيونيست باشه، در مورد درياچه اروميه چه انتظاري دارين؟
تابناک یه روالی داره اگه با یه لحن بد علیه اون حرف بزنی فوراً چاپش میکنه ولی اگه با منطق علیه مطالب آن بنویسی هیچ وقت مطلب رو چاپ نمیکنه. تابناک دشمن خونی مردم آزربایجان هستش بنابراین، حق ندارد دربارة دریاچه ارومیه مطلبی درج کنه
به نظر شما خشک شدن این همه رود پر برکت ، نشانه ی چیزی غیر از عذاب الهی است؟ مسئولین بی لیاقت مایه ی این عذاب هستند.
احداث غیرکارشناسی سدها دریاچه ها رو یکی پس از دیگری داره نابود میکنه و این سریال فجایع زیست محیطی در کشور همچنان ادامه دارد...
تو اين نظرات بزرگترين مشكل ما ايرانيها خودشو نشون ميده. متأسفانه ما فكر ميكنيم همه چيز دان هستيم و در مورد موضوعي كه تخصص نداريم نظر به اصطلاح كارشناسي ميديم و نسخه هم ميپيچيم. اينكه درياچه اروميه داره خشك ميشه و تبعات وخيمي در سالهاي آينده منطقه رو تهديد ميكنه درسته و اعتراض به اون هم از طرف مردم صحيحه. اين اعتراض توجه مسئدلين رو به مشكل جلب ميكنه. ولي تنها كارشناسان مربوطه ميتونن بگن علت اين اتفاق چي بوده و بهترين راه براي حل مشكل چيست. بايد افراد غير متخصص از دادن نظر پرهيز كنند.
از زمانیکه اون پل بدون کارشناسی فقط بخاطر تبلیغات آقایون روی این دریاچه احداث شد این قصه آغاز گردید... یکی نبود بگه آقایون این پل اکوسیستم طبیعی دریاچه را از بین میبره
واقعا متاسفم اینجا همه چیز رو سیاسی میکنن. من خودم این اواخر ساکن منطقه شبستر در شمال دریاچه بودم. و از کودکی تا به حال هر سال 1ماه برای تعطیلات به این منطقه مسافرت کردم. به وضوح نابودی منطقه رو به چشم میبینم. دریاچه تقریبا خشک شده. زمانی از پشت بام منازل دریان آبی زیبای دریاچه ارومیه رو میشد دید ولی الان از لب ساحل هم دیگه نمیشه . جزایر دریاچه به خشکی وصل شدن .بدتر از اون زندگی ساکنان اون منطقه جدا تهدید میشه. آب مناطق شرفخانه و شند آباد به طور قابل توجهی شور شده که باعث خشک شدن درختان شده و باغداری پر رونق منطقه در معرض خطر جدیه. 10 -15سال بعد که باد نمک دریاچه رو تا پای کوه میشو بلند کنه اغلب اهالی منطقه شبستر و حتی کوهپایه نشینان دریان و خامنه هم مجبور به ترک و مهاجرت از خانه و کاشانه خودشون میشن، دیگه وای به حال شهرها و روستاهای اطراف دریاچه ارومیه. به نظر شما مردمی که اینطور آینده شون در معرض خطره نباید لاافل یه اعتراضی یه تجمعی چیزی بکنن که شاید مسئولین امر از خواب غفلت چندین ساله بیدار بشن .پس این مردم بیچاره چیکار کنن؟ بشینن تا دریاچه خشک بشه بیابان بشه، بعد تمام دارو ندارشون رو رها کنن مهاجرت کنن جای دیگه؟ طرف میاد میگه گشنمه میگن حرف سیاسی نزن، میگه کار ندارم میگن ضد امنیت ملی حرف نزن، میگه پول ندارم بیماریمو درمان کنم میگن ای جاسوس اجنبی! میگه ولایت آبای اجدادیم داره بیابون میشه زندگی و مزرعه و باغاتم در معرض خطره آقایان گوشه چشمی بنمایید، یه بر چسب مزدور دشمنان میزنن ! آخه یعنی چی؟؟؟؟ پس مردم این غم کجا برند و این درد با که گویند؟؟؟؟؟؟؟
تا جایی که اینجانب از اخبار روزنامه و صدا و سیما متوجه شدهام بحران را به دو حالت میتوان مدیریت کرد: 1. به صورت پیشگیری از وقوع بحران(تمام جوانب مسئله بررسی شده و از وقوع بحران پیشگیری میشود مثلا در مورد سیل)، 2. به صورت مدیریت بحران به وقوع پیوسته. با مرور اخبار چند سال اخیر در رابطه با حوادث طبیعی (سیل، زلزله، خشکسالی و ...) و غیر طبیعی (سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و ...) در کشور خودمان و سایر کشورها، متوجه میشویم مسئولین ما به دنبال پیشگیری از وقوع بحران نیستند اکثرا منتظر میشوند تا بحرانی ایجاد شود تا آن را اول به قضا و قدر و مسئولین پیش از خود ربط داده (و از این طریق مسئولین قبلی را بی کفایت اعلام و خود را لایق بدانند) و بعد با صرف بودجههای هنگفت مدیریت کنند غافل از اینکه این مسئله آسیبهای بسیار عمیق در جامعه ایجاد کرده است. تلفات صونامی ژاپن را با تلفات یک حادثه طبیعی کوچک در ایران مقایسه کنید. تلفات به وقوع پیوسته، مدیریت بحران ایجاد شده بعد از آن که حاکی از برنامهریزی دقیق و تمرین در سال قبل میباشد چه بر روی فرهنگ اجتماع در تحمل و شکیبایی و کمک به مسئولین در مدیریت بحران و عدم دست درازی به اموال عمومی و چه بر روی کمک رسانی از طرف مسئولین. در مورد مسئله دریاچه ارومیه هم این مسئله صادق است. ساخت سد تا جایی که من میدانم اگر اصولی صورت بگیرد حداقل به 3 سال شاید هم بیشتر وقت نیاز دارد از شروع مطالعات پایه تا اتمام بدنه سد و آبگیری. بنابراین با مروری بر سال ساخت سد و احداث چاهها در اطراف دریاچه متوجه میشویم که این بیبرنامگی به چندین دهه قبل مربوط میشود و هدف از تمام این کارها پربار شدن رزومه مسئولین هر زمان جهت عوام فریبی بوده است. مگر در کشورهای همسایه یا سایر کشورها سد ایجاد نمیشود اما اصولی و با در نظر گرفتن تمام جوانب حال و آینده آن؟ اما در خصوص انتقال آب از رود ارس و دریای خزر چیزی که به ذهن اینجانب میرسد دریاچه ارومیه با اکوسیستم خاص خودش و مخصوصا با آرتیمیا موجود در آن معروف میباشد از کجا معلوم پس از انتقال آب دریای خزر این گنج موجود را از دست ندهیم مگر بررسی شده است که آب دریای خزر بر روی زندگی این طلای گرانبهای زنده تاثیر نمیگذارد (باز مدیریت بدون برنامهریزی دقیق). ثانیا دریای خزر و رود ارس مثل رود دز و کارون و غیره کاملا مال ما نیستند برای استفادههای خاص از آن باید با کشورهای همسایه تعامل داشته باشیم. مخلص کلام منتظر باشیم ببینیم برای مدیریت این بحران از طریق آب دریای خزر و رود ارس چه باجی مسئولین به همسایهها میدهند
این همه مطالب ازتون خوندم فقط اطلاعات رو کرده بودید و بعضا" شوخی اما اصل کار که مجلس بود را فراموش کردید اولین حمایت مجلس این بود که طرح دو فوریتی پیشنهادی را رد کرد بعد هم هر کس تو مجلس خواست در مورد دریاچه صحبت کنه بهش گفتند چرا اینقدر وسواس به خرج مدی به تو چه مربوطه ؟؟ میدانید چرا چون آقایان هیچ فکری مهم تر از انتخابات پیش رو برایشون نیست.
دریاچه ارومیه
ایا فقط دریاچه ارومیه اینطو شده
این از بی تدبیری مسولان دوره های قبلی و حال است
خداوند از آنها نگذرد که کارون کرخه مارون دز مارا خشکاندن به این امید که شهرهای بالایی و باغهای پسته سیراب شوند
بیش از 90 درصد آب شیرین قابل برداشت در این مملکت صرف کشاورزی میشه و بازم بیش از 80% کشاورزی این مملکت بصورت سنتی آبیاری میشه. اخه آدم به کجا داد و فریاد بکنه که بابا دولت باید با انجام اقدامات تشویقی کشاورزا رو به سمت آبیاری تحت فشار سوق بدی نه اینکه بکشی کنار و هی بگی کشاورزا استقبال نمی کنن. شدیم یه کشتی سوارخ که همه بالا اومدن ابو توش نگاه میکنن و فقط ناله میزنن و شکایت کی کنن و کسی جلوی غرق شدن هممونو نمیگیره. از ماست که بر ماست . برید همین ترکیه رو ببینید. آب خیز داریشون رو ببینید تکنیک های بکار رفته در کشاورزیشون و کیفیت محصولات کشاورزیشون و میزان مصرف اب در کشاورزیشون رو ببینید.
خفه شما شوی نه سایت محترم تابناک اداب خوب چیزی اقای یا خانم محترم درود وسلام خدا بر سایت تابناک یاور سایت تابناک
متاسف از اینکه بعضی از هموطنان محترم به صدای اعتراض زیست محیطی مردم آذربایجان دید تعصبی و نژاد پرستانه دارند ...
...باید گفت تنها راه نجات دریاچه ارومیه گشودن سدهاست... سدها مهمانهای ناخوانده طبیعت هستند که مهم ترین عامل در بر هم زدن اکوسیستم به شمار می ایند . اگر عدهای میگویند که سد ها برای برخی امور هستند و برای مثال تعداد زیادی زمین کشاورزی را آبیاری میکنند ، آب شرب تامین میکنند و... باید پاسخ داد که آیا این زمین های کشاورزی پیشتر هم بوده اند ؟ آیا پیش از احداث سد مسئله آب شرب چگونه تامین میشده ؟
اگر این زمین های کشاورزی پیشتر هم بوده اند پس می توانند به آب سد وابسته نباشن و اگر پیشتر نبوده اند باید گفت که بین حیات دریاچه و سد کدام را میباید انتخاب کرد !؟
باید اذعان نمود چنین زمین های کشاورزی همانند غده های سرطانی هستند که حیات و جان طبیعت را میگیرند و پس از مرگ طبیعت خود نیز از میان میروند.
با ادامه این روند دریاچه تا سه سال دیگر کاملا ازمیان میرود و این زمین های کشاورزی وابسته نیز پس از مرگ دریاچه و تغییر اکوسیستم ، خود تا چند سال بعد ازمیان خواهند رفت و این پایانی است مرگبار .برای همه
گویا تاریخ تکرار میشود . فاجعه دریاچه آرال و آثار شوم آن هنوز که هنوز است گریبان آن منطقه را رها نکرده !
دریاچه را تنها و تنها با گشودن سد ها میتوان نجات داد و اگر کسی راه حل دیگری به میان آورد( گذشته از اینکه زمان بسیاری خواهد برد!) باید گفت این شخص یا نادان است و یا دروغگو و فریبکاری است که میخواهد جامعه را فریب دهد و اذهان را منحرف کند!....
جناب کارشناس عزیز مشکل مملکت ما این است که بیشتر مردم -البته بهتر است بگوییم مسوولین-همانند این آقای ناشناس می اندیشند . و همواره دوست دارند بر حرفهای نادرست خود پافشاری کنند بدتر از آن با تحقیر و بی اعتنایی نسبت به کارشناسان واکنش نشان داده و همچنان به را خود ادامه دهند .
جناب ناشناس اگه مشکل به مسایل اقلیمی مربوط بود دریاچه وان هم میبایست با مشکل مواجه میشد. لطفا اگر آگاهی ندارید اظهار نظر نکنید . بدتر از نا آگاهی شما و امثال شما تعصب و حق بجانب بودنه .لطفا در برخورد با مردم و حقیقت اینقدر یکجانبه و بی رحم نباشید.
واقعا دلم برات ميسوزد كه فكر ميكني كارشناسي . آدم عاقل قديمها كه كشاورزي بود سفره هاي اب زيرزميني بالا بود با 20متر كندن به اب مي رسيدي نه الان كه با 175متر كندن چاه هنوز به آب نمي رسي . يا ميزان بارش 50سال اخيرايران را بررسي ميكردي بعد و يا اطلاع داشتي كه اگر تمام سدها ي اطراف درياچه باز بشه فقط نيم متر آب درياچه بالا مياد در حاليكه اب درياچه 15متر افت كرده .آقاي كارشناس دلسوخته محيط
همه پیشنهادهای ارایه شده برای نجات دریاچه ارومیه بیهوده به جز نظر کارشناس محترم جناب آقای کهرم که ایجاد حق آبه از سد های بسته شده به روی دراچه می باشد که آن هم عمر 50 ساله می خواهد . آما در بین نظرها گاهآ به یک نظر هم توجه نمائید ( انتقال آب آز دریای خزر به دریاچه ارومیه ) هوشیاران باید متوجه باشند با این پیشنهاد دیگر همه چیز به وضوح روشن می شود . دولت به هیاهوی مرگ دریاچه ارومیه دامن می زند و راههای انحرافی زیادی مطرح می گردد و لیکن دفعتأ طرح انتقال آب از دریای خزر رای می آورد و با میلیاردها دلار طرح آن مصوب و در نهایت به آنهائی که باید این پروژه داده شسود ، داده می شود و عده ای در کانالهای احداث مسیر گذر آب پولهای چال کرده آبا و اجدای خود را کشف می کنند و حالا بعد از دهها سال هم اگر آبی به دریاچه ارومیه نرسد که نمی رسد چرا که برای مرده که نوشدارو اثر نمی کند و آنگاه که بودجه ها ته کشید هوار راه می اندازند که ای وای دریاچه ارومیه مرده است بهتر است این کانالها ار دوباره با بودجه های کلان پر کنیم و بدین ترتیب و در نهایت دریاچه ارومیه می میرد و برای آن آبی نمی رسد و لی برای عده ای خاص و خاصه خور نان خوب و چرب و چیله ای می شود . اگر نشد چنین پس من آدم بد بینی هستم .
فکرکنم بااین حرکت لاک پشتی تا یک سال دیگر ابی نخواهد بود تا دولت بخواهد دباره ان تصمیم گیری کنددراین سالها هیچ کارعملی انجام نشده است فقط بی خودی حرف می زنند
دریاچه ارومیه دریای بود که ازته دریاچه چشمه های اب داشت با پرکردن ته دریاچه به خاطرپل میان گذرآنهاکور شدندیکی از دلیل اصلی پرکردن چشمه های وسط دریاچه می باشد
اگه بخواهیم دلیل خشک شدن دریاچه رو بررسی کنیم باید بگیم مهم ترین عامل همین سدها هستند . شرایط اقلیمی تاثیر بسیار بسیار ناچیزی داشته ! برای اثبات این حرف دریاچه وان در صد کیلومتری دریاچه ارومیه ! که بدون کوچکترین مسئله ای به حیات طبیعی خودش ادامه میده !
این پروژه های غلط ، غیر کارشناسی و جاه طلبانه ای که متاسفانه در این دهه اخیر به اجرا در آمده اند به جای خدمت و آبادانی عامل ویرانی و نابودی گشته اند.
تابناک جون واقعا شما با اطلاع رسانی این فاجعه بزرگ شمال غرب ایران نشان دادید ایران را میپرستید ...و دارید سعی میکنید صدای مظلوم را و این فاجعه را به گوش مسئولان میرسانید
اگه بخواهیم دلیل خشک شدن دریاچه رو بررسی کنیم باید بگیم مهم ترین عامل همین سدها هستند . شرایط اقلیمی تاثیر بسیار بسیار ناچیزی داشته ! برای اثبات این حرف دریاچه وان در صد کیلومتری دریاچه ارومیه ! که بدون کوچکترین مسئله ای به حیات طبیعی خودش ادامه میده !
این پروژه های غلط ، غیر کارشناسی و جاه طلبانه ای که متاسفانه در این دهه اخیر به اجرا در آمده اند به جای خدمت و آبادانی عامل ویرانی و نابودی گشته اند.
انتقال آب خزر به سمنان،دریاچه ارومیه، جالبه ! دوستان تو استانهای دیگه کمبود آب ندارن؟ تعارف نکنید آب زیاده! چقدر بعضی از مردم خودخواه هستن فکر اینو نمیکنید چه به سر مناطق شمالی ایران میاد؟ (مازندران، گیلان،اردبیل،گلستان،خراسان شمالی، حتی تهران)
ببخشید مگه تو ایران دریاچه است؟
برای راه حل موقت احتمالا بشه مقداری از آب سد حسنلو که چسبیده به دریاچه هست استفاده کرد
تا نظر کارشناسان چی باشه؟
وقتی به شرق آلمان رفتم دریاچه کوچک و زیبایی دیدیم یکی از مردم محلی می گفت اینجا چند سال پیش فقط رودی می گذشت که دولت با استفاده از همان رود حال به دریاچه کوچک و زیبایی تبدیل کرده است. اما در ایران دولت و مجلس برای درپاچه ارومیه چکار انحام دادند ! جز اینکه با ساخت سدهای غیر اصولی و در مناطقی که نباید ساخته می شد باعث خشکسالی بسیار از مناطق دیگر شده است! چرا باید افرادی که دانش لازم ندارند مدیریت شهر و کشور را در دست گیرند و باعث نابودی منابع آن شوند! چرا رابطه در کشور مهم است نه دانش واقعی ( مدرک قلابی دکترا ) روی هر مدیر مسئولی که دست می گذارید چیزی از قسمت مدیریت خود بجز آنچه که به او در چند خط دیکته شده است نمی داند نه از اصول کار خبر دارد و نه از جزئیات کار!
فقط سد ها نیستن مشکل چاههای عمیق هم هستکه باعث خشک شدن بستر و چشمه های کف دریاچه شده
به خدا این مردم نعمت هستند که ایران دارد، حتی حاضرند پول پروژه رو هم بدهند از مسئولین می خواهیم که تمام بازداشت شده ها رو آزاد کنند و حتی به اونها جایزه هم بدهند که بخاطر وطنمون ایران از همه چیشون گذشتند ما مردم آذربایحان از تابناک بخاطر اهمیت دادن به این موضوع تشکر میکنیم
حق مطلب را خوب ادا نموده اید.ولی حیف کسانی که ایده های خوب دارند پست ومقامی برای عملی کردنش تدارند
گلین گـــداخ آغلیاخ...اورمو گولون دولدوراخ (بیاین گریه کنیم و با اشکهامون دریاچه ارومیه رو پر کنیم)
عزیز بی سواد. چطور برای سد سازی سریع بودجه می ده این مجلس محترم ولی برای صنایه و کارخانجات بودجه نمی دهند و حرف نمایندگان رو گوش نمی کنند؟ شما باور می کنید که مجلس به حرف ترک ها گوش کنه.
مظلوم نمایی دوستان ترک
خوب عزیز برادر روی رودهای منتهی به دریاچه سد نسازین تا خشک نشه
وقتی نماینده های استانتون به هر ضرب و زور برای ساخت سد بودجه میگیرن و مسائل کارشناسی براشون مهم نیست نتیجه همینه
خدايا درياچه بختگان نيز نظر به لطف تو و البته برنامه ريزي مديران دارد.
با سلام
قبلا هم گفتم فقط یک راه برای جلوگیری
از این فاجعه زیست محیطی وجود داردو
بس وآن انتقال آب از دریای خزر میباشد
راه آن را هم اگر کسی وگوش شنوایی
در مملکت بود خواهم گفت که بسیار کم
هزینه واقتصادی در بیاد.
چرا دریای خزر وقتی ارس هست بستر ارس چند صد سال پیش دریاچه ارومیه بود که تغییر مسیر داد به سمت خزر الان این پان ترکیست ها مخالف بردن اب از ارس به ارومیه هستن چون اونوقت تیرشون به سنگ میخوره
یک روش کم هزینه و بلند مدت نیز جلوگیری از ورود ابهای شور به این دریاچه است. این آبهای شور با آب آجی چای وارد دریاچه می شود. با بستر سازی در مسیر این رود(در مسیرهایی که از زمین های دارای معدن نمک میگذرد) می توان درجه ی شوری آن را حفظ کرد.
کاش یک فکری هم به حال زاینده رود بکنید .زاینده رود قلب اصفهان است و متاسفانه از بس از سر چشمه هایش برای جاهای مختلف کانال کشیدند و بردند به این روز افتاده است.
آخه زاینده رود رو با دریاچه اورمیه مقایسه می کنید؟ حرف نزنی نمی گن لالی! دریاچه ارومیه دومین دریاچه شور جهانه و به عنوان پارک ملی تو یونسکو به ثبت رسیده. زاینده رود فقط یه روده همین.
در حق ترکها اجهافی نشه، زاینده رود که مهم نیست
ای بابا .....میخوای زاینده رود هم مثل ارومیه سیاسی بشه؟؟؟
آفرین به نویسنده این مطلب الحق که شیر پاک خورده ای.
خفه شو تابناک جیره خوار ارامنه
به قول سعدی بزرگ لگد کم خوردی!
مطمئن هستم نامت علي نيست و صهيون هستي و بي تربيت
مردم باید دقت کنن که قضیه رو ابدا نباید سیاسی کرد_باید به این درک برسید که همه مردم ایران نگران این وضعیت هستن نه فقط آذریها_آیا می دانید بخش اعظم سیب مورد نیاز ایران از ارومیه میاد؟همه کسایی که ارومیه رفتن این حرف من رو می فهمن که بلافاصله بعد از پل به طرف ارومیه با وسعت بسیار زیاد باغ های سیب مواجه می شن که با آب چاههای ((عمیق)) آبیاری میشن_به نظرم دولت باید به باغدارا پول بده و زمینهاشون رو بخره
مردم قضیه رو سیاسی نکردن نیروی انتظامی این قضیه رو سیاسی میدونه
این مصداق بارز توسعه ناپایداره
که از ویژگی های دولتهایی است که بر مبنای نظر کارشناسان عمل نمیکنند. بهتره این رو هم بدونیم که حفر چاههای عمیق و همینطور پروژه های سد سازی در دولت های قبل هم بوده و اساسا روند خشک شدن دریاچه به ده سال پیش بر میگرده اما در این دولت شدت بیشتری گرفته و نه تنها اشتباهات دولتهای قبلی جبران نشده بلکه اشتباهات به مراتب بزرگتری هم به اشتباهات قبلی اضافه شده .
بسیار متین و درست :
آقاياني كه زماني به دنبال خشكاندن ريشه سازمان هاي غير دولتي بودند ، حال متوجه مي شوند (و شايذ هم تا آخر عمر متوجه نشوند !!! )كه با انداختن اين اعتراضات در بستر سازمان هاي غير دولتي به شيوه اي بسيار آسان مي توانستند به فوايد زير برسند (و شايد هم دلشان نمي خواهد برسند و به ضررشان هست ):
1- به دليل مردمي بودن سازمان ، حرف آنها در ميان مردم عادي تاثير بيشتري داشت .
2- اعتراضات متمركز ، مديريت شده و با نفوذ بيشتري صورت مي گرفت
3- به دليل وجود بدنه كارشناسي در سازمان ها امكان ارائه طرح هاي پخته تر وجود داشت
4- اعتراضاتي كه صرفا با هياهو و به شكل سينوسي صورت مي گرفت مي توانست به شكل دامنه دار و بلند مدت طراحي گردد
5- سازمان ها مي توانستند گردهمائي هاي اعتراض آميز را با شكل مناسب تر برگزار كنند تا كارگاه آموزشي براي كودكان جهت اعتراض در آينده باشد
6-با پخش تراكت ، تبليغات و پيراهن مي توان تبليغات بهتري بر روي مشكل انجام داد
7- به نيروهاي امنيتي القاء مي گرديد كه هر مسئله اعتراضي كه آنها نيز خود سهيم هستند ، جوابش باتوم نيست
8- و در آخر و از همه مهمتر اجازه سوء استفاده از بيگانگان گرفته مي شد تا از بستر گل آلود ماهي نگيرند .
دوست عزیز شما کاملا درست میگید . من به عنوان یک فعال محیط زیست حدود 5 سال پیش برای تشکیل یک سازمان مردم نهاد( ngo) به وزارت کشور رفتم . اتفاقا یکی از عمده دغدغه های من بحث توسعه پایدار و افزایش بهره وری در حوزه کشاورزی و همچنین مدیریت آبخیزداری در حوزه های رودخانه ها و دریاچه ها بود .. که متاسفانه با مخالفتها و مانع تراشیهای زیادی مواجه شدم و به همین دلیل از پیگیری این نهاد منصرف شدم !
هر چند دير ولي خيلي خوب حق مطلب را ادا كرديد .البته مثل صدها كامنهاي قبلي من اينبار هم منتشر نخواهيدكرد.
مردم آذربايجان حق دارند به بي توجهي مسئولان به خشك شدن تدريجي درياچه اروميه به شكلهاي مختلف اعتراض كنند و به خيابانها بيايند و تظاهرات نمايند چون گويا مسئولان به غير از تظاهرات خياباني به هيچ چيز توجه نمي كنند. و مردم هم غير از خيابان تريبوني ديگري براي بيان نظرات خود ندارند
سدها عمدتا آب شرب شهرها را تامین می کنند و با باز کردن آن ها مشکل حل نمی شود. با توجه به کاهش بارش به خصوص برف در سالهای اخیر، تنها راه حل اساسی و بلندمدت انتقال آب دریای خزر به دریاچه ارومیه است.
دوستان اگر یک سری به بیرون و حومه تبریز بروند و سطح زیر کشت آبی آن را با 20 سال قبل مقایسه کنند خواهند فهمید آب دریاچه ارومیه کجا رفته است.
20 سال پیش جمعیت پایین بود آقا رضا. این قضیه برمیگرده به اون شخصی که گفته بود جمعیت ایران تا 120 میلیون جا داره.
این حرف شما بسیار بسیار غلط و غیر کارشناسی است ! ورود آب خزر به دریاچه، ورود آب از یک اکوسیستم به اکوسیستمی دیگر است .که میتواند عواقب سویی داشته باشد. بعد چه کسی گفته که تمام آب سد برای تامین آب شرب است دریاچه حق آبه ای دارد ! مگر 20 سال پیش که سدی به این شکل وجود نداشت مردم مشکل آب داشتند!؟
وضعیت زیست محیطی دریاچه ارومیه و شهرهای همجوار ان بسیار نا مطلوب است چرا نمی خواهیم که واقعیت بپزیریم و به همه چیز به دید امنیتی نگاه میکنیم .
همت و عمل مسئولان باعث رفع معضل فوق و باعث ناامیدی منافقان خواهد بود انشاءاله
خوب چرا منفی میدید؟؟؟ نکنه خودتون میخاین درستش کنین؟؟بلدین؟ ؟
8-چرا کسی دلش برای دریاچه های پریشان و بختگان نمی سوزد حتما باید مردم استان فارس هم به خیابان بیایند؟
آقاي محمد علي عزيز
درياچه اروميه با درياچه هاي ديگر كشور يك فرق اساسي دارند.اگه درياچه اي مثل پريشان خشكمي شود تأثيري محدود در محيط اطراف خود وحوزه هاي ديگر مانند اقتصاد و سياست خواهد داشت ولي درياچه اروميه صرفاً مقداري آب جمع شده براي تفريحو زيبايي نيست كه با خشك شدن آن آب از آب تكان نخورد. اكوسيستم آن منطقه و زندگي مردم بستگي اساسي با درياچه دارد و در صورت خشك شدن درياچه هيچكس از اثرات اقتصادي و سياسي آن هم بي نسيب نخواهد شد حتي شما آقاي محمد علي.
آقاي محمد علي : كاري نداره كه، شما هم يه تكوني بخورين تا حرفتون رو بشنون.
آقای محمد علی کی به شما گفته بیرون نیایید . شما ها بی بخار تشریف دارید به ترکها چه ربطی داره
محمد علیییییییییی!!!
اقای محمد علی حال پریشان خودتو از قلم انداختی
اقای محمد علی تو خیلی از موضوع پرتی خجالت بکش یا اینکه ... شو
آها ایران فقط ماله ترکها هست؟ منظورت اینه. این چه رسمیه که ترکها تا تقی به توقی می خوره، اعتراض و تظاهرات و .. راه می اندازن اما مشکلات دیگران را کم اهمیت می دونن. مگه مشکل ریزگرد در غرب کشور کم چیزیه یا خشک شدن دریاچه های فارس؛ آلودگی کاسپین، زبالهای شمال کشور و ...
عزیز مطمئنا شما و بسیاری در ایران از جمله نماینده بجنورد هیچ تصوری از دریاچه ارومیه ندارید که ان را با پریشان و بختگان مقایسه می کنید اگر چه همه باید حفظ شوند.
نبايد خشک شدن درياچه اروميه را با خشک شدن کارون - زاينده رود -هامون وغيره رابا هم مقايسه نمود گرچه تماما نشانگر برنامه ريزيهای غلط و مديريتهای ضعيف مسئولين ميباشد چرا که خشک شدن درياچه اروميه تبعات بس مخرب زيستی - اب و هوايي-بهداشتی -اقتصادی -سياسی در محدودهای فراتر از حوزه خود رابدنبال دارد و اين موارد در ساير نقاط اشاره شده بسيار کمتر و منطقه ای ميباشد.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.