آخرین خبرعکس ماهواره‌ای حیرت‌انگیز از رشته‌کوه هیمالیا
5بازدید

می‌گفت: از روزی می‌ترسم که ...

از رنجي بزرگ در وحشتم. از اينكه برايم بِگِريي يا بخندي بي‌خيالم؛ اما از اينكه فرداها، در كوره راهها در شادي‌ها، در جشن‌ها، در مسير بزرگ زندگي به دست فراموشي‌ام سپاري، در وحشتم؛ وحشتي كه زندگي را برايم مرگ مي‌كند.

می‌گفت: از روزی می‌ترسم که ...
سرویس دفاع مقدس ـ بسیجی شهید حسین بیدخ، پیش از آنکه نویسنده خوبی باشد، جوانی پاک و مومن بود که حرفهای دل خود را بر کاغذ می‌آورد؛ می‌نوشت تا فرداییان بدانند که این سرزمین مردانی از جنس آسمان داشت که برای همیشه نمونه انسانی بودند که تشنه معرفت و معنویت و خوشبختی است. او از جوانانی بود که راه جبهه را برگزید و در نوزده سالگی در عملیات فتح‌‌المبین عاشقانه به شهادت لبخند زد.

یادآوری گوشه‌هایی از خاطرات حسین، شاید ما را به خویش بیاورد. پس با هم آنان را مرور می کنیم:

مملکت پس از جنگ دکتر و مهندس می‌خواهد

او كتاب‌هاي درسي‌اش را با خودش به جبهه آورده بود و در فرصت‌هاي به دست آمده به حل تمرين مي‌پرداخت. به او گفتم: حـسـيـن جان، حالا چه وقت درس و مشق است؟ او خيلي جدي به من گفت: درست است كه آرزوي شهادت دارم، امّا من از خواست خداوند اطلاع ندارم، شايد مشيّت خداوند خلاف خواست ما باشد. بايد فراموش نكنيم كه اين مملكت آينده دارد، پس از جنگ بايد نيروهاي حزب‌اللهي سُكاندار عرصه‌هاي كار و تلاش باشند. مملكت پس از جنگ دكتر و مهندس مي‌خواهد. ما بايد همه چيز را در نظر بگيريم.



کمترین فرصت

كوله پشتي حـسـيـن به هنگام اعزام به جبهه دالْپَري پر از كتاب بود. علت آن را پرسيدم، حـسـيـن در پاسخ گفت:‌ دالپري جبهه نسبتاً راكدي است و فرصت‌هاي زيادي پيش مي‌آيد و من تلاش مي‌كنم، كمترين فرصت را از دست ندهم.
 
قبولی‌های بهشت

وقتي با يك پتوي سياه از گوشه اي از محوطه تاريك پادگان با احتياط خود را به آسايشگاه مي‌رساند، وقتي تلاش مي‌كرد چشمان پف كرده و قرمز خود را از دوستانش بِدُزدد، خيلي‌ها پيش‌بيني مي‌كردند كه در ليست قبولي‌های بهشت است.

نویسنده

فن بيان و شيوايي كلام حـسـيـن، هر شنونده اي را مجذوب خود مي‌كرد، توانايي فوق‌العاده او در انتقال مفاهيم، موجب شد تا پس از عمليات طريق‌‌القدس، به عنوان سخنگو و پيام رسان دفاع مقدس از طرف بسيج دزفول به تهران رهسپار شود و در دبيرستان‌هاي متعددي براي دانش آموزان سخنرانی کند.



به گفته برادراني كه ايشان را همراهي مي‌کردند، حـسيـن، دفاع و مقاومت جانانه مردم، امداد و نصرت الهي و جلوه‌هاي ويژه عمليات فتح بستان (طريق‌القدس) را در قالب جملات بسيار شيوا و جذاب بيان مي‌نمود.
 
فقط بنویس

از قلم پر توان او آگاه بودم و گمانم بر اين بود که در اين عمليات، سرانجام از استغاثه‌هايش نتيجه خواهد گرفت. از اين رو تا از او خواهش كردم تا مي‌تواند بنويسد.



پس از نماز ظهر متوجه شدم كه حـسـيـن يكي از نوشته‌هايش را كامل كرده است، از او اجازه خواستم و نوشته اش را خواندم، تبارك‌الله بسيار زيبا نوشته بود.

به او گفتم: حـسـيـن جان، اين مقاله را يا خودت بايد براي بچه‌ها بخواني يا اجازه مي‌خواهم خودم بخوانم.

عصر همان روز در جمع نيروهاي دسته مقاله حـسـيـن را خواندم. از جمع سـي، چهـل نفري حاضـر، هـيچ كـدام جز خودم بـاور نمي‌كرد، اين مطلب را حـسـيـن بـيـدخ  نوشته است. ظـاهر معـصوم، آرام، بـي سر و صـدا و بـي ادعـاي او همـراه بـا جـثه ضعـيف و چهره بسيار جوان او همه را غافلگير كرده بود. بچه‌هـا تـشويق و تـحـسـين و تـعـجـب خود را پنهان نمي‌كـردنـد و جـمـلـگـي درخواستشان اين بود كه  حـسـيـن  را آزاد بگذاريد تا بنويسد.

-------------------------

بخش‌هایی از وصیتتامه و دست‌نوشته‌های شهید

برادر راهم را ادامه بده.

در كنج كنج اين صحرا، در گوشه گوشه اين دشت به هر كجا كه مينگري در هر گوشه كه می رَوي، به هر محل كه نظر می‌افكني، شهيدي بي‌دست و پا، بي سر و تن، پاره پاره لبخند بر لب افتاده است، در گوشه‌اي از صحرا، در كنار يك نهر در سكوت فرياد مي‌زند كه: برادر راهم را ادامه بده.



درد بزرگ من

از دردي بزرگتر در هراسم، از رنجي بزرگ در وحشتم. از اينكه برايم بِگِريي يا بخندي بي خيالم؛ اما از اينكه فرداها، در كوره راه‌ها در شادي‌ها، در جشن‌ها، در مسير بزرگ زندگي به دست فراموشي‌ام سپاري، در وحشتم؛ وحشتي كه زندگي را برايم مرگ مي‌كند.
 
حس می‌کنم شهیدان از یاد می‌روند!

چيزي نداشتم. پيامي ‌نداشتم، ولی با رفتنم از دردي بزرگ بر خود مي‌نالم، حس مي‌كنم فرداها، در راه‌ها وقتي زمان گذشته را از ياد مي‌برد و آينده فراموشكده گذشته مي‌شود، شهيدان از ياد مي‌روند.
 
یاد من راه من است

برادر! اينكه مي‌گويم از يادم مبر، منظورم اين نيست كه گورستان را منزلگاه من بداني و هر شب جمعه در آنجا حاضر شوي و گريه كني! برادر، ياد من راه من است.
 
از روزی می ترسم که...

از اينكه فرداها اين همه خون برادرانم كه نويد دهنده هزاران لاله در بهاران فرداست، از ياد رَوَد بيمناكم. از اينكه فرداها به ضعيفان نَرِسَند، ثروتمندان مالكان زمين شوند، ضعيفان درد كشيدگان روزگار شوند، شهيدان از ياد رفتگان شوند، خون شهيدان به استهزا گرفته شود، زندگي در آن دنيا برايم تار مي‌شود.
 
چنان زندگی کن که...

دوربين فيلمبرداري خدا را كه هيچ گاه نديدم، حالا ديدم. گويي فرشتگانِ مأمور، در حال گرفتن فيلم از مايند.

برادرم چنان زندگي كن كه هميشه دوربين خدا را در حال گرفتن فيلم از خود ببيني.
 
عجیب است!

عجيب است، حال انسان‌هایي كه مي‌دانند، مي‌ميرند و مي‌دانند محاكمه و به بند كشيده خواهند شد، ولی باز نشسته‌اند و دست بر روي دست، مي‌خورند و مي‌خوابند وآسوده و بي خيال!

پیامم را بشنو

برادر، اگر به عنوان يك شهيد قبولم داري، من نيز به عنوان يك پيام به تو مي‌گويم:

زندگي چند صباحي بيش نيست، چنان زندگي كن كه به لحظه وداع زندگي برايت افسوس نشود.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۱۵:۵۸

روحش شاد و یادش گرامی

در راه مانده۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۱۴:۲۹

خدايا به عظمت و بزرگي آرمان اين شهدا و عظمت و شان سيد شهيدان قسمت مي دهيم

نور ديده ي شهدا را در قلب ما بنشان تا در هر مسئوليتي كه هستيم همواره دل در گرو تعالي اسلام و مسلمين داشته باشيم.

یکی از جوانان این مرز و بوم۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۱۳:۴۸

کجایند این مردان (البته با همین تفکر زنده و حس مسئولیت الهی) در پست های کلیدی امروزمملکتمان؟
وسهم نسل ما فقط حسرت وحسرت و...

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۱۳:۰۴

بعضی وقتا همه مون به تلنگر نیاز داریم .ممنون تابناک

آرش۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۱۲:۵۹

روحش شاد

غلامرضا۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۱۱:۴۸

ممنون. دست نوشته های ادبی بسیاری از شهدا خواندنی و شنیدنی است. از این نمونه ها باز هم تهیه فرمایید.

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۱۱:۳۶

درود بر روح بزرگ تو ای شهید والا مقام

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۱۰:۴۲

خدايا ماراباخاطره عمالمان مديدن شهدامفرماچون شهدامادرحدمعصوم بودن

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۱۰:۳۹

چه رشادتي داشتيد و چقدر مرد بوديد

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۱۰:۳۸

" از اينكه فرداها اين همه خون برادرانم ... از ياد رَوَد بيمناكم .... از اينكه فرداها به ضعيفان نَرِسَند .... خون شهيدان به استهزا گرفته شود، زندگي در آن دنيا برايم تار مي‌شود "

خوب است که نیستی که تابناک را بخوانی که پزشکی دختری را به خاطر داشتن حجاب جلوی دانشجویان پسر مسخره میکند
فردایی که میترسیدی خون شهدا به استهزا گرفته شود رسیده است

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۱۰:۳۲

روحش شاد وراهش پر رهرو باد ولی خداییش انگار آینده به ایشان الهام شده بود

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۰۹:۴۴

متن خوب ولازمی بود . اگر چه برای دقایقی هم مارا از خواب غفلت وفراموشی بیدار کند مفید است . باز هم از این کارها بکنید.

ابراهیم۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۰۹:۳۹

از خدا عاجزانه می خواهم ادامه دهنده راه شیهدان باشیم

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۰۹:۲۸

خدا بيامرزد دكتر شريعتي را كه گفت انقلابي ماندن مهمتر از انقلابي بودن است بنظرمن رزمندگاني كه ماندن ومنحرف نشدند و غرق در ماديات نشدند از همه بالاترند.

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۰۹:۲۷

چه خوش رفتند یاران ما
از این مهمل و سرزمین دعا
ولی هیچ چشمی به راهش نبود
خدایا فهم انرا به ماها رسان
التماس دعا شهید وطن .گوشه چشمی به ماکن

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۰۹:۱۳

ای کاش خط امام و شهدا را ادامه دهیم

التماس دعا

مهدي۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۰۹:۰۸

اي شهيدان عزيز /اين را بدانيد كه قاطبه مردم ايران راه و ياد شما را زنده نگه ميدارند و من حقير هميشه از اينكه خو نتوانستم با شما هم پرواز شوم افسوس ميخورم.
روحتان شاد.

حميد۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۰۹:۰۵

صبا بيار ز ياران رفته ام پيغام
كه دركشاكش دوران چه گشتشان فرجام
مرا مصاحب وهمدرد وهمسفر بودند
به همرهان من آمد چه اندر اين ايام
ز طائران خوش آواز بزم ديروزم
خبررسان كه نشستند بر كدامين بام
ز شهد خاطرشان كام من بود شيرين
كجا شدند و زشهد كه اند شيرين كام
خبر زحال من خسته دل نمي گيرند
نمي برند چرا زين به ره فتاده نام ؟
پريدگان زقفس را ببر سلام از من
بگو كه ياد شمايم خوش است صبح و شام
خوشا شما كه ز قيد جهان شديد آزاد
گشوده خوش پر وبال و رها شديد از دام
دريده پرده مكر و رياي اين فرتوت
شكسته دام و كشيديد دامن از اوهام
هر آنكه از سرغفلت سپرد دل اينجا
همي بداند و گويم بود خيالي خام
از اين عروس بزك كرده كس نشد محفوظ
نخورده است كسي از خم وفايش جام
همان خوش است كه همچون شما كنم پرواز
رسيده نامه به حكاك هم ز بار عام

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۰۹:۰۰

میگفت ترس از فراموش شدن است حال میبیند که خیلی ها فراموش شدند !!!!

مهدی۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۰۹:۰۰

روحش شاد و یاد همه شهدا گرامی.

محمد۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۰۸:۴۷

خوشا به حالشان که از فرصت طلایی جنگ برای رسیدن به کمال سعادت،کمال استفاده را بردند.. ای شهدا ما بیش از این به دعای خیر شما نیازمندیم که غرق در انحرافات و فساد این روزگار نشیم.

majid۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۰۸:۴۱

روحش شاد

ن.ش.ل۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۰۸:۴۱

سوز دل چگونه ساز نكنم آنگاه كه لحظه ها تعيين كننده سرنوشت انسان است و بس ! چگونه جدايي و دوري و محجوري و جاماندگي از ياران را مويه نكنم كه دلي شرحه شرحه دارم از فراق؟؟؟؟؟؟؟؟ كلمات در اينجا قاصر ند و خود محجوري بر راه و جا مانده از قافله ياران شهيد!!!!!!!!!!!!الهم رزقني توفيق الشهاده في السبيل الله

lمحمد۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۰۸:۲۷

اي شهيدان خوشا به حال شما كه رفتيد ودنياطلبان رانديد كه چكونه برسر ماندن چندروز بيشتردرپست مقام همديگرا له گرده واز روي جنازه فقرامي گذزند نمانديد تا فتنه فتنگران راببنيدمن نمي دانم چه بگويم فقط اين را بگويم كه تمام رسانه هاي ديداري وشنوايي ونوشتاري والكترونيكي فقط هفته دفاع مقدس باشد يا برايشان سودي داشته باشد اسمي ازشما بياورند مطمعن باشيد همين مطلب راهم روي سايت نمي گذارند

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۰۳:۵۴

به کدامین گناه تورا کشتند؟ و امروز به کدامین جواز میراث تورا آنهم بنام مقدسات بتاراج میدهند؟

قدر تجارت۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۰۳:۴۳

دورد بر شهدای خرمشهر و آبادان و تمام شهدای عزیز کشور

Fatemeh۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۰۲:۳۹

Enshaallah rohash shad.
Anha koja va ma koja. Vay bar ma aghar faramoosheshan konim.

فرزند شهید۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۰۱:۰۶

واقعا این نوشته ها و سخنان برای ما سنگینه! خوشا به حالتون، چون مسیر درست را پیدا کردید با اعتقاد کامل و اراده محکم طی طریق کردید.

دزفولی۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۰۰:۵۱

مرحوم پدرش آمد پادگان دوکوهه که محل استقرار وآموزش نیروهای بسیجی بود.چند روز قبل از عملیات فتح المبین بود آمده یود یکی از دو برادر را با خود به منزل ببرد. پدرشان به من گفت با جبهه رفتنشان مخالفتی ندارم اما شما به بشون بگو یکی یکی ...هم حسین وهم حسن تو گردان بلال جز نیروی خط شکنان بودند.خیلی باهاشون حرف زدم تا آنروز کسی به این شیوایی مرا قانع وبهتر بگویم محکوم نکرده بود.اوگفت اولا تواین همه رزمنده خیلی ها سه یا چهار برادر هستند من جمله شخص خودت تا لباس رزمت را بر تن داری صلاحیت مذاکره را نداری دوم اینکه نماز یا سایر واجبات بین چند برادریکی در میان واجبه یا تکلیف هر مکلف؟سوم مرجع من امام خمینی هستند نه شما یا پدر وعزیزتر از شماها.به پدرش گفتم بدون سلاح مرا به جنگ یک دشت پر از قله های معرفت و آگاهی فرستادید من هم اسیر این عارف بالله شدم .مرا ببخشید حاجی بیدخ تا خودت را هم جذب جبهه نکرده برگرد خابه وبرای پیروزی رزمندگان اسلام دعا کنید

صدیق۱۳۹۰/۰۶/۱۶ ۲۲:۰۸

سلام.سلام به توکه خالصانه نوشتی ومن چه بی پروا ازکنار لحظه های ناب تو عبور کردم وگستاخانه فریاد زدم زمانه عوض شده...

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۶ ۲۱:۵۲

چه جوانهایی از دست دادیم در عوض چه نا اهلانی به منصب و مقام و پول رسیدند

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۶ ۲۱:۲۵

سلام بر شهیدان.

ارشاد۱۳۹۰/۰۶/۱۶ ۲۱:۱۱

راه تو ... راه مردان نور است ... مرا و ظلمات راهم ... که راه من ... به یاد تو روشن ترین باشد ... ای شهید ....

قدر تجارت۱۳۹۰/۰۶/۱۶ ۲۰:۵۱

روحش شاد سلام شهیدا دورد خدا بر آنها

mahmood hassanpour.۱۳۹۰/۰۶/۱۶ ۱۸:۴۵

salam ey shahid.khandam va garistam...

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۶ ۱۸:۴۳

پیامبر در کلامی نورانی فرمودند :
"در دوره آخر الزمان
تنها هم و غم مردان شکمشان و
شرف آنها تجملات زندگیشان و
قبله آنها زنهایشان می گردد و
روابط نامشروع زیاد می گردد و
انسان به پدر ومادرش جفا می کند ولی
با دوستانش از راه وفا و صفا وارد می شود و
گناهان علنی می شود و
محرمات الهی سبک شمرده می شود و
مردم به انجام منکرات تظاهر می کنند و
اموال فراوان برای غنا و موسیقی خرج می کنند و
امت من نماز را ضایع می کنند و
از شهوات پیروی می کنند و
مرد ها خود را شبیه به زنان می کنند و
زن ها خود راشبیه به مردان می کنند و
زنها جامه مردان می پوشند و
پوشش حیا از زنان گرفته می شود و
قرآن را طبق خواسته های خود توجیه می کنند و
آئین خدا را با آرا خود تفسیر و تحلیل می کنند و
آنرا با نی و با لحن غنا می خوانند
بدون اینکه هنگام تلاوت با خوف از خدا همراه باشد

بانوي سبز۱۳۹۰/۰۶/۱۶ ۱۸:۳۵

ياد شهدا هميشه زنده است و راهشان ادامه دارد

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۶ ۱۸:۲۲

خدا روحش را شاد و قرین رحمت بفرماید و انشاء الله در در آخرت شفاعتشان نصیب ما گردد

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۶ ۱۸:۲۱

اي شهيد در جهنم دنيا ياد تو و عبور از کنار مزار تو بوي بهشت را به مشام مي رساند .

حسن۱۳۹۰/۰۶/۱۶ ۱۸:۱۸

روحش شاد

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۷ ۱۴:۱۱

لعنت بر کسانی که به این کامنت رای منفی دادند.

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۶ ۲۲:۳۱

اون فردی که منفی زده .. باید بهش نشان منفی شجاعت داد ..!!

ناشناس۱۳۹۰/۰۶/۱۶ ۲۲:۳۰

کی منفی زده و چرا؟؟؟!!!

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.