همدست سرهنگ ادعای خود را پس گرفت؛
غویله: با فشار قذافی درباره امام موسی صدر دروغ گفتم!
روز گذشته، عبدالرحمن غویله در برنامه «دیدار امروز» شبکه تلویزیونی الجزیره، با تکذیب اظهارات پیشین خود گفت: «هم اکنون که ترسی از دولت لیبی ندارم، برای آشکار شدن حقیقت، این مطالب را به شبکه الجزیره میگویم و هیچ کس من را مجبور نکرده است، این مطالب را بگویم و...

«عبدالرحمن غویله»، افسر سابق اداره گذرنامه لیبی، که پیش از این در پاسخ به قاضی تحقیق ایتالیایی مدعی شده بود که گذرنامه امام موسی صدر و دو همراهش را دریافت کرده و مهر زده و آنان از لیبی خارج شدهاند، روز گذشته در مصاحبه با شبکه تلویزیونی الجزیره، این اظهارات خود را تکذیب کرد.
به گزارش «تابناک»، پس از طرح ادعای لیبی، مبنی بر خروج امام صدر و دو همراهش از لیبی و ورود به ایتالیا، دستگاه قضایی ایتالیا تحقیقاتی انجام داد و ادعای ورود آنان به خاک ایتالیا را تکذیب کرد.
در پی این حکم قضایی، معمر قذافی برای سرپوش نهادن بر حکم صادره و انحراف روند پیگیری پرونده با اعمال فشار بر شماری از عوامل دولتی، اقدام به دست و پا کردن تعدادی شاهد ساختگی کرد که عبدالرحمن غویله از جمله آنان بود.![]()
محمد غویله چنین ادعا کرد که گذرنامههای سه مسافر لبنانی نامبرده را از فردی به نام احمد الحطاب گرفته و بر آنها مهر خروج زده است و در پی آن، دادگاه لبنان، نام عبدالرحمن غویله را به عنوان یکی از همدستان قذافی در ربودن امام موسی صدر ذکر و حکم جلب آنان را صادر کرد.
اما روز گذشته، عبدالرحمن غویله در برنامه «دیدار امروز» شبکه تلویزیونی الجزیره، با تکذیب اظهارات پیشین خود، گفت: «هم اکنون که ترسی از دولت لیبی ندارم، برای آشکار شدن حقیقت، این مطالب را به شبکه الجزیره میگویم و هیچ کس مرا مجبور نکرده است این مطالب را بگویم. هماکنون با قاطعیت میگویم که من، نه گذرنامه امام موسی صدر را مهر کردم و نه دیدم که وی از لیبی بیرون رود و امیدوارم این مطالب به کشف حقیقت منجر شود».
متن کامل مصاحبه غویله با شبکه الجزیره ـ که واحد مرکزی خبر آن را منتشر کرده ـ به این شرح است:
عبدالرحمان غویله، افسر پیشین در اداره گذرنامه لیبی و از شاهدان مهم در قضیه ربودن امام موسی صدر در لیبی در سال 1978، در مصاحبهای اختصاصی در برنامه «دیدار امروز» شبکه الجزیره تأکید کرد، امام موسی صدر لیبی را ترک نکرده، بلکه خروج وی از لیبی ساختگی بوده است.
عبدالرحمان غویله افزود: دولت قذافی، امام موسی صدر را ربود و او را پنهان کرد، ولی با این حال، هنگامی که من افسر گذرنامه بودم، یک فرمانده ارتش لیبی پیش من آمد و گفت: تو کار گذرنامه امام موسی صدر را انجام داده و آن را مهر کردهای. من گفتم: نه. من چنین گذرنامهای را ندیدهام.
اما او با تأکید گفت: تو باید بپذیری که این کار را انجام دادهای و چون فرد بیرحمی بود، من مقاومت نکردم و از روی ترس گفتم: هر چه شما بگویید.
من با پدرم مشورت کردم و گفتم: از من خواستهاند که شهادت بدهم و بگویم کار گذرنامه امام موسی صدر را انجام دادهام.
همسرم وقتی شنید، گریه کرد. با این حال، آنها از من خواستند هر چه میگویند انجام بدهم و خود من نیز بسیار نگران بودم، به گونهای که شب نتوانستم بخوابم.
روز سهشنبه سر کار رفتم. مدیر دفتر آمد و گفت: باید به پایگاه افسران پلیس برویم، وقتی رفتیم، فرماندهام از من خواست به اداره اطلاعات لیبی بروم؛ جایی که یونس بالجاسم مدیر آن بود.
یونس بالجاسم پس از آن که من را به خوبی تحویل گرفت، با احترام فراوان از من خواست بگویم که امام موسی صدر لیبی را ترک کرده است.
او گفت، با اینکه ما در جنوب لبنان برای امام موسی صدر مدرسه و بیمارستان ساختیم و به او کمک کردیم، به ما روی خوش نشان نداده، زیرا میخواست در یک برنامه رسمی سمت راست معمر قذافی بنشیند تا نشان دهد، نزد قذافی جایگاه ویژهای دارد، ولی قذافی نپذیرفته است و به همین علت، امام موسی صدر ناراحت شده و با خودرویی به فرودگاه رفته است؛ هر چند ما دنبال او رفتیم و به او گفتیم، شما شخصیت محترمی هستید که به کشور ما سفر کردهاید و درست نیست این گونه بدون نگهبان و بدون اجرای مراسم لیبی را ترک کنید، اما موسی صدر نپذیرفت و رفت.
یونس بالقاسم این جریان را به همین صورت برای من دیکته کرد تا متأسفانه به دروغ شهادت دهم. او گفت: بگو که گذرنامه موسی صدر را احمد حطاب به تو داده و تو آن را مهر کردهای و موسی صدر لیبی را ترک کرده است، در حالی که من اصلاً شخصی به نام احمد حطاب را نمیشناختم. قرار شد احمد طرحونی، همکار من نیز که همراه من بود نیز شهادت دهد که امام موسی صدر را کنار پلکان و در هواپیما دیده است، در حالی که من اصلاً گذرنامه امام موسی صدر را مهر نکردم.
همچنین قرار شد در یک جلسه تحقیق همین مطلب را به فردی به نام محمد الکیال که در این باره تحقیق میکرد، بگویم و من عین همین حکایت را گفتم که گذرنامه امام موسی صدر را مهر کردهام.
محمد الکیال، تصویر گذرنامه امام موسی صدر را به من نشان داد و گفت: این گذرنامهای است که تو مهر کردهای و این نشان میدهد که قطعاً اصل گذرنامه امام موسی صدر، نزد آنان بود. احمد طرحونی نیز در جلسه تحقیق حضور یافت و همان مطالب را تکرار کرد. من البته به علت ترس درباره این موضوع به کسی چیزی نگفتم.
البته من پس از مدتی میخواستم به حج بروم، ولی یونس الجاسم به من اجازه نداد، زیرا در همان زمان، یک قاضی ایتالیایی به لیبی آمده بود تا در این باره از من تحقیق کند. با این حال، پس از آنکه برای رفتن به حج اصرار فراوان کردم، به من اجازه داد و گفت پس از بازگشت همان مطالب را به قاضی ایتالیایی بگو و من در حج از خدا خواستم مجبور نشوم دوباره شهادت دروغ بدهم و خدا دعای مرا اجابت کرد و من از اداره پلیس استعفا کردم و پیش قاضی ایتالیایی نرفتم.
من البته شش سال در بوسلیم زندانی بودم؛ از سال 1989 تا 1995 و نمیدانم چرا مرا زندانی کردند، زیرا به هیچ سازمان یا گروهی وابسته نبودم.
سال 2000 در ماه آوریل، مأموران امنیتی به خانه پدرم آمدند و از برادرم سراغ مرا گرفتند و من از ترس فرار کردم، زیرا زندان را دیده بودم و میخواستند دوباره من را زندانی کنند، البته نمیدانستم آیا با قضیه امام موسی صدر در ارتباط است یا خیر!
با این حال، پس از سه، چهار روز رفتم پیش یک قاضی به نام یوسف صوف و او از من درباره امام موسی صدر پرسید و من وانمود کردم که اطلاعات بسیاری در این باره ندارم و آن را فراموش کردهام، البته در اتاق دیگری، برخی مأموران اطلاعاتی بودند و من اطلاعاتم را به آنان دادم.
به نظر میرسید اینکه دوباره من را احضار کردهاند، به مسأله لبنان، ایران و لیبی ربط داشت و میخواستند به راهکاری در این باره برسند و به همین علت، از من خواستند دوباره شهادت بدهم.
من در سال 2007 یکباره نام خود را در اینترنت دیدم که دادگاه لبنان مرا احضار کرده است و گویی من از طرفداران قذافی هستم، در حالی که به هیچ وجه با قذافی موافق نبودم، وگرنه مرا زندانی نمیکردند. من از مردم عادی شنیدم که شخصی به نام محمد راحبی، لباس امام موسی صدر را پوشیده و از لیبی به ایتالیا رفته است و با این حال، این مطلب را از منابع رسمی نشنیدهام.
من ممنوع السفر بودم و نمیتوانستم به لبنان یا کشور دیگری بروم؛ البته دولت لیبی برای حفظ جان من این کار را انجام نداد، بلکه میترسید در دادگاه لبنان مطلبی بگویم که به زیان دولت لیبی باشد و با محکومیت جهانی روبهرو شود.
با این حال هم اکنون که ترسی از دولت لیبی ندارم، برای آشکار شدن حقیقت این مطالب را به شبکه الجزیره میگویم و هیچ کس مرا مجبور نکرده است این مطالب را بگویم و هم اکنون با قاطعیت میگویم که من، نه گذرنامه امام موسی صدر را مهر کردم و نه دیدم که وی از لیبی بیرون رود و امیدوارم این مطالب به کشف حقیقت منجر شود.
به گزارش «تابناک»، پس از طرح ادعای لیبی، مبنی بر خروج امام صدر و دو همراهش از لیبی و ورود به ایتالیا، دستگاه قضایی ایتالیا تحقیقاتی انجام داد و ادعای ورود آنان به خاک ایتالیا را تکذیب کرد.
در پی این حکم قضایی، معمر قذافی برای سرپوش نهادن بر حکم صادره و انحراف روند پیگیری پرونده با اعمال فشار بر شماری از عوامل دولتی، اقدام به دست و پا کردن تعدادی شاهد ساختگی کرد که عبدالرحمن غویله از جمله آنان بود.
محمد غویله چنین ادعا کرد که گذرنامههای سه مسافر لبنانی نامبرده را از فردی به نام احمد الحطاب گرفته و بر آنها مهر خروج زده است و در پی آن، دادگاه لبنان، نام عبدالرحمن غویله را به عنوان یکی از همدستان قذافی در ربودن امام موسی صدر ذکر و حکم جلب آنان را صادر کرد.
اما روز گذشته، عبدالرحمن غویله در برنامه «دیدار امروز» شبکه تلویزیونی الجزیره، با تکذیب اظهارات پیشین خود، گفت: «هم اکنون که ترسی از دولت لیبی ندارم، برای آشکار شدن حقیقت، این مطالب را به شبکه الجزیره میگویم و هیچ کس مرا مجبور نکرده است این مطالب را بگویم. هماکنون با قاطعیت میگویم که من، نه گذرنامه امام موسی صدر را مهر کردم و نه دیدم که وی از لیبی بیرون رود و امیدوارم این مطالب به کشف حقیقت منجر شود».
متن کامل مصاحبه غویله با شبکه الجزیره ـ که واحد مرکزی خبر آن را منتشر کرده ـ به این شرح است:
عبدالرحمان غویله، افسر پیشین در اداره گذرنامه لیبی و از شاهدان مهم در قضیه ربودن امام موسی صدر در لیبی در سال 1978، در مصاحبهای اختصاصی در برنامه «دیدار امروز» شبکه الجزیره تأکید کرد، امام موسی صدر لیبی را ترک نکرده، بلکه خروج وی از لیبی ساختگی بوده است.
عبدالرحمان غویله افزود: دولت قذافی، امام موسی صدر را ربود و او را پنهان کرد، ولی با این حال، هنگامی که من افسر گذرنامه بودم، یک فرمانده ارتش لیبی پیش من آمد و گفت: تو کار گذرنامه امام موسی صدر را انجام داده و آن را مهر کردهای. من گفتم: نه. من چنین گذرنامهای را ندیدهام.
اما او با تأکید گفت: تو باید بپذیری که این کار را انجام دادهای و چون فرد بیرحمی بود، من مقاومت نکردم و از روی ترس گفتم: هر چه شما بگویید.
من با پدرم مشورت کردم و گفتم: از من خواستهاند که شهادت بدهم و بگویم کار گذرنامه امام موسی صدر را انجام دادهام.
همسرم وقتی شنید، گریه کرد. با این حال، آنها از من خواستند هر چه میگویند انجام بدهم و خود من نیز بسیار نگران بودم، به گونهای که شب نتوانستم بخوابم.
روز سهشنبه سر کار رفتم. مدیر دفتر آمد و گفت: باید به پایگاه افسران پلیس برویم، وقتی رفتیم، فرماندهام از من خواست به اداره اطلاعات لیبی بروم؛ جایی که یونس بالجاسم مدیر آن بود.
یونس بالجاسم پس از آن که من را به خوبی تحویل گرفت، با احترام فراوان از من خواست بگویم که امام موسی صدر لیبی را ترک کرده است.
او گفت، با اینکه ما در جنوب لبنان برای امام موسی صدر مدرسه و بیمارستان ساختیم و به او کمک کردیم، به ما روی خوش نشان نداده، زیرا میخواست در یک برنامه رسمی سمت راست معمر قذافی بنشیند تا نشان دهد، نزد قذافی جایگاه ویژهای دارد، ولی قذافی نپذیرفته است و به همین علت، امام موسی صدر ناراحت شده و با خودرویی به فرودگاه رفته است؛ هر چند ما دنبال او رفتیم و به او گفتیم، شما شخصیت محترمی هستید که به کشور ما سفر کردهاید و درست نیست این گونه بدون نگهبان و بدون اجرای مراسم لیبی را ترک کنید، اما موسی صدر نپذیرفت و رفت.
یونس بالقاسم این جریان را به همین صورت برای من دیکته کرد تا متأسفانه به دروغ شهادت دهم. او گفت: بگو که گذرنامه موسی صدر را احمد حطاب به تو داده و تو آن را مهر کردهای و موسی صدر لیبی را ترک کرده است، در حالی که من اصلاً شخصی به نام احمد حطاب را نمیشناختم. قرار شد احمد طرحونی، همکار من نیز که همراه من بود نیز شهادت دهد که امام موسی صدر را کنار پلکان و در هواپیما دیده است، در حالی که من اصلاً گذرنامه امام موسی صدر را مهر نکردم.
همچنین قرار شد در یک جلسه تحقیق همین مطلب را به فردی به نام محمد الکیال که در این باره تحقیق میکرد، بگویم و من عین همین حکایت را گفتم که گذرنامه امام موسی صدر را مهر کردهام.
محمد الکیال، تصویر گذرنامه امام موسی صدر را به من نشان داد و گفت: این گذرنامهای است که تو مهر کردهای و این نشان میدهد که قطعاً اصل گذرنامه امام موسی صدر، نزد آنان بود. احمد طرحونی نیز در جلسه تحقیق حضور یافت و همان مطالب را تکرار کرد. من البته به علت ترس درباره این موضوع به کسی چیزی نگفتم.
البته من پس از مدتی میخواستم به حج بروم، ولی یونس الجاسم به من اجازه نداد، زیرا در همان زمان، یک قاضی ایتالیایی به لیبی آمده بود تا در این باره از من تحقیق کند. با این حال، پس از آنکه برای رفتن به حج اصرار فراوان کردم، به من اجازه داد و گفت پس از بازگشت همان مطالب را به قاضی ایتالیایی بگو و من در حج از خدا خواستم مجبور نشوم دوباره شهادت دروغ بدهم و خدا دعای مرا اجابت کرد و من از اداره پلیس استعفا کردم و پیش قاضی ایتالیایی نرفتم.
من البته شش سال در بوسلیم زندانی بودم؛ از سال 1989 تا 1995 و نمیدانم چرا مرا زندانی کردند، زیرا به هیچ سازمان یا گروهی وابسته نبودم.
سال 2000 در ماه آوریل، مأموران امنیتی به خانه پدرم آمدند و از برادرم سراغ مرا گرفتند و من از ترس فرار کردم، زیرا زندان را دیده بودم و میخواستند دوباره من را زندانی کنند، البته نمیدانستم آیا با قضیه امام موسی صدر در ارتباط است یا خیر!
با این حال، پس از سه، چهار روز رفتم پیش یک قاضی به نام یوسف صوف و او از من درباره امام موسی صدر پرسید و من وانمود کردم که اطلاعات بسیاری در این باره ندارم و آن را فراموش کردهام، البته در اتاق دیگری، برخی مأموران اطلاعاتی بودند و من اطلاعاتم را به آنان دادم.
به نظر میرسید اینکه دوباره من را احضار کردهاند، به مسأله لبنان، ایران و لیبی ربط داشت و میخواستند به راهکاری در این باره برسند و به همین علت، از من خواستند دوباره شهادت بدهم.
من در سال 2007 یکباره نام خود را در اینترنت دیدم که دادگاه لبنان مرا احضار کرده است و گویی من از طرفداران قذافی هستم، در حالی که به هیچ وجه با قذافی موافق نبودم، وگرنه مرا زندانی نمیکردند. من از مردم عادی شنیدم که شخصی به نام محمد راحبی، لباس امام موسی صدر را پوشیده و از لیبی به ایتالیا رفته است و با این حال، این مطلب را از منابع رسمی نشنیدهام.
من ممنوع السفر بودم و نمیتوانستم به لبنان یا کشور دیگری بروم؛ البته دولت لیبی برای حفظ جان من این کار را انجام نداد، بلکه میترسید در دادگاه لبنان مطلبی بگویم که به زیان دولت لیبی باشد و با محکومیت جهانی روبهرو شود.
با این حال هم اکنون که ترسی از دولت لیبی ندارم، برای آشکار شدن حقیقت این مطالب را به شبکه الجزیره میگویم و هیچ کس مرا مجبور نکرده است این مطالب را بگویم و هم اکنون با قاطعیت میگویم که من، نه گذرنامه امام موسی صدر را مهر کردم و نه دیدم که وی از لیبی بیرون رود و امیدوارم این مطالب به کشف حقیقت منجر شود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
والله خیرالحافظین
نمی دونم کجایی ولی یقین دارم زنده هستی و یک روز به آغوش مسلمین بر خواهی گشت.
نه ایشان زنده هستند یعنی باید زنده باشند خدایا خودت همراهش باش
واقعا براکسانی که منفی میدن متاسفم
متاسفانه عدم خروج امام موسی از لیبی به نوعی بیان شهادت ایشان میباشد
آدم زنده رو نمیشه زندانی کرد؟ آخه این چه حرف بی اساسی هست که شما می زنین؟
ننگ باد بر کسانی که با قذافی و ليبی را بطه حسنه داشتند. هرچه فکر ميکنم نميتوانم با خودم کنار بيام که امام اگر انشاءالله زنده باشن در اين مدت چه مصیبتهايی متحمل شده و اگر به شهادت رسيده باشند باز چگونه ...
واقعا اعصابم خورد شده اخر قصه چی شد؟ یک بار رییس دولت انتقالی میگوید که ایشان و همراهانشان را روز بعد مشاجره لفظی با قذافی به طرز فجیعی شهید کردند هی داستانو کش ندید تحملم تمام شده به خودم قول میدهم دیگر خبرهای امام موسی را دنبال نکنم باز شما مطلب چاپ میکنید
دورود بر مبارزان راه حق
ان شا الله که زنده است ولی اون جنایتی که از قذافی دیدیم و شنیدیم بعید می دونم که امام صدر زنده باشد . توکل به خدا
آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هرکجا هست خدایا به سلامت دارش
وای به روزی که افسران سیا روزی بخواهند حقایق مرگ کندی و برج های دو قلو و هزار چیز دیگر را بدون فشار بگویند - آنوقت مردم بیچاره آمریکا با دست خالی تمام اسرائیلی ها را ریشه کن میکنند
الهی زنده باشی ای امام عزیزم
خداوندا سلامتش بدار تابه جامعه و خانواده اش بازگردد
اميدورايم بقيه كساني كه به هردليلي در اين قضيه شهادت دروغ دادند اكنون توبه كرده و مانند اين شخص حقيقت رابگويند
خدايا به مار حم كن ،تو خود شاهدي كه در اين برهه از زمان چقدر به وجود امام دربند ما نياز هست
اميدواريم هرچه زودتر چشمان ما به چهره نوراني ایشان روشن گردد.آمين
من هم با این دوست خوبم موافقم. یه چیزی توجهم رو جلب کرد و اونم اینه که از خداوند بزرگ خواسته که مجبور نشه دوباره دروغ بگه، اگه واقعاٌ این حرفش راست باشه و از روی ترس نباشه ..... ولی شهادت دروغ دادن خیلی گناه بزرگی هست امیدوارم حالا که توبه کرده خداوند از تقصیرش بگذره چون این بنده خدا اگر شهادت نمی داده جونش در خطر بوده...
انشاااله ایشان با امام بزرگوار محشور شوند....
ازخدای بزرگ میخواهم امام موسی صدرراهرچه زودتربه جامعه اسلامی وخانواده عزیزشان برگردانندتاچشم دشمنان ومعاندان کورشود انشاالله .
خب اینکه از همون سی سال پیش هم معلوم بود وحتی من هم اینو مطمئن بودم، چه برسه به سیاسیون ولی مساله اینجاست که چرا جمهوری اسلامی هم مثل لبنان اقدام جدی نکرد!
آیا امام موسی صدر ارزششو نداشت؟
آیا ایشان برای ما از سرباز اسرائیلی برای اسرائیل کمتر بود؟
خدا به دادمان برسد
چون امام موسی صدر تابعیت لبنان رو دارن در مجامع بین المللی ایران نمی تونه پیگیری کنه و یه مشکلاتی از این دست وجود داره. به هر صورت اگه لبنان هم پیگیره یه بخشش به دلیل درخواست ایرانه
سوالهای شما مهم و جای تامل دارد. شاید هم مهم بود اما در جهت معکوس. دنیای سیاست ان هم اینجا واقعا صحنه شطرنج (همانگونه که سران در سخنرانیها گفته اند) است و باید هدف را از روی حرکت مهره ها متوجه شد.
خدایا خودت حافظ و نگهدار امام موسی صدر باش
ترجمه این مصاحبه به زبان فارسی بسیار نارسا است.
احتمالا نظر خود تابناک است.
دیگه چی میخواستی بدونی دانش آموز دبستان هم مطلب رو می فهمه
ان شاءالله كه امام موسي صدر بعد از 50 سال برگردند و اسطورهاي بسازند كه مو بر تن استكبار راست كند.
خداوند بزرگ حافظ این یوسف گمگشته ی زمانه باشد ...هر جا که هست..اگر که به نزد معبود خود رفته قرین رحمتش کند و اگر همچنان در این دنیاست ان شالله...در رکاب حضرت مهدی(عج) چشمان منتظر دنیایی را روشن کند.. آمین
ای کاش این سید بزرگوار به اغوش خانواده اش که چشم انتظارش هستند بر گردد
اوشکول اینم منفی داره؟خوبه تو گم شی و بلایی هم سرت بیاد همه بگن ولش کن؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.