آخرین خبرقوانین جدید ثبت شرکت و ثبت برند در سال ۱۴۰۵
0بازدید

«نگاه شما»: ازدواج‌های نصفه نیمه

سجاد ابراهیمی در مطلب ارسالی برای «نگاه شما» نوشته است:

موضوعی که می‌خواهم درباره آن بنویسم، مشکلی بزرگ است که بیشتر جوان‌ها اسیر این مشکلند؛ ازدواج‌های نصفه نیمه و منظورم جوان‌هایی است که مدتهاست عقد کرده‌اند و در انتظار تشکیل زندگی‌اند.

جوان‌هایی که برای احیای سنت پیامبر(ص) و دور شدن از گناه‌های دوره جوانی، تن به ازدواج می‌دهند، به امید این‌که شاید بتوانند خدای خود را راضی کنند با هزار امید و آرزو به خواستگاری می‌روند و با هزار امید و به دور از هر تشریفاتی عقد می‌کنند، به امید روزهای بهتر.

ولی تازه وقتی عقد می‌کنند، مشکلات شروع می‌شود؛ می‌گویند بهترین دوران، دوران نامزدی ا‌ست؛ اما برای آنهایی که عاشقانه در انتظار کنار هم زندگی کردن هستند، جز غم و غصه چیزی ندارد.

بیشتر سوی مطلب من دانشجویانی هستند که با کلی مشقت دوران دانشجویی ازدواج می‌کنند و مجبورند در کنار درس، کار هم کنند و با کلی درگیری، هفته‌ای چند ساعت مرخصی بگیرند تا در کلاس‌های دانشگاه شرکت کنند.

افرادی که برای گرفتن چند میلیون وام، تمام بانک‌ها را زیر پا گذاشته که جواب آخر بانک‌ها یا "وام نداریم" یا "فلان مبلغ بخوابون به حساب فلان قد با فلان سود بهت می‌دیم" هست. بعد از چند ماه بیشتر این عقد‌ها و ازدواج‌ها به دلیل نداشتن هزینه تشکیل زندگی با تنش و درگیری روبه‌رو‌ می‌شوند که به جدایی هم می‌انجامد.

می‌گویند ازدواج آسان؟! یک سوال؛ با این اجاره‌ها و پول‌های پیش خانه که هزینه سه سال کار یک کارمند یا کارگر است، آسانی هم وجود دارد؟

امروزه برای شروع یک زندگی ساده بدون هیچ تشریفاتی پانزده میلیون تومان است که لطف بزرگتان شامل این زوج‌ها شده و ۵ میلیون وام ازدواج می‌دهند که قربانش بروم با پانصد هزار کارمزد و ماندن در حساب تا اتمام اقساط می‌پرد.

یکی به من بگوید، با ۴۵۰۰۰۰۰ تومان زندگی می‌شود تشکیل داد؟ من دانشجو چه باید کنم؟ می‌گویند پول نداری بی‌خود کردی ازدواج کردی. از یک طرف می‌گویند چرا ازدواج نمی‌کنی. مانده‌ام چه کنم.

از مسئولان خواهشمندم که مقداری ما رو درک کنند. یه وامی چیزی به تشکیل زندگی تخصیص بدید که دانشجویان و عقد کرده‌ها کمتر دچار تنش بشوند و بروند بر سر خانه و زندگی‌شان.



«تابناک» مطالب اختصاصی و گردآوری شده توسط خوانندگان محترم را در قالب جدیدی با عنوان « نگاه شما» منتشر خواهد کرد.

مخاطبان محترم می توانند مطالب دلخواه خود را در موضوعات مختلف، به آدرس negaheshoma@tabnak.ir ارسال نمایند.

مخاطبان محترم برای ارسال مطالب خود باید چند نکته  را در نظر داشته باشند:

1. این قالب جدید برای ارائه و معرفی «نگاه بییندگان به تمام موضوعات» می باشد.

2.مطالب اختصاصی یا گردآوری شده می تواند در قالب: ایده ، فیلم، عکس، گزارش تحلیلی، گزارش خبری، کاریکاتور و... باشد.

3. مطالب ارسال شده حتی الامکان با ذکر نام و نام خانوادگی فرستنده باشد.

4. موارد ارسالی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین جاری نداشته باشد.

5. مطالب ارسالی به زبان و فونت فارسی باشد.

6.مطالب ارسال شده حتی الامکان حاوی اطلاعات دقیق باشد.

مشخصات فنی

1. از ارسال تصاویر در متن فایلهای word خودداری شود.

2. حجم فایل تصویری ارسالی( به صورت gif یا jpg ) بیشتر از 5 مگابایت نباشد.

3. حداکثر حجم فایل صوتی یا ویدیو پنجاه مگابایت باشد. (نوع فایل: wmv,  flv, wav, mp3, wma)

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۹:۴۸

حرف من اینه که انقد شعار خویشتنداری ندیم . الکی نیس که میگن بزرگترین جهاد جهاد بانفسه . الانم یکی میاد مارو متهم به شهوترانی میکنه ولی شوخی نیس که یه دیقه اروم و قرار نمیتونی داشته باشی واسه اینکه همش باید با خودت بجنگی .

اینایی که میگن چرا ازدواج میکنی به نظر من قطعا از هزار جور راه ناجور به خواسته هاشون میرسن . وگرنه انقد ازدواج براشون عجیب نمیشه

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۸:۲۴

واقعیت اینه که ما دانشجویان متاهل، اگر امید و توکل به خدا و یه کم بس خیالی نبود باید بگیم غلط کردیم ازدواج کردیم.

شهاب۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۷:۴۴

با سلام به نظر من جدا از وضعیت بد اقتصادی ونبود اشتغال ودرامدهای پایین که به خودی خود قابل انکار نیست سطح توقع خانواده ها با شرایط جوانان در جامعه امروز همخوانی ندارد مصادیق ان هم به وفور در جامعه قابل ملاحظه است. الگوه های فرهنگی باید اصلاح شود والا از دست هیچ کس کاری ساخته نیست.

دانشجو۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۷:۴۴

انصاف نیست که جوانها اینقدر تحت فشار قرار بگیرند.
ما در سن بالا طی دوران تحصیلات عالی عقد کردیم، چند سال عقد ماندیم فرجی نشد. دو سال هم هست که ازدواج کردیم؛ بدون پشتوانه مالی مطمئن. اگر لطف خدا و کمک گوشه و کنار والدین نبود نمیدانم چه وضعی داشتیم.

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۶:۴۸

خانه از پای بست ویران است. مشکل شما آقایان فکر نکنم فقط زن پولدار باشه. سن و سال چی؟ خیلی براتون مهمه. حتی اگر خودتون بخواهید و اطرافیانتان بهانه بیارن، شما هم جا میزنید و میترسید که لابد دیگه بچه دار نمیشه و از این جور حرفای بی اساس.

پیرپسر۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۵:۴۳

من هم در زمانی که شور و اشتیاق فراوان برای ازدواج داشتم به علت مشکلات مادی صرفنظر کردم. حالا که نزدیک به چهل سالگی از وضعیت مادی متوسطی برخوردارم، دیگر از اون انگیزه و شور و عشق خبری نیست که نیست!

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۵:۳۱

واقعا نویسنده گل گفته من خودم رو به آب و آتیش میزنم که دو قرون پول گیرم بیاد برای ازدواج اما نمیشه که نمیشه گویا این مملکت و ثروتهای افسانه ایش فقط برای تعداد معدودی هست و پول در آوردن ربطی به زحمت کشیدن ندارد.کاش به جای درس خواندن و سربازی رفتن میرفتم آموزش دزدی میدیدم.

a3d۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۴:۲۹

میگفت می خواهم ازدواج کنم. اما پدرش مخالف بود. یکبار آمد خانه و گفت: شما سه راه دارید:
1- بگویید ایمانت به اندازه حضرت یوسف است. که نیست
2- بگویید برو گناه کن. که نمی گویید
3- بگذارید ازدواج کنم. که بهترین راه است
پدرش راضی شد و در نهایت سادگی ازدواج کردند.

نادر۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۵:۴۰

دلبندم مشکل ایشان عدم رضایت پدر نیست، مشکل مایه دار نبودن پدر + بیکاری یا درآمد کم فرزند است.

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۵:۳۵

پس پول ازدواجش رو کی داد

نا شناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۳:۰۲

من حقوق ماهيانه يك ميليون پانصد هزار تومان دارم و همه شرايط ازدواج را هم دارم خواستگارهاي زيادي هم وجود دارند منتهي به هيچ كدامشان نمي توان اعتماد كرد و جواب بله گفت دوستان عزيز مشكل ازدواج براي همه در تمامي اقشار و طبقات است و علت آن هم سست شدن بنيان هاي خانوادگي مي تواند باشد.

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۲۰:۱۳

شعار نده یه چیز زیاده پسر سالم ولی با مشکل مالی. مثلا خودم 35 سالمه فوق لیسانسم و حق التدریس دانشگاه.

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۵:۳۴

دختر همسایه مون یه خانم فوق لیسانس شاغل بود که درآمدش هم زیاد بود ایشان هم مثل شما به هیچ کدوم از خواستگارا اعتماد نمیکرد آخرین بار که دیدمش 45سالش بود هنوز شوهر نکرده بود و البته خواستگاری هم نداشت.

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۲:۵۶

من اعتراف میکنم که اشتباه کردم ازدواج کردم. تا حالا نشده بود که انقدر کوچک و خار بشم انقدر شرمنده زن و همسر بشم. مشکلات مالی کمرمون و شکونده من گناهم این بود که برای دوری از گناه ازدواج کردم.

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۵:۰۳

چرا اینقدر زود جا می زنی!!!!!!

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۱:۵۷

من 27 ساله که مجردم مطمئنم خدا هم درکم میکنه چون اصلا نمیتونم با ماهی 300 تومن تشکیل زندگی بدم

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۳:۱۳

27 سال از چه زماني. به عبارت ديگر شروع تجردتان 27 سال پيش بوده يا اكنون 27 ساله‌ايد؟؟؟

یک جوان ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۱:۵۲

آقا خیلی سخته!!!
بعد میگن چرا ازدوج جوان ها کاهش یافته!!!
کسی به داد جوان های این مملکت برسه!!!

nashenas۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۱:۴۷

اصلا یکی به شماها بگه شما که تو خرج زندگی خودتون موندین چرا می خواین یکی دیگم بیارین بدبختش کنین هم خودتون از زندگی لذت نمیبرین و همش شرمنده زنو بچتون هستین هم اون زن بدبختو به ارزوهاش نمی رسونین بعدشم اگه فکر کردین تو زندگی متاهلی به ارامش میرسین زهی خیال باطل تازه از چاه می یوفتین تو چاله

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۴:۵۱

اعتماد به خدا
تلاش برای ارتزاق حلال

کسی شک داره که نتیجه نمیده؟

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۳:۵۱

فکر کنم برعکس گفتید؛ از چاله می افتیم تو چاه!

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۱:۲۷

به دولت و وعده هاش نمیشه دل خوش کرد اما یه سوال تو ذهنمه: هر فرزند ماهانه 200-300 تومن برا پدر و مادرش خرج داره. خوب چه اشکالی داره فرزندشون ازدواج کنه و پدر و مادر تا مثلا سه سال همون هزینه ماهانه رو به فرزندشون کمک کنن تا رو غلتک بیفته؟ این جوری کمک هزینه ای که دختر و پسر از خونواده میگیرن حدود 500 میشه. 100 تومن هم یارانه. خودشون هم فرض کنید 300-400 دربیارن. خود این میشه حدود 1 تومن و در صورت ساده زیستی در اوایل زندگی میشه باهاش زندگی رو چرخوند. وقتی وضع مالی خرابه مگه آدم مجبوره مراسم آنچنانی بگیره؟ به یک مهمونی ساده بسنده کنه. جهیزیه هم فقط شامل اصلی ترین چیزا بشه. خود ماییم که کار رو سخت میکنیم. میگیم مگه میشه مراسم..مراسم باید فلان باید فیسال. همین باید بایدها کار رو خراب کرده. پدر و مادرها اگه بچشون رو دوست دارن وقتی میبینن اول زندگی مشکل مالی دارن به جای غرزدن به اونا کمک کنن

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۲۰:۰۹

عزیزم کل حقوق بازنشستگی بابام 450 تومنه که نصف اون جای وام و اقساط کسر میشه

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۱:۰۹

ای جان، حرف دل همه جوونای رو زدی که سن سالشون داره مثل باد میره بالا،دیروز یکی از همکاران برگشته میگه «زمین آدمهای مجردی که روی اون راه میرن رونفرین میکنه»بهش میگم رفیق جان خوبه برم زن بگیرم بعدش زنم من نفرین کنه آخه خدارو خوش میاد یک پدر درآرزوی دیدن عروسی فرزنش بمونه؟؟؟

amir۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۰:۴۵

فکر کنم خبر از آدمایی که این 4500000 ریال را هم ندارند , نداری .البته اگه منصف باشی با همین در اومد زندگی که هیچ کلی کار میشه کرد.

محمد.و.ن۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۰:۴۳

منم تو دوران دانشجويي ازدواج كردم
تمام تلاشمو گذاشتم واسه استخدام دولتي.از كنكور شديدتر درس ميخوندم .شكر خدا استخدام شدم الانم يه ساله عروسي كرديم.با بدبختي يه آپارتمان تو يه محله متوسط اونم طبقه چهارم (بدون آسانسور) اجاره كردمو شكر خدا راضيم.
دوست عزيزتر از جانم منم كاملا درك ميكنم چي ميگي
فكرايي كه داري رو به همسرت بگو نگراني هات.بي پوليات و.....
باهاش كل كل نكن
به نظر من هدف كوتاه مدتتو بذار تشكيل زندگي به هر نحوي كه شده و هدف بعديت بالا بردن كيفيت اين زندگي اونم يواش يواش
به هيچكس كاري نداشته باش و خودتو با هيچكسي مقايسه نكن
تو هدف بالا تري داري كه همين باعث تمايز تو با بقيه ميشه پس تو از خيلي ها بالاتر و جلوتري
يادت باشه تنها نيستي

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۴:۵۹

ولی از کامن های آقایون بیشتر به نظر میا منظورشون از زن خوب صرفا زن پولدار هست. کامنت های آقایون رو که دیدم دلم برای همسرم سوخت که به جای ازدواح با زن پول دار با من ازدواج کرد و حالا مسئولیت زندگیش با خودشه نه با بابای زنش. مردها تو ایران دنبال زن بساز یستن دنبال زن پولدارن تا زودتر به خواستهای خودشون برسن. ازدواج نمی نن تا با هم خوشبخت بشن ازدواح می کنن تا صرفا خودشون رو خوشبخت کنن. و این با اصل ازدواج که توام با از خود گذشتگی معنی می شه متفاوت هست.

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۱:۲۱

باهات موافقم...زن خوب و شريك خوب واسه زندگيت اونه كه با همه چيت بساززه..با نداريات...با اشكهات با غم و غصه هات و بالعكس...وگرنه همه در موقع شادي و خنده و پولداري باهات حال ميكنن و هستن...لطفا كسي رو براي شراكت زندگيتون انتخاب كنيد كه رفيق نيمه راه نباشه...

امید۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۰:۴۱

گل پسر :
تی جان قربان !!!!!!!!!!
ما را هم در غم خود شریک بدانید!!!!! هرچند ما مجردیم ولی عقلمان مثل شما پاره آجر برنداشته که متاهل شویم

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۲:۵۴

در سرهای مجردی بدتر از متاهلیه فرصت سوزی هایی که انجام میشه خیلی بدتره
متاهلی سخته ولی خیال خامه که تنبلی کنی با عقب انداختنش دعا کنی شق القمر بشه اوضاع روبه راه بشه
این شتریه که دم در خونه هر آدمی میخوابه باید باهاش کناربیای

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۰:۳۸

جانا سخن از زبان ما مي گويي. من و همسرم هر دو دانشجو و البته هر دو شاغليم . ( در سن 35 سالگي! و دانشجوي دكتري) واقعا يك عقد ساده هم نتوانستيم برگزار كنيم و در محضر عقد كرديم. ولي باز هم شرمنده يكديگريم.

نيكخواه۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۳:۰۰

چرا شرمنده ؟ درود بر شما خواهر برادر گرامي كه هم به دنبال كسب علم و دانش هستيد و هم با ازدواج و تشكيل كانون خانواده از اينكه مرتكب گناه شويد جلوگيري كرده‌ايد. اطمينان دارم كه آينده درخشاني در پيش روي شما است و برايتان آرزوي خوشبختي و بهروزي دارم.

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۱:۱۹

بازم دمتون گرم بابا...من بايد چي بگم پس؟؟؟
ماهي 450 كل حقوقمه...خانومم هم شاغل نيست...با يه بچه كوچيك...چيكار بايس بكنم من ديگه؟؟؟

فرزاد۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۰:۳۸

عزیز دلم
اولا طبق فرمایش خداوند متعال
بهترین کار خویشتنداری است تا وسایل و مقدمات آن را فراهم کند
ثانیا : ما متاهلان گرداب رفته خوشحال می شویم دیگران مجرد را هم مثل خودمان گرفتار ببینیم تا کمی از اترس و نگرانی هایمان کم بشود
به خداوند امیدوار باشید و از او بخواهید حتما او بهترینها را برایتان رقم خواهد زد

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۲:۵۵

مسعود جون اگر خويشتنداري نكنيم چه كنيم ؟؟؟

مسعود۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۱:۳۴

همیشه اینایی که خرشون از پل گذشته صحبت از خویشتنداری میکنن . نخندون مارو فرزاد جون !!

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۰:۳۳

راهش اينه بري زن پولدار بگيري ، كاري كه من كردم و حسابي هم راضيم!

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۴:۵۲

زمونه عوض شده به جای اینکه شوهرا خرج همسرشون رو بدن زنا باید خرج شوهرشون رو بدن ؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۳:۰۴

خدا بده از این شانسا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۲:۵۴

پولداري چيز بدي نيست به شرطي كه در كنار اخلاق نيكو و علم و معرفت قرار گيرد.

یک جوان این مملکت۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۰:۲۵

حرف دل خیلی ها رو زدی؛ درمانده ام که از فرط نداری چه کنم. توان مالی ازدواج را ندارم هیچ درآمدی هم ندارم. هر شغلی هم که از همین الان پیدا کنم برای اینکه بتوانم با درآمد آن ازدواج کنم احتمالا 30 سالگی را رد کرده ام. فقط خداوند از بزرگواری اش گناهان جوانی ما را ببخشد که توان تحملمان بیش از این نیست.

علیرضا۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۰:۲۲

خوب راست میگه دیگه الان در 3شرایط میشه ازدواج کرد.
1. بابات مایه دار باشه
2. بابات در بیاد تا مایه دا ربشی
3. بابای مردم رو در بیاری تا مایه دار بشی
البته 1 راه دایگه هم هست و مختص آقایونه 1دختر پیدا کنی که باباش مایه دار باشه

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۲:۴۷

در مورد راه آخر باید بعدش منت بکشی که فکر کنم هر هر سه راه بالایی بدتره

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۰:۲۲

جانا سخن از زبان ما میگویی. ولی ما که تونستیم وام بگیریم مراسم هم نگرفتیم حالا موندیم تو پرداخت قسط و کرایه خونه. هر مرحله از مرحله قبل عذاب آورتره

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۰:۲۱

دقیقا..
من خودم درگیرش هستم..

رضا۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۰:۱۷

آره جالب اينه كه مسكن مهر هم بهت تعلق نميگيره چون بايد ازدواج كرده باشي تا بهت بدن. من ثبت نام كرده بودم بعد كه بهم زنگ زدن گفتن چون مجردي حذفم كردن. واقعا توي اين مملكت همه چيز برعكسه.

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۴:۴۸

مگه چیزی از دست دادی ! مسکنی ه باید اول کلی بابتش پول بدی بعد از 6 سال هم هیچ خبری ازش نباشه از دست دادنش غصه داره!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

حسین۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۰:۱۶

منم با ایشان هم عقیده ام،فکری به حال دانشجویان عقد کرده کنید.بر عکس امارهایی که می دهند امار طلاق بین دانشجویان عقد کرده نسبت به تعداد کلشون بالاست

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۰:۱۱

15 میلیون حداقل حداقل سهم آقا داماده. آن هم نه در تهران بلکه در شهر کوچک در ضمن پول رهن یک خانه+ پول جهاز عروس خانوم میشه 45-50 میلیون .
آن 5( یا به قولی 4.5 میلیون تومان برای هردو زوج هست یعنی 2.25 میلیون آقا داماد و 2.25 میلیون برای عروس خانوم پس باید هردو را حساب کنید.
الان در تهران با 15 میلیون فقط و فقط یک آپارتمان35-40 متری در جنوب تهران میشه رهن کرد . خرج عروسی و سرویس طلا و غیره + یک جهاز حداقلی خیلی خیلی بیشتر میشه !
همینطوری حساب کتاب می کنید؟؟!!!! که کارها خراب می شه دیگه!
من امسال ازدواج کردم 40 میلیون خرج عروسی ام شد و 30 میلیون هم جهاز خانومم. در ضمن یک آپارتمان 160 میلیونی از خودم دارم!!
بیچاره جوونهایی که ندارند. براشون دعا می کنم!

سارا۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۷:۱۰

عزیزم مگه مجبورید هزینه های آنچنانی بکنید! میگن ازدواج آسان نمیگن که شما هزینه کن هر چی میخوای ما پولش رومیدیم! ازدواج آسان یعنی همه چی رو ساده برگزار کنی. یه عقد ساده یه جشن خانوادگی کوچولو با یه جهاز مختصر برای اول زندگی! لازم نیست 40 میلیون خرج عروسیت بشه و 50 میلیون هم خرج جهیزیه! به خداوندی خدا عروسی برادر من دو سال پیش 600 هزار تومان خرج برداشت والسلام. پدرم به خانواده عروس هم اجازه تهیه کردن جهیزیه آنچنانی نداد و فکر کنم سرجمع جهیزیه عروس حدود 3 میلیون تومن شد. خیلی هم همه شاد و خوشحال بودند الان هم خوشبختند. در ضمن برادرم اونموقع دانشجوی فوق لیسانس مهندسی کامپیوتر بود و الان هم دانشجوی دکترای همین رشته ست. والله قسم که پدرم هم یکی از اساتید سرشناس دانشگاهه. نه اینکه وضع مالیمون بد باشه ولی ما میخواستیم ثابت کنیم که میشه آسان گرفت و میخواستیم که در گناه کسانی که با سخت گرفتن ازدواج باعث میشن جوانان ازدواج نکنن و به حرام بیفتن شریک نباشیم. ساده بگیرید! میشه! ما کردیم و شد!

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۴:۴۶

مشکل از همین پز دادن های بی خودی شروع میشه.

مسعود۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۱:۳۲

یاد یکی افتادم که میگفت 3 بار حج تمتع رفته 10 بارم کربلا !!!
قیمت خونتو واسه چی میگی ؟؟ کاش میگفتی چقدرش از خودته !! این که بابا جونت واست خونه خریده دیگه گفتن نداره که!!!

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۰:۱۱

خوب چرا ازدواج كردي مرد حسابي من به خاطر مشكلات با همسرم كه خيلي هم دوستتش داشتم توافق كرديم كه طلاق بگيريم خلاص.....................

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۷:۳۴

خیر اخوی !
شما مسئولیت پذیر نبودی !
من و همسرم همون اوایل زندگی از فرط بی پولی 15 روز تمام فقط برنج و بادمجون خوردیم ولی کنار هم باقی موندیم .
الحمدلله خدا کمک کرد .
مشکل اینه که شما ها نمیخواین زحمت بکشین !
مشکل اینه که همون اول زندگی همه چی باید واستون فراهم باشه !
مشکل اینه که اهل قر و فر و تجملات هستین !
ما هم هستیم ، حرفی نیست ولی وقتی داریم ! نه وقتی که نداریم !!!

ناشناس۱۳۹۰/۰۸/۲۵ ۱۵:۴۷

البته اگر به جای برخورد احساسی، منطقی برخورد می کردید شاید مشکل تان حل می شد. اینهمه مراکز مشاوره روانشناسی برای جلوگیری از همین جدایی ها هستند دیگه!

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.