مدیریت در ایران سیاسی است؛
با ملغمه آمریکایی ـ فرانسوی به جایی نمیرسیم
مدل فعلي ما تقليدي است از نظام اداری آمریکا كه به آن سیستم تقسیم غنایم جنگی یا «مدیریت اتوبوسی» گفته میشود. این سیستم از دیرباز و حتی پیش از استقلال مدل سیاسی ـ اداری آنجا مرسوم بود؛ به این معنا که هر کس رياست جمهوري کشور را به عهده میگرفت، پستهای اداری هم مال او بود. یعنی اگر امروز حزبی برنده شد، همه پستهای سیاسی را تحویل میگیرد و هنگامی که باخت همه را تحویل میدهد.

سرویس اقتصادیـ ایران کشوری است که سالهاست گام در مسير پیشرفت نهاده و با به دست آوردن استقلال سیاسی و اقتصادی خود، به دنبال فتح قلههای رشد با تکیه بر توان درونی است.
به گزارش «تابناک»، بر خلاف پیشرفتهای سیاسی و نظامی دهههای اخیر ايران در اقتصاد، با توجه به منابع فوقالعاده خوب زیرزمینی، موقعیت مهم جغرافیایی به عنوان حد فاصل سه قاره، دسترسی به آبهای آزاد و صدها گزینه دیگر از این دست، همچنان در پیمودن راه رشد دچار افتوخیز و حرکتهای بیثبات و غیر مستمر است.
در این باره، برخی تحلیلگران چاره کار را در واگذاری تصدیهای اقتصادی دولت به خصوصیها میدانند، ولی همه میدانیم که پس از واگذاری نیز باز سروکار خصوصیها با همان ادارات دولتی است که امروز هم از عملکرد آنها مینالند.
بسیاری نیز بروز مشکلات فرارو در توسعه کشور را ناشی از مدیریت نادرست سازمانهای دولتی و وزارتخانههای ذیربط میدانند که اصولا در هیچ جای دنیا، قابل واگذاری نیستند. پس چه باید کرد که مشکل مدیریت دولتی در ادارات ما حل شود و به اصطلاح چشم اسفندیار مدیریت دولتی ایران در کجاست؟
این پرسشهای بی پاسخ در زمینه مشكلات ناشي از حوزه مدیران دولتی را با غلامرضا معمارزاده، استاد رشته مدیریت دولتی، به گفتوگو نشستيم و آنچه در پی میآید، بخشهایی از این گفت و گو است:
ـــ نخست باید ببینیم که مدیر دولتی در کجا و چگونه سنجیده میشود. در کشور ها انواع و اقسام سیستم مدیریت دولتی داریم. البته در کشورهایی که سیاسیون مدیر میشوند، به دنبال رأی هستند، نه سود و نه بودجه؛ یعنی منابع را به جایی میبرند که رأیآور باشد.
ـــ مدیران سیاسی به دنبال هدف بلندمدت و نیز اهداف اصیل حل مشکلات نیستند، بلکه به دنبال مسائلی میروند که با از سر راه برداشتن آن، میتوانند رأی خوبی به دست آورند.
ـــ ما تقلیدی کردیم از نظام اداری آمریکا به نام سیستم تقسیم غنایم جنگی یا همان چیزی که در ایران به آن «مدیریت اتوبوسی» گفته میشود. این سیستم از دیرباز و حتی پیش از استقلال مدل سیاسی ـ اداری آنجا مرسوم بود؛ به این معنا که هر کس مقام رياست جمهوري کشور را به عهده میگرفت، پستهای اداری هم مال او بود. یعنی اگر امروز حزبی برنده شد، همه پستهای سیاسی را تحویل میگیرد و هنگامی که باخت همه را تحویل میدهد.
ـــ تقریبا اواخر قرن نوزدهم بود که زیانهای این کار را دیدند و مقداری آن را تعدیل کردند، به این گونه که گفتند، نیمی از پستهای سیاسی بماند و باقی آن، بنا بر شایستگی افراد و در چهارچوب رشد کاری در اداره باشد؛ البته این هم زیانآور بود.
ـــ آنها فدرالند و ما کشوری متمرکز هستیم؛ بنابراین، برنامهریزی در همین مرکز برای کل کشور انجام میگیرد. از آنجا که ویژگی برنامهریزی، ثبات است، مدیر باید بداند که میماند و نتیجه کار خود را خواهد دید. چرا باید جای وی را عوض کنیم، حال آن که این تقلید هیچ توجیهی ندارد؟!
ـــ مدل غنایم جنگی، ویژه آمریکاست که ما از آن تقلید کردهایم، در حالی که در نظام سیاسی ما برگرفته از فرانسه است. این کشور نظامی سیاسی متمرکز دارد و همچون ما که یک مجلس داریم، یک قانون برای همه کشور آورده است.
ـــ وقتي نظام سياسي متمركزمان برگرفته يا مشابه فرانسه است؛ چرا نباید نظام اداری را از فرانسه بگیریم؟ یا بیاییم نظامی سیاسی خود را از آمریکا گرفته و فدرال مطلق کنیم تا با مدل غنایم جنگی سازگار باشد و یا نظام اداری فرانسه را بگیریم که تغییراتی در آن نباشد.
ـــ با هر انتخاباتی، هزینه بسیاری میپردازیم، آن هم برای مدیری که چهار سال کار کرده است؛ و اكنون بايد برود بنابراین، کمترین اتهامی که به وی وارد میشود، این است که در این مدت او بیعرضه بوده، چرا که در غیر این صورت میماند و کار میکرد و مردم به او رأی میدادند.
طبعا مدیر بعدی که میآید، میگوید: خب، این مدیر بیعرضه بوده و نیاز است که کارهای او به کناری نهاده شده و راهکارهای جدیدی میآورد و این گونه است که مقادیر زیادی از تلاشهای دولت گذشته در ادارات گوناگون هدر میرود و دیگر دنبال نمیشود و ناگفته نماند، اقدامات این مدیران جدید هم چند سال بعد به همین سرنوشت دچار میشوند.
متن کامل این گفتوگوی تفصیلی و راهکارهای دکتر معمارزاده را اینجا بخوانید.
به گزارش «تابناک»، بر خلاف پیشرفتهای سیاسی و نظامی دهههای اخیر ايران در اقتصاد، با توجه به منابع فوقالعاده خوب زیرزمینی، موقعیت مهم جغرافیایی به عنوان حد فاصل سه قاره، دسترسی به آبهای آزاد و صدها گزینه دیگر از این دست، همچنان در پیمودن راه رشد دچار افتوخیز و حرکتهای بیثبات و غیر مستمر است.
در این باره، برخی تحلیلگران چاره کار را در واگذاری تصدیهای اقتصادی دولت به خصوصیها میدانند، ولی همه میدانیم که پس از واگذاری نیز باز سروکار خصوصیها با همان ادارات دولتی است که امروز هم از عملکرد آنها مینالند.
بسیاری نیز بروز مشکلات فرارو در توسعه کشور را ناشی از مدیریت نادرست سازمانهای دولتی و وزارتخانههای ذیربط میدانند که اصولا در هیچ جای دنیا، قابل واگذاری نیستند. پس چه باید کرد که مشکل مدیریت دولتی در ادارات ما حل شود و به اصطلاح چشم اسفندیار مدیریت دولتی ایران در کجاست؟
این پرسشهای بی پاسخ در زمینه مشكلات ناشي از حوزه مدیران دولتی را با غلامرضا معمارزاده، استاد رشته مدیریت دولتی، به گفتوگو نشستيم و آنچه در پی میآید، بخشهایی از این گفت و گو است:
ـــ نخست باید ببینیم که مدیر دولتی در کجا و چگونه سنجیده میشود. در کشور ها انواع و اقسام سیستم مدیریت دولتی داریم. البته در کشورهایی که سیاسیون مدیر میشوند، به دنبال رأی هستند، نه سود و نه بودجه؛ یعنی منابع را به جایی میبرند که رأیآور باشد.
ـــ مدیران سیاسی به دنبال هدف بلندمدت و نیز اهداف اصیل حل مشکلات نیستند، بلکه به دنبال مسائلی میروند که با از سر راه برداشتن آن، میتوانند رأی خوبی به دست آورند.
ـــ ما تقلیدی کردیم از نظام اداری آمریکا به نام سیستم تقسیم غنایم جنگی یا همان چیزی که در ایران به آن «مدیریت اتوبوسی» گفته میشود. این سیستم از دیرباز و حتی پیش از استقلال مدل سیاسی ـ اداری آنجا مرسوم بود؛ به این معنا که هر کس مقام رياست جمهوري کشور را به عهده میگرفت، پستهای اداری هم مال او بود. یعنی اگر امروز حزبی برنده شد، همه پستهای سیاسی را تحویل میگیرد و هنگامی که باخت همه را تحویل میدهد.
ـــ تقریبا اواخر قرن نوزدهم بود که زیانهای این کار را دیدند و مقداری آن را تعدیل کردند، به این گونه که گفتند، نیمی از پستهای سیاسی بماند و باقی آن، بنا بر شایستگی افراد و در چهارچوب رشد کاری در اداره باشد؛ البته این هم زیانآور بود.
ـــ آنها فدرالند و ما کشوری متمرکز هستیم؛ بنابراین، برنامهریزی در همین مرکز برای کل کشور انجام میگیرد. از آنجا که ویژگی برنامهریزی، ثبات است، مدیر باید بداند که میماند و نتیجه کار خود را خواهد دید. چرا باید جای وی را عوض کنیم، حال آن که این تقلید هیچ توجیهی ندارد؟!
ـــ مدل غنایم جنگی، ویژه آمریکاست که ما از آن تقلید کردهایم، در حالی که در نظام سیاسی ما برگرفته از فرانسه است. این کشور نظامی سیاسی متمرکز دارد و همچون ما که یک مجلس داریم، یک قانون برای همه کشور آورده است.
ـــ وقتي نظام سياسي متمركزمان برگرفته يا مشابه فرانسه است؛ چرا نباید نظام اداری را از فرانسه بگیریم؟ یا بیاییم نظامی سیاسی خود را از آمریکا گرفته و فدرال مطلق کنیم تا با مدل غنایم جنگی سازگار باشد و یا نظام اداری فرانسه را بگیریم که تغییراتی در آن نباشد.
ـــ با هر انتخاباتی، هزینه بسیاری میپردازیم، آن هم برای مدیری که چهار سال کار کرده است؛ و اكنون بايد برود بنابراین، کمترین اتهامی که به وی وارد میشود، این است که در این مدت او بیعرضه بوده، چرا که در غیر این صورت میماند و کار میکرد و مردم به او رأی میدادند.
طبعا مدیر بعدی که میآید، میگوید: خب، این مدیر بیعرضه بوده و نیاز است که کارهای او به کناری نهاده شده و راهکارهای جدیدی میآورد و این گونه است که مقادیر زیادی از تلاشهای دولت گذشته در ادارات گوناگون هدر میرود و دیگر دنبال نمیشود و ناگفته نماند، اقدامات این مدیران جدید هم چند سال بعد به همین سرنوشت دچار میشوند.
متن کامل این گفتوگوی تفصیلی و راهکارهای دکتر معمارزاده را اینجا بخوانید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
سلام
بالاخره بعد از 30 سال یک نفر پیدا شد یا بهتر بگویم به یک نفر فرصت داده شد تا دو کلام حرف حساب بزند آثایان باید بدانند که دنیا را مهندس ساخته ولی نظام اداری را دانشمندان علوم انسانی با تمام احترامی که به مهندسین دارم متاسفانه نظام اداری ما را به غیر صاحب واقعی دادند یا مهندس سازه بتن و فولاد و استحکامت بود یا افراد عقیدتی محض که در اداره ظاهرا دنبال مسائل حوزه علمیه می گشتند که هر دو محترم ولی در جای خود
صریح بگویم این رشته را به صاحبان خود واگذار کنید تا استحکام کافی داشته باشد هچند که خیلی دیر شده است ولی هروقت اقدام شود باز هم بهتر است
ارزش انسانها را اینهمه از واژه کرامت استفاده می شود متاسفانه در ادارات زیر پا گذاشتند اغلب بازنشستگان با کراهت از اداره خود یاد می کنند مقامات تراز اوال برای تکمیل پرونده بازنشستگی متاسفانه از روش های غیر معمول بالاجبار استفاده کردند از خواب گران برخیزیم که خود خانخ را بر سر خود خراب می کنیم و این نه با عقل نه با شرع و نه با علوم زمان سازگار ی ندارد
سامانه پرسنلی اداری سال 1383 نوشته شده نسبتا بد نیست ولی هنوز اجرا نشده است فقط پول برنامه نویسی دادیم و ر نمائی و سمینار نتیجه صفر
شکر واقعی قرار دادن هر چیز در جای خودش است
مولوی گوید
عدل چبود وضع اندر موضعش
ظلم چبود وضع در ناموضعش
سخن علی(ع) در نهج البلاغه
در جواب سائل که می پرسد عدل برتر است یا جود؟ آن حضرت می فرماید: «عدل برتر از جود است؛ زیرا عدل وضع امور در موضع خویش است، و جود خروج آنها از مسیر واقعی شان،
بیائیم حاتم بخشی نکرده و مهندسین ر هر حرفه را به کار خود بگماریم و با تخصص حیات وحش و شوهر نکرده مسئول خانواده و اداره فلان وزارتخانه و ... نباشیم
هیچ قومی تغییر نمی کند مگر ... کلام خداوند کریم است و بس
تابناک جون چرا مخالف مدیریت اتوبوسی باشیم. بالاخره یه حرکت نوینه و چند نفری به آرزوی مدیر شدن می رسن. بالاخره هر کسی که شایسته نیست.
مشکل ما این است که برای انتخاب شدن باید یکسری وعده ها داد و الا در عین شایستگی حذف می شوی . چون انتخاب شدی باید به وعده ها عمل کرد و الا بدقول می شوی . تعداد پست محدود است و پست خواهان زیاد . پس عده ای در عین شایستگی حذف می شوند . حزب اختلاف سلیقه است با هدف واحد و مشترک . اما در کشور ما اگر درستی کار کسی ثابت هم باشد باید ویران کرد و از نو ساخت و الا توسط احباب و اغیار شماتت خواهی شد .
اصولا باید چشم انداز درازمدت موجود باشد تا مسئولی که جدید می اید در راستای اهداف پیش برود. اینکه با امدن مدیر قانون می اید و با رفتن قانون می رود و کل ساخته و نساخته را تخریب کند بی معنی است. اگر میخواهید با دیدگاه کلاهبرداری فعالیت کنید و خزانه را خالی کنید با تیم خود بحث دیگری است. نه بازخواستی وجود دارد و نه ارزشیابی . توسط معاونت توسعه مدیریت راسما ارزشیابی منحل و معیارها تعداد سال خدمت و نوع پست و تعداد گواهی تشویق از امام جمعه و مقامات است.
دكتر معمارزاده دقيقآ زدي به هدف
احسنت دقیقا همین طور است
در اغلب موارد دیده می شود یک مدیر کل معاون خود را از بین کسانی انتخاب می کند که هیچ گاه مراتب اداری را طی نکرده اند . این امر یک مشکل عمده ایجاد می کند یو آن اینکه کسانی که مراتب اداری را طی کرده اند و امید به ارتقا دارند ناراضی می شوند ودر مقابل نیروی جدید از خارج آمده می ایستند و به حق اورا نالایق تلقی میکنند.
باسلام بخدا 36سال دروزارت نفت کارکردم و10ماه است بازنشسته شده ام چقدر زیبا جان کلام رابیان نموده اید تمام مملکت اینطوری شده
كاملا با نظرات ايشان موافقم٠اصلى ترين مورد عقب ماندگى كشور از هـمه لحاظ سياسى نگرى وسياسى كارى به جاى شايسته سالارى و تخصص گرائى است٠بايد هـمه مردم در پست هـاى كليدى فارغ از سياست و قوميت و مذهـب و به جاى ان تخصص دانش و تنهـا افتخار ايرانى بودن و عشق به ميهـن جايگزين گردد و تمام متخصصين و دانشمندان در سمتهـاى كليدى و پستهـاى تخصصى مستقر شوند٠فعلا هـر كس يك پسوند دكتر ان هـم بدون دانش اموختگى وباز هـم با سياست بازى گرفته و بدون دانش مربوطه مراكز مهـمى كه باعث پيشرفت و ابادانى ايران عزيز است تحويل گرفته و باعث پس رفت و يا درجا زدن شده اند٠
پس چه باید کرد که مشکل مدیریت دولتی در ادارات ما حل شود و به اصطلاح چشم اسفندیار مدیریت دولتی ایران در کجاست؟
منظور نگارنده اسفندیار رحیم مشایی است؟
متاسفانه کشور ما در دست مافیاهای قدرت است که هر کدام از انها پس از جنگ سهم خواهی میکنند و به حدی قدرتمند شده اند که مبارزه با انها بسیار مشکل شده و اگر به حال انها فکری نشود قطعا نظام اسلامی دچار مشکل خواهد شد فراموش نکنید که در مجلس ششم از سازمانها و وزارت خانه های مختلفی تحقیق و تفحص شد که متاسفانه همگی انها دچار اختلاس بودن که به گمان بنده با برداشتن سازمان برنامه و بودجه از اوایل دولت احمدی قطعا این موضوع بیشتر و پیچیده تر هم شده
باید به مدیریت انگلیسی روی بیاورید تا موفق شوید.
لابد تو هم مثل رفیقت که هنوز با پول مفت نمی تونه مملکت خودشو اداره کنه اونوقت برای دنیا نسخه مدیریتی ارایه می ده حرفا می زنی
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.