روز بارانی و روزگار سخت تهرانیها
یكی از مناظر دیدنی دیروز، اتوبوسهای پر و تاكسیهای خالی تهران بودند. رانندگان تاكسی بیشتر ترجیح داده بودند در منازل بمانند یا با سوار كردن یك مسافر دربستی خود را از شر ایستادن و راه افتادن چند باره برای مسافران بین راهی راحت كنند.
گویا خیابانهای تهران دیگر فقط به درد روزهای آفتابی میخورند.
روزنامه کارگزاران نوشت: عصر دیروز باران شدید پاییزی بر فراز تهران شروع به باریدن كرد و شهروندانی را كه پس از یك روز كاری، به منزل بازمیگشتند در خیابانها حیران و پریشان به حال خود واگذاشت. اوضاع خیابانهای اصلی شهر به میدان جنگی میمانست كه سربازان آن در حال عقبنشینی هستند و هر سرباز با همه توان فقط به فكر رفتن است.
روزنامه کارگزاران نوشت: عصر دیروز باران شدید پاییزی بر فراز تهران شروع به باریدن كرد و شهروندانی را كه پس از یك روز كاری، به منزل بازمیگشتند در خیابانها حیران و پریشان به حال خود واگذاشت. اوضاع خیابانهای اصلی شهر به میدان جنگی میمانست كه سربازان آن در حال عقبنشینی هستند و هر سرباز با همه توان فقط به فكر رفتن است.
بنا به دیدههای خبرنگاران كارگزاران میدان هفت تیر در مركز تهران به قدری شلوغ شده بود كه دیگر مرز میان پیادهرو و سوارهرو از بین رفته بود. عابران خیس از باران نیمی از خیابان را اشغال كرده بودند و ماشینهای تكسرنشین، با برفپاكنهای روشن از كنار آنها عبور میكردند. در حقیقت میدان هفتتیر را شهروندان تهرانی اشغال كرده بودند و ماشینها از میان جمعیت با بوق و تشر راه خود را باز میكردند. افسرهای پلیس راهنمایی و رانندگی، خود نیز میدانستند كه كاری از دستشان ساخته نیست و تنها به روشن كردن چراغگردان ماشینهای خود قناعت كرده بودند. اوضاع در میدانهای اصلی دیگر شهر نیز همینطور بود. شهروندان سرگردان در میدان انقلاب، میدان آرژانتین، خیابان جمهوری، میدان بهارستان، خیابان پیروزی، میدان آزادی و حتی اتوبانهای مدرس و حقانی نیز در گفتوگوهایی با روزنامه كارگزاران از اوضاع به هم پیچیده ترافیك شهر میگفتند: «یك ساعت و نیم است كه از میدان آرژانتین راه افتادهام اما هنوز به چهارراه جهان كودك نرسیدهام.» شهروند دیگر میگفت: «چهل و پنج دقیقه است كه توی میدان هفت تیر منتظر تاكسی هستم. فكر میكنم امشب به جای خانه به منزل مادر بزرگم در میدان ولی عصر بروم.» با بارش باران، خیابانها لیز میشوند و رانندهها برای احتیاط بیشتر سرعت را كم میكنند و بهطور فزایندهای ترافیك و راهبندان درست میشود؛ این اتفاقی است كه همیشه هنگام بارش باران و برف در تهران رخ میدهد.

در چنین روزهایی تنها راه نجات شهروندان این است كه به زیر زمین بروند و از مترو استفاده كنند. اما مترو تهران هنوز آنچنان گسترش نیافته است كه شهروندان را به نقاط مختلف شهر برساند و اینطور كه پیداست، كمكهای دولت به مترو برای كمك به گشایش ترافیك، نه تنها افزایش نیافته كه هر روز با موانعی كه اغلب با انگیزههای سیاسی همراه است، روبهرو میشود. دیروز مترو تهران نیز روز بسیار شلوغی را گذراند و شهروندان عاصی از ترافیك خیابانهای پایتخت، به قدری به ایستگاههای مترو هجوم آورده بودند كه در واگنها به سختی بسته میشد و هوا برای نفس كشیدن كم میآمد. تجربه دیروز نشان داد كه توسعه مترو نیز متناسب با حجم نیازهای پایتخت دنبال نشده است.
یكی از مناظر دیدنی دیروز، اتوبوسهای پر و تاكسیهای خالی تهران بودند. رانندگان تاكسی بیشتر ترجیح داده بودند در منازل بمانند یا با سوار كردن یك مسافر دربستی خود را از شر ایستادن و راه افتادن چند باره برای مسافران بین راهی راحت كنند. اتوبوسها نیز با هیبت بزرگ خود، به زور راه را میان خودروهای شخصی باز میكردند و بیش از آنكه موجب راحتی شهروندان باشند، باعث راهبندان بودند.
در این میان تفاوتی هم بین اتوبوس تندرو و غیرتندرو نبود و همانقدر كه اتوبوسهای خط دپوی شرق ـ آزادی جای سوزن انداختن نداشتند، اتوبوسهای خط راهآهن ـ انقلاب نیز توی باران مانده بودند. اتوبوسهای شركت واحد مثل جعبههایی نورانی بودند با شیشههای بخار كرده و پر از انسانهای ایستاده و ساكت و خسته كه زیر باران معطل مانده بودند.
راهبندان خیابانهای تهران در شب گذشته، محصول سیاستها و عملكرد نادرست تنها یك نهاد یا سازمان نبود. معضلات تهران، شهری كه بیش از 10 درصد جمعیت كشور در آن زندگی میكنند، مسئلهای ملی است و باید با برنامهای ملی حل شود. هفته گذشته پلس راهور ناجا اعلام كرد كه از مهرماه سال 86 تا به حال، یعنی در عرض یك سال 400 هزار خودرو به تهران اضافه شده است. اكنون در تهران سه میلیون ماشین و دو میلیون موتورسیكلت حضور فعال دارند و طی چهار سال تعداد ماشینهای پایتخت دو برابر شده است.
چنین ترافیكی در تهران، نوید روزهای خوبی را در آینده نمیدهد؛ زمستان در پیش است و هنوز هیچ نشده، شهر با یك باران پاییزی قفل شده است. یكی از شهروندان تهرانی، دیروز مسیر طولانیای را از محله نازیآباد در جنوب پایتخت تا خیابان جردن در شمال شهر طی كرده بود. او میگفت: «همهجا غلغله بود. مردم توی خیابانها نمیدانستند چه كنند. ساعت چهارونیم عصر از خانهام در نازیآباد به سمت محل كارم در خیابان جردن به راه افتادم. ساعت ششونیم رسیدم و تازه با موتور توانستم چنین مسافتی را طی كنم وگرنه اگر سوار ماشین بودم، تا صبح هم به سر كارم نمیرسیدم.
نازیآباد، چهارراه چیتسازی، میدان اعدام، بازار، پاركشهر، خیابان تختطاووس، عباسآباد، آرژانتین و جردن به كلی بسته شده بود.»
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
این مشکل در شهر دوبی و دیگر امیر نشینان هم وجود دارد. با اینکه سعی شده در ساخت شهری دوبی مسائل فنی و استانداردها رعایت شود، اینجا هم در بارندگی ها به طور خطرناکی خیابانها و معابر دچار آب گرفتگی شده و باعث بسته شدن خیاباها میگردد. حتی سال گذشته مدارس به همین علت تعطیل شدند.
تهران که در مقایسه با دوبی، شهر بزرگ و بسیار پیچیده های است، جای خود دارد.
جالبه که خیلی شهرهای دنیا مثل تهران پرجمعیت هستند
در این شهرها تاکسی ها فقط یک مسافر را سوار می کنند مگر مسافر با خانواده باشد
دیگر توراهی و غیره نداریم اما معلوم نیست چرا هیچ مقامی در تهران تا الان راه حل به این سادگی را برای شهر اعلام نکرده است
در همه شهرهای دیگر دنیا که جمعیت زیادی دارند تاکسی آنقدر زیاد است که التماسی مسافر سوار می کنند
ما نمی خواهیم مشکلات این گونه حل شود وگرنه راه حل زیاد است حتی اگر مترو توسعه نیافته باشد
45دقیقه از نوبنیاد تا پارک وی!!!
داغ دلمونو دوباره تازه کردی این جور وقتها تهران به جهنم شبیه میشه
با تشکر
همانطور که اشاره کرده اید تاکسی ها دقیقا در ساعات پیک ترجیح میدهند به خانه رفته و استراحت کنند
به نظر من با توسعه تاکسی تلفنی(دربستی) باید از دربست سوار کردن تاکسی های خطی جلوگیری کرد ، درآن صورت تاکسی ها مجبورند عوض کم شدن درآمدشان در ساعات شلوغی نیز کارکنند
اين معضل تهران حاصل كوتاهي و بي تديبري برخي مديران در ارگانهاي مختلف است و مطمئنا با اين روندي كه پيش گرفته شده است در آينده حادتر خواهد شد.
١- عدم تجهيز تهران به خودروهاي عمومي
٢- نبود بستر مناسب براي حمل و نقل عمومي اعم از ريلي و ساير
٣- فرهنگ پائين شهروندان در خصوص رعايت قوانين اعم از رانندگان و عابرين
٤- از همه مهمتر تمركز بيش از حد و توجه بي مورد به تهران كه يكي از معظلات آن ترافيك و ساير تبعات آن بيكاري - فقر و ... در شهرستانها و حاشيه نشيني و ... در تهران است.
موارد فوق همه علل مشكلي هستند كه ديروز گوشه كوچكي از آن را ديديم و در آينده پررنگتر ديده خواهند شد. اين علل زائيده يك دوره كوتاه نميباشند ضمن اينكه موارد مذكور همگي جزء سرفصلهايي هستند كه حتي از چهل سال قبل هم قابل پيشبيني بود ولي عدم تدوين ساختار صحيح سبب شد كه هر يك از اين موارد به غدهاي بزرگ براي اين شهر بيمار تبديل شود و تصميماتي كه در طي اين مدت براي اين شهر گرفته شد همگي سطي يا در جهت تحميل مشكلات بر دوش مردم بوده است. زوج و فرد شدن خودرو يا تصميماتي نظير اين كه از آنها به عنوان تصميمات مديريتي ياد ميشود از اين دسته تصميمات هستند. تصميمي كه هزينه چنداني به دوش ارگان مذكور نمياندازد بلكه بمراتب با پاك كردن صورت مسئله مردم را دچار مشكل ميكند. تصميماتي از اين سنخ براي موارد پيشبيني نشده نظير سيل و زلزله مصداق دارد نه معضلي كه از گذشته قابل پيشبيني بوده و از هماكنون تبعات ده سال آينده آن معلوم است (نگفتم بيستسال چون با اين روند بيست سال آينده تهران مخروبهاي بيش نخواهد بود). يعني بدون اينكه اقدامي زيربنايي كنيم صبر كردهايم مشكل فرا برسد و سپس مشكل را به دوش مردم انداختهايم
میدان هفت تیر به دلیل مشکل برق هم ترافیکش بدتر بود
و اين است مزاياي زندگي در كلانشهر تهران.........!!
مشکل بزرگتر سو استفاده برخی رانندگان تاکسی و خطی از وضعیت پیش آمده است. هر چند امید رسیدگی نیست اما برای مثال خطی های مسیر آزادی به تجریش با افزایش 50 درصدی نرخ مصوب، به جای 7000 ریال مبلغ 10000 ریال از مسافر دریافت می کردند و کسی هم حوصله یا جرات اعتراض نداشت...
خود من ديروز با اينكه تازه عمل كرده بودم در ايستگاه تاكسي خطي انقلاب - صادقيه حدود 50 دقيقه زير باران بودم . و همسر و فرزندم هم كه از مترو ميدان امام جهت رسيدن استفاده كردن بعلت خرابي خطوط يا قطع برق قطار بين دو ايستگاه در مسير صادقيه به مدت 20 دقيقه در تونل ماندن تا اشكال رفع وقطار حركت كرد .
باید سازمان تاکسیرانی بعضی از تاکسیها را با روش تشویق مادی ؛ ملزم به پذیرش قراردادی قبلی جهت حضور اضطراریو بموقع و تمام وکمال در خیابانها برای سوار نمودن همه مسافران و نه شخصی و دربستی نماید.
ديروز ميدان صنعت شهرك غرب نيز بسته شده بود. حدود يك ساعت و نيم منتظر ماشينهاي آرياشهر شديو اما مايوس از آمدن تاكسي پياده در اتوبان شيخ فضلا.. به راه افتاديم كه بالاخره راننده 206 سواري به دادمان رسيد و در نهايت مسيري را كه هر روز 1ساعته به منزل ميرسيديم بعد از سه ساعت و نيم رسيديم.
واقعا جاي سوال است كه چرا با باريدن ياراني كه ماههاست براي نذولش به دعا نشستهايم چرا بايد اينهمه سختي كشيد؟قصد زيرسوال بردن زحمات مسئولان راهنمايي و رانندگي را ندارم اما آيا تجربيات گذشته شهر تهران نميتوانست مسئولان را كمي فعالتر كند؟!!!
سلام . در رابطه به مطلبي كه گفتيد شب گذشته ما در اتوبان كردستان تقاطعي كه به سمت كوي نصر و ميدان گل ها مي رود بوديم چراغ قرمزها از كار افتاده بود و پليس راهنمايي و رانندگي هم حضور نداشت جاتون خالي خيلي خوش گذشت 2 ساعت پشت گره كور ترافيك بوديم
بنده دیشب از محل کار تا منزل 5 ساعت در ترافیک بودم ترافیک که نه در پارکینگ بودم!!! تا وقتی مترو تهران گسترش نیابد همین آش و همین کاسه است.
تنها و تنها راه براي گريز از اين مشكل، گسترش شبكه حمل و نقل عمومي است. البته بطوري كه مردم نسبتا بصورت مجاني از اين خدمات استفاده كنند. آن وقت است كه مصرف سوخت بسيار پايين آمده و درآمد حاصله از فروش سوخت مازاد، جوابگوي تمام هزينههاي حمل و نقل عمومي است. بياييم كمي واقع بين باشيم.
از ماست که بر ماست. وقتی برای خروجی اتوبان که حداکثر 1 الی 2 لاین دارد 8 لاین صف میکشیم و تازه با این اوصاف بازهم رحم نکرده و میریم یه لاین نهم هم درست میکنیم، میبینیم که مسیر مستقیم با کار ما بسته میشه اما باز هم اینکار رو انجام میدیم، نتیجه از این بهتر هم نخواهد شد. به عنوان مثال میشه به ورودی میدان رسالت از سمت غرب اشاره کرد. یعنی جوری دور این خروجی حلقه می زنیم که مسیر زیر گذر میدون کامل بسته میشه. یا دیشت خروجی چمران شمال به نیایش غرب هم همین وضعیت رو داشت که پس زدگی ترافیکش به نزدیک همت هم رسیده بود !!!
منکر مشکلات ترافیکی نیستم اما خود ما راننده ها هم کم مشکل نداریم !!
بهترین مثال ما همون کلیپ بود که نشون میداد دو نفر میخوان از در رد شن، اینقدر تعارف میکنن که حالت به هم بخوره، اما وقتی می شینن پشت فرمون شخصیت اصلی شون رو میشه.
بنده دیروز ساعت 5 از محل کارم در تخت طاووس بیرون آمدم و بعد از کلی ایستادن به این نتیجه رسیدم که پیاده زودتر به ولنجک میرسم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.