زخمهاي پنهان آزادگان و ضرورت رسيدگي به آنها
بيژن كياني

امسال در آستانه بيستودومين سالگرد بازگشت آزادگان به كشور هستيم. رويدادي شيرين و خاطرهانگيز كه در بيستوششم مرداد 1369 به وقوع پيوست و شهد پيروزي را در كام ملت بزرگ ايران ريخت. روزي كه آغوش گرم ملت پذيراي تنهاي رنجور فرزندان سرافراز خود شد. روزي كه وعده خداوند محقق شد و مؤمنان و صابران به نصرت خداوند شادمان گرديدند.
آزادگان كه سابقه از 2 تا 10 سال مقاومت در زندانهاي صدام را در پرونده خود داشتند و شرايط بسيار سختي را پشت سر گذاشته بودند با دردهاي طاقتفرساي جسمي و روحي زندگي تازهاي را آغاز كردند و انتظار اين بود كه مسئولان و متوليان امور ايثارگران موضوع سلامت و بهداشت آنان را جدي بگيرند و به آن رسيدگي كنند، انتظاري كه برآورده نشد و حكايت همچنان باقي است.
در بحث بهداشت و درمان، آزادگان به سه گروه تقسيم ميشوند.

1. گروهي كه در صحنه جنگ مجروح و توسط دشمن دستگير و به اسارت برده شدند.
2. گروهي كه در دوران مقاومت مستقيماً شكنجه شدند.
3. گروهي كه در دوران مقاومت به شكل غيرمستقيم تحت شكنجه مستمر قرار گرفتند.
گروههاي اول و دوم علاوه بر مجروحيت جنگي و شكنجه مستقيم در مصائب گروه سوم نيز شريك بودند و اين امر شرايط آنان را دشوارتر كرده بود. برخي از مصاديق شكنجههاي مستقيم عبارتند از:
1. ضرب و شتم شديد با كابلهاي برق به گونهاي كه آثار آن تا مدتها بر سطح بدن افراد باقي ميماند.
2. آويزان كردن در جهت عكس بدن از سقف و نگه داشتن فرد در اين وضعيت به مدت طولاني
3. وارد كردن شوك الكتريكي
4. سوزاندن كف پا و ديگر اندام فرد با اتوي برقي
5. قطع اعضاي بدن برخي افراد به بهانه عمل جراحي
6. چال كردن انفرادي و گروهي افراد تا گردن در هواي گرم و در معرض تابش شديد نور خورشيد
7. نشاندن افراد در زير نور شديد خورشيد به مدت طولاني
8. غلتاندن در باتلاق در هواي بسيار سرد و ضرب و شتم با كابل و باتوم پس از خارج كردن افراد از باتلاق
9. عبور دادن افراد با پاي برهنه از سطح زمين پر از شيشه شكسته
10. تراشيدن ريش افراد با تيغ كند بدون مرطوب كردن صورت آنان كه در نتيجه آن جراحات شديدي ايجاد ميشد.
كساني كه يك يا چند نوع شكنجههاي فوق را تجربه كردند در شرايط شكنجههاي غيرمستقيم نيز قرار گرفتند. شكنجههاي غيرمستقيم بعثيها عبارت بودند از:

1. تغذيه ناسالم و ناكافي كه به تدريج سيستم گوارش آزادگان را مختل كرد.
2. آب ناسالم و ناكافي و غيربهداشتي كه به تدريج كليهها و مثانهها را دچار اختلال كرد.
3. فضاي اندك اتاقها تناسبي با جمعيت ساكن در آنها نداشت. در هر اتاقي از اردوگاههاي موصل 150 تا 170 و گاهي 250 نفر را زنداني ميكردند در حالي كه اتاقهاي مذكور در شرايط عادي ظرفيت 100 نفر را داشتند. تراكم جمعيت، تهويه نامناسب، عدم دسترسي به سرويس بهداشتي از عصر تا صبح روز بعد و ضرورت قضاي حاجت در همان اتاقهاي بدون تهويه، صدمات جدي بر سيستم تنفس و ريههاي آزادگان وارد كرد.
4. نصب بلندگو در هر اتاق و پخش موسيقي و برنامههاي راديويي با صداي بلند به اضافه سر و صداي ناشي از گفتوگوي عادي افراد آلودگي صوتي شديدي را ايجاد ميكرد و سيستم عصبي آنان را با بمباران مستمر صوتي دچار اختلال جدي كرد.
5. دستكاري در نامههاي آزادگان و درج اخبار دروغ از خانواده و يا طراح ادعايي جعلي از سوي آزاده در قبال خانوادهاش، مشكلات حادي را براي برخي ايجاد كرد. خبر دروغ آزاده از مصاديق اقدامات شكنجهآميز بعثيها عليه آزادگان بود كه توسط منافقين وطنفروش صورت ميگرفت.
6. ضبط نامههاي برخي آزادگان و قرار دادن آنان در وضعيت بيخبري كامل از خانواده
7. گرفتن آمار در سه نوبت در طول هشت ساعت و يا كمتر از آن در وقت آزادباش. هر نوبت آمار به طور متوسط نيم ساعت به طول ميانجاميد و افراد ناچار بودند در هواي گرم بر سيمان داغ و در هواي سرد بر سيمان بسيار سرد بنشينند.
اگر بخواهيم تعداد كل اين آمارها را به دست آوريم تا معلوم شود آزادهاي كه 10 سال سابقه آزادگي دارد چه مدت فقط مجبور به نشستن و تحمل فشار بر مفاصل پاها، كمر و گردن بود اين اعداد به دست ميآيد. 5/7 ماه ـ 225 روز ـ 5400 ساعت ـ 324000 دقيقه
يعني چنين فردي به مدت 324000 دقيقه، 5400 ساعت، 225 روز و در مجموع 5/7 ماه از عمر خود را فقط به صورت نشسته سپري كرده است. اين وضعيت از نظر پزشكي چه آثاري را بر ستون فقرات، مهرههاي گردن و مفاصل پا و لگن بر جاي ميگذارد؟ به عبارتي اگر در تمام دوران اسارت هيچ شكنجه ديگري اعمال نميشد، همين مورد به تنهايي كفايت ميكرد تا همه آزادگان را به لحاظ جسمي و حتي روحي دچار مشكل جدي كند.

8. در طول دوران مقاومت، بعثيها هفتهاي يك بار و گاهي دو بار اتاقها را تفتيش ميكردند. آزادگان مجبور بودند مدت دو ساعت را نشسته سپري كنند تا تفتيش اتاق به اتمام برسد و نوبت به تفتيش فردي برسد. در تفتيش اتاقها همه چيز را به هم ميريختند به گونهاي كه يك ساعت طول ميكشيد تا هر كسي بتواند وسايل خود را پيدا كند. بدتر از اين فكر آزار دهنده تفتيش بود كه آزادگان را كلافه ميكرد؛ زيرا روز مشخصي نداشت و هر روز و هر ساعت بايد انتظار سوت مخصوص تفتيش را ميكشيدند.
9. توهين به مقدسات و تحقير افراد در انظار ديگران امري بود كه پيوسته بعثيها به آن مبادرت ميورزيدند و تا پايان دوران مقاومت ادامه داشت.
10. بعثيها ساعت 8 صبح در اتاقها را باز ميكردند و ساعت 4 بعد از ظهر مجدداً افراد را در اتاقها حبس ميكردند؛ يعني تا ساعت 8 صبح روز بعد، 16 ساعت حبس زندانيان طول ميكشيد. در طول اين 16 ساعت اگر كسي نياز به دفع مدفوع پيدا ميكرد ناچار بود خود را كنترل كند تا وقت آزادباش فرا برسد. اين وضعيت شايد براي يك يا دو بار آسيبي در پي نداشته باشد ولي وقتي استمرار پيدا كند حتماً به رودهها و سيستم داخلي افراد آسيب جدي وارد ميكند. اين مشكل تا پايان دوره مقاومت براي آزادگان باقي ماند و همين موضوع صدمات سختي را بر آنان وارد كرده است. علاوه بر اين به دليل جمعيت زياد هر اتاق دفع ادرار نيز با تأخير انجام ميشد كه استمرار اين وضع، دستگاه مثانه و حتي پروستات زندانيها را دچار التهاب و مشكلات ديگري كرده است.

به غير از اينها، موارد ديگري نيز هست كه پرداختن به آنها از حوصله اين يادداشت خارج است. به طور كلي انواع بيماريهايي كه ناشي از شرايط زندانهاي رژيم بعث بودند و امروز آزادگان با آنها دست و پنجه نرم ميكنند فهرستوار عبارتند از:
1. آرتروز و ديسك كمر و گردن
2. سائيدگي شديد مفاصل پا
3. ورم و زخم معده
4. التهابات دستگاه مثانه و پروستات
5. ناراحتيهاي شديد روده
6. ناراحتيهاي شديد در ناحيه كليهها
7. بيماريهاي تنفسي
8. بيماريهاي قلبي ـ عروقي
9. پوسيدگي دندانها
10. بيماريهاي لثه و دهان
11. ضعف بينايي (پيرچشمي زودرس)
12. ضعيف شدن حافظه و عارض شدن فراموشي
13. بيماري ptst از درجه متوسط تا بالا در ميان طيف قابل توجهي از آزادگان
شكنجههاي مستقيم و غيرمستقيمي كه عنوان شد بيانگر اين حقيقت تلخ است كه آزادگان عمدتاً حامل دردها و بيماريهاي ناشي از شرايط دوران مقاومت در زندانهاي صدام هستند و اين بيماريها بر جسم و روح آنان چنگ ميزند و آزارشان ميدهد.
پس از آزادي انتظار ميرفت طرح پايش سلامت آزادگان به اجرا درآيد و به وضع آنان رسيدگي شود و در كميسيونهاي تعيين درصد بنياد، وضعيت خاص اين قشر زجر ديده و صبور مورد توجه قرار گيرد. ولي نه طرح پايش سلامت به اجرا درآمد و نه در كميسيونها آن طور كه ميبايست، به وضعيت خاص آزادگان توجه شده است. در كميسيون بايد آثار تير و تركش و مجروحيت قابل رؤيت باشد تا درصد جانبازي تعيين گردد ولي آزادهاي كه به طور مثال 324000 دقيقه در صف آمار نشسته و كمر و گردن و مفاصلش آسيب ديده يا ريهاش به دليل تهويه نامطبوع اتاق مختل شده و يا به دليل آلودگي شديد صوتي سلسله اعصابش آسيب ديده، دندانهايش دچار پوسيدگي و خرابي كامل شده، معده و رودهاش دچار اختلال گرديده و قلبش در معرض انواع استرس دچار نارسايي شده قادر نيست در كميسيونهاي تعيين درصد جانبازي اينها را به تيم پزشكي اثبات كند و اساساً راجع به وضعيت آزادگان و آسيبهاي جسمي و روحي آنان كه صددرصد ناشي از شرايط جنگ و زندان است. تعريف روشني از سوي بنياد ارائه نشده بنابراين درصدهايي كه به آزادگان تعلق گرفته تناسبي با واقعيتهاي جسمي و روحي آنان ندارد و همچنان ناچارند با زخمهاي پنهان خود بسازند.
اميدوارم متوليان محترم سازمان بنياد شهيد و امور ايثارگران كه در نيت و انگيزه خدمترساني آنان به اقشار ايثارگر ترديدي وجود ندارد، در بيستودومين سالگرد بازگشت آزادگان، پرونده بهداشت و درمان آنان را باز كنند و تا دير نشده به موضوع سلامت و بهداشت اين عزيزان رسيدگي كنند و زخمهاي پنهان جسمي و روحي آنان را در شمار مجروحيتهاي جبهه به حساب آورده و در نحوه تعيين درصد جانبازي آنها تجديد نظر اساسي كنند.
آزادگان كه سابقه از 2 تا 10 سال مقاومت در زندانهاي صدام را در پرونده خود داشتند و شرايط بسيار سختي را پشت سر گذاشته بودند با دردهاي طاقتفرساي جسمي و روحي زندگي تازهاي را آغاز كردند و انتظار اين بود كه مسئولان و متوليان امور ايثارگران موضوع سلامت و بهداشت آنان را جدي بگيرند و به آن رسيدگي كنند، انتظاري كه برآورده نشد و حكايت همچنان باقي است.
در بحث بهداشت و درمان، آزادگان به سه گروه تقسيم ميشوند.

2. گروهي كه در دوران مقاومت مستقيماً شكنجه شدند.
3. گروهي كه در دوران مقاومت به شكل غيرمستقيم تحت شكنجه مستمر قرار گرفتند.
گروههاي اول و دوم علاوه بر مجروحيت جنگي و شكنجه مستقيم در مصائب گروه سوم نيز شريك بودند و اين امر شرايط آنان را دشوارتر كرده بود. برخي از مصاديق شكنجههاي مستقيم عبارتند از:
1. ضرب و شتم شديد با كابلهاي برق به گونهاي كه آثار آن تا مدتها بر سطح بدن افراد باقي ميماند.
2. آويزان كردن در جهت عكس بدن از سقف و نگه داشتن فرد در اين وضعيت به مدت طولاني
3. وارد كردن شوك الكتريكي
4. سوزاندن كف پا و ديگر اندام فرد با اتوي برقي
5. قطع اعضاي بدن برخي افراد به بهانه عمل جراحي
6. چال كردن انفرادي و گروهي افراد تا گردن در هواي گرم و در معرض تابش شديد نور خورشيد
7. نشاندن افراد در زير نور شديد خورشيد به مدت طولاني
8. غلتاندن در باتلاق در هواي بسيار سرد و ضرب و شتم با كابل و باتوم پس از خارج كردن افراد از باتلاق
9. عبور دادن افراد با پاي برهنه از سطح زمين پر از شيشه شكسته
10. تراشيدن ريش افراد با تيغ كند بدون مرطوب كردن صورت آنان كه در نتيجه آن جراحات شديدي ايجاد ميشد.
كساني كه يك يا چند نوع شكنجههاي فوق را تجربه كردند در شرايط شكنجههاي غيرمستقيم نيز قرار گرفتند. شكنجههاي غيرمستقيم بعثيها عبارت بودند از:

2. آب ناسالم و ناكافي و غيربهداشتي كه به تدريج كليهها و مثانهها را دچار اختلال كرد.
3. فضاي اندك اتاقها تناسبي با جمعيت ساكن در آنها نداشت. در هر اتاقي از اردوگاههاي موصل 150 تا 170 و گاهي 250 نفر را زنداني ميكردند در حالي كه اتاقهاي مذكور در شرايط عادي ظرفيت 100 نفر را داشتند. تراكم جمعيت، تهويه نامناسب، عدم دسترسي به سرويس بهداشتي از عصر تا صبح روز بعد و ضرورت قضاي حاجت در همان اتاقهاي بدون تهويه، صدمات جدي بر سيستم تنفس و ريههاي آزادگان وارد كرد.
4. نصب بلندگو در هر اتاق و پخش موسيقي و برنامههاي راديويي با صداي بلند به اضافه سر و صداي ناشي از گفتوگوي عادي افراد آلودگي صوتي شديدي را ايجاد ميكرد و سيستم عصبي آنان را با بمباران مستمر صوتي دچار اختلال جدي كرد.
5. دستكاري در نامههاي آزادگان و درج اخبار دروغ از خانواده و يا طراح ادعايي جعلي از سوي آزاده در قبال خانوادهاش، مشكلات حادي را براي برخي ايجاد كرد. خبر دروغ آزاده از مصاديق اقدامات شكنجهآميز بعثيها عليه آزادگان بود كه توسط منافقين وطنفروش صورت ميگرفت.
6. ضبط نامههاي برخي آزادگان و قرار دادن آنان در وضعيت بيخبري كامل از خانواده
7. گرفتن آمار در سه نوبت در طول هشت ساعت و يا كمتر از آن در وقت آزادباش. هر نوبت آمار به طور متوسط نيم ساعت به طول ميانجاميد و افراد ناچار بودند در هواي گرم بر سيمان داغ و در هواي سرد بر سيمان بسيار سرد بنشينند.
اگر بخواهيم تعداد كل اين آمارها را به دست آوريم تا معلوم شود آزادهاي كه 10 سال سابقه آزادگي دارد چه مدت فقط مجبور به نشستن و تحمل فشار بر مفاصل پاها، كمر و گردن بود اين اعداد به دست ميآيد. 5/7 ماه ـ 225 روز ـ 5400 ساعت ـ 324000 دقيقه
يعني چنين فردي به مدت 324000 دقيقه، 5400 ساعت، 225 روز و در مجموع 5/7 ماه از عمر خود را فقط به صورت نشسته سپري كرده است. اين وضعيت از نظر پزشكي چه آثاري را بر ستون فقرات، مهرههاي گردن و مفاصل پا و لگن بر جاي ميگذارد؟ به عبارتي اگر در تمام دوران اسارت هيچ شكنجه ديگري اعمال نميشد، همين مورد به تنهايي كفايت ميكرد تا همه آزادگان را به لحاظ جسمي و حتي روحي دچار مشكل جدي كند.

9. توهين به مقدسات و تحقير افراد در انظار ديگران امري بود كه پيوسته بعثيها به آن مبادرت ميورزيدند و تا پايان دوران مقاومت ادامه داشت.
10. بعثيها ساعت 8 صبح در اتاقها را باز ميكردند و ساعت 4 بعد از ظهر مجدداً افراد را در اتاقها حبس ميكردند؛ يعني تا ساعت 8 صبح روز بعد، 16 ساعت حبس زندانيان طول ميكشيد. در طول اين 16 ساعت اگر كسي نياز به دفع مدفوع پيدا ميكرد ناچار بود خود را كنترل كند تا وقت آزادباش فرا برسد. اين وضعيت شايد براي يك يا دو بار آسيبي در پي نداشته باشد ولي وقتي استمرار پيدا كند حتماً به رودهها و سيستم داخلي افراد آسيب جدي وارد ميكند. اين مشكل تا پايان دوره مقاومت براي آزادگان باقي ماند و همين موضوع صدمات سختي را بر آنان وارد كرده است. علاوه بر اين به دليل جمعيت زياد هر اتاق دفع ادرار نيز با تأخير انجام ميشد كه استمرار اين وضع، دستگاه مثانه و حتي پروستات زندانيها را دچار التهاب و مشكلات ديگري كرده است.

1. آرتروز و ديسك كمر و گردن
2. سائيدگي شديد مفاصل پا
3. ورم و زخم معده
4. التهابات دستگاه مثانه و پروستات
5. ناراحتيهاي شديد روده
6. ناراحتيهاي شديد در ناحيه كليهها
7. بيماريهاي تنفسي
8. بيماريهاي قلبي ـ عروقي
9. پوسيدگي دندانها
10. بيماريهاي لثه و دهان
11. ضعف بينايي (پيرچشمي زودرس)
12. ضعيف شدن حافظه و عارض شدن فراموشي
13. بيماري ptst از درجه متوسط تا بالا در ميان طيف قابل توجهي از آزادگان
شكنجههاي مستقيم و غيرمستقيمي كه عنوان شد بيانگر اين حقيقت تلخ است كه آزادگان عمدتاً حامل دردها و بيماريهاي ناشي از شرايط دوران مقاومت در زندانهاي صدام هستند و اين بيماريها بر جسم و روح آنان چنگ ميزند و آزارشان ميدهد.
پس از آزادي انتظار ميرفت طرح پايش سلامت آزادگان به اجرا درآيد و به وضع آنان رسيدگي شود و در كميسيونهاي تعيين درصد بنياد، وضعيت خاص اين قشر زجر ديده و صبور مورد توجه قرار گيرد. ولي نه طرح پايش سلامت به اجرا درآمد و نه در كميسيونها آن طور كه ميبايست، به وضعيت خاص آزادگان توجه شده است. در كميسيون بايد آثار تير و تركش و مجروحيت قابل رؤيت باشد تا درصد جانبازي تعيين گردد ولي آزادهاي كه به طور مثال 324000 دقيقه در صف آمار نشسته و كمر و گردن و مفاصلش آسيب ديده يا ريهاش به دليل تهويه نامطبوع اتاق مختل شده و يا به دليل آلودگي شديد صوتي سلسله اعصابش آسيب ديده، دندانهايش دچار پوسيدگي و خرابي كامل شده، معده و رودهاش دچار اختلال گرديده و قلبش در معرض انواع استرس دچار نارسايي شده قادر نيست در كميسيونهاي تعيين درصد جانبازي اينها را به تيم پزشكي اثبات كند و اساساً راجع به وضعيت آزادگان و آسيبهاي جسمي و روحي آنان كه صددرصد ناشي از شرايط جنگ و زندان است. تعريف روشني از سوي بنياد ارائه نشده بنابراين درصدهايي كه به آزادگان تعلق گرفته تناسبي با واقعيتهاي جسمي و روحي آنان ندارد و همچنان ناچارند با زخمهاي پنهان خود بسازند.
اميدوارم متوليان محترم سازمان بنياد شهيد و امور ايثارگران كه در نيت و انگيزه خدمترساني آنان به اقشار ايثارگر ترديدي وجود ندارد، در بيستودومين سالگرد بازگشت آزادگان، پرونده بهداشت و درمان آنان را باز كنند و تا دير نشده به موضوع سلامت و بهداشت اين عزيزان رسيدگي كنند و زخمهاي پنهان جسمي و روحي آنان را در شمار مجروحيتهاي جبهه به حساب آورده و در نحوه تعيين درصد جانبازي آنها تجديد نظر اساسي كنند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
با سلام درود بر شما رزمندگان و اسرا هشت سال جنگ تحمیلی و رحمت خداوند بر روح شهیدان و سلام پروردگار به امام راحل
خواهش میکنم ایثارگران را نیز دریابید .......
خداوند به تمامی آزادگان سرافراز ایران، طول عمر، سلامتی، صبر و آبرو عنایت نماید.
اميدوارم
من رفته بودم بنياد مي گفتم ما تا كارمان اجبارا به بنياد نيفتد به انجا نمي رويم در حدي كه رئيس بنياد عوض شده بود تازه دو هفته پيش كه براي كاري رفته بودم متوجه شدم. ولي جالب اينكه آنها چند سالي است سراغي از ما نمي گيرند. و در جواب به من گفتند شما سر بزنيد !
گويا جايمان عوض شده بعضي كه حقوق و كارشان براي خدمت به ما تعريف شده ، خدمت كه پيش كش توقع هم دارند. ولي من اميدوارم
ای کاش مسئولین پس 22سال پس از آزادی مالحظه ای می اندیشیدند....
با سلام -جالب و قابل توجه است البته بیشتر برای مدیران و قانون نویسان هرچند دیر است.
جناب آقاي كياني عزيز! خداوند به شما و همه آزادگان سلامت و توفيق روز افزون عطا كند و حق شما ايثارگران و آزادگان را بر ما حلال فرمايد.
اجركم عند الله.
سلام برادر بزرگوار واقعا خسته نباشی که حرفهای دل تمام آزادگان را زدی ببینیم که چشم خوانا و گوش شنوا و دل راضی برای حل این مشکلات بزرگ آزادگان از سوی مسئولین راس مملکت وجود دارد یا فقط در روز سالگرد ورود آزادگان به یادشان می افتیم
درود بر آزادگان صبور
با تشکر برادر جان که اندکی از درد مان را بازگو نمودید، ولی من ترکشهائی که در سر داشتم خودم عمل نمودم، گوشم که پرده آن به علت سیلی دشمن پاره شده بود خودم عمل نمودم که هنوز ترمیم نشده و از درد آن جمجه سرم تیر می کشد، به بنیاد مراجعه نمودم گفتند چون در صد جانبازی شما کم است بیمه به شما تعلق نمیگیرد، و ... !!!
بنام خدا
چاپ اين مقاله ها در سالگرد آزادي اسراي جنگ تحميلي، لااقل اين حسن را دارد كه وجود و بقاي آنان را يادآور ميشود.گذشته ار بي-مهريهاي فراواني كه آينان از مسئولين اجرايي ستاد آزادگان - خصوصاً معاونت مسكن آزادگان- و بنياد شهيد ديده اند ، همچنان صيور و مقاوم در سنگر هاي انقلاب اسلامي مانده اند و مي مانند : و لو كره الكافرون.
يك آزاده - تهران
تو اين روز و روزگار بازم تو
تو اين شهر تب دار بازم تو
تو چشمات حقيقت مي بينم
بين اين همه يار يازم تو
برادر آزاده جناب آقای کیانی:سلام علیکم.شمابا یادآوری این مطالب علمی مرا دردمند کردید. درک میکنم جنابعالی چه میگویید.سرنوشت این بود که شما اسیر شوید ومیتوانم حدس بزنم چه سختی ها ومرارتها کشیده اید.غم دوری از وطن وخانواده,شکنجه وحبس وزندانی. میدانم در غروب غربت ودر وقت اذان دلتان گرفت وچه تنها وغریب گریسته اید.میدانم پدر عزیز ومادر رنج کشیده وخواهران وبرادرنت در "شیوند" چه بسیار برای تو ونبودن تو گریسته اند.اما برای آنکه تورا تسلی ودلداری دهم یادآوری میکنم که ما برای دفاع از خا ک ومیهن عزیزمان ایران به جنگ رفتیم.رفتیم برای بر نگشتن .رفتیم وایستادیم ودرد کشیدیم تا آیندگان دردمند نباشند.خوبی وماندگاری ما در این ست که دیگر تاریخ وآیندگان نمی توانند مارا سرزنش ومحکوم کنند که خاک مان را به تجاوزگر دادیم.ما نسل جاودان تاریخ ایران زمینیم دلاور؛ اشکهای مرا بگذار باشد برای نسل های بعد از تو ومن که چه میکنند وچه خواهند کرد.سلام مرا به آزاده ی عزیز وهمسنگرت جناب آقای سجادی برسان.
خودشان برای آزادگان قانون مینویسند وانتظار ایجاد میکنند وبعد جلوی چشم هزاران آزاده میزنند زیرش.عراقی ها کی اینطور مارا عذاب میدادند
باسلام
خود بنده نیز آزاده هستم گفته های برادر آزاده ام را 100% تائید می کنم.
در آخر بگویم اسارت بد دردیه مرگ از اسارت خیلی بهتره
ماهم جنگ کردیم جانباز شدیم اما پرونده تشکیل ندادیم گفتیم برای کشور و خداست و حالا پسرم میگوید اگه مدرک داشتی ضمن بر خورداری از مسائل مادی ما هم در کنکور از سهمیه استفاده میکردیم خدایا ما در ان سن وسال چه فکر میکردیم اینها چه فکر میکنن
گفتی که چه شد ناقله عشق عزیزان برخیزکه وقت است یه یاد این عزیزان هم مال دهیم هم کارهمی یاری رسانیم
احسنت بر برادر کیانی.آنچه دکر شد قطره ای از مشکلات آزادگان بود .آزاده 8ساله وجاتباز 45/.
آیا وقت آن نرسیده که به دردهای این قهرمانان رسیدگی شود؟ مسئولان کی میخواهند به وظیفه خود عمل کنند؟
آفرین بر آزاد مرد بیژن کیانی .خیلی ناراحت شدم از خاطرات وبازگو کردن آنها :واقعا هرچند بنده فقط یکسال توفیق حضور در جبهه را داشتم وسیزده سالم در سال 66بود از این مقاله لذت بردم
بنیاد نهایت لطف خود را مبذول کرده وبه ازای هر سال اسارت بعداز 25%برای دوسال اول 3%درنظر گرفته تا فقط آزادگان10سال شامل خدمات ویزه قرارگیرند وبرای آزادگانی که فوت میکنند بجای شهید ازآزاده متوفی استفاده میکنند که خانواده ی انها هیچ حقی از بنیاد نگیرند ودر قطعه ی جدا ازشهدا قطعه ی صالحین دفن میکند
با سلام وسباس وتبريك بازگشت ازادگان بكشور عزيز ايران بسيار سباسگزار از شما ازاده ي عزيز كه بدرستي و كوتاه حقيقت گذر روزگار زندگي روزانه زندانيان جنگي ايران را در عراق بازگو كرديد باشد كه در اين هياهوي قدرت طلبي فراموش كردن مردم ايران تنها صداي شنواي باشد كه يادي شود از گوشه اي از خاطرات تاريخ كشور ما را بيش از اين انتظار نيست ازاده شهبازي
شک نداریم که اسرا(آزادگان )اسوه مقاومتندعنداله نظام هم برای آنان کم نگذاشته
دمتون کرم که همه موارد را نوشتی و اشاره کردی بجز اینکه در پارگراف اخر که درنیت مسولان شک نداشتی داشته باش و به یک مورد هم اشاره نکردی انهم سرخوردگی در جامعه می باشد
درد های روحی رو خیلی اشاره نکردن.
کابوس های شبانه
تیک عصبی با منشاء روانی
احساس بد و انزجار نسبت به برخی صدا ها رنگ ها غذا ها و بوها ی کاملا معمولی به علت به یاد آوردن دوران شکنجه
و موارد دیگر از این قبیل
این موارد رو در اطرافیان و دوستان که سابقه اسارت داشتن دیدم.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.