سفير اسبق ايران در سازمان ملل در گفتوگو با تابناك:
آمريكاييها سي سال است از ايران بيخبرند
اصل بحث من اين است كه در فضاي تيرگي روابط دوجانبه، هر دو كشور بازنده هستند و هماكنون بازيگران بسياري از كارتهاي ما و آمريكا در مسائل بينالمللي استفاده ميكنند. اين بازيگران ـ كه ميشود تعبير ويروس نيز از آنها داشت ـ از دشمني ايران و آمريكا چه در منطقه و چه مسائل بينالمللي به سود خود بهره ميبرند.

دكتر خرم، استاد دانشگاه و تحليلگر ارشد مسائل بينالملل گفت: به نظر من، آقاي لاريجاني با توجه به روحيه واقعگرايانهاش، ميتواند اقدامات كارسازي براي حل مسئله رابطه ايران و آمريكا انجام دهد.
وي در پاسخ به پرسش «تابناك» مبني بر تحليلشان از موضعگيري اخير آقاي لاريجاني در مورد فرا رسيدن زمان گفتوگوي مجلس ايران با كنگره آمريكا، گفت: بايد توجه داشته باشيم كه آمريكاييها از مدتها پيش، خواهان رابطه با مجلس ايران بودهاند و مهمترين اين تقاضاها، مربوط به خانم «نانسي پلوسي» است كه چند ماه پيش در سفري كه به خاورميانه داشت و در آن به سوريه هم سفر كرد، خواهان حضور در ايران شد. او حتي براي گرفتن رواديد هم اقدام كرد كه نتيجهاي نگرفت يا اينكه هيأتهاي پارلماني ما به صورت غيررسمي در حاشيه اجلاسها و سمينارهاي بينالمللي با طرفهاي آمريكايي ديدار داشتهاند. البته اين موضوع حتي در مورد هيأتهاي دولتي هم صدق ميكند، چون اصولا اين رويهاي مرسوم است.
آمريكاييها مدتهاست منتظر پاسخ مثبت ايران هستند و با توجه به تلاشهاي پيشين آنها، اكنون توپ عملا در ميدان ايران است؛ بنابراين، پاسخ لاريجاني را ميتوانيم در همين راستا تحليل كنيم.
اين استاد دانشگاه درباره دلايل تداوم تيرگي روابط دو كشور و راههاي برونرفت از آن، اينگونه اظهارنظر كرد: دقت داشته باشيد كه اكنون سي سال است آمريكاييها هيچ اطلاع بيواسطهاي از ايران ندارند و درواقع، آنها در همه اين سالها اطلاعاتشان را از گروههاي مخالف نظام مانند منافقين و سرويسهاي جاسوسي دريافت كردهاند. اين موضوع سبب شده است اطلاعات مردم و حتي دولتمردان آمريكايي از ايران به صورت گزينشي و در راستاي منافع افراد يا گروههاي خاصي كه عموما ضدايراني هستند به دست آيد. پس طبيعي است كه آنها تصوري غيرواقعي و تاريك از ايران و ايراني داشته باشند.
من نميخواهم درباره اقدامات آمريكا عليه ايران، خيلي سادهانگارانه صحبت كنم، ولي به نظر من بايد با لحاظ منافع ملي و اصول سياست خارجيمان درباره مسائل تاريخي مانند كودتاي 28 مرداد 1332 يا حوادثي از اين قبيل مقداري واقعگرايانه برخورد كنيم. منظورم اين است كه به واقع، ما ميتوانيم واقعگرايانه برخورد كنيم و از اين وقايع به عنوان ابزاري براي پيشبرد منافع ملي خود بهره ببريم تا اينكه صرفا به عنوان يك عامل بازدارنده بخواهيم از آنها ياد كنيم. طرف مقابل هم همينطور؛ مثلا بحث گروگانگيري ضربه بزرگي به حيثيت بينالمللي آمريكا زد: پس اين مسئله دوجانبه است. اصل بحث من اين است كه در فضاي تيرگي روابط دوجانبه، هر دو كشور بازنده هستند و هماكنون بازيگران بسياري از كارتهاي ما و آمريكا در مسائل بينالمللي استفاده ميكنند. اين بازيگران ـ كه ميشود تعبير ويروس نيز از آنها داشت ـ از دشمني ايران و آمريكا چه در منطقه و چه مسائل بينالمللي به سود خود بهره ميبرند.
درواقع، صهيونيستها و امثال آنها به بهانه ايران از آمريكا سوءاستفاده ميكنند و ايران به واسطه تحريمها براي تأمين بسياري از نيازهايش بايد هزينههاي اضافي بپردازد.
سفير اسبق ايران در سازمان ملل در ادامه افزود: نكته قابل تأمل اين است كه در فضاي موجود، هرچند از يك بعد ما بيشتر آسيب ميبينيم، زيرا در ايران گروههايي همچون لابي صهيونيستي يا رسانه و سازمانهاي مؤثر بينالمللي نداريم كه به همان اندازه كه در مورد ما در آمريكا سياهنمايي شده، عليه آمريكا سياهنمايي كنند. از سوي ديگر، اثرگذاري آمريكا در عرصه بينالمللي در يك تحليل واقعگرايانه بسيار بيشتر از ايران است.
اما آمريكا هم در حال حاضر به شدت از قطع رابطه با ايران آسيب ديده است، آنها در عراق، افغانستان و ديگر مسائل منطقهاي به دليل مقابله با ايران، به شدت مستأصل شدهاند. من همواره تأكيد ميكنم كه گفتوگو نكردن براي هر دو طرف هزينههاي بسياري دارد. من نميگويم رابطه ديپلماتيك، ميگويم با هم گفتوگو داشته باشيم، حتي غيررسمي، زيرا در فضاي موجود ما بيشتر هزينه ميدهيم تا آنها. اگر اين گفتوگوها برقرار شود، عملا بسياري از سوءاستفادهكنندگان حذف خواهند شد و فضاي عليه كشورمان در عرصه بينالمللي بسيار تلطيف خواهد شد؛ حتي اگر در پيگيري خواستههايمان مثل انرژي هستهاي، از مواضع خويش عدول نكنيم.
دكتر خرم با ارايه تحليلي از تعامل دولت و مجلس در اين موضوع نظر خويش درباره كابينه «اوباما» و موضع آن در قبال ايران را اينگونه بيان داشت: تحليل من اين است كه مجلس و دولت به صورت مكمل در اين مسئله اقدام ميكنند. بايد بپذيريم كه آقاي احمدينژاد در اين زمينه صفشكن بوده است و با موضعگيري اخير آقاي لاريجاني، ميبينيم كه مجلس هم بررسي جدي موضوع را در دستور كار خود قرار داده؛ بنابراين، به نظر من همه گروهها و نهادهاي مربوط اعم از مجمع تشخيص، بخش خصوصي، بازرگانان، سازمانهاي غيردولتي و دانشگاهها ميتوانند در اين فرايند مؤثر باشند.
درخصوص كابينه اوباما من به چند مسئله اشاره ميكنم؛ نخست اينكه خانم كلينتون مانند هر كانديداي رياستجمهوري در آمريكا تلاش داشته نظر لابيهاي صهيونيستي را به خود جلب كند؛ همان كاري كه «بيل كلينتون» ـ همسر هيلاري ـ و جورج بوش پدر و پسر و ديگران در نيم قرن اخير انجام دادند. اين موضوع در آمريكا قابل درك است، پس نبايد انتظار داشت هيلاري، كانديداي رياستجمهوري با هيلاري وزير امور خارجه، يك رفتار سياسي داشته باشند. به نظر من، همانگونه كه «مادلين آلبرايت» و «كالين پاول» هم با موضع ضدايراني آمدند، اما بعد نرم و منعطف شدند، در مورد خانم كلينتون نيز اينگونه خواهد شد. حتي «رابرت گيتس» هم موضع سختگيرانه ضدايراني ندارد، پس در مجموع من به كابينه موجود خوشبين هستم، اما به نظرم بايد تلاش كرد كه اطرافيان اوباما را مخالفان ايران تسخير نكنند، ضمن آنكه اوباما از معدود رؤساي جمهوري است كه لابيهاي صهيونيستي از او حمايت چنداني نكردند و درواقع او خودش ايجاد تغيير ـ چه در سياستهاي داخلي و چه بينالمللي آمريكا ـ را باور دارد؛ بنابراين او به عنوان رئيسجمهور و كابينه دولت ايالات متحده ميتواند در راستاي شعارهايش اوضاع را به سوي رابطه با ايران جهتدهي كند.
وي در پاسخ به پرسش «تابناك» مبني بر تحليلشان از موضعگيري اخير آقاي لاريجاني در مورد فرا رسيدن زمان گفتوگوي مجلس ايران با كنگره آمريكا، گفت: بايد توجه داشته باشيم كه آمريكاييها از مدتها پيش، خواهان رابطه با مجلس ايران بودهاند و مهمترين اين تقاضاها، مربوط به خانم «نانسي پلوسي» است كه چند ماه پيش در سفري كه به خاورميانه داشت و در آن به سوريه هم سفر كرد، خواهان حضور در ايران شد. او حتي براي گرفتن رواديد هم اقدام كرد كه نتيجهاي نگرفت يا اينكه هيأتهاي پارلماني ما به صورت غيررسمي در حاشيه اجلاسها و سمينارهاي بينالمللي با طرفهاي آمريكايي ديدار داشتهاند. البته اين موضوع حتي در مورد هيأتهاي دولتي هم صدق ميكند، چون اصولا اين رويهاي مرسوم است.آمريكاييها مدتهاست منتظر پاسخ مثبت ايران هستند و با توجه به تلاشهاي پيشين آنها، اكنون توپ عملا در ميدان ايران است؛ بنابراين، پاسخ لاريجاني را ميتوانيم در همين راستا تحليل كنيم.
اين استاد دانشگاه درباره دلايل تداوم تيرگي روابط دو كشور و راههاي برونرفت از آن، اينگونه اظهارنظر كرد: دقت داشته باشيد كه اكنون سي سال است آمريكاييها هيچ اطلاع بيواسطهاي از ايران ندارند و درواقع، آنها در همه اين سالها اطلاعاتشان را از گروههاي مخالف نظام مانند منافقين و سرويسهاي جاسوسي دريافت كردهاند. اين موضوع سبب شده است اطلاعات مردم و حتي دولتمردان آمريكايي از ايران به صورت گزينشي و در راستاي منافع افراد يا گروههاي خاصي كه عموما ضدايراني هستند به دست آيد. پس طبيعي است كه آنها تصوري غيرواقعي و تاريك از ايران و ايراني داشته باشند.
من نميخواهم درباره اقدامات آمريكا عليه ايران، خيلي سادهانگارانه صحبت كنم، ولي به نظر من بايد با لحاظ منافع ملي و اصول سياست خارجيمان درباره مسائل تاريخي مانند كودتاي 28 مرداد 1332 يا حوادثي از اين قبيل مقداري واقعگرايانه برخورد كنيم. منظورم اين است كه به واقع، ما ميتوانيم واقعگرايانه برخورد كنيم و از اين وقايع به عنوان ابزاري براي پيشبرد منافع ملي خود بهره ببريم تا اينكه صرفا به عنوان يك عامل بازدارنده بخواهيم از آنها ياد كنيم. طرف مقابل هم همينطور؛ مثلا بحث گروگانگيري ضربه بزرگي به حيثيت بينالمللي آمريكا زد: پس اين مسئله دوجانبه است. اصل بحث من اين است كه در فضاي تيرگي روابط دوجانبه، هر دو كشور بازنده هستند و هماكنون بازيگران بسياري از كارتهاي ما و آمريكا در مسائل بينالمللي استفاده ميكنند. اين بازيگران ـ كه ميشود تعبير ويروس نيز از آنها داشت ـ از دشمني ايران و آمريكا چه در منطقه و چه مسائل بينالمللي به سود خود بهره ميبرند.
درواقع، صهيونيستها و امثال آنها به بهانه ايران از آمريكا سوءاستفاده ميكنند و ايران به واسطه تحريمها براي تأمين بسياري از نيازهايش بايد هزينههاي اضافي بپردازد.
سفير اسبق ايران در سازمان ملل در ادامه افزود: نكته قابل تأمل اين است كه در فضاي موجود، هرچند از يك بعد ما بيشتر آسيب ميبينيم، زيرا در ايران گروههايي همچون لابي صهيونيستي يا رسانه و سازمانهاي مؤثر بينالمللي نداريم كه به همان اندازه كه در مورد ما در آمريكا سياهنمايي شده، عليه آمريكا سياهنمايي كنند. از سوي ديگر، اثرگذاري آمريكا در عرصه بينالمللي در يك تحليل واقعگرايانه بسيار بيشتر از ايران است.
اما آمريكا هم در حال حاضر به شدت از قطع رابطه با ايران آسيب ديده است، آنها در عراق، افغانستان و ديگر مسائل منطقهاي به دليل مقابله با ايران، به شدت مستأصل شدهاند. من همواره تأكيد ميكنم كه گفتوگو نكردن براي هر دو طرف هزينههاي بسياري دارد. من نميگويم رابطه ديپلماتيك، ميگويم با هم گفتوگو داشته باشيم، حتي غيررسمي، زيرا در فضاي موجود ما بيشتر هزينه ميدهيم تا آنها. اگر اين گفتوگوها برقرار شود، عملا بسياري از سوءاستفادهكنندگان حذف خواهند شد و فضاي عليه كشورمان در عرصه بينالمللي بسيار تلطيف خواهد شد؛ حتي اگر در پيگيري خواستههايمان مثل انرژي هستهاي، از مواضع خويش عدول نكنيم.
دكتر خرم با ارايه تحليلي از تعامل دولت و مجلس در اين موضوع نظر خويش درباره كابينه «اوباما» و موضع آن در قبال ايران را اينگونه بيان داشت: تحليل من اين است كه مجلس و دولت به صورت مكمل در اين مسئله اقدام ميكنند. بايد بپذيريم كه آقاي احمدينژاد در اين زمينه صفشكن بوده است و با موضعگيري اخير آقاي لاريجاني، ميبينيم كه مجلس هم بررسي جدي موضوع را در دستور كار خود قرار داده؛ بنابراين، به نظر من همه گروهها و نهادهاي مربوط اعم از مجمع تشخيص، بخش خصوصي، بازرگانان، سازمانهاي غيردولتي و دانشگاهها ميتوانند در اين فرايند مؤثر باشند.
درخصوص كابينه اوباما من به چند مسئله اشاره ميكنم؛ نخست اينكه خانم كلينتون مانند هر كانديداي رياستجمهوري در آمريكا تلاش داشته نظر لابيهاي صهيونيستي را به خود جلب كند؛ همان كاري كه «بيل كلينتون» ـ همسر هيلاري ـ و جورج بوش پدر و پسر و ديگران در نيم قرن اخير انجام دادند. اين موضوع در آمريكا قابل درك است، پس نبايد انتظار داشت هيلاري، كانديداي رياستجمهوري با هيلاري وزير امور خارجه، يك رفتار سياسي داشته باشند. به نظر من، همانگونه كه «مادلين آلبرايت» و «كالين پاول» هم با موضع ضدايراني آمدند، اما بعد نرم و منعطف شدند، در مورد خانم كلينتون نيز اينگونه خواهد شد. حتي «رابرت گيتس» هم موضع سختگيرانه ضدايراني ندارد، پس در مجموع من به كابينه موجود خوشبين هستم، اما به نظرم بايد تلاش كرد كه اطرافيان اوباما را مخالفان ايران تسخير نكنند، ضمن آنكه اوباما از معدود رؤساي جمهوري است كه لابيهاي صهيونيستي از او حمايت چنداني نكردند و درواقع او خودش ايجاد تغيير ـ چه در سياستهاي داخلي و چه بينالمللي آمريكا ـ را باور دارد؛ بنابراين او به عنوان رئيسجمهور و كابينه دولت ايالات متحده ميتواند در راستاي شعارهايش اوضاع را به سوي رابطه با ايران جهتدهي كند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
من فکر میکنم مصالح ملی و سعادت ملت عزیزمان در اولویت اول قرار دارد.همانگونه که آنان در پی منافع ملی خود هستند ما هم باید در پی منافعمان باشیم و در این راه بدون تحجر و یکسویه نگری در پی رسیدن به تعامل مثبت باشیم , چه بسا بسیاری از کشورهایی که هم اکنون با آنان رابطه گرم داریم در عمل ماهیت پلید خود را به اثبات رسانده اند پس باید اولویت اول برای همه سعادت و عزت ملت باشد و بس
من نمیدونم چرا مسولان میگن بزرگترین حامی صدام در جنگ هشت ساله روسیه است و ان وقت ما قربون صدقه روسیه میریم و حاضریم این همه به کشورهای مختلف باج بدیم ولی امریکایی که نسبت به روسها به این مملکت بهتر بوده و صنعت ما هنوز با امکانات امریکایی سر پا است را دشمن میداریم
بنظر شما آمریکا در چند صده پیش به ما اجحاف کرده یا انگلستان ؟؟؟؟
آیا بهتر آن نیست با انگلستان قطعه رابطه کنیم
بنده با نطر دوستی که فرمودند نبایستی نگاه سیاه و سفید داشته باشیم صد درصد موافقم.
اميدوارم كه مسولان در فكر باشند و از اين فرصت به نفع مردم استفاده كنند كه يقينا هم به نفع مردم خواهد بود چند انگليس -روسيه -چين از روابط ما با امريكا به نفع خودشان استفاده مي كنند و ضرر به مردم ميرسد هميشه كه نمي شود با يك كشور روابط نداشته باشي مثل مصر كه مي خواهيم روابط ايجاد كنيم با امريكا هم به نفع ما است
استكبار، استكبار است و اين خصلت استكباري است كه غير قابل تحمل است حال از جانب هر كس كه ميخواهد باشد خواه از طرف آمريكا باشد خواه از جانب همسايه باشد خواه از طرف مسوولين.
اگر اصل بر مبناي عزتمندي باشد مساله حل است.
نكته ديگر احترام به خواست عمومي است.
نكته ديگر حق اسلام است.
بسياري از بحثهاي بنيادين به خاطر شرايط فوقالعاده و جنگي اوايل انقلاب، شكافته نشدهاند و مخصوصا نسل جديد اطلاع و علاقهاي به آنها ندارند...
و آسيب و خطر بالقوه اينجاست.
با احترام عموزاده از سمنان
درست است که آمریکا دشمن ماست ولی به شاعر باید با دوستان مروت و با دشمنان مدارا کرد به ویژه زمانی که دشمن قول بی شاخو و دمی مانند آمریکا باشد که جنگ افروزی و قلدری جزء قوانین نانوشته آنان است. اگر مدیران ارشد نظام عاقلانه و از روی اقتدار وارد این گود شوند امتیازات زیادی می می توانند بگیرند و به قول آقای خرم دست واسطه ها و بادمجان دور قاب چینها را کوتاه کنند. این مساله در شرایط کنونی مناسب به نظر می رسد.
به نظر من بازنده اصلی در ماجرای روابط ایران و امریکا این کشورهای عربی و مشترک المنافع هستند که با برقراری روابط نقش واسطه گری و دلالی خود را از دست خواهند داد.
بزرگترين دشمن ما جهل و ناداني و خودبزرگ بيني و غرور بيجاي ماست كه چشمان ما را كاملا به روي واقعيات ملي و منطقه اي و جهاني بسته و تحليلي غير واقعي از مناسبات بين المللي براي ما بوجود آورده و همين باعث بروز وضعيت بسيار خطرناك و پيچيده اي شده كه متاسفانه از آن غافليم.
با سلام،بنده نيز با جناب خرم كه مدتي افتخار شاگردي ايشان در نمايندگي جمهوري اسلامي ايران در ژنو را بر عهده داشتم درخصوص جناب لاريجاني موافقم. امانكته اين است آيا ايجاد هماهنگي لازم بين دولت و مجلس درفضاي كنوني كاري آسان است؟! آيازمان آن فرا نرسيده است تا سياستي واددر اين خصوص با حفظ منافع ملي و عزت...... توسط مقامات ارشد نظام تبيين
و ديكته گردد؟؟؟
اروپاییها، اعراب، روسها و صهیونیستها همگی از رابطه نداشتن ایران با آمریکا هم سود میبرند و هم با این کارت بازی میکنند. همین اروپاییها را در نظر بگیرید که با وجود عدم ارتباط ایران با آمریکا، ما را مشتری قطعی و حتمی برخی از کالاهای خود مییابند و البته میخواهند این رابطه خریدار و فروشنده همیشه در انحصار آنها باشد و این مشتری دست به جیب و پولدار که چارهای هم به جز خرید از آنها ندارد همیشه مال خودشان باشد. حالا اگر ایران با آمریکا رابطه تجاری پیدا کند، آنها یک مشتری مطمئن را از دست میدهند و نفوذشان هم در ایران کمتر خواهد شد. بقیه هم به همین شکل سود میبرند. بنابراین وقتش شده که تصمیم درستتری بگیریم.
دشمنی با آمریکا، هم در کوتاه مدت و هم در بلند مدت کاملا به ضرر ایران هست. بدون تعارف آمریکا چه از لحاظ علمی، چه صنعتی، نظامی و سیاسی و ... مهمترین کشور دنیا می باشد. در سطح دنیا هم می بینید که کشورهایی که بیشترین صدمه را از آمریکا دیده اند (مانند ژاپن و ویتنام) باز هم با آمریکا در سطح عالی رابطه دارند. بهتر است به منافع ملی بیندیشیم نه به دشمنی های دیرینه.
مذاکره با آمریکا از رابطه با آمریکا بدتر است
این یک نظر
ما آماده مذاکره با آمریکا بدون پیش شرط هستیم
این هم یک نظر
عاقلان دانند
نظر آقای دکتر خرم درست است .باید با اعتماد بنفس و از موضع منافع ملی ایران با قدرت مذاکره کرد .گفتگوی مستقیم خیلی مشکلات را حل میکند . ایجاد رابطه برابر حقوق بنفع دوملت است
به نظر من ما باید صبر کنیم تا حرکت بعدی آمریکاچه خواهد بود نسبت به فرامنطقه ای یا بین المللی ایشان فعلان دارد مهره های دولت را انتخاب می کند به نظرم فعلان عجولانه است اگر ما بخواهیم حرکتی بکنیم به قول جناب خرم تا حال ما حرکت هاو حسن ظن خودمان را نشان داده ایم و آخرین آن پیام تبریک آقای احمدی نژاد به اوباما بود الان نمی شود کاری کرد 3 الی 4 ماه دیگر زیرا تا آن زمان هم آقای اوباما دولتش کاملا تکمیم شده و ما در سدد انتخابات دوره ریاست جمهوری هستیم ایشان موضع خود را کامل تر بیان خواهدکرد. وحید از کانادا
چند مطلب:1- ان موقع که امریکا درایران سفارت خانه داشت مگر چه کرد وچه شناختی از مردم ایران داشت وچه گلی به سر مازد که دنبال همان میگردید
2- گره زدن ایران به امریکا هیچ مشکلی را حل نمی کند
لطفا از کلمات کلیشه ای برد-برد یا
win-winاستفاده نکنید اصل چنین وازه غلط است بازی مساوی داریم ولی در همان فوتبال دیده اید؟ بگویند هر دو تیم بردند
کاملا موافقم، باید از فرصت ها استفاده کرد، سی سال از انقلاب گذشته، به مانند روزهای آغازین انقلاب نباید نگاهی سیاه و سفید به مسائل داشته باشیم.
باور کنید با این قیمت نفت، تحریم بسیار به ضررمان خواهد بود. با یک برنامه ریزی صحیح میتوان قدمهای بزرگی برداشت، فرصت سوزی نکنیم.
از قدیم گفته ن سگ زرد برادر شغاله،
پس نباید درباره اوباما خیلی خوشبین باشیم. ولی میشه با درایت گفت و گو کنیم و بتونیم از ضررهای بسیار جلوگیری کنیم.
خدایا ما را عقل و فکر عطا فرما
به نظر من آمریکا آمرکا است ورییس جمهورش رئیس جمهور آمریکا است.کشوری بسیار مدرن ودارای برنامه ما چرا تکلیفمان را با او روشن نمیکنیم فقط دلخوشیم که حزب رئیس جمهور فعلی رای نیاورد و این یکی رای آورد ، خوب این چه مشکلی از ما حل میکند ما باید خودمان دارای یک استراتژی سنجیده و قابل دفاع داشته باشیم. اتفاقا شرایط سخت برای رابطه با آمریکا گذاشتن یعنی از هیمنه او ترسیدن . رهبر عزیز و نخبگان همیشه ناظر ما میتوانند با اقتدار کامل مساله رابطه با امریکا را مدیریت کنند واصلا جای ترس نیست
کسانی که بیش از همه از رابطه میان ایران و امریکا نگران هستن رژیم صهیونیستی و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس هستند که در حال باج گیری از ایران هستند. ایا در صورت بهبود روابط باز هم کشورهای مانند امارات میتوانند از ایران باج خواهی کنند و با تکیه بر رابطه با امریکا و مشکل ما با امریکا ادعاهای ارضی اشان را مطرح کنند. زمانی که احمدی نژاد برای اوباما پیام تبریک فرستاد بیش از هر کس کشورهای عرب خلیج نگران شدند.
درکنارمباحث بالا باید فراموش نکنیم آمریکا گرفتار تفرعن است و داعیه رهبری جهان را درسرمی پروراند0بالطبع مذاکره یا عقد قرارداد هرکشوری با آمریکا معامله و گفتگویی است که طرفین آن درشرایط برابر نیستند؛ لذا فرمایش امام راحل رضوان الله تعالی علیه در ذهن تداعی می شود که رابطه با آمریکا رابطه میش وگرگ است0راستی چه کسی از رابطه با آمریکا سود برده؟! وانگهی مضرات محتمل این رابطه نیز باید ملحوظ شود0انگیزه آمریکا در اصرار به داشتن رابطه جز نیات امپریالیستی چه می تواند باشد؟! آیا فراعنه زمان حاکم بر ینگی دنیا به حال ملتهای مظلوم که هرروز به طور مستقیم وغیر مستقیم میلیونها نفرشان قربانی خوی استکباری آنها قرار می گیرند؛ دلشان می سوزد؟!
ظاهرا" همین بهتر که از وضعیت ما خبر نداشته باشند وهمواره در حالتی از ترس ونگرانی بسربرند0
نمی شود تا ابد با آمریکا رابطه نداشت. مسئولین دو کشور مدام می گویند هنوز وقتش نرسیده! پس کی وقتش می رسد؟ اکنون که دنیای خاورمیانه در یک تنش جانگزا گرفتار شده، وقتش نیست تا ایران و آمریکا پای میز مذاکره بنشینند و این درگیری ها را پایان دهند؟ در دهات ما، در سالهای قحطی و گرسنگی، پیرمردی به رحمت خدا رفت. بالاخره مردم برای تسلیت آمدند اما قندی نبود که با چای بخورند! برادر مرحوم به پسر مرحوم گفت: مگر قند ندارید؟ پسر گفت: چرا داریم، اما مرحوم پدرم سفارش کرد آن را نخورید و بگذارید برای روز تنگ! عمویش گفت: کدام روز مهم تر از همین امروز است که پدرت رحمت خدا رفته است؟! حالا حکایت آمریکا و ایران!!
این کمال سادگی است که فکرکنیم همرمان با حفظ اصول انقلاب واسلام میتوان با امریکا منافع مشترک داشت مگر یادمان رفته همکاری با امریکا درافغانستان وبعدهم درعراف را ودراین اواخر مذاکرات سه جانبه را. خدا رحمت کند آن ÷یر سفر کرده راکه فرمود ((خطر آمریکا به حدی است که اگریک لحظه غفلت کنید نابودتان خواهد کرد)) ما را اگر عزتی درجهان اسلام ومیان مستضعفان است همین نه گفتن به شیطان بزرگ است. واین تذهبون؟!!!
البته رابطه به نفع هر دو کشور است اما اینگونه نیست که آمریکا و اسرائیل و انگلیس را جدای از یکدیگر بدانیم. هر سه یک تن اند در سه پوستین.
و در ضمن آمریکا در این چند ساله به خاطر اطلاعات واسطه ای بگوییم آگاهی شفاف از ایران ندارد. بلکه ایران از همان روز اول انقلاب دشمن آمریکا در منطقه بود. و بر ضد منافع آمریکا در جنگ سایبر
از عنوان خبر همه چیز روشن است اما جناب آقای دکتر خرم از وقتی افراد منافع ملی نگر و با تجربه کنار رفته یا گذاشته شده اند، آن عنوان چندان مصداق ندارد. کمی فکر کنید از چی خبر ندارند که میخواهند داشته باشند؟
بنظر بنده الان لابي اعراب (اعم از آنهايي كه اظهار دوستي مي كنند و يا خيلي با ما خوب نيستند) و برخي همسايگان ايران براي برقرار نشدن ارتباط بين ايران و امريكا در ايران ما را اسير كرده. منافع اين لابي نامحسوس ايجاب ميكند كه ايران از آمريكا فاصله داشته باشد.تبعيت ايران از اين لابي براي آنها منافع مالي و سياسي خوبي داشته و داردو ما هم فعلا چشم بسته داريم فريب ظاهرفريبي هاي آنها را مي خوريم! اگر ايران و امريكا روابط خوبي داشته باشند، ديگر امارات و بحرين و قطر و .... حرفي براي گفتن نخواهند داشت.
با تشکر از اینکه نظر مرا چاپ کردید و در پاسخ به دوست عزیزی که فرموده اند اوباما عروسک صهیونیست ها است و امریکا دشمن شماره یک ماست باید عرض کنم که در روابط بین الملل و عالم سیاست همه با هم هم دشمن هستند و هم دوست ولی این بستگی به شرایط و زمان دارد. اشکال ما ایرانیها این است که همیشه همان تفکر سیاه و سفید را داریم و حاضر نیستیم به مسائل از دریچه ای دیگری عبور کنیم. شما فکر میکنید که اگر مثلا چینیها بجای آمریکاییها قدرت بلامنازع بودند یا روسها یا هندیها برای ما شکلات می فرستادند و ما را روی سرشان میگذاشتند. ما خودمان باید به فکر خودمان باشیم و در شرایط حاضر رابطه با آمریکا از هر جهت به نفع ماست و باور کنید که تمام دشمنان کوچک و بزرک ما با تمام قوا تلاش میکنند که این رابطه اصلا شکل نگیرد. باور کنید که ما با این همه استعداد و نیروی انسانی و موهبت های الهی در این سرزمین دوست داشتی میتوانیم سروری دنیا را بکنیم نه اینکه همه نوع تحقیری را از عربستان و مارات و ترکمنستان و ترکیه و اردن و مصر ... قبول کنیم. حیف که قدر فرصت ها را نمی دانیم و به دلائل واهی و شعارهای توخالی آنها را از دست می دهیم. به امید ایرانی آباد و سربلند
از تحلیلهای آقای دکتر خرم می توان استفاده موثری کرد. مشخص می باشد ایشان به سیاستهای بین المللی و نگرشهای دولتمردان آمریکا اشراف کامل دارند.متاسفانه همانقدر که دولتمردان ما شناخت درونی کمتری نسبت به سیاستها و دولت های آمریکا بدبین هستند همانقدر با شناختی که دولتمردان آمریکا از طریق گروهای ضد انقلاب پیدا می کنند طبیعی است که برخوردی خصمانه با ما داشته باشند. به نظر من ایجاد ارتباط مستقیم بدون شرط فرصتی است که باید از آن به خوبی استفاده کنیم. شعار دادن جز فریب خود نتیجه ای نخواهد داشت و باید چشممان را به واقعیتهای دنیا باز کنیم تا از آن به نفع خود سود بریم.
با تشکر از اینکه نظر مرا چاپ کردید و در پاسخ به دوست عزیزی که فرموده اند اوباما عروسک صهیونیست ها است و امریکا دشمن شماره یک ماست باید عرض کنم که در روابط بین الملل و عالم سیاست همه با هم هم دشمن هستند و هم دوست ولی این بستگی به شرایط و زمان دارد. اشکال ما ایرانیها این است که همیشه همان تفکر سیاه و سفید را داریم و حاضر نیستیم به مسائل از دریچه ای دیگری عبور کنیم. شما فکر میکنید که اگر مثلا چینیها بجای آمریکاییها قدرت بلامنازع بودند یا روسها یا هندیها برای ما شکلات می فرستادند و ما را روی سرشان میگذاشتند. ما خودمان باید به فکر خودمان باشیم و در شرایط حاضر رابطه با آمریکا از هر جهت به نفع ماست و باور کنید که تمام دشمنان کوچک و بزرک ما با تمام قوا تلاش میکنند که این رابطه اصلا شکل نگیرد. باور کنید که ما با این همه استعداد و نیروی انسانی و موهبت های الهی در این سرزمین دوست داشتی میتوانیم سروری دنیا را بکنیم نه اینکه همه نوع تحقیری را از عربستان و مارات و ترکمنستان و ترکیه و اردن و مصر ... قبول کنیم.
جواب شهدا و وعده ها چه می شود؟ دشمنی با آمریکا فلسفه وجودی ماست. وگرنه چه فرقی بین ما و شیوخ اعراب هست؟
يك سوال مگر آمريكا شيطان بزرگ نيست؟؟
بابا كجاي كاريد اين اوباما از بوش صد مرتبه بدتر است.
اوباما عروسك صهيونيستهاست چرا چشمتان را به واقعيتها بسته اييد؟
اين آمريكايي ها اگر لحظه ايي مجال پيدا كنند ريشه ايران و رژيم جمهوري اسلامي را مي كنند.
آمريكا دشمن شماره يك ماست.
ترديد نكنيد.الان هم فقط تاكيكشان عوض شده است دارند زيز زيركي زيرآب ايران را مي زنند
انگار در عصر حجر هستیم که اطلاع فقط از طریق حضور مستقیم به دست بیاید. کارشناستان چند هزارسالی دیر به دنیا آمده است .
بنظر من اگر ما بتوانیم بصورت منطقی و بصورت شرایط برنده - برنده با آمریکائیها به توافقی برسیم این مسئله موقعیت ایران را بصورت جهشی بالاتر می برد و همه دشمنان ایران شامل اسرائیل - کشورهای عربی - اروپاییها و همچنین کشورهایی که همیشه از ایران بعنوان یک برگ بازی در روابطشان با آمریکا استفاده میکنند مانند روسیه - چین - هند و همین کشور دوست و برادر ونزوئلا حسابی سرافکنده میشوند یادم نرود که غیر از مسئله اسرائیل درتمامی مسائل منطقه ای و فرامنطقه ای مانند افغانستان - عراق - جمهوریهای تازه استقلال یافته - طالبان - بوسنی و هرزگوین نقطه نظرات ما و آمریکا تا حد زیادی بهم نزدیک وهم سو است ضمن اینکه برداشته شدن تحریمها باعث یک جهش عظیم در رشد اقتصادی و علمی ایران خواهد شد و خواهیم توانست بجای 1404 در 1394 که کشور اول منطقه تبدیل شویم ولی مهم این است که خودمان هم بخواهیم و نه اینکه با بهانه جوییهای بیخودی که فایده ای هم بحالمان ندارد در این ارتباط سنگ اندازی کنیم - هر چند مطمئن هستم که نظر مرا چاپ نمی کنید ولی آنرا نوشتم
بنظر من هم تاکید بر عدم روابط فقط به سود کشورهای واسطه میباشد !
مساله مهم این است که آیا سران و مسوولان نظام واقعا تمایل دارند که آمریکاییها از ایران بدون واسطه ها اطلاع پیدا کنند یا سیاست آنها نگه داشتن فضا بصورت کنونی است.
بسیار پیشنهاد خوب و مستدل و زمان مناسبی برای اینکار است. البته اجرای آن نیاز به شجاعت دارد و در صورت تحقق باعث حفظ و تامین منافع ملی و و منطقه ای میشود و از تو طئه ها و بحران های بیشتر در منطقه نیز پیشگیری خواهد کرد
اساس مذاكرات ايران با امريكا بايستي بر اساس اصل -- برنده - برنده يا بعبارتي Win- Win باشد هر دو كشور به عقايد يكديگر احترام ليكن منافع مشترك توجه كنند.
شاید باید کمی هم با بدبینی به اوباما نگاه کرد نه اینقدر خوشبین.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.