شب یلدایی ما بی تو به صبحی نرسد
مهدی کویر
شب یلدایی ما بی تو به صبحی نرسد
عشق بی یار سفرکرده به بـاری نرسد
گفته بودی که رسد وعده ی دیدار ولی
عاشق دلشده با وعده به کامی نرسد
خسرو آن بود که دانست صلاح دل ما
موج برگشته زساحل به صلاحی نرسد
روزها می گذرد از پس هم بــــی تردید
هفته چون جمعه نیاید به کمالی نرسد
چون که مهرت شده پنهان به پیرایش ابر
چشم ، جانا ، به فراسوی نگاهی نرسد
در تمنای وصال تو دل ار تاب شود
آه بی ناله و فریاد به جایی نرسد
گفته اند شعر فراوان همه شاعرها
شعر بی یار به فحوای کلامی نرسد
از قضا تشنه شده باز کویر دل من
یار اما به ملاقات سَــــرابی نرسد
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.