آخرین خبرضربه سنگین به ترامپ و جمهوری‌خواهان
1بازدید

برای احمد، پسرک واکسی گمشده!

محمد مطهری

برای احمد، پسرک واکسی گمشده!
در شهری که آن قدر به برخی مجرمان سابقه دار رو داده شده که قمه کشیدن بر روی مردم در روز روشن را راه کسب درآمد خود قرار داده‌اند، هفت ماه است که پسرک ده سالۀ باغیرتی که با واکس زدن کفشهای عابران، نان حلالی برای خانواده می‌آورده، مفقود شده است.

جامعه اسلامی ما تازه پس از هفت ماه، از گم شدن این کودک معصوم مطلع می‌شود. چرا؟ چون ادارۀ آگاهی پس از «دویست روز» به بن بست کامل رسیده است و «با بررسی به عمل آمده از مراکز بهزیستی، کلانتری ها، پزشکی قانونی و همچنین بیمارستان‌ها هیچگونه اطلاعات قابل بهره برداری در اختیار ادارۀ یازدهم آگاهی قرار نگرفت» (ایسنا، 10 دی 91).  البته در این مرحله هم استمداد از مردم برای یافتن فرد گمشده قاعدۀ ادارۀ آگاهی ما نیست بلکه به گفته معاون این اداره «با توجه به "درخواستهای مکرر خانوادۀ فقدانی"، دستور انتشار تصویر وی جهت شناسایی صادر شده است»؛ اقدامی که بیشتر به خالی نبودن عریضه می‌ماند تا راه حل جدی.

کاراگاهان خود بهتر می‌دانند که استمداد از مردم و انتشار عکس فرد گمشده در چند روز اول پس از وقوع حادثه بسیار مهم و حیاتی است چرا که احتمال نقل و انتقال فرد گمشده در روزهای اول بسیار بیشتر است و مهمتر از آن، مردمی که احیانا  او را در محله، خیابان، بیابان، پمپ بنزین یا هر جای دیگری دیده باشند هنوز تصویری از او در حافظۀ کوتاه مدت خود دارند. اما به دلایلی این مجوز به ادارۀ آگاهی ما داده نمی‌شود که طبق رویۀ مرسوم در برخی کشورها حداکثر پس از بیست و چهار ساعت جستجوی ناموفق اولیه، از طریق رسانه‌ها از مردم استمداد جوید.

برای آنکه ببینیم نیروی عظیم مردم در برقراری امنیت چگونه در کشور ما به فراموشی سپرده شده است با پوزش از خوانندگانی که مقالۀ چهار سال پیش بنده را قبلا ملاحظه کرده‌اند بخشی از آن را که مربوط به گمشدگان است عینا در اینجا آورده و سپس به ادامه مطلب می‌پردازم:
«برخلاف بسياري از کشورها، در ايران برقراري امنيت وظيفه «پليس» تلقي مي‌شود نه «پليس و مردم». مردم نقش معيني در مقابله با ناامني ندارند؛ همکاري آنان در تأمين امنيت صرفا" در حد رعايت اقدامات احتياطي است مثل استفاده از قفلهاي مناسب و يا سوار نشدن بانوان در خودروهاي شخصي؛ گويي از مردم فقط همين احتياطها برمي آيد و بس، در حالي که در جوامع امروزی ايجاد امنيت يک «امر جمعي» است يعني «پليس و مردم به کمک هم» امنيت را برقرار مي‌کنند. اين مطلب نياز به توضيح دارد:
چه شده است که در تصوير زير تابلويي که براي دادن اطلاعات راهنمايي و رانندگي و ترافيک راه‌ها تعبيه شده، به يک باره از رانندگان مي‌خواهد که به راديو گوش کنند؟
 
کودکي ناپديد شده است. در واقع کودک از يک خانواده ناپديد و يا ربوده نشده، بلکه از همۀ جامعه گرفته شده است و بنابراين هر کس تلاش مي‌کند به سهم خود در پيدا کردن او کمک کند. در اينجا این فقط مادر و پدر نیستند که در مقابل مأمور کلانتري ضجه مي‌زنند؛ همه شهر به تکاپو مي‌افتد. پرونده در کشوي آگاهي نيست، در مقابل چشمان همه مردم است.
اگر مشخصات خودرو رباينده کودک و يا يک مجرم فراري در دسترس باشد، به هر صورت ممکن به اطلاع مردم رسانده مي‌شود. با اعلام شماره خودرو مجرم از طريق اين تابلوها و نيز در رسانه‌ها، شهر با تمام کوچه پس کوچه‌هايش به کمک مردم يکباره تحت نظر قرار مي‌گيرد.
 
به جاي صدها چشم گشت‌هاي پليس و آگاهي، چند صد هزار چشم به کمک گرفته مي‌شود. حتي زدن بنزين فرصتي است براي درخواست کمک از مردم. بر روي نمايشگرهاي تبليغاتي پمپ بنزين عکس کودک ناپديد شده يا مجرم فراري به نمايش در مي‌آيد. اين شخص را نديده ايد؟
 
وقتي فردي ناپديد يا ربوده مي‌شود داوطلبان مردمي با تجمع در مراکز پليس در جريان جزئيات بيشتري قرار گرفته و با توجه به مورد، روش مناسب جستجو را از پليس مي‌آموزند.
 
اين افراد حاضرند ساعت‌ها و روزها وجب به وجب منطقه را بگردند تا بلکه اثري از فرد مفقود يا ربوده شده بيابند ولو دکمه‌اي که ممکن است از پيراهنش افتاده باشد. اين جستجوها تا زمان درخواست پليس ادامه مي‌يابد.
 
در پشت پاکت قبض‌هاي آب و برق و تلفن که به درب منازل ارسال مي‌شود، عکس مجرمان فراري و يا کودکان گمشده‌اي است که تلاشها براي پيداکردن آنان بي‌نتيجه بوده است. اما نبايد نااميد بود و بايد از هر روش ممکن براي تأمين امنيت از خود مردم کمک گرفت. اگر فرد ناپديد شده يا مجرم فراري در قيد حيات باشد در ميان همين مردم است.
 
وقتي از تابلو بزرگراه و نمايشگر تبليغاتي پمپ بنزين و پاکت قبض آب و برق چنين در جهت افزايش امنيت استفاده مي‌شود مي‌توان حدس زد که از راديو و تلويزيون با برد بي نظير آن چگونه بهره گرفته مي‌شود.

اینکه برای پیدا کردن گمشده یا دستگیری مجرم و بالا بردن امنیت باید اطلاع رسانی صورت گیرد نیاز به دوره دیدن در اف. بی. آی. یا دانشگاه نیروی انتظامی ندارد. در جریان تعرض‌های فردی به نام بیجه به 22 کودک، مردم مظلوم پاکدشت که از وجود چنین تعرضهایی در محله خود از ناحیه نیروی انتظامی بی خبر گذاشته شده بودند خود با خبردار شدن از چند مورد به اطلاع رسانی محلی پرداخته بودند.
 
 (متن کامل این نوشته  تحت عنوان تحقيقات پليسي و جان و ناموس مردم را می‌توانید در اینجا ببینید). 

بنده به سهم خود دستم به هر مقامی که رسیده دربارۀ کم توجهی به نقش مردم در برقراری امنیت از جمله بی تفاوتی رسانۀ ملی نسبت به گمشدگان سخن گفته ام. لااقل پنج بار در جلسات حضوری برای اختصاص چند دقیقه به پخش تصاویر گمشدگان، به مدیران محترم صدا و سیما تقریبا التماس کرده ام ولی به جایی نرسیده است. بعدها فهمیدم چه بسا مدیران رسانه ملی نیز بی تقصیر باشند چرا که از یکی از مقامات رسانه ملی این سخن شگفت آور را شنیدم که: «اگر تصویر گمشدگان را پخش کنیم متهم به سیاه نمایی می‌شویم  و جلوی کار گرفته می‌شود!».

 اگر چنین باشد باید افسوس خورد که چه  کج اندیشیهایی بر سیاستگذاری رسانه ملی و غیر رسانه ملی حاکم است و برای تزریق آرامش مصنوعی به جامعه چه بی‌باکانه مردم را ناخواسته در چنگال زورگیر و آدم ربا و متجاوز گرفتار می‌کنند.

گم شدن عده‌ای در کشور چند ده میلیونی در طول سال به دلایل مختلف می‌تواند اتفاق بیفتد. طبق آمار باورنکردنی که در اردیبهشت امسال اعلام شد در انگلستان هر ساله حدود 140 هزار کودک (هر سه دقیقه یک کودک) مفقود می‌شود در حالی که آمار گمشدگان در کشور ما طبق برخی آمار اعلام شده به مراتب از این تعداد کمتر است. آیا اگر از گمشدگان سخن نگوییم کشور در نظر مردم گلستان خواهد شد؟

نباید اشتباه کرد؛ مشارکت ندادن مردم در پیداکردن گمشدگان و یا دستگیری مجرمان از سوی اداره آگاهی، از ناآگاهی و یا سوء نیت نیست. در برنامه شوک دیده ایم که مأموران آگاهی چگونه برای دستگیری سارقان مسلح از جان مایه می‌گذارند. (از شجاعتها و فداکاریهای مأموران اداره آگاهی و سایر خدومان در نیروی انتظامی هرگز قدردانی لازم نشده است). کسانی که برای امنیت مردم چنین خود را به آب و آتش می‌زنند چرا باید از  مشارکت دادن مردم در تأمین امنیت که اتفاقا کار را بر نیروی انتظامی  راحت تر می‌کند دریغ داشته باشند. اشکال در جای دیگر است.
اشکال در اینجاست که برخی سیاستهای نانوشته که نیروی انتظامی، رسانه ملی و قوه قضاییه از آن پیروی می‌کنند بیش از آنکه بر اساس واقع نمایی و نفع مردم تنظیم شده باشد بر اساس سفیدنمایی و چهره سازی برای دشمنان تنظیم شده است. اینجاست که امنیت مردم ناخواسته به قربانگاه می‌رود.

با تأسف بسیار همین سیاستهاست که باعث شده پخش فیلم زورگیری اخیر مورد انتقاد مقامات عالیرتبه نیروی انتظامی قرار بگیرد. پخش این فیلمها برای آخرت مسئولان و امنیت مردم  یک ضرورت است. به اذعان همین مقامات، پخش فیلم زورگیری اخیر نهایتا به کاهش ناگهانی پنجاه درصدی آمار زورگیری ولو در یک مقطع منجر شد. بنابراین این سخن جانشین فرمانده نیروی انتظامی را که «این فیلم می‌توانست به پلیس و به واحد‌های مسئول کمک کند اما در حقیقت به مجرمان کمک کرد و باعث متواری شدن آنان و به زحمت انداختن پلیس برای دستگیری این افراد شد» یا باید یک شوخی تلقی کرد و یا یک مغالطه آشکار.

تأسف بارتر اینکه این فرمانده محترم به جای آنکه از جایزه برای پخش کنندگان فیلمی سخن بگوید که خطر مواجهه مردم بی پناه با قمه کشان را یکباره پنجاه درصد کاهش دادند تلویحا برای عاملان پخش فیلم اخیر ـ  و قاعدتا پخش کنندگان فیلم‌های دیگر در آینده ـ خط و نشان می‌کشد: «پلیس این موضوع را که گروهی باعث فرار این افراد شدند، پیگیری می‌کند» (سایت پلیس، 25 آذر 91). باید پرسید وظیفه اصلی پلیس بالابردن امنیت جامعه است یا رکوردزنی در زمان صرف شده برای دستگیری مجرم؟! اگر هم دغدغه اصلی، دستگیری هر چه سریعتر مجرمان است چرا پلیس ما بر خلاف اکثر کشورها سایتی که عکس‌های مجرمان خطرناک را همراه با تعیین جایزه‌های کلان منتشر می‌کند راه‌اندازی نکرده است؟

دلایلی که برای جلوگیری از پخش این فیلمها ذکر کرده و می‌کنند امر تازه‌ای نیست و در مقالۀ فوق الذکر پاسخ گفته ام. مهمترین دلیل ارائه شده این است که رسانه‌ای کردن جرائم آرامش روانی مردم را از بین می‌برد. به بیان ساده حاصل راهکارشان این است – گر چه خود متوجه نیستند و قطعا با آن مخالفند – که بگذارید کودکان بیشتری ربوده شوند، مردم بیشتری در زورگیری‌ها خفت شوند، زنان و دختران بیشتری مورد تجاوز قرار گیرند، اسیدهای بیشتری بر صورت‌ها پاشیده شود اما در عوض خاطر جامعه آسوده باشد!

واقعا چه شده است که با اینکه می‌دانند رسانه‌ای نکردن جرائم آدم ربایی، زور گیری، تجاوز و ... باعث چندین برابر شدن آمار آن می‌شود به یکباره آرامش روانی مردم از به باد رفتن ناموسشان، آسودگی ذهنی مردم از قمه خوردنشان، و راحتی خیال مردم از ربوده شدنشان مهمتر می‌شود!؟

اتفاقا طبق فرمایش پیامبر (ص) این ویژگی جامعه اسلامی است که افراد نسبت به مشکلات دیگران بی تفاوت نیستند و مانند اعضای بدن، وقتی عضوی به درد می‌آید، سایر اعضاء با تب و بی خوابی با او همراهی می‌کنند (مثل المؤمنین فی تواددهم و تراحمهم کمثل الجسد اذا اشتکی بعض تداعی له سائر اعضاء جسده بالحمی و السهر (جامع الصغیر ، ج / 2 ص 155)).
مسئولان محترم خود بهتر می‌دانند که بدون رسانه‌ای شدن جرایم ـ که البته باید با تدبیر و کنترل صورت پذیرد ـ مجرمان سابقه‌دار برای چندمین بار آزاد می‌شوند، با برخی پرونده‌های دهشت بار برخورد لازم صورت نمی‌گیرد، مسئولان بالای قضایی و انتظامی عکس العمل لازم را نشان نمی‌دهند و اراذل و اوباش هم هر روز وقیحانه تر از روز قبل عمل می‌کنند.

در یک مورد که در صفحات حوادث روزنامه‌ها منعکس شد فردی پس از مشاهده قمه بلافاصله موبایل و کیفش را تحویل داد و عاجزانه از زورگیر تقاضا کرد که فقط مدارکش را به او بازگرداند. همین درخواست نابجا! باعث شد زورگیر شرور، بنزین به صورت قربانی پاشیده و  بلافاصله به صورت او کبریت بکشد. وقاحت را تا کجا رسانده‌اند! ریشه این وقاحت و فضاحت را – بر خلاف برخی سرقتهای معمولی - نمی‌توان به فقر نسبت داد؛ باید در عکس العمل‌های نشان داده نشده و اطلاع رسانی‌های انجام نشده قضایی و انتظامی جستجو کرد.

سرنوشت احمد کوچک ما، واکسی خیابان هاشمی تهران با دستهای کوچکش به ناکجاآباد رسیده است. با اصلاح سیاستهای اطلاع رسانی نیروی انتظامی، رسانه ملی و قوه قضاییه می‌توان آمار گمشدگان، ربوده شدگان، قربانیان تعرض، اسیدپاشی، زورگیری و .. را به شدت کاهش داد. شرط اساسی آن است که ظاهرسازی را کنار گذاشته از منعکس کردن واقعیتهای جامعه به مردم نهراسیم. در جامعه ما مشکلات امنیت مردم جز با مشارکت فعال آنان حل نخواهد شد  و تنها با اطلاع رسانی به موقع، صداقت و جلب اعتماد آنان می‌توان مردم را به صحنه آورد.
در پایان امیدوارم که خوانندگان محترم از دعایی خالصانه برای پیدا شدن احمد و احمدها دریغ نورزند؛ انه قریب مجیب!

muhamadmotahari@gmail.com  


تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

رضا۱۳۹۱/۱۰/۱۸ ۰۸:۲۹

ممنون- واقعا استاد مطهری چه فرزندانی شجاعی داره

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۸ ۰۸:۲۲

با سلام.به این میگویند اقتدار نرم پلیس!البته بقول فرمانده آن!

نشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۸ ۰۸:۱۱

باسلام عقل و تدبير اگر از كشوري رخت بر بست آنچه اتفاق افتاده اتفاق خواهد افتاد

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۸ ۰۸:۰۰

در کرمان فردی بعنوان مامور قرائت کنتور اب مدتها زنان تنها را مورد تعرض قرار میداد وفقط وقتی فرد مورد نظر دستگیر شد اعلام شد سوال این است اگر اطلاع رسانی میشد تعداد زیادی از تعرض مصون میماندند اما هرگز این اتفاق نیفتاد براستی گناه این امر که زنان پاکی فقط به بهانه جلوگیری از باصطلاح سیاه نمایی بی خبر از همه جا در کشوری مثل ایران با شرایط فرهنگی خاص نابود میشوند بر گردن کیست

سلام۱۳۹۱/۱۰/۱۸ ۰۶:۰۱

تو مملکتی که خیلی چیزها گم میشه .انسان تکلیف روشنی داره؟

کسرا۱۳۹۱/۱۰/۱۸ ۰۵:۱۲

جان به فدات آقاي مطهري عزيز

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۸ ۰۱:۱۰

خدا خیرت بده. همیشه مقاله های شما را با دقت می خوانم. واقعاً برات دعا می کنم.

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۲۳:۴۴

"شرط اساسی آن است که ظاهرسازی را کنار گذاشته از منعکس کردن واقعیتهای جامعه به مردم نهراسیم."

لایک برادر

محمد۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۲۲:۴۱

جناب آقای مطهری گوشه گود نشسته اید ومی گوئید... چرا وارد گود نمی شوید؟اینکه 4سال یکبار مقاله بدهید از شما تکلیف ساقط نمی شود.مطمئن باشید دنیای دیگر پاسخی در برابر پدر شهید خود ندارید.

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۲۰:۰۳

در پایان امیدوارم که خوانندگان محترم از دعایی خالصانه برای پیدا شدن احمد و احمدها دریغ نورزند؛ انه قریب مجیب!

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۸ ۰۸:۰۸

خدا لعنت کند انها را که ریاکارانه وبا سوئ مدیریت جامعه ما را به این روز رساند هاند که ظاهرا جز دعا کاری از مردم ساخته نیست

یک مادر۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۹:۴۹

این فاجعه ی کودک ربایی همیشه از دغد غه ها و نگرانی های من بوده و در اجتماع و د ر خیبانها، به کودکان خیابنی و کار، می گویم که مراقب خود باشند و تر فند های بچه دزد ها را به ان ها می گو یم و یا درون خود رو ها را نگاه میکنم و مورد مشکوکی را می بینم انی به110 خبر می دهم، گاهی خانواده ی خود من، من را دست می اندازند ولی من اهمیتی نمی دهم. از مردم می خواهم که در هر جا هستند به ویژه اگر کودکی را با چند مرد و یا زن و مردی می بینند به ان کودک نگاه کنند و از چهره ی ان بچه می توانند بفهمند که موضوع غیر عادی است و شماره ی خود را، رنگ و مدل انرا ، هر کدام از ان را می توانند به خاطر بسپرند و به ماشین پلیس و یا سدو ده اگاهی بدهند. من چندین نفر را این گونه نجات دادم. خوشحالم که کسی از مسو لان پیدا شد و به کمک خانواده ها کودکان بی دفاع امد. من از روزی که این خبر را خواندم در خیابانها، ماشین ها با دقت نگاه می کنم و برای همه ی کودکان دزدیده شده به درگاه خدا نیا یش میکنم. گو این که این باند های بچه دزد حرفه ای هستند ولی با کمک مردم و پیشنهاد بسیار خوب اقای مطهری، دزدان به ترس خواهند افتاد..دور بین ها در خیابان ها هم می تواند کمک بزرگی باشد.اگر ان خیابان دور بین داشته باشد شاید به توان ردی از ان کودک پیدا کرد.


هستند من را دست می اندازند ولی من اهمیتی نم دهم و تا کنون چند مورد را که

علی۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۹:۴۵

دلم به درد آمد. (وجدانهای بیدار )به فریاد بی کسان برسید.

محفوظ۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۹:۳۸

با سلام. یک اتفاق واقعی!!!
چند وقت پیش از صندوق عقب اتومبیلم تمام مدارک، لپ تاپ، پول، کارت های ماشین و ... (در حال تغییر منزل بودم) در عرض یک ساعت که همسرم با پای گچ گرفته را همراهی میکردم، به سرقت رفت. با پیگیری دو ماهه، شماره پلاک افرادی که بدون ترس در حال استفاده هر روزه!! از کارت سوختم بودند پیدا کردم. در مراجعه چند باره به پلیس (برای مجوز بازبینی فیلم ها و .. و ..) علاوه بر اینکه مرا به آگاهی مرکز برای تایید فیلم ها! اعزام نمودند!! در آخر گفتند ما فقط می توانیم صاحب ماشین را صدا کرده و با شما روبرو کنیم (همین کم بود آدرس جدید من دست دزدهایی که مدارک ماشین و دسته چکهایم را داشتند بیافتد!)، آگاهی که مراجعه کردم البته با سفارش چندگانه از سطوح بالاتر، تازه مامور جوانی را مسئول پرونده کردند ... من کلا رها کردم. هدفم فقط جلوگیری از ادامه دزدی ها بود نه پس گیری اقلام. ولی ... فقط یک توصیه: اگر دزد به شما زد، هیچ گاه به پلیس مراجعه ننمایید چون 3 ماه مثل من بدون نتیجه روزانه چند ساعت از وقت و آرامش اعصاب خود را به هدر می دهید. نکته انحرافی: شاید باور نکنید ولی روز دوم که کلانتری بودم اطلاع دادند ماشین همکار افسر مربوطه، کنار تیراژه به سرقت رفته بود. ولی متاسفانه من عبرت نگرفته و تا 3 ماه بعد با خوش خیالی پرونده ام را پیگیری کردم.

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۲۲:۳۷

تا کنون منزل ما را 3بار دزد زده(درمکانهای مختلف بودیم)پلیس بعدش اومده سوال کرده به کسی مظنون نیستید؟واحتمالا کار آشناست بعدش هم رفته که رفته.نه مالی پیدا شد،نه طلایی،نه....

پشتیببان۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۸:۵۲

باسلام خالصانه به آقای مطهری ،متشکرم از اینکه: جانا سخن از زبان ما میگو ایی.

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۸:۲۰

دو صد گفته چون نیم کردار نیست
چرا این حرفها اجرایی وعملی نمی شود

sharyar۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۸:۱۳

این مقاله فقط دفاع از یک شهروند خردسال نیست بلکه دفاع حقوق ملت مظوم ایران است و نماینگر نقش واقعی مصلحان و روحانیان و روشنفکران و... در جامعه میباشد که سکوت آنها متاسفانه در این سالها بیش از هرچیزی آزاردهنده است .

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۷:۵۰

همه نظرات رو که درج نمی کنی
لااقل همه نظرات رو به خود ایشان برسونید که بخوانند انشاالله

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۶:۲۸

بسیار بسیار زیبا نوشتی

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۶:۲۶

با سلام و احترام به همه خوانندگان محترم این مقاله و سایر هموطنان گرانقدر،
1- آقای مطهری مانند این مقاله های دیگری در همین زمینه منتشر کرده اند که همگی با عبارت های مشابه "احسنت"، "رحمت به روح پدر بزرگوارت" ، یا "اینجا مدت ها است با خارج فرق ..." و انواع مدل ها مورد ارزیابی قرار گرفته است.
2- اولا" جان کلام در اینجاست:
بنده به سهم خود دستم به هر مقامی که رسیده دربارۀ کم توجهی به نقش مردم در برقراری امنیت از جمله بی تفاوتی رسانۀ ملی نسبت به گمشدگان سخن گفته ام. ......به مدیران محترم صدا و سیما تقریبا التماس کرده ام ولی به جایی نرسیده است. ...... چرا که از یکی از مقامات رسانه ملی این سخن شگفت آور را شنیدم که: «اگر تصویر گمشدگان را پخش کنیم متهم به سیاه نمایی می‌شویم و جلوی کار گرفته می‌شود!».

3- لطفا" به علت اینکه همه به این وب سایت ها آشنایی ندارند، حداقل در هر جا که می توانند این خواسته ها را مطرح کنند تا شاید روزی ترس از به اصطلاح "سیاه نمایی" کنار برود......

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۵:۴۳

نمی دونم چه اتفاقی برامون افتاده که آدمهایی اینچنین فیلسوف، قدرتی برای اصلاح امورمان ندارند.

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۵:۳۷

نمي دونم آخر دوره قبل از انقلاب بود يا اوايل انقلاب بود كه قبل از شروع برنامه هاي تلوزيون يه تايمي را به معرفي و نشان دادن تصوير گمشدگان اختصاص مي دادند!

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۸ ۰۸:۰۵

داماد خانواده ما مدتهاست ناپدید شده بارها به اداره اگاهی مراجعه کرده ایم میگویند از اینها زیاد است ما چکار میتوانیم بکنیم

محسن۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۵:۰۲

واقعا عالی ، کارشناسانه ، دقیق و تحلیلی بود .خداوند روح پدرت را با علی (ع) محشر فرماید.

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۵:۰۱

محمدجان خدا رحمت كند پدرت را چقدر سخراني ان بزرگوار را دوست داشتم مخصوصا زماني كه از مولي علي صحبحت مي كرد.اقامحمد افسوس كه اكنون زمانه امثال پدر تو نيست اكنون زمانه زمانه گرگها شده است از بيرون گرگ نيامده بلكه از ميان همين ادمهاي به اصطلاح متدين گرگ توليد شده است .كاري هم ظاهرا نمي توان كرد.

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۴:۴۷

به خدا قسم که حقیقت را گفتید نقش مردم در کمک کردن داوطلبانه را خیلی کم رنگ کرده اند باید کاری کرد

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۴:۳۳

لطفا مقالات بیشتری ازایشان در سایت خود چاپ نمایید تامردم بتوانند با نقطه نظرات ایشان اشنا شوند

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۴:۲۷

درست میگوئی ولی وقتی به التماس امثال شما که به نیکی شناخته شده اید وقعی نمی گذارند مردم چه کنند

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۴:۲۶

درود بر شرفت درود بر مرامت درود بر وجدان بيدارت من شما را نمي شناسم اما هركسي كه هستي مطلبت بسيار آموزنده بود اما كو گوش شنوا هرچند اگر گوش شنوا هم نباشد دليلي وجود ندارد كه شما مطلبت را نگويي باز هم درود بر شما اي كاش پليس ما اي كاش صدا و سيماي ما اين مطلب را خوانده باشند

حسین جعفری۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۷:۱۳

دوست ناشناس ایشان فرزند خلف استاد شهید مرتضی مطهری می باشد

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۴:۱۰

سفید نمایی رویه ای است که از گزارش دادن به مافوق شروع شده و تبدیل به رویه ای ثابت گشته است ؛ به قول گزارشگر 8:30 همه چیز آرومه !!

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۴:۰۲

سلام. بسیار متین و عالی استدلال کردید. سپاس

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۳:۵۹

آقای مطهری دست مریزاد که با قلم خویش یک مسئله اجتماعی سرپوش گذاشته را با ارائه راه کارهایی هرچند برای مدتی کوتاه بررسی کرده اید. از تابناک هم به خاطر انتشار این مطلب متشکریم

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۳:۵۵

کو تدبیر، کو خرد، کو گوش شنوا.

لالغ۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۳:۵۱

نیستی برادر کم پیدایی ولی هر وقت میای دست پر میای خدا رحمت کنه پدرتو جز دعا چه می توانیم

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۸ ۰۸:۰۴

ایشان باید بیشتر از یان دست مقالات بنویسند چون اگر دیگرانی این مسائل اجتماعی را تذکر دهند یا اینگونه اثر نمیگذارد یا سر وکارشان با شکایت نیروی محترم انتظامی است و...

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۳:۴۶

در اين چند سال اخير كج انديشي به اوج رسيده در همه جا

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۳:۴۳

توصیه می کنم در همین رابطه جلسه ای باشرکت جناب آقای مطهری، فرمانده محترم نیروی انتظامی، یکی از مسئولین رده بالای قوه قضائیه و یک نفر کارشناس خبره مسائل اجتماعی در تلویزیون تشکیل و انشاءالله با اختصاص وقت کافی از طرف مسئولین محترم صدا و سیما موضوع به بحث گذاشته شود.
و اما در مورد یکی از نظرات جناب آقای مطهری باید عرض کنم آنقدر مسئولین محترم نیروی انتظامی همه امور را فقط در محدوده اختیارات خود می دانند و آنرا با تمام توان اعلام می فرمایند که اگر تخلف آشکار فردی را به صورت خیلی دوستانه هم به او تذکر دهید مطمئن باشید که با عبارت " به شما چه مگر شما نیروی انتظامی یا پلیس هستید " مواجه خواهید شد. واگر کمی اسرار کنید مطمئن باشید که کتک مفصلی هم خواهید خورد و در صورت مراجعه به کلانتری، برادران عزیز نیروی انتظامی هم از او حمایت خواهند کرد. و شما را با جمله " این مسائل در محدوده اختیارات شما نیست بدرقه خواهند نمود. بنابراین اغلب مردم یاد گرفته اند تا دست روی کلاه خودشان بگذارند.

محمدیان۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۳:۲۶

درود بر روح شهید مطهری وفرزند صالح وخلف او ، مقلات محمد مطهری همیشه از محتوا وغنا وزیبائی برخوردار بوده است وقلم شیوا ونیز مطالب وی همواره دارای نکات اموزنده هست..... کاش ای کاش بعضی صاحبان تریبون اندکی سواد یا فهم ویا دلسوزی این فرزانه فرهیخته را داشتند........ کاش ای کاش......

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۳:۲۴

اینجا ایران است سرزمین اسلام و آنجا سرزمین کفار و دنیا پرستان که دشمن نامیده می شوند!!

جواد۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۳:۱۳

نظرات و مقالات شما بسیار زیبا و اجتماعی است خدا خانواده شما را حفظ کند

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۱:۵۱

احسن ولی کو گوش شنوا

رضا۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۱:۴۰

احسن به اقای مطهری که دغدغه مردم را دارند وای بر مسئولان بی درد و بی مسئولیت !

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۱:۳۶

حق جویی نشانه مردان خداییه

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۱:۱۸

بسیار ممنون. باشد که در نظر افتد....

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۱:۰۶

احسنت

صرامی۱۳۹۱/۱۰/۱۷ ۱۰:۴۲

خداوند اجرت دهد جناب مطهری عزیز که با نوشتن این مقاله ها باعث فرستادن رحمت به روح پدر شهیدی میشوی.

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۸ ۰۸:۰۲

از ایشان انتظار بیشتری است باید بیشتر بنویسند مملکت نیازمند این تذکرات است

ناشناس۱۳۹۱/۱۰/۱۸ ۰۴:۰۲

ما مشغول شکار پهنباد هستیم تا جهانیان بفهمند ما کی هستیم. لطفا بیش از این مزاحم نشوید و الا مسوولیت عواقب مربوطه بر عهده خود شما خواهد بود!

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.