نگاه شما: کسی که فرش می بافد...
کسی که فرش می بافد
نباید بی حصیر باشد!
مبادا مرد آزاده
گرفتار و اسیر باشد
چرا بر سفره ی مردم
به جای نفت، قیر باشد؟
چرا یک مرد پیتزا پز
پی پخت فتیر باشد؟
همین نان فتیرش هم
چرا باید خمیر باشد؟
چرا مردی که ارباب است
چو یک برده اجیر باشد؟
مبادا کشور ایران
خداوندا فقیر باشد
چرا رخساره ی مهتاب
پر از جوش و کهیر باشد؟
برای آسمان ننگ است
که خورشیدش حقیر باشد!
مبادا ای خدا، کوهی
چو کاهی، سر به زیر باشد
چه دردی بدتر از این، که
جوانی شیر،پیر باشد
جوان شیر ما باید
چونان کوروش، کبیر باشد
هماره لایق این است
که در دنیا، امیر باشد
نشد، در دولتی باید
اقلن یک وزیر باشد!
و یا در شرکتی کوچک
معاون یا مدیر باشد!
خلاصه، قلب ایرانی
نباید چون کویر باشد
دلش باید گلستانی
پر از مشک و عبیر باشد
فقط کاری کن، ایرانی
خدایا سیر سیر باشد
چه فرقی می کند، فرشش
که قالی یا حصیر باشد!
فرستنده: رضا الهامی
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
عالی بود مرسی
اولش خوب بود ولی وسطش ؟
کی گفته همه جونای ما باید از اول معاون و مدیر باشن یعنی هیچکس تو این مملکت نمی خواد کار بکنه ؟
این شعر جنبه طنز داشت یا جدی یا حماسی؟!!
همینه دیگه همه میخوان مدیر یا معاون باشند.اخوی جان پس کی کارمند باشه؟!!!
زنده باشی هم وطن.
دهان شاعرش را باید طلا گرفت و به حسن توجه نگارنده باید َآفرین گفت. درود بر تابناک بی باک
ایول!!!! حالم جا اومد!!!!!!!!!!!
بسیار زیبا بود.
ممنون آقای الهامی عزیز، خیلی خوب تونستی حرف دل ما رو در دل این شعر جاسازی کنی
دمش گرم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.