خوانده میشوید؛
مردم ایران چگونه زندگی میکنند و لازم است چگونه زندگی کنند؟
در گزارش خوانده میشوید امروز «تابناک»، دکتر محمود سریعالقلم، چهار نقطه منفی زندگی ایرانیان را برشمرده و در این باره چهار راهکار پیشنهاد کرده است؛ این که ایرانیان کوتاهمدت، خودمحور، دنیادوست و خوشگذران هستند و راهکارهایی برای آن. شما چه نقاط منفی در زندگی ایرانیان میبینید و چه راهکارهایی برای آن در نظر دارید؟ این گزارش با دیدگاههای شما مخاطبان کامل میشود.

مردم ایران، بیش از هر زمانی پذیرفتهاند که لازم است برای پیشرفت و توسعه کشور، در زندگی خود تغییراتی پدید آورند. با گذر از مرحله پذیرش ضرورت تغییر همگانی در سبک عمومی زندگی، آسیبشناسی برای شناخت مشکلات و ارائه فرمول برای اصلاح زندگی ایرانی آغاز شده است.
آسیبشناسی سبک زندگی ایرانی
در این راستا نخستین وجه مقایسهای که میتوان درباره سبک زندگی ایرانی و همه این کشورها در نظر گرفت و البته بر خلاف ادعاهایی که عموماً در میان ما وجود دارد، اینکه میانگین ایرانی خیلی دنیا دوست است. علاقه عمیقی به دنیا و مال دنیا دارد، ولی هنرمندانه و با ادا و ظاهرسازی آن را میپوشاند. ظاهر و باطن میانگین ایرانی بالای ۵۰ درصد شکاف دارد.
نکته دوم آن که بخشی از فرهنگ ما تکرار آموزههای اخلاقی و دینی است. واژگانی مانند انسانیت، خدا، پیغمبر، پاکی، وجدان، محبت، صداقت، شرافت، راستگویی و وظیفه دائماً مورد استفاده ماست، اما پرسش اینجاست که بازتاب این واژهها در زندگی و عمل ما چیست؟ بازتاب اخلاق و معنویت و انسانیت در زندگی و عمل ما بسیار محدود است. تحقیقاً هیچ ملتی در دنیا به اندازه ایرانیها از اخلاق و معنویت و انسانیت صحبت نمیکنند، اما بازتاب این در زندگی و عمل ما بسیار محدود است. این نخستین نقدی است که به زندگی ایرانی وارد است که چرا اینقدر ظاهر اخلاقی و معنوی دارد، ولی باطن مادی.
نقد سوم بر سبک زندگی ایرانی این است که در مقایسه با ملتهای دیگر سهم تفریح و خوشگذارانی و دور هم جمع شدنهای متعدد و طولانی بسیار بالاست. سخن من این نیست که همه ایرانیان این ویژگیها را دارند، ولی بیشتر آنها چه در داخل و چه در خارج این خصایص را دارند.
نقد چهارم این که سبک زندگی ما به شدت خودمحور است. ما بیشتر به دنبال حریم فردی خود هستیم و به آن حریم بیشتر توجه داریم، زیرا اگر کسی اجتماعی فکر کند، بسیاری از کارها را انجام نمیدهد. به طور کلی ما به گونهای در خانواده، مدرسه و جامعه تربیت میشویم که نگاهمان نگاه اجتماعی و نگاه عمومی نیست.
من بر این باورم، در این جغرافیایی که ما زندگی میکنیم، هنوز دو مفهوم در میان ما شکل نگرفته است. یکی این که ما هنوز کشور و جامعه نداریم. ما عدهای هستیم که با سنن و خلقیات مشترک در جغرافیایی زندگی میکنیم. در علم جامعهشناسی، جامعه این گونه تعریف میشود که عدهای در آن دارای اهداف مشترک و جهتگیری مشترک هستند. ما هنوز به آن مرحله نرسیدهایم. شاید یک دلیل این باشد که ما امپراتوری بودهایم؛ بنابراین، معتقد هستم که ما هنوز کشور ـ ملت نشدهایم. البته ملت هستیم؛ ما ایرانی هستیم و با زبان فارسی صحبت میکنیم و دارای ادبیات غنی و تاریخ کهن و سرزمین گسترده هستیم. اینها همه شاخصهای یک ملت است. اما ما کشور ـ ملت نیستیم.
این یک پرسش جدی است که آیا مجموعه فعالیتهایی که ما ایرانیها انجام میدهیم، تبدیل به سرمایه اجتماعی، ثروت ملی و پرستیژ جهانی میشود یا نه؟ آن موقع میتوانیم بگوییم سبک زندگی کارآمدی داریم و نتیجه داده است و توانسته این متغیرها را به صورت کمی و کیفی افزایش بدهد. هر کدام از ما میتواند بر اساس وجدان خود به اینها پاسخ بدهد. سبک زندگی ما دارای این ضعف جدی است که خیلی خودمحور بار میآییم که برای تبیین این نکته مثالهای فراوانی نیز وجود دارد.
چرایی مشکلات زندگی ایرانی
چندین مسأله در بروز این مشکلات موثر هستند. رانت باعث به هم ریختگی طبقاتی و اجتماعی در جامعه شده است و بر خلاف کشورهای صنعتی و یا ملتهایی چون ترکیه و مالزی و یا حتی ملتهای منطقه حاشیه خلیجفارس که بسیار مدنی شدهاند، ما در جامعهای زندگی میکنیم که آنهایی که بر اساس رانت، ارتباطات و تلفن صاحب امکانات و پول شدهاند از مدنیت بسیار پایینتری برخوردارند. اصطلاحاً در فرهنگ ما به این افراد «تازه به دوران رسیدهها» گفته میشود. این پدیده نشان از «به همریختگی طبقاتی» در جامعه ماست. هر فردی در هر سمت و جایگاهی که هست، اگر یکباره حالت جهشی پیدا کند، حتماً نوعی نارسایی رفتاری در او پدیدار میشود.
از سوی دیگر، استبداد تاریخی دلیل تفاوت در نظر و عمل دانسته میشود. ما به دلایل تاریخی و سیاسی ما در جایی آموزش نمیبینیم که مورد نقد قرار بگیریم. شما اگر ملایمترین انتقاد را به میانگین ایرانی داشته باشید احتمالاً دوستی آن شخص را از دست میدهید. ما به سختی میتوانیم به همدیگر تذکر بدهیم و یکدیگر را نقد بکنیم. هم روش این کار را بلد نیستیم و هم آمادگی روحی برای پذیرش نقد نداریم.
بر خلاف بسیاری از تحصیلکردههای ایرانی که دولت را مقصر این مسائل و مشکلات میدانند، معتقد هستم که جامعه سهم خیلی مهمتری دارد. جامعه، تشکلهای مردمی و اصناف و انجمنها در این مسائل خیلی مهمتر از دولت هستند.
رابطه با تجربه توسعه کشورهای دیگر
اصول توسعه را میتوان از کشورهای دیگر گرفت و برای توسعه یافتگی به کار برد. اما الگوهای توسعه الزاماً از یک جامعه به جامعه دیگر قابل کاربست نیستند. حضرت امیر (ع) میگویند شما را دعوت میکنم به ترس از خدا و نظم در امور. شاید نظم در امور را بتوان اینگونه تجزیه کرد: عقلانیت، علمگرایی، قانونگرایی، انسجام فکری نخبگان سیاسی، قوه مقننه قابل کارآمد و قوه قضائیه بیطرف. این اصول جهانشمول هستند و نتیجه تجربه بشری. هیچ جامعهای نمیتواند بدون علم، نظم و عقلانیت و انسجام و قانونگرایی توسعه پیدا کند.
اصول زندگی ناشی از توسعهیافتگی
سبک زندگی ناشی از توسعه یافتگی، دارای اصولی است. نخستین اصل مسأله قانونگرایی است. یعنی افراد باید بیاموزند که در چهارچوب قانون عمل کنند. مهمترین وجه توسعه یافتگی در سبک زندگی، رعایت قاعده و قانون در یک جامعه است. به دلایل بسیار پیچیده روانی و تاریخی و اجتماعی، میانگین ایرانی علاقهمند به قاعده نیست. در عوض خیلی علاقهمند است از هر روشی استفاده کند تا به منافعش برسد که عموماً هم منافع دنیوی هستند. این آسیب باید در یک مقطعی اصلاح شود.
رعایت قانون و قاعدهمندی کانون سبک زندگی معطوف به توسعهیافتگی است. وقتی انگلستان، آلمان، آمریکا، ژاپن و بعدها برزیل و دیگران را با خود مقایسه میکنیم، درمییابیم که کانون توسعهیافتگی آنها قانونگرایی است. ثباتی که در اندیشه و تفکرات آلمانیها و ژاپنیها وجود دارد بدون تردید آنها را در موقعیت برتر جهانی قرار داده است؛ بنابراین، رعایت قانون و قاعدهمندی را در کانون سبک زندگی معطوف به توسعهیافتگی میدانم.
متون توسعه و تجربیات کشورهای توسعه یافته چه قدیمی مثل آلمان و چه جدید مثل کره جنوبی به ما میگوید که مبنا فکر و اندیشه است؛ مبنا تفکرات یک حکومت و یک ملت است. نهادها و ساختارها مبتنی بر اندیشهها ساخته میشود. لذا فکر بر نهادسازی تقدم دارد. دقیقترین و در عین حال سادهترین تعریفی که از توسعه شده این که توسعهیافتگی سطحی از فکر انسان است؛
برای اینکه این افکار را اصلاح کنیم، باید چند اتفاق رخ دهد. یکی اینکه باید در جامعه ما مناظره شکل گیرد. ما نمیتوانیم دو فرد دولتی را بیاوریم بعد بخواهیم که در مورد سیاست خارجی ایران صحبت کرده و مدام یکدیگر را تأیید کنند. حتی فردی دانشگاهی را بیاوریم که نظر فرد دولتی را بیش از خود او تأیید کند این دیگر مناظره نیست. در جامعهای که مناظره نیست، فکر، منجمد باقی میماند.
اتفاقاً در کشور ما اطلاعات بسیار زیاد است. یعنی رسمی و غیررسمی و مستقیم و غیرمستقیم اطلاعات فوق العاده زیاد است اما مناظره وجود ندارد. با اطمینان بالا میتوان گفت که در جامعه و در موضوعات مختلف مناظره نداریم و یک نوع یکسان سازی فکری در عموم مسائل در جامعه وجود دارد. این موضوع مانع تولید فکر و اندیشه است.
تجربه بشری نشان داده که توسعه یافتگی سیاسی تابع و محصول مناظره است؛ یعنی هر چه مناظره بیشتر داشته باشیم، جامعه به سمت مدنیت بیشتر حرکت میکند و این مدنیت بیشتر باعث میشود در حوزه مسائل سیاسی بتوانیم کارکردها را اصلاح کنیم. مبنای توسعه یافتگی سیاسی رقابت حزبی است. مبنای رقابت حزبی کار تشکیلاتی و جمعی است. ما کار جمعی و تشکیلاتی را هنوز در جامعه نیاموختهایم. ما کار محفلی را آموختهایم ولی کار تشکیلاتی را نیاموختهایم. ما برای اینکه بتوانیم به نظام رقابت حزبی برسیم راه بسیار طولانی در پیش داریم. ما هنوز فرهنگ این کار را نداریم که حزبی فکر کنیم ولی محفلی فکر میکنیم.
اعتقاد دارم بسیاری از افکار اقتصادی و سیاست خارجی که امروز وجود دارد ریشههای چپ مارکسیستی دارد. ما هنوز از تفکر چپ رها نشدهایم. اگر ما کشوری و ملی فکر کنیم و ببینیم برای کل ایران چه پارادایمی مناسب است، تفکر چپ را رها میکنیم. زیرا تفکر چپ در دنیا شکست خورد. سرنوشت توسعه یافتگی ایران خارج از حلقه تجربیات بشری نیست.
نمیتوانیم بگوییم که ما یک تافته جدا بافتهای در نظم جهانی هستیم و پیشرفت ما هیچ وجه مشترکی با کره جنوبی، ترکیه و برزیل ندارد. اتفاقاً ما که حتی در حوزه الگوها باید بومی سازی کنیم، در این بومی سازی میتوانیم الگوهای جدی از این کشورها بگیریم؛ برای نمونه، با توجه به اینکه ذخایر عظیم فسیلی داریم حتماً تولید ثروت ملی در ایران تابع ذخایر فسیلی است که ما با چه فرمولی نهایت بهره برداری را از آنها بکنیم.
از جهان باید بیاموزیم. سرنوشتمان به این جهان گره خورده است. این تفکر در کشور که به دنبال اندیشهها و راهکار درونی در داخل هست؛ غافل از اینکه میتوان از تجربه دیگر کشورها آموخت. ما میتوانیم از تجربیات کشورهای دیگر بیاموزیم و خیلی سریعتر مسیر توسعه یافتگی را طی کنیم.
نسخهای برای اصلاح سبک زندگی ایرانیان
نخستین شاخص کتاب خواندن و مناظره کردن است. نمیپذیرم که میانگین ایرانیان پولی برای کتاب خریدن ندارند، چرا که ایرانیان برای غذا و تفریح پول به اندازه کافی دارند ولی برای مطالعه و بالا بردن سطح فکری پول خرج نمیکنند. یکی از پیامدهای بسیار مثبت کتاب خواندن این است که خودشناسی انسان افزایش مییابد.
نکته دوم در رابطه با سبک زندگی، رعایت حقوق انسانهای دیگر است. در این زمینه خیلی سقوط کردهایم. رعایت حقوق دیگران بسیار مهم و کلیدی است. اتفاقاً قواعد دینی ما در این رابطه بسیار آموزنده است. الان فرهنگ عمومی و اخلاقی ما بسیار انحطاط پیدا کرده است. این مسأله باید در یک جایی بحث شود. باید تعریف کردن از خودمان را هم متوقف کنیم اینکه میگوییم ما شاخص هستیم و در دنیا بسیار ممتاز هستیم به هیچ وجه درست نیست.
نکته سوم در این رابطه این است که اگر بخواهیم سبک زندگی خود را تغییر دهیم باید افراد فکری منصفی باشیم. در فرهنگ میانگین ایرانی کتمان، مماشات و توجیه زیاد داریم که برای توسعه یافتگی و سبک زندگی معقول مضر هستند.
موضوع چهارم این است که میانگین ایرانی، دامنه لذاتش خیلی محدود است. سبک زندگی ما لذات ما را به موارد خاصی محدود میکند. قدم زدن در خزان، با دوستان فرهنگی بودن، کمک کردن به ایتام، پنج دقیقه به یک گل نگاه کردن، چهل صفحه در مورد خود نوشتن، احترام به عابر پیاده، نپریدن وسط حرف دیگران، سکوت فراوان، آشغال پرت نکردن از اتومبیل، جواب تلفن مردم را دادن، مؤدب بودن، تقدیر از کار خوب، ویژگیهای مثبت افراد را دیدن، گفتن ده بار در روز: من اشتباه کردم، زبانهای خارجی آموختن و سرزدن به حلقههای ۱و ۲ و ۳ زندگی خودمان در زندگی ما ایرانیها بسیار محدود است.
نکته پنجم این است که اگر بخواهیم سبک زندگی معقول داشته باشیم باید نظام اجتماعی با ثباتی داشته باشیم. برای این کار باید قوههای مقننه و قضائیه بیش از وضعیت فعلی، با قاعدهمندی و انصاف بیشتری عمل کنند تا اینکه توازنی میان قوه مجریه و دستگاههای اجرایی و دستگاههای نظارتی کشور به وجود آید.
متن کامل گفتگوی دکتر سریعالقلم را در این جا بخوانید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
زنده باد تظاهر ریا دورویی و خوشیفتگی
ايران رادوست داريم با رهبري بودنش افتخار مي كنيم
تنها راه پیشرفت قانونمند بودن است اگر قوانین درست وضع بشود وانرا اجرا کنند کشور درست میشود جامعه فقط با قانون گرایی پیش میرود با پند واندرز کاری پیش نمیرود
اگر آموزش رعایت قانون نباشد همه قانون را دور میزنند
مسوولاان ما نقدپذير نيستند انتظار داريد مردم ما فرهنگ نقدپذيري و گوش دادن به مخالف را ياد بگيرند؟!
وقتي دولتمردان ما و مسوولان ذيربط درباره حفظ محيط زيست و آثار تاريخي ايرانيان اهميتي نمي دهند از مردم چه انتظاري داريد؟
جناب اقای سریع القلم گفته اند "ما ایرانی هستیم و با زبان فارسی صحبت میکنیم" ایران کشوری چند قومیتی(زبانی) است پس ما ایرانی هستیم ولی الزامآ فارس زبان نیستیم.
افزایش بیش از حد افسردگی و خودکشی در بین مردم نشان دهنده نحوه زندگی ملت ایرانه واااااااااااااااااااااااااااااااااای
با نظر دکتر سریع القلم کاملا مخالفم.
جناب دکتر قصورات دولتمردان را بگردن ملت نیاندازید! تربیت وفرهنگ دست ملت نیست دست هرکسی است از ایشان باید بپرسید.هنجارسازی غلط نتیجه اش همین است منتها هنجارسازی دست ملت نیست.
آقا دکتر انصافتو شکر! نمیدانم چه هدفی از این بیانات متناقضتان دارید ولی زحمات و جانفشانی ملت بزرگ ایذران در این 34 سال این نبود!
مردم ایران مگر سرخود شده اند که تصمیم بگیرند چگونه زندگی کنند!؟ آقای سرعت دار القلم! از شما ناامید شدم! شما هم که توپ ندانم کاریهای دولتیان را به زمین ملت شوط کردید.
جناب استاد برایتان متاسفم با این دیدگاه متناقضتان! هرآنچه شما بر ملت در این مقاله عنوان کرده اید!ملت بزرگ ایران در دفاع مقدس ثابت کردند که بی پایه واساس است و این دولتمردان ما هستند که قدر این ملت بزرگ راندانستند و هر روز بدتر از دیروز با عتقادات ملت و نظم وقانون بازی منفی راه انداختند! تابناکیها برای شما هم متاسفیم!
آنها تربیت شدگان قبل از انقلاب بودند
فقط بایستی مطالعه کنیم مطالعه و کتاب خواندن در ایران خیلی کم است چون این مطالعه است که فکر انسان را باز میکند
من که کلا هر کسی رو دیدم همه افسرده بودن . دکترا روان پزشک معرکه همه دارن پول پارو می کنن
مشکلات ما بیشتر به زیر بنا های فرهنگی بر می گردد . چند درصد از ما یک شهروند مسول و اگاه هستیم. ؟ ایا دید گاه اکثر ما ایرانی ها سود جویی و اهداف کوتاه مدت نیست ؟ لازم است سازمانهای فرهنگی و اجتماعی ( اموزش و پرورش و ..... ) از بچه های این مرز و بوم شهروند اگاه و مسول در قبال جامعه و مردم بسازند .
تا در روح و روان و انديشه و نگاه به زندگي و انتظارات از زندگي تغيير و تحولي صورت نگيرد در سبك زندگي مردم هم اتفاقي نمي افتد و اين هم ارتباط مستقيمي با زندگي مادي و اقتصادي حال حاضر مردم دارد امروز اقتصادي حكايت از فردايي تيره و تار ميكند و سبك زندگي ما مردم هم رو به قهقرا دارد . از همه اينها گذشته ما نميدانيم چگونه از امكانات موجود و در اختيار استفاده كنيم و لذت ببريم هنوز سردر گم چكونه لذت بردن هستيم شايد به دليل ممنوعه بودن واژه لذت در خيلي از امور زندگي است
مشکل مردم ایران خانوم هایی هستند که از دین هر چی شو با عقل ناقصشون جور در بیاد و مطامع کوتاه مدتشونو به فکر خودشون تامین کنه میگیرن و بقیه رو بیخیالشن و مردایی که با رفتارشون به جای تربیت اینا گستاخ ترشون میکنن
اقای سریع القلم مطالب شما و دیدگاه های شما جالب بدون خود سانسوری و دقیق است از شما نشکر میکنم.
اما در موضوع مناظره من باور ندارم که مناظره در بین ما منجر به نتیجه شود .در نهایت هرکدام بعد از بیان حرفهای خود بدون گوش دادن به جواب طرف در حال اماده کردن خرف های بعد خود است.
درد های ما ایرانیان کهنه است
در عجبم كه دكتر اين مملكت هنوز نفهميده كه همه ايرانيان به زبان فارسي صحبت نمي كنند. تو چه انتظار از عوام داري.
باکمال تاسف باید بگویم یک ایرانی از هر قومی که باشد درخود ایران درجایی دیگر .افغانی محسوب می شود وتمام حقوق او توسط سازمانها واهالی آن تضییع می شود
موافقم ما ايراني ها فقط اهل حرفيم توادارات هركي پستش بالاتر ميره التزام و پايبندي به قانونش پايين تر ميره اگر تو كارمند جز باشي مرتب و به وقت مياي و به همه قوانين مملكتت احترام ميزاري ولي اگر تو يك پست مدير يا معاوني داشته باشي قانون را دور مي زني و ديگران حق گفتن چرا وانتقاد ازتو را ندارند چون كارمند جز اند. سعدي مي فرمايد ومعصيت از هركه سر بزند ناخوشايند است واز بزرگان (بخوانيد مديران و.)ناپسنديده تر و نابخشودني تر
همه آنچه ایشان گفته اند درست است و بعض نکات را براستی باید بقول معروف با طلا نوشت.
من اجازه میخواهم این را هم اضافه کنم که ما عموماً با جبار، ویا مافوق از هرنظر، متملق و چاپلوس و با زیردست متجاوز و دورازانسانیت هستیم. روی وابستگان متنفذ خود بیش از خدا حساب میکنیم و درراه تامین نظر آنها فرمانهای خدارا زیر پا میگذاریم.
درجهت تملق به جبار آنقدر مافوق را میستائیم و بزرگ میکنیم که بعداً برای خودما مشکل میشود . بسیار ریا کارهستیم وآن خاصیت متملق بودن هم نمودی از همین ریاکاری و دوروئی است و شاید علت این باشد که باوردینی هرگز درما آنچنان عمیق نشده که با اخلاق اجتماعی یکی شود.
دقيقا چون نمي توانيم به زندگي سنتي و كم مصرف قديم برگرديم گفتم مجبوريم از امكانات جديد استفاده كنيم وبراي استفاده از ان بايد قدرت خريد داشته باشيم .اگر قدرت خريد داشتيم كه نبايد با نصف شدن فروش نفت اينجوري زندگي مردم به هم بريزد پس زندگي ما خيلي وابسته به نفت است بقيه اش را خودتون حدس مي زنيد
اکثریت مرد م ایران بیماری و علت بیماری را هم میدانند . ولی خود را به کوچه ی علی دایی می زنند این دقیقا همان علت العلل است و
آ نکس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گیتی بجهاند
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند
آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدار کنیدش که بسی خفته نماند
جناب استاد معظم شما کدامیک هستید ؟
اگر همین تابناک نظرات همه را انعکاس میداد میششد امیدوار بود که شتیئ ئرست بشه و لی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تابناک دو سه بار نظرات منو سانسور کردیا کلک! خودمونیم . به نظرم مشکل ما ایرانی ها تخصصه ، اکثرا نه همه ، در شغل هایی هستیم که نه آشنایی ، نه تخصص هیچی در آن شغل نداریم در صورتی که در در دنیا برعکسه ریشه همه مشکلات ما این نبود تخصصه کافی ، و ریشه این نبود تخصص هم ، نبود صداقته ، این صداقت از خود ما شروع میشه ، چه مردم باشیم چه دوبت چه حاکم ، امیدوارم مثل تلویزیون نباشی ، با تشکر
یعنی من عاشق این جملهء قصارم: "سهم خوشگذرانی و تفریح در زندگی ایرانی در مقایسه با اروپاییها بالاست"
دروغ وکلاهبرداری و ظلم و بی عدالتی در دادگاه ، چک برگشتی ، بیکاری بیداد میکند ، اقتصاد خراب از فکر خراب مسئولین و مردمی که به آنها رای دادند بوجود آمده ، امروز به دلیل عدم تمدید ال سی از سوی بانک بعد از 9 ماه انتظار مجور شدیم که ال سی را ابطال کنیم و بانک هم 6 میلیون تومان بخاطر خرید وفروش ارزی که ما هیچ وقت به ما نداده از سرمایه اندک ما کم کرد، وقتی بانک این کشور به این وضوح کلاهبرداری میکند و بنام بانک اسلامی کار میکند شما دیگه تا آخرش رو بخون ، مردم هم دروغگو وکلاهبردار میشن ، حالم بهم میخوره که بگم من یک ایرانی هستم، متاسفم برای خودم و شما
تدبیر دانشمندان حوزه و دانشگاه و تولید علم بایستی چاره گر باشد نه خلق توهم .
بنظر من در فرهنگ جامعه ، مردم نقش مهمی دارند ولی نقش دولت بسیار موثر تر است.
نقش مردم بخاطر انتخاب و پذیرش حاکمان اهمیت دارد ولی نقش اصلی و موثر را دولت دارد چون آموزش ، تربیت ، تبلیغات ،سیاست گذاری ، جهت دادن حرکت جامعه ، قانون گذاری و اجرای آن و بسیاری از مسایل دیگه که فرهنگ جامعه رو تشکیل میده توسط دولت انجام میشه و برای مردم مقدور نیست که نقش و وظیفه دولت را بعهده بگیرد.
مردم ایران هر بدی داشته باشن یه خوبی دارن اونم اینه که فشارو خوب تحمل میکنن.
اگه بخواهیم تغییر ایجاد بشه اول باید واقعیتو قبول کنیم مخصوصا بزرگان کشور و دنبال مقصر نگردیم مسئولیت کارامونو که کردیم قبول کنیم
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خوشنود باشی ما رستگار
ای فغان! !؟! ؟! ؟
سلام خوشحالم که این همه نظرات مختلف ارایه شده است این نشان دهنده علاقمندی ما به تغییر رفتارمان هست که قابل تقدیر است مباحث تامل برانگیزی مطرح شده ایکاش این مسایل در رادیو تلویزیون بصورت حامع ومستمر مطرح شود تا شاید ما بهسازی شویم امید است مسولین ذیربط شهامت انتقاد از خود را بین خود و مردم نهادینه کنند تا ما فقط ازخو تعریف نکنیم و ایرادهایمان را بازخوانی و بازگویی کنیم تا ایرانی پاک بمانیم متشکرم
باز گفتید رادیو و تلوزیون؟!!!! این مطالب باید در خلال سریالهای ترکی پخش شود تا بیننده داشته باشد !!!!!
پاسخ جمعی از دانشجویان ترم 6 پزشکی دانشکده ارومیه
به دکتر محمود سریعالقلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی ازاستاد مدعی پیشرو در حوزه توسعه و پیشرفت کشور
مدیریت محترم سایت وزین مردمی جوان پرس آذربایجان غربی
با سلام اخیرا سایت تابناک مطلبی را باعنوان ...مردم ایران چگونه باید زندگی کنند! با نظر پردازی استاد مدرس دانشگاهی آقای سریع القلم به مباحثه گذاشته که بعلت عدم درج مطلب این دانشجویان از شما درخواست می نماییم با توکیل ویراستاری نقدمان پاسخ این جمع کثیر را در سایت جوان پرس درج نمایید.
در مقدمه هدف ما دانشجویان از نقد مطلب فوق جلو گیری از سیاه نمایی هرگونه قصورات اساسی ناشی از مدیریتهای فرهنگی واجتماعی برخی مسئولین که موجب تحلیل رفتن نیروی عظیم ملی در عرصه های مختلف کار وتلاش و توسعه جامع کشور شده باشد را سعی نموده توپ بازی تغییرات وتحولات اساسی واشکالات موجود را به زمین ملت بیاندازد! لذا لازم دانستیم بعنوان دانشجویانی که عمر وجوانی خودرا درراستای تحصیلات عالیه با هدف خدمت به بیماران نموده ایم وکه همواره در طول زندگی تذکیه نفس واصلاح اخلاق فردی واجتماعی را منشور خود قرار داده ایم ضرورت پاسخ به اینگونه مباحث انحرافی را نقدی هرچند کوتاه تقدیم نماییم تا برخی روشنفکران بدانند تغییر در تغییر را با نظریه سازی نمیشود پیشبرد! محقق باید حقیقت را فدای مصلحت ننماید!
نظریه پردازی جناب سریع القلم که بر این باورند!:
درباب نظریه آسیب شناسی سبک زندگی ایرانی و درباب نظریه چرایی مشکلات زندگی ایرانی :
نخستین وجه مقایسهای درباره سبک زندگی ایرانی : ایرانیهاخیلی 1- دنیا دوستتند علاقه عمیقی به دنیا و مال دنیا دارد، ولی هنرمندانه و با ادا و ظاهرسازی آن را میپوشاند. ظاهر و باطن میانگین ایرانی بالای ۵۰ درصد شکاف دارد. 2- خوشگذرانند! 3- ملت ایران در پاکی وصداقت فقط اهل حرافی اند ودر عمل ...!؟ پاسخ ما: نخبگان قضاوت کنند دفاع مقدس و 34 سال قناعت و استقامت ملت ایران با این نظریه آیا زیر سئوال نرفته است!؟ آیا همین شکاف وعلتها را در روی میزکار دولتمردان بی برنامه وبرخی نمایندگان مجلس که جلو پایشان را می بینند ونزدیکبینند نباید جست! وباز نهاد خانواده وملت تاوان فرهنگسازی متناقض دولتمردان را بدوش بکشند!
اگر می بینیم ملت ویتنام یا ژاپن بعد از جنگ تبدیل به ملت کار شدند عزم ملی تعریف شده وقانونمندی که مولای درزش نمی رفت تدوین شد وآنها به اینجا رسیدند! واگر غیر این است نتیجه گیری شما منجر به این میشود که ایدئولوژی اسلامی در برابر بودائیسم زیر سئوال است! درحالیکه اسلام به ذات خود ندارد عیبی هر عیب که هست در دولتمردان است!
آقای سریع القلم صراحتا ابراز داشته اند برخلاف نظر تحصیلکردگان که مشکلات موجود را ناشی از عملکرد دولتمردان میدانند باز جامعه را مقصز اصلی این مشکلات قلمداد نموده اند! پاسخ مادراینباره اینستکه: وقتی فرهنگ و اقتصاد وسیاست دولتی است این دولت است که نتوانسته فرهنگ صداقت وپاکی را فرهنگ سازی و اپیدمی کند نه ملت! جناب استاد برای باورهای خیال پردازانه تان متاسفیم! تناقض گویی شما در دو مورد عنوان شده فوق همین باب نظریه : رابطه با تجربه توسعه کشورهای دیگر است که هیچ سنخیتی با دو باب بحثتان ندارد!
با توجه باینکه این بحث سفسطه انگیز استاد سریع القلم نیاز دارد تا به هفت من کتاب تاریخ 34 ساله مراجعه شود با پاسخ های کوتاه ( بمنظور نمک نپاشیدن وسوهان روح نشدن برروح خسته ملت بزرگ وشریف ایران ) امید آن داریم مثل آقای معتضدی منتقد اجتماعی بزعم وخیال خود مپندارید که صاحب نظر تغییر وتحول ریشه ای مملکت هستید! بحث را خلاصه میکنیم.
درباب نظریه اصول زندگی ناشی از توسعه یافتگی :
پاسخ ما: ملت نه آموزش لازم وکافی می بینند نه اقتصاد سالم نه فضای کافی برای رشد فرهنگی نه غذاوپوشاک وخوراک کافی ! که همه این موارد جزو پله های اول توسعه یک ملت وجامعه یا هرکشوریست که درکشور ما سکان آن دست ملت نیست ودست دولتمردان است! ویقینا اگر درخت توسعه مشهور دکتر عظیمی اقتصاد دان ایران را مطالعه میکردید این باب را هم مثل همه بابهایی که قصوراتش را به زمین ملت انداخته اید نوک پیکان نظریه تان را بسمت بی برنامگی دولتمردان شوط میکردید! ملتی که در پله اول هرم مازلو یعنی کمبود خوراک-پوشاک ومسکن درمانده اند قانونمندی را براساس اعتقادات دینی با شکم خالی 34 سال تبعیت کرده اند! قوانین اگر ناتوانند قصورش از نمایندگان مجلس و لوایح چپ اندرقیچی دولتیان بوده است.
درباب نظریه :نسخه ای برای اصلاح سبک زندگی ایرانیان :
این نظریه بی پایه شما با نظرات بالا بسح ختی درتناقض است. نظرات شما بقدری سطحی نگر است که بجای اشاره به اصلاح قوانین قضایی یا مقننه یا مجریه ٰ خطابتان به مسئولین قوه قضاییه ورعایت انصاف خاتمه یافته!
البته اخیرا برخی سایتها با پرداختن به نظریه های جنابعالی شاید این شبهه را به افکار عمومی بیاندازد که پدیده ای دیگر در راه است که میخواهد با اسب سپید جامعه را اصلاح نماید! در هرحال ما دانشجویان دقیقا در مورد عوامل وریشه ها وعلتهایی که شما برای اصلاح برخی معضلات جامعه بزرگ ایران نسخه پیچی نموده اید تقریبا نظرمعکوس داریم. ودصورتیکه مایل باشید آماده مناظره با شما هستیم چنانچه در این باب یعنی مناظره در نظریه پردازی اخیرتان تاکید داشته اید.
والسلام - جمعی از دانشجویان ترم 6 پزشکی دانشکده ارومیه
اگر در پزشکی هم اینطور تشخیص بدهید که بیچاره ایم . باز کنید چشمهایتان را
آقایان محترم به اصطلاح پزشکی اشتباه شما این است که ملت خود را نمونه راستین اسلام می دانید در صورتیکه در واقع عمل ما با اعتقاداتمان نمی خواند و برخی اوقات برعکس است.
ماشالا چقدر نظر تابی حال می کنی ها
چقدر بازدید کننده
دمت جیزززز
فرهنگمان که خیلی وقته رو به انحطاط رفته! تازه متوجه شدید؟!!گرانی هم شده قوز بالا قوز آن.
با تمام حرفهای استاد موافقم . مهمترین علت عقب ماندگی ما این است که فکر ما پرورش نیافته است و تا زمانیکه این علت اصلاح نشه (که باید در مدارس و موسسات آموزشی و از سنین کودکی اصلاح بشه) پرداختن به موضوعات دیگر کاری عبث و بیهوده است.
سلام و ممنون از شما
ولی در جامعه ای که مردم ان بدلیل مشکلات فراوان معیشتی و اجتماعی به درد بی فرهنگی گرفتار شده اند نشود زیاد بحث کرد.
تا زماني كه در گفتار و رفتارمان تناقض وجود داره همينه مثالي ميزنم براتون در جامعه ما هميشه دم از اسلام ميزنند و حجاب اسلامي متولي اين فرهنگ چه كساني هستند؟جواب ساده است هيچ كس ميگيد نه ؟ خوب فكر كنيد معلم بدبختمون وقتي مي خواداستخدام بشه چقدر از لحاظ حجاب بهش سخت ميگيرند. ولي بازيگران كه اونها هم متولي فرهنگ اند حتي تو تلويزيون هم آرايش غليطي به اسم گريم دارند .حتي اخبار گو ها هم گاهي آرايش غليط دارند بالاخره جوون به كي نگاه كنه؟ چيكار كنه ؟اين تازه يه قسمت از ماجراست بقيه اش رو خودت ...............
در این که مردم ایران دورو هستند بحثی نیست
کی گفته ما زندگی میکنیم ... ببخشید ا واقعا ببخشید ، هرکی این حرف را زده است ( ذرت پرت کرده است ) ما خیلی زرنگ باشیم زیست میکنیم حتی آدمهای ثروتمند رو نگاه کنید همیشه در فکر این هستند که چه جوری ثروتشان را زیاد کنند و همیشه و همیشه در ترس و اضطراب اینکه مبادا پولهاشون دیگرن بخورند ... پس اون بنده خدا ها هم دارند زیست میکنند فقط ما در جلد مورچه هستیم و آنها در جلد شیر ژیان ( پاکتی) ....
باشما موافقم فلسفی بنده خدا همینا میگفت مامردگان زنده ایم !!!!!!!!!!!!!!!
شما نظرهايي كه ميخواهيد برروي صفحه ميگذارييد و اين دمكراسي نيست
دموکراسی!
دموکراسی یعنی اون نظرات غیر قابل انتشار هم منتشر بشه
همین هم خیلی پیشرفت است و من بالشخصه قلباً قدرآنرا میدانم و از نظاممان بابت فراهم کردن این حد از آزادی بیان، در این مرحله کم و بیش ابتدائی، سپاسگزارم.
اصولا مردم در بیشتر نقاط جهان کار میکنند تا زندگی کنند اما ما زندگی میکنیم تا فقط کار کنیم و بتوانیم شکم خود و خانواده را سیر کنیم
آخه آقای دکتر نفسش از جای گرمی در میاد... چه میدونه نداری یعنی چی.
قربانت گردم، نگـــو ما، عرض کردم دو طبقه ایم، حرف شما به طبقه دوم مربوط میشه که حداکثر نصف (ما) است.
اين دست مقالات و مشابه به فقط براي ديپلوديزه كردن جامعه است مثل پرداختن افراطي به ورزش و هنر و علم و حتي دين و اخلاق و اقتصاد و ....
دی پولی تیزه - Depolitize
بهترین اتفاقی که افتاده اینه که ما داریم متوجه میشیم باید از توهم بهترین بودن بیرون بیایم و به ریشه یابی مشکلاتمون بپردازیم
آموزش و پرورش ناصحیح ! ما از آموزش و پرورش فرهنگ و رفتار اجتماعی و طریقه زندگی و قانون و مقررات زندگی اجتماعی و مدنی غافل هستیم و فقط به آموزش علوم ریاضی و فیزیک و شیمی و.... پرداخته ایم برای همین است که ملیونها لیسانسه و بالاتر داریم که نمیتوانند گلیم خود را از اب بکشند ویا فرهنگ شهروندی و اجتماعی و قانون و مقررات را رعایت کنند ! و راه آن تحول و تصحیح نظام و اولویت آموزش و پرورش است
به عنوان یک معلم با نظر شما موافقم تا زمانی که آموزش و پرورش اصلاح نشود جامعه هم اصلاح نخواهد شد .
نوشته خوب و بجایی بود
با نظراتتون موافقم
مخصوصا قسمت نسخه اصلاح عالی بود
متاسفانه ما ایرانی ها همیشه عادت دارم کاستی ها و نواقصمون رو گردن این مسئول و اون مدیر بندازیم
درحالیکه این خود مائیم که می تونیم با اصلاح خودمون هم جامعه و هم مدیران جامعه مون رو اصلاح کنیم
با اون فردی هم که گفته بودن پروسه اصلاح فرهنگی بای اول از طریق مسئولان شروع بشه کاملا مخالفم
این پروسه اصلاح باید از تک تک ماها شروع بشه
هیچ کس کاری را انجام نمیدهد و وقتی یک نفر پیدا شد که ان کار را انجام دهد همه کارشناس میشوند و در مورد کار ان شخص و درست وغلط بودنش نظر میدهند !!!!! و وقتی میگویید اگر شما بلد بودید چرا تا بحال ان کار روی زمین بود و انجام نمیدادید ؟ یک بهانه برایش پیدا میشود !!!!!!! این مشکل مردم ماست و طبقه خاصی را هم شامل نمیشود ! همه همینطورند از به طاهر روشن فکر تا عامی !
قابل توجه دانشجویان سال 6 پزشکی ارومیه !
مردم ایران اصول خنده داری در زندگی دارند که مورد سوء استفاده قرار میگیرند وقتی چیزی گران میشود تازه مردم یادشان می افتد که باید آنرا بخرند خودخواهی و تکبر و خود پسندی در مردم ایران غوغا می کنداگر کسی ضعیف باشد مورد تمسخر و بی احترامی قرار می گیرد ولی اگر قدرتمند باشد همه با ترس به او احترام میگذارند. به عنوان یک ایرانی متاسفم که این چیزها را مینویسم ولی واقعیت محض مردم ایران این است .
مقاله با ارزشي بود و از نظر آماري اكثريت افراد جامعه ما دو رو بوده و براحتي دروغ مي گويند درخواست دارم از اين مطالب زياد منعكس شود
حقیقتش من اخرین باری که شاد بودم یادم نمیاد ب باور کنید ادم جا نماز ابکش و خیلی دینداری نیستم الحمدالله وضعیت اقتصادی قابل قبولی هم دارم ولی ادم که نباید همه چیز برا خودش بخاد و تافته جدا بافته از جامعه نیست بهمین علت با دیدن ناتوانی و بیکاری و فقر بیشتر مردم زندگی مانند زهر برایم شده و اصلا بهم نمی چسبه و تنها کاری که از دستم بر میاد اینه که خدا همه مردم و مسولان و بنده حقیر را عاقبت ختم بخیر کند .
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.