داره فکر میکنه که چه بلایی سرش اومده و آیا کسی هست کمکش کنه و اینکه حالا باید چطوری کارتون ببینه.
غزل۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۷:۱۸
روحش شادی و آرزوی تسلی برای خانواده اش
ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۷:۱۴
آينده چطور مي شود ?
ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۷:۱۲
به دردایی که منتظرشن ...
ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۷:۰۵
به فردای بهتر! به امید خدا دوباره خانه ای مقاومتر برایش می سازیم
امین۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۷:۰۴
ای کودک معصوم غم مخور.خدا با توست. حتی اگر خانه ات ویران شود به کجی تدبیر ما.
بنده خدا۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۷:۰۴
به اينكه آيا بعد از زلزله كسي به فكر آنها خواهد بود
وجيد۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۷:۰۳
پسر نازم غصه نخور. خدا هميشه بزرگه. من حستو کامل درک میکنم. بعد از 8 ماه هنوز اهر و ورزقان مي لرزد. هنوز آثار اين پديده شوم هويدا است. با ديدن هر عکس زلزله استان بوشهر ناخودآگاه اشک بر چشمانم چاري ميشود. هنوز يک شب تو اهر راحت نميتونم بخوابم. هر صدايي لرزه بر اندام انسان مي اندازد ولي هيچ راهي بغير از توکل به خدا نيست.
مهدی۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۷:۰۲
شهر من
من به تو می اندیشم...
نه به تنهایی خویش...
مهدی جون۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۷:۰۰
آخی! خیلی خیلی تحملش سخته! آدم تا عادت کنه خیلی زمان میبره!
ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۶:۵۷
عزززززززززززیززززززززززززززززم :(
ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۶:۴۱
به اینکه چقدر تلخ و نامهربانه، دسترنج سالیان سال پدر و مادرش برای داشتن زندگی نسبتا آرام، در چند ثانیه به تلی خاک تبدیل شد...
چون بچه است شاید فقط میگه : حالا باید چی کار کنم . شاید اگه بزرگ بود میگفت : سهم من از زندگی این بود ؟ و هزاران حرف نگفته که توی دل همه ماست .
حسن۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۶:۳۷
خدایا خودت کمک کن
ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۶:۳۶
آخی...خدا یا کمکشون کن....
جهان۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۶:۳۰
به غیرت و شرافت و مردانگی ونجابت یک شمع روشن باقیمانده از مردان و شیر زنان دیار دلیران تنگستان. به این می اندیشد که .. یک شمع روشن می تواند هزاران شمع خاموش را روشن کند و ذره ای از نورش کاسته نشود … روح همه در گذشتگان شاد و آرزوی صبر برای بازماندگان به خصوص این هموطن عزیزمان که فرزند مام میهن مان می باشد.
ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۶:۲۸
قربونت برم عزيز دلم
ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۶:۲۷
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتیم در میان لاله و گل آشیانی داشتیم بلبل طبعم کنون در باغ تنهایی خموش ناله ها بودی مرا گر هم زبانی داشتیم به فردایش می اندیشد ؟ به این می اندیشد که اگر خانه ای مستحکم داشت اکنون بابایش در کنارش بود ؟ به این می اندیشد که این ویرانی محصول بی تدبیری چه کسی است ؟ به این می اندشد ...
ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۶:۲۳
عکس مصنوعی است یا بهتره بگیم سفارشی است منظورم اینه که عکاس به پسره گفته اینطوری ژست بگیره
ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۶:۲۲
حتمابه این فکرمیکنه که چرااین اتفاق افتاده:خدابهشون صبربده
امیر حسین۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۶:۱۵
خدایا خودت کمک کن چرا انقدر بلا سر ما می ایید
ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۶:۱۳
مثل یه آدم بزرگ داره فکر میکنه
محمد۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۶:۱۰
سرت را بالا بگير مرد! تو ديگر غريب نيستي. امروز قلب همه ايران براي تو مي تپد.
ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۶:۱۰
غصه نخور انشا الله خونتون درست میشه به امید خدا
هادی۱۳۹۲/۰۱/۲۳ ۱۶:۰۲
باور کن تابی دلم کباب شد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.
نظرات بینندگان
خداي من
داره فکر میکنه که چه بلایی سرش اومده و آیا کسی هست کمکش کنه و اینکه حالا باید چطوری کارتون ببینه.
روحش شادی و آرزوی تسلی برای خانواده اش
آينده چطور مي شود ?
به دردایی که منتظرشن ...
به فردای بهتر! به امید خدا دوباره خانه ای مقاومتر برایش می سازیم
ای کودک معصوم غم مخور.خدا با توست. حتی اگر خانه ات ویران شود به کجی تدبیر ما.
به اينكه آيا بعد از زلزله كسي به فكر آنها خواهد بود
پسر نازم غصه نخور. خدا هميشه بزرگه. من حستو کامل درک میکنم. بعد از 8 ماه هنوز اهر و ورزقان مي لرزد. هنوز آثار اين پديده شوم هويدا است. با ديدن هر عکس زلزله استان بوشهر ناخودآگاه اشک بر چشمانم چاري ميشود. هنوز يک شب تو اهر راحت نميتونم بخوابم. هر صدايي لرزه بر اندام انسان مي اندازد ولي هيچ راهي بغير از توکل به خدا نيست.
شهر من
من به تو می اندیشم...
نه به تنهایی خویش...
آخی! خیلی خیلی تحملش سخته! آدم تا عادت کنه خیلی زمان میبره!
عزززززززززززیززززززززززززززززم :(
به اینکه چقدر تلخ و نامهربانه، دسترنج سالیان سال پدر و مادرش برای داشتن زندگی نسبتا آرام، در چند ثانیه به تلی خاک تبدیل شد...
اكرخانواده اش درزلزله فوت كرده اندبه بدبختيهاومشكلاتي كه انتظارش راميكشندفكرميكند
چون بچه است شاید فقط میگه : حالا باید چی کار کنم . شاید اگه بزرگ بود میگفت : سهم من از زندگی این بود ؟ و هزاران حرف نگفته که توی دل همه ماست .
خدایا خودت کمک کن
آخی...خدا یا کمکشون کن....
به غیرت و شرافت و مردانگی ونجابت یک شمع روشن باقیمانده از مردان و شیر زنان دیار دلیران تنگستان.
به این می اندیشد که ..
یک شمع روشن می تواند هزاران شمع خاموش را روشن کند و ذره ای از نورش کاسته نشود …
روح همه در گذشتگان شاد و آرزوی صبر برای بازماندگان به خصوص این هموطن عزیزمان که فرزند مام میهن مان می باشد.
قربونت برم عزيز دلم
یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتیم
در میان لاله و گل آشیانی داشتیم
بلبل طبعم کنون در باغ تنهایی خموش
ناله ها بودی مرا گر هم زبانی داشتیم
به فردایش می اندیشد ؟ به این می اندیشد که اگر خانه ای مستحکم داشت اکنون بابایش در کنارش بود ؟ به این می اندیشد که این ویرانی محصول بی تدبیری چه کسی است ؟ به این می اندشد ...
عکس مصنوعی است
یا بهتره بگیم سفارشی است
منظورم اینه که عکاس به پسره گفته اینطوری ژست بگیره
حتمابه این فکرمیکنه که چرااین اتفاق افتاده:خدابهشون صبربده
خدایا خودت کمک کن چرا انقدر بلا سر ما می ایید
مثل یه آدم بزرگ داره فکر میکنه
سرت را بالا بگير مرد! تو ديگر غريب نيستي. امروز قلب همه ايران براي تو مي تپد.
غصه نخور انشا الله خونتون درست میشه به امید خدا
باور کن تابی دلم کباب شد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.