آخرین خبرضربه سنگین به ترامپ و جمهوری‌خواهان
4بازدید

سرنوشت متفاوت پیمان معادی از مانی حقیقی

پول‌سازی با تحریک حساسیت عمومی

آیا این شیوه فروش که تمرکزی بر محتوای اثر ندارد و حتی اظهارنظرهای کارگردانش در زمان اکران نیز متوجه محتوا نیست و تنها در راستای تحریک حساسیت عمومی و ایجاد حاشیه برای تحریک مخاطب است، اخلاقی است؟

پول‌سازی با تحریک حساسیت عمومی
نخستین فیلم پیمان معادی، در حالی پس از کش‌و‌قوس فراوان، رنگ پرده را دیده که مهمترین رویکرد تبلیغاتی‌اش، نه تبلیغ داستان و فرم اثر که طرح موضوع عدم اکران در برخی سینماهاست؛ رخدادی که در سال‌های اخیر به راه‌های گوناگون باب شده و در شرایط نامطلوب سینمای کشورمان، حربه‌ای عجیب برای فتح گیشه‌هاست؛ اما این رویکرد تا کجا مخاطب را به هزینه وامی‌دارد؟!

به گزارش «تابناک»، بلیت شش هزار تومانی سینمای استاندارد و خانواده‌ پنج نفره‌‌ای که برای استفاده از سینمای استاندارد باید سی هزار تومان هزینه کند و این در صورتی است که باید هزینه‌های جانبی نظیر حمل و نقل و ... را ‌عدد صفر در نظر گرفت و تصور کرد چنین خانواده‌ای پای پیاده به سینما می‌آیند و پس از دیدن فیلم، گرسنه نیز به خانه باز‌می‌گردند.

با این حال،‌ سی هزار تومان عددی نیست که بتوان در این روزها به سادگی از کنارش گذشت، به ویژه اگر قرار باشد برای تفریح خانواده تکرار شود و از این حیث سرپرست خانوار متوسط و ضعیف، ترجیح می‌دهند به جای چنین هزینه‌هایی، با تأخیر نسخه لوح فشرده فیلم را تهیه کند و هم این فیلم را با کیفیت داشته باشد و هم هزینه‌ای نصف یک بلیت سینمای درجه یک برای کل خانواده هزینه نماید و به همین سادگی سفره سینماگران روز به روز کوچک‌تر ‌‌‌‌شود.

پول سازی با تحریک حساسیت عمومی

بنابراین، در چنین شرایطی چه خدمتی بزرگتر از حساسیت‌زایی برای فروش یک فیلم؟! آزمونی که در گذشته، بارها انجام گرفته و مردم همواره در این آزمون بزرگ، سربلند بیرون آمده‌اند! این رویکرد هنگامی شکل گرفت که برخی فیلم‌های توقیفی در دهه هفتاد، توانستند با رفع توقیف به فروش‌های بالایی در دوران خود دست یابند و همین مسأله‌ عده‌ای را وسوسه کرد که در پی بهره‌برداری از این فرصت برآیند؛ بنابراین، همواره یکی از شعارهای تبلیغاتی غیررسمی برای یک فیلم، توقیفی یا مشمول ممیزی شدن یک اثر بود.

مخاطب عام نیز با این پرسش که فیلم مذکور چه مضمون و محتوایی داشته که در توقیف بوده یا بخشی از نگاتیوهایش قیچی خورده، به سینما می‌رفت و البته گروهی دیگر نیز با این احتمال به دیدن فیلم می‌رفتند که هیچ گاه نسخه خانگی‌اش در دسترس عموم قرار نگیرد و این اکران، تنها فرصت دیدن داشته باشد؛ انگیزه دوم همان انگیزه‌‌ای است که صف‌های مردم برای دیدن فیلم‌های جشنواره فجر را نیز شکل می‌دهد.

در دولت نهم و دهم، اما اتفاق جالبی رخ داد و آن توقیف‌های فصلی بود و برخی کارگردان‌ها با توفیق اجباری چنین توقیف‌ها یا توقف‌هایی برای اکران‌های بی‌خود و بی‌جهت مواجه می‌شدند که عبدالرضا کاهانی، خوش شانس‌ترین آنها بود. در واقع در این نوع توقیف ـ که مشمول معدودی از فیلم‌ها شده ـ نه سرمایه‌گذار آسیبی می‌بیند و نه کارگردان هزینه‌ای پرداخت می‌کند و تنها حساسیت عمومی تحریک می‌شود و فروش فیلم را افزایش می‌دهد.

پول سازی با تحریک حساسیت عمومی

اما این تنها روش تازه حساسیت‌زایی نبود و هزینه هنری نیز به سهم خود، روش تازه‌ای آفرید و با طرح این موضوع که ممیزی وزارت فرهنگ و ارشاد را نمی‌پذیرد، عنوان کرد گروهی از فیلم‌ها را در سینماهای متعلق به خود اکران نمی‌کند، مگر آن که اصلاحاتی را که حوزه هنری مدنظر دارد، علاوه بر اصلاحات وزارت ارشاد اعلام کنند که در نهایت با مقاومت فیلم‌سازان، این فیلم‌ها در سینماهای حوزه اکران نشد.

با این حال از مقطعی به بعد، تهیه کنندگان و کارگردانان این فیلم‌ها تصمیم گرفتند از این تهدید یک فرصت بسازند و حتی اگر آثارشان حرف تازه ای برای گفتن ندارد، با تبلیغ همین تحریم شدن از سوی سینماهای حوزه، حساسیت عمومی را نسبت به آثارشان تحریک ‌و فیلم‌هایشان را در این دوران که مردم به سختی به سینما می‌روند، پرفروش کنند.

مانی حقیقی با «پذیرایی ساده» شکست خورد و فیلمش نتوانست هزینه تولیدش را نیز در گیشه به دست آورد؛ موضوعی که به مضمونش بازمی‌گردد و در روزهای آتی به واسطه توزیع در شبکه خانه مورد توجه قرار خواهیم داد.

با این حال موقعیت برتر در چنین ماجرایی برای «برف روی کاج‌ها» بود؛ فیلمی که چندین بار اکرانش به تعویق افتاده بود و در نهایت به عنوان اکران دوم سال 92 روی پرده رفت تا نخستین ساخته پیمان معادی فرصت محک در گیشه را نیز بیابد و سرمایه 550 میلیونی فیلم پس از دو سال امکان بازگشت داشته باشد. بر همین اساس آگهی تبلیغاتی این فیلم، دعوت به ندیدن فیلم در سینما آزادی شد، چرا که این فیلم در سینما آزادی متعلق به حوزه هنری اکران نمی‌شود!

پول سازی با تحریک حساسیت عمومی

وجه دیگری ‌که برای تبلیغ در نظر گرفته شد، تلاش برای تشبیه این فیلم به «جدایی نادر از سیمین» بود و در همین راستا، میان مواد تبلیغاتی فیلم، تصویر بازدید فرهادی از پشت صحنه این فیلم نیز قرار داده شد که رفتار چندان اخلاقی نیست، چرا که نه محتوای فیلم کوچک‌ترین ربطی به ساخته پیشین فرهادی دارد، نه فرهادی نقشی در این فیلم داشته و نه فیلم در سطح کیفی و پیچیدگی «جدایی نادر از سیمین» است.

داستان «برف روی کاج‌ها» زندگی علی و رویا، زوجی میانسال را با نقش آفرینی «حسین پاکدل» و «مهنار افشار» روایت می‌کند که پس از چهارده سال زندگی مشترک، تحمل همدیگر را ندارند. در این میان، وقتی رویا به عنوان معلم پیانو، متوجه رابطه همسرش با یکی از شاگردانش می‌شود و درخواست طلاق می‌دهد تا از شوهر خائنش جدا شود و طلاق غیابی رخ می‌دهد، در این بین پس از اتفاقاتی با نریمان (صابرابر) برادر یکی از همسایه‌هایش آشنا می‌شود و رفته رفته این دو به علاقه مند می‌شوند؛ اما... .

سوای اینکه این فیلم چه مضمونی دارد، این داستان با جزییات متفاوت آنقدر در سینمای ایران ـ چه پیش و چه پس از انقلاب ـ تکرار شده که اساساً ارزش دیدنش به حداقل برسد، مگر آنکه از زاویه تازه‌ای باشد و البته در این فیلم زاویه تازه نیز دیده نمی‌شود. نقص‌های جدی در منطق داستانی، دوربین روی دست بی‌هدف، تعلیق‌های ناقص و بی‌حاصل و بازی‌های ضعیف مهناز افشار را می‌توان از مهم‌ترین ضعف‌های این فیلم ‌برشمرد، ولی با ‌وجود این، فیلم تاکنون با تکیه بر همان حساسیت‌ها و نه محتوا، بیش از هفتصد میلیون فروش داشته و دست‌کم ‌هزینه تولیدش را بازگردانده است.

این رویکرد طبیعتاً قرار است از این پس نیز توسط دیگر فیلم‌ها پیش گرفته شود و همین مسأله، این پرسش بزرگ را پیش می‌کشد که آیا این شیوه فروش که تمرکزی بر محتوای اثر ندارد و حتی اظهارنظرهای کارگردانش در زمان اکران نیز متوجه محتوا نیست و تنها در راستای تحریک حساسیت عمومی و ایجاد حاشیه برای تحریک مخاطب است، اخلاقی است؟

پاسخ به این پرسش مهم نزد افکار عمومی، در استمرار یا توقف این وضعیت، نقش اساسی خواهد داشت.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

منصور۱۳۹۲/۰۳/۰۷ ۰۰:۰۷

افتضاح ترین فیلمی بود که تا حالا توی سینما دیدم! حسابی به خودم فحش دادم که چرا به خاطر اسم پیمان معادی رفتم سینما... یک فیلم با موضوع تکراری، بی سروته، بسیار کند و داستانی غیرواقعی...
اصلا فیلم در حدواندازه یک فیلم خوب نبود چه برسه به فیلم عالی!

ناشناس۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۱۵:۵۵

بهتر بود می نوشتید از این 550 میلیونی که خرج شده چقدرش خرج دستمزد بازیگران شده به ویژه دستمزد خانم مهناز افشار و چقدر خرج خود فیلم؟

ناشناس۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۱۵:۴۸

برای اخراجیها که اصلا تبلیغ و بازار گرمی نمیشه زبونم لال!

عامرى۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۱۲:۴۳

اين فيلم با سرمايه شخصى معادى ساخته شده پس اين مطلب كاملا درسته
ميخواد پولش برگرده

ناشناس۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۱۲:۱۹

باز هم سینمای خیانت

babaii۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۱۱:۵۲

سی هزار چوب لای چرخ

ناشناس۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۱۱:۴۵

اين بابا شاگرد درجه چندم فرهادي است كه شما تبليغش رو ميكنيد.

طوفان۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۱۱:۴۰

فیلم جای انتقاد زیادی داشت اما در کل به عنوان کار اول آقای معادی فیلم خوبی بود و از خیلی از فیلمهای اکران بهتر بود . به نظر من این نقد غرض ورزانه ای است و بی طرف نوشته نشده .

سینا۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۱۰:۳۰

سی هزار تومن واسه فیلم ایرانی زیاده خب .واسه فیلمایی که چند نفر تو صحنه واستادن دارن دیالوگ میگن . این نوع فیلما شاید واسه ده درصد مردم خوش بیاد . فیلمسازا متاسفانه مردم رو با تحلیل گرای سینمایی اشتباه گرفتن . ببینید اون سر دنیا چه فیلمایی واسه مردم میسازن . فیلمی که هیجان رو به مخاطب القا میکنه .

ناشناس۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۰۹:۲۴

اگه اینجوره پس چرا مجوز اکران ندادن به این فیلم آخه مسولین هم خودشون خوششون می آید الکی چوب لای چرخ بزارن ....

امید۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۰۹:۰۶

اتفاقا فیلم را من دیدم به نظرم بازی بازیگران خیلی طبیعی بود و مهناز افشار نسبت به باقی فیلم ها نش متفاوت و قوی تر بازی کرده بود.فیلم خوش ساختی بود هر چند از آن فیلم هایی بود که آخرش را خودت باید حدس می زدی.

شیما۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۰۸:۴۹

فیلم خیلی خوبی بود....شوکه شدم از خوندن این نقد....

ارسلان۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۰۸:۴۳

من از جیث محتوا کاری به فیلم ندارم نه فیلم را دیده ام نه از معادی دفاع میکنم . به نویسنده این مقاله متذکر میشوم که پیکره بی جان سینما نیازی به لگد های اضافه برای مردن نخواهد داشت . من تایید نمیکنم که هر محصول بی کیفیتی مجاز به نمایش باشد اما در ای اوضاع بی فیلمی هر گزینه ای باید در نظر گرفته شود و به آن بها داده شود . ما بواسه عدم حمیاتمان از سینما حالا دچار یاس شده ایم و دلمان برای فیلمهای زیبای گذشته لک زده است . به نظر من سینمای امروز به حداقل حمایت ما نیاز دارد تا دوباره تهیه کنندگان و کارگردانان و ... جرات پا پیش گذاشتن را به خود بدهند. جراتی که این روزها کیمیا شده است . پس تخریب و وصله چسباندن در این برهه کار درست نیست.

امیدوارم برای یکبار هم که شده نظر من منتشر شود.

ماهان۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۰۸:۳۱

در مجموع سينماي ايران از لحاظ تكنيكي و فني در حال رشد است و انتظار مي رود در آينده با ورود هنرمندان داراي فكر و انديشه عميق، و بويژ فيلم نامه نويسان خلاق اين روند از كيفيت بهتري برخوردار شود. به هر حال رفتار درست مقامات تصميم گيرنده در خصوص اكران فيلم ها مي تواند از ايجاد حساسيت كاذب جلوگيري كند زيرا مردم ايران بسيار باهوش و فهيم هستند و تفاوت فيلم ها و بازي هاي هنرمندانه را با فيلم هاي تجاري به خوبي مي دانند و درك مي كنند. البته در مسير رشد سينما اينگونه موانع و دست اندازها طبيعي مي باشد و در كل نمي تواند به روند رو به رشد سينماي ايران و جهاني شدن آن لطمه وارد كند.

منصور۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۰۶:۱۸

سلام . نحوه بتصویر کشیدن معضلات .....بیننده را به اندیشه چاره جویی یا دقت در زندگی وا نمیدارد بلکه انسان را بسوی رفتارهای غیر اخلاقی سوق میدهد و این تفاوت اصلی زاویه دید ایشان با اقای فرهادی است

جلال جابری۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۰۱:۴۰

نویسنده‌ی محترم با زیرکی سعی کرده به مخاطب القا کنه که فیلم محتوایی نداره. که این خودش نقض غرض نویسنده‌ست و بنابراین مقاله‌ی نوشته شده توسط خود ایشان بی‌محتوا خواهد بود.
فیلم از دو جهت قابل توجه است. ۱) به عنوان اولین فیلم آقای معادی بسیار هم زیبا و خوش‌ساخت بود. ۲) در جای خودش فیلم بسیار جالبی است با مضمونی که دقیقاً معضل این روزهای زندگی ماست. دوراهی اخلاقی!
نویسنده‌ی محترم! اتفاقن از نظر مضمون تم اصلی فیلم بسیار هم به فیلم‌های فرهادی نزدیکه. جدال اخلاقی شخص (با خودش) در زندگی طبقه متوسط.

علی۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۰۱:۰۹

به خدا آدم روش میشه فیلم کره ای واسه کودک و نوجوونس بزاره اما روش نمیشه نود درصد فیلم های ایرانی سینما رو بزاره.محتوای غیر اخلاقی و کیفیت پایین فیلم ها دیگه قابل تحمل نیست

ناشناس۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۰۸:۰۹

توی کره هم مردم ترجیح میدن جلوی بچه ها فیلم ایرانی ببینند چون تو فیلم کره ای مشکلات کره پر رنگ میشه ولی تو فیلم ایرانی مشکل ایران . کار هنرمند متعهد همینه به مشکلات جامعه بپردازه چرا ما به شعرای خودمون افتخار میکنیم چون مثلاً پروین اعتصامی مشکلات جامعه را به زبان شعر بیان میکرد. حالا هم اگر فیلم آقای معادی( و نه خودش) به دهان بعضیها مزۀ خوش نمیدهد یک سری به دادگاههای خانواده بزنند. درود به شرف هر هنرمندی که مشکلات جامعه اش دغدغۀ اولشه حالا میخواد معادی باشه میخواد سلحشور باشه

ناشناس۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۰۰:۳۳

داستان تکراری داشت. کاش آقای معادی بیشتر کار می کردند و بعد از دستیاری کارگردان، کارگردان می شدند و در پشت دوربین هم مثل مقابل دوربین مسلط می بودند

ناشناس۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۰۰:۳۲

behtarin filmi ke didam kheiliiiiiiiii khobeeee

ناشناس۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۰۰:۱۶

ممنون که همین الان این کامنت را مطالعه کردید و این بخش از نوشته را اصلاح فرمودید. البته، کسانی که همچون من این نوشته را پیش از این خوانده‌اند، بخشی از لذت دیدن این فیلم را از دست داده‌اند. به‌هرحال، این تصحیح شما شایان تقدیر است.

ناشناس۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۰۰:۰۱

آیا اخلاقی است که شما زمانی که هنوز فیلم روی پرده است، در این نوشته (صرف‌نظر از این که اساساً می‌توان آن را نقد نامید یا نه!) داستان فیلم را لو می‌دهید!
...

ناشناس۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۱۹:۵۵

نقد همین جوریه دیگه
نقد تا حالا نخوندی!!!!!!

ناشناس۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۱۰:۲۲

آخه به این میگن داستان!

ناشناس۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۰۰:۱۳

این داستان که نصفه است!

ناشناس۱۳۹۲/۰۳/۰۵ ۲۳:۵۰

در فوتبال ، سینما ، تلویزیون ، خودرو سازی رو گل بگیرن بگذارن مردم یه نفس راحت بکشن !

مجيد۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۰۸:۲۱

با گزينه 3موافقم.با گزينه 4كاملا مخالفم چون كارگر خودروسازي هستم. يه 15 سالي ميشه كه با گزينه 1 و 2 كاري ندارم

ناشناس۱۳۹۲/۰۳/۰۵ ۲۳:۳۱

بروووووووووو بابا!!!!!!!!!

ناشناس۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۱۰:۰۸

حقت همینه که پولت را هرینه همین فیلمهای بی محتوا کنی

ناشناس۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۰۷:۳۵

کلا از ادب همین لطفاً رو بلدی دیگه!!

ناشناس۱۳۹۲/۰۳/۰۶ ۰۰:۲۵

لطفا بفرمائید بروید بابا!!!!!!!!!

ناشناس۱۳۹۲/۰۳/۰۵ ۲۳:۵۸

ادب داشته باش. منطقی جواب بده

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.