از چنین اصولگرایان و اصلاحطلبانی باید ترسید!
باید از چنین اصولگرایان و اصلاحطلبانی ترسید، چرا که در این میان، عموم مردم هستند که مطالباتشان دیده و شنیده نمیشود. درد مردم نه در رانتهای حکومتی است و نه در جوهای تبلیغاتی. درد مردم در کف خیابانها، روستاها و شهرهاست؛ اما نادیده گرفته میشود.
محمود ملکی - هر اندیشه تئوریکی که برای اداره جامعه انسانی بنیان نهاده میشود، ترکیبی است از اصول بنیادین و اصول غیر بنیادین؛ یا بهتر است گفته شود اصول ثابت و اصول متغیر و یا همان ثوابت و متغیرات! تا بتواند هم خود را نگهداری کند و هم در جامعه انسانی با انبوه انبوه متغیرات آن کارآمد جلوه کند.به گزارش «تابناک»، اصلاحطلبی و اصولگرایی در ایران از این قاعده جدا نیست؛ اما با انبوهی از سوء تفاهمات؛ جایی که اصولگرایان همه اصول خود را بنیادین و تغییرناپذیر میدانند و اصلاحطلبان نیز همه اصول را غیر ثابت و تغییر پذیر میدانند!
بر پایه این گزارش، شکست اصولگرایان در بخشی ناشی از این رویکرد است که آنان همه اصول خود را بنیادین میدانند و هر مخالف آن را «دیگری»، «غیر خودی» و «دشمن» میدانند. این در حالی است که بسیاری از اصول ـ تفکر اصولگرایی اتفاقا ـ در زمره متغیراتی است که برای اداره جامعه، رفاه مردم و همکاری و تعامل با رقیب به صورت موقت و حتی همیشگی تغییریافتنی است.
در چنین رویکردی اصولگرایان چون همه اصول خود را بنیادین و تغییرناپذیر میدانند، آن را حق و دیگران را باطل میخوانند و بنابراین، از هر رانتی که بتواند در ترویج و تبلیغ حق بودن آنان را پیش ببرد، بهره میگیرند؛ شاید این رانتها، رانتهای حکومتی همچون رسانه، فرصت بیان بیشتر بدون ترس را داشته و یا نشریاتی باشند که سالها بدون دردسر، ادامه حیات میدهند.
از آن سو، اصلاحطلبان نیز با نداشتن ثبات و پایمردی بر اصول تغییرناپذیر، به دنبال جو عمومی جامعه میروند و شاید جو عمومی بخشی از جامعه باشد که اندیشه آنان را در طول زمان کم و زیاد و جرح و تعدیل کند!
بنابراین، در چنین شرایطی که دو گروه اصلی سیاسی جامعه، یکی به دنبال القای حق مطلق بودن خود است و دیگری دنبال حق بودن هر آنچه جو عمومی بخشی از جامعه میگوید است، تفکر سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اصلاحطلبانه و اصولگرایانه شکل نمیگیرد، چرا که یکی پیروزی خود را در بهرهگیری از رانتها میداند و کمتر به دنبال محک زدن و نظریهپردازی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اصولگرایانه میرود و دیگری بر جو و تبلیغات سوار میشود و برای رضایت و همراهی با جو و تبلیغات، نمیتواند نظریات محکمی در باب سیاست، اقتصاد و فرهنگ اصلاحطلبی موجود در دل گفتمان انقلاب اسلامی بدهد.
این در حالی است که هر نوع فروکاستن اصول بنیادین به اصول فرعی و یا بزرگ کردن اصول فرعی در حد اصول بنیادین، بدون شک آسیبی اساسی به مردم و کشور وارد می کند. مثلا گاهی صحبت و نقد یک سازمان و یک نهاد که اتفاقا از امور فرعی و قابل تغییر و قابل چالش است را آنقدر مقدس می کنیم که گویی اصلی بنیادین و وحی منزل است و نباید صحبتی درباره آن شود و گاهی هم از همه اصول بنیادین چنان تقدس زدایی می کنیم و به سمت عرفی سازی حرکت می کنیم که گویی هیچ اصلی در این دنیا مافیها وجود ندارد. هر دو به مردم و کشور آسیب و زیان می رسانند.
پس باید از چنین اصولگرایان و اصلاحطلبانی ترسید. چرا که در این میان، عموم مردم هستند که خواستههایشان دیده و شنیده نمیشود. درد مردم نه در رانتهای حکومتی است و نه در جوهای تبلیغاتی. درد مردم در کف خیابانها، روستاها و شهرهاست که وجود دارد، ولی نادیده گرفته میشود.
بیان درد مردم برای گروههایی که خود را حق مطلق میدانند و از رانتهای گوناگون رسانهای بهره میگیرند و به جای کمکرسانی، دستگاه توجیه راه انداختهاند، سیاهنمایی تلقی میشود و برای کسانی که به دنبال جوسازی تبلیغاتی هستند، اساسا به دردی نمیخورد، چون پس از کامیابی، همین درد مردم گریبان آنان را خواهد گرفت؛ بنابراین، برای جوسازی هم درد مردم به درد نمیخورد و برنامهای هم برای کاستن از درد مردم نمیآورند. پس بیخیال درد مردم شده به دنبال جوسازی در بخشی از افکار عمومی میروند که هم تأثیرگذاری داشته باشد و هم مطالبات غیر اقتصادی.
از چنین اصولگرایان و اصلاحطلبانی باید برای مردم و به خاطر مردم ترسید!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ممنون. عالی بوود.
یکی به نعل یکی به میخ
آیا در این احزاب کلماتی مانند: "همکاری"، "انسانیت"، آسایش"، "امنیت" و .... وجود دارد تا بتوانند به پیشرفت کشور کمک کنند بدون در نظر گرفتن هم حزبی و غیر حزبی و .... .
چرا احزاب فقط به فکر جا انداختن حزب خود هستند نه به فکر مردم.
وقتي مي خواهيد انتقادي به اصولگرايان بكنيد لازم نيست انگ نا مربوطي نيز به اصلاحطلبان بزنيد.
مگر اهانت به مقدسات و اهانت به قرآن كريم و هزاران فحش و ناسزابه ملت ايران و به مقدسات در پرونده اصلاح طلبان وجود ندارداكثر وزراي دولت آقاي خاتمي و نمايندگان مجلس ششم در كجا هستند و چه كسي هم نشين آل سعود كثيف شده است مگر مهاجراني چه كسي است مگر اكبرگنجي چه كسي است مگر رجبعلي مزروعي چه كسي است درپرونده اصلاح طلبان خيانتهاي بزرگي به ملت ثبت شده است نمي چرا بعضي خودشان به ... مي زنند
متن پخته و بجا بود نویسنده حق مطلب را بجا آورده بیشتر مشکل ایران هم بدلیل این افراط و تفریط ها بوجود می آید آره داش محمود
آنچه را که بنده تابحال از اصولگرایی در این کشور مشاهده کرده ام این بوده که هر چه ما میگوییم برحق است و غیر آن باطل.
واما آنچه را که از اصلاح طلبی دیده ام اینستکه اصلاح طلبان همیشه گفته اند ما درچارچوب نظام و قانون اساسی خواهان اصلاح هستیم و این یعنی به اصول اساسی پایبند هستند و اصول فرعی را قابل تغییر می دانند.
و فکر کنم نویسنده مطلب به عمد یا از روی ترس به تحریف حقیقت پرداخته اند که کاش این مطلب را اصلا نمی نگاشتند.
و با توجه به متن فوق همه اصلاح طلبان را باید اصولگرا نامید و اصولگرایان را چیز دیگری! چون خود راحق مطلق می بینند. توصیه می کنم به صحبتهای آقای قالیباف قبل از انتخالات درجمع بسیجیان رجوع شود.
موافقم
مطلب بسیار خوبی بود.حرف دل من بود. اما متاسفانه اغلب دوستانی که کامنت گذاشته اند منظور شما را ظاهرا درست متوجه نشده اند..بهتر بود کمی قضیه را باز میکردید...به نظر من منظور نویسنده این است که بجای اینکه احزاب و گروههای سیاسی نظریه های خود را داشته باشند و مردم را تشویق به سمت نظرات خود کنند(مثل بسیاری از کشورهای غربی) ،اصلاح طلبان ایران، نگاه میکنند که جامعه چه میگوید و آنها هم همان را میگویند(صرف نظر از آنکه آن خواسته جامعه درست یا غلط است)
این مطلب شما فقط در مورد اصول گرایان صدق دارد ولطفا اصلاح طلبان را در کنار اصول گرایان قرار ندهید
ممنون از اينكه چيزايي كه مردم ميخان رو فرعي معرفي كرديد !!!! مردم يا همون جو عمومي جامعه ! بالاخره وفتي افرادي يك سري خواسته دارند بايد بهشون پرداخته بشه .
اينجاس كه شاعر مي گه تو خوبي !
این متن رو باید با آب طلا می نوشتی. اینکه اصولگراها خودشون رو حق مطلق می دونند یکی از بزرگترین مشکلات هم برای خودشون هم برای بقیه مردم است.
احسنت حرف دلم رو زدی ! خیلی عالی
بود
اتفاقا مردم برعکس شما فکر میکنند. دلایل مشکلات اقتصادی و اجتماعی ریشه در بعضی از فروعی دارد که شما آن را به اصول تغییر داده اید. ادمهای غیرپاسخگو، قدرت غیرپاسخگو، استمرار مدیران برای سالهای متمادی اینها ریشه فساد هستند
در حیطه روابط بین الملل هم تنها چیزی که ارزش ندارد منافع مردم است.
روند غالب سیاست بین الملل صلح و توسعه است همه باید بر سر توسعه ای ایران به اجماع برسیم
محک ارزیابی صحت و سقم سیاست داخلی و سیاست خارجی هم باید ارتقای استانداردهای زندگی مردم باشد
توسعه کلام آخر است
با عرض سلام
میشود توضیح دهید که اصلاح طلبها در برابر کدوم اصول تییر ناپذیر سرپیچی کرده اند ؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.