آخرین خبرتماس ترامپ و نتانیاهو با تمرکزیت بر ایران
2بازدید

سیاست خارجی را از خیابان‌ها جمع کنیم

گفت‌و‌گوی تابناک با محمود سریع‌القلم

سیاست خارجی را از خیابان‌ها جمع کنیم
در شرایطی که چند روزی بیشتر به زمان آغاز به کار رسمی دولت جدید‌ نمانده، گمانه‌زنی درباره روندی که این دولت در مورد مسائل گوناگون داخلی و خارجی در پیش خواهد گرفت، به یکی از مهم‌ترین مسائل این روزهای محافل گوناگون تبدیل شده است. بی‌گمان، یکی از مهم‌ترین حوزه‌های مطرح که به ویژه در سال‌های اخیر اهمیت بیشتری یافته، حوزه سیاست خارجی است. در این رابطه با دکتر محمود سریع‌القلم به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم.

دکتر محمود سریع‌القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی‌ در گفت‌و‌گویی به مهم‌ترین مسائل مطرح درباره سیاست خارجی کشور و چشم‌اندازهای آتی در این حوزه در دولت جدید پاسخ گفته که در هفت محور عمده‌ به شرح زیر است‌:

۱ ـ روند سیاست خارجی ایران در هشت سال گذشته را چگونه ارزیابی می‌کنید و مهم‌ترین کاستی‌های آن ‌‌در چه محور‌ها و موضوعاتی بوده است؟

اگر بخواهیم مؤدب باشیم که طینت ایرانیان است و نسبت به کسانی که متفاوت هستند منصفانه قضاوت کنیم و بر آنها القاب نگذاریم، باید گفت عملکرد هشت سال گذشته در سیاست خارجی مبتنی بر کم دانشی و بی‌دانشی بوده است. گروه بسیار کوچکی که سکان سیاست خارجی را در دست داشتند، نسبت به محیط بین‌المللی، حس داشتند و نه شناخت؛ حس تعارض، حس تقابل، حس نفی. عصبانی بودند. این‌‌ همان ادامه «مکتب هیجان» در سیاست بود. ما ایرانی‌ها در زمینه‌های بسیاری از جمله معماری، هنر، موسیقی، ادبیات، مهندسی و پزشکی ‌میراث‌داریم و باید هم افتخار کنیم؛ اما در سیاست هنوز تابع حس، مزاج، عصبانیت و رفتارهای واکنشی هستیم. بسیار باید تربیت شویم تا منطق و عقلانیت بر رفتارهای ما حکمفرما شود. این که ما هر آنچه ‌می‌خواهیم پشت تریبون به هر ملتی، دولتی، واقعه‌ای و پرچمی می‌گوییم، ناشی از احاطه هیجان بر زبان ماست. طبیعی است که این عملکرد مبتنی بر هیجان و غریزه، پیامدهای جدی داشته باشد. می‌گویند که زمان تصمیم به قتل در بیشتر موارد کمتر از یک دقیقه است. وقتی شخص عصبانی می‌شود، رفتارهای نامعقول از او انتظار می‌رود. همچنان که سیگار برای قلب مضر است، هیجان و مزاج نیز برای سیاست زیان‌آور است.

این دولت با عصبانیت تمام و بدون بررسی‌های لازم فکری، سراغ واقعه‌ای حدود هفتاد سال پیش در آلمان رفت و این خود محرکه‌ای شد تا ۳۴ قطعنامه توسط اتحادیه اروپا، سازمان ملل و آمریکا ‌علیه ایران صادر شد و وضع اقتصاد ما را به شرایط امروز رساند. اگر یک حقوقدان در آن گروه کوچک بود و موارد پیشین بین‌المللی را گوشزد می‌کرد، تلاش می‌شد تا پرونده هسته‌ای ایران از آژانس بین‌المللی در وین به شورای امنیت در سازمان ملل ارجاع نشود. بسیار مفید خواهد بود اگر متفکرین دینی در کشور ما توضیح دهند آیا این عملکرد‌ها ارتباطی با اصول فکری دینی داشته است؟ آیا می‌شود انسان تفنگی را بردارد و به پاهای خود شلیک کند و خود را فلج کند؟ می‌دانیم دین مبانی عقلی و منطقی دارد و با عصبانیت و هیجان مبارزه می‌کند. متأسفانه مجلس ما هم که منتخب ملت است و باید منافع عامه را مد نظر داشته باشد، نسبت به عملکرد سیاست خارجی سکوت کرد. ۶۳ درصد درآمد نفت ایرانی در ۱۰۸ سال گذشته از مظفرالدین شاه تاکنون در همین هشت سال گذشته بوده است. این ثروت بیش از ۷۰۰ میلیارد دلاری می‌توانست ما را یکی از ارکان قدرت منطقه‌ای کند و ایرانی، محترم‌تر و با عزت‌تر زندگی کند. دیپلماسی ما به جایی رسیده که از اکوادور می‌آیند به کنفرانس سوریه در تهران تا سرنوشت آن کشور را رقم زنند.

در این دوره، روابط ما با اروپا و جهان عرب قفل شد. با تعدادی از همسایگان، روابط ما تقریباً تعطیل است. آسیایی‌ها بیشترین سوء‌استفاده را از ما کردند. بانکداری، کشتیرانی، بیمه و صادرات نفت ما تحریم شد و ما بناچار به افراد و پول نقد متوسل شدیم تا زندگی روزمره را مدیریت کنیم و ده‌ها مشکل اداری و مالی پدید آمد. تأکید می‌کنم اشکال اساسی در نبود یک سیستم فکری و ‌نیز دانش است.

رسانه‌ها و مجلس هم کارویژه انتقادی ندارند تا افکار و سیاست‌های اشتباه و بر خلاف منافع ملی را اصلاح کنند. زمانی در دهه ۷۰ و بخشی از ۸۰، دفتر مطالعات وزارت خارجه مرکز رفت و آمد دیپلمات‌ها و محققان برجسته جهانی بود؛ اما در سال ۱۳۸۶، ۷۵ مؤسسه تحقیقاتی در جهان، مجموعه پژوهشی وزارت امور خارجه را تحریم کردند و آنجا تبدیل به خانۀ ارواح شد. اصالت عقل را در سیاست نپذیرفته‌ایم. تخصص و دانش مقدم است بر دوستی‌ها، تبعیت‌ها، مزاج‌ها و هیجان‌ها.

امروز شرایط سیاست خارجی ما حتی از سال‌های اول انقلاب و دورۀ جنگ تحمیلی هم سخت‌تر است. طی سال‌های گذشته، موضوعات سیاست خارجی اولویت نداشتند و تقدم و تأخر خود را از دست داده بودند. انرژی سیاست خارجی همه جا پخش بود و حالت فی‌البداهه داشت. متوجه پیامدهای سخنان و عملکرد‌ها نبودند. روابط بین‌المللی ما به حداقل خود رسیده است. در مقام مقایسه با دوبی و استانبول، فرودگاه بین‌المللی ما در حداقل فعالیت خود است.

در توضیح المسائل می‌گوید: شکستن نماز واجب از روی اختیار حرام است، ولی برای حفظ مال و جلوگیری از ضرر مالی یا بدنی مانعی ندارد. چطور ما از طریق عملکرد هیجانی و مزاجی در سیاست خارجی در این حد به خود و به اقتصاد کشور لطمه زدیم و شبکه وسیعی از فساد مالی متشکل از ایرانیان و غیر ایرانیان برای انتقال کالا و خدمات ایجاد کردیم. باید مؤدبانه قضاوت کنیم؛ از یک طرف بی‌دانشی است و از سوی دیگر فقدان انتقاد نهادهایی مانند رسانه‌ها و مجلس که می‌توانستند فرآیند اصلاح افکار و سیاست‌ها را رقم بزنند. امروز در دور افتاده‌ترین روستاهای کشور، شهروندان ایرانی می‌دانند تغییر در سیاست خارجی، مهم‌ترین مبنای بهبود وضع اقتصادی است.

۲ ـ  به نظر شما ضعف سیاست خارجی ایران در سال‌های اخیر بیشتر حاصل عوامل ساختاری، کارگزاری یا نهادی بوده و هر یک از این عوامل چه نقشی در این زمینه داشته‌اند؟

ضعف در هر دو بخش ساختاری و کارگزاری بوده است. اگر ما اجماع کلان نخبگان سیاسی را در کشور داشته باشیم که جهت‌گیری‌ها مشخص باشد، طبیعی است دولت‌ها که به قدرت می‌رسند، نمی‌توانند در این حد، زاویه ایجاد کنند و عملکردی داشته باشند که شالودۀ اقتصادی و سیاست خارجی را زیر و رو کند. ورود و خروج دولت‌ها در حکومت‌ها مانند دوندگان دو امدادی است که چوب مدیریت و کشورداری را به یکدیگر می‌سپارند. وقایع نشان می‌دهد ما به این وضعیت و شرایط نرسیده‌ایم. در فرآیندهای انتخاباتی کشور ما، یکباره گروهی به قدرت می‌رسند که تقریباً هیچ تجربه‌ای در کشورداری و مسائل سیاست خارجی ندارند. اگر این شرایط در یک کشور تازه تأسیس شده بود، تعجبی نداشت ولی ما باید بهتر از این عمل کنیم.

ایجاد ثبات مهم‌ترین اصل در حکمرانی است البته شخصیت شلوغ و پر حادثه از یک طرف و رفتارهای کوتاه مدت ما از سوی دیگر، فرصت ثبات بخشیدن به حوزۀ مدیریت را نمی‌دهد. طبیعی است که نخست باید ساختار‌ها را اصلاح کنیم تا کارگزار در آن قالب بهتر عمل کند. افکار و رویه‌های ما بیش از اندازه نوسان دارد. کار سنگین فکری لازم است تا در کشور ثبات فکری و رویه‌ای صورت پذیرد. بیش از اندازه در دستگاه دولتی، کار‌چاق‌کن وجود دارد. اگر 10 درصد امور، فکری باشد خیلی امور با کارآمدی بالاتری پیش می‌رود. تشکیل یک حکومت کارآمد را نباید دست‌کم بگیریم، به ویژه در این جهان پیچیده و تو در تو هر تعامل یا تقابلی در سیاست خارجی به نحوی باید در راستای منافع عامه مردم باشد و بر زندگی آن‌ها، اثرات مثبتی به جای گذارد. هر ریالی که دولت ما در خارج هزینه می‌کند باید برای مردم سودده باشد.

مجلس و رسانه‌های یک کشور باید قدرتمند و با نفوذ باشند تا ‌‌مرتب عملکرد دولت را زیر نظر داشته و تذکر دهند. به این دلیل است که جامعه مدنی و تفکیک قوا اصالت حقوقی دارند، چون تنظیم کننده و میزان الحراره هستند. من به عنوان یک دانشجوی علم سیاست، رسانه‌ها را حتی مهم‌تر از قوه مقننه در تنظیم رفتار دولت می‌دانم. این مجموعه به ما ساختاری ارائه می‌دهد که مدیریت دولت، قانون‌گذاری و دستگاه‌های نظارتی معنا پیدا می‌کنند.

۳ ـ به نظر شما اولویت‌های دولت جدید در عرصه سیاست خارجی باید به چه ترتیبی باشد و مهم‌ترین چالش‌های دولت جدید در عرصه منطقه‌ای و جهانی کدامند؟

مهم‌ترین اولویت دولت جدید، تغییر سریع تصویر ایران در منطقه و جهان است؛ تصویری که نشان دهد افرادی مؤدب، با فرهنگ، اصیل، با دانش، مجهز به عفت کلام، خویشتن‌دار و فهیم نسبت به منافع و مصالح ملی در دستگاه دولتی مسئولیت پذیرفته‌اند. عده‌ای که قبلاً هواپیما سوار شده‌اند، سیر هستند، غذای خوب خورده‌اند، زندگی متعارفی داشته‌اند و با جهان آشنایی دارند، منافع دیگران را نیز در نظر می‌گیرند و از همه مهم‌تر از ثبات فکری برخوردارند، قابل اتکا‌ هستند و ظرفیت تغییر جهان‌بینی پنج بار در یک روز را ندارند. اصول فوق را که بنده شمردم در همسایگی، دوستی و تجارت هم صدق می‌کند. روابط کشور‌ها بیرون از این قواعد نیست. مبانی که باعث اعتبار ژاپن و آلمان شده، تابع همین نکات است؛ بنابراین، نخست باید دنیا احساس کند و سپس به یقین برسد که ما در ایران دولتی متشکل از افراد فهیم و با اصالت داریم.

دومین اولویت، رفع نگرانی‌های دیگران نسبت به سخنان و کارکرد ماست. اگر ما می‌خواهیم با عزت و احترام زندگی کنیم، چه لزومی دارد با سخنان بیهوده و کارهایی که نمی‌خواهیم انجام دهیم دیگران را تحریک کنیم؟ ما سخنانی می‌گوییم و وارد موضوعاتی می‌شویم که به ما و مصالح ما هیچ ارتباطی ندارد. بعد دیگران تحریک ‌و ‌علیه ما بسیج می‌شوند و کارهایی انجام می‌دهند و ما را تحریم می‌کنند و با بی‌تدبیری، خودمان را گرفتار می‌کنیم. می‌گویند ملانصرالدین جایی نشسته بود و هر چند دقیقه، بلند فریاد می‌کشید. علت را پرسیدند. گفت: این سوزنی که به خودم می‌زنم، خیلی درد دارد و مجبورم داد بزنم. دولت جدید باید صرفاً بر مصالح مردم ایران متمرکز شود. سیاست خارجی باید در خدمت مردم ایران باشد.

موضوعات، وقایع و کشورهایی که در مدار منافع مردم ایران نیستند، نباید وقت و انرژی کشور را بگیرند. این‌‌ همان عقلانیت در سیاست خارجی است. بولیوی و کومور چه ربطی به ما دارند؟ اگر ما هزینه و فایده کنیم، شرایطی را فراهم می‌کنیم که در حوزۀ خلیج فارس و آسیای مرکزی اتومبیل تولید کنیم و نه در ونزوئلا. متأسفانه مجلس ما به این تصمیم‌گیری‌های نادرست اعتراض نکرد. جهان باید احساس کند ایران یک کشور نرمال است و نه کشوری که باید از آن فاصله گرفت، ترس داشت و نگران سخنان و عملکرد افراطی آن بود. سیاست خارجی هر کشوری قاعدتاً نماد فرهنگ اجتماعی آن است. میانگین ایرانی، رادیکال نیست. لایه‌ای حاشیه‌ای از ما رادیکال است. تندروی و تندخویی میراث چپ‌های دهه ۳۰ و ۴۰ هستند. در فرهنگ اجتماعی ایرانیان و در فرهنگ اسلامی، تندخویی جایگاهی ندارد.

اولویت سوم، متمرکز شدن سیاست خارجی بر بهبود وضع اقتصادی است. به جز کره شمالی و بلاروس، این هدف سیاست خارجی تمام کشورهای جهان است. هر چند وقت یک بار مانند دو روز پیش می‌شنویم که تعدادی ایرانی در کشتی‌های قاچاق انسان از اندونزی به استرالیا، در دریا غرق شده‌اند. این ‌در شأن ایرانی نیست. کشور امارات با عملکرد مثبتی که دارد هر سال سه تا پنج کشور را اقناع می‌کند که از شهروندان اماراتی روادید نخواهند ‌و این رقم در حال افزایش است. قدیم به واسطه رفتار درست ‌و صادقانه یک تاجر، نام او خود اعتبار بود. کشور‌ها هم این گونه هستند. سیاست خارجی جز تسهیل روابط اقتصادی، کار دیگری ندارد. ورود و دخالت در هر موضوعی که باعث خدشه دار شدن این اصل شود، قاعدتاً از اولویت‌های سیاست خارجی خارج می‌شود.

بزرگ‌ترین چالش دولت جدید در سیاست خارجی، اجماع سازی داخلی میان نهادهای کلیدی قدرت برای متمرکز شدن بر رشد و توسعه اقتصاد ملی است. مبنای فلسفی این اجماع سازی این است که حکمرانی مطلوب و ماهیت وجودی یک حکومت، توجه به خواسته‌های مردم، عزت یک ملت و ثبات زندگی آنهاست. ما مسئول حل و فصل مشکلات مردم کره زمین نیستیم. دولت و حکومت در ایران مسئول حل و فصل مشکلات مردم ایران است. اگر ما بر این اصل متمرکز شویم، بالا‌ترین سطح از امنیت ملی را تأمین کرده‌ایم و کسی هم با ما کاری ندارد. اگر در درون به اجماع برسیم، می‌توانیم در صحنۀ بین‌المللی، مؤثر باشیم و در دیپلماسی به نتیجه برسیم.

۴ ـ با مشخص شدن نتیجه انتخابات، بحث‌های فراوانی در عرصه داخل و خارجی درباره بازگشت «اعتدال» و «عقلانیت» به سیاست خارجی کشور مطرح شد. شما با توجه به شعارهای مطرح ‌و افرادی که ‌بالقوه برای به دست گرفتن سکان سیاست خارجی دولت جدید مطرح هستند، چشم‌انداز این موضوع را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اطمینان دارم ماهیت دولت جدید، معتدل و عقلایی است؛ اما میزان موفقیت آن تابع صحنۀ سیاست داخلی و عملکرد جریان‌های خارج از دولت است. به تازگی اقای مهندسی گفته بود اعتدال گرایی‌‌ همان مبارزه با استکبار است. البته مبارزه با استکبار، مشروط به این که ما مشکلات کلیدی خود را حل کرده باشیم، می‌تواند برای خودش هدفی باشد، ولی این آقای مهندس می‌دانند که بنا بر آمار رسمی، چهار میلیون معتاد در ایران وجود دارد. حدود بیست هزار نفر سالانه در جاده‌ها کشته می‌شوند. از نظر فساد مالی، ایران جزو ده کشور اول جهان است. ایران بالا‌ترین نرخ مهاجرت نخبگان را دارد. کشور طی دهه‌های آینده با مشکل جدی آب روبه‌روست. ما به عنوان یک کشور مذهبی، رتبه چهارم طلاق در جهان را داریم.

آیا عقل و منطق ایجاب نمی‌کند دولت به این مسائل بپردازد؟ پایه‌ای‌ترین سطح تحلیل در عقلانیت، پرداختن به مشکلات مردم ایران است. بسط عدالت در آفریقا و وحدت سیاسی در جهان از مشتقات خیال بافی و تخیل هستند. شاید برای فیلم سازی و گفت‌و‌گوی ویژه آخر شب تلویزیونی مفید باشند، اما حکمرانی بر پایه واقعیت است نه تخیل. بسیار روشن است که ادبیات و اولویت‌های دولت جدید متفاوت است و تا میزانی که بتواند جمیع سیاست ‌مداران و نهاد‌ها را پیرامون مصالح ملی جمع کند، خواهد توانست عقلانیت را در سیاست خارجی تحقق بخشد. عملکرد «چوئن لای» می‌تواند الگویی برای این دولت باشد. او با آرامش و بدون هیاهو، اجماعی نزد نخبگان ایجاد ‌و مقدمات ورود چین به عرصه قدرتمندی اقتصادی و ملی را فراهم کرد. همراهی نسل اول انقلاب با عقلانیت دولت یازدهم بسیار کانونی است. با این منش، تاریخ بهتر قضاوت خواهد کرد.

۵ ـ  چشم‌انداز حل بحران هسته‌ای و کاهش تحریم‌ها در دوره جدید را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

شاید اولین اتفاقی که باید بیفتد، این است که برنامه هسته‌ای ایران از حالت سیاسی و امنیتی به یک موضوع فنی و علمی و تکنیکی تبدیل شود. تغییر تصویر، کاهش نگرانی‌ها، ادبیات منطقی و معقول، تمرکز بر منافع ملی و بهبود وضع اقتصادی می‌تواند فرآیند اصلاح وضعیت را تسهیل کند اما کار آسانی نخواهد بود و زمان‌بر است. یک سخنرانی هیجانی و مبتنی بر مزاج و حس، می‌تواند سیاست خارجی یک کشور را برای سال‌ها تخریب کند. بعد ده‌ها سخنرانی معقول و چند سال کار منطقی می‌طلبد تا گذشته را تطهیر کند. بحث این است که نزدیک به 90 درصد وضعیت اقتصادی و موضوع تحریم، بازتاب عملکرد سیاست خارجی در سال‌های گذشته است که اگر بخواهیم یک ایرانی اصیل باشیم و مؤدبانه قضاوت کنیم، نتیجه بی‌دانشی ما از قواعد بازی در سطح جهانی است. اگر کشوری هم ما را تحریک کند، طبیعی است واکنش نشان دهیم. به همین علت است که حقوق‌دانان، بهترین سیاست مداران هستند، چون مراقب سخنان خود حتی در حد حرف اضافه هم هستند.

بنابراین، دقت و عفت در کلام نه تنها در سیاست، بلکه همه جا، احترام، منزلت و عزت به دنبال می‌آورد. در سیاست بین‌الملل، گاهی واکنش‌ها سال‌ها طول می‌کشد. دوگل رییس جمهور فرانسه سه سال و نیم صبر کرد تا سر موقع به سخنان سخیف یک سفیر در پاریس واکنش نشان دهد. شاید کشوری بیست سال صبر کند تا نسبت به سوزاندن پرچمش که نماد یک ملت است، از خود واکنش نشان‌ دهد. حسی و مزاجی و هیجانی عمل کردن در سیاست بسیار خطرناک است. به این علت، نخبه گرایی که مظهر عقلانیت است، بهترین روش کشورداری است و پوپولیسم همه جا، خسارت‌های جبران ناپذیری به بار آورده است. ما که کومور و بولیوی نیستیم که کشور را گروهکی مدیریت کنیم و در نتیجه پوپولیستی.

ایران تنها کشور در کل خاورمیانه، شمال آفریقا و آسیای مرکزی است که از هر تخصص قابل تصوری از هنر گرفته تا معماری و اقتصاد، حقوق، علوم پایه، پزشکی و مهندسی در آن شمار چشمگیری از افراد قابل اعتنا هستند و بعضاً در سطح جهانی معتبرند؛ بنابراین، بحران هسته‌ای و موضوع تحریم‌ها معلول هستند. موضوع و علت، منطق حکمرانی و ورود افراد سیر به حوزۀ مدیریت است که اول خداترسی و بعد ترس از قانون و خبرنگار در آن‌ها نهادینه شده باشد.

بنا بر آمار بانک مرکزی، در هفت سال گذشته هر یک ساعت، ۷۵۰ فقره چک در بانک‌های ایران برگشت خورده است. رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز اعلام کرده که ۴۵۵ شرکت، ارز دولتی گرفته‌اند و برای کالاهایی که باید می‌آوردند اقدامی نکرده‌اند. نکته اساسی این است که باید ساختار حکمرانی را اصلاح کرد و قانون گرایی به وجود آورد. سیاست خارجی ادامه سیاست داخلی است. دولت جدید با چالش‌های عظیمی رو به روست تا نه تنها در داخل به اصلاح ساختار‌ها بپردازد، بلکه نمایی معقول از جامعه و کشور به محیط بین‌المللی عرضه کند. اصلاح ساختار اقتصادی کشور کاری کهکشانی خواهد بود. اگر دولت جدید با کارآمدی و قانون مداری و ضابطه محوری امور را پیش ببرد، در صحنه بین‌المللی هم احترام لازم را کسب خواهد نمود. در ‌‌نهایت، عادی شدن موضوع هسته‌ای، کاهش تحریم‌ها و بهبود وضع اقتصادی به همراهی همه جریان‌ها و نهاد‌ها با دولت یازدهم وابسته است تا به مصالح و منافع ملی دست یابیم و از ادبیات ماجراجویانه به حکمرانی مبتنی بر عقلانیت سوق پیدا کنیم.

۶ ـ به نظر شما در دوره پیش رو، روابط ایران با کشورهای مهم منطقه، به ویژه ترکیه، عربستان و قطر چگونه خواهد بود و موضوع سوریه تا چه حد در این باره اثرگذار خواهد بود؟

در تداوم بحث‌های گذشته مبنی بر تمرکز و اولویت بندی در سیاست خارجی، مهم‌ترین موضوع منطقه‌ای کشور ما در ماه‌های آتی، بازسازی روابط با عربستان است. عربستان تأثیرگذار‌ترین کشور در کل خاورمیانه و شمال آفریقاست که متأسفانه روابط سیاسی با ریاض تقریباً به تعطیلی کشانده شد. با توجه به ظرفیت‌های قابل توجه در دولت جدید، امید به بازسازی این روابط وجود دارد. هنوز عربستانی‌ها به اهمیت و اعتبار توافق یک دهه پیش رییس جمهور منتخب که آن موقع در سمت دبیر شورای عالی امنیت ملی صورت پذیرفته بود، اشاره می‌کنند.

عربستان مهم‌ترین صحنه گردان بهار عربی است. هماهنگی با عربستان منافع دراز مدت فراوانی برای مردم ایران دارد. رابطه با عربستان در حدی که منافع طرفین به رسمیت شناخته شده و سهمی بر یکدیگر قائل شوند، باعث خواهد شد که جایگاه ایران در منطقه شامات محفوظ بماند. اگر تحولات به صورتی رقم بخورد که رژیم بشار اسد از میان برداشته شود و اسرائیل به سراغ حزب الله در جنوب لبنان برود، موقعیت ایران در منطقه بسیار محدود خواهد شد. در نظر داشته باشید که اخوانی‌ها در بهار عربی مشکل پیدا کرده‌اند و دولت‌های آمریکا و اسرائیل به تازگی انتخاب شده و ثبات در سیاست‌گذاری دارند. از این رو، ماتریس قدرت ایجاب می‌کند ایران با عربستان و سپس با ترکیه به مذاکره بپردازد و به جای از دست دادن ۹۰، حداقل ۳۰ را در آینده برای خود محفوظ دارد. چه ما بخواهیم و نخواهیم و چه مورد وثوق ما باشد یا نباشد، به ترتیب اولویت، عربستان و ترکیه، کانون سیاست منطقه‌ای هستند و ما می‌توانیم درصدی از ماتریس قدرت منطقه‌ای را با هماهنگی این دو کشور به دست آوریم.

رابطۀ مساعد با عربستان در تنش زدایی سیاست خارجی ایران و همچنین حل و فصل مسالمت آمیز موضوع هسته‌ای و تخفیف تحریم‌ها بسیار مؤثر خواهد بود. سرنوشت سوریه در مهم‌ترین سطح با توافقات روسیه و آمریکا تعیین خواهد شد و در سطح بعدی در دینامیزم سیاسی مثلث ایران، ترکیه و عربستان. برای آن دسته از ما دانشگاهیان که به قدرت ملی کشور می‌اندیشیم و علاقه‌مندیم ایران یک کشور اثرگذار اقتصادی و سیاسی منطقه‌ای باشد، امیدواریم دستگاه دیپلماسی از مهندسین، اطبا و فیزیک خوانده‌ها و شیمی خوانده‌ها به حقوق‌دانان و اقتصاد‌دانان انتقال پارادایمیک پیدا کند؛ کسانی که قدرت را می‌فهمند و به صورت تدریجی و با حوصله و سخنان سنجیده و اجماع داخلی، قدرت و منزلت کشور را ارتقا می‌بخشند. با توجه به حساسیت‌های مشروعی که در جمهوری اسلامی نسبت به استقلال سیاسی کشور وجود دارد، عاقلانه خواهد بود اگر با هماهنگی با عربستان و ترکیه، سهم مهم منطقه‌ای خود را در قدرت و ثروت تعیین کنیم. در غیر این صورت، کلیه اسباب به حاشیه راندن بیشتر ما موجود است.

۷ ـ آیا با توجه به شرایط و پتانسیل‌های موجود، دولت روحانی موفق خواهد شد شرق‌گرایی افراطی (اتکا به روسیه و چین) در سیاست خارجی ایران را کاهش داده و نوعی توازن را در روابط با شرق و غرب برقرار کند؟

تصور نمی‌کنم تمایل کشور به شرق با انتخاب بوده، بلکه بیشتر شرایط ما را به این سمت سوق داده است. به عنوان یک واقعیت، جامعه ایرانی تمایل به غرب دارد، نه شرق. من صد‌ها فرد به شدت مذهبی و حتی انقلابی می‌شناسم که ترجیح داده‌اند فرزندانشان در یک کشور اروپایی یا شمال آمریکا تحصیل کنند تا در یک کشور آسیایی. کسانی که این واقعیت را نفی می‌کنند، بیشتر دلایل روانی دارد تا عقلی و علمی. این که ایرانی‌ها تمایل به غرب دارند، دلایل صرفاً سیاسی یا ایدئولوژیک ندارد، بلکه به خاطر علاقه همه ایرانی‌ها به کیفیت است: ایرانی‌ها یخچال خوب می‌خواهند، هواپیمای خوب می‌خواهند، مواد غذایی خوب می‌خواهند، خدمات خوب می‌خواهند و این ویژگی‌ها را در مغرب زمین پیدا می‌کنند؛ بنابراین، حتی اگر به لحاظ سیاسی، کشور ما در مقطعی تمایل شرقی پیدا کند، به لحاظ اقتصادی و در ‌‌نهایت در صنایع کلیدی مانند نفت، گاز و پتروشیمی تمایل دستگاه اجرایی و بخش خصوصی ما به کالا و خدمات غربی است. ارتباطات علمی و فناوری ما عمدتاً با غرب است. سیاست خارجی یک کشور تحت تأثیر بافت اجتماعی و فرهنگ عمومی است.

نزدیک به دو میلیون نفر ایرانی با ثروتی معادل پانصد میلیارد دلار در غرب زندگی می‌کنند و این واقعیت ‌انکار‌شدنی نیست. غرب را نمی‌توان delete کرد؛ افزون بر این که شرق هم قابل اعتنا شده و قدرت و ثروتش با غرب متمایل به تساوی است. کشور ما مانند ترکیه چند لایه ملی، اسلامی، غربی و شرقی دارد. اگر ما روابط حسنه‌ای با همسایگان جنوبی خود داشتیم، می‌توانستیم با پتانسیل‌های مهندسی ایرانی‌ها، نقش مهمی در ساختار عمرانی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس داشته باشیم. این شش کشور در سال حدود چهارصد میلیارد دلار درآمد نفت دارند و اگر نیمی از آن صرف پروژه‌های عمرانی شود، ایران ‌‌بالقوه می‌توانست نقش اقتصادی هند را در این منطقه بازی کند. حدود یک میلیون مدیر و مهندس هندی در این منطقه کار می‌کنند.

اگر ما سیاست خارجی و امنیت ملی را اقتصادی تعریف کنیم، خود به خود با اتکا‌ترین راهبرد بازدارندگی را به ارمغان آورده‌ایم. لازمه این امر، انتقال پارادایمیک نسل اول انقلاب است که با مدیریت دولت جدید، به نسل سوم اعتماد کند و به تدریج در سال‌های آتی، کشور را به سمت و سوی توسعه ملی و تولید ثروت هدایت کند. اگر اتاق‌های فکر فعال شوند و کسانی که استنباط‌های مشترک از مصالح ملی دارند دور هم جمع شوند، می‌توانند وزن شرق، وزن غرب، وزن همسایگان و غیره را تنظیم کنند. جغرافیا و فرهنگ و اِکُوسیستم ما، راهبردهای مشخص را پیش روی ما می‌گذارند. راهبرد سیاست خارجی ما وجوه فراوانی دارد. نه به خاطر فکر و سیاستگذاری، بلکه به واسطه جغرافیا و نفت، ضدیت فعلی ما با غرب تاریخ انقضا‌ دارد. آرای روستا‌ها در تمایل به بهبود وضع اقتصادی و تغییر جهت گیری‌های سیاست خارجی در انتخابات ۹۲ نیز بر این اصل صحه می‌گذرد، چه رسد به شهر‌ها و نسل جوان. مردم عموماً به بهبود روابط خارجی و به ویژه با غرب رأی مثبت دادند. بگذریم که از سال ۱۳۶۸ تاکنون، به ویژه در انتخابات ریاست جمهوری، عامه مردم ایران به سه اصل رأی مثبت داده‌اند: بهبود وضع اقتصادی، آرامش اجتماعی و روابط معقول بین‌المللی.

معقول آن است که توازنی بین تمامی وجوه داخلی و بین‌المللی برقرار کنیم. هم طراحی این راهبرد و هم اجرای آن محتاج سیاستمدارانی با دانش و علاقه‌مند به خاک است. بد نیست عملکرد مائو و حزب کمونیست چین بین سال‌های ۱۹۷۵ – ۱۹۶۵ را با دقت بخوانیم. سیاست خارجی را از خیابان‌ها جمع کنیم. به پوپولیست‌ها بگوییم بروند کتاب بخوانند و کمتر سخن بگویند. نسل اول انقلاب می‌تواند با شجاعت به کمک دولت جدید آید تا ایران را از ناکارآمدی نجات دهد. مدارهای گسترش کارآمدی، تعامل معقول داخل با خارج است. بدون کار بین‌المللی نمی‌توان کارآمدی را در داخل به وجود آورد؛ نکته‌ای که این دانشجوی علم سیاست از ۱۳۶۹ مطرح کرده است. اگر نسل اول این راه را گزیده و با پیچیدگی و حتی ابهام به فرایند اجماع سازی داخلی کمک کند، تاریخ منصفانه‌تر قضاوت خواهد کرد.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ياسر۱۳۹۲/۰۵/۰۶ ۱۲:۳۶

واقعا بايد به نظرات دكتر و عالمان امثال دكتر سريع القلم احترام گذاشت و از علم و تجربه ايشان در امور مملكت داري استفاده كرد

پاينده باشيد دكتر

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۰۶ ۱۰:۵۶

سیاست خارجی در رابطه با سیاست داخلی بده بستان تنگاتنگی دارد و هر دو اینها در گرو چگونگی تنظیم ارتباط با خیابانهاست. نبض خواستنهای جامعه در خیابانها میطپد. خیابانها آئینه انعکاس و محل بازتاب تصمیم مسئولان است، خیابانها با مسئولین حرف میزنند و کلید واژه های سیاست را بر متن خویش مینویسند. بنابراین بهتر است استاد رابطه شفاف و صادقانه مبتنی بر دانش وتعقل سیاستمداران را باخیابانها توصیه کنند نه اینکه بگویند "سیاست خارجی رااز خیابانها جمع کنید" .

مهرزاد۱۳۹۲/۰۵/۰۶ ۰۹:۴۲

جانا سخن از دهان ما می گویی

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۰۶ ۰۹:۳۶

بسيار سخن حكيمانه و كاملي بود به اميد آنروز كه همه نخبگان كشور عزيزمان ايران به يك هماهنگي كامل در بيان مواضع كشور برسند

سلام بر پىغمبر عظىم الشان اسلام و الش۱۳۹۲/۰۵/۰۶ ۰۹:۲۵

واقعا موشکافانه. صرىح. با متانت وبا دراىت ومنطق بود.

جواد۱۳۹۲/۰۵/۰۶ ۰۸:۴۴

اقای دکتر خیلی متشکریم ازاینکه واقعا حرف دل خیلی از مردم ایران را بیان فرمودید انهم باادبیاتی که فکر میکردیم در این مملکت فراموش شده است وبراستی به نکاتی اشاره فرمودید که جان کلام انسانیت واخلاق در ان نهفته است مانند اصالت .سیر بودن . دنیا را دیدن . تنها به فکر منافع خود نبودن .و.................. به قول شاعر علی الرحمه : مده مرد بی ارز را ساز جنگ که چون باز جویی نیایدبه چنگ که هرگز بنادان بی راه وخرد سلیح بزرگی نباید سپرد

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۰۶ ۰۷:۳۰

از حرف تا عمل يا از لاي نوشته هاي كتاب ها تا واقع گرايي هزاران فرسنگ راه هست

Hani۱۳۹۲/۰۵/۰۶ ۰۲:۳۳

مهم‌ترین اولویت دولت جدید، تغییر سریع تصویر ایران در منطقه و جهان است؛ تصویری که نشان دهد افرادی مؤدب، با فرهنگ، اصیل، با دانش، مجهز به عفت کلام، خویشتن‌دار و فهیم نسبت به منافع و مصالح ملی در دستگاه دولتی مسئولیت پذیرفته‌اند. عده‌ای که قبلاً هواپیما سوار شده‌اند، سیر هستند، غذای خوب خورده‌اند، زندگی متعارفی داشته‌اند و با جهان آشنایی دارند، منافع دیگران را نیز در نظر می‌گیرند و از همه مهم‌تر از ثبات فکری برخوردارند،

mahdy۱۳۹۲/۰۵/۰۶ ۰۲:۰۵

با سلام و خسته نباشید خدمت اقای دکتر
مثل همیشه قلم و بیان شما برای ما راهگشا و هدایتگر است

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۰۶ ۰۱:۳۳

واقعا که جامع ودقیق گفتین

بابک۱۳۹۲/۰۵/۰۶ ۰۱:۲۶

کاش این سخنان یک بار در رسانه به اصطلاح ملی پخش می شد!

مهدی۱۳۹۲/۰۵/۰۶ ۰۰:۵۹

با تشکر از شما تابناک

خواهشمندم وبه عنوان یک ایرانی تقاضا دارم
این مصاحبه را از سایت خود حذف نکنید

با امتنان فراوان از اقای محمود سریع القلم
درود بر روان پاکت

دانشجوی علم سیاست۱۳۹۲/۰۵/۰۶ ۰۰:۴۶

جایی که چهارچوب هست ، راه در رو نیست .... !!!!!!

برای فرار باید حداقل یکی از چهارچوب ها را بشکنی ..... !!!

حميد۱۳۹۲/۰۵/۰۶ ۰۰:۴۳

از اين رسانه وزين بابت چاپ و انتشار اين مصاحبه ارزشمند، قوي، تاثير گزار، آموزنده، تكان دهنده، ابراز دانش ، حقيقت و جسارت مطلق يك دانشمند ايراني كه همه ما به وجود گوهر بار ايشان مفتخريم بسيار سپاسگزارم ، به اميد روزي كه دانش جناب دكتر سريع القلم فاضل و انديشمند باور و يقين همه ايرانيان عزيز باشد.

حسام۱۳۹۲/۰۵/۰۶ ۰۰:۲۲

اندیشمندان بزرگی چون دکتر سریع القلم بودند و هستند که متاسفانه فرصت ابراز نظر ندارند و همچنان در سکوت بسر می برند یا از کشور خارج شده اند بیاییم به صاحبان اندیشه احترام بگذاریم انان ستارگان اسمان اندیشه اند به بدبختی خود بیندیشم که ما را چه شده است که رتبه چهارم فرار نخبگان در جهان هستیم؟ ایا تک تک ما در ایجاد ان سهیم نیستیم؟با تمام وجود به دکتر سریع القلم و امثال او احترام می گذارم و می دانم که این گوهرهای خرد دارایی و سرمایه های نجات ما برای برون رفت از مشکلات هستند.بگذاریم نور اندیشه های انان بتابد ظلمات و جاهلیت خود به خود محو خواهند شد......

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۰۶ ۰۰:۰۷

آفرین بر این منطق ، دلسوزی ، اعتدال

علي۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۲۳:۲۳

مطالب ارائه شده توسط آقاي دكتر در جايگاه خودش عالي است، اما اينكه آقاي دكتر در دانشگاه تشريف دارند و به اصطلاح خارج گودند، بهتر است اين انديشه با ديديگاه هاي موافق و مخالف، به يك ديدگاه احسن و كاربردي تبديل شود.
من قصد جلوگيري از ابراز احساسات ندارم و لازم است بجاي ابراز احساسات كه بسيار توسط آقاي دكتر نفي شده است به بيان ديدگاه هاي منطقي اعم از مخالف و موافق بپردازيم. به نظر بنده نظر آقاي دكتر وحي منزل نيست و با بكار بردن آن نه اقتصاد ايران و نه امنيت ايران تامين نمي شود همچنان كه ما به امنيت و منافع ملي خود مي انديشيم ديگران نيز مي انديشند لذا كاش وضعيت رسانه اي و احساس مسئوليت در بين انديشمندان به وضعيتي مي رسيد كه اين ديدگاه و ديدگاه هاي اينچنينني در بوته نقد مبارز مي طلبيدند و اختصاصا توسط انديشمندان رد يا تائيد و يا اصلاح مي شدند.
ايرانيان مي خواهند پيشرفت كنند به نظر دعواي با دنيا ندارند اما ايران را بايد در چارچوب انديشه نهادينه كرد.

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۲۲:۵۶

چراکشورتا حالا از وجود این سرمایه های استفاده نمی کرد؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نیما۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۲۲:۴۹

حیف و صد حیف ، که فرصت ها از دست رفت و اصلاح این همه خرابی واقعا" غیر ممکن،"آب رفته به جوی بر نمی گرده".

محمد۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۲۱:۰۶

پیشنهاد می کنم که دولت جدید از استاد سریع القلم به عنوان وزیر یا مشاور استفاده کند و ایشان یکی از کسانی هستند که می توانند به تغییر چهره ایران در صحنه بین المللی کمک کنند.متاسفانه برخی مسئولین دستگاه سیاست خارجی ما بطور عموم دارای بیان ساده ؛ تکراری و از نظر کاربرد اصطلاحات سیاسی و حقوقی بسیار ضعیف بوده و خیلی هایشان سالی یک کتاب هم نمی خوانند.

Hamed۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۲۰:۵۵

جانا سخن از زبان ما میگویی

علی۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۲۰:۴۲

سوال هفتم از دکتر سریع القلم سوال مطلوبی نیست پرسیده شده آیا دولت آقای روحانی موفق خواهد شد شرق گرائی افراطی (به طرف روسیه و چین)در سیاست خارجی را کاهش داده و در رابطه با شرق و غرب نوعی توازن ایجاد کند؟
آقای سریع القلم پاسخ هوشمندانه ای داده اند که حرکت به سمت شرق با انتخاب نبوده بلکه شرایط ما را به این سمت برده است.
توجه کنید حتی روسیه و چین هم کوشش میکنند روابط خود با غرب را بهبود بخشیده و ارتقاء دهند زیرا خواهان سرمایه گذاری و علم و تکنولوژی در کشور خود هستند این خود ما هستیم که به غرب بد و بیراه میگوییم و بیش از حد به دامان شرق گرایش یافته ایم و طبیعی است روسیه و چین بخواهند از شرایط موجود به نفع منافع ملی خود استفاده لازمه را ببرند و بهره برداری کنند.
من بعید میدانم مسکو و پکن بخواهند اجباری بر ما داشته باشند که لزوما با آنها روابط داشته باشیم ما میتوانیم در عین مناسبات پاک و حسنه با این دو کشور روابط خوبی هم با غرب داشته باشیم همانگونه که اغلب کشورهای دنیا چنین میکنند. اکنون هم می توانیم از این دو عضو شورای امنیت که برد تبلیغات جهانی آنها بیش از ماست استفاده لازم را ببریم ولی متاسفانه داخل مملکت ما خیلیها بدون در نظر گرفتن شرایط از داشتن روابط با مسکو و پکن می نالند. این حسابی است که ما پیش پای خود گذاشته ایم و در وضعیت فعلی اگر حمایت این دو کشور در شورای امنیت نباشد مشکلات بیش از این نمود می یابد
به هر حال از پاسخ خوب آقای دکتر متشکریم

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۲۰:۱۷

بزرگترین مشکل در شخصیت هیجانی ماست . اگر بتوانیم خود را پالایش کنیم . شرایط در نهایت چه در داخل و در خارج به نفع همه ما خواهد شد

امیر۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۹:۵۹

آسیب شناسی دقیق و کارشناسی از اوضاع داخلی و خارجی ایران ، خدا کنه یکی پیدا بشه حداقل یک بار این مصاحبه را بخوانه .

علی۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۹:۵۴

این یعنی عقلانیت و تدبیر

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۸:۵۳

احسنت بر این مرد علم و سیاست. استخوانی که 8 سال در گلوی ملت گیر کرده بود رو عالی توصیف کرده. خدا حفظش کنه استاد رو.

رجایی فر از قطر۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۷:۰۸

بسیار بسیار واقغی بود درودبرآقای دکتر!
ایجاداتاق فکرومشاوره دادن به رییس جمهورهنگام سخن گفتن درمجامع،ازضروریات است.نبایدبی حساب وکتاب حرف زدوبهانه دست دیگران داد. خیلی خیلی ممنونم برای این گفت و گو

بهشتی۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۷:۰۳

با سلام و تشکر از شرح بسیط این درد عظیم و ارائه راه کارهای مفید توسط استاد. کامنتهای دوستان کفایت می کند و سواد بنده به آن چیزی نمی افزاید. کتاب قاجار ایشان را خوانده ام و بسی لذت برده ام. اگر دوستان لینک پی دی اف کتابهای "عقلانیت" و "جهانی شدن" استاد را دارند به اینجانب هم ارسال کنند. با تشکر

مهدی۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۶:۵۹

جناب دکتر تحلیل های جنابعالی همواره بخصوص است و از هیچکس دیگری شنیده نمی شود.خدا کند سیاستمداران حتی یکبار هم که شده مطالب شما را بخوانند.

محسن۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۶:۵۲

با خواندن این مطلب پی بردم که در این چند سال چه بزرگانی را خانه نشین کردیم.
من همیشه فکر می کردم که آدم روشن فکری هستم اما الان پی بردم که در قیاس با آقای سریع‌القلم هیچی نیستم.

جلال۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۶:۱۶

فکر نمی کردم کسانی درایران باشند که بتوانند با این پختگی شرایط را تجزیه و تحلیل کنند . آفرین امید وار شدیم به آینده .

سجاد۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۶:۱۴

این که این آقا چه کتابی رو نوشته و کدوم طرفیه کاری ندارم.بنا به فرمایش مولا سخن حق را از هر کس شنیدی قبول کن.حرفاش درست بود.

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۶:۱۳

بسیار عالی بود .جای تعجب که از وجود ایشان بعنوان یک مشاور کارکشته سیاسی در مجموعه دولت استفاده نشود

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۶:۱۱

عجب تیتری پوپولیست ها کتاب بخوانند. آفرین

فرزاد۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۴:۳۹

واقعا دکتر سریع القلم بسیار زیبا معضلات رابیان کردند . متن ایشان را در مورد سیاستمدار کیست؟ را هم در همین سایت خواندم که بسیار با محتوا بود. ممنون از انتشار این گفتگو

محمد پاکزاد۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۴:۳۸

سریع القلم و صریح الکلام

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۴:۲۴

تا حالا مطلبی این قدر جامع و زیبا نخوانده بودم

رضا فقیه عبدالهی۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۴:۰۸

خیلی خیلی ممنونم برای این گفت و گو

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۳:۵۴

موافقم

بی نام۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۳:۴۳

با سلام ، سخنان آقای دکتر سریع القلم را مردم با باجان و دل قبول دارند ولی این نظرات برای بعضی افراد صاحب نفوذ قابل قبول نیست و حرف خودشان را می خواهند به ملت و کشور تحمیل کنند

رضا فقیه عبدالهی۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۳:۲۴

خیلی خیلی ممنونم برای این گفت و گو

منطق دان۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۳:۲۳

آقای دکتر سپاسگزارم ولی مصیبت یکی دو تا نیست. به قول آقای روحانی " این سینه پر است". اگه گوش شنوایی تو این مملکت بود، حال و روز زندگی ما رنگی دگر داشت.

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۲:۵۹

درودبرآقای دکتر!
ایجاداتاق فکرومشاوره دادن به رییس جمهورهنگام سخن گفتن درمجامع،ازضروریات است.نبایدبی حساب وکتاب حرف زدوبهانه دست دیگران داد.

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۲:۴۴

درودبردكترصريح القلم

سید۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۲:۳۹

با توجه به شرایط موجود بهتر است دولت آینده اجازه نقادی معقولانه به موافقان و مخالفان را بدهند تا اوضاع در شرایط عقلانی تحلیل شود .

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۲:۳۸

نظرات و گفته های بسیاری دقیق و درست بود تشکر می کنم

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۲:۳۴

اولین گفتگوی طولانی بود که تا اخرش خوندم . یه جاهایش واقعا قابل تامل بود .

از زمانی که این دولت کارش رو شروع کرد دقیقا" این نکاتی که جناب دکتر گفتن (عده‌ای که قبلاً هواپیما سوار شده‌اند، سیر هستند، غذای خوب خورده‌اند، زندگی متعارفی داشته‌اند و با جهان آشنایی دارند، منافع دیگران را نیز در نظر می‌گیرند و از همه مهم‌تر از ثبات فکری برخوردارند، قابل اتکا‌ هستند و ظرفیت تغییر جهان‌بینی پنج بار در یک روز را ندارند.)قابل تامل است.

مهراب هدایت جهان آباد۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۲:۳۴

با درود فراوان خدمت استاد گرانقدر و فرزانه جناب آقای سریع القلم و سپاس فراوان از سایت اینترنتی تابناک که به حق گسترش دهنده علم معرفت و جهان شناسی در ایران است

همانگونه که کامنت ها و پیامهای دوستان نشان میدهد بیانات و گفتارهای این استاد برجسته و فرهیخته جایگاه زیادی در بین نسل جدید نو اندیش ایرانی دارد نسلی که واقعیتها را خوب درک میکند خواهان پیشرفت ایران است نسل جدید ایران برای رشد و اعتلای معقول و منطقی ایران متناسب با ظرفیتهای درونی جامعه ایران همراه با پذیرش بین المللی تلاش میکند باید همه ما ایرانیان همت کنیم و با احساس مسئولیت و تکیه به داشته های موجود و به دور از زیاده گویی و کوته مگری زمینه را برای بهبود وضع عمومی ایران آماده کنیم


در ضمن از جناب آقای دکتر روحانی رییس جمهور منتخب و محترم ملت ایران خواستارم با ایجاد مرکز استراتژیگ مطالعات و راهبردهای وزارت خارجه با حضور دانشمندان بزرگی مانند دکتر سریع القلم زمینه را برای نوگرایی و پویایی دستگاه دیپلماسی ایران فراهم کنند به امید آن روز مهراب هدایت دانش آموخته روابط بین الملل

ناشناس۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۲:۳۲

ای کاش اقای دکتر به شعارهای توهین امیز که مدتهاست جز فرهنگ ماشده است اشاره ای می کرد. ایا صحیح است به تمامی مردم یک کشور ویا به پرچم یک کشور توهین کرد و بعد انتظار سکوت این کشورها را داشت .کجاست رسم مسلمانی ؟

قشقایی۱۳۹۲/۰۵/۰۵ ۱۲:۳۰

درود بر آقای دکتر سریعالقلم.
من استاد دانشگاه هستم و معنی واقعی حرف های آقای دکتر را با جان دل صحه میگذارم.
از اقای روحانی غزیز میخواهم برای رضای خدا و آینده این مملکت و ملت گفته های آقای دکتر سریعالقلم را 3 بار بخواند.

استدعا دارم کامنت ها را 4 بار بخواند.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.