دفاع مامور متهم به قتل در جلسه دادگاه
مامور پلیس که متهم است بعد از دستگیری فردی مظنون او را به ضرب گلوله به قتل رسانده، وقتی با گفتههای شاهدان علیه خودش مواجه شد، سکوت کرد و گفت دفاعی ندارد.
به گزارش شرق، نماینده دادستان در ابتدای جلسه رسیدگی به این پرونده که صبح دیروز در شعبه 71 دادگاه کیفریاستان تهران برگزار شد، گفت: متهم 27ساله پرونده که مهران نام دارد 17خرداد سال 89 با شلیک مستقیم بهصورت مردی مظنون به نام جواد او را به قتل رسانده است.
در تحقیقاتی که بعد از این قتل انجام گرفت مشخص شد متهم به عنوان نیروی کمکی به محل اعزام شده بود و بعد از دستگیری مظنون، به جواد شلیک کرد و باعث مرگ او شد. با توجه به مدارک موجود در پرونده، محل وقوع جرم شهرری بوده و من بهعنوان نماینده دادستان درخواست صدور حکم قانونی در این خصوص را دارم.
در ادامه اولیایدم در جایگاه قرار گرفتند و برای متهم درخواست صدور حکم قصاص کردند. آنها درباره سوابق پسرشان گفتند: «جواد یک مورد سابقه کلاهبرداری داشت که البته در اصل اختلاف مالی بود و بعدها حل شد. او سابقه دیگری ندارد. در این حادثه هم به فردی بدهکار بود که او شکایت کرده و حکم جلب گرفته بود. مبلغ زیادی نبود اما پسرمان پولی نداشت که بدهد و از او مهلت خواسته بود. پسرمان به عمد کشته شده است و ما از خون او نمیگذریم اگر خلاف کرده بود بازداشتش میکردند چرا مستقیم به او شلیک کرد و او را به قتل رساند.»
سپس مهران در جایگاه حاضر شد. او اتهام قتل عمدی را رد کرد و گفت: زمان حادثه به ما اعلام کردند متهمی در حال فرار است و به نیروی کمکی احتیاج دارند به دستور فرمانده به اتفاق سربازی به محل رفتیم و متوجه شدیم متهمی در حال فرار است ماموران کلانتری از یک طرف و ما از طرف دیگر متهم را دنبال کردیم تا اینکه من به متهم رسیدم و در حالی که او قصد داشت به من حمله کند با پاشیدن گاز فلفل به صورتش او را متوقف کردم زمانی که برای زدن دستبند به دستش اقدام کردم او من را هل داد و قصد درگیری داشت. سلاح را در دست چپم نگه داشتم و همینکه خواستم به متهم دستبند بزنم اسلحه شلیک شد.
در این هنگام قاضی عزیزمحمدی- رییس دادگاه- از متهم پرسید اگر اینطور است پس چرا فشنگهای مشقی را خالی کردی و فشنگ جنگی در سلاحت قرار دادی؟ متهم گفت: چون متهم به من حمله کرده بود، احساس خطر کردم اما قصدم کشتن او نبود.
در ادامه یکی از شاهدان در جایگاه حاضر شد، او گفت: آنطور که ما متوجه شدیم جواد به فردی مبلغ یکمیلیونو200هزارتومان بدهکار بود و آن فرد از جواد شکایت کرده و برای جلبش مامور آورده بود تا او را بازداشت کنند اما جواد فرار کرد. در این حین ماموران نیروی کمکی خواستند و دو مامور که یکی از آنها متهم حاضر در دادگاه است آمدند و جواد را تعقیب کردند. وقتی مامور به جواد رسید گاز فلفل را بهطور کامل در صورت او خالی کرد.
این شاهد ادامه داد: با توجه به اینکه گاز فلفل کامل روی صورت جواد خالی شده بود او هیچکاری نمیتوانست بکند و روی پله نشست و داد زد که سوختم. چشمم کور شد. او اصلا حرکت نداشت مامور بالای سرش حاضر شد و آنها با هم جروبحث کردند در این هنگام جواد فحاشی کرد مرد مامور با عصبانیت سلاحش را روی صورت جواد گذاشت و گفت: بزنم؟ بزنم؟ جواد هم عصبی بود گفت اگر مردی بزن! یکدفعه مرد مامور گلولههای مشقی را روی زمین خالی کرد و گلوله جنگی داخل سلاحش گذاشت دوباره سلاح را روی گونه جواد گذاشت و گفت: بزنم؟ میخواست با این کارش جواد را تهدید کند جواد هم اصلا نمیتوانست چشمهایش را باز کند و با عصبانیت دوباره گفت اگر مردی بزن مرد مامور در حالیکه همه ما داشتیم نگاهش میکردیم شلیک کرد و جواد در جا مرد. حتی گلولهای که به او شلیک شده بود از پشتسرش خارج شد. بعد از این اتفاق انگار که مرد مامور یکدفعه به خودش آمده باشد به سرش کوبید و گفت وای خدا من چه کار کردم؟
در ادامه شاهد دیگر گفتههای شاهد اول را تایید کرد و گفت: وقتی ما فشنگهای مشقی را از روی زمین جمع میکردیم اصلا فکر نمیکردیم مرد مامور به این راحتی کسی را بکشد و فکر میکردیم فقط میخواهد جواد را بترساند اما او شلیک کرد و همه ما در جا خشکمان زده بود.
سپس وکیل مدافع متهم در جایگاه حاضر شد و دفاعیات خود را مطرح کرد. بعد از اینکه شاهدان، شهادت خود را ارایه دادند متهم برای بیان آخرین دفاع در جایگاه حاضر شد.
او بدون اینکه توضیحی در مورد گفتههای شاهدان بدهد خطاب به قضات گفت دفاعی از خودش ندارد و قصد نداشت جواد را بکشد.
به گزارش شرق، نماینده دادستان در ابتدای جلسه رسیدگی به این پرونده که صبح دیروز در شعبه 71 دادگاه کیفریاستان تهران برگزار شد، گفت: متهم 27ساله پرونده که مهران نام دارد 17خرداد سال 89 با شلیک مستقیم بهصورت مردی مظنون به نام جواد او را به قتل رسانده است.
در تحقیقاتی که بعد از این قتل انجام گرفت مشخص شد متهم به عنوان نیروی کمکی به محل اعزام شده بود و بعد از دستگیری مظنون، به جواد شلیک کرد و باعث مرگ او شد. با توجه به مدارک موجود در پرونده، محل وقوع جرم شهرری بوده و من بهعنوان نماینده دادستان درخواست صدور حکم قانونی در این خصوص را دارم.
در ادامه اولیایدم در جایگاه قرار گرفتند و برای متهم درخواست صدور حکم قصاص کردند. آنها درباره سوابق پسرشان گفتند: «جواد یک مورد سابقه کلاهبرداری داشت که البته در اصل اختلاف مالی بود و بعدها حل شد. او سابقه دیگری ندارد. در این حادثه هم به فردی بدهکار بود که او شکایت کرده و حکم جلب گرفته بود. مبلغ زیادی نبود اما پسرمان پولی نداشت که بدهد و از او مهلت خواسته بود. پسرمان به عمد کشته شده است و ما از خون او نمیگذریم اگر خلاف کرده بود بازداشتش میکردند چرا مستقیم به او شلیک کرد و او را به قتل رساند.»
سپس مهران در جایگاه حاضر شد. او اتهام قتل عمدی را رد کرد و گفت: زمان حادثه به ما اعلام کردند متهمی در حال فرار است و به نیروی کمکی احتیاج دارند به دستور فرمانده به اتفاق سربازی به محل رفتیم و متوجه شدیم متهمی در حال فرار است ماموران کلانتری از یک طرف و ما از طرف دیگر متهم را دنبال کردیم تا اینکه من به متهم رسیدم و در حالی که او قصد داشت به من حمله کند با پاشیدن گاز فلفل به صورتش او را متوقف کردم زمانی که برای زدن دستبند به دستش اقدام کردم او من را هل داد و قصد درگیری داشت. سلاح را در دست چپم نگه داشتم و همینکه خواستم به متهم دستبند بزنم اسلحه شلیک شد.
در این هنگام قاضی عزیزمحمدی- رییس دادگاه- از متهم پرسید اگر اینطور است پس چرا فشنگهای مشقی را خالی کردی و فشنگ جنگی در سلاحت قرار دادی؟ متهم گفت: چون متهم به من حمله کرده بود، احساس خطر کردم اما قصدم کشتن او نبود.
در ادامه یکی از شاهدان در جایگاه حاضر شد، او گفت: آنطور که ما متوجه شدیم جواد به فردی مبلغ یکمیلیونو200هزارتومان بدهکار بود و آن فرد از جواد شکایت کرده و برای جلبش مامور آورده بود تا او را بازداشت کنند اما جواد فرار کرد. در این حین ماموران نیروی کمکی خواستند و دو مامور که یکی از آنها متهم حاضر در دادگاه است آمدند و جواد را تعقیب کردند. وقتی مامور به جواد رسید گاز فلفل را بهطور کامل در صورت او خالی کرد.
این شاهد ادامه داد: با توجه به اینکه گاز فلفل کامل روی صورت جواد خالی شده بود او هیچکاری نمیتوانست بکند و روی پله نشست و داد زد که سوختم. چشمم کور شد. او اصلا حرکت نداشت مامور بالای سرش حاضر شد و آنها با هم جروبحث کردند در این هنگام جواد فحاشی کرد مرد مامور با عصبانیت سلاحش را روی صورت جواد گذاشت و گفت: بزنم؟ بزنم؟ جواد هم عصبی بود گفت اگر مردی بزن! یکدفعه مرد مامور گلولههای مشقی را روی زمین خالی کرد و گلوله جنگی داخل سلاحش گذاشت دوباره سلاح را روی گونه جواد گذاشت و گفت: بزنم؟ میخواست با این کارش جواد را تهدید کند جواد هم اصلا نمیتوانست چشمهایش را باز کند و با عصبانیت دوباره گفت اگر مردی بزن مرد مامور در حالیکه همه ما داشتیم نگاهش میکردیم شلیک کرد و جواد در جا مرد. حتی گلولهای که به او شلیک شده بود از پشتسرش خارج شد. بعد از این اتفاق انگار که مرد مامور یکدفعه به خودش آمده باشد به سرش کوبید و گفت وای خدا من چه کار کردم؟
در ادامه شاهد دیگر گفتههای شاهد اول را تایید کرد و گفت: وقتی ما فشنگهای مشقی را از روی زمین جمع میکردیم اصلا فکر نمیکردیم مرد مامور به این راحتی کسی را بکشد و فکر میکردیم فقط میخواهد جواد را بترساند اما او شلیک کرد و همه ما در جا خشکمان زده بود.
سپس وکیل مدافع متهم در جایگاه حاضر شد و دفاعیات خود را مطرح کرد. بعد از اینکه شاهدان، شهادت خود را ارایه دادند متهم برای بیان آخرین دفاع در جایگاه حاضر شد.
او بدون اینکه توضیحی در مورد گفتههای شاهدان بدهد خطاب به قضات گفت دفاعی از خودش ندارد و قصد نداشت جواد را بکشد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
مگر این ها توجیح نشدند باهر مجرمی چگونه برخورد کنند.
همکارهای پلیس هم نتونستند وضع را تشخیص بدهند متاسفانه .
باعث بیشترخودکشی ها ازسر نداری وبدهکاری! احتمال داره مقتول می خواسته خودش ازاین دنیا بخاطربدهکاری خلاص کنه به مامورمی گفته بزن. شاید!!!!
اگر این بنده خدا قتل هم انجام داده بود نباید اونطوری با تیر میکشتنش چه برسه به اینکه فقط مبلغ کمی بدهکار بوده ! فرار کرده چون نمیتونسته پرداخت کنه ! بدهی بالا آورده بوده دزد که نبوده ! این مأمور که خودشو مجری قانون میدونسته باید اعدام بشه ! اگه هم خیلی آتیش اجرای عدالتش تند بوده میرفت سراغ اختلاس کننده های میلیاردی ! البته اینو به عنوان مثال گفتم !
مامورخلافکار از هر تبهکاری خطرناکتره
یا الله. مامور نباید خودش و جای قاضی گذاشته حکم می داده. من از خلافکارها دفاع نمی کنیم و اصلا قبول ندارم خلافکارها بی گناهند. ولی مامور هم باید کمی صبر میکرد.اگه خلافکار فحش هم میداده این باید دستبند و میزده استغفار می گفته نه اسلحه رو بگذار رو گونه ای اش بگه بزنم.مختصر مفید دستگیری خلع سلاح متهم. انتقال به مرکز.نه بزنم بزنم بگو غلط کردم.صبر صبر صبر توکل به خدا باید سرمشق کار مامورهای زحمت کش ما باشه.
بنابه آيه كريمه قتل يك نفس قتل همه انسانها است با همه اين تفاسير مامور انتظامي حافظ جان ومال وناموس مردم است نه مسئول كشتن آنها،و هيچ كسي حق ندارد جان ديگري را بدون حكم شرعي بگيرد
خانواده شاكي بهتر بود اولا فرزندشان را طوري تربيت مي كردند كه اموال مردم را نخورند و بدهي خود را به موقع پرداخت نمايند و در صورت عدم امكان پرداخت بدهي سعي در جلب رضايت مال باخته و دريافت فرصت جهت پرداخت بدهي خود مي نمود نه اينكه پس از شكايت مالباخته بجاي اطاعت از دستورات مجري قانون و پرسنل نيروي انتظامي پا به فرار بگذارد و با مجري قانون دهان به دهان شود ودر مقابل قانون و دستورات مجري قانون سر تسليم فرو مي آورد
باور کنید من از مامور و خلافکار به یک اندازه میترسم!
شاید با این اقدام و انتشار آن خلافکاران کمی از پلیس بترسند!!! شاید؟
شاید یکی از اینها هم به شما (بابا نقی ) شلیک کند شاید ! مواظب نظرت باش
يعني چي با اين كار خلافكارها بترسند؟ اين خلافكار فقط يك بدهكار بوده، قاتل و جاني كه نبوده و بيدفاع روي پله نشسته، مامور فقط بايد دستبند ميزد و ميبرد، اصلا نبايد بحث ميكرد كه طرف هم فحاشي كند. اين مامور معلوم است كنترلي روي اعصابش نداشته. نيروي انتظامي بايد از استخدام افراد عصبي و كم طاقت خودداري كند.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.