پیرامون رویکردی مغفول مانده در قوانین راهنمایی و رانندگی؛
گزارش تخلفی که به گوش مأمور خوابآلود راهور نرسید!
سفر ما به پاسگاه راهنمایی رانندگی کرج ـ چالوس که رسید، نسبت به بیتوجهیهای صورت گرفته اعتراض کردیم و در پاسخ، روی ندادن حادثه را به رخمان کشیدند و اینکه نمیتوانند کاری کنند! تماس با ۱۱۰ هم به این پاسخ منجر شد: به کلانتری محل مراجعه و از راننده خاطی شکایت کنید!

به گزارش «تابناک»، هر چه در چند سال اخیر با تغییر نرخ جرایم تخلفات راهنمایی و رانندگی و افزایش کنترل پلیس راهور بر رفتار رانندگان، خسارات سنگین تصادفات جادهای در کشور کاهش یافته و به اذعان مقامات ارشد پلیس راهور، جایگاه نخست بیشترین مرگ و میر حوادث جاده از کشورمان گرفته شده، هنوز راه زیادی تا رسیدن به رتبه قابل قبول در این زمینه مانده که باید با بهبود مؤلفههای مؤثر در این زمینه، پیموده شود.
بر پایه آنچه از تجربیات گرانسنگ و پر هزینه استخراج شده، در شکلگیری تصادفات، سه عامل خطای انسانی، نقص وسیله نقلیه و نقص راه نقش دارند که در این میان، نقش عامل نخست به مراتب بیشتر ارزیابی شده و بنابراین، بیشتر تغییرات صورت گرفته در قوانین، کاستن سهم این عامل را هدف گرفته است.
بدین ترتیب، میبینیم در چند سال اخیر در سایه افزایش نرخ جرایم راهنمایی و رانندگی و کنترل این مؤلفه توسط پلیس راهور، آمارها تا اندازه بسیاری بهبود یافته و روند افزایشی آمار مرگ و میر تصادفات، به روندی نزولی تبدیل شده است؛ هرچند در کنار این افزایش نرخ جریمهها، به مدد پیگیری پلیس راهور، ایمنی خودروها و راهها هم تا اندازه زیادی ارتقا یافته و پیگیری اجرای امثال قانون نصب کیسه هوا، نوید روزهای بهتری هم در آینده میدهد.
اما هرچه رانندگی ما به یاری سختگیری قانونگذار و نظارت مجری بهبود یافته، خودروسازان از تولید پیکان گذشته و نسخه پر خطر پراید جای خود را به محصولی مجهز به ترمز ضد قفل داده و در پایان با توسعه و رفع نقص راهها، از شمار جادههای مرگ و نقاط حادثهساز در شریانهای ارتباطی بین شهرها کاسته شده، هنوز هیچ تدبیر کارآمدی برای نظارت مردم به اجرای درست قانون اندیشیده نشده تا شنیدن مواردی از این دست، نشان دهد که بخشی از ماجرا مغفول واقع مانده است؛
«بعد از ظهر روز جمعه، ۲۶ اردیبهشت ماه [امسال]، حوالی ساعت ۱۶ در حالی از چالوس به سمت تهران برمیگشتیم که به روال چند ساله حاکم بر این جاده به دلیل حجم بالای مسافرانی که قصد بازگشت به تهران را دارند، این مسیر از مرزن آباد به کرج یکطرفه شده بود.
هنوز مسافت زیادی نپیموده بودیم که با خودرو پرایدی با سه سرنشین جوان مواجه شدیم که به شکل خطرناکی خودروها را پشت سر میگذاشت و حواس رانندگان را به خود معطوف کرده بود؛ اغلب سعی میکردند با حفظ فاصله مطمئن با ایشان، خود را از خطری که قریب الوقوع به نظر میرسید، حفظ کنند اما راننده این خودرو که به نظر تعادل نداشت، بیتوجه به همه چیز راه را بر همه میبرید و به پیش میرفت.
نخست تلاش کردیم تمرکزمان را از دست نداده و سفرمان را به خوبی به پایان برسانیم، ولی در یکی از سبقتهای این خودرو که گاه از همه جلو میزد و گاه جا میماند، وقتی راه را بر راننده خودرو ما برید و مجبورمان کرد که برای جلوگیری از تصادف، از جاده منحرف شویم، تصمیم گرفتیم که این راننده خاطی را به مأموران راهور مستقر در حاشیه راه بسپریم تا تعادل یا عدم تعادل ایشان بررسی شده و مانع شویم رانندگی پر خطر ایشان تا وقوع رویدادی تلخ، ادامه داشته باشد.
البته همه مثل ما نبودند و گاه میدیدیم که برخی خودروها ترجیح میدادند ایشان را تعقیب کرده و با کل کل کردن با راننده خاطی، چه بسا وی را ادب کنند! بدین شکل آرامش از مسیر سلب شده و هر آن احتمال وقوع رویدادی فاجعه بار میرفت.
با رسیدن به اولین گشت راهنمایی و رانندگی در مسیر، ماجرا را برایشان شرح داده و شماره پلاک این خودرو را در اختیارشان قرار دادیم تا به همکاران خود در ادامه مسیر سپرده و خودرو مورد نظر را بررسی کنند که البته با واکنش خوب مأموران مواجه شدیم که به سرعت موضوع را به دیگر همکاران خود در مسیر گزارش دادند.
متأسفانه از اینجای ماجرا به بعد، چندان خوشایند نبود؛ هرچه در گشتهای بعدی منتظر بودیم با توقیف خودرو مذکور مواجه شویم، هیچ نیافتیم و پرسش از مأموران مستقر هم نشان میداد که پیام را از یک گوش شنیده و از گوش دیگر...؛ اما ما نومید نمیشدیم و به هر گشتی که میرسیدیم، پیگیری میکردیم اما هیچ خبری نبود که نبود.
بناچار موضوع را با ۱۱۰ در میان گذاشتیم و مأموری مودب، با کمال آرامش وعده پیگیری ماجرا را داد و اعلام کرد، گزارش به همه واحدهای مسیر برای انجام اقدام لازم داده شده است، اما این وعده هم سرابی بیش نبود؛ وقتی به گشت بعدی پلیس راهور رسیدیم و خواستیم درباره گزارشمان پرس و جو کنیم، با افسری مواجه شدیم که خوابیده و روحش از همه چیز بیخبر بود!
سفر ما به پاسگاه راهنمایی رانندگی کرج ـ چالوس که رسید، نسبت به بیتوجهیهای صورت گرفته اعتراض کردیم و در پاسخ، روی ندادن حادثه را به رخمان کشیدند و اینکه نمیتوانند کاری کنند! تماس با ۱۱۰ هم به این پاسخ منجر شد: «به کلانتری محل مراجعه و از راننده خاطی شکایت کنید. زمانی که خودور مذکور خلافی مرتکب شد یا قصد فروش خودرویش را داشت، با استعلام از نیروی انتظامی به دادگاه فراخوانده میشود».
بدین ترتیب روایت پیگیریهای شهروندان مسئول، به حکایت لشکر شکست خورده ختم میشود که از مراجعه به مأموران تنها سرخوردگی نصیبشان شده و بیاعتمادی؛ همان گونه که پلیس به گزارش ایشان بیاعتماد بوده و حتی به قدر صحتسنجی، تلاش نکرده و کاری نکرده است.
ابعاد این بیتوجهی هنگامی آشکار میشود که فکر تصادف این رانندگان خطرناک در بخشی از مسیر از ذهنمان بگذرد؛ بیشک آن زمان نمیتوان از کنار بیتوجهی پلیس به تذکرات و پیگیریهای پیاپی شهروندان قانونمدار به سادگی گذشت و نادیده ماندن نقص عملکرد پلیس را نتیجه نگرفت.
به عبارت بهتر، وقتی متأسفانه کشورمان به وفور تخلفات راهنمایی و رانندگی شهره شده، آیا نمیتوان یک بار هم که شده، نقش پلیس را هم در به دست آمدن اینجایگاه شوم ارزیابی کرد و برای کاستن سهم ایشان، راهکار یافت و به کار بست؟
وقتی گلایههایی درباره رشوه گرفتن معدودی از مأموران پلیس راهور به گوشمان میرسد، آیا جا ندارد در این باره شفافسازی کرده و یک بار برای همیشه راهکاری کارآمد برای پاک سازی نیروهای خدوم از معدودی سودجو تدارک ببینیم؟
هنگامی که در مواجهه با مأموری، احساس میکنیم قانون رعایت نشده و در حقمان اجحاف شده، به رغم اینکه میدانیم چنین مؤلفههایی میتواند اعتماد لازم میان پلیس و رانندگان را مخدوش کرده و پیامدهای منفی داشته باشد، آیا راهکاری برای رفع این نقیصه اندیشیدهایم؟
زمانی که سهم عامل انسانی را در شکلگیری تصادفات، غالب بر سهم راه و خودرو ارزیابی میکنیم، آیا جا ندارد سهم قصوری هم برای مأموران در نظر گرفته و با توجه به اثرات شدید سهم ایشان در جامعه، راهکار نظارت مردم بر ایشان را تعریف کرده و به کار گیریم؟
شاید وقت آن رسیده که با مطرح شدن بحث بازبینی قوانین راهنمایی و رانندگی، تدبیری بیندیشیم که در کنار نظارت پلیس بر رانندگی و پایبندی مردم به قوانین راهنمایی و رانندگی، مردم هم بتوانند بر حسن انجام وظیفه ایشان نظارت کرده و در سایه این تفاهم دو سویه که شکل خواهد گرفت، بهبود بیشتری در آمار تصادفات پدیدار شود.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ایا در قانون راهنمایی ورانندگی جایی برای گزارشهای مردمی در نظر گرفته نشده است؟ چون ازاین قبیل موارد مازیادداریم ووقت ان است که در خصوص رفع این معضل چاره اندیشی شود.
این طوری که سنگ روی سنگ نمی مونه! مگر اینکه قانون بزارن فیلم بگیریم بفرستیم بعد ترتیب اثر بدن!
یکبار در بزرگراه تهران کرج حوالی ایران خودرو یک دستگاه پراید در کمال آرامش دنده عقب حرکت می کرد. در کنار خودروی من یک مگان پلیس راه در حال حرکت بود. من توقع داشتم خودروی مگان با آن راننده برخورد کند لیکن با آسودگی از کنار وی گذشتند.
گیر نده کسی که نمرده
ما در رعایت مسائل ایمنی یاد گرفتیم اول یکی بمیره بعد به فکر چاره بیافتیم
بسیار عالی
این مصداق صریح امر به معروف و نهی از منکر است
درست می گه. منهم با اینجور راننده ها برخورد داشتم. خیلی هم خوشحال شدم که ایشان پیگیری کرده. امیدوارم بقیه نیز پیگیری کنند چون جان چیزی نیست که اگر از دست رفت بتوان جبرانش کرد.
حالا اون بد میرفت شما چرا پابه پای اون میرفتی ؟ پس شماهم کل انداختی باش و چون بش نرسیدی حالا داستان اینه. اون جونشو از سر آب اورده بود شما چرا؟
کی گفت پا به پاش میرفت؟ جوو نده
یعنی کلا تو نقد هستیم مشکل از پلیس نیست مشکل اینه که ماشالله تخلف زیاد شده همین خودتت که مطلب نوشتی خدایی خودتت و همراهانت کمربند زدی
فرض کنید یک نفر را دیدید یکی دیگر را کشت نباید به پلیس اطلاع داد. وظیفه پلیس دریافت گزارش و بررسی آن با روشهای خود (محسوس یا غیر محسوس) است. متاسفانه در سالهای اخیر اینگونه رفتارها نه تنها در جاده ها بلکه در شهرها زیاد شده و به نظر میرسد پلیس برای آن برنامه ای ندارد. مورد آخر آنهم در بزرگراه حکیم بود که 206 خاطی با 35 میلیون ریال جریمه باعث تصادف و کشته شدن تعدادی از مردم شد.
تازه عروسی کرده بودم . با شوهرم رفتیم شمال . در برگشت ترافیک بود و هنوز یک طرفه نشده بود . مسیر روبه رو هم گهگاه ماشینی رد میشد .
شوهرم مدتها همین رفتار خطرناک رو میکرد . انگار در شهربازی بودیم .
هر چی جیغ می زدم فایده نداشت و شوهرم می گفت نترس !!!!!!! من دست فرمونم عالیه
تمام راه یه مامور نبود جلوی ماشین ما و همسرم رو بگیره .
شوهرم مرد خوبیه اما وقتی پشت ماشین می شینه میشه بیرحم ترین .
البته الان خیلی بهتر شده از بس تو زندگیمون درباره رانندگیش بحث کردیم
ولی اگر تو اون سفر اول اتفاقی می افتاد چی؟
بیشتر نگران سایر ماشین هایی بودم که ممکن بود با کار همسرم آسیب ببینن.
پلیس باید امثال این رانندگان مثل شوهرم رو یک عمر از رانندگی محروم کنه .
همیشه به شوهرم میگم اگر قانون کشور درست بود به تو گواهینامه تراکتور هم نباید میدادن .اصلا باید مدتی هم حبس میشدی تا بدونی در رانندگی فقط کافیه یک لحظه مغزت درست تصمیم نگیره میشه واویلا.
البته اگر گواهینامه تراکتور میگرفت درست میشد چون دیگه سرعت نمیتونست بره
تهدیدش میکردی به طلاق شاید اثر میکرد
این تجربه تلخ روخیلی ها دچار شدند. متاسفانه به اطلاع رسانی های مردمی در امور رانندگی توجهی نمی شود. اگر به این گزارشات توجه می شد شاید خیلی از حادثه دیدگان و فوت شدگان هم اکنون در قید حیات بودند.
خب پلیس های راهور درست برخورد کرده اند..
اگر قرار باشد با هر گزارش، خودرویی متوقف شود که سنگ روی سنگ بند نمی شود..
پلیس راهور از کجا باید مطمئن شود که اصلا گزارش درست و صحیح است؟
فرض کنید من با یکی دشمنی دارم و به پلیس بروم و بگویم فلان ماشین را متوقف کند.. پلیس باید به حرف من گوش کند و جریمه کند؟
البته نویسنده خواسته بود راننده مذکور تست سلامت شود یعنی ایشان دست کم معتقد بوده که راننده مذکور از حالت طبیعی خارج بوده که می تواند دلیل کافی برای توقف خودرو باشد
ولی اگر این فرهنگ بشود و مردم بدانند نظرشان شنیده می شود وقتی رانندگان متعددی خلاف یک خودرو را گزارش بدهند برای پلیس مسجل می شود که از روی غرض نبوده است. لااقل خودروی او را متوقف و بررسی کنند شاید متوجه شدند که اصلا آن راننده در وضعیت نرمال نیست.
من كاملا با نظر شما مخالف هستم اگه قرار باشه هركي از رانندگي كسي بدش بياد بره به مامور راهنمايي شكايت كنه فكر كنم صف طولاني از ماشين هاي خاطي ايجادميشه ، همه كه كارشناس نيستن بگن كي خوب ميرونه كي بد بهترين راه اضافه كردن پليس نا محسوس هستش
در کشورهای پیشرفته پلیس موظف به پیگیری کوچکترین مورد گزارش شده است
در طول مسافرتهای نوروزی اتوبوسی کم مانده بود ما را بین گارد ریل وسط و خود اتوبوس له کند شماره آن را به اولین ماموری که دیدم دادم که ما مور مربوطه قول داد پیگیری کنه اما چند کیلومتر جلوتر دیدم که اتوبوس جلوتر از ما حرکت میکنه دریغ از حتی یک اخطار یا نگه داشتن اتوبوس
بنده هم یکبار داخل شهر همچین گزارشی دادم و اتفاقی نیفتاد . شما اگه براتون مقدوره یک دوربین جلوی ماشین کار بذارید و خودتون از این رفتارهای خطرناک در شهر فیلم بگیرید و در سایتتون قرار بدید. مطمئناً اونوقت افرادی پیدا میشوند که پیگیری کنند.
نکات ارزنده ای مطرح شد امیدوارم گوش شنوایی هم باشد
متاسفم
خب شما درست میگید ولی اینطوری هم نمیشه که فقط یک پلاک به پلیس داد و انتظار داشت پلیس ماشین رو بخوابونه و راننده رو دستگیر کنه! باید راهکاری اندیشید.
با موبایلت ازشان فیلم می گرفتی
شما راهکاری داری بگو عزیز. حداقل پلیس می تونه این پلاک را متوقف کنه تست الکل ازش بگیره
بررسی که می تونه بکنه
حالا چون واسه خودتون اتفاق افتاده بود بايد يه مطلب خبري مي گذاشتيد!!!!!!!!
چه حرفیه مگه من و تو داره یا فرقی میکنه؟ احسنت به وظیفه شناسیش. من هربار در مسیر قزوین استارا این قضیه رو میبینم.
اگر تنها 10 درصد از ما مثل این آقا تو همچنین شرایطی اینگونه احساس مسئولیت می کردیم این اتفاقات نه واسه این آقا و واسه من و نه برای شما اتفاق می افتاد، عزیز من
آره دیگه. غالبا همینجوریه.
البته کار تابناک اشتباه نبود ولی نمی بایست داستان تعریف کنه. اینطور داستان نوشتن یه خورده غرض شخصی داخلش میشه. چه بخوای چه نخوای. خواننده هم اینو کاملا میفهمه.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.