قابل توجه کسانی که از دور دستی بر آتش دارند؛
مخاطب اعلام پشیمانی «آمنه» از بخشش اسیدپاش کیست؟!
وقتی از وی میپرسند آیا از بخشش مجید (کسی که روی آمنه اسید پاشید) پشیمان نیست، میگوید: من موضوعی بودم که کل دنیا بر روی آن زوم کرده بود و انعکاس آن برای ایران و مردم ایران مهم بود؛ پس باید به دنبال حکمی میگشتم که بازدارنده باشد. من قصاص را قبول دارم و هنوز هم به آن قائلم اما در آن لحظه بخشیدم با این شرط که...

به نظرات منتشر شده ذیل اخبار منتشر شده درباره اسیدپاشی که دقت کنیم، نخستین نکتهای که جلب توجه میکند، تقاضای بسیاری از مردم مبنی بر اشد مجازات عامل یا عاملان این جنایت است؛ تقاضاهایی که وقتی دستگیری این افراد رقم بخورد ممکن است به سخن گفتن از بخشش، کمرنگ شود!
به گزارش «تابناک»، از جان دادن فرد مجروح شده با ضربات چاقو در میدان کاج که یکی از عجیب ترین پروندههای قتل در کشور را رقم زد تا پرونده زورگیرانی که ضربات سهمگین کارد و قمه خود را بر سر یک شهروند فرود میآوردند تا کیف دستیاش را به طمع پول های فراوانی که در آن جای گرفته از چنگش خارج کنند، تا حادثهای رخ میدهد که امنیت جامعه را تحت تاثیر قرار داده و موجبات پریشانی بسیاری را فراهم میآورد، تنها یک صدا در واکنش افراد مختلف شنیده میشود؛ «دستگیرشان کرده و به اشد مجازات برسانیدشان!»
البته تجربه نشان داده این درخواستها همانگونه که به سرعت به یک صدایی میرسد، به محض دستگیری و تعیین تکلیف متهمان، به دو شکل دیگر بروز میکند و علاوه بر آن، یک دسته نظرات جدید هم پیرامون آن بیان میشود؛ یک دسته آن را خفیف توصیف میکنند و حتی گاه از مماشات صورت گرفته با مجرمان سخن میگویند، یک دسته دیگر آن را شدید ذکر کرده و گاه در مقام قیاس آن با احکام صادر شده برای پرونده های دیگر بر میایند و در نهایت برخی هم از در صلح جویی به نظر دهندگان اضافه میشوند که کاری به تناسب جرم و مجازات ندارند بلکه خطاب به فرد محق میگویند: «بگذر!»
اینکه چرا هر حکمی صادر شود برخی آن را خفیف میدانند و برخی از شدت آن گلایه میکنند، شاید به یک خصلت نامطلوب ما باز گردد که اصولا یا نمیخواهیم راضی شویم یا کسب رضایتمان بسیار دشوار است اما وقتی میبینیم بعد از اعلام آرای پرونده های اهمیت یافته از دید مردم، باب مصالحه دادن طرفین دعوا و ریش سفیدی اینقدر باز میشود که ممکن است همه اساس محاکمه را تحت تاثیر قرار دهد، باید اذعان کنیم که اتفاق خوبی در جریان نیست.
نمونه بارز این اتفاق، داستانی است که آمنه بهرامی، مشهورترین قربانی اسیدپاشی در کشورمان به تازگی بازگو کرده و بعد از اعلام آنکه از رضایت دادن به شاکی خود پشیمان است، علت رضایت دادن خود را فشاری دانسته که برخی به نیت خیر به وی وارد کردهاند.
این قربانی اسیدپاشی که هنوز بعد از سالهای سال سپری شدن از آن دقایق، ساعات و روزهای تلخ، هنوز روند درمان خود را طی میکند و از بابت جنایتی که در آن آسیب دیده، رنج و درد متحمل میشود، حالا که ماجرای اسیدپاشی های زنجیری در اصفهان در کل کشور نگرانی آفریده و مسئولان را برای یافتن جانیان بسیج کرده، از اعلام رضایت خود از قصاص به عنوان ظلمی به دیگران یاد میکند و آنچنان خود را سرزنش میکند که میگوید: «باید چشم اسیدپاشها را تخلیه کرد و اسید را در حلقومشان ریخت».
این در حالی است که وقتی از وی میپرسند آیا از بخشش مجید (کسی که روی آمنه اسید پاشید) پشیمان نیست، میگوید: من موضوعی بودم که کل دنیا بر روی آن زوم کرده بود و انعکاس آن برای ایران و مردم ایران مهم بود؛ پس باید به دنبال حکمی میگشتم که بازدارنده باشد. من قصاص را قبول دارم و هنوز هم به آن قائلم اما در آن لحظه بخشیدم با این شرط که دیه را بگیرم چرا که میدانستم مجید موحدی نمیتواند دیه را بپردازد اما کارکرد دادگستری و ظلمی که بر من شد باعث شد که بفهمم بخش من بیفایده بوده و من امروز احساس پشیمانی میکنم.
او در ادامه از جوی سخن میگوید که در آن روزگار وی را احاطه کرده بود؛ از کسانی که تلاش داشتند وی را مجاب کنند که نبخشد و انتقام بگیرد تا عوامل و سخنانی که وی را مجاب میکردند از قصاص بگذرد و حتی به نوعی در الگوی یک قهرمان قرار گیرد؛ قهرمانی که از حقوق خود به نفع همه، حتی ظالمان میگذرد.
آمنه بخشید و هنوز که هنوز است از بخشش خود اعلام نارضایتی نمیکند بلکه میگوید با این تصور از قصاص گذشته که دیه بگیرد و با علم به اینکه مجید نمیتواند از پس پرداخت دیه برآید و لاجرم در زندان خواهد ماند و بدهی اش سال به سال سنگین تر خواهد شد، به نوعی روی در حبس ماندن مجرم حساب باز کرده بوده و حالا که میبیند مجید آزاد شده و حساب و کتاب هایش به هم ریخته، پشیمان است، ولی خوب که به سخنانش دقت کنیم، به نظر نمیرسد از بخشش پشیمان نباشد.
اینجاست که وقتی از وی میپرسند اگر به سه سال پیش بازگردی، چه خواهی کرد، بی درنگ پاسخ میدهد «قصاص میکنم»؛ پیامی که مخاطبش میتواند دادگستری باشد، یا آنهایی که به آمنه میگفتند بگذر و بخشش کن یا ما و شمایی که امروز بر ضرورت مجازات اسیدپاشان با اشد مجازات سخن میگوییم اما ممکن است فردار روزی که ناله های اسیدپاشان دستگیر شده را شنیدیم، بگوییم کاش مجروحان ببخشند چون اینها هم گناه دارند!
مخاطب آمنه قطعا ماهایی هستیم که امروز یا ساکتیم و یا در محکومیت اسیدپاشان سخن میگوییم اما بعدها ممکن است نظرمان تغییر کرده و خوبی های بخشش یادمان بیاید و یا حتی از آن بدتر، روشنفکری مان گل کند و قصاص را غیرانسانی بدانیم چون نه زجری که آمنه و امثال آمنه کشیدهاند را به قدر لحظهای درک کردهایم و نه در دیگر پروندههای مطرح، زورگیری، قتل و غیره، درک ملموسی از درد وارده داریم که شیرینی بخشش را جانشینش بدانیم؛ کاش جای دیگران حرف نزنیم و به جای درک متهمان، کمی هم به درک رنج کشیدگان اهمیت قائل شویم!
به گزارش «تابناک»، از جان دادن فرد مجروح شده با ضربات چاقو در میدان کاج که یکی از عجیب ترین پروندههای قتل در کشور را رقم زد تا پرونده زورگیرانی که ضربات سهمگین کارد و قمه خود را بر سر یک شهروند فرود میآوردند تا کیف دستیاش را به طمع پول های فراوانی که در آن جای گرفته از چنگش خارج کنند، تا حادثهای رخ میدهد که امنیت جامعه را تحت تاثیر قرار داده و موجبات پریشانی بسیاری را فراهم میآورد، تنها یک صدا در واکنش افراد مختلف شنیده میشود؛ «دستگیرشان کرده و به اشد مجازات برسانیدشان!»
البته تجربه نشان داده این درخواستها همانگونه که به سرعت به یک صدایی میرسد، به محض دستگیری و تعیین تکلیف متهمان، به دو شکل دیگر بروز میکند و علاوه بر آن، یک دسته نظرات جدید هم پیرامون آن بیان میشود؛ یک دسته آن را خفیف توصیف میکنند و حتی گاه از مماشات صورت گرفته با مجرمان سخن میگویند، یک دسته دیگر آن را شدید ذکر کرده و گاه در مقام قیاس آن با احکام صادر شده برای پرونده های دیگر بر میایند و در نهایت برخی هم از در صلح جویی به نظر دهندگان اضافه میشوند که کاری به تناسب جرم و مجازات ندارند بلکه خطاب به فرد محق میگویند: «بگذر!»
اینکه چرا هر حکمی صادر شود برخی آن را خفیف میدانند و برخی از شدت آن گلایه میکنند، شاید به یک خصلت نامطلوب ما باز گردد که اصولا یا نمیخواهیم راضی شویم یا کسب رضایتمان بسیار دشوار است اما وقتی میبینیم بعد از اعلام آرای پرونده های اهمیت یافته از دید مردم، باب مصالحه دادن طرفین دعوا و ریش سفیدی اینقدر باز میشود که ممکن است همه اساس محاکمه را تحت تاثیر قرار دهد، باید اذعان کنیم که اتفاق خوبی در جریان نیست.
نمونه بارز این اتفاق، داستانی است که آمنه بهرامی، مشهورترین قربانی اسیدپاشی در کشورمان به تازگی بازگو کرده و بعد از اعلام آنکه از رضایت دادن به شاکی خود پشیمان است، علت رضایت دادن خود را فشاری دانسته که برخی به نیت خیر به وی وارد کردهاند.
این قربانی اسیدپاشی که هنوز بعد از سالهای سال سپری شدن از آن دقایق، ساعات و روزهای تلخ، هنوز روند درمان خود را طی میکند و از بابت جنایتی که در آن آسیب دیده، رنج و درد متحمل میشود، حالا که ماجرای اسیدپاشی های زنجیری در اصفهان در کل کشور نگرانی آفریده و مسئولان را برای یافتن جانیان بسیج کرده، از اعلام رضایت خود از قصاص به عنوان ظلمی به دیگران یاد میکند و آنچنان خود را سرزنش میکند که میگوید: «باید چشم اسیدپاشها را تخلیه کرد و اسید را در حلقومشان ریخت».
این در حالی است که وقتی از وی میپرسند آیا از بخشش مجید (کسی که روی آمنه اسید پاشید) پشیمان نیست، میگوید: من موضوعی بودم که کل دنیا بر روی آن زوم کرده بود و انعکاس آن برای ایران و مردم ایران مهم بود؛ پس باید به دنبال حکمی میگشتم که بازدارنده باشد. من قصاص را قبول دارم و هنوز هم به آن قائلم اما در آن لحظه بخشیدم با این شرط که دیه را بگیرم چرا که میدانستم مجید موحدی نمیتواند دیه را بپردازد اما کارکرد دادگستری و ظلمی که بر من شد باعث شد که بفهمم بخش من بیفایده بوده و من امروز احساس پشیمانی میکنم.
او در ادامه از جوی سخن میگوید که در آن روزگار وی را احاطه کرده بود؛ از کسانی که تلاش داشتند وی را مجاب کنند که نبخشد و انتقام بگیرد تا عوامل و سخنانی که وی را مجاب میکردند از قصاص بگذرد و حتی به نوعی در الگوی یک قهرمان قرار گیرد؛ قهرمانی که از حقوق خود به نفع همه، حتی ظالمان میگذرد.
آمنه بخشید و هنوز که هنوز است از بخشش خود اعلام نارضایتی نمیکند بلکه میگوید با این تصور از قصاص گذشته که دیه بگیرد و با علم به اینکه مجید نمیتواند از پس پرداخت دیه برآید و لاجرم در زندان خواهد ماند و بدهی اش سال به سال سنگین تر خواهد شد، به نوعی روی در حبس ماندن مجرم حساب باز کرده بوده و حالا که میبیند مجید آزاد شده و حساب و کتاب هایش به هم ریخته، پشیمان است، ولی خوب که به سخنانش دقت کنیم، به نظر نمیرسد از بخشش پشیمان نباشد.
اینجاست که وقتی از وی میپرسند اگر به سه سال پیش بازگردی، چه خواهی کرد، بی درنگ پاسخ میدهد «قصاص میکنم»؛ پیامی که مخاطبش میتواند دادگستری باشد، یا آنهایی که به آمنه میگفتند بگذر و بخشش کن یا ما و شمایی که امروز بر ضرورت مجازات اسیدپاشان با اشد مجازات سخن میگوییم اما ممکن است فردار روزی که ناله های اسیدپاشان دستگیر شده را شنیدیم، بگوییم کاش مجروحان ببخشند چون اینها هم گناه دارند!
مخاطب آمنه قطعا ماهایی هستیم که امروز یا ساکتیم و یا در محکومیت اسیدپاشان سخن میگوییم اما بعدها ممکن است نظرمان تغییر کرده و خوبی های بخشش یادمان بیاید و یا حتی از آن بدتر، روشنفکری مان گل کند و قصاص را غیرانسانی بدانیم چون نه زجری که آمنه و امثال آمنه کشیدهاند را به قدر لحظهای درک کردهایم و نه در دیگر پروندههای مطرح، زورگیری، قتل و غیره، درک ملموسی از درد وارده داریم که شیرینی بخشش را جانشینش بدانیم؛ کاش جای دیگران حرف نزنیم و به جای درک متهمان، کمی هم به درک رنج کشیدگان اهمیت قائل شویم!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
فقط قصاص و اعدام
ترحم بر پلنگ تیز دندان
جفاکاری بود بر گوسفندان
بابا جون چرا مغالطه میکنید اونا میگفتند یک کور اضافی دردی از کسی دوا نمیکنه کی گفت ولش کنید بیاد بیرون راست راست راه بره
جهان سومی میگوید ببخش ، اما دستش را در جیب خود یا اندیشه خود نمیکند تا از چیزی ببخشد ، که اگر اینگونه بود اینهمه فقر و فساد و بیکاری و دعوا نبود.
اگر قصاص میکردالان کسی اسید پاشی نمیرد
نباید مجازات 0 یا 100 باشه. بخشش یا اسید تو چشم طرف، از نظر شرعی هم من اگه 100 هزار تومان طلب داشته باشم می تونم 50 درصدش رو ببخشم وباقی رو درخواست کنم
اونهايي كه از آمنه و امثال اون ميخوان مجرمانو ببخشن( مجرماني كه جرم به عمد مرتكب شدن) مسئولن و الان بايد جوابگو باشن.
مقصر اصلی اسیدپاشی اسیدفروشه.
آمنه جان ایکاش نمیبخشیدی تا درس عبرتی می شد برای اونایی که با اسید به جوانی و زیبایی یک انسان دیگه حمله میکنن.
سلام به همه دوستان اینقده دنبال روشنفکری و یا کلمه مخالف آن نرید فقط خودتونو جای اونا بزارید ببینید تو این همه سرو صدا و رسانه و فامیل و دوستان و همه مردم ایران که جز نزدیکای ما از لحاظ فکری هستند این بنده خداها چکار بکنن که کسی نقدشون نکنه یا در موردشون حرفی نظری نداشته باشن این هجمه فکری رو کی میتونه قبول کنه
روشنفكرى فقط يه ژسته
كى گفته شما بهتر از ديگران ميفهمى
اصلاً معيار روشن بودن فكر چيه؟
فقط رسانه هاى غربى؟
قبل از اینکه به فکر اشد مجازات باشیم به فکر درمان قربانیان باشیم!مردم باید مصرانه از مسئولین مداوای قربانیان حادثه را تحت نظر بهترین پزشکان داخلی و خارجی بخواهند .این کار ممکن است که چهره جدیدی به آنها اهدا کنیم و گرنه تا آخر عمرشان در انزوا بسر خواهند برد. متشکر
قوه قضائیه باید بدون در نظر گرفتن بخشش آمنه، اون کثافت را اعدام می کرد. نه اینکه تازه آمنه خانم را بیارن تلویزیون و بگن از بخششت متشکریم.
خودمون کردیم که بر خودمون باد.
آمنه جان درست است كه در چشمانت نور اندكي هست ولي از همه ما بينا تري .
گذشتي از حقي كه بايد فرشته بود تا گذشت .
خواهرم كاش قصاص مي كردي كه آنهايي كه صورت هاي ديگران را بدون هيچ رحمي با اسيد ويران مي كنند بترسند از عاقبت آن ،نه اينكه بعد از اين عمل شنيع بر قرباني خود بخندند و بعد از مدتي كوتاه آزادانه در جامعه بگردند و با آن روح بيمار به دنبال قرباني بعدي خود بگردند ،بدون هيچ ترس و نگراني
سلام بر سیدالشهداء ، باید ریشه ای به این مسئله توجه شود و روانشناسان و کارشناسان اجتماعی دلسوزانه این مسئله را برسی کرده و نتایج آن را به اطلاع مردم برسانند وگرنه این مسئله هم بعد از یک مدت مثل خیلی از مسائل به دست فراموشی سپرده خواهد شد و ضرر اصلی را قربانیان اسید پاشیده شده بر رویشان خواهند کرد خدا همه را به راست هدایت فرماید .
ترحم بر پلنگ تیزدندان ستمکاری بود بر گوسفندان
آمنه خانم به نظر مقصر اصلی این اسشید پاشی هاست
اگه بخشش یک قاتل یا اسید پاش نمونه بزرگواری و مردونگی هست چرا اولیای دم روخ الله داداشی قاتلش رو نبخشیدن؟
کار درستی کردن یک الف بچه بیاد قهرمان یک ملت رو بکشه
این خانم هم اشتباه کرده
باید میگذاشت پسره کور بشه تا بفهمه این چی میکشه
حتی اگه تو زندون هم میموند که زجری که داره هر روز و هر ساعت میکشه رو که نمیکشید
آقا مگه کسی که کار کثیف اسیدپاشی رو انجام میده ، باعث ایجاد رعب و وحشت در جامعه نمیشه؟ پس حکمش مثل محارب و اعدام باید باشه...
فقط اعدام...
اگر آمنه خانم به فرمایشات خدا و پیامبر در مورد حجاب اعتنا میکرد
هیچگاه چنین سرنوشتی نداشت .....
واین سرنوشت هزاران نفر مثل آمنه خانم است به گونه های مختلف .......
مقاله بسیار عالی و پر محتوی بود.اینجور بخششا چیزی جز ضرر برای یک جامعه نیست .برای همچین جنایت بزرگی که کاخ ارزوهای یک انسان رو خراب کنه و در اوج جوانی نابودشه اشد مجازاتم کمه .اعدام با اسید.
کلا ملت جوگیری هستیم
یری بابا روشنفکری و بخشش کجا بود.
من باشم با تمام سنگدلی تمام حکم قصاص رو اجرا میکنم حاضرم فرد اسید پاش رو خودم اسیدپاشی کنم و حکم قصاص رو اجرا کنم.
اعدام هم کاری رو از پیش نمی بره باید زجر کشش کرد طرفو نه اینکه یه دفعه اعدامش کنی تموم کنه.
مطمئنم برنامه ماه عسل تابستون امسال سوژش میشه کسانی که روشون اسید ریخته شده بعدشم ناراحت کردن خانواده ها توسط این برنامه
ماه عسل واقعا مزخرفه.فقط برااینه که افطار رو به بیننده ها زهرمارکنه و نزاره خوش باشن وبااحساساتشون بازی کنه.تابی مرد باش و انتشاربده
فکر کجاها هستی تو پسر!!
و یکی هم باید مواظب احسان علیخانی باشه هی ژست نگیره که ببخشید بگذرید...
وقتی خداوند قصاص را برای امنیت جامعه قرار دادهاست ما انسانها چرا باید پا روی قانون خداوند بگذاریم بخشش در مورد مجرمینی که عمدا جرم را مرتکب می شوند خیانتی است به دیگر افراد جامعه
عاملین اصلی دستگیر نمی شوند ...
آمنه با بخشش بیجاش بزرگترین خیانت رو به امنیت جامعه کرد, هیچوقت کسی به خاطر این بخشش آمنه رو تحسین نخواهد کرد, مطمئن باشید کلی فحش و نفرین پشت سر آمنه خواهد بود
ولي اون زمان اکثريت تحسينش کردن
الان چون بحث اسيدپاشي اصفهان پيش اومده ميگن بيجا بخشيده
اگه اون زمان نمیبخشید الان یکی دیگه میومد میگفت "مطمئن باشید کلی فحش و نفرین پشت سر آمنه خواهد بود"
روی صحبت این مقاله دقیقا با شماست دوست عزیز
درسته
کسی که عمدا جرمی را مرتکب می شود باید قصاص در جایی که جرم رامرتکب شده شود . تا عبرت دیگر اراذل شود و جرم و جنایت بیشتر نشود . حتی اگر طرف رضایت دهد باید تاوانی بزرگ بپردازد . هنوز قانون قصاص فهمیده نشده
عزیز من مگر قانون باید به دل مردم عمل کند. اول بگذار اسید پاش ها رو بگیرند .
بشین تا بگیرند،اگه هپی بودند شاید امیدی به دستگیریشون بود
ﻧﻤﻰ ﺩﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﺍﻳﻦ ﺁﻗﺎﻳﻮﻥ ﺍﺳﻴﺪ~ﺍﺷﻰ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﮔﺮﻭﻫﻰ ﺑﻪ ﻧﺎﻣﻮﺱ ﻣﺮﺩﻡ ﭼﺎﻗﻮﮐﺸﻰ ... ﺭﺍ ﻣﺼﺪﺍﻕ ﻣﻔﺴﺪﻓﻰﺍﻻ ﺭﺽ
ﻧﻤﻰﺩﻭﻧﻦ
البته باید بین جرم یک شخص و جرم برنامه ریزی شده و زنجیره ای تفکیک قائل شد
ببین داداش این از اون نظر ها بود که تیرک خیمه عوام فریبی رو نشانه رفت ، آفرین
چه دقت نظری ، عموم جامعه هم بین اتفاقات گذشته و این اتفاقی که اخیرا در اصفهان رخ داد تفکیک قائل است
اشتباه مثبت دادم.
جرم جرمه. مخصوصا اسید پاشی. اسیدپاش باید قصاص بشه اونم نه با قطره چکان بلکه با همون سطلی که باهاش اسید پاشیده
آفرین به این ظرافت
به نظر من متهمین اسید پاشی از ابتدا تاکنون باید دوباره محاکمه شوند و حکم عادلانه و بدون ترس از هیاهوی رسانه ها برای آنها صادر شود. فکر میکنم در این مورد شنیع، محاکمه میتواند تکرار شود.
گذشت در هر جایی معنا نداره مخصوصا در مورد اسید پاشانی که عمر و جوانیه یک ادم را تحت تاثیر قرار میدن و باعث میشن که اون شخص مثل یک مرده متحرک زندگی کنه.جواب چنین ادمهایی قصاص و با زجر مردن است
عزیز جان جرم فردی و از سر جنون لحظه ای با جرم زنجیریه ای و برنامه ریزی شده فرق داره البته اگر تابناک جروات حتی مطرح شدن این نظر رو داشته باشه
کاملا درسته. قتل اتفاقی با جنایت با نقشه قبلی خیلی فرق داره. در مورد اول امکان رضایت هست ولی در مورد دوم اصلا نباید گذشت بشه.
برنامه ریزی یعنی چی ؟؟؟؟؟ شما معمولا با خودت اسید حمل میکنی ؟؟؟؟
جنون؟آدم که جنون داره و دیوانه است باید از اجتماع دور نگه داشته شود چرا باید یک شخص بیگناه را بدبخت کند؟
ماه رمضان گذشته بعداز افطار يه سرباز نيرو انتظامي نزديك يه پارك يه پسر شانزده هفده ساله را گرفته بود پسره اصرار ميكرد كه ازاد بشه مردم جمع شدن با چهره هايي سراسر عاطفي از سرباز ميخواستن ازادش كنه جالب بود يكي ميگفت به خاطر ما رمضان ازادش كن!!!!! پيش خودم فكر كردم اگه يكي از اينا بره سراغ ماشينش ببين همين پسره پخش ماشينشو دزديده بازم ميگه بخاطر ماه رمضون ازادش كن
مخاطب آمنه قطعا ماهایی هستیم که امروز یا ساکتیم و یا در محکومیت اسیدپاشان سخن میگوییم اما بعدها ممکن است نظرمان تغییر کرده و خوبی های بخشش یادمان بیاید و یا حتی از آن بدتر، روشنفکری مان گل کند و قصاص را غیرانسانی بدانیم چون نه زجری که آمنه و امثال آمنه کشیدهاند را به قدر لحظهای درک کردهایم و نه در دیگر پروندههای مطرح، زورگیری، قتل و غیره، درک ملموسی از درد وارده داریم که شیرینی بخشش را جانشینش بدانیم؛ کاش جای دیگران حرف نزنیم و به جای درک متهمان، کمی هم به درک رنج کشیدگان اهمیت قائل شویم!
کاملا موافقم. چه قتل عمد چه اسیدپاشی اجازه بدید قانون خدا جاری بشه. او رحمان و رحیم بی همتاست و هرچه در کتاب آسمونی برامون فرستاده فقط برای آسایش و امنیت ماست و بس!!!!!!!
آقا به این افرادی که ژست هنرمند و خواننده میگیرند و با لطایف الحیل از این قربانیان رضایت میگیرن بگین اگه مرد هستین و انسانیت نفری 10 میلیون تومان به آمنه بدین تا درمانشو تکمیل کنه اینا همشون شارلاتانن
در این جور موارد مانند اسید پاشی و چاقوکشی وآدم ربایی کسی نباید از مجروح یااقوام مقتول بخواهدکه جانی رو ببخشند بلکه باید سریع اورا به اشد مجازات برسانند
این مشکلات باید به صورت ریشه ای حل بشه! اون فردی هم که اسید می پاشه بیماره و مدیریت کنترل خشم بلد نیست، مسئولان ما باید ریشه یابی کنند که چی شده که جوان ها و مردم ما عصبانی اند، نمی توانند خشم خودشون رو کنترل کنند.
بیکاری، ققر فرهنگی، فقر آموزشی و ...بیچاره می کنه...جوانی که نمی تونه ازدواج کنه، کار نداره، هزار تا متلک می شنوه معلومه نمی تونه فکر درستی هم داشته باشه.
جامعه ای که توش شادی نیست،، مردم یاد نگرفتند انرژِی خود رو تخلیه کنند و موقع خشم خونسردی خودشون رو حل کنند، همین می شه!!
مجازات مجرم تنها علاج درده،؟ تا ریشه درست نشه بدنه درست نمی شه.
لطف کنید بفرمایید در کشورهای مرفه و غرق در شادی علت وقوع جنایت چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا کنترل خشم با جهار پنج تا مشت حل میشه، اسید، دیگه یارو روانیه !!!
البته نمیخوام بگم مشت خوبه، فرض من با رفیقم دعوام بشه؛ قطعا کتک کاری میکنیم، نه چاقو میزنیم نه میریم دنبال سطل اسید. وحشین اینا. ارازل و اوباش!
در مقابل افراد مجرم ، بخشش هیچ معنایی ندارد . کاری است بیهوده که باعث جری تر شدن مجرم می شود .
فشار وارده برای بخشش از اونجایی ناشی میشه که یه عده بخشش رو وظیفه می دونن. استنادشونم به موازین دینه. متاسفانه ما خودمون رو یک جامعه دینی می دونیم. اما از دین فقط ظاهرشو می شناسیم
مگه همون دین نگفته قصاص؟؟
چشم در برابر چشم؟!
مشکل اینجاس که اگر رضایت بده، کلا آزاد میشه.
یعنی یا باید توی چشمش اسید ریخت یا کلا آزاد میشه و اگر کسی آمد و گفت نمیخواهم در چشمان متهم اسید بریزید، متهم حتی زندان هم نمی رود.
قانون باید در این مورد اصلاح بشه. با بخشش قصاص، باید متهم به حبس ابد محکوم بشه.
راست میگه، تابناک مگه ما از این "جنبه ی عمومی" جرم نداریم ؟
khoda lanat kone majid movahdiharo
مقاله جالبی بود و تفکر برانگیز. فقط یک نکته ای که باید ذکر بشه و البته همه می دونن اینه که به علت شرایط مردسالارانه ای که در جامعه وجود داشته و داره، آدما برای مقابله با این موضوع به روشهای افراطی رو میارن. یعنی توی هر شرایطی که تقابل بین یک مرد و یک زن باشه، حق رو برای زن می دونن.
مشکل جماعت جوگیر ایرانی است
ندیدن دنیا، بالاخص برای کسی که از ابتدا نابینا نبوده، بسیار بسیار سخت و جانکاه است، قصاص، در کنار ریشه کن نمودن عوامل اینگونه جنایات (اعم از مشکلات اقتصادی، فرهنگی و ...) کارساز خواهد بود. اخبار تیراندازی در مدارس آمریکا، به همان اندازه فجیع و دردناک است که پاشیده شدن اسید بر روی دختران میهن ما! هجمه رسانه ای بردن به مشکلات، سبب حل آن ها نمی شود، مشکلات نیازمند ریشه یابی هستند نه صرفاً برخورد مقطعی.
آسیب دیده ایی که وقتی قدرت پشتش میاد حاضر میشه همان جنایت را بر سر یک نفر بیاره تا تاوان بگیره تفاوت چندانی با آن جانی نداره.
شما واقعا نمی فهمی این قدرت به دلیل همون آسیبی هست که بهش وارد شده؟؟
این که بی دلیل جنایتی رو انجام بدی با اینکه با جنایتکاری مثل خودش برخورد کنی فرقی از نظر امثال شما نداره؟؟!!
انصاف داشته باش علیرضا.
خوبی شما ؟ آمریکا هوا چطوره ؟ خوش باش عمو ! من فک کنم اینجا باید یه بحث اساسی فلسفی من باب تقدم پیدایش مرغ یا تخم مرغ بکنیم که فرق قاتل و مقتول مشخص شه !
یکی از عواملی که بخشش های بی مورد را تبلیغات می کند رسانه ملی و همین سایت شماست.
فلسفه قصاص پیشگیری از جرم است همانگونه که خداوند می فرماید در قصاص زندگی هست.
به فرض که کسی از این حق خود گذشت ، دلیل این تبلیغاتت و بوق و کرنا چیست ؟ ایا این تبلیغات حاشیه امنی برای جانیان و قاتلان ایجاد نمی کند؟
فکر می کنم با جوی که رسانه ها در خصوص بخشش ها در جامعه ایجاد کردند در حال حاضر قاتلان می توانند 50% روی رضایت شاکیان حساب کنند
آره، نمونه اش همین برنامه ماه عسل همچین از بخشش میگفت. انگار اگر طرف قصاص کنه از قاتل کارش زشت تره!
حالا اگر کسی هم بخشیده شد نباید تبلیغ کرد چون افرادی به امید بخشیده شدن دست به جنایت می زنند
تمام این مقالات با "روشنفکرانه" خواندن دگراندیشان در حقیقت با اصل پایین آوردن سطح خشونت ستیز دارند. خشونت زاییده خشونت است و هر چه این چرخه را دامه بدهیم به کاهش خشونت نمی رسیم. نتیجه اش را هم در اجتماع خود می بینیم. در پژوهش های مکرر جرم شناسی اثبات شده است که این شدت مجازات نیست که بازدارنده است بلکه احتمال دستگیری. ولی عوام و برخب مقاله نویسان کماکان اصرار دارند که با اعمال هر چه بیشتر مجازات های خشن (اعدام در ملأ عام، قطع ید در میادین شهر، شلاق،...) سطح جنایات خشن پایین آورده می شود، به رقم تمام شواهد که عکس آن را اثبات می کند. در نهایت دشمن اصلی جامعه جنایت و بستر جنایت خیز است و نه شخص جانی که محصولی از آن بستر است. تا این بستر را نخشکانیم با کور کردن اسیدپاش کماکان قربانی خشونت خواهیم ماند.
یعنی تو از خدا عقل کل تری؟
احسنت ، "احتمال دستگیری" خیلی مهم تره ، اما انصافا شدت مجازات هم نباید کم باشه
چرا محكوم را أزاد كردن؟ هدف اين خانم درست بوده، قانون ضعيف عمل كرده.
اين جنايتكار هنوز بأيد در زندان باشه. دير نشده، احضارش كنيد، بياندازيدش زندان!
دقیقا. من مخالف اعدام هستم اما هربار فکر میکنم که اگر از قصاص بگذریم، قاتل به راحتی آزاد میشه و ازادانه به زندگی ادامه میده، در بخشش قصاص تردید میکنم.
قانون باید درست بشه تا با بخشش قصاص، مجرم در جامعه رها نشه. باید بعد از بخشش قصاص، حکم تبدیل به حبس ابد بشه.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.