ناهيد به ميز محاكمه بازگشت
قضات ديوان عالي كشور رأي برائت زن جوان از همدستي در قتل شوهرش را نپذيرفتند و خواستار محاكمه دوباره او به اتهام مشاركت در قتل شدند. اين زن كه ناهيد نام دارد شش سال قبل با همدستي پسري به نام هوشنگ متهم به قتل شد.
به گزارش جوان، اين پرونده از مردادماه سال 87 به جريان افتاد. مأموران پليس نهاوند بعد از كشف جسد مرد جواني كه هيچ اوراق هويتي همراه نداشت، مشغول بررسي شدند تا اينكه مردي به پليس خبر داد برادرش گم شده است.
او توضيح داد: برادرم معلم بود و از چند روز قبل خانهاش را ترك كرد. همراه همسر و فرزندانش به دنبالش گشتيم اما نشاني از او پيدا نكرديم. مشخصاتي كه اين مرد در اختيار پليس گذاشت با نشانيهاي جسد پيدا شده مطابقت داشت، بنابراين او با حضور در پزشكي قانوني جسد برادرش را شناسايي كرد.
گزارش پزشكي قانوني نشان داد كه رحمت به علت پارگي طحال و شكستگي قفسه سينه كه بر اثر اصابت جسم سخت ايجاد شده بود، فوت شده است. سپس پرونده با موضوع قتل عمد تشكيل شد و كارآگاهان مشغول بررسي بيشتر شدند. آنها متوجه شدند كه ناهيد از مدتي قبل با پسري به نام هوشنگ ارتباط دارد. مأموران وقتي به سراغ هوشنگ رفتند، فهميدند كه او ناپديد شده است. تحقيقات بيشتر هم نشان داد كه هوشنگ به طور غيرقانوني از مرز خارج شده و به كشور عراق گريخته است.
بنابراين اسم هوشنگ به عنوان مظنون اصلي در پرونده ثبت شد تا اينكه مأموران پليس چند سال بعد از حادثه هوشنگ را در يكي از شهرهاي غربي بازداشت كردند. او در اولين بازجوييها به قتل آقامعلم اقرار كرد و گفت كه با همدستي ناهيد اين كار را كرده است.
او گفت: من فريب نفسم را خوردم و عاقبت گرفتار شدم. هفت ماه قبل از حادثه بود كه ناهيد به كلوپ من آمد تا دو پسرش آنجا بازي كنند. در جريان رفت و آمد گفت كه شوهر ندارد و به من ابراز علاقه كرد. ارتباط ما ادامه داشت تا اينكه فهميدم دروغ گفته و شوهر دارد، به خاطر همين رابطهام را قطع كردم. ناهيد اما اصرار به ادامه رابطه كرد و من فريبش را خوردم. شب حادثه به دعوت او به خانهاش رفتم و راهي پشتبام شديم. همان لحظه تلفن همراه ناهيد زنگ خورد و شروع به حرف زدن كرد. فهميدم با مرد غريبهاي حرف ميزند. ناراحت شدم و سر اين موضوع مشاجره كرديم. گفتم تو خيانت كردهاي. با صداي حرف زدن ما شوهرش برق راهرو را روشن كرد. من ميان كولرها پنهان شدم. فهميده بود كه غريبهاي آنجاست. ناهيد گفت كه شوهرش قصد كشتن او را دارد. گريه كرد و خواست كمكش كنم. دوباره قبول كردم. پشت در پشت بام رفتم. وقتي شوهرش رسيد، گردن او را گرفتم و درگير شديم. هر دو روي زمين افتاديم. شروع به فرياد كشيدن كرد.
ناهيد چادر برداشت و در دهان رحمت فرو كرد و فشار داد تا صدايش قطع شد. جسد را داخل ماشين برديم و از خانه خارج شديم. بعد جسد را در درهاي رها كرديم و به خانه برگشتيم. ناهيد مرا ترساند. گفت اگر پليس بازداشتم كند همانجا اعدامم ميكنند. كمكم كرد فرار كنم. به غرب كشور رفتم و از آنجا به صورت غيرقانوني از مرز خارج شدم. در عراق به گروه پ ك ك ملحق شدم و آموزش ديدم. مدتي بعد وارد كشور شدم كه مأموران پليس بازداشتم كردند.
ناهيد وقتي مقابل بازپرس قرار گرفت، ابتدا شركت در قتل را منكر شد اما در بازجوييهاي فني جزئياتي از حادثه را شرح داد و گفت مدتي قبل از حادثه بود كه به كلوپ بازي هوشنگ ميرفتم تا بچههايم در آنجا بازي كنند. همان زمان هوشنگ به من ابراز علاقه كرد. يك شب به در خانهمان آمد و گفت با شوهرم كار دارد. شوهرم همراه او رفت و ديگر برنگشت. احتمالاً مرتكب قتل شده است.
بعد از كامل شدن بررسيها، هوشنگ به اتهام همكاري با گروه كومله محارب و به اتهام قتل عمد هم مجرم شناخته شد. پرونده ابتدا در دادگاه انقلاب بررسي و هوشنگ به خاطر همكاري با گروه كومله به اعدام و 10 سال حبس محكوم شد. بعد از اينكه رأي دادگاه از سوي ديوان عالي كشور تأييد شد، پرونده اين بار به اتهام مشاركت هوشنگ و ناهيد در قتل عمد روي ميز هيئت قضايي شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت. در اين فاصله ناهيد پشيماننامهاي به دادگاه ارائه كرد و گفت از كارش پشيمان است و درخواست عفو دارد.
در حالي كه اوليايدم براي دو متهم درخواست قصاص كرده بودند، هوشنگ اتهام قتل عمد را پذيرفت و بار ديگر حادثه را شرح داد. او گفت: من اسير نفس شدم و فريب ناهيد را خوردم. او مثل شيطان مرا فريب داد تا اينكه دستم به خون مرد بيگناه آلوده شد. از آنجا كه دادگاه انقلاب مرا به اتهام محارب به اعدام محكوم كرده، چيزي براي از دست دادن ندارم. ناهيد اما وقتي مقابل هيئت قضات قرار گرفت، اتهام مشاركت را نپذيرفت و گفت من از ماجراي قتل شوهرم خبر ندارم. ارتباط من با هوشنگ هم غيراخلاقي نبود و نميدانم چرا مرتكب قتل شده است.
زن جوان حرفهايش در مراحل بازجويي را منكر شد و مقابل هيئت قضايي سكوت كرد. قضات دادگاه بعد از شور رأي به قصاص هوشنگ دادند اما ناهيد را از اتهام مشاركت در قتل عمد تبرئه و به حبس محكوم كردند.
با اعتراض اوليايدم به رأي دادگاه، پرونده در ديوان عالي كشور بررسي شد. قضات ديوان عالي كشور اعتراض اوليايدم را پذيرفتند و اعلام كردند كه اوراق پرونده نشان ميدهد كه شركت ناهيد در قتل شوهرش محرز است و او بايد به اتهام مشاركت در قتل محاكمه شود، بنابراين پرونده به شعبه همعرض – شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران- فرستاده شد. قضات ديوان رأي دادگاه درباره قصاص هوشنگ را تأييد كردند.
به گزارش جوان، اين پرونده از مردادماه سال 87 به جريان افتاد. مأموران پليس نهاوند بعد از كشف جسد مرد جواني كه هيچ اوراق هويتي همراه نداشت، مشغول بررسي شدند تا اينكه مردي به پليس خبر داد برادرش گم شده است.
او توضيح داد: برادرم معلم بود و از چند روز قبل خانهاش را ترك كرد. همراه همسر و فرزندانش به دنبالش گشتيم اما نشاني از او پيدا نكرديم. مشخصاتي كه اين مرد در اختيار پليس گذاشت با نشانيهاي جسد پيدا شده مطابقت داشت، بنابراين او با حضور در پزشكي قانوني جسد برادرش را شناسايي كرد.
گزارش پزشكي قانوني نشان داد كه رحمت به علت پارگي طحال و شكستگي قفسه سينه كه بر اثر اصابت جسم سخت ايجاد شده بود، فوت شده است. سپس پرونده با موضوع قتل عمد تشكيل شد و كارآگاهان مشغول بررسي بيشتر شدند. آنها متوجه شدند كه ناهيد از مدتي قبل با پسري به نام هوشنگ ارتباط دارد. مأموران وقتي به سراغ هوشنگ رفتند، فهميدند كه او ناپديد شده است. تحقيقات بيشتر هم نشان داد كه هوشنگ به طور غيرقانوني از مرز خارج شده و به كشور عراق گريخته است.
بنابراين اسم هوشنگ به عنوان مظنون اصلي در پرونده ثبت شد تا اينكه مأموران پليس چند سال بعد از حادثه هوشنگ را در يكي از شهرهاي غربي بازداشت كردند. او در اولين بازجوييها به قتل آقامعلم اقرار كرد و گفت كه با همدستي ناهيد اين كار را كرده است.
او گفت: من فريب نفسم را خوردم و عاقبت گرفتار شدم. هفت ماه قبل از حادثه بود كه ناهيد به كلوپ من آمد تا دو پسرش آنجا بازي كنند. در جريان رفت و آمد گفت كه شوهر ندارد و به من ابراز علاقه كرد. ارتباط ما ادامه داشت تا اينكه فهميدم دروغ گفته و شوهر دارد، به خاطر همين رابطهام را قطع كردم. ناهيد اما اصرار به ادامه رابطه كرد و من فريبش را خوردم. شب حادثه به دعوت او به خانهاش رفتم و راهي پشتبام شديم. همان لحظه تلفن همراه ناهيد زنگ خورد و شروع به حرف زدن كرد. فهميدم با مرد غريبهاي حرف ميزند. ناراحت شدم و سر اين موضوع مشاجره كرديم. گفتم تو خيانت كردهاي. با صداي حرف زدن ما شوهرش برق راهرو را روشن كرد. من ميان كولرها پنهان شدم. فهميده بود كه غريبهاي آنجاست. ناهيد گفت كه شوهرش قصد كشتن او را دارد. گريه كرد و خواست كمكش كنم. دوباره قبول كردم. پشت در پشت بام رفتم. وقتي شوهرش رسيد، گردن او را گرفتم و درگير شديم. هر دو روي زمين افتاديم. شروع به فرياد كشيدن كرد.
ناهيد چادر برداشت و در دهان رحمت فرو كرد و فشار داد تا صدايش قطع شد. جسد را داخل ماشين برديم و از خانه خارج شديم. بعد جسد را در درهاي رها كرديم و به خانه برگشتيم. ناهيد مرا ترساند. گفت اگر پليس بازداشتم كند همانجا اعدامم ميكنند. كمكم كرد فرار كنم. به غرب كشور رفتم و از آنجا به صورت غيرقانوني از مرز خارج شدم. در عراق به گروه پ ك ك ملحق شدم و آموزش ديدم. مدتي بعد وارد كشور شدم كه مأموران پليس بازداشتم كردند.
ناهيد وقتي مقابل بازپرس قرار گرفت، ابتدا شركت در قتل را منكر شد اما در بازجوييهاي فني جزئياتي از حادثه را شرح داد و گفت مدتي قبل از حادثه بود كه به كلوپ بازي هوشنگ ميرفتم تا بچههايم در آنجا بازي كنند. همان زمان هوشنگ به من ابراز علاقه كرد. يك شب به در خانهمان آمد و گفت با شوهرم كار دارد. شوهرم همراه او رفت و ديگر برنگشت. احتمالاً مرتكب قتل شده است.
بعد از كامل شدن بررسيها، هوشنگ به اتهام همكاري با گروه كومله محارب و به اتهام قتل عمد هم مجرم شناخته شد. پرونده ابتدا در دادگاه انقلاب بررسي و هوشنگ به خاطر همكاري با گروه كومله به اعدام و 10 سال حبس محكوم شد. بعد از اينكه رأي دادگاه از سوي ديوان عالي كشور تأييد شد، پرونده اين بار به اتهام مشاركت هوشنگ و ناهيد در قتل عمد روي ميز هيئت قضايي شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت. در اين فاصله ناهيد پشيماننامهاي به دادگاه ارائه كرد و گفت از كارش پشيمان است و درخواست عفو دارد.
در حالي كه اوليايدم براي دو متهم درخواست قصاص كرده بودند، هوشنگ اتهام قتل عمد را پذيرفت و بار ديگر حادثه را شرح داد. او گفت: من اسير نفس شدم و فريب ناهيد را خوردم. او مثل شيطان مرا فريب داد تا اينكه دستم به خون مرد بيگناه آلوده شد. از آنجا كه دادگاه انقلاب مرا به اتهام محارب به اعدام محكوم كرده، چيزي براي از دست دادن ندارم. ناهيد اما وقتي مقابل هيئت قضات قرار گرفت، اتهام مشاركت را نپذيرفت و گفت من از ماجراي قتل شوهرم خبر ندارم. ارتباط من با هوشنگ هم غيراخلاقي نبود و نميدانم چرا مرتكب قتل شده است.
زن جوان حرفهايش در مراحل بازجويي را منكر شد و مقابل هيئت قضايي سكوت كرد. قضات دادگاه بعد از شور رأي به قصاص هوشنگ دادند اما ناهيد را از اتهام مشاركت در قتل عمد تبرئه و به حبس محكوم كردند.
با اعتراض اوليايدم به رأي دادگاه، پرونده در ديوان عالي كشور بررسي شد. قضات ديوان عالي كشور اعتراض اوليايدم را پذيرفتند و اعلام كردند كه اوراق پرونده نشان ميدهد كه شركت ناهيد در قتل شوهرش محرز است و او بايد به اتهام مشاركت در قتل محاكمه شود، بنابراين پرونده به شعبه همعرض – شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران- فرستاده شد. قضات ديوان رأي دادگاه درباره قصاص هوشنگ را تأييد كردند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اگه خانمها در ارث نصف مرد ميبرن واگر شهادت دو خانم معادل شهادته يک مرده پس بعلت همون دليلى که اينجا همه چيز نصفه مجازاتشون هم بايد نصف مجازات اقايون باشه
واقعا عجب مردم لوده ای داریم .برای این موضوع واقعا جای لودگی و مسخرگی دارد؟!!!
تابناک ..ای کاش کمی هم از اتفاقاتی که به دلیل خیانت مردها و یا اعتیادشون در زندگیها رخ میده مینوشتی..ای کاش از رنج زنان وفادار و پاکدامنی که باید در زندگی با همسر ان معتاد و خطاکار بسوزند هم مینوشتی..ای کاش از قانونی که حمایتی از این بی پناهان نمیکنه هم مینوشتی..عادل باش تابناک
شما کجای کاری خانم. خیانت برای مردها جایز بلکه واجبه
ظاهرا تمام خوانندگان خبر خانمها هستند.زيرا خانمها هيچ كاري با اصل موضوع ندارند وكاملا جنسيتي قضاوت مي كنند
تابناک کار تو حرفه ایی نیست ما میایم نظر زینال بندری رو بخونیم اگه نظر اونو چاپ کرده بودی الان تعداد کامنت ها به 300 تا رسیده بود به حرف نفوذی های دشمن که میگن نظر زینالو نذار توجه نکن زینال عزیز ماست
....زینوو واسه خبرای دیگه ای همین امروز هم کامنت گذاشته....ظاهرا" این خبر رو ندیده....گمان نمیکنم تابی تعمدا" از این کارها بکنه....تابی خیلی خوبه....
ای هوش هنگ ..ای هوش هنگ ...ای ناهید ....ای ناهید....ای گم شید ای گم شید.....
....ها جفروووو.....خوبی؟....زینوووو خوبه ؟؟
باش چشم...خیلی هم بی مزه نبود....واقعا حرفی برای خیانت اون هم از این نوعش نیست مشمئز کننده است و بعدش هم جنایت...!!! واقعا جفتشون برن گم شن.......
میگم خاله مریم دست کم تو بیمزه ننویس تا به خاطر کامنت تو بیام تابی دایی زینی که دیگه نیست
آخه زن حسابی آدم با هوشنگ، هیچکس اونم هوشنگ رابطه برقرار می کنه؟
تابناک از رفیق خوب شما خبری نیست (زینار بندری )چون زود کامنت های او را می گذاری خیلی کارهایت مسخره است .....
دلبندم اسم نحس اون زیناله نه زینار
٢رديف بالاسرتو نگاه كن، بجاش
زينال بوشهرى امده، اين زينال ها را از در بيرون ميكنند از پنجره برميگردند
جالب اینجاست که خانومایی که برای رفاقت با دیگری دست به قتل همسرشون میزنن همه هم و اون رفاقته تابلو عمل میکنن و پلیس سریع میفهمه خانوم رفیق داشته.
آی کیو پلیس لیست تماس های خانوم رو بررسی می کنه.
سلام.قاتل به اتهام عضويت در كموله صد در صد مقصر است و بايد اعدام شود. ولي به نظرم زنه داره راست ميگه و چون پشيمان نامه نوشته طبق قانون مي تواند امان نامه از دادگاه بگيرد و بايد تعهد كتبي بدهد كه پاي خود را به هيچ كلوپي نگذارد.
اللهم اجعل عواقب امورناخیرا//الهی لاتکلنی الی نفسی طرفه عیناابدا
نفهمیدم چی می گی. آخه قبلاً زبان رسمی مملکت ما فارسی بود.
به کسی بر نمی خورد فقط تو ترجمه معانی و روح مفاهیم عوض میشه و اصل حرف رو نمی رسونه.
حالا مثلا اگه فارسی مینوشتی به کسی بر میخورد ؟؟؟؟
این داستان به نظر واقعی نمی آید یا درست گزارش نشده است.
استان همدان بوده در نهاوند..
من عین این مطلب رو با تمام جزئیات دو سال پیش هم تو صفحه ی حوادث روزنامه ها خوندم. متاسفانه داستان واقعیه و توی یکی از شهرهای کوچیک استان ما در غرب کشور اتفاق افتاده.
با توجه به این که "ناهيد پشيماننامهاي به دادگاه ارائه كرد و گفت از كارش پشيمان است و درخواست عفو دارد. " یا عفو شود یا اینکه در مجازات او تخفیف دهند. اصلا مجازات زنها باید نصف مجازات مردها باشد (به هزاران دلیل )
حق و تکلیف در مقابل هم قرار دارند. کسی که حقوق اش نصف است باید تکالیف اش هم نصف باشد.
بفرمایید یک مدال شجاعت هم بهش بدن
نظر منطقیه.
چشم !دیگه چی؟
خداوند همه زنان را به راه راست هدایت کند
به قول اون بزرگوار: خدایا همه ما رو آدم کن.
خداوند همه ما را به راه راست هدایت فرماید
قسم جلاله میخورم که این کامنت متعلق به زینال بندریه این جمله فقط میتونه ادبیات اون باشه
سر هدایت دعوا نکنید خیلی هم خوبه ....هر کی زود تر بهتر.....
بار الها !
تمامی آقایان و خانمهای این بخش را جمیعا" هدایت فرما.....ایضا" بنده....
اونایی که منفی دادید توجه داشته باشید هدایت شدن زن ها منافاتی با هدایت شدن مردها نداره پس لطفا مثبت بدین.
خدایا مرد ناشناس 11:54 را ببخشای او نه تنها هدایت پذیر نیست بلکه تربیت پذیر هم نیست
راس میگه خدا این زن 11:34 را هم به راه راست هدایت کند
خدا این زن 11:34 را هم به راه راست هدایت کند
وهمچنین شما را.
مردان چی ؟ نکنه می خواهی بگی آنها بصورت خدادادی هدایت شده هستند و احتیاجی به هدایت ندارند ؟
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.