آخرین خبرواکنش علی دایی به درگذشت حمید علیدوستی
1بازدید

رقابت عشقی با جنایت پایان یافت

پرونده قتل مردی که برای جلوگیری از کشته‌شدن فرزندش در نزاع مداخله ‌کرده ‌بود در دادگاه کیفری ‌استان تهران رسیدگی شد و متهم ادعا کرد به‌خاطر دختر مورد علاقه‌اش دست به این کار زده است.

به گزارش شرق، ماموران پلیس، خردادماه سال گذشته در جریان قتل مردی به نام حمید قرار گرفتند. آنها بعد از حضور در محل متوجه شدند این مرد با ضربه چاقو که به رگ گردنش برخورد کرده جانش را از دست داده‌ است. وقتی پسران مقتول مورد بازجویی قرار گرفتند مدعی شدند درگیری زمانی اتفاق افتاد که چند نفر برای بردن کیانا دختر مورد علاقه‌ یکی از پسران خانواده به محل آمدند.

تحقیقات ماموران نشان داد کیانا زمانی که ١٢ساله‌ بود با چندپسر در ارتباط بود و سپس ازدواج کرد اما بعد از مدتی طلاق گرفت و دوباره به روابطش با آن پسران ادامه داد و در نهایت دعوای محمود و علی- دو‌رقیب عشقی- بر‌سر کیانا منجر به قتل پدر علی شد.

به‌این‌ترتیب محمود- متهم اصلی پرونده- و سه‌جوان دیگر که او را در این درگیری همراهی کرده‌ بودند، بازداشت شدند و پرونده بعد از صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه٧١ دادگاه کیفری ‌استان تهران فرستاده ‌شد. روز گذشته در جلسه رسیدگی به این پرونده ابتدا نماینده دادستان در جایگاه قرار گرفت و برای متهمان درخواست مجازات کرد.

 سپس اولیای‌‌دم حمید در جایگاه قرار گرفتند و خواستار صدور حکم قصاص شدند. علی پسر مقتول که در جریان دعوا قرار داشت خطاب‌به قضات توضیح داد: «چند‌‌سال بود که کیانا را می‌شناختم و با او دوست بودم بعد از مدت‌ها ارتباط ما به هم خورد. کیانا قهر کرد و با محمود دوست شد بعد هم دوباره با من دوست شد. چند‌روزی بود که به خانه ما آمده بود و آنجا زندگی می‌کرد که یکدفعه محمود و دوستانش آمدند و او را با خود بردند. بار اول پدر و مادرم برای اینکه درگیری نشود اجازه داده ‌بودند کیانا با آنها برود اما بعد من تلفن زدم و با محمود دعوا کردیم، چند‌دقیقه بعد محمود جلوی خانه ما آمد و درگیری شروع شد. پدرم برای اینکه به من آسیبی وارد نشود جلو آمد و محمود هم چاقویی به گردن پدرم زد.» در ادامه جلسه محاکمه نوبت به محمود رسید.

او اتهام قتل را قبول کرد و گفت: «کیانا را از وقتی ١٢ساله بود می‌شناختم و با او دوست بودم؛ بعد از مدتی از من جدا و با علی دوست شد بعد از علی هم جدا شد و ازدواج کرد اما طلاق گرفت و دوباره به سمت ما آمد. روز حادثه مادر کیانا با من تماس گرفت و گفت کیانا چند‌روز است به خانه نمی‌آید؛ خیلی ناراحت بود گفتم او را پیدا می‌کنم. اول فکر می‌کردم با یکی از بچه‌ها دوست شده و به دماوند رفته، اما بعد فهمیدم در خانه علی‌ است؛ به آنجا رفتم و کیانا را گرفتم تا تحویل مادرش بدهم بعد از اینکه از آنجا رفتیم علی زنگ زد و به من فحش داد. دوباره به خانه او برگشتم که این اتفاق افتاد. من اصلا نمی‌خواستم پدر علی را بکشم او مرد خوبی ‌بود و با من هم درگیری نداشت.»

هیات قضات بعد از پایان جلسه رسیدگی، برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۷:۳۰

از کوزه همان برون تراود که در اوست/ گر دایره کوزه ز گوهر سازند...

ادم۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۷:۲۹

مغز خر خورده شنیدی ؟ والا حیف مغز خر ...

وحید۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۶:۵۴

چه دختر خوبی بوده این کیانا

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۶:۲۳

ما ایرانی ها داریم به کدام سمت می رویم؟؟؟ مثلا ما آریایی هستیم!!!

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۶:۱۱

این جونها که بخاطر یک دختر هرزه بجان هم میافتند همان بهتر که منقرض شوند

ایرانی۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۵:۳۹

این هم از پیامدهای ازدواج در سنین پایین

به خون و زندگی هایی که پایمال میشه مدیونی اگه انتشار ندی

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۵:۳۷

چه شیر تو شیری هست در این شهر!

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۵:۰۹

عجب اتفاقات وحشتناکی داره میفته .

هوخشتره۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۴:۵۴

یعنی زنی که هیچ نسبتی با پسر مقتول نداشته چند روز تو خونه ی مقتول بوده و هیچی به پسرش نگفته که هیچ از پسرش دفاع هم می کرده؟ راستش رو بخواید شاید بی رحمانه باشه ولی من از مرگش ناراحت نیستم.

مهدی۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۴:۴۲

خدا غیرت بده مردان این مملکت رو الهی آمین

مش كنل۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۴:۰۷

فقط برو تو كار كيانا!!!!!!كاش تابناك باهاش يه مصاحبه رديف مي كردي!

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۴:۰۳

صدرحمت به لاس وگاس !

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۳:۵۸

نتیجه اینکه کیانا قاتل است

حمید۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۳:۵۷

جل الخالق

ايراني00۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۳:۲۱

نميدونم چرا اين جوون هاي بي عقل به خاطر اين جور دختراي هرزه به جون هم افتادن و دارن همديگه رو منقرض ميكنن!

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۶:۴۲

چون کمبود دارن

Shahnam۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۵:۵۴

چون خود این جوونها و خونوادشون هم .... که قاطی همچین کثافت کاریایی میشن. وگرنه آدم سالمو چه به ارتباطای اینطوری!!!!!!

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۴:۲۳

این افراد یه عقل و هرزه منقزض بشن بهتره

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۴:۰۱

100 آفرین به کامنتت، خدایی بی عقلی تا کی...
این همه دختر ریخته، حتما باید کیانا باشه!! والااا

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۳:۴۵

جالبه به این اقایان که کارشان هم همچین موجه و شرعی نبوده و میشه گفت هرزگی بود ه گفتید جوانان بی عقل!!

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۳:۴۳

هرزه با عقل ( در اینجا کیانا)بهتره از هرزه بی عقله ( پسرای این داستان)

علی۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۳:۱۵

این کیانا دیگه چه نابغه ای بوده!!!!
جالبه مادرش زنگ زده به دوست پسر دخترش که برو ببین دخترم کجاست!!!
و جالبتر اینکه دختره قهر کرده اومده خونه علی، بعد پدر و مادر علی به خاطر اینکه درگیری نشه گفتن کیانا بره و بعدش هم در عوا دخالت کردن!!!
خاک بر سر ما با این پدر و مادرها و جوانهای به درد نخور

غلامرضا۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۶:۵۹

خاک بر سر خودشون وخانواده هاشون که نه !طویله هایی که به خوکدانی بیشتر شبیه است

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۳:۱۰

دختر 12 ساله و ارتباط با چند‌ين پسر كه هر از چند‌ى هم خانه يكى از پسران ميمانده!!!

ناشناس۱۳۹۳/۱۱/۲۶ ۱۲:۵۴

"من اصلا نمی‌خواستم پدر علی را بکشم او مرد خوبی ‌بود و با من هم درگیری نداشت.»" ای کاش یک کمی تعقل می کردی و ناخواسته کسی را نمی کشتی . این کیانا و علی و محمود هم پدیده ای هستند !!!!!!

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.