تشکیل شورای حکمیت برای پایان مناقشات
گفتوگو با عماد افروغ

عماد افروغ در گفتوگو با «خبر» پیشنهاد کرد با حضور شخصیتهای حقیقی و حقوقی، شورای حکمیت تشکیل شود.
عماد افروغ از جمله روشنفکرانی است که نسبت به آنچه میگذرد انتقاد دارد. او به بهره نگرفتن از قابلیتهایی که وجود دارد و مورد استفاده قرار نمیگیرد اشاره میکند و تأکید میکند که باید صداوسیما را وادار کرد تا نگاه منصفانهتر و متعادلتری داشته باشد، او میگوید در حوادث اخیر رسانه ملی به جای آنکه از افرادی دعوت کند که آب بر آتش بریزند، با کسانی مصاحبه میکند که آتش را بیشتر میکنند. او درباره تمکین به قانون معترضان نسبت به آراي اعلام شده یادآور میشود که این تمکین باید دوطرفه باشد و نه صرفاً یک برخورد صوری با قانون. این استاد دانشگاه علت اعتراض اقشاری از مردم را عدم سازگاری نتیجه با انتظارات آنها میداند و از مسئولان انتظامی کشور میخواهد تا برای شناختن سره از ناسره اجازه برگزاری راهپیمایی قانونی را به این گروه بدهند و امنیت آن را حفظ کنند تا اغتشاشگران واقعی شناخته شوند.
آقای دکتر افروغ! در شرایط فعلی تمکین به قانون از طرف معترضان به چه دلایلی ضرورت دارد؟ آیا دلیلی برای اعتراضهای غیر قانونی وجوشود دارد؟
در ابتدا باید به این شعر اشاره کنم که «چه خوش بیمهرمانی از دوسر بی، که یک سر مهربانی دردسر بی»، ما نمیتوانیم یک طرف را دعوت به رعایت قانون و قانونمداری کنیم و بعد خودمان توجه به روح قانون و ابعاد و اجزاء مختلف قانون نداشته باشیم و صرفاً یک برخورد صوری با قانون کنیم. رعایت قانون مثل قانون حق، طرفینی است و اگر میخواهیم قانون در جامعه نهادینه شود همواره باید دوسویه طرفین آن رعایت شود. نکته دیگر آن است که واقعیاتی در جامعه رخ میدهد که ویژگیهای خاص خودشان را دارند و باید برخورد ویژه با آن داشت. تا آنجا که امکان دارد باید این برخورد ویژه در چارچوب قانون صورت گیرد اما به دلیل آنکه شرایط ویژه، اقتضاهای ویژهای میطلبد باید برخورد ویژه را لحاظ کرد. ما در اینجا یک مسئله روشن داریم و آن این است که نتیجه اعلام شده با انتظارات و توقعات اقشاری از مردم سازگاری نداشته است. واقعیتی داریم به نام عدم سازگاری و انطباق بین نتیجه اعلام شده و انتظارات و توقعات اقشاری از مردم. این واقعیت به اشکال مختلفی میتوانسته نمود پیدا کند که نمود پیدا کرد.
فکر میکنید این وضعیت معلول چه مسائلی است؟
باید دقت کنیم که این نمود معلول چه عواملی بوده است؛ شاید برای اولین بار بود که دیدیم قبل از آنکه آرا حوزهها به تفکیک شمارش شود و بعد در قالب آبادی، شهر و شهرستان و استان تجمیع شود و بعد در سطح ملی اعلام شود. ، اول در سطح ملی اعلام شده است که این یک خلاف عرف و خلاف رویه بود، شاید اگر این اتفاق نمیافتاد و نتیجه به سرعت اعلام نمیشد و فرصت در اختیار کاندیداها قرار میگرفت که شکایت خودشان را مطرح کنند، موارد مستند تخلفات و احیاناً تقلبهایی را به شورای نگهبان منتقل کنند، شاید این اتفاق نمیافتاد. در واقع رویه قبلی در انتخاباتها رعایت نشده و فرصت شکایت نامزدها گرفته شده و این حادثه رخ داده است. این حادثه هم نیازمند به یک مدیریت ویژه بوده و صرفاً با توصیه و امر و نهی فروکش نمیکند، ظاهراً ما مدیریت ویژه نداشتیم و اتفاقی رخ داده است.
با نگاهی به رویدادهای پس از برگزاری انتخابات شاهد مراحلی هستیم که به شدت و سیل وار پیش میآید...
بله. با یک حادثه انجام شده روبهرو شدهایم که در ابتدا خشونت بار نبود، بلکه یک اعتراض بود و به صورت مسالمت آمیز شاهد راهپیمایی بودیم اما به دلیل آنکه یک مقدار به موقع وارد قضایا نشدیم و آن اتفاقی که چند روز بعد رخ داد در همان روز اول به وجود نیامد یعنی شورای نگهبان باید بلافاصله بعد از انتخابات یک مأموریت ویژه تعریف میکرد. - البته نمیخواهم به گذشته برگردم- اکنون با این واقعیت روبهرو هستیم که مجموعه شکایات و تخلفاتی مطرح شده است که شورای نگهبان باید به این شکایات رسیدگی منصفانه، دقیق و عادلانه داشته باشد و این رسیدگی خودش را در معرض داوری عموم و به ویژه نخبگان قرار دهد چه نامزدها حضور داشته و یا نداشته باشند. این شورا باید بتواند یک اقناع عمومی ایجاد کند. اگر این کار را کرد مسلم است که قضیه تا حد زیادی فروکش میکند اما اگر برخورد صوری و یا خدای ناکرده جانبدارنه کند که به هیچ وجه درست نیست. ممکن است شما از بنده این سؤال را بپرسیدکه مگر شما شورای نگهبان را عادل و منصف نمیدانید؟ که باید گفت بحث اکنون بحث ذهنیت عمومی است نه داوری شخصی، بنابراین مسائلی به این شک و شبههها دامن زده است زیرا برخی از اعضای شورای نگهبان له یکی از نامزدها و یا علیه یکی دیگر از نامزدها اظهار نظر کردهاند و از قبل پیشداوریهایی نسبت به هیأت اجرایی وجود داشته است و برخی از عزل و نصبها به این ذهنیت دامن زده است بنابراین باید به مردم حق بدهند. لذا باید مراحل را یکی پس از دیگر قانونی پیش برد که گام اول آن است نامزدها شکایات خود را به شورای نگهبان ارائه دهند که میدانیم این کار را انجام دادهاند.
و مرحله بعدی؟
گام دوم آن است که شورای نگهبان رسیدگی دقیقی کند که اگر این رسیدگی دقیق نبود به نظر بنده گام بعدی تشکیل شورای حکمیت از سوی مقام معظم رهبری با حضور شخصیتهای حقیقی و حقوقی که در نزد مردم به بیطرفی و فراجناحی بودن و عادل بودن معروف هستند. بنابراین اگر این کار انجام شود جلوی حوادث بعدی را گرفتهایم. در صورتی که گام دوم انجام نشود وارد فاز سومی میشویم که یک مقاومت و مبارزه خاص است که باید تلاش شود این مقاومت مدنی، قانونی و تا حدودی منفی باشد و به رویارویی فیزیکی نینجامد و تدابیر مختلفی هم از سوی نامزدها و هم نخبگان و هم مراکز رسمی و نیروهای انتظامی و انتظام بخش میطلبد. در واقع اقتضا میکند که اگر معترضان اجازه راهپیمایی میخواهند این اجازه به آنها داده شود و امنیت راهپیمایی را حفظ کنند تا سره از ناسره شناخته شود و معترضان قانونی از قانون شکنان و اغتشاش گران جدا شود. وقتی اجازه نمیدهند یک عدهای طرفداران قانونی یک نامزد را با مخالفان نظام درهم میکنند و این هم بر اعتراضات میافزاید، بنابراین اگر قرار است مقاومت صورت گیرد، مدنی بوده و اگر مخالفتی هست در چارچوب قانون انجام شود.
در شرایط فعلی برخی معتقدند که به نوعی اعتماد مردم دچار نوسان شده...
در این بین یک اتفاقی رخ داده است که به نظرم به راحتی قابل جبران نیست که این اتفاق همان است که اعتماد مردم سلب شده و این سلب اعتماد میتواند روی مشارکتهای بعدی مردم اثرگذار باشد. مردم اگر حسن نیت و رفتار قانونمند از سوی مجاری قانونی و نامزدها ببینند، میتوانیم امیدوار باشیم که این اعتماد احیا شود اما اگر به گونهای صوری با قانون رفتار شود و نگاه یک طرفه و جانبدارانه به ارزشها شود و عملاً اتفاق دیگری بیفتد، دیگر نمیتوانیم به عنوان یک واقعیت اجتماعی این ضمانت را بدهیم که اعتماد سست شده و یا از دست رفته دوباره احیا شود.
آقای افروغ یکی از قابلیتهایی که در شرایط فعلی ظاهراً به خوبی مورد استفاده قرار نگرفته است صداوسیماست که در جهت تقویت همین اعتماد میتواند مورد استفاده قرار گیرد؛ در حال حاضر چه میزان صدا و سیما میتواند نقش در آرام کردن فضای جامعه داشته باشد؟
اکنون در این بین صداوسیما نقش بسیاری دارد. تنها رسانه ملی ماست که ظاهراًمشمول فیلترینگ نمیشود. اما این رسانه باید بیطرفانه عمل کند که من نمیتوانم بگویم بیطرفانه عمل کرده است زیرا این رسانه چند صباحی است جانبدارانه عمل میکند درحالی که مردم را باید باشعور و عاقل پنداشت؛ خود این نگاه جانبدارانه مخصوصا در شرایط بحرانی بر شدت اغتشاش و بحران میافزاید. چه اشکالی دارد که ما از نامزدهایی که طرف دعوا هستند دعوت کنیم تا حرفهای خودشان را بزنند؛ به هرحال این افراد سابقه انقلابی دارند و به قول مقام معظم رهبری همه این افراد از خانواده انقلاب اسلامی هستند و سابقه مبارزات سیاسی درخشانی دارند و یا اگر به این افراد اعتماد نکنیم دیگر باید به چه کسی اطمینان کرد. خیلی راحت میتوانیم این افراد را مهار کنیم.
ضمن آنکه رسانه ملی همانطور که در تشدید واکنشها نقش داشته، در تلطیف آن هم میتواند نقش داشته باشد. مثلاً از آقای لاریجانی، محسن رضایی و بقیه دعوت میشود که صحبت کنند، آقای لاریجانی و رضایی فضا را جمع میکنند اما بقیه میآیند فضا را تشدید میکنند. این دو نفر به دلیل آنکه منصفانه و همه جانبه صحبت میکنند آبی بر آتش میریزند اما بقیه این آتش را دامن میزنند. لذا صداو سیما باید یک ارزیابی دقیقی نسبت به مهمان خود داشته باشد و از کسانی دعوت کند که متعادل هستند و جوانب مختلف را لحاظ میکنند، از خود کاندیداها دعوت کنند اما متأسفانه دیده میشود که عمدتاً جهتگیری به سمتی میرود که اعتراض عمومی تفسیر به انقلاب مخملی شود و به ابعاد دیگر توجه نشود.
یعنی صدا و سیما در شرایط فعلی چگونه عمل کند. میتواند نقش مثبتی بیافریند؟
بنده معتقدم باید صداوسیما را وادار کرد که نگاه منصفانهتر و متعادلتری داشته باشد و از کارشناسان مختلف دعوت شود و درعین احقاق حق و حقوق شهروندیشان، مردم را دعوت به آرامش کنند و نه سکوت. زیرا بنده به سکوت اعتقادی نداشته و ندارم زیرا در نظام جمهوری اسلامی مردم باید حقشان را بگیرند و پرسش و پاسخ داشته باشند و قانون نیز در این زمینه پیشبینی لازم را کرده است. رسانه ملی اکنون رسانه جناحی است و نه ملی، این را بنده چهارسال پیش که عضو کمیسیون فرهنگی بودم به آقای ضرغامی تذکر دادم. واقعیت دیگر آن است که بخشی از اعتراضات مردمی به دنبال بهانه بوده است؛ نسبت به نحوه اداره کشور، بیتوجهی به عقل جمعی، بیتوجهی به مشورت، توهین و تحقیر کرامت انسانی اعتراض دارند. اینها همه قابلیتهای انقلاب اسلامی است که مورد بیتوجهی قرار گرفته است. به هرحال رسانه ملی ما اگر میخواهد ملی باشد باید به اقتضائات توجه بیشتری کند. از تلویزیونهای کشورهای دیگر مانند بیبی سی، سی ان ان و دیگر رسانههای خارجی با من تماس میگیرند بنده مصاحبه نمیکنم به این حساب که رسانه ملی در کشور داریم اما این تماس از سوی این رسانه صورت نمیگیرد و اگر هم تماس بگیرند به صورت زنده پخش نکرده و میخواهند هرطور که خواستند پخش کنند. این نشان میدهد که به کارشناسان ملتزم به نظام اعتماد ندارید، پس دیگر میخواهید به چه کسی اعتماد داشته باشید. وقتی این محمل را در اختیار کارشناسان خودتان قرار نمیدهید مسلم است که مردم اعتمادشان به سمت رادیوهای بیگانه جلب میشود لذا بنده متأسفم که شاهد این مسائل هستم و به هیج وجه انتظارات من از انقلاب اسلامی و ظرفیتهای جمهوری اسلامی این نحوه رفتار سازگار نبود.
بنده به این کار ندارم که مسببان اصلی برخورد فیزیکی چه کسانی هستند اما سؤال میکنم مگر در تمام دنیا اعتراض و اغتشاش نمیشود؟ مگر خودمان در انگلستان تجمع نداشتیم و حتی آن زمانی که با پلیس درگیر شدیم به یک رفتار فیزیکی محدود انجامید. به نظر من ما باید مدیریت شرایط بحران را یاد بگیریم و بتوانیم به گونهای رفتار کنیم که تاجایی که امکان دارد خونی ریخته نشود. ما این تجربه را کسب کنیم زیرا زیبنده جمهوری اسلامی نیست که به برخورد فیزیکی خشونتبار بینجامد.
جامعهشناسی شرایط بحرانی یک جامعهشناسی خاص است و رفتار با آن هم باید خاص باشد، این صحبت من اجازهای برای رفتارهای خشونت بار از سوی معترضان نیست اما در واقع یک توصیهای است که در شرایط ویژه باید سعه صدر داشت که معتقدم نیروی انتظامی این سعهصدر را داشته است اما در این بین تیراندازیهایی صورت گرفته، بحث ورود به کوی دانشگاه مطرح شده است. یک سری لباس شخصیها مطرح شدند که باید در اسرع وقت شناسایی و مجازات شوند، چه کسانی که در میان جمعیت رفتارهای اغتشاش آمیز کردهاند و چه کسانی که متقابلاً برخورد فیزیکی خشونت باری کردهاند. در واقع اگر بخواهیم رفتارهای اعتراضی را با خشونت پاسخ دهیم مطمئن باشید که به خشونت بیشتر انجام میشود و تا آنجایی که امکانپذیر است باید اجازه دهیم راهپیماییها قانونی برگزار شود و در مقابل این خواسته قانونی سرکشی نکنیم تا کار به اعتراضات از جنس دیگر نکشد از سوی دیگر باید نامزدها را به رفتارهای قانونمند دعوت کنیم و از سوی دیگر مراکز قانونی را تشویق کنیم و فشار آوریم که به قانون حتماً توجه شود.
آقای افروغ! چرا گروههای مرجع نتوانستند نقش خوبی را در این اتفاقات ایفا کنند؟ دلیل این ناکارآمدی را در چه میدانید؟
به نظر من بخشی از این مسأله به خود گروههای مرجع برمیگردد که توان خودشان و اختیارات خودشان را فهم نکردند و اهمیت و فضیلت قدرت مدنی و قدرت نقد را درک نکردند؛ مسئلهای که ما بارها گوشزد کردیم. نکته دیگرآنکه به دست خودشان بیش از حد قدرت رسمی را تقویت کردند و تخممرغهای قدرت خودشان را در سبد قدرت رسمی ریختند و از قدرت مدنی واجتماعی خودشان بادست خودشان غفلت کردند. البته این افراد میتوانند به خویشتن واقعی خود برگشته و قدرت مدنی و تاریخی خود را درک کنند و به ویژه حوزههای علمیه براساس همان خواستگاه تاریخی خود، بیانیه بدهند و موضعگیری کنند و تجمعاتی از خبرگان اعم از حوزوی و دانشگاهی داشته باشند و به آرام شدن فضای سیاسی و اجتماعی کمک کنند البته با توجه به احقاق حقوق شهروندی. در واقع قرار نیست به قیمت تضییع حقوق ملت و به قیمت بیتوجهی به ذهنیت ایجاد شده مردم را به آرامش مرگبار دعوت کنیم درحالی که ما در جمهوریاسلامی آرامش مرگ بار نداریم بلکه آرامش قانونمند با محوریت رعایت حقوق ملت.
منبع: خبر آنلاين
عماد افروغ از جمله روشنفکرانی است که نسبت به آنچه میگذرد انتقاد دارد. او به بهره نگرفتن از قابلیتهایی که وجود دارد و مورد استفاده قرار نمیگیرد اشاره میکند و تأکید میکند که باید صداوسیما را وادار کرد تا نگاه منصفانهتر و متعادلتری داشته باشد، او میگوید در حوادث اخیر رسانه ملی به جای آنکه از افرادی دعوت کند که آب بر آتش بریزند، با کسانی مصاحبه میکند که آتش را بیشتر میکنند. او درباره تمکین به قانون معترضان نسبت به آراي اعلام شده یادآور میشود که این تمکین باید دوطرفه باشد و نه صرفاً یک برخورد صوری با قانون. این استاد دانشگاه علت اعتراض اقشاری از مردم را عدم سازگاری نتیجه با انتظارات آنها میداند و از مسئولان انتظامی کشور میخواهد تا برای شناختن سره از ناسره اجازه برگزاری راهپیمایی قانونی را به این گروه بدهند و امنیت آن را حفظ کنند تا اغتشاشگران واقعی شناخته شوند.
آقای دکتر افروغ! در شرایط فعلی تمکین به قانون از طرف معترضان به چه دلایلی ضرورت دارد؟ آیا دلیلی برای اعتراضهای غیر قانونی وجوشود دارد؟ در ابتدا باید به این شعر اشاره کنم که «چه خوش بیمهرمانی از دوسر بی، که یک سر مهربانی دردسر بی»، ما نمیتوانیم یک طرف را دعوت به رعایت قانون و قانونمداری کنیم و بعد خودمان توجه به روح قانون و ابعاد و اجزاء مختلف قانون نداشته باشیم و صرفاً یک برخورد صوری با قانون کنیم. رعایت قانون مثل قانون حق، طرفینی است و اگر میخواهیم قانون در جامعه نهادینه شود همواره باید دوسویه طرفین آن رعایت شود. نکته دیگر آن است که واقعیاتی در جامعه رخ میدهد که ویژگیهای خاص خودشان را دارند و باید برخورد ویژه با آن داشت. تا آنجا که امکان دارد باید این برخورد ویژه در چارچوب قانون صورت گیرد اما به دلیل آنکه شرایط ویژه، اقتضاهای ویژهای میطلبد باید برخورد ویژه را لحاظ کرد. ما در اینجا یک مسئله روشن داریم و آن این است که نتیجه اعلام شده با انتظارات و توقعات اقشاری از مردم سازگاری نداشته است. واقعیتی داریم به نام عدم سازگاری و انطباق بین نتیجه اعلام شده و انتظارات و توقعات اقشاری از مردم. این واقعیت به اشکال مختلفی میتوانسته نمود پیدا کند که نمود پیدا کرد.
فکر میکنید این وضعیت معلول چه مسائلی است؟
باید دقت کنیم که این نمود معلول چه عواملی بوده است؛ شاید برای اولین بار بود که دیدیم قبل از آنکه آرا حوزهها به تفکیک شمارش شود و بعد در قالب آبادی، شهر و شهرستان و استان تجمیع شود و بعد در سطح ملی اعلام شود. ، اول در سطح ملی اعلام شده است که این یک خلاف عرف و خلاف رویه بود، شاید اگر این اتفاق نمیافتاد و نتیجه به سرعت اعلام نمیشد و فرصت در اختیار کاندیداها قرار میگرفت که شکایت خودشان را مطرح کنند، موارد مستند تخلفات و احیاناً تقلبهایی را به شورای نگهبان منتقل کنند، شاید این اتفاق نمیافتاد. در واقع رویه قبلی در انتخاباتها رعایت نشده و فرصت شکایت نامزدها گرفته شده و این حادثه رخ داده است. این حادثه هم نیازمند به یک مدیریت ویژه بوده و صرفاً با توصیه و امر و نهی فروکش نمیکند، ظاهراً ما مدیریت ویژه نداشتیم و اتفاقی رخ داده است.
با نگاهی به رویدادهای پس از برگزاری انتخابات شاهد مراحلی هستیم که به شدت و سیل وار پیش میآید...
بله. با یک حادثه انجام شده روبهرو شدهایم که در ابتدا خشونت بار نبود، بلکه یک اعتراض بود و به صورت مسالمت آمیز شاهد راهپیمایی بودیم اما به دلیل آنکه یک مقدار به موقع وارد قضایا نشدیم و آن اتفاقی که چند روز بعد رخ داد در همان روز اول به وجود نیامد یعنی شورای نگهبان باید بلافاصله بعد از انتخابات یک مأموریت ویژه تعریف میکرد. - البته نمیخواهم به گذشته برگردم- اکنون با این واقعیت روبهرو هستیم که مجموعه شکایات و تخلفاتی مطرح شده است که شورای نگهبان باید به این شکایات رسیدگی منصفانه، دقیق و عادلانه داشته باشد و این رسیدگی خودش را در معرض داوری عموم و به ویژه نخبگان قرار دهد چه نامزدها حضور داشته و یا نداشته باشند. این شورا باید بتواند یک اقناع عمومی ایجاد کند. اگر این کار را کرد مسلم است که قضیه تا حد زیادی فروکش میکند اما اگر برخورد صوری و یا خدای ناکرده جانبدارنه کند که به هیچ وجه درست نیست. ممکن است شما از بنده این سؤال را بپرسیدکه مگر شما شورای نگهبان را عادل و منصف نمیدانید؟ که باید گفت بحث اکنون بحث ذهنیت عمومی است نه داوری شخصی، بنابراین مسائلی به این شک و شبههها دامن زده است زیرا برخی از اعضای شورای نگهبان له یکی از نامزدها و یا علیه یکی دیگر از نامزدها اظهار نظر کردهاند و از قبل پیشداوریهایی نسبت به هیأت اجرایی وجود داشته است و برخی از عزل و نصبها به این ذهنیت دامن زده است بنابراین باید به مردم حق بدهند. لذا باید مراحل را یکی پس از دیگر قانونی پیش برد که گام اول آن است نامزدها شکایات خود را به شورای نگهبان ارائه دهند که میدانیم این کار را انجام دادهاند.
و مرحله بعدی؟
گام دوم آن است که شورای نگهبان رسیدگی دقیقی کند که اگر این رسیدگی دقیق نبود به نظر بنده گام بعدی تشکیل شورای حکمیت از سوی مقام معظم رهبری با حضور شخصیتهای حقیقی و حقوقی که در نزد مردم به بیطرفی و فراجناحی بودن و عادل بودن معروف هستند. بنابراین اگر این کار انجام شود جلوی حوادث بعدی را گرفتهایم. در صورتی که گام دوم انجام نشود وارد فاز سومی میشویم که یک مقاومت و مبارزه خاص است که باید تلاش شود این مقاومت مدنی، قانونی و تا حدودی منفی باشد و به رویارویی فیزیکی نینجامد و تدابیر مختلفی هم از سوی نامزدها و هم نخبگان و هم مراکز رسمی و نیروهای انتظامی و انتظام بخش میطلبد. در واقع اقتضا میکند که اگر معترضان اجازه راهپیمایی میخواهند این اجازه به آنها داده شود و امنیت راهپیمایی را حفظ کنند تا سره از ناسره شناخته شود و معترضان قانونی از قانون شکنان و اغتشاش گران جدا شود. وقتی اجازه نمیدهند یک عدهای طرفداران قانونی یک نامزد را با مخالفان نظام درهم میکنند و این هم بر اعتراضات میافزاید، بنابراین اگر قرار است مقاومت صورت گیرد، مدنی بوده و اگر مخالفتی هست در چارچوب قانون انجام شود.
در شرایط فعلی برخی معتقدند که به نوعی اعتماد مردم دچار نوسان شده...
در این بین یک اتفاقی رخ داده است که به نظرم به راحتی قابل جبران نیست که این اتفاق همان است که اعتماد مردم سلب شده و این سلب اعتماد میتواند روی مشارکتهای بعدی مردم اثرگذار باشد. مردم اگر حسن نیت و رفتار قانونمند از سوی مجاری قانونی و نامزدها ببینند، میتوانیم امیدوار باشیم که این اعتماد احیا شود اما اگر به گونهای صوری با قانون رفتار شود و نگاه یک طرفه و جانبدارانه به ارزشها شود و عملاً اتفاق دیگری بیفتد، دیگر نمیتوانیم به عنوان یک واقعیت اجتماعی این ضمانت را بدهیم که اعتماد سست شده و یا از دست رفته دوباره احیا شود.
آقای افروغ یکی از قابلیتهایی که در شرایط فعلی ظاهراً به خوبی مورد استفاده قرار نگرفته است صداوسیماست که در جهت تقویت همین اعتماد میتواند مورد استفاده قرار گیرد؛ در حال حاضر چه میزان صدا و سیما میتواند نقش در آرام کردن فضای جامعه داشته باشد؟
اکنون در این بین صداوسیما نقش بسیاری دارد. تنها رسانه ملی ماست که ظاهراًمشمول فیلترینگ نمیشود. اما این رسانه باید بیطرفانه عمل کند که من نمیتوانم بگویم بیطرفانه عمل کرده است زیرا این رسانه چند صباحی است جانبدارانه عمل میکند درحالی که مردم را باید باشعور و عاقل پنداشت؛ خود این نگاه جانبدارانه مخصوصا در شرایط بحرانی بر شدت اغتشاش و بحران میافزاید. چه اشکالی دارد که ما از نامزدهایی که طرف دعوا هستند دعوت کنیم تا حرفهای خودشان را بزنند؛ به هرحال این افراد سابقه انقلابی دارند و به قول مقام معظم رهبری همه این افراد از خانواده انقلاب اسلامی هستند و سابقه مبارزات سیاسی درخشانی دارند و یا اگر به این افراد اعتماد نکنیم دیگر باید به چه کسی اطمینان کرد. خیلی راحت میتوانیم این افراد را مهار کنیم.
ضمن آنکه رسانه ملی همانطور که در تشدید واکنشها نقش داشته، در تلطیف آن هم میتواند نقش داشته باشد. مثلاً از آقای لاریجانی، محسن رضایی و بقیه دعوت میشود که صحبت کنند، آقای لاریجانی و رضایی فضا را جمع میکنند اما بقیه میآیند فضا را تشدید میکنند. این دو نفر به دلیل آنکه منصفانه و همه جانبه صحبت میکنند آبی بر آتش میریزند اما بقیه این آتش را دامن میزنند. لذا صداو سیما باید یک ارزیابی دقیقی نسبت به مهمان خود داشته باشد و از کسانی دعوت کند که متعادل هستند و جوانب مختلف را لحاظ میکنند، از خود کاندیداها دعوت کنند اما متأسفانه دیده میشود که عمدتاً جهتگیری به سمتی میرود که اعتراض عمومی تفسیر به انقلاب مخملی شود و به ابعاد دیگر توجه نشود.
یعنی صدا و سیما در شرایط فعلی چگونه عمل کند. میتواند نقش مثبتی بیافریند؟
بنده معتقدم باید صداوسیما را وادار کرد که نگاه منصفانهتر و متعادلتری داشته باشد و از کارشناسان مختلف دعوت شود و درعین احقاق حق و حقوق شهروندیشان، مردم را دعوت به آرامش کنند و نه سکوت. زیرا بنده به سکوت اعتقادی نداشته و ندارم زیرا در نظام جمهوری اسلامی مردم باید حقشان را بگیرند و پرسش و پاسخ داشته باشند و قانون نیز در این زمینه پیشبینی لازم را کرده است. رسانه ملی اکنون رسانه جناحی است و نه ملی، این را بنده چهارسال پیش که عضو کمیسیون فرهنگی بودم به آقای ضرغامی تذکر دادم. واقعیت دیگر آن است که بخشی از اعتراضات مردمی به دنبال بهانه بوده است؛ نسبت به نحوه اداره کشور، بیتوجهی به عقل جمعی، بیتوجهی به مشورت، توهین و تحقیر کرامت انسانی اعتراض دارند. اینها همه قابلیتهای انقلاب اسلامی است که مورد بیتوجهی قرار گرفته است. به هرحال رسانه ملی ما اگر میخواهد ملی باشد باید به اقتضائات توجه بیشتری کند. از تلویزیونهای کشورهای دیگر مانند بیبی سی، سی ان ان و دیگر رسانههای خارجی با من تماس میگیرند بنده مصاحبه نمیکنم به این حساب که رسانه ملی در کشور داریم اما این تماس از سوی این رسانه صورت نمیگیرد و اگر هم تماس بگیرند به صورت زنده پخش نکرده و میخواهند هرطور که خواستند پخش کنند. این نشان میدهد که به کارشناسان ملتزم به نظام اعتماد ندارید، پس دیگر میخواهید به چه کسی اعتماد داشته باشید. وقتی این محمل را در اختیار کارشناسان خودتان قرار نمیدهید مسلم است که مردم اعتمادشان به سمت رادیوهای بیگانه جلب میشود لذا بنده متأسفم که شاهد این مسائل هستم و به هیج وجه انتظارات من از انقلاب اسلامی و ظرفیتهای جمهوری اسلامی این نحوه رفتار سازگار نبود.
بنده به این کار ندارم که مسببان اصلی برخورد فیزیکی چه کسانی هستند اما سؤال میکنم مگر در تمام دنیا اعتراض و اغتشاش نمیشود؟ مگر خودمان در انگلستان تجمع نداشتیم و حتی آن زمانی که با پلیس درگیر شدیم به یک رفتار فیزیکی محدود انجامید. به نظر من ما باید مدیریت شرایط بحران را یاد بگیریم و بتوانیم به گونهای رفتار کنیم که تاجایی که امکان دارد خونی ریخته نشود. ما این تجربه را کسب کنیم زیرا زیبنده جمهوری اسلامی نیست که به برخورد فیزیکی خشونتبار بینجامد.
جامعهشناسی شرایط بحرانی یک جامعهشناسی خاص است و رفتار با آن هم باید خاص باشد، این صحبت من اجازهای برای رفتارهای خشونت بار از سوی معترضان نیست اما در واقع یک توصیهای است که در شرایط ویژه باید سعه صدر داشت که معتقدم نیروی انتظامی این سعهصدر را داشته است اما در این بین تیراندازیهایی صورت گرفته، بحث ورود به کوی دانشگاه مطرح شده است. یک سری لباس شخصیها مطرح شدند که باید در اسرع وقت شناسایی و مجازات شوند، چه کسانی که در میان جمعیت رفتارهای اغتشاش آمیز کردهاند و چه کسانی که متقابلاً برخورد فیزیکی خشونت باری کردهاند. در واقع اگر بخواهیم رفتارهای اعتراضی را با خشونت پاسخ دهیم مطمئن باشید که به خشونت بیشتر انجام میشود و تا آنجایی که امکانپذیر است باید اجازه دهیم راهپیماییها قانونی برگزار شود و در مقابل این خواسته قانونی سرکشی نکنیم تا کار به اعتراضات از جنس دیگر نکشد از سوی دیگر باید نامزدها را به رفتارهای قانونمند دعوت کنیم و از سوی دیگر مراکز قانونی را تشویق کنیم و فشار آوریم که به قانون حتماً توجه شود.
آقای افروغ! چرا گروههای مرجع نتوانستند نقش خوبی را در این اتفاقات ایفا کنند؟ دلیل این ناکارآمدی را در چه میدانید؟
به نظر من بخشی از این مسأله به خود گروههای مرجع برمیگردد که توان خودشان و اختیارات خودشان را فهم نکردند و اهمیت و فضیلت قدرت مدنی و قدرت نقد را درک نکردند؛ مسئلهای که ما بارها گوشزد کردیم. نکته دیگرآنکه به دست خودشان بیش از حد قدرت رسمی را تقویت کردند و تخممرغهای قدرت خودشان را در سبد قدرت رسمی ریختند و از قدرت مدنی واجتماعی خودشان بادست خودشان غفلت کردند. البته این افراد میتوانند به خویشتن واقعی خود برگشته و قدرت مدنی و تاریخی خود را درک کنند و به ویژه حوزههای علمیه براساس همان خواستگاه تاریخی خود، بیانیه بدهند و موضعگیری کنند و تجمعاتی از خبرگان اعم از حوزوی و دانشگاهی داشته باشند و به آرام شدن فضای سیاسی و اجتماعی کمک کنند البته با توجه به احقاق حقوق شهروندی. در واقع قرار نیست به قیمت تضییع حقوق ملت و به قیمت بیتوجهی به ذهنیت ایجاد شده مردم را به آرامش مرگبار دعوت کنیم درحالی که ما در جمهوریاسلامی آرامش مرگ بار نداریم بلکه آرامش قانونمند با محوریت رعایت حقوق ملت.
منبع: خبر آنلاين
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
افرین خداوند به شما انصاف دارید وعدالت عاقبت بخیری عنایت فرمایت
با سلام و تشكر
جناب اقاي دكتر افروغ نكاتي را بيان نمودند كه بسيار منطقي و عادلانه است
و درد دل مليونها ايراني مسلمان و وطن پرست ميباشد. اي كاش به افرادي چون ايشان اجازه داده ميشد نظرات خود را از طريق صدا و سيما بيان كنند.
آشنایان ره عشق ،گرم خون بخورند.
ناکسم گر به شکایت سوی بیگانه روم.
حافظ
به هيچكس ديگه اعتماد نداريم خدا آخر وعاقبت را خير كنه با تشكر از آقاي افروغ
نمي دونم اصلا متن را نخوانده ام اما شوراي حكميت من رو ياد يك واقعه تاريخي مي اندازه جايي كه رهبر وجود داشت و مي گفتند حكميت و نتيجه ان شد كه همگان دانند
باتشکر از آقای افروق که حرف دل اکثریت مردم را زدند به خدا قسم مردم از کج فهمی وبی سلیقگی رنج می برند کسی با اصل نظام مشکلی ندارد مردم را از خود دور کردید نسبت به همه چیز بی اعتمادی بوجود آوردید تا دیر نشده اقدام مثبتی انجام دهید مردم را مقابل هم قرار ندهید من مطمئن هستم در بین شما افرادی هستند ازاین وضعیت سودی میبرد خدا را بیشتر در نظر بگیرید ومردم را در نظر بسیجیان عزیز کافر جلوه ندهید
افرین به اقای افروغ. ای کاش ایشان قدرت اجرایی داشتند.
آفرين بر جناب آقای افروغ كه با آزادگي سخن مي گويد و حق وانصاف را در بيان نظرهاي خود منظور مي كند .
خودم را در یک فضای کاملا" تاریک احساس میکردم. بعد از هفته ها بوی انسان و انسانیت و صداقت به مشامم رسید. از آقای دکتر افروغ تشکر میکنم.
ای کاش صداوسیما بی طرفانه عمل می کرد ،چه درمناظره ها وچه درقبل و بعد از انتخابات . دست آقای افروغ را می بوسم (یکی از کارکنان ناجا)
برادر افروغ منصفانه قضاوت کرده اید لطفا"با همین انصاف جواب این سئوالات را هم به مردم بدهید.1- چرا بعضی از سران کشور های خاص خیلی زود(قبل از نظر شورای نگهبان)تبریک گفتند؟2- چرا اقای احمدی نژاد در اولین جلسه مناظره با اقای موسوی بناگهان به اقای رفسنجانی حمله کرد؟3- ایا تناقض باقیمانده از ارا در انتخابات دوره قبل ریاست جمهوری(رای اقایان هاشمی و کروبی) که حل نشده در اذهان باقیمانده بود با موارد این دوره در ذهن مردم هم افزائی نکرده است و در صورت عدم رفع شبهه بطور کامل در اینده با هم افزائی اینگونه اشکالات یک دمل چرکین سرطانی غیر قابل مهار در ذهن برخی باقی نخواهد ماند؟4- ایا منافع راهبردی نظام ایجاب نمی کند که این معضل در همین مقطع بطور کامل حل شود و برای اینده زمینه بحران نباشد؟ 5- ایا عملکرد وزارت کشور در عدم صدور مجوز راهپیمائی خلاف قانون نیست؟ 6- ایا دولت مردم ایران را مهجور میداند که کلیه کانال های سپهر اطلاعاتی را( با فرض توطئه براندازی دشمن ) مسدود نموده است؟7- ایا صدا و سیما روش درستی را اتخاذ کرده است؟ایا این روش جهت سوق دادن مردم به منابع اطلاعاتی بیگانه طراحی نشده است تا زمینه ای برای نسبت دادن کل مطلب به توطئه براندازی وانحراف از اصل مطلب باشد؟8- چرا اینگونه نشان داده میشود که دولت اقای احمدی نژاد در شرایط کنونی جهان مناسب ترین است؟9-ایا شورای نگهبان وظیفه ندارد علاوه بر باطل کردن ارای این صندوق ها عمق بررسی را زیادتر کند و این شبهه را که از روش های دیگری نیز امکان تقلب وجود داردنه بخاطر راضی شدن کسی بلکه برای جلوگیری از تولید ان غده سرطانی بند 3 فوق رفع نماید؟ 10-حالا که راههای معقول همه جانبه برای دور کردن خطر از کشور وجود دارد(تجدید انتخابات)چرا انجام نمی شود؟ نتیجه ان هرچه باشد مورد قبول همه و جهان خارج و موجب مطرود شدن براندازان است.
ازاظهارنظرجناب آقای افروغ بسیار آرامش یافتم.خدا را شاکرم که هنوز هستند کسانی که فراجناهی می اندیشند وبه آرامش قانونمند با محوریت رعایت حقوق ملت معتقدهستند..
اگر برگزار کنندگان انتخابات ادعای درستی دارند باید این پیشنهاد حکیمانه را بپذیرند
آقا اين دفعه ديگه مي خواهم تعريف كنم ترا خدا بزنيد تو برد .
جو گير نيستم ولي در نا اميدي بسي اميد است پايان شب سيه سپيد است . زنده باد افروغ، زنده باد حقيقت و درستي ، مي ترسيدم كه نسل اين آدمها را ديگه تمام شده باشد و جامعه ما تبديل شده باشد به 0 و 1 ولي خدا را شكر هنوز بارقه اميد وجود دارد . درود بر رهروان راستي و انصاف ، نمي دانيد چه ارشي دارد در دل سياه شهر يك قلب روشن ؟؟
جناب آقاي افروغ چه زيبا نطر داده ايد هر وقت عده اي به اموري در مملكت اعتراض داشته اند ، خوب است يك كميتة حكميت تشكيل شود با اين ترتيب تا امروز حدود چهل مليون شوراي حكميت درست شده بود ضمن اينكه قانون اساسي را هم كد بسته سر جاي خودش مي نشانديم تا ديگر براي رفع اختلافات اينقدر دخالت نكند، از طرف يك نابغه مثل خود شما
فرمايشات رهبر معظم انقلاب فصل الخطاب است و اين مفهوم قانون گرايي است خوب است اقايان تابناكي دانند
خداوند زبان ها و دست هايي را كه در مسير تحقق عدالت حركت مي كنند ياري دهد و محفوظ دارد
ممنون آقاي دكتر
نظرتان منصفانه بود ،متشکرم.
بارک ا... ، آقای دکتر افروغ تابناک فقط تعریف و تمجیدهای شم ارو درج میکنه و پاسخ و نقد سخنان شما را هم از تیغ سانسور میگذراند ..
سلام، مي دانم كه نظرات معقول طرف مقابلتان را چاپ نمي كنيد و نظرات احساسي را كه مطابق دلخواه شما تاثير ميكند منتشر مي كنيد. اما نكاتي را براي خودم مرور مي كنم
1-آقاي افروغ شرايط ويژه بود يا آنرا براي تحميل نظرات خود ويژه كردند.
2- اگر قرار باشد هركس به دليل عدم سازگاري نتايج با توقعاتش شرايط را "ويژه" كرده و مديريت بحران و شوراي حكميت درخواست كند كه كشور به ناكجاآباد خواهد رفت.
3- نتيجه مرحله اول انتخابات رياست جمهوري نهم و پخش شدن آراي كانديداها در استانهاي مختلف را دوباره ببينيد و قضاوت كنيد اگر مردم هر استان به دليل عدم سازگاري نتايج با انتظاراتشان و با تشويق كانديداي مربوطه مديريت ويژه طلب مي كردند چه ميشد.
4- من هم مانند شما به احمدي نژاد انتقاداتي دارم ولي نبايد كشور را فداي مصالح حزبي كرد.
5- بنده آدم مهمي نيستم ولي چند باري در صندوقهاي راي مشاركت داشته ام و معتقدم در سيستم انتخابات كشورمان به دليل مردمي بودن حجم زيادي از آن و پاكتر بودن عموم مردم از فعالين سياسي، "شك نكنيد كه اينطور است" ، احتمال تقلب در اين سطح بسيار كم است. آنهم در انتخابات رياست جمهوري كه خواندن آرا بسيار راحتتر است.
6- در مورد همكاري برخي از اعضاي شوراي نگهبان با دولت با شما موافق هستم و معتقدم در مجلس بهتر مي توانستيد جلوي اين كار را بگيريد و حالا وقت اين تسويه حسابها نيست.
7- به اميد فرداي بهتر براي كشور
آقای افروغ به جمع اصلاح طلبان خوش آمدید. واقعا از خوندن نظراتتون لذت بردم.
از شما متشكرم جناب افروغ. حرف حساب جواب ندارد. آقايان با اين ميهمانهايي كه مياورند نشان دادهاند كه نقد را برنميتابند. و مردم هم اين را درك كردهاند.
این هم بدعت دیگری است که من بعد هرکه ساز مخالفت از انتخابات را بکوبد . و دچار شکست شود ، بایستی تشکیل شورای حکمیت شود .
آقای افروغ شما چرا ، شما که نهاد های قانونی را می شناسید اگر قرار باشد هر کسی ساز خودش را بزند ، سنک روی سنک بند نمی شود.
جانا سخن از دل ما می گویی
ای کاش مسئولان گوش شنوایی داشتند
آقاي افروغ نماد يك روشنفكر مسلمان و تحليل گر منصف هستند. تشكر مي كنم
آقا صدا و سيما كاري كرد كه مردم بروند طرف رسانه هاي خارجي.وا...قسم كساني را ديدم كه ماهواره را حرام مي دانستند اما با اين رويه تنگ نظرانهصدا و سيما رفتند به بي بي سي و صداي امريكا روي اوردند.نگين كه اينها خوارج بودند و...اين حرفها تاريخ مصرفشون تموم شده..
بياييد حداقل يك بار براي هميشه اين وقايع رو موشكافي كنيد تا دير نشده..تعداد جمعيت اينقدر بود كه به يك درصد اونها هم نمي شه آشوبگر و برخورد با اونها بقدري بد سليقگي داشت كه شده بوديم سوژه تريبونهاي خارجي.بابا كي كي مي خوايم بفهميم.
آنقدر از صدا وسیما متنفر شدم که حتی اجازه نمی دهم بچه های من برنامه کودک نگاه کنند.
به نظر حقير عده اي ميخواهند به زور هم شده تعدادي از سابقون را از قطار انقلاب پياده و رسوا نمايند خدا عاقبت مارا بخير كناد.
بسیار جالب بود. انشاءالله گوش شنونده ای باشد
چرا اينقدر محافظه كاري
اگه شوراي نگهبان رو عادل نميدوني ديگه مصلحت سنجي چيه
اگه هم ميدوني خب بگو آره
همين روشنفكرهاي ما هستن كه با همه خوبيهاشون به نقطه حساس تصمصم گيري كه مي رسن اما حسين رو يادشون ميره و با مصلحت سنجي حق را بر زبان نمي اورند ولي اونجا كه فايده اي نداره و زمان رو از دست داديم همرنگ جماعت ميشن و به انتقاد از وضعيت گذشته مي پردازند
آقاي عماد افروغ عزيز و دوست داشتني
يه كمي جرات و جسارت !!!!!!
آيا از نظر جناب افروغ شخصيتهايي نظير دكتر رضايي، دكتر حدادعادل و دكتر مطهري افرادي بودند كه با صحبتهاي منطقي خود آتش معركه را داغ تر نمودند؟ خود ايشان با بيان معمولا تندي كه دارند مي توانند اين رسالت را ايفا كنند؟؟
آفرين بر جناب آقای افروغ که آگاهانه با مسائل برخورد می نمايند. ايکاش رسانه ملی چنين مسئولی داشت.
نظر جنابعالی را بسیار منطقی و عاقلانه می دانم. در واقع این حرف و نظر بسیاری از دلسوزان و بخصوص نخبگان کشور است که به آن نگاه یکسویه و گاها عامیانه می شود. یک اشکال دیگر اینست که وجود و حضور نخبگان از منظری دیگر مورد انکار قرار میکیرد و متاسفانه نتایج خطرناکی داشته و دارد. بزرگان هنر در این است که در عین قدرت روحیه گذشت و واقع نگری از خودشان نشان دهند نه اینکه خدای نا کرده بینش و نگرش و رفتار آنها نخبگان را منزوی کند.
تمام کسانی که میگویند انتخابات درست نبوده و بسود احمدی نزاد دستکاری شده خوب میدانند که واقعیت را نمیگویند سازمانها مختلف امریکا و هم واشنگتن پست جداگانه از هم از سی استان ایران نظر خواهی کرده بودند و در همه امار گیری انها احمدی دو برابر موسوی رای داشته و انها کارشان بسیار علمی است و هرگز در مورد انتخابات امریکا اشتباه نکرده اند این اقا هم خوب میداند احمدی همه این رای ها را اورده ..حالا اگر او را دوست ندارند ان حرف دیگری است که صدا و سیما هم نمیواند در این مورد کاری کند
سی سال قبل با شعار
واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا
از تمام مردم انتظار وحدت و همدلی داشتیم. بعد از سی سال کار به جایی رسیده است که نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس و فرمانده سپاه در زمان دفاع مقدس و . . . را هم برخی بر نمی تابند و تلاش می کنند آنها را هم در صف مخالفان نظام نشان دهند.
فاعتبروا یا اولی الابصار
آقای افروغ ازشعورسیاسی حضرتعالی متشکرم
ایکاش آقای افروغ در مورد رسیدگی دقیق و غیردقیق بیشتر توضیح می دادند. در هر صورت همه کارها باید از طریق قانونی پیگیری شود. از آقای افروغ تقاضا دارم که فرمایشات رهبری در نماز جمعه 31/03/1388 را مشاهده فرمایند. از نخبگان انتظار می رود که خواهان و متقاضی بدعت نباشند و بهتر است که همگان را به رعایت قانون توصیه کنند.
ضمن تشکر از آقای دکتر افروغ در نگاه صحیح ومنطقی به مسائل پیش آمده وراه حل ارائه شده از طرف ایشان امیدوارم سایر بزرگان وعزیزان نیز در رسیدن به چنین اجماعی پیشقدم شوندوحرفی وتصمیمی را بگیرند که حرف دل خیلی از ملت شریف ونجیب ایران است.
ايران وايراني به بزرگ مرداني همچون دكتر عماد افروغ كه انسانيت وشرافت ونيز ايمان خود را با هيچ چيز ديگري هر چند بزرگ وعظيم معامله نمي كنند .به خود مي بالد .وافسوس كه آن روزي سنگ بناي اينگونه برخوردها با ملت در انقلاب اسلامي گذاشته شد كه عرصه قانون گذاري واجرائي كشور براي اين شخصيت هاي عزيز وارزشمند تنگ گرديد .وجولانگاه كساني شد .كه چون انسانيت وشرافت را به بهائي اندك مي فروشند .در بزنگاهي كه بايد تيرك خيمه كرامت انسان ها باشند خود طوفان تهديد آن شده اند .
یاد جنگ صفین افتادم!
انصافا مطلب خوبی بود
با سپاس فراوان از آقای دکتر افروغ من فقط یه جمله میگم اعتماد یکی از بزرگترین نعمات خداوند است خدا نکند این اعتماد از مردم سلب بشود.
مگر آقای موسوی شورای حل اختلاف زمان امام (ره) را قبول کرد که حالا قبول کند.
آفرين ! احسنت!
چه عجب يه آدم منصف و منطقي 4 كلمه حرف حساب همان مردمي را مي زند كه يه خيابانها آمده بودند تا همين حرفها را در فضاي سانسور كامل خبري و رسانه اي و عدم وجود ملجا و پناهي قانوني و بي طرف بزنند!
نكته جالب در اين درگيريها آن بود كه دستگاههاي قضايي و قانوني كشور كاملا فلج شد !و دستگاههاي امنيتي و نظامي رسمي و غير رسمي هر چه كه خواستند كردند!و حاصلش آن شد كه شاهديم!
براستي اگر مراجع قانوني و قضايي كشور تا اين اندازه منفعلند !آيا نبايد به خدا پناه برد!!؟؟؟؟
اگر كار و اختيار دست آدمهاي با منطق درست دست اشخاصي چون آقاي افروغ بود كار به اينجا نمي كشيد. ايشان در خصوص رعايت دو طرفه قانون خوب توضيح دادند. اين بهتريت تحليلي بود كه اين چند روز خواندم.اقناع براي راي دادن در انتخابات هاي بعدي براي خيلي ها كه من ميشناسم خيلي سخته
استاد گرامی جناب آقای دکتر افروغ.
وقتی با شما چنین می کنند ببینید با مردم چه می کنند و در مورد صدا و سیما باید گفت: بر سیه دل چه سود خواندن وعظ-نرود میخ آهنین در سنگ
جنابعالی هم مثل مردم صدا و سیما را تحریم و خیال خودتان را راحت کنید.
ايشان بيشتر به به بازي نگرفتن خودشان معترضند يا نخبگان؟ ضمناً به ايشان بگوييد در حكميت ديگر بايد خواب يك ابو موساي ديگر را ببينيد چرا كه لا يلدغ المؤمن من جحر مرتين
فقط کمیته حقیقت یاب میتونه اعتماد را به جامعه برگردونه
طرف پیروز که به خودش اعتمائ ئاره اونم با اختلاف 13
میلیونی پس قبول کنه
آقای افروغ شما هم که سوار بر موج هستید
جناب موسوی اگر ساعت 11 جمعه شب بیانیه نمیداد که من با 65 درصد کل آرا پیروز شدم جوانها هیجان زده نمیشدند و با کار بی قانونی یورش با خیابان ها را نمیکردند
تابناک دوست دارم نشون بدی سانسوریتت چقدر ادامه داره این هم سانسور کن
سلام
به نوبه ی خودم به عنوان یک شهروند حامی موسوی، از رهنمود ها و راهکارهای برادربزرگوار و اندیشمند کشورمان، دکتر افروغ تشکر می کنم
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.