مخالفت برخی اصول گرایان با انتصاب مشایی حسادت است
علی امامی

یکی از چالشهای اصولگرایان با احمدینژاد در دولت نهم، نقش و اظهار نظرها و مواضع اسفندیار رحیم مشایی بود؛ فردی که معاون رئیسجمهور در دولت نهم و رئیس سازمان میراث فرهنگی و جهانگردی بود ولی همیشه در کنار رئیسجمهور و از نزدیکان بسیار مؤثر وی به حساب می آمد و به نوعی در دولت نهم نقشی فراتر از مسئولیتش داشت.
او در همه سفرهای خارجی مهم احمدینژاد همراه و در کنار او بود، حضور پر رنگ مشایی در کنار رئیسجمهور از عوامل مهم تضعیف ارتباطات دولت با مجلس و روحانیت، علما و مراجع تقلید در دوره دولت نهم به شمار میرود و بارها در آستانه چالش حاد فیمابین قرار گرفت که به گونهای فروکش کرد و البته همیشه به شکل آتش زیر خاکستر باقی ماند.
اینک در آستانه تشکیل دولت د هم انتصاب مشایی به عنوان معاون اول رئیسجمهور توسط احمدینژاد به عنوان نخستین گام شکلگیری دولت دهم موجب شعلهور شدن آن آتش شده است و در فاصله بسیار کمی، از این انتصاب آن هم در شرایطی که هنوز التهابات ناشی از مسائل انتخابات و پیامدهای آن وجود دارد. افراد متعدد و رسانههای اصولگرا نسبت به این کار رئیسجمهور واکنش نشان داده و خواستار لغو حکم وی و تجدید نظر در این تصمیم شدهاند.
بحث اینجاست که چرا افراد سینهچاک احمدینژاد و روزنامههای ستایش گر احمدینژاد نه تنها در دوران انتخابات که در پیش و پس از آن اینک با این انتصاب عصبانی شدهاند و خواستار لغو حکم وی هستند. ما بر این باوریم که این موضع گیری بر خلاف ادعای مطرح، از سر دلسوزی نیست، بلکه یا از سر حسادت است و یا سهمخواهی؟ چرا؟
با نگاهی به دلایل مطروحه این روزنامهها و آقایان که ادعا میکنند از سر خیرخواهی و دلسوزی برای دولت یا اصولگرایی، این اعتراضها را مطرح میکنند. معلوم میشود که ادعای آنان درست نیست، بلکه باید انگیزه دیگری در پشت قضیه باشد که همان گونه که گفتیم، یا حسادت است و یا سهمخواهی و شاید جهل و نادانی که البته دامن این علامههای دهر از آن مبر است!!!
یکی از دلایل مهم اعتراض به حضور و نقش مشایی هم در دولت نهم و هم به طریق اولی در مسئولیت اخیر وی موضع گیری او در برابر ملت اسرائیل بوده است که وی مردم اسرائیل را دوست دانسته بود که البته این موضعگیری کاملا نادرست و از نداشتن شناخت نسبت به ساکنان غاصب مستقر در سرزمینهای اشغالی و هویت و ملیت آنان ناشی میشود و با همه اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی و نظام مغایرت داشت که این موضع مورد اعتراض مراجع و بسیاری از مسئولان دیگر و مجلس و رسانه ها واقع شد که قطعا بسیاری از آنها، هم از سر دلسوزی و حساسیت به اصول و ارزشها بود و سرانجام با دخالت رهبری انقلاب، تنشهای ناشی از آن آرام شد.
در حالی که آقای احمدینژاد درست در روز پنجشنبه، پیش از اظهار نظر رهبری معظم انقلاب در نماز جمعه، درباره این نظر اعلام کرد: "موضع در پیش گرفته شده از سوی مشایی، موضع دولت است نه موضع شخصی وی."
ازجمله دلایل مطروحه دیگر، بحث سازمان حج و زیارت و مراعات نکردن نظر رهبری در این زمینه بود که آن هم عامل و تصمیمگیر اصلی آقای احمدینژاد بودند که مورد تذکر رهبری هم قرار گرفتند و مشایی، مسئول سازمان ذی نفع بود که به دلیل منافع سازمانی این کار را کرده بود.
دلیل دیگر معترضان، حضور مشایی در نشستی در ترکیه بود که شرایط مناسبی برای شرکت یک مسئول از جمهوری اسلامی را نداشت، در صورتی که آنچنان صحنههایی در افتتاحیه بازیهای آسیایی قطر با حضور آقای احمدینژاد نیز انجام شد، پس چرا تنها مشایی باید برای شرکت در چنین جلسهای مورد سؤال و انتقاد قرار گیرد؟
دلیل دیگری که مطرح میشود، عدم توانایی در این حد است و مطرح میکنند که برای برخی مدیریتهای میانی و کم اهمیت مناسب است. در صورتی که نگاهی به متن حکم مشایی برای معاون اولی که از سوی رئیسجمهور صادر شده، نشاندهنده چیز دیگری است.
احمدینژاد در حکم مشایی آورده است: "اینجانب جنابعالی را انسانی خودساخته و مؤمن، دلباخته حضرت صاحبالزمان (عج) و با تعهدی آگاهانه و عمیق به خط نورانی ولایت و مبانی جمهوری اسلامی و خدمتگزاری توانمند و صدیق به ملت الهی و عزیز ایران میشناسم."
همچنان احمدینژاد پیشتر در اظهار نظری، مشایی را اسلامشناسی بزرگ معرفی کرده بود. حال آیا کسانی که احمدینژاد را واجد همه شایستگیها و صلاحیتها برای ریاستجمهوری اسلامی ایران دانسته و وی را برای این مسئولیت بزرگ به مردم معرفی و از وی تبلیغ و تمجید کردهاند، و در اصولگرایی صداقت، شجاعت، و ... وی تردیدی ندارند، به اندازهای که برای خودش معاونی برگزیند، آن هم معاونی که چنین تعاریف بلندی از وی مطرح میکند، اختیاری قایل نیستند.
احمدینژاد بیش از شش سال است در شهرداری و دولت نهم با مشایی به عنوان نزدیکترین همکار، کار میکند و چند سالی است که با وی قوم و خویش شده و ارتباط خانوادگی هم دارند. اگر معترضان به مشایی، وی را فاقد صلاحیت میدانند، چرا همین مواضع را از احمدینژاد و دولت وی بیاشکال دانسته و در برابر آن سکوت و حتی حمایت و توجیه میکنند.
اگر این مواضع نادرست است که هست، از رئیسجمهور قطعا بدتر است تا معاون وی. کسانی که احمدینژاد را یکی از شایستهترینهای جریان اصولگرا میدانند، باید مشایی را گل دیگر این سبد بدانند؛ یک بام و دو هوا نمیشود، مگر این که بپذیریم که قصد از این اعتراض به یکی و تعریف و تمجید از دیگری، دلیل دیگری غیر از دلسوزی و گریبان دریدن برای اصولگرایی داشته باشد.
پس نتیجه این میشود که اتفاقا هماهنگترین و شایستهترین و همفکرترین معاون اول برای آقای رئیسجمهور، مشایی است و طرفداران آقای احمدینژاد از سر دلسوزی برای اسلام و اصولگرایی نیست که با انتصاب مشایی مخالفت میکنند، چون آنان احمدینژاد را با همین فکر و مواضع برای مسئولیت بالاتر از معاون اولی، یعنی خود ریاستجمهوری شایسته میدانند، بلکه از سر حسادت به مشایی است یا سهمخواهی و یا نیات دیگری که بعدها معلوم خواهد شد.
او در همه سفرهای خارجی مهم احمدینژاد همراه و در کنار او بود، حضور پر رنگ مشایی در کنار رئیسجمهور از عوامل مهم تضعیف ارتباطات دولت با مجلس و روحانیت، علما و مراجع تقلید در دوره دولت نهم به شمار میرود و بارها در آستانه چالش حاد فیمابین قرار گرفت که به گونهای فروکش کرد و البته همیشه به شکل آتش زیر خاکستر باقی ماند.
اینک در آستانه تشکیل دولت د هم انتصاب مشایی به عنوان معاون اول رئیسجمهور توسط احمدینژاد به عنوان نخستین گام شکلگیری دولت دهم موجب شعلهور شدن آن آتش شده است و در فاصله بسیار کمی، از این انتصاب آن هم در شرایطی که هنوز التهابات ناشی از مسائل انتخابات و پیامدهای آن وجود دارد. افراد متعدد و رسانههای اصولگرا نسبت به این کار رئیسجمهور واکنش نشان داده و خواستار لغو حکم وی و تجدید نظر در این تصمیم شدهاند.
بحث اینجاست که چرا افراد سینهچاک احمدینژاد و روزنامههای ستایش گر احمدینژاد نه تنها در دوران انتخابات که در پیش و پس از آن اینک با این انتصاب عصبانی شدهاند و خواستار لغو حکم وی هستند. ما بر این باوریم که این موضع گیری بر خلاف ادعای مطرح، از سر دلسوزی نیست، بلکه یا از سر حسادت است و یا سهمخواهی؟ چرا؟
با نگاهی به دلایل مطروحه این روزنامهها و آقایان که ادعا میکنند از سر خیرخواهی و دلسوزی برای دولت یا اصولگرایی، این اعتراضها را مطرح میکنند. معلوم میشود که ادعای آنان درست نیست، بلکه باید انگیزه دیگری در پشت قضیه باشد که همان گونه که گفتیم، یا حسادت است و یا سهمخواهی و شاید جهل و نادانی که البته دامن این علامههای دهر از آن مبر است!!!
یکی از دلایل مهم اعتراض به حضور و نقش مشایی هم در دولت نهم و هم به طریق اولی در مسئولیت اخیر وی موضع گیری او در برابر ملت اسرائیل بوده است که وی مردم اسرائیل را دوست دانسته بود که البته این موضعگیری کاملا نادرست و از نداشتن شناخت نسبت به ساکنان غاصب مستقر در سرزمینهای اشغالی و هویت و ملیت آنان ناشی میشود و با همه اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی و نظام مغایرت داشت که این موضع مورد اعتراض مراجع و بسیاری از مسئولان دیگر و مجلس و رسانه ها واقع شد که قطعا بسیاری از آنها، هم از سر دلسوزی و حساسیت به اصول و ارزشها بود و سرانجام با دخالت رهبری انقلاب، تنشهای ناشی از آن آرام شد.
در حالی که آقای احمدینژاد درست در روز پنجشنبه، پیش از اظهار نظر رهبری معظم انقلاب در نماز جمعه، درباره این نظر اعلام کرد: "موضع در پیش گرفته شده از سوی مشایی، موضع دولت است نه موضع شخصی وی."
ازجمله دلایل مطروحه دیگر، بحث سازمان حج و زیارت و مراعات نکردن نظر رهبری در این زمینه بود که آن هم عامل و تصمیمگیر اصلی آقای احمدینژاد بودند که مورد تذکر رهبری هم قرار گرفتند و مشایی، مسئول سازمان ذی نفع بود که به دلیل منافع سازمانی این کار را کرده بود.
دلیل دیگر معترضان، حضور مشایی در نشستی در ترکیه بود که شرایط مناسبی برای شرکت یک مسئول از جمهوری اسلامی را نداشت، در صورتی که آنچنان صحنههایی در افتتاحیه بازیهای آسیایی قطر با حضور آقای احمدینژاد نیز انجام شد، پس چرا تنها مشایی باید برای شرکت در چنین جلسهای مورد سؤال و انتقاد قرار گیرد؟
دلیل دیگری که مطرح میشود، عدم توانایی در این حد است و مطرح میکنند که برای برخی مدیریتهای میانی و کم اهمیت مناسب است. در صورتی که نگاهی به متن حکم مشایی برای معاون اولی که از سوی رئیسجمهور صادر شده، نشاندهنده چیز دیگری است.
احمدینژاد در حکم مشایی آورده است: "اینجانب جنابعالی را انسانی خودساخته و مؤمن، دلباخته حضرت صاحبالزمان (عج) و با تعهدی آگاهانه و عمیق به خط نورانی ولایت و مبانی جمهوری اسلامی و خدمتگزاری توانمند و صدیق به ملت الهی و عزیز ایران میشناسم."
همچنان احمدینژاد پیشتر در اظهار نظری، مشایی را اسلامشناسی بزرگ معرفی کرده بود. حال آیا کسانی که احمدینژاد را واجد همه شایستگیها و صلاحیتها برای ریاستجمهوری اسلامی ایران دانسته و وی را برای این مسئولیت بزرگ به مردم معرفی و از وی تبلیغ و تمجید کردهاند، و در اصولگرایی صداقت، شجاعت، و ... وی تردیدی ندارند، به اندازهای که برای خودش معاونی برگزیند، آن هم معاونی که چنین تعاریف بلندی از وی مطرح میکند، اختیاری قایل نیستند.
احمدینژاد بیش از شش سال است در شهرداری و دولت نهم با مشایی به عنوان نزدیکترین همکار، کار میکند و چند سالی است که با وی قوم و خویش شده و ارتباط خانوادگی هم دارند. اگر معترضان به مشایی، وی را فاقد صلاحیت میدانند، چرا همین مواضع را از احمدینژاد و دولت وی بیاشکال دانسته و در برابر آن سکوت و حتی حمایت و توجیه میکنند.
اگر این مواضع نادرست است که هست، از رئیسجمهور قطعا بدتر است تا معاون وی. کسانی که احمدینژاد را یکی از شایستهترینهای جریان اصولگرا میدانند، باید مشایی را گل دیگر این سبد بدانند؛ یک بام و دو هوا نمیشود، مگر این که بپذیریم که قصد از این اعتراض به یکی و تعریف و تمجید از دیگری، دلیل دیگری غیر از دلسوزی و گریبان دریدن برای اصولگرایی داشته باشد.
پس نتیجه این میشود که اتفاقا هماهنگترین و شایستهترین و همفکرترین معاون اول برای آقای رئیسجمهور، مشایی است و طرفداران آقای احمدینژاد از سر دلسوزی برای اسلام و اصولگرایی نیست که با انتصاب مشایی مخالفت میکنند، چون آنان احمدینژاد را با همین فکر و مواضع برای مسئولیت بالاتر از معاون اولی، یعنی خود ریاستجمهوری شایسته میدانند، بلکه از سر حسادت به مشایی است یا سهمخواهی و یا نیات دیگری که بعدها معلوم خواهد شد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ضمن عرض سلام
درود بر نویسنده این مقاله,که حرف حق رو بیان کرده.....زنده باشی
علما و مراجعی هم که مخالفت داشته و دارند چی؟ اینها حسادت دارند یا سهم میخواهند؟؟
من پیشنهاد میکنم یک طرح مبارزه با حسادت درست کنند !!
چه استدلال غیر منطقی ای از آقای امامی!!!!
بارک اله گل گفتی.
آفرین، واقعا خوب تحلیل کردید، حرف حساب، جواب ندارد.
در موقع انتخابات داد می زدنند به اقای احمدی رای دهید تا اسلام حفظ شود وخدا را شکر که به ایشان رای ندادم و اقای موسوی را به اسلام نزدیک تر می دانم
فکر میکنم در نوشته های این قسمت نظرها را نمی گذارید ولی برای شما می نویسم:
آفرین ما هم همین را می خواهیم به تینها بفهمانبم ولی ختم الله علی قلوبهم وعلی سمعهم وعلی ابصارهم.
تحلیل جالبی بود
آقاخودتونو مسخره کردید ما که نظر میدیم شما چاپ نمی کنید
تحلیل جالب ودقیقی است بادقت بخوانید
اقای نویسنده سوز داره شکست در انتخابات
اشکال نداره تا سال 92 فرصت دارین
ولی بگم امیدوار نباشین
به نظر بنده آقاي مشايي بهترين گزينه براي معاون اولي رئيس جمهور مي باشند و مطمئنا آقاي احمدي نژاد با در نظر گرفتن همه شرايط ايشان را انتخاب كرده اند.
احسنت خیلی وقت بود تو تابناک چنین مقاله دلچسبس نخوانده بودم. اصولگرایی یعنی همین ؟هرجایی که بنفعت بود همه مشکلات را نادیده بگیری ولی
وقتی بربنفعت نبود ،داد وا اسلاما سر دهید.
آری اصولگرایی یعنی همین
فقط كم مانده كه به مشايي حسادت كنيم!
متن پر از سفسطه و ایرادات منطقی بود.
اگر چه منظور متن قطعاً استفهام انکاری است.
به گفته مقام معظم رهبری در نماز پرشکوه جمعه نظرات ایشان به رییس جمهور بسیار نزدیک است پس لطفا تفرقه افکنی نکنید
سلام قطعا همین طور است شکی نیست که تمام این جدالها برسر قدرت است آخه مگر نه اینکه همین گروه به اصطلاح اصول گرا به خاطر رسیدن به قدرت به همه دلسوزان انقلاب که بی شک کسی در سوابق درخشان آنها شکی ندارند از هیچ جسارت وتهمتی دریغ نکردند چه طور میتوان توقع خیشتن داری بر سر مسئله ای همچون ریاست از اونها داشت.
ايولا دمت گرم
اینها نامرد بازیهای ادامه انتخابات است اقایان اصول گرا تاحالا کجا بودید ؟ مرده بودید..منظورم انهایی که خودشان را عقل کل می دانستند...ودنبال هاشمی بودند...این حق احمدی نژاد است
حال کردم.
جمال نورانی حضرت محمد صلوات
چرا بی مورد می گویید کدام سهم خواهی ، من یکی که از طرفداران دکتر هستم هیچ سهمی نمی خواهم لیکن از همان اول با مشایی مخالف بوده ام
آره خوب...کل ملت حسود شدن...شماها کارتون درسته.. بابا از ما حسودا چه انتظاری دارید؟
بهترين حرفي كه تو اين مدت شنيدم خيلي عالي بود درود بر تو يعني هم احمدي نژاد هم كيهان همه همه طرفداراي دولت رو ساكت كردي با اين مقالت عالي بود
عجب تحلیلی کردی بابا ! ...
یه وقت چشم نخوری!....
خدایش درست گفته اند که شما حسادت می کنید . چون بگزارید عملکرد وی را ببینید بعد قضاوت کنید . البته شما هیشه کد های صبحتن کردن وی را در سال گذشته را می آورید ولی بعضی ها در دولتین قبلی ضمن حرف عمل هم کرده و امروز هم علنی بر علیه نظام اغتشاش نموده و شما همیشه آنان را نادیده می گیرید که آنهم برای ما قابل درک است چون شما هزینه آن را دریافت می نمائید واگر اینکار را نکنید دکانتان تعطیل می شود ....
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.