مزاحمت پسر ۲۴ ساله با لباس زنانه برای زنان جوان
پسر جوان در حالی دستگیر شد که با پوشش و نقاب زنانه برای زنان جوان در خیابانها و مراکز شلوغ شهر مشهد ایجاد مزاحمت میکرد.
پسر 24 ساله ای که دانشجوی مقطع کارشناسی است در حالی دستگیر شد که با پوشش و نقاب زنانه برای زنان جوان در خیابانها و مراکز شلوغ شهر مشهد ایجاد مزاحمت میکرد.
به گزارش روزنامه ایران، رامین که از کرده خود پشیمان بود گفت: پدر و مادرم هر دو تحصیلکرده هستند. هیچ کم و کسری هم در زندگی ندارم و هر چه خواسته ام خانواده ام مهیا کردهاند. نمیدانم چرا چنین فکر احمقانه ای به سرم زد و با خرید یک دست لباس کامل زنانه ،خودم را به شکل یک زن در آوردم و برای زنان ایجاد مزاحمت میکردم.
پسر دانشجو افزود: پدر و مادرم با هم اختلاف نظرهای زیادی داشتند. مادرم زنی سختگیر بود و از طرفی پدرم از نظر اعتقادی و باورهای زندگی 180 درجه با مادرم اختلاف نظر دارد. او میگوید آدمیزاد باید آزاد زندگی کند و نباید هیچ محدودیتی در زندگی داشته باشد. آنها به خاطر همین اختلاف نظرها همیشه با هم درگیر بودند.
همین حرفها و سختگیریهای مادر و تمسخرهای پدرم باعث شد دچار دوگانگی شوم.با خودم درگیر بودم که چرا ما باید مرز تعادل را حفظ کنیم. مانده بودم که حق را به کدام یک از آنها بدهم؛ پدرم راست میگوید یا مادرم؟ این سؤالی بود که ذهنم را به خودش درگیر میکرد.
هیچ وقت ننشستند و بگویند خوب و بدهای این دنیای جدید چیست و چه تهدیدهایی در صورت استفاده نادرست میتواند داشته باشد.
دیگر از این دعواهای تکراری خسته شده بودم. البته در همه این مدت به طور مخفیانه با شبکههای مجازی تلفن همراه در ارتباط بودم و حتی میدانستم پدرم هم در این شبکهها پایبند مسائل اخلاقی نیست.
ما به مسافرت آمدیم. نمیدانم در اینجا چرا چنین حماقتی کردم .
به گزارش روزنامه ایران، رامین که از کرده خود پشیمان بود گفت: پدر و مادرم هر دو تحصیلکرده هستند. هیچ کم و کسری هم در زندگی ندارم و هر چه خواسته ام خانواده ام مهیا کردهاند. نمیدانم چرا چنین فکر احمقانه ای به سرم زد و با خرید یک دست لباس کامل زنانه ،خودم را به شکل یک زن در آوردم و برای زنان ایجاد مزاحمت میکردم.
پسر دانشجو افزود: پدر و مادرم با هم اختلاف نظرهای زیادی داشتند. مادرم زنی سختگیر بود و از طرفی پدرم از نظر اعتقادی و باورهای زندگی 180 درجه با مادرم اختلاف نظر دارد. او میگوید آدمیزاد باید آزاد زندگی کند و نباید هیچ محدودیتی در زندگی داشته باشد. آنها به خاطر همین اختلاف نظرها همیشه با هم درگیر بودند.
همین حرفها و سختگیریهای مادر و تمسخرهای پدرم باعث شد دچار دوگانگی شوم.با خودم درگیر بودم که چرا ما باید مرز تعادل را حفظ کنیم. مانده بودم که حق را به کدام یک از آنها بدهم؛ پدرم راست میگوید یا مادرم؟ این سؤالی بود که ذهنم را به خودش درگیر میکرد.
هیچ وقت ننشستند و بگویند خوب و بدهای این دنیای جدید چیست و چه تهدیدهایی در صورت استفاده نادرست میتواند داشته باشد.
دیگر از این دعواهای تکراری خسته شده بودم. البته در همه این مدت به طور مخفیانه با شبکههای مجازی تلفن همراه در ارتباط بودم و حتی میدانستم پدرم هم در این شبکهها پایبند مسائل اخلاقی نیست.
ما به مسافرت آمدیم. نمیدانم در اینجا چرا چنین حماقتی کردم .
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
24 ساله ها تو کشورهای پیشرفته چه کارهایی می کنن و 24 ساله های ما چه کار می کنن؟!!!! حتی هنوز نمی تونن یه سر سوزن از زیر چتر والدینشون خارج بشن!!!
جوونها به خاطر نبود تفریح و امید و دلخوشی ، وقتشون و فکرشون و انرژیشون رو صرف چه چیزهای مسخره ای می کنن!!!!
آخ بازهم شبکه های اجتماعی !!!!! آخه چرا توی کشورهای دیگر که شبکه های اجتماعی خیلی هم از ما بیشتره این مسائل نیست؟؟؟ شاید آنها جادو میکنند گناه شبکه های اجتماعی روشن گری واخبار درست وصحیح هست برخلاف صدا وسیما آنجا برای شعور مخاطب تره خرد میکنن برخلاف سیمای ما !!!
خیلی داستان مضحکی بافته ؛ شما هم که اخرش رو وصل کم به شبکه های مجازی (حتی میدانستم پدرم هم در این شبکهها پایبند مسائل اخلاقی نیست.) چه مضحک تر !!!
طرف خطا میکنه ، میگه زمین کجه!
البته در همه این مدت به طور مخفیانه با شبکههای مجازی تلفن همراه در ارتباط بودم و حتی میدانستم پدرم هم در این شبکهها پایبند مسائل اخلاقی نیست.
کلا داستان ساختگی قشنگی بود!!! بدید فیلمش کنن اسکار میگیره حتما !!!
خجالت هم خوب چیزیه. به این سن هنوز داره همه مشکلاتش رو می ندازه گردن والدین بدبخت!
من سن تو بودم دو تا بچه داشتم و دو شیفت کار می گردم. هم خرج خونه م رو می دادم و هم خرج پدر و مادرم رو و هنوز شرمنده شونم. و خیلی ها تو نسل ما اینطوری بودند
حامدجان.روی این داستان با شما نبود.اتفاقا پدر این بچه هم مثل شما دوشیفت تمام عمرشو کار کرده و فرصت نداشته تا به پسرش خوب و بد رو گوشزد کنه.شما نگران بچه هات باش.این که شما دوشیفت کار کردی و خرج پدر و مادرت رو میدادی چیزی از وظائفت در قبال پسرت کم نمیکنه.آره جانم.
چه ربطی به شبکه های مجازی و درگیری پدر و مادر داشت؟
هیچ وقت ننشستند و بگویند خوب و بدهای این دنیای جدید چیست و چه تهدیدهایی در صورت استفاده نادرست میتواند داشته باشد.
بعدش من هم تصمیم گرفتم لباس زنانه بپوشم و مزاحم مردم بشوم..!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! چه ربطی داره
24 سالته ؟
می رفتی روان شناس مشاوره می گرفتی
چه جالب، همه کلیشه ها موجود بوده، افراط در رفتار و شخصیت پدر و مادر، گوش نکردن به حرف بچه ها، پشیمانی، و البته زغال خوب و رفیق بد که این روزها جای خودش رو به شبکه های مجازی و ارتباط مخفیانه با آنها داده. یعنی واقعا همه مشکلات جامعه ما همونهایی هستند که صدا و سیما میگه؟
چه داستان مسخره ای بود!
فکر کنم بیشتر تخیلی بود مخصوصا اظهار ندامتش
کلا داستانهای ارسالی از خبرنگار حوادث مشهد بامزه هستند . احتمالا این گزارش نویس داستانهای ذبیح اله منصوری را زیاد میخوانده است .
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.