مهاباد یا لاس وگاس؛ کدام فاجعه بیشتر به چشممان خواهد آمد؟!
در حالی که کشتار وسیع رقم خورده در یک کنسرت روباز در لاس وگاس آمریکا، توجه جهانیان را به خود جلب کرده و با از دست رفتن جان برخی مجروحان، ابعاد این حادثه به مرور در حال افزایش است، خبری در کشورمان منتشر شد که در نوع خود، بسیار عجیب و به شدت دردناک است.
به گزارش «تابناک»؛ در حالی که کشتار وسیع رقم خورده در یک کنسرت روباز در لاس وگاس آمریکا توجه جهانیان را به خود جلب کرده و با از دست رفتن جان برخی مجروحان، ابعاد این حادثه به مرور در حال افزایش است، خبری در کشورمان منتشر شد که در نوع خود، بسیار عجیب و به شدت دردناک است؛ خبر قتل فجیع یک جوان به دست دوستانش در حومه مهاباد.
کافی است به این تیتر کوتاه، سلفی گرفتن قاتلان با پیکر مقتول، آن هم پیکر در حال سوختن را اضافه کنیم و بر این نکته تأکید داشته باشیم که دو تن از قاتلان (یا مباشران یا معاونان در قتل) به سن قانونی نرسیدهاند تا میزان فاجعه بار بودن این قتل برایمان مشخص شود، اما ماجرا دردناک تر از این حرف هاست.
آن گونه که خبرگزاریها روایت کردهاند، مقتول پسری دانشجو و نوزده ساله اهل مهاباد بوده که واپسین شب تابستان، 31 شهریور ماه به قصد همراهی با چهارتن از دوستانش از منزل خارج شده و یکی دو روز بعد، زمانی که خبر مفقود شدنش به واسطه والدینش به نیروی انتظامی گزارش شده بود، بقایای پیکرش در بیرون «کهریزه»، روستایی در حومه شهر کشف شده است.
این در حالی است که همراهان «صادق» در آن شب، دوستان صمیمی وی معرفی شدهاند که ظاهرا دوستی چندساله دارند و حتی برخی هم دانشگاهی نیز شدهاند. جمعی دوستانه که سوار بر خودرو پراید یکی از ایشان روانه بیرون شهر شدهاند و به دلایل نامعلوم میانشان اختلاف رخ داده و فرود ضربه ساطور بر سر صادق، شروع جنایتی فجیع شده است.
کافی است به این تیتر کوتاه، سلفی گرفتن قاتلان با پیکر مقتول، آن هم پیکر در حال سوختن را اضافه کنیم و بر این نکته تأکید داشته باشیم که دو تن از قاتلان (یا مباشران یا معاونان در قتل) به سن قانونی نرسیدهاند تا میزان فاجعه بار بودن این قتل برایمان مشخص شود، اما ماجرا دردناک تر از این حرف هاست.
آن گونه که خبرگزاریها روایت کردهاند، مقتول پسری دانشجو و نوزده ساله اهل مهاباد بوده که واپسین شب تابستان، 31 شهریور ماه به قصد همراهی با چهارتن از دوستانش از منزل خارج شده و یکی دو روز بعد، زمانی که خبر مفقود شدنش به واسطه والدینش به نیروی انتظامی گزارش شده بود، بقایای پیکرش در بیرون «کهریزه»، روستایی در حومه شهر کشف شده است.
این در حالی است که همراهان «صادق» در آن شب، دوستان صمیمی وی معرفی شدهاند که ظاهرا دوستی چندساله دارند و حتی برخی هم دانشگاهی نیز شدهاند. جمعی دوستانه که سوار بر خودرو پراید یکی از ایشان روانه بیرون شهر شدهاند و به دلایل نامعلوم میانشان اختلاف رخ داده و فرود ضربه ساطور بر سر صادق، شروع جنایتی فجیع شده است.
پس از این جراحت، سه تن از دوستان صادق به وی حمله ور شده و بعد از وارد آوردن ضربات متعدد چاقو و ساطور، پیکر خونینش را در حالی که هنوز نفس می کشید، در حومه روستا رها کرده و به شهر بازمیگردند؛ بازگشتی که البته پایان این ماجرای دردناک نیست و ساعاتی بعد، به تکوین فاجعه ای بی مثال گره میخورد.
فردای آن روز و در حالی که هنوز دانشجوی جوان حسابداری نفس میکشید، دوستانش(!) از راه میرسند تا اتفاقی را رقم بزنند که شاید اگر داعش و امثال ایشان نبودند، حتی تصور کردنش نیز دشوار به نظر میرسید؛ اینکه نفس های دردناک صادق را ندید بگیرند و با خونسردی هرچه تمام تر رویش بنزین ریخته و به آتش بکشندش!
جنایتی که با کشف پیکر سوخته صادق در روز بعد توسط یک چوپان و دستگیری قاتلان در عرض 24 ساعت، ابعاد فاجعه بارش تکمیل تر شد، چون مأموران پلیس با بررسی محتوای تلفن همراه قاتلان به فیلمی پانزده دقیقه ای دست پیدا کردند که در آن چگونگی قتل صادق ثبت شده بود و سلفی قاتلان با جسد در حال سوختن نیز به چشم میخورد.
قاتلانی که ایلنا خبر میدهد دو تن از ایشان حتی به سن قانونی (18 سال) هم نرسیدهاند و به گفته رئیس کل دادگستری آذربایجانغربی، سه تن از آنها به اتهام مشارکت در قتل عمد با قرار بازداشت موقت و یک نفر دیگر هم به اتهام معاونت در قتل عمد با قرار وثیقه به زندان معرفی شدهاند و پرونده شان در دستگاه قضا در جریان رسیدگی قرار گرفته است.
پرونده جنایتی به شدت دردناک که میتوان مشابهت هایی در آن با پرونده قتل ستایش یا چند پرونده مشهور دیگر یافت که قاتلانش نوجوانان و جوانان هستند اما به دلایل فراوان کمتر از امثال جنایت لاس وگاس در کانون توجه عمومی در کشورمان قرار میگیرند؛ غفلتی که در سایه تکرار این دست جنایات، آثار شومش بیشتر هویدا میشود و بسیار نگران کننده به نظر میرسد.
فردای آن روز و در حالی که هنوز دانشجوی جوان حسابداری نفس میکشید، دوستانش(!) از راه میرسند تا اتفاقی را رقم بزنند که شاید اگر داعش و امثال ایشان نبودند، حتی تصور کردنش نیز دشوار به نظر میرسید؛ اینکه نفس های دردناک صادق را ندید بگیرند و با خونسردی هرچه تمام تر رویش بنزین ریخته و به آتش بکشندش!
جنایتی که با کشف پیکر سوخته صادق در روز بعد توسط یک چوپان و دستگیری قاتلان در عرض 24 ساعت، ابعاد فاجعه بارش تکمیل تر شد، چون مأموران پلیس با بررسی محتوای تلفن همراه قاتلان به فیلمی پانزده دقیقه ای دست پیدا کردند که در آن چگونگی قتل صادق ثبت شده بود و سلفی قاتلان با جسد در حال سوختن نیز به چشم میخورد.
قاتلانی که ایلنا خبر میدهد دو تن از ایشان حتی به سن قانونی (18 سال) هم نرسیدهاند و به گفته رئیس کل دادگستری آذربایجانغربی، سه تن از آنها به اتهام مشارکت در قتل عمد با قرار بازداشت موقت و یک نفر دیگر هم به اتهام معاونت در قتل عمد با قرار وثیقه به زندان معرفی شدهاند و پرونده شان در دستگاه قضا در جریان رسیدگی قرار گرفته است.
پرونده جنایتی به شدت دردناک که میتوان مشابهت هایی در آن با پرونده قتل ستایش یا چند پرونده مشهور دیگر یافت که قاتلانش نوجوانان و جوانان هستند اما به دلایل فراوان کمتر از امثال جنایت لاس وگاس در کانون توجه عمومی در کشورمان قرار میگیرند؛ غفلتی که در سایه تکرار این دست جنایات، آثار شومش بیشتر هویدا میشود و بسیار نگران کننده به نظر میرسد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
هموطنان عزیز! در سال 2016 یک جوان ایرانی در آلمان چند نفر را در خیابان ترور کرد و کشت دولت آلمان آن زمان اعلام کرد شخص مزبور روانی بوده است. اما قضیه به همین جا ختم نشد و روانشناسان و جامعه شناسان پس از یک سال تحقیق اعلام کردند که انگیزه های نژادپرستانه پشت قضیه بوده است. باید تحقیق کرد و این پرونده ها را رها نکرد اما در ایران در اینگونه موارد حقایق را به مردم نمی گویند که راه خطر را برای اتفاقات آینده ببندند تا دیگران هم دچار این بلایا نشوند. در آینده نزدیک به راحتی میگویند این قاتلین مهابادی تحت تاثیر دنیای مجازی بوده اند یا عضو یک گروه شیطانی بوده اند یا اختلاف شخصی بوده و از این جور قضایا. با دروغگویی نمی شود مشکلات جامعه را حل کرد باید حقیقت را به مردم گفت باید جامعه شناسان و روانشناسان خبره و غیرسیاسی و بی طرف بر روی این پرونده ها کار کنند و نتایج تحقیقات خود را به اطلاع مردم برسانند
متاسفانه نظام اموزش و ژرورش ما فقط به مقوله اموزش توجه مي كند و پرورش رها شده است
بهتر ذبح گوسفند مرغ گاو یا هر جانداری در ملا عام ممنوع بشه دیدنموارد انسانها را قسی القلب میکند عروسی میشه در حال شادی گوسفند کشته میشه کسی فوت میکنه تصادف میشه دانشگاه فبول میشه و......................
وقتی یه بچه یه گوشی تلفن همراه دستشه که همه چیز را دقت کنید همه چیز یعنی هر چه که در دنیاست رو بصورت فیلم و تصویر و... میبینه و با این گوشی بزرگ میشه وبعدش در عالم واقع نیز بسیاری از آنچه را که نباید ببیند و بشنود را هم به راحتی مرتکب میشه و در اختیارش قرار دارد همین میشود که علایم آینده وحشتناک جامعه را داریم میبینیم , به کی باید گفت یه بچه همه چیز را نباید ببیند, بخواند و یا بشنود, بچه های امروز یعنی نوجوانان و جوانان مفهموم پدر و مادر را بکلی نمی دانند هیچ حس و حالی نسبت به والدین ندارند نه گریه پدر و مادر براشون معنا داره و نه خنده هاشون بچه ها به مسخ شده اند , خدا به فریادمون برسه , البته بچه های خوب هم کم نیستند ولی ایا میشه تضمین داد که با این وضعیت تا آخر خوب بمانند؟
خدت بخیر کند
روانپزشکها، جرم شناسان و کارشناسان نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات یک گروه تحقیق تشکیل بدهند و نتیجه زا منتشر کنند .
داعش وطنی!!
حقیر با اعدام و...مخالفم اگر این جنایتکاران را از اول به جای اعدام می فرستادند اردوگاههای کار اجباری و کار در معادن و وکارهای سخت وزیان اور تا ابد دیگه هیچوقت کسی جرائت جنایات وغیره به سرش نمی زد.
جای ادبیات غنی در کتاب های درسی رنگ باخته.
کتاب سعدی درس زندگی است ،من در بزرگسالی وقتی کتاب سعدی را خوندم گریه کردم چون تمام راهکارهای زندگی در اون کتاب بود و من نفهمیده بودم.
دقیقا داستان فیلم در دره خدایان In the Valley of Elah
اونجا البته بخاطر فشار روانی جنگ عراق میگفتن سربازا اینجوری شدن. و اون فقط یه فیلم بود ولی این واقعیته!!
وقتی قوانین حقوقی برای جلوگیری از خشونت در خانواده را مجلس بی اهمیت می داند وقتی دعوا خانوادگی 4 دیواری اختیاری نام می گیرد وقتی اگر زن و شوهر در خیابان دعوا کنند می گوییم خانوادگی است و از کنار همه ظلم ها بی تفاوت می گذریم عاقبتش همین است کشتن کمترین مجازات است اینها را به اردوی کار اجباری برای تمام عمر بفرستید
به نظر من اطلاع رسانی رسانه ها مثل کارد دو لبه است هم می تواند خوب باشد وهوشیاری به جامعه بدهد وهم می تواند بسیار بد باشد اخبار مربوط به بدی ها مثل طلاقها اختلاسها کشتار در دنیا وهرزگی ها ومجالس عیش ونوش این روزها بسیار گزارش می شود که گویا بیشتر از انی که مفید فایده باشد به جامعه دارد ضر می زند به هر حال این فاجعه غم انگیز اتفاق افتاده وعاملین ان باید فورا به اشد مجازات برسند
وقتی اوضاع اجتماعی کشورهایی که کمترین آمار جرم وجنایت را دارند مورد مطالعه قرار میگیره متوجه میشویم . بیشترین هزینه را در امر اموزش وپرورش انجام میدهند وضروری ترین دغدغه انها داشتن روحیه پیشرفت و خودباوری جوانان و افتخار به هم وطن بودن مردمان ان کشورهاست . متاسفانه در کشور ما روحیه خودباوری وافتخار به همدیگر مدتهاست از بین رفته ویک جو و فضای بی اعتمادی به همدیگر به مسولین ،، به اینده و ....... بوجود امده است وهرکسی به فکر منافع شخصی است . در چنین محیطهایی جوان سرشار از انرژی به بن بست بر میخوره و وقتی میبینه کسی به فکر کار و اینده سرنوشت او نیست . احساس پوچی میکند .درنتیجه خود را مقید به هنجارهای ان اجتماع نمیبیند وبه اسانی وارد جرم جنایت میشود ونتیجه ان هم حتی اگر زندان باشد برایش اهمیتی ندارد ...... چون اواز هم اکنون خود را زندانی میداند .
علتش چی بوده خب؟؟ چرا فقط یه ور ماجرا رو میگید؟ همشو بگید تا مردم بدون چجور قضاوت کنن
مردم بهترین قاضی هستن
فقط خداکنه ناموسی نبوده باشه
به احتمال قوى قضيه ناموسى بوده
باشنیدن و خوندن خبر خشکمون زد یعنی ای داد ...
امیدوارم خانواده های ما بچه هایشان را با نماز و قرآن و ذکر بزرگ کنندتا شاهد این مسائل نباشیم..........
امیدوارم خانواده های ما بچه هایشان را با نماز و قرآن و ذکر بزرگ کنندتا شاهد این مسائل نباشیم..........
وقتی تو خانواده ها روح معنوی نباشه....
وقتی صدای اذان نباشه......
وقتی نمازی نباشه..........
فکر میکنید بچه ای که بزرگ میشه چی از آب در میاد؟
آیا امکان دارد فرزند خانواده مذهبی اینکاره باشه؟!
چند نکته ، اول اینکه دوستانی که میگویند اینها نتیجه استرس جنگ هستند، این جوانها دو تا شون به سن قانونی هم نرسیده اند بنابر این به نسل جبهه و جنگ ربطی نداره .به نظر من مشکل تو سیستم آموزشی و فرهنگی ماست .واقعا چقدر در سیستم آموزشی ما در بحثهای روانکاوی و رفتارهای اجتماعی کار میشه ؟انتگرال و مشتق و پرتابه به چه درد نسل امروزی میخوره .باید روی یکسری مسائل کار فرهنگی انجام بشه مانند استفاده از شبکه های اجتماعی و اینترنت.چرا اینهمه مردم ایران وقتشون رو توی شبکه های مجازی و اینترنت تلف میکنند؟چرا 50درصد کاربران شبکه تلگرام در ایران فعالیت می کنند مگر مردم کار ندارند ، زندگی ندارند (البته یکیش خودم) .یه بنده خدایی توی مترو میگفت در اروپا مردم اکثر وقتشون رو توی مترو یا تاکسی کتاب مطالعه می کنند ولی تو ایران همگی یا توی تلگرامند یا دارند بازی می کنند.به نظر من مسئولان مملکت باید یه فکری کنند.
ایران اگر خوب بود، پولدار بازیگر فوتبالیست سیاسیش دنبال استخدام بادیگارد نبودن، فقط فقیر و فقرا هستند که باید صبح تا شب طعمه این اتفاقات باشند.
بعضیا نوشتن عضویت در گروه های شیطان پرستی !
بابا بخدا اینهمه قتل فجیع داره اتفاق میفته قتلایی با وحشیگری تمام که به صغیر و کبیر رحم نمیکنن ایا اونا هم عضویت در گروه شیطان پرستی بوده؟!اگه اینجوری بوده یعنی اینهمه آدم به شیطان گرویدن!!!!!!
توروخدا بیاید سطحی رد نشید همین رد شدن ها از قضیه ها بوده که کارمونو به اینجا کشونده
کولبر محترم هستند
سوال : چرابین چهار نفر هیچکدام لحظه ای تامل در کاری که میکنند ندارند
هربار که به این بدبخنی بزرگ فکر می کنم از خودم می پرسم که چطور ممکنه از بین این 4 نفر حتی یک نفر ثانیه ای پشیمان نشه و مانع بقیه نشه؟... درد این ماجرا خیلی عمیق و بزرگ هست... به خدا باید توی این جامعه هر لحظه و هر ثانیه تنمون بلرزه... باید با همه وجود مراقب عزیزانمون باشیم... چی شد که اینطوری شدیم؟... چرا یکی به فکر روح بیمار این جامعه نیست؟.... بازم باید سرمون باید؟!!!!!!!!!!!!!
چند سال پیش که تو زنجان اتفاقی مشابه این افتاد واقعا هیچ درسی از اون گرفته نشد؟ هیچ تحقیقی بررسی
دقیقا دو نفر یه دوستشون رو کشته بودن
در ایران برای آسیب شناسی وقتی نمی گذارند برای افزایش خشونت در ایران پایان نامه ای گزارشی انجام نمی گیرد سر خودمان را زیر برف کرده بودیم حالا دیگر برفی هم نمی آید
مردم کشور ما(حداقل 60درصد جامعه) مردمانی بسیار عوضی،دروغ گو، ریاکار، کثافت، حسود، تازه به دوران رسیده، عقده ای، بی رحم، بخیل، وخود خواهی هستن آگه مردمان خوبی بودیم وضع جامعه ما این نبود. در بین این خصوص
این حادثه هزاران بار خطرناکتر از حادثه لاس وگاس است . چون مقتول دوست قاتلان بوده ...تازه با افتخار وبدون هیچ ترسی اومدن عکس سلفی وفیلم از جنایتشون گرفتن . خیلی رلاکس و عادی .....چندتای دیگه از اینا توکشور داریم ....الله اعلم .....مسولین محترم تحویل بگیرن.... اگه کشور داره ازبین میره . خدارحم کنه .
مرگ بر آمریکا مرگ بر اسراییل
جان ؟؟؟؟؟
یه تبریک هم به سیستم آموزش و پرورش کشور بگیم
آدمیزاد ذاتا جونشو دوست داره. اگر بلافاصله قاتل در ملا عام اعدام شه بقیه کمتر جرات اینکارا رو پیدا میکنن. بعدشم باید یه سری روانشناس بشینن ببینن کار از کجا میلنگه.
آمار جرم و جنایت در سراسر ایران بالا رفته است و جرایم خشن گسترش چشمگیر یافتهاند. دیگرکمتر خبری از قتل و جنایت با شیوههای عجیب و غریب ممکن است مردم را شوکه کند.فشار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی سنگینی بر روی اقشار مختلف جامعه وجود دارد اما جماعتی که زیر این فشارها له میشوند و به دامن «آسیبهای اجتماعی» میغلتطد، طبقه کم درآمد و فقیر است که بی بضاعتی امکان و فرصت بنیه سازی برای مواجهه و مقابله با این شرایط را به او نمیدهد. در این شرایط، با گسترش چشمگیر خشونت و جرایم خشن در ایران چه باید کرد؟ اکثر صاحب نظران علوم اجتماعی و متخصصان روانشناسی اجتماعی بر این باورند که ما در ایران با پدیده خشونت در تمام نهادهای سیاسی، اجتماعی، آموزشی و خانواده مواجهیم، در حالی که شاهد شکلگیری یک هوشیاری خودجوش و یا یک موضعگیری حتی نیمه رسمی جدیدی هم از بطن جامعه و نهادهای اجتماعی درباره ابعاد منفی خشونت نیستیم. به عبارت دیگر آموزشی وجود ندارد و فرهنگ ضدخشونت در جامعه شکل نمیگیرد. انگار جامعه به حال خود رها شده است. در جامعه ایران نه تنها با خشونت برخورد جدی نمیشود بلکه خشونت ستایش میشود و هیچ اراده رسمیای برای ترویج فرهنگ عدم خشونت دیده نمیشود.وقتی کسی را در ملاء عام اعدام میکند یا شلاق میزند، یا نا مردم با خشونت رفتار میکنند، تمام این رفتارها به عنوان یک اصل و در بستر فرهنگی عرضه میشوند و خشونت را عادی و پذیرفته از سوی جامعه میپندارد.
تا دیدگاه ها در ساختار رسمی تغییرات بنیادی نکنند، امید چندانی به ریشهکن کردن فرهنگ خشونت در ایران در کل سطوح نیست. مبارزه نهادهای مدنی، روشنفکرها و نیروهای زنده جامعه با خشونت و نقد آن میتواند به شکلگیری وجدانی جدید در جامعه کمک کند. این نیروی جدید که ممکن است از بطن جامعه شکل گیرد، نیروی دموکراتیک تغییر جامعه نیز خواهد بود زیرا مبارزه برای خشونت از مبارزه برای دموکراسی و تبعیض جدا نشدنی است.
هیتلرو خونخواره تاریخ میشناسن ولی اون دشمناشو تو کوره میسوزوند اینا دوستاشونو چه لقبی باید گذاشت واسه اینا فقط میتونه کاره مواده مخدر باشه هرجور فکر میکنم نمیشه
اشکال ما ایرانیا اینه که کارهای بدو زود یاد می گیریم مثل همین بی رحمی ها یا خیانت ها.
اگر این افراد رو بدون پول دیه که خانواده مقتول مجبوره بده فورا و بدون هیچ فوت وقتی در ملا عام اعدام کنن باور کنین سریع همه جرم و جنایتا کاهش پیدا می کنه. اینا خیالشون راحته می گن خانواده مقتول پول دیه نداره بده ما هم چند سال زندان می مونیم بعد هم یا رضایت می گیریم یا عفو می خوریم
فقط اعدام در ملا عام و در همانمحلی که جنایت انجام شده.
گیرم دعوا هم بینشون شده مگه باید دست به همجی کاری بزنن.
تابناک چرا یک قتل کوذکانه را با لاس وگاس مقایسه می کنی
انسان باید به طبیعت برگرده. بیشتر مناطق ایران باید مشغول کترهایی مثل کشاورزی و دامداری بشوند. روح ادم ناارام شده. ترس وجود ادمها رو بیخودی گرفته
انگیزه اصلی به نظر من حسادت به این جوان خوش قیافه بوده است. در فیلمی که از خود گرفته اند یکی از قاتلین اسم دختری را به مقتول یادآوری می کند. از آدم حسود شدیدا دوری کنید حسود هرگز نیاسود!
اعدام چاره کار نیست...... مشکل از فرهنگ ماست تربیت ماست اموزش و پرورش ماست. مشکل از ذهن های است که پر از صحنه فیلم های مستهجن است. این ره که میر یم به تباهیست
اینم عاقبت تربیت نسلی مثل دهه هشتادیا
وقتی معنی فرهنگ رو وزیرش هم نمی دونه باید انتظار این کارا رو از خیلیا داشت
بچه 17 یا 18 ساله که چیزی نیس
البته به شخص خاصی توهین نکردما...
به هر میزان که از معارف اصیل دینی و انسانی دور شویم، همین است؛ حالا مسببش غفلت و کوتاهی خودمان باشد یا گسترش فرهنگ منحط غربی در جامعه مان از راه های مختلف...
اهریمن های پلید همین ها هستند
همه بايد بدانيم کسى که از کشته شدن ديگران خوشحال ميشه ويا به شوخى کسى راتهديد ميکنه فردى است که از نظر روانى مشکل داره پس به عزيزانمان در مورد انتخاب دوست توضيح بدهيم در ضمن کودک و نوجوان وجوان خودمان را رها شده نکنيم در اين زمانه احساس مسئوليت بايد بيشتر بشه خدا يا کمکمان کن
کلا بچه های دهه هفتاد تو دهنی نخوردن تا آدم بشن
فتوشاپه
یه چیزی می گم کیف کنید.تقصیر روحانیه.جان خودم
از زمانی که نظام آموزشی را آقای نجفی شهردارفعلی تهران تغییرداد خیلی از کارشناسان گفتند فرزندان آینده ایران به قهقرا میروند متاسفانه چنین شد که اکنون میبینید
تمام این ناملایمات و قتل و جرم و جنایت ریشه در بی تفاوتی مسئولان مملکت و رها ساختن اموراجتماعی و تربیت و تفریحات سالم و اوغات فراغت جوانان این مرز وبوم است که بعلت حرام شمردن همه چیز و محدودیت ایجادکردن دختر وپسر که مثلا"در استادیوم ورزشی مختلط نباشند ، کنسرتها را بدلیل اینکه مختلط نشوندلغو میکنن ، همه جارا تحت نظر بگیرن مبادا مختلط شوند و ازاین محدودیتها !
دهه هفتادیا ما رو می خورن
آدم جرات نمی کنه بچه شو جایی بفرسته
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.