آخرین خبرعکس: زیباترین مناطق گردشگری جهان در ایران!
8بازدید
۱۱۲

غبار بی‌مهری بر‌تن رفتگر پاکدست

کارگری که پول و طلاها را بازگردانده بود، زندانی شد

رفتگر پاکدست کرجی که 3 بار کیف‌های حاوی طلا ومیلیون‌ها تومان پول نقد را یافته و آنها را بدون هیچ چشمداشتی به صاحبانش برگردانده بود درپی اخراج از محل کار و به دلیل مصدومیت شدید ناشی از برق گرفتگی، بدون هیچ حمایتی خانه نشین شد. تا اینکه سرانجام با شکایت صاحبخانه‌اش وبه علت ناتوانی درپرداخت اجاره خانه و هزینه‌های درمانش، زندانی شد.
 
خبرنگار روزنامه «ایران» که در زندان کرج به دیدن مرد دربند رفته در این باره می‌نویسد: «با دیدن کیف پر از پول لحظه‌ای تردید نمی‌کند و دست ودلش هم نمی‌لرزد. احساسی که با پیدا کردن یک کیف پرازطلا و جواهرات دارد همان احساسی است که مدتی قبل در پیدا کردن کیف پرپول دیگری داشت. بی‌تردید این بارهم دستش با دلش همراه است و تصمیم‌اش یکی است. شاید همین اطمینان قلبی آزمون انسانیت او را سخت‌تر می‌کند. تا هر بار، بیداری طبع بلندش را محک بزند. اما حجت این مرد با دلش تمام شده است. به همه نداشته‌هایش نه گفته تا انسانیتش را به حراج نگذارد و باز هم بی‌هیچ تردیدی از آزمایش‌های سخت زندگی سربلند بیرون آید. جعفر، اهل روستای «قیطول» زنجان است. اما مردم کرج او را به نام رفتگر پاکدست می‌شناسند. رفتگری که 3 بار در معرض آزمون‌های بزرگی قرار گرفته است.اما تنها یک ماه پس از صدور تقدیرنامه شهرداری، زخم بی‌مهری و قدرنشناسی‌ها قامت خسته‌اش را خم کرد. درد این زخم‌ها وقتی به استخوان رسید که سردی دستبند بر دست‌های خسته رفتگر نیمه شب‌های کرج نشست.کارگرپیمانکارو وظیفه شناس، به علت عقب افتادن 21 ماه حقوق و ناتوانی در پرداخت اجاره خانه اش، سرانجام با وجود تلاش‌های بی‌ثمر قاضی اجرای احکام وبه خاطرپافشاری صاحبخانه بازداشت و روانه زندان شد.
 
 
 
صبر و ثروت به داشتن مال نیست
 
جعفر که همه مدارکش را همراه دارد با لهجه آذری می‌گوید: 3 بار کیف مردم را پیدا کرده ام. نخستین بار 30 میلیون تومان داخل یک کیف بود که به 110 زنگ زدم وکیف را تحویل دادم. دومین بار یک کیف با 70 میلیون تومان پول نقد پیدا کردم که موضوع را به رئیس پاسگاه کلاک خبر دادم. سومین بار هم کیفی حاوی 300 میلیون تومان پول نقد و مقدار زیادی طلا و جواهرات پیدا کردم که متعلق به مردی طلافروش در شمال تهران بود.
 
درحالی که غم غریبی در نگاه رفتگر پاکدست موج می‌زند، با غصه می‌گوید: «ساعت 5 صبح خانمی دو پرس غذا برایم آورد. در آن حوالی 3 مرد کارتن خواب کنار ساختمانی مخروبه پناه گرفته بودند که من هر وقت نان یا غذایی داشتم برایشان کنار دیوار می‌گذاشتم. در تاریک، روشن هوا به طرف ساختمان مخروبه می‌رفتم که چشمم به کیف بزرگی افتاد. جارو را کنار گذاشتم و کیف را برداشتم. اما خیلی سنگین بود. در کیف را که باز کردم مانند جعبه ابزار در هر قفسه‌اش طلا و جواهرات مختلفی برق می‌زد و ته کیف هم دسته‌های تراول چک بود.همان موقع موضوع را تلفنی به سر کارگرم خبر دادم و از ترس اینکه مبادا کیف پیدا شده کسی را وسوسه کند خیلی سریع با کلانتری محل تماس گرفتم.چند روز بعد مردی میانسال با خودرویی گرانقیمت به همان محل پیدا شدن کیف آمد و سراغم را گرفت که حدس زدم صاحب کیف است.
 
رفتگر پاکدست با یادآوری خاطرات آن روز می‌گوید: مسئولان شهرداری پس ازدریافت این خبر، مراسمی ترتیب دادند و از من با 100 هزار تومان هدیه تقدیر کردند. مدیرانم هم با من عکس‌هایی یادگاری گرفتند. اما افسوس که یک ماه بعد ورق برگشت و دیگر کسی جواب تلفن هایم را نداد.
 
حادثه برق گرفتگی
 
جعفر که چهره‌اش به زردی نشسته با بغضی خفته درگلو ادامه داد: «ساعت 8 صبح 18 مهر 94 بود که مثل همیشه در حال جاروکردن خیابانی درمنطقه کلاک بودم که متوجه شدم طوفان شدید شب گذشته درختی را شکسته و افتادن درخت در کانال آب، جریان جوی آب را بسته. اصلاً متوجه نشدم سیم برقی که لابلای شاخ و برگ درخت بوده پاره شده است. دیگر چیزی به خاطر ندارم و وقتی به هوش آمدم در اورژانس بیمارستان مدنی با سوختگی و شکستگی شدید اعضای بدنم، درد می‌کشیدم. همانجا بود که شنیدم دچار برق گرفتگی شده‌ام و اهالی محل و دیگر رفتگران من را به بیمارستان منتقل کرده‌اند.
 
تهدید کارفرما
 
رفتگر مصدوم با صدایی بغض آلود ادامه داد: روزهای سخت و پردرد ورنجی را پشت سر گذاشتم. همسرم ناچار شد ودیعه مسکن را از صاحبخانه پس بگیرد تا هزینه جراحی شکستگی دست، کتف و سرم را تأمین کند.اما شهرداری و شرکت پیمانکار که با رفتگران قرارداد یک ماهه دارند از قبول مسئولیت وپرداخت هزینه هایم خودداری کردند.درچنین شرایطی روزگارمن که دربستربیماری بودم، با همسر و 2 فرزندم به سختی می‌گذشت. کسی حاضر به پاسخگویی یا پرداخت هزینه‌های درمانم نبود. طوری بامن برخورد می‌کردند که انگار اصلاً مرا نمی‌شناسند و همین یک ماه قبل نبود که با من عکس یادگاری می‌گرفتند و...
 
به همین دلیل پس از بهبود نسبی ناچار به شکایت شدم. اما به محض اینکه به قانون پناه بردم شرکت پیمانکار، برادرانم و دامادمان را تهدید به اخراج کردند. بعد هم در حالی که آنها نیزهمانند من رفتگر، مستأجر و عیالوار بودند هر سه نفر در یک روز اخراج شدند.
 
پرونده رفتگر کرجی در پیچ و خم قضایی
 
کارشناس رسمی دادگستری در رشته حوادث ناشی از کار در بازدید و بررسی محل حادثه اعلام کرد که کارفرما به‌دلیل تجهیزنکردن کارگر حادثه دیده به وسایل ایمنی و حفاظت فردی مانند کفش مناسب، دستکش، کلاه و نیز اعمال نکردن نظارت‌های مؤثر در نحوه انجام صحیح کار به میزان 100 درصد مقصر است. اما با وجود مصدومیت شدید رفتگر شهرداری و نبود امکان پیگیری شکایت اش، با اعتراض کارفرما در هیأت‌های اول و دوم کارشناسی این میزان تا 50 درصد کاهش یافت و شاکی برای رسیدگی به موضوع در کمیسیون 7 نفره مجبور بود 3 میلیون تومان هزینه کارشناسی پرداخت کند.
 
در چنین شرایطی رفتگر کرجی ودیعه مسکن را برای هزینه‌های جراحی از صاحبخانه‌اش پس گرفت و قرار گذاشت ماهانه 550 هزار تومان اجاره پرداخت کند. اجاره بهایی که با بیکار شدن او و خانه نشینی‌اش ماه‌ها عقب افتاد و سرانجام صاحبخانه‌اش اورا تهدید به تخلیه خانه با حکم قضایی کرد.
 
کارگر پاکدست پشت درهای بسته
 
با این حال جعفر پس از بهبودی نسبی به محل کارش در منطقه 11 شهرداری کرج – کلاک – بازگشت اما او را نپذیرفتند. از چند نماینده مجلس وچند تن دیگرازمسئولان نیز درخواست کمک کرد تا برای بازگشتش به محل کار و جبران خسارت‌ها وپرداخت بخشی از هزینه‌های درمانی کمکش کنند. همچنین مکاتباتی با شهرداری کرج انجام داد.تا اینکه بالاخره چند روز پیش او را با قراردادی یک ماهه به محل کارش برگرداندند.
 
دریافت نکردن 21 ماه حقوق برای یک رفتگر مستأجر، هزینه‌های زندگی و تحصیل 2 کودک، سرگردانی در دادسرا و محاکم قضایی و اداره کار و بی‌پولی و دهها مشکل دیگر، توان ایستادن را از مردی که معجزه وار بار دیگر به زندگی برگشته، می‌گیرد.پیمانکار شهرداری از پذیرش مسئولیت حادثه خودداری می‌کند. در حالی که براساس قانون، حمایت از کارگر باید از نظر هزینه‌های درمان و دوره نقاهت و شرایط پس از این دوران تحت پوشش‌های بیمه‌ای و حمایت‌های قانونی باشد.از سوی دیگرصاحبخانه‌اش نیز پس از دریافت اخطارهای قطع گاز، برق، آب و نیز دریافت نکردن 16 ماه اجاره بها طاقتش تمام شد.
 
سرانجام جعفر با حکم قضایی وپس ازشکایت صاحبخانه‌اش از پنجشنبه بازداشت شد.چراکه حدود 9 میلیون تومان اجاره بها و مبلغی هم بابت شارژ ساختمان و هزینه‌های آب و برق و گاز بدهکاراست. ازسوی دیگر صاحبخانه حکم تخلیه خانه را هم گرفته و با هر بارشنیدن صدای زنگ خانه، دل مادروفرزندانش در نبود مرد خانواده را می‌لرزاند.حالا رفتگرگرفتار، دراوج تنگدستی ودرگوشه سلول زندان، چشم یاری به دستان نیکوکارانی دوخته است که دراوج سختی‌ها، همواره یاورمحرومان و نیازمندان آبرومند بوده‌اند. اما براستی کجایند مسئولانی که تا دیروز با رفتگر شهرشان عکس‌های یادگاری می‌گرفتند و امروز به همین راحتی او وخانواده‌اش را درسخت ‌ترین شرایط زندگی رها کرده‌اند؟!

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

زیبا احمدپور از تبریز۱۳۹۶/۰۸/۱۵ ۱۱:۱۳

ای بابا

هیچکس۱۳۹۶/۰۸/۱۵ ۰۱:۰۰

سزای پاکدستی تو ایرانه

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۱۴ ۱۴:۰۴

شرکتهای پیمانکار خصولتی شدن محلی برای استسمار کارگران

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۱۴ ۱۱:۵۷

پس بیمه بیکاری و از کار افتادگی چی میشه ؟

عادل۱۳۹۶/۰۸/۱۳ ۱۲:۴۳

این مملکت جای ماندن نیست.یه عده خوابند.یه عده هم خودشون رو به خواب زدن.یه عده هم میدزدند و غارت میکنند و میچابند و یک عده مستعضف شریف مثل این بنده خدا باید زجر بکشند. بر باعث و بانیانش لعنت

حمیدخان۱۳۹۶/۰۸/۱۱ ۱۹:۴۲

خدا گر ببندد ز حکمت دری ، به رویش زند قفل محکمتری!

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۱۱ ۰۵:۰۴

اینجا ایران است

شیدا۱۳۹۶/۰۸/۱۰ ۱۰:۳۴

لطفا شماره کارتی از ایشان اعلام فرمائید.

شهروند۱۳۹۶/۰۸/۱۰ ۰۹:۲۷

حالا این بنده خدا از کار خیری هم که کرده پشیمان می شه

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۱۰ ۰۸:۵۰

علت محبوبیت ترامپ در بین مردم را درک کردید؟ یا نه هنوز؟

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۲۰:۵۲

شاید از طریق خبرنگار ایران بشود ایشان را پیدا و به ایشان قدری کمک کرد. درستکاری و شرافت نباید در جامعه و میهن ماکمرنگ و بالاخره میرا شود...

سعيد۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۹:۳۱

عجب دنيايي شده كسايي با هزاران ميليارد تومان اختلاس زندان نميرن اونوقت كارگر زحمت كشي مثل اين اقا حقوقش رو نميدن كه هيچ بخاطر عقب افتادن اجاره ميكنن زندان ، كاش يك جوري ميشد به اين مرد پاك دسترسي پيدا كرد

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۷:۵۳

طبق روایت نقل شده کاملا واضحه که این اتفاق جزو حوادث ناشی از کار هست و در این صورت حتما کارفرما باید هرینه های درمان و زمان نقاهت را پرداخت کنه.با این وجود حکم دادگاه عجیب به نظر میرسه.

saber۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۷:۲۹

چرا به کارفرمایی که ۲۱ ماه حقوق نداده هیچ شکایتی نکرده ؟؟

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۷:۱۰

ایشان با درخواست اعسار از پرداخت بدهی از زندان آزاد خواهند شد. نیازی به جمع اوری پول نیست. درخواست وکیل تسخیری کنند و با درخواست اعسار از زندان آزاد شوند.

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۶:۲۴

من از این داستان درس گرفتم که منبعد اگه دری به تخته خوردو پولی پیدا کردم حتما هدیه از طرف خدا بوده گذاشته سره راهم تا وضعم خوب بشه.ببرم پس بدم هدیه خدا رو پس دادم و کفران نعمت کردم شدید!!!

حسین۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۴:۳۷

لعنت به اون پیمانکار بی وجدان , لعنت بع اون صاحبخانه بی شرف , لعنت به اون مسولی که اینطور با نیروی پاکدستش رفتار کرد

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۳:۵۴

شماره كارت يا شماره حساب براي كمك ايشان اعلام كنيد.

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۳:۳۱

شاید دچار عذاب الهی شده به خاطر کفران نعمت و همون پولهایی که پیدا میکرده همه هدیه‌ای از جانب خدا بوده و این بنده با بی توجهی به این لطف الهی برده پول رو پس داده خدا هم بار اول گفته نفهمیده بار دوم گفته نفهمیده بار سوم رو هم گذاشته که بره با پولهای زندگی کنه که باز کفران نعمت کرده و دست آخر هم دچار عذاب شده تا به مهمه نباید کفران نعمت کنه

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۲:۳۶

دنیای بی رحمی شده
انسانیت مرده
قانون جنگل حاکمه

هاوار۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۲:۳۵

درناامیدی بسی امید است پایان شبه سیه روز سفیداست
مطمئن باش این ملتی باغیرتی که درایران داریم هیچ.قت نخواهندگذاشت افرادی چون این عزیز درتنگناه قرارگیرد وانشاء االله نجات خواهدیافت امامتأسفم ازقانون کاری که درایران داریم وهیچ ارزشی برای افرادزحمتکشی ماننداین کارگران نداشته وندارد وهمیشه حامی ظالمین وسرمایه داران بوده مگر رسول خدا(ص ) نفرمودند نگذارید عرق کارگرخشک شود مزدش راپرداخت نمائید وهرکسی دلسوز کارباشد خدااجرش رادرآخر خواهدداد ولی آقای پیمانکار که میلیاردها میلیاردریال ازحساب مردم به جیب می زنید بهتراست فکربه حال این کارگروسایرکارگران دیگرکنید یک روز توهم ماننداین بنده خدا دچارومال واموالت به بادخواهدرفت بیدارباش

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۲:۳۴

لطفا شماره حساب اعلام بفرمایید مردم کمک کنن چون خودمون باید به داد هم برسیم مسئولین از ما نیستن

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۲:۳۰

خدایا خودت کمکش کن

پری۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۲:۱۲

چقدر آدم ساده ای باید از خاوری و آقای میم که تازه در رفته یاد میگرفت الان گوشه زندان نبود.در مملکتی که دزدی و فساد اقتصادی حرف اول را میزند کلاه افراد پاکدست مثل ایشان پس معرکه است.

نیما۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۱:۵۵

خدا سه بار خواسته کمکش کنه خودش نفهمی کرده حالا بره آب خنک بخوره حالشو ببره

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۱:۵۳

لعنت باين قانون كار باد ولعنت بر اونهائي كه بنام مسئول ناميده ميشوند كه ميكذارند ييمانكاران با كار كران جون برده رفتار كنند خاهشمنداست شماره حاسابش بنويسيد تا باش كمك كنيم واقعا دلم براي ش سوخت

فرهنگی۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۱:۵۱

داستان ما معلمین هم همین جور است. البته معلمین صادق نه کاسبکار

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۱:۴۵

پس از خواندن متن تمام فحشهاي ركيكي را كه از نوجواني ياد گرفته بودم نثار كردم .

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۱:۴۵

کجان آقا زاده ها که بابت زمانت گرفتاران خود میلیارد میلیار د وصیقه می ذارند از همان میلیاردی نه میلیونی ها واسه این بنده خدای هم بذارید جای دور نمی رود ثواب دارد خدایش

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۱۵ ۱۵:۱۹

خدایا کمکش کن

حمیدخان۱۳۹۶/۰۸/۱۵ ۱۴:۵۳

فعلا صد بار بنویس وثیقه صحیح است . آ

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۲:۱۲

وثیقه

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۱:۴۳

این داستان خیلی عجیب است. نه به آن کسی که کیفش را گم کرده مربوط می شود نه به صاحبخانه که اجاره اش عقب افتاده و نه به مردم که بخواهند پول صدقه بدهند. خسارت این کارگر بیچاره را باید از حلقوم کارفرما و شرکتهای بیمه بیرون کشید. مگر کارگر بیچاره برای تفریح رفته سراغ آن جا و دچار برق گرفتگی شده؟

مولا۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۱:۴۰

خدا جای حق نشسته و روزی خواهد رسید که دیگر راه برگشتی برای ظالمان نیست.

دل پردرد۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۱:۳۶

الملک یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم !!!!

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۱۵ ۱۵:۱۹

خدایا کمکش کن

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۱:۲۴

همتون مهربونید میدونم ،ولی شهرداری کرج رو مجبور کنید وظیفه اش رو بعهده بگیره،اینطوری کماکان بی مسئولیتی رو ادامه می دهند . چه خوب مردم خودشون مشکلات هم رو حل کنند ،ما هم اینجا فقط برای روزهای خوش هستیم.

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۱:۱۴

منم موافقم با صحبت آقای شریفی شهرداری ها که جای زد و بند و بی بند وباری هستند واسطه ها از سر و کله مردم بالا می روند . وضعیت بیمه کارگر آسفته است و وضعیت قرارداد ها (یک ماهه) مایه تاسف و تالم است. در این خصوص دولت و حاکمیت و شهرداری مقصر است. بزرگی و شرافت این آدم بین خود و خدایش برقرار است . اما کاش در شهرداری از این بزرگی به نحو شایسته استفاده می شد. دروغ و چپاول گری بیداد می کند و مردم هم دل رحمی گذشته را ندارند

آرش۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۱:۱۰

من فکر کنم شما باید یک فراخوان بدی برای کمک به وضعیت این دوست عزیزمون شاید مردم کمکی کنند . اینکه ما مدام بگیم مشکلات وجود دارند مثل سلفی گرفتن کنار مجروحان تصادفات می مونه . یک شماره حسابی چیزی برای کمک به این بنده خدا . ممنون

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۱۵ ۱۵:۱۹

خدایا کمکش کن

معصومه۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۱:۰۹

لطفا ی ک شماره کارت از ایشا ن اعلام کنید گرچه من خود کارمندی ساده هستم ولی هرچه درتوان داشتم کمک می کنم .

سحر۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۱:۰۳

نبايد كيف رو پس ميداد....بهش بگين لطفا اين دفعه اگه پولو پله اي پيدا كرد خواهشا ديگه پس نده كيفو

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۰:۵۶

" اما به محض اینکه به قانون پناه بردم شرکت پیمانکار، برادرانم و دامادمان را تهدید به اخراج کردند. بعد هم در حالی که آنها نیزهمانند من رفتگر، مستأجر و عیالوار بودند هر سه نفر در یک روز اخراج شدند."
یعنی اینا بیمه ندارند؟! عجب روزگاری شده دزداش با پانصد میلیارد در میرن ولی زحمتکشاش تامین درمانی هم ندارند!!

علیپور۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۰:۵۰

سلام
لطفا یک شماره تلفن از ایشان اعلام فرمایید و نصف بدهی اجاره رابه عهده میکیرمi

مجید۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۰:۴۷

به نظر من کیف های دوم و سوم هدیه الهی بوده. باید نگه می داشت.
من شخصاً پس نمی دادم.

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۱۵ ۱۵:۱۹

خدایا کمکش کن

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۱:۳۳

نه
هر دفعه امتحان الهی بزرگتر می شده
دیگه این یکی سخت تره
نه
فرصت را قدر ندانسته

کارشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۰:۴۷

جای تاسف داره عاقبت درستکاری این شخص شریف با ندانم کاری مسئولین می شود این!! واقعا در جامعه اسلامی ما که همه رسانه های رسمی 24 ساعت پند و اندرز می دهند و مردم را به پاکدستی تشویق می کنند باید این شود عاقبت یک رفتگر پاکدست؟؟!!

آرش۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۰:۲۷

داستانی هست
روزی شخصی در بیابان فرد مجروحی را می بیند که از تشنگی زیاد به حال مرگ قرار گرفته .در این حال سوار از اسب پیاده می شود تا به آن بینوا کمک کند در عوض هنگامی که حال آن فرد بهبود می یابد در فرصتی مناسب بر پشت اسب می نشیند تا اسب را بدزدد . در این هنگام صاحب اسب می گوید اگر به شهر رسیدی چیزی از این ماجرا بازگو نکن تا مردم .......
نمی دانم شاید از نظر دوستان این داستان به موضوع بی ربط باشد ولی با درک این موضوع چگونه می توان از بقیه مردم توقع داشت که در موقعیت های مشابه پاکدست باشند؟

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۰:۲۳

این اقای توکل مسول بنیادشفافیت وعدالت چراچیزی نمیگه مگه این عدالت نیست چراافقط سیاسی هستید

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۱۵ ۱۵:۱۹

خدایا کمکش کن

محمد شریفی۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۱۰:۲۰

اشتباه کرده خوب! تو مملکت دزد باید دزد بود! والسلام....
تو جنگل ، مهر و محبت کاری رو از پیش نمی بره نخوری می خورنت!
و با این کاری که با این آقا کردند کل مسئولان نشون دادن که اینجا جنگلی بیش نیست

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۰۹:۵۳

همین مسوولین توو محرم میشینن برا امام حسین اشک میریزن و در مورد آزادگی و انسانیت سخنرانی میکنن. اگه سر سوزنی اعتقاد به خدا و قیامت داشتن وضع مملکت این نبود

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۱۵ ۱۵:۱۹

خدایا کمکش کن

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۰۹:۴۵

ناشناس محترم 9:16
مالکان هم تقصیری ندارن... اونها هم خرج زندگی دارن... نمیتونن که همینجوری بدون اجاره خانه را بدن به دیگری...
الان قشر کم درآمد مثل بچه یتیم شدن بی صاحاب موندن!
فکر نکنم هیچ حای دیگه دنیا فرق بین حقوق پایین و بالا 4000 برابر با هم تفاوت داشته باشه!!!
حتی فضانوردان هم همچین حقوقی نمیگیرن... البته جسارت شد به ساحت نجومی بگیران که همه رقم از ملت طلبکارن!

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۰۹:۴۴

نظام خودش چند تا نوچه سرمایه دار پرورش داده چرا انها برای فوتبال خیز برمیدارند....

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۰۹:۴۳

سوال
آيا در پي شكايت كارگر زحمت كش از شهرداري بايت 21 ماه حقوق معوقه سيستم قضايي به همين سرعت وارد عمل ميشد و دستبند به دست شهردار مي زد؟

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۰۹:۴۲

انقلاب مستضعفین که می گفین این بود؟

ناشناس۱۳۹۶/۰۸/۱۵ ۱۵:۱۹

خدایا کمکش کن

م.ح۱۳۹۶/۰۸/۰۹ ۰۹:۴۲

اين مملكت همه چيزش شده تظاهر و ريا.. شهرداري با اين همه گردش سرمايه عظيم اين هم آخر و عاقبت كارگرانش..

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.