مقروض کردن: روش چینیها برای غارت منابع کشورهای گرفتار
در شرایطی که قیمت نفت در فاصله سال های 2007 تا 2014، اغلب در محدوده نزدیک به صد دلار قرار داشت، به نظر میرسید پیشنهاد چینیها برای دو طرف مناسب است. وقتی که قیمت نفت در ژانویه 2016 به حدود 30 دلار رسید، اوضاع برای ونزوئلاییها بسیار سخت شد. آنها برای بازپرداخت وامهای خود، مجبور بودند دو برابر نفت به چین تحویل دهند.

شباهت اقتصادهای ونزوئلا و چین هیچ گاه کمتر از امروز نبوده است. دولت نیکولاس مادورو مجبور است دار و ندار شرکت دولتی نفت ونزوئلا را بفروشد تا بتواند انقلاب بولیواری به ارث رسیده از هوگو چاوز را زنده نگاه دارد؛ با سقوط قیمت نفت، کشور حتی قادر نیست دکلهای نفتی را تعمیر کند تا کارگران بتوانند نفت تولید و درآمدی برای دولت فراهم کنند. در آن سوی کره زمین، بازارهای پررونق چین کمترین شباهتی به قفسههای خالی فروشگاههای ونزوئلا ندارند.
به گزارش «تابناک»، نشریه فارین پالیسی در توضیح چرایی رسیدن چین و روسیه به این وضعیت نوشته است که علیرغم بیشباهتی وضعیت چین و ونزوئلا، یک مسأله وضعیت آنها را به یکدیگر گره زده است، به ویژه با توجه به برنامههایی که شی جینپینگ، رئیسجمهور چین برای گسترش نفوذ جهانی چین با استفاده از دیپلماسی مالی در پیش گرفته است. سقوط و فروپاشی اقتصادی ونزوئلا، درس عبرتی است برای همه آنهایی که ممکن است در برابر وسوسههای مالی چینیها قرار بگیرند.
بلافاصله پس از به قدرت رسیدن هوگو چاوز در ونزوئلا در سال 1999، چینیها وام دادن به وی را ـ به عنوان رهبری که به نظر میرسید، متحد مناسبی برای چین است ـ افزایش دادند. اوضاع ونزوئلا به سمتی پیش میرفت که در سال 2006، پل ولفوویتز، رئیس بانک جهانی که پیش از آن از بانیان جنگ عراق در دولت بوش بود، هشدار داد، برخی کشورها که پیش از این یک بار از بحران بدهیها جان سالم به در بردهاند، ممکن است بار دیگر با این بحران مواجه شوند.
در ظاهر این گونه به نظر میرسید که چینیها برای وام دادن به ونزوئلا، پیش شرط و خواستهای ندارند. مسأله ولی بسیار پیچیدهتر بود. هیچ کس شکی ندارد که برای چینیها در هنگام کار با دولت های خارجی، مسائلی مانند وضعیت حقوق بشر، حفاظت از محیط زیست و فساد دولتی اهمیتی ندارد. حتی تا سال های اخیر، ملاحظات ژئوپلتیک هم برای چینیها اهمیت کمتری داشت، ولی از سوی دیگر نمیتوان شک داشت که چینیها بر منفعت هر چه بیشتر متمرکز بودند.
انگیزه اصلی چینیها از سرمایهگذاریها و وام دادنهای بعد از سال 2000، فتح بازارهای جدید و تأمین مواد اولیه بوده است. تمایل چینیها برای یافتن دوستانی در نیم کره شمالی و تضمین دسترسی اقتصاد این کشور به نفت کافی، با تمایل ونزوئلاییها برای متنوع کردن خریداران نفت خام خود همراه شد، ولی این همسو بودن خواست و تمایل دو طرف به این معنا نبود که چینیها حاضر باشند در وام دادن به ونزوئلا، تخفیفی قائل شوند. نرخ سود وامهای چین به ونزوئلا بسیار بالا بود و اکنون حتی در شرایط وخیم اقتصاد ونزوئلا و سقوط قیمتهای نفت، چینیها از مذاکره در خصوص وامهای ونزوئلا سر باز میزنند.
در فاصله سال های 2007 تا 2014، چینیها 63 میلیارد دلار یعنی برابر با 53 درصد وامهای خود به کشورهای آمریکایی لاتین، به ونزوئلا وام دادند. چینیها برای پرداخت این وامها یک شرط مهم داشتند، برای تضمین بازپرداخت وامها، چینی شرط کردند که بازپرداخت وامها در قالب صادرات نفت ونزوئلا به چین انجام شود. در شرایطی که قیمت نفت در فاصله سال های 2007 تا 2014، اغلب در محدوده نزدیک به صد دلار رسید، گویا پیشنهاد چینیها برای دو طرف مناسب است، ولی وقتی که قیمت نفت در ژانویه 2016 به حدود 30 دلار رسید، اوضاع برای ونزوئلاییها بسیار سخت شد. ونزوئلاییها برای بازپرداخت وامهای خود به چین، مجبور بودند، دو برابر میزانی که بر سر آن توافق شده بود، به چین نفت تحویل دهند.
اگر روزی دولت فعلی ونزوئلا سقوط کند و مادورو از قدرت کنار برود، چینیها با وضعیت بغرنجی مواجه خواهند شد. مخالفان دولت مادورو از وضعت قرضهایی که چاوز و مادورو بالا آوردهاند، آگاه هستند. شاید دولت جدید از بازپرداخت وامهایش به چین سر باز بزند و به دنبال جلب حمایت آمریکا برود. این مسأله هم از نظر سیاسی و هم از نظر اقتصادی به ضرر چین خواهد بود. به ویژه که چینیها در موارد مشابه قبلی که کشورهای آمریکای لاتین نمیتوانستند بدهیهای خود به کشورهای غربی را بازپرداخت کنند، طرف آنها را میگرفتند.
ولی اعلام رسمی ناتوانی ونزوئلا در پرداخت بدهیهایش، تبعاتی فراتر از پکن و کاراکاس خواهد داشت. چینیها در قالب ایده «یک کمربند، یک راه» قصد دارند همین الگوی وام دهی را در کشورهای دیگر نیز پیاده کنند. آنها قصد دارند با استفاده از قدرت مالی و نیز تخصص خود در بخش زیرساختها، دوستان جدیدی در مناطق مختلف جهان یافته و نفوذ خود را گسترش دهند.
این تصور که آمریکا در دوره ترامپ از نقش خود در رهبری جهان دست برخواهد داشت، به ویژه در سایه عدم توفیق دولت اوباما در سیاست تمرکز بر شرق آسیا، تلاش چین در راستای ایدههای ژئواستراتژیکش را تسهیل کرده است. دولتهای بیشتری در شرق آسیا، در قبال این افزایش نفوذ و توان چین، به آمریکا دل بستهاند، ولی همین دولتها اگر مجبور باشند بین گزینه توافقهای پرریسک با چین و عدم توافق با آمریکا یکی را انتخاب کنند، گزینه اول را انتخاب خواهند کرد.
ونزوئلا در نتیجه سیاستهای غلط اقتصادی دولت این کشور و همچنین برنامههای اقتصادی چین در آستانه سقوط اقتصادی قرار گرفته است. همین ترکیب سمی در بیشتر کشورهای هدف برنامه وام دهی و ایجاد زیرساختهای پیشنهادی چین، نیز وجود دارد. در نتیجه ترس از رکود اقتصادی، حکومتهای اقتدارطلب کشورهای زیادی، وام گرفتن از چین برای تأمین مالی پروژههای عظیم بدون توجه به عواقب بلندمدت آن را در پیش گرفتهاند.
در حالی که ممکن است چینیها ادعا کنند، تصمیمات آنها صرفا با توجه به مسائل اقتصادی اتخاذ شده است، مورد ونزوئلا چیز دیگری را نشان میدهد. این مسأله با توجه به کشورهای دیگری نیز تصدیق میشود. پروژههای چین در سریلانکا و پاکستان نیز مشکلات زیادی ایجاد کرده است. چینیها از دولت سریلانکا درخواست کردهاند که در ازای بدهیهایش، اجاره 99 ساله یک بندر این کشور را در اختیار بگیرد و منافع توسعه یک پارک تجاری را نیز دریافت کند. چینیها برای پیشگیری از بحران ارزی در پاکستان، منابع اضطراری در اختیار این کشور قرار دادهاند، ولی با وجود این، هنوز قصد دارند در چند سال آینده، 52 میلیارد دلار در پروژههای زیرساختی این کشور سرمایهگذاری کنند.
پکن تمایل دارد، ایده «یک کمربند، یک راه» را با طرح مارشال آمریکا پس از پایان جنگ جهانی دوم برای بازسازی اروپا مقایسه کند، ولی ایده چینیها تبعات زیادی دارد و بیشتر در راستای منافع این کشور است. در ایده «یک کمربند، یک راه»، به کشورها وامهای مناسب و یا کمک بینالمللی ارائه نمیشود، بلکه وام دادن چینیها در قالب مقررات بازار آزاد و با نرخ بهره بالاست. کشورهای وامگیرند همچنین مجبور هستند، شرکتهای چینی را به کار گرفته و از تجهیزات و نیروی کار چینی برای ساخت بنادر و خطوط راه آهن خود استفاده کنند.
سودان چگونه اقتصاد خود را به چینیها فروخته است؟
میدل ایست آی نیز در مطلبی به چگونگی سلطه چین بر اقتصاد سودان پرداخته است. تحریمهای شدید آمریکا علیه سودان ـ که از سال 1997 و در دوره ریاستجمهوری بیل کلینتون بر اقتصاد سودان تحمیل شده است ـ اقتصاد این کشور را با چالشهای زیادی مواجه کرده است. از دست رفتن سه چهارم تولید نقت سودان در نتیجه جدا شدن مناطق نفتخیز این کشور در قالب کشور جدید سودان جنوبی بر مشکلات حکومت عمر عبدالبشیر افزوده است.
طی این دوره، سودان در ازای دریافت وام و سلاح، نفت خود را در اختیار چینیها قرار داده است. وامهای دریافتی از چین صرف نگهداری شبکه راه آهن سودان و همچنین ناوگان دولتی کشتیرانی و ساخت جاده در غرب این کشور شده است. با وجود این، چین اکنون فشار زیادی برای دریافت وامهای پرداختی خود به سودان به این کشور وارد میکند.
بانک جهانی، میزان بدهیهای سودان را 50 میلیارد دلار برآورده کرده است. سودان و چین در سال 2016، در خصوص برنامهای برای بازپرداخت ده میلیارد دلار بدهی به چین طی دورهای پنج ساله مذاکره کردند. رسانههای سودانی گزارش دادهاند که دولت این کشور پیشنهاد کرده است در ازای دریافت وامهای بیشتر، معادل طلا و دیگر مواد معدنی خود را در اختیار چینیها قرار دهد.
به گزارش «تابناک»، نشریه فارین پالیسی در توضیح چرایی رسیدن چین و روسیه به این وضعیت نوشته است که علیرغم بیشباهتی وضعیت چین و ونزوئلا، یک مسأله وضعیت آنها را به یکدیگر گره زده است، به ویژه با توجه به برنامههایی که شی جینپینگ، رئیسجمهور چین برای گسترش نفوذ جهانی چین با استفاده از دیپلماسی مالی در پیش گرفته است. سقوط و فروپاشی اقتصادی ونزوئلا، درس عبرتی است برای همه آنهایی که ممکن است در برابر وسوسههای مالی چینیها قرار بگیرند.
بلافاصله پس از به قدرت رسیدن هوگو چاوز در ونزوئلا در سال 1999، چینیها وام دادن به وی را ـ به عنوان رهبری که به نظر میرسید، متحد مناسبی برای چین است ـ افزایش دادند. اوضاع ونزوئلا به سمتی پیش میرفت که در سال 2006، پل ولفوویتز، رئیس بانک جهانی که پیش از آن از بانیان جنگ عراق در دولت بوش بود، هشدار داد، برخی کشورها که پیش از این یک بار از بحران بدهیها جان سالم به در بردهاند، ممکن است بار دیگر با این بحران مواجه شوند.
در ظاهر این گونه به نظر میرسید که چینیها برای وام دادن به ونزوئلا، پیش شرط و خواستهای ندارند. مسأله ولی بسیار پیچیدهتر بود. هیچ کس شکی ندارد که برای چینیها در هنگام کار با دولت های خارجی، مسائلی مانند وضعیت حقوق بشر، حفاظت از محیط زیست و فساد دولتی اهمیتی ندارد. حتی تا سال های اخیر، ملاحظات ژئوپلتیک هم برای چینیها اهمیت کمتری داشت، ولی از سوی دیگر نمیتوان شک داشت که چینیها بر منفعت هر چه بیشتر متمرکز بودند.
انگیزه اصلی چینیها از سرمایهگذاریها و وام دادنهای بعد از سال 2000، فتح بازارهای جدید و تأمین مواد اولیه بوده است. تمایل چینیها برای یافتن دوستانی در نیم کره شمالی و تضمین دسترسی اقتصاد این کشور به نفت کافی، با تمایل ونزوئلاییها برای متنوع کردن خریداران نفت خام خود همراه شد، ولی این همسو بودن خواست و تمایل دو طرف به این معنا نبود که چینیها حاضر باشند در وام دادن به ونزوئلا، تخفیفی قائل شوند. نرخ سود وامهای چین به ونزوئلا بسیار بالا بود و اکنون حتی در شرایط وخیم اقتصاد ونزوئلا و سقوط قیمتهای نفت، چینیها از مذاکره در خصوص وامهای ونزوئلا سر باز میزنند.
{$sepehr_album_29273}
در فاصله سال های 2007 تا 2014، چینیها 63 میلیارد دلار یعنی برابر با 53 درصد وامهای خود به کشورهای آمریکایی لاتین، به ونزوئلا وام دادند. چینیها برای پرداخت این وامها یک شرط مهم داشتند، برای تضمین بازپرداخت وامها، چینی شرط کردند که بازپرداخت وامها در قالب صادرات نفت ونزوئلا به چین انجام شود. در شرایطی که قیمت نفت در فاصله سال های 2007 تا 2014، اغلب در محدوده نزدیک به صد دلار رسید، گویا پیشنهاد چینیها برای دو طرف مناسب است، ولی وقتی که قیمت نفت در ژانویه 2016 به حدود 30 دلار رسید، اوضاع برای ونزوئلاییها بسیار سخت شد. ونزوئلاییها برای بازپرداخت وامهای خود به چین، مجبور بودند، دو برابر میزانی که بر سر آن توافق شده بود، به چین نفت تحویل دهند.
اگر روزی دولت فعلی ونزوئلا سقوط کند و مادورو از قدرت کنار برود، چینیها با وضعیت بغرنجی مواجه خواهند شد. مخالفان دولت مادورو از وضعت قرضهایی که چاوز و مادورو بالا آوردهاند، آگاه هستند. شاید دولت جدید از بازپرداخت وامهایش به چین سر باز بزند و به دنبال جلب حمایت آمریکا برود. این مسأله هم از نظر سیاسی و هم از نظر اقتصادی به ضرر چین خواهد بود. به ویژه که چینیها در موارد مشابه قبلی که کشورهای آمریکای لاتین نمیتوانستند بدهیهای خود به کشورهای غربی را بازپرداخت کنند، طرف آنها را میگرفتند.
ولی اعلام رسمی ناتوانی ونزوئلا در پرداخت بدهیهایش، تبعاتی فراتر از پکن و کاراکاس خواهد داشت. چینیها در قالب ایده «یک کمربند، یک راه» قصد دارند همین الگوی وام دهی را در کشورهای دیگر نیز پیاده کنند. آنها قصد دارند با استفاده از قدرت مالی و نیز تخصص خود در بخش زیرساختها، دوستان جدیدی در مناطق مختلف جهان یافته و نفوذ خود را گسترش دهند.
این تصور که آمریکا در دوره ترامپ از نقش خود در رهبری جهان دست برخواهد داشت، به ویژه در سایه عدم توفیق دولت اوباما در سیاست تمرکز بر شرق آسیا، تلاش چین در راستای ایدههای ژئواستراتژیکش را تسهیل کرده است. دولتهای بیشتری در شرق آسیا، در قبال این افزایش نفوذ و توان چین، به آمریکا دل بستهاند، ولی همین دولتها اگر مجبور باشند بین گزینه توافقهای پرریسک با چین و عدم توافق با آمریکا یکی را انتخاب کنند، گزینه اول را انتخاب خواهند کرد.
ونزوئلا در نتیجه سیاستهای غلط اقتصادی دولت این کشور و همچنین برنامههای اقتصادی چین در آستانه سقوط اقتصادی قرار گرفته است. همین ترکیب سمی در بیشتر کشورهای هدف برنامه وام دهی و ایجاد زیرساختهای پیشنهادی چین، نیز وجود دارد. در نتیجه ترس از رکود اقتصادی، حکومتهای اقتدارطلب کشورهای زیادی، وام گرفتن از چین برای تأمین مالی پروژههای عظیم بدون توجه به عواقب بلندمدت آن را در پیش گرفتهاند.
در حالی که ممکن است چینیها ادعا کنند، تصمیمات آنها صرفا با توجه به مسائل اقتصادی اتخاذ شده است، مورد ونزوئلا چیز دیگری را نشان میدهد. این مسأله با توجه به کشورهای دیگری نیز تصدیق میشود. پروژههای چین در سریلانکا و پاکستان نیز مشکلات زیادی ایجاد کرده است. چینیها از دولت سریلانکا درخواست کردهاند که در ازای بدهیهایش، اجاره 99 ساله یک بندر این کشور را در اختیار بگیرد و منافع توسعه یک پارک تجاری را نیز دریافت کند. چینیها برای پیشگیری از بحران ارزی در پاکستان، منابع اضطراری در اختیار این کشور قرار دادهاند، ولی با وجود این، هنوز قصد دارند در چند سال آینده، 52 میلیارد دلار در پروژههای زیرساختی این کشور سرمایهگذاری کنند.
پکن تمایل دارد، ایده «یک کمربند، یک راه» را با طرح مارشال آمریکا پس از پایان جنگ جهانی دوم برای بازسازی اروپا مقایسه کند، ولی ایده چینیها تبعات زیادی دارد و بیشتر در راستای منافع این کشور است. در ایده «یک کمربند، یک راه»، به کشورها وامهای مناسب و یا کمک بینالمللی ارائه نمیشود، بلکه وام دادن چینیها در قالب مقررات بازار آزاد و با نرخ بهره بالاست. کشورهای وامگیرند همچنین مجبور هستند، شرکتهای چینی را به کار گرفته و از تجهیزات و نیروی کار چینی برای ساخت بنادر و خطوط راه آهن خود استفاده کنند.
سودان چگونه اقتصاد خود را به چینیها فروخته است؟
میدل ایست آی نیز در مطلبی به چگونگی سلطه چین بر اقتصاد سودان پرداخته است. تحریمهای شدید آمریکا علیه سودان ـ که از سال 1997 و در دوره ریاستجمهوری بیل کلینتون بر اقتصاد سودان تحمیل شده است ـ اقتصاد این کشور را با چالشهای زیادی مواجه کرده است. از دست رفتن سه چهارم تولید نقت سودان در نتیجه جدا شدن مناطق نفتخیز این کشور در قالب کشور جدید سودان جنوبی بر مشکلات حکومت عمر عبدالبشیر افزوده است.
{$sepehr_album_29274}
طی این دوره، سودان در ازای دریافت وام و سلاح، نفت خود را در اختیار چینیها قرار داده است. وامهای دریافتی از چین صرف نگهداری شبکه راه آهن سودان و همچنین ناوگان دولتی کشتیرانی و ساخت جاده در غرب این کشور شده است. با وجود این، چین اکنون فشار زیادی برای دریافت وامهای پرداختی خود به سودان به این کشور وارد میکند.
بانک جهانی، میزان بدهیهای سودان را 50 میلیارد دلار برآورده کرده است. سودان و چین در سال 2016، در خصوص برنامهای برای بازپرداخت ده میلیارد دلار بدهی به چین طی دورهای پنج ساله مذاکره کردند. رسانههای سودانی گزارش دادهاند که دولت این کشور پیشنهاد کرده است در ازای دریافت وامهای بیشتر، معادل طلا و دیگر مواد معدنی خود را در اختیار چینیها قرار دهد.
1

2

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
کاش قبل از اینکه دیر بشود ما هم میدانستیم چه قراردادهایی با چین و روسیه در دست اقدام داریم...
سر ایران چه بلایی آوردن
چین دوستی دوستی میکَنه پوستی
مرگ بر آمریکا!!!
بله
حالا هی تلاش کنید تا به ونزوئلا و کره شمالی شبیه بشید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام لطفا تحلیلی هم از روابط اقتصادی ایران و چین ارائه نمایید ممنون
هر دولتی بفکر منافع کشور ومردم خودش هست
پس این باید هشداری باشد برای ما
چین انگل جهان خوار
خب فکر کنم ما هم از روس و چین وام ها گرفتیم. ما الان در چه وضعیتی هستیم؟ چقدر بدهکاریم؟
چین - انگل
چین - انگل
امروز قدرت چین از روسیه خیلی خیلی بیشتر شده
راجب ایران چیزی نگفتید.بلایی که چین وروسیه دارن سر ایران میارن وکسی هم حرفی نمیزنه چون همه چیز در اینجا سکرته
عمر البشیر نشان داد که نمک نشناس است خصوصاً در دعوای دوکشور ایران و عربستان طرف عربستان رو گرفت. هر بلایی که سرش بیاد ،حقشه.
نمک نشناس؟
بنده خدا هر کشوری دنبال منافع خودش هست نگاه به خودمون نکن
تنها کشور عاقلی که بدون فکر کردن به بازگشت پولاش کمک میکنه به این و اون فقط ماییم...
معلوم نیست همین برادران چینی چه بلاهایی سر خودمون آوردن
چه در دوران تحریم های قبل از دولت روحانی و چه الان
دنبال خرید یک جاصابونی برو، معلوم میشه چی شده.
چین چه خوابی برای ایران دیده است؟؟؟؟ و
در طول تاریخ چقدر از ناحیه دوستان ظا هری کشور من ضرر کرده است ؟؟؟ برای منافع زود گذر عده ایی ؟؟؟؟
احتمالا تا چند وقت دیگر فریاد مرگ بر چین را به دلیل پیاده سازی استثمار نوین از گوشه کنار جهان خواهیم شنید
نتیجه ی سیاست های اشتباه ونزوءلا در تقسیم ثروت و منابع ملی به صورت مستقیم به شکل یارانه همین اوضاع است انتفاع از منابع ملی و سرمایه های کشور باید به صورت غیر مستقیم در زندگی مردم به شکل رونق اقتصادی ، امنیت ملی و سرمایه گذاری باشد .
هر کس فکر کند چین برایش مفت کار می کند به همین سرنوشت دچار می شود کسی نباید بخاطر عدم داشتن سابقه اسبعمارگری فکر کند چینی ها معصوم هستند بلکه قبلا ضعیف بودند و قدرتش را نداشتند ولی حالا قوی هستند و با روشهای جدید می توانند همان کارهای انگلیس و آمریکا و دیگران را انجام دهند البته با روش دیگر مثل عدم حمایت از صدور فلان قطعنامه علیه یک کشور در سازمان ملل در مقابل گرفتن بازار همان کشور بطور در بست در اختیار تجار خودشان همان کاری که در دولت قبل با هر مرحله حمایت از ما مرحله به مرحله بازار فرش و کفش و خودرو و آهن را کم کم به انحصار خودشان در آوردند
همه میدونن چینی ها کثیف ترین آدمها برای تجارتند
این است نتیجه دشمنی با امریکا وشعارهای پوپولیستی و دوستی با روسیه وچین ونزوئلا
کشوری که قیمت یک بسته همبرگر 5 تایی دران 700دلار است باتورم 2000درصدی
پس به این ترتیب مبارک حضراتی باشه که با ذوق زدگی افتخار می کنند که پانزده میلیارد دلار از چین وام گرفته اند.
پس اونا که میگفتن تحریم ها کاغذ پارست متوجه شن که جنگ اصلی جنگ اقتصاده
لغت استثمار بهتره است .باتشکر.
چین همین روش را در ایران نیز بکار گرفته و بی سر صدا دارد منابع ما را ارزان میبرد.
نگو چین اینطور نیست تازه رفتیم تو بغلش اینجوری دیگه بهمون شیر نمیده
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.