صدهزار ضربالمثل فارسي در آستانه فراموشي
«از قديم گفتهاند»، «به قول معروف»، «به قول قديميها»، «مگه نشنيدي كه ميگن» همه ما به طور معمول روزي يك يا چند بار از اين عبارتها در گفتگوي روزانه خود بهره ميگيريم و در ادامه هم سخني منظوم يا منثور كه در اصطلاح ضربالمثل ميگويند به اين گزارهها ميافزاييم تا مقصود خود را بهتر به مخاطب منتقل كنيم اما آيا تا به حال از خودمان پرسيدهايم كه چند ضربالمثل در حافظه داريم يا به نظر شما زبان فارسي با همه پيشينهاش امكان بهرهگيري از چند ضربالمثل را به فارسيزبانها ميدهد؟ يكهزار،10 هزار، 20 هزار يا شايد هم رقمي فراتر از آن؟به نوشته «جام جم»، دكتر حسن ذوالفقاري، پژوهشگر فرهنگ عامه كه به تازگي همراه يك تيم پژوهشي مجموعهاي از ضربالمثلها را در قالب يك فرهنگنامه منتشر كرده است در اين رابطه به «جامجم» ميگويد: آنچه كه ما تا به امروز تدوين كرده ايم حدود 110 هزار ضربالمثل را شامل ميشود اما معتقديم به همين تعداد يعني حداقل حدود 100 هزار ضربالمثل ديگر در زبان فارسي و بويژه گويشهاي مختلف آن وجود دارد كه متاسفانه هنوز گردآوري و تدوين نشده است.
حسن ذوالفقاري با اشاره به اهميت و جايگاه ضربالمثلها ميافزايد: مقوله ضربالمثلها يكي از شاخصهاي ميزان و غناي فرهنگي يك ملت است و اگر ملتي ضربالمثلهاي فراواني داشته باشد ميتوان استنباط كرد كه غناي تفكر و انديشه بالايي دارد و مردم ايران هم از ديرباز در حوزه مثلسازي و سخنان حكيمانه زبانزد بودهاند.
وي ادامه ميدهد: در ايران باستان ما صدها اندرزنامه داشتيم و پس از اسلام هم اين فرهنگ با فرهنگ غني اسلامي در هم آميخته است و با يك توان مضاعف و بالاتر مثلسازي در زبان فارسي ادامه يافته است.
اين پژوهشگر فرهنگ عامه ريشه گردآوري و تدوين ضربالمثلها را قرن يازدهم به بعد و كتاب جامعالتمثيلحبله رودي عنوان ميكند و همچنين با اشاره به تلاشهايي كه شخصيتهايي چون علامه دهخدا، شاملو و ابراهيم شكورزاده در اين زمينه انجام دادهاند، ميگويد: با همه اين تلاشها شايد تنها 10 درصد اين گنجينه تا به امروز مكتوب شده باشد اما متاسفانه در ميان نهادهاي مرتبط با زبان و ادب فارسي اين دغدغه چندان وجود ندارد و ما هم همين اواخر به اجبار و به دليل مشكلات مالي دفترمان را تعطيل كرديم.
اين اتفاق در حالي است كه به گفته ذوالفقاري، خاموشي هر سالمند و پير بويژه در روستاها و با گويشهاي مختلف همانند از ميان رفتن يك كتابخانه با دهها نسخه خطي است كه بايد به سراغشان رفت و گنجينه شفاهي آنها را گردآوري و نگهداري كرد.
از سوي ديگر دكتر حسن انوري عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسي با اشاره به اين كه فرهنگستان حدود 4 سال پيش مجموعهاي از ضربالمثلها را منتشر كرد به «جامجم» ميگويد: البته ما در فرهنگستان بخش يا گروه خاص پژوهشي درارتباط با ضربالمثل نداريم و فكر ميكنم ضرورت شكلگيري چنين گروهي وجود دارد.
انوري ادامه ميدهد: با توجه به اهميتي كه فرهنگ عامه و ضربالمثلها دارند اگر پژوهش خاصي در اين زمينه وجود داشته باشد و در فرهنگستان طرح شود فكر ميكنم كه در حد و توان از آن حمايت شود.
انوري حتي معتقد است كه ضربالمثلها به دليل حوزه وسيع مطالعاتي و تاثير مستقيم و عمدهاي كه بر زبان و فرهنگ يك ملت دارند ميتواند گرايش آموزشي خاصي در دانشگاه داشته باشد و يا حداقل ميتوان پژوهشكده و مركزي فعال را براي آن در نظر گرفت.
در همين رابطه به سراغ دكتر منوچهر اكبري رئيس دانشكده ادبيات دانشگاه تهران رفتيم و اين پيشنهاد آموزشي مبني بر ايجاد گرايش خاص «مثلشناسي» را با وي طرح كرديم.
اكبري به «جامجم» ميگويد: ما در دانشگاه تهران چند وقتي است كه ايجاد گرايش در رشته زبان و ادبيات فارسي را دنبال كردهايم و همه هدف ما هم اين است كه دانشجوي زبان و ادبيات فارسي متخصص بار بيايد به مانند پزشكي كه در يك گرايش خاص متخصص ميشود.
وي ادامه ميدهد: درباره گرايش مثلشناسي هم بايد بگويم هنوز در ميان همين گرايشهاي جديد مانند ادبيات داستاني، پايداري، و... كه تعريف كردهايم چيزي با اين عنوان وجود ندارد اگرچه خود من معتقدم چنين موضوعي پتانسيل طرح گرايش در رشته زبان و ادبيات فارسي را ندارد و حداكثر چند واحد به آن ميتوان اختصاص داد و اگر قرار بر گرايش باشد در رشته زبانشناسي بيشتر قابل پيگيري است تا زبان و ادبيات فارسي.
رئيس دانشكده ادبيات دانشگاه تهران البته به نكته ديگري هم اشاره ميكند و ميگويد: ضمن توجه ويژه به ضربالمثلهايي كه ميراث فرهنگي ما هستند نبايد از تحولات زبان و اصطلاحات در دوره معاصر هم غافل شد و بسياري عبارتها وجود دارد كه به تازگي به زبان اضافه شدهاند كه خود اين هم جاي پژوهش جدي دارد و دوستاني كه در اين زمينه كار ميكنند بايد در كنار پرداختن به ضربالمثلهاي پيشينيان به دوران معاصر هم توجه داشته باشند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
ده ها زبان و لهجه کلا در حال نابودی است حالا چند تا ضرب المثل که مهم نیست!
حالا به نظر تو
"سالي كه نكوست از بهارش پيداست" يا "جوجه رو آخر پاييز مي شمارن"؟
فقط یک یادآوری: چرا وقتی مثل ها و افسانه های ترکی به علت سیطره یک پارجه زبان فارسی به مدارس و رسانه ها و دانشگاه ها و ادارات داشت فراموش می شد, آقایان خواب بودند؟ یکی از این مثل های فارسی که ظاهرا زمام داران کشور مان در 100 سال گذشته فراموش کرده اند این است: از مکافات عمل غافل نشو
شرط مى بندم كه ضرب المثلهاى تمام ملتهاى دنيا به 100,000 نمى رسد. يه خورده تيتر خبر را دستكارى كنيد كه با عقل و منطق جور دربياد. فكرش را بكنيد، 100,000 ضرب المثل خيليه هاااا!!!!
تخصصی کردن آموزش دانشگاهی ادبیات فارسی یک ضرورت حیاتی است. علت اینکه زندگی روزمره ما ایرانی ها و نحوه رفتارمون با هم رابطه عملی چندانی با گنجینه های بی همتای ادبی و فکری ما و محتوای پر ارزش آن ها ندارد همین است که ادبیاتمان را به شکل تخصصی کنکاش نکرده و وارد زندگی عملی خود نکرده ایم. مثلا اگر در دانشگاه مولوی شناسی، حافظ شناسی، سعدی شناسی، فردوسی شناسی، خیام شناسی و ... هر کدام از همون سال اول تحصیلی یک رشته مستقل دانشگاهی باشد که از همون سال اول دانشجوی اختصاصی برای آن حوزه خاص بپذیرد کیفیت کار ادیبان ما بعد از فارغ التحصیلی بی اندازه بالا میرود و آنها قادر خواهند بود واقعا از نظر فرهنگی چراغ راه جامعه باشند و بسیاری از مشکلات جامعه را حل کنند. در حال حاضر فارغ التحصیل ادبیات همه چیز دان هیچ چیز ندان بار میاید. مثلا میتوان هر ادیب و متفکر معروف را ضمن بررسی و کنکاش عمیق و کیفی آثارش در مورد تاریخ زندگی شخصی اش و همینطور تاریخ دوران او و فضایی که در آن زندگی میکرده به عنوان دروس آن رشته قرار داد. همین کار را میتوان برای حوزه های خاص ادبی و فرهنگی مثل ضرب المثل شناسی فارسی انجام داد. در هر صورت آموزش دانشگاهی ادبیات فارسی هرچه تخصصی تر باشد اثر کیفی بهتر و عمیقتری بر شکوفایی فرهنگی ما خواهد داشت. امروز آشنایی ما با آثار گذشتگانمان و آموزه های گرانبهای آنها خیلی سطحی و تصنعی است در حالیکه در صورت آشنایی عمیق و کاربرد آن آموزه ها در زندگی روزمره مان خیلی از مسائلمان به راحتی حل خواهند شد و جامعه از نظر فرهنگی بسیار پیشرفته ای خواهیم داشت.
خب مثلا که چی این همه مثلا مثلا کردنا!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.