در آيين حقيقتگراي تاريخ، سانسور جايي ندارد
محمود افتخاري

نسلهاي آينده با مرور تاريخ انقلاب اسلامي، ممكن است با ابهامات و پرسشهاي بسياري روبهرو شوند، بايد اين حق را براي آنها محفوظ بداريم؛ الا در بديهيات!
ـ آنها در گذر از فصل افتخارآميز دفاع مقدس و روايت تاريخ از خلق صحنههاي فداكاري و مجاهدت ايثارگران، توجيهي براي مبهوت شدن ندارند!
• زيرا قبل از آن تاريخ، به حماسه خميني و يارانش در غلبه بر طاغوت و سرگذشت مقاومت و پيروزي ملتي فداكار، شهادت داده است.
ـ اما به مردمان نسلهاي پيش رو، بايد حق داد كه شگفتزده شوند از اينكه او چرا 20 سال نيامد و زماني كه آمد در قامت پيمان شكنان، ره به بيراهه برد؟! و مبهوت شوند از اين كه سرنوشت او را خارج از دايره نظام اسلامي تصور كنند!
• زيرا تاريخ شهادت خواهد داد به رنج و مقاومت روحالله و ياران وفادارش در برقراري نظام اسلامي و حكايت از جان گذشتن دهها هزار شهيد و... كه جملگي براي تحقق يك آرمان بوده است:
«استقرار و تحكيم بنيان نظام مقدس اسلامي»
ـ به نسلهاي بعدي بايد حق داد كه متاسف و متحير شوند كه چگونه به نظام مقدس اسلامي كه همواره در معرض تهديد و توطئه دشمنان بوده است، اتهام تقلب زدهاند! تا بهانهاي شود براي جماعتي فريب خورده و زمينه ساز نفوذ فرصتطلبان در صفوف آنها براي به راهانداختن فتنهاي خطرناك شود؟!
• زيرا تاريخ لب به اعتراف خواهد گشود كه عدهاي خود را مقرب و متصل به امام خميني(ره) ميپنداشتهاند و بعد از رحلت آن مجاهد نستوه، سيد علي خامنهاي را صالحترين فرد براي منصب ولايت و رهبري انتخاب وبا او پيمان وفاداري بستهاند.
آنها شعار قانونمداري را سرلوحه راه خود قرار دادهاند.
همواره خود را دلسوز مردم به عنوان ولي نعمتان مسئولين پنداشتهاند و تحكيم بنيان نظام اسلامي و استكبارستيزي را مولفه سمت و سوي خود قرار دادهاند.
ـ مردمان نسلهاي بعدي را شماتت نكنيم به خاطر بهت و حيرت زدگي از شنيدن سرنوشت تلخ جماعتي كه معلول مسابقه قدرت قرار گرفتهاند و فريب خوردند تا راه ناصواب را برگزينند!
• زيرا مطابق روايت تاريخ مولفههاي انقلابيون واقعي، صداقت با مردم، شيفته خدمت بودن، تشنه قدرت نبودن، رعايت قواعد اخلاقي در رقابت، پرهيز از مواضع تهمت و كينه توزي و تقدم حفظ مصالح نظام بر پيروزي در رقابت بوده است. و با وجود چنين فضايي بروز چنين سرنوشتي براي مردم جاي بسي تعجب خواهد داشت!
ـ برافروختگي و حيرتزدگي نسلهاي بعدي را برحق بدانيم به خاطر شنيدن حكايت جماعتي فريب خورده و خطاكار از جنس مردم كه به جاي هدايت و ايجاد زمينه اصلاح روشها، تنها مستوجب نامهرباني، خشم و غضب، تعبير خصمانه و قلب واقعيت قرار گرفتهاند، و تقاص توهم و پيمان شكني هدايتكنندگان خود را بر جان خريدهاند!
• زيرا تاريخ شهادت خواهد داد كه چگونه برخي از خواص، در جريان رقابت، تن به بدعتها و رفتار ناصواب دادهاند و اينگونه بذر كينه و نامهرباني را در ميان خود پاشيدهاند و چگونه دستگاههايي كه رسالت روشنگري و آگاهيدهي به مردم را داشتهاند، به واسطه بيهنري و بيلياقتي در اداره ضيافت مناظره، بستر كجرويها را فراهم كردهاند! و همه اينها از جمله دلايل و عواملي شدهاند براي فريب خوردن و انحراف تلخ آن جماعت.
و اين آيين حقيقتگراي تاريخ است كه تاييد خواهد كرد كه ولي امر مسلمين در خطابهاي حكيمانه صفوف آن جماعت فريب خورده را از صف دشمنان جدا كردهاند و عاملين كجروي و آمرين خروج مردم را مستوجب پاسخگويي خواندهاند.
ـ آنها در گذر از فصل افتخارآميز دفاع مقدس و روايت تاريخ از خلق صحنههاي فداكاري و مجاهدت ايثارگران، توجيهي براي مبهوت شدن ندارند!
• زيرا قبل از آن تاريخ، به حماسه خميني و يارانش در غلبه بر طاغوت و سرگذشت مقاومت و پيروزي ملتي فداكار، شهادت داده است.
ـ اما به مردمان نسلهاي پيش رو، بايد حق داد كه شگفتزده شوند از اينكه او چرا 20 سال نيامد و زماني كه آمد در قامت پيمان شكنان، ره به بيراهه برد؟! و مبهوت شوند از اين كه سرنوشت او را خارج از دايره نظام اسلامي تصور كنند!
• زيرا تاريخ شهادت خواهد داد به رنج و مقاومت روحالله و ياران وفادارش در برقراري نظام اسلامي و حكايت از جان گذشتن دهها هزار شهيد و... كه جملگي براي تحقق يك آرمان بوده است:
«استقرار و تحكيم بنيان نظام مقدس اسلامي»
ـ به نسلهاي بعدي بايد حق داد كه متاسف و متحير شوند كه چگونه به نظام مقدس اسلامي كه همواره در معرض تهديد و توطئه دشمنان بوده است، اتهام تقلب زدهاند! تا بهانهاي شود براي جماعتي فريب خورده و زمينه ساز نفوذ فرصتطلبان در صفوف آنها براي به راهانداختن فتنهاي خطرناك شود؟!
• زيرا تاريخ لب به اعتراف خواهد گشود كه عدهاي خود را مقرب و متصل به امام خميني(ره) ميپنداشتهاند و بعد از رحلت آن مجاهد نستوه، سيد علي خامنهاي را صالحترين فرد براي منصب ولايت و رهبري انتخاب وبا او پيمان وفاداري بستهاند.
آنها شعار قانونمداري را سرلوحه راه خود قرار دادهاند.
همواره خود را دلسوز مردم به عنوان ولي نعمتان مسئولين پنداشتهاند و تحكيم بنيان نظام اسلامي و استكبارستيزي را مولفه سمت و سوي خود قرار دادهاند.
ـ مردمان نسلهاي بعدي را شماتت نكنيم به خاطر بهت و حيرت زدگي از شنيدن سرنوشت تلخ جماعتي كه معلول مسابقه قدرت قرار گرفتهاند و فريب خوردند تا راه ناصواب را برگزينند!
• زيرا مطابق روايت تاريخ مولفههاي انقلابيون واقعي، صداقت با مردم، شيفته خدمت بودن، تشنه قدرت نبودن، رعايت قواعد اخلاقي در رقابت، پرهيز از مواضع تهمت و كينه توزي و تقدم حفظ مصالح نظام بر پيروزي در رقابت بوده است. و با وجود چنين فضايي بروز چنين سرنوشتي براي مردم جاي بسي تعجب خواهد داشت!
ـ برافروختگي و حيرتزدگي نسلهاي بعدي را برحق بدانيم به خاطر شنيدن حكايت جماعتي فريب خورده و خطاكار از جنس مردم كه به جاي هدايت و ايجاد زمينه اصلاح روشها، تنها مستوجب نامهرباني، خشم و غضب، تعبير خصمانه و قلب واقعيت قرار گرفتهاند، و تقاص توهم و پيمان شكني هدايتكنندگان خود را بر جان خريدهاند!
• زيرا تاريخ شهادت خواهد داد كه چگونه برخي از خواص، در جريان رقابت، تن به بدعتها و رفتار ناصواب دادهاند و اينگونه بذر كينه و نامهرباني را در ميان خود پاشيدهاند و چگونه دستگاههايي كه رسالت روشنگري و آگاهيدهي به مردم را داشتهاند، به واسطه بيهنري و بيلياقتي در اداره ضيافت مناظره، بستر كجرويها را فراهم كردهاند! و همه اينها از جمله دلايل و عواملي شدهاند براي فريب خوردن و انحراف تلخ آن جماعت.
و اين آيين حقيقتگراي تاريخ است كه تاييد خواهد كرد كه ولي امر مسلمين در خطابهاي حكيمانه صفوف آن جماعت فريب خورده را از صف دشمنان جدا كردهاند و عاملين كجروي و آمرين خروج مردم را مستوجب پاسخگويي خواندهاند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
فکر میکنم نویسنده بیشتر قشنگ نوشتن بود تا درست و نوشتن برای قشنگ نوشتن کمی حوصله و استفاده بجا از کلمات غیر محاوره ای کفایت می نماید اما درست و به حق نوشتن نیازمند ملزومات زیادی است که کمتر در نوشتار بالا دیده می شود .
رابطه عنوان مقاله و متن ان را درک نکردم.دو مطلب به نظرم رسید.1- یکی از شیوه های جنگ نرم پیچیده نمودن مطالب برای درک نشدن واقعیت میباشد که نگارنده در این دام افتاده اند.2- به لحاظ اصول حکمرانی و مدیریت و رهبری سانسور بایستی وجود داشته باشد تا جامعه اداره شود.در حقیقت اصل حیطه بندی اطلاعات=سانسور باید اجرا شود.در کلیه نهاد های اجتماعی از جمله خانواده- مدرسه- اداره- وزارت خانه-و...... بر مبنای شرایط زمان ومکان و نوع اطلاعات سانسور لازم است وگرنه قابل اداره کردن نیست.مهم کیفیت سانسور و اهلیت و صلاحیت برنامه ریزان و مجریان انست.3- تاریخ دارای ائین حقیقت گرا نیست تاریخ را انسان ها میسازند که همه انها فطرتا"حقیقت گراهستند و تابع مناسبات روزگار خویش و نه فطرت خویش.!انسان ها مسئول خوب بودن و یا بد بودن تاریخ نیستند و اصولا" تاریخ هیچ صفتی از جمله حقیقت گرائی ندارد و فقط انرا بر اساس واقعیات میسازند.
خواهش ميكنم با درج هر مطلبي ارزش تابناك را پايين نياوريد - ما تابناك را دوست داريم ...
ممنونم
ميشه به من بگيد كجاي اين در مورد سانسور بود. اين كه يك حرف كلي در مورد همه چيزه.
یکطرفه به قاضی رفتن دقیقاً یعنی همین. مستفیض شدیم. بیچاره تاریخ
یکی نیست اینو به خودتون بگه اگه الان همه چیزو سانسور کنید ووارونه جلوه بدید تاریخ حقایق رو سانسور نمیکنه.
اي كاش عنوان مقاله با محتواي متن همسو بود
ما که نفهمیدیم چی شد شما اگه فهمیدید واضحتر بگید بی زحمت
انشاء ا... همیشه حق واقعی برباطل واقعی پیروز است .
به نام خدا
سلام جناب افتخاری . خوشبختانه تاریخ مثل بعضی از ما نیست که فقط در مورد یک طرف قضیه ، قضاوت نماید!!!
نمرديم معني سانسور رو هم فهميديم !!!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.