لوگوی تهران امروز عوض میشود
مدیر مسئول روزنامه تهرانامروز در یادداشتی اعلام کرد که «لوگوي تهرانامروز را همراه با حس غمانگيزي اصلاح خواهيم كرد تا انشاءالله بحثهاي پيرامون آن خاتمه يابد و ما هم به كارمان برسيم.»
رسول بابایی نوشت :حكايت ما از آنجا آغاز شد كه روزي در جلسهاي، دوستي نسخهاي از نشريه پرتوسخن كه گويا وابسته به موسسه امامخميني قم كه رياست آن برعهده آيتالله مصباحيزدي است ارائه كرد كه در آن مطلبي با عنوان «تهرانامروز هر روز ميرقصد» آمده بود.
اول احساس كردم موضوع پيرامون محتواي روزنامه است و از اين سنخ مطالب كه روزنامه ما مثلا خوشرقصي داشته در برابر كسي يا كساني يا از اين قبيل ولي با كمال تعجب ديدم نه، مساله پيرامون لوگوي روزنامه است و اينكه اين لوگو شكل زني است كه ميرقصد و حروف چنان كنار هم چيده شده كه شكل زن رقاصي را به خود بگيرد.
پس از جلسه، حرف و حديثهاي بسياري پيرامون اين مطلب پيش كشيده شد. همه بالاتفاق از ذهن خلاق! صاحب مطلب شگفتزده شده بودند، دوستي ميگفت روانكاوي در حد زيگموند فرويد و ژاك لكان احتياج است كه ناخودآگاه اين فرد و عقدههاي سركوبشده و نيازها و خواستهاي ناكام او را تحليل كند.
ولي باور كنيد در آن جلسه هيچكس نتوانست ذهنيت نويسنده را تجسم كند و نشان دهد كه منظور او چه بوده است و بنده تا زماني كه طرحي كه در اينترنت پيرامون اين موضوع منتشر شده بود را نديده بودم اصلا نميتوانستم منظور نويسنده را دريابم.
آن موقع هم كه طرح را ديدم احساس كردم بيشتر شبيه يك موجود ناقصالخلقه است تا شبيه زني كه ميرقصد. بهنظر من شوخي بيمزهاي بود كه تصور نميكردم اهميت چنداني داشته باشد. تحليلي هم داشتم كه مايه خوشحالي هم بود، اين بود كه دوستان پرتوسخن نتوانستهاند در حوزه محتوايي مطلبي را پيدا كنند و نهايتا به لوگو (بهتعبير رايج جوانان امروزي) گير دادهاند.
مطالبي كه بيشتر در فضاي مجازي پيرامون اين موضوع منتشر ميشد از زاويه تحليل ذهنيات نويسنده پرتوسخن بود اما زماني احساس كردم موضوع اندكاندك از يك شوخي بيمزه فراتر رفته و دارد طعم تلخي پيدا ميكند كه تابلوهاي تبليغاتي روزنامه در خيابانهاي تهران را عدهاي (حتما خودسرانه) پاره كرده و شعارهايي در زير آن نوشته بودند كه نشان ميداد اين نيروهاي خودسر لوگوي تهرانامروز را يكي از مصاديق جنگ نرم! تلقي كردهاند.
بههر حال احساس كرديم كه حاشيه روزنامه دارد بر متن آن چيرگي پيدا ميكند و هرگاه و هرجا كه صحبت از تهرانامروز است بيشتر پيرامون حواشي موضوع بحث ميشود تا اصل آن.
در ديداري كه اخيرا با دكتر محمدعلي رامين، معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد داشتيم بحثهاي متعددي صورت گرفت پيرامون وضعيت مطبوعات، سوءتفاهماتي كه پيرامون حضور و نحوه عملكرد ايشان ايجاد شده و از آرزوها و آرمانها و ايدههايي كه براي مطبوعات دارد كه بهنظر من انتشار آنها به آن شكلي كه در آن جلسه مطرح شد ميتواند به بهبود رابطه معاونت مطبوعاتي به رسانهها كمك كند.
در آن جلسه پيرامون لوگوي روزنامه و شائبهها و شبهاتي كه پيرامون آن ايجاد شده هم بحث شد.
روند تهيه لوگو، طراح آن و نظارت آقاي ابراهيم حقيقي، استاد برجسته گرافيك ايران بر روند تهيه لوگو و گرافيك روزنامه را توضيح دادم داخل پرانتز عرض كنم كه استاد بزرگوار لطف فرموده بودند و وقت گرانبهايي را براي روزنامه ما اختصاص دادند و اگر حسن و ويژگياي در گرافيك و لوگوي تهرانامروز وجود دارد و سنتشكنيهايي در آن صورت گرفته به لطف و مرحمت استاد عزيز و همچنين هنر آقاي دامون خانجانزاده و خلاقيتهاي عليرضا ميرزامصطفي، مدير هنري روزنامه بوده است.
اين نكات را گفتم چون اين شائبه ايجاد شده بود كه در واقع اين لوگو زن بالريني است (بنده كه البته همچو رقاصهاي را نديدهام) كه ما آن را از اينترنت برداشتهايم. دكتر محمدعلي رامين ميگفت با اين همه بههر حال شائبهها و سوءظنهايي در مورد لوگوي روزنامه ايجاد شده و بهتر است اصلاحاتي در آن صورت گيرد تا اين موضوع رفع شود، (البته برخي از اعضاي محترم هيات نظارت بر مطبوعات هم چنين پيشنهادي را ارائه فرموده بودند) كه عرض كردم لوگوي يك روزنامه بهعنوان نماد آن، چيزي نيست كه بشود به اين راحتي آن را عوض كرد ولي ما به احترام آقاي دكتر محمدعلي رامين نويسنده و متفكر (نه معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد)، به احترام اعضاي هيات نظارت بر مطبوعات اصلاحات لازم را در لوگو صورت خواهيم داد.
چرا كه احساس ميكنيم چون كار فرهنگي اقتضائات خودش را دارد نبايد اجازه داد حاشيه بر متن غلبه پيدا كند و اينكه اهل هيچگونه لجاجتورزي هم نيستيم.
پس بهزودي لوگوي تهرانامروز را همراه با حس غمانگيزي اصلاح خواهيم كرد تا انشاءالله بحثهاي پيرامون آن خاتمه يابد و ما هم به كارمان برسيم.
رسول بابایی نوشت :حكايت ما از آنجا آغاز شد كه روزي در جلسهاي، دوستي نسخهاي از نشريه پرتوسخن كه گويا وابسته به موسسه امامخميني قم كه رياست آن برعهده آيتالله مصباحيزدي است ارائه كرد كه در آن مطلبي با عنوان «تهرانامروز هر روز ميرقصد» آمده بود.
اول احساس كردم موضوع پيرامون محتواي روزنامه است و از اين سنخ مطالب كه روزنامه ما مثلا خوشرقصي داشته در برابر كسي يا كساني يا از اين قبيل ولي با كمال تعجب ديدم نه، مساله پيرامون لوگوي روزنامه است و اينكه اين لوگو شكل زني است كه ميرقصد و حروف چنان كنار هم چيده شده كه شكل زن رقاصي را به خود بگيرد.
پس از جلسه، حرف و حديثهاي بسياري پيرامون اين مطلب پيش كشيده شد. همه بالاتفاق از ذهن خلاق! صاحب مطلب شگفتزده شده بودند، دوستي ميگفت روانكاوي در حد زيگموند فرويد و ژاك لكان احتياج است كه ناخودآگاه اين فرد و عقدههاي سركوبشده و نيازها و خواستهاي ناكام او را تحليل كند.
ولي باور كنيد در آن جلسه هيچكس نتوانست ذهنيت نويسنده را تجسم كند و نشان دهد كه منظور او چه بوده است و بنده تا زماني كه طرحي كه در اينترنت پيرامون اين موضوع منتشر شده بود را نديده بودم اصلا نميتوانستم منظور نويسنده را دريابم.
آن موقع هم كه طرح را ديدم احساس كردم بيشتر شبيه يك موجود ناقصالخلقه است تا شبيه زني كه ميرقصد. بهنظر من شوخي بيمزهاي بود كه تصور نميكردم اهميت چنداني داشته باشد. تحليلي هم داشتم كه مايه خوشحالي هم بود، اين بود كه دوستان پرتوسخن نتوانستهاند در حوزه محتوايي مطلبي را پيدا كنند و نهايتا به لوگو (بهتعبير رايج جوانان امروزي) گير دادهاند.
مطالبي كه بيشتر در فضاي مجازي پيرامون اين موضوع منتشر ميشد از زاويه تحليل ذهنيات نويسنده پرتوسخن بود اما زماني احساس كردم موضوع اندكاندك از يك شوخي بيمزه فراتر رفته و دارد طعم تلخي پيدا ميكند كه تابلوهاي تبليغاتي روزنامه در خيابانهاي تهران را عدهاي (حتما خودسرانه) پاره كرده و شعارهايي در زير آن نوشته بودند كه نشان ميداد اين نيروهاي خودسر لوگوي تهرانامروز را يكي از مصاديق جنگ نرم! تلقي كردهاند.
بههر حال احساس كرديم كه حاشيه روزنامه دارد بر متن آن چيرگي پيدا ميكند و هرگاه و هرجا كه صحبت از تهرانامروز است بيشتر پيرامون حواشي موضوع بحث ميشود تا اصل آن.
در ديداري كه اخيرا با دكتر محمدعلي رامين، معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد داشتيم بحثهاي متعددي صورت گرفت پيرامون وضعيت مطبوعات، سوءتفاهماتي كه پيرامون حضور و نحوه عملكرد ايشان ايجاد شده و از آرزوها و آرمانها و ايدههايي كه براي مطبوعات دارد كه بهنظر من انتشار آنها به آن شكلي كه در آن جلسه مطرح شد ميتواند به بهبود رابطه معاونت مطبوعاتي به رسانهها كمك كند.
در آن جلسه پيرامون لوگوي روزنامه و شائبهها و شبهاتي كه پيرامون آن ايجاد شده هم بحث شد.
روند تهيه لوگو، طراح آن و نظارت آقاي ابراهيم حقيقي، استاد برجسته گرافيك ايران بر روند تهيه لوگو و گرافيك روزنامه را توضيح دادم داخل پرانتز عرض كنم كه استاد بزرگوار لطف فرموده بودند و وقت گرانبهايي را براي روزنامه ما اختصاص دادند و اگر حسن و ويژگياي در گرافيك و لوگوي تهرانامروز وجود دارد و سنتشكنيهايي در آن صورت گرفته به لطف و مرحمت استاد عزيز و همچنين هنر آقاي دامون خانجانزاده و خلاقيتهاي عليرضا ميرزامصطفي، مدير هنري روزنامه بوده است.
اين نكات را گفتم چون اين شائبه ايجاد شده بود كه در واقع اين لوگو زن بالريني است (بنده كه البته همچو رقاصهاي را نديدهام) كه ما آن را از اينترنت برداشتهايم. دكتر محمدعلي رامين ميگفت با اين همه بههر حال شائبهها و سوءظنهايي در مورد لوگوي روزنامه ايجاد شده و بهتر است اصلاحاتي در آن صورت گيرد تا اين موضوع رفع شود، (البته برخي از اعضاي محترم هيات نظارت بر مطبوعات هم چنين پيشنهادي را ارائه فرموده بودند) كه عرض كردم لوگوي يك روزنامه بهعنوان نماد آن، چيزي نيست كه بشود به اين راحتي آن را عوض كرد ولي ما به احترام آقاي دكتر محمدعلي رامين نويسنده و متفكر (نه معاون مطبوعاتي وزارت ارشاد)، به احترام اعضاي هيات نظارت بر مطبوعات اصلاحات لازم را در لوگو صورت خواهيم داد.
چرا كه احساس ميكنيم چون كار فرهنگي اقتضائات خودش را دارد نبايد اجازه داد حاشيه بر متن غلبه پيدا كند و اينكه اهل هيچگونه لجاجتورزي هم نيستيم.
پس بهزودي لوگوي تهرانامروز را همراه با حس غمانگيزي اصلاح خواهيم كرد تا انشاءالله بحثهاي پيرامون آن خاتمه يابد و ما هم به كارمان برسيم.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
این لینک رو مطالعه کنید. جالبه: (تابناک تو هم نامردی نکن و این کامنت رو حذف نکن!) http://fardanews.com/fa/pages/?cid=102186
وای بر ما که از خط نستعلیق هیچ شناختی نداریم.
شانس آوردين كه شبيه نماد اسراييل ديده نشد!!!
الآن قرن 1 هستیم یا 21 ؟؟؟
الحمد لله عزیزان در کشف تصاویر اینچنینی نظیر ندارند. من بعد از چندین هفته، هنوز نتوانسته ام که بفهمم کجای این لوگو به زنی بالرین شباهت دارد!
وای بر ما تو اين مملكت تا يه نويسنده گمنام معلوم الحال با ذهن كج انديش تصورش را غالب نكنه . خجالت آوره. هر دم از اين باغ بري مي رسد.
واقعا شرم آور و باعث تاسف است كه از نوشتاري نستعليق چنين برداشتي كرد! واقعا كساني كه چنين برداشتي دارند بايد درونشان را اصلاح كنند تا با ديدن چند حرف الفبايي ذهن شان سراغ چنين مسايلي نرود. متاسفم
هيچ شباهتي بين بالرين گفته شده و لوگو وجود ندارد و مدير مسول ميبايست يك وقت از چشم پزشكي براي نويسنده ميگرفت تا اينكه تسليم شود واقعا كه چشم ها را بايد شست /جور ديگر بايد ديد
در هر صورت اين مدير مسئول محترم هر چه بهانه بياورد و هر چه آيه و دليل ارائه كند باز هم لوگوي طراحي شده عمدا يا سهوا توسط طراح با شيطنتي خاص طراحي شده يا توسط مدير مسئول سفارش داده شده! (كه البته بسيار بعيد است) به زني شبيه است كه در حالتي خاص قرار دارد.
اينكه اشخاصي داراي اين قدرت نيستند كه شيطنت و تعمد ديگري را تشخيص دهند به اين معني نيست كه ديگراني كه داراي اين قدرت هستند بايد مورد تمسخر يا ملامت قرار گيرند.
جاي تاسف است
واقعا جای تاسف داره که وقت و فکر مردم صرف این چیزای مسخره و مضحک میشه. نتونستن به محتوای روزنامه گیر بدن، گیر دادن به لوگوش.
اقا این سوالیه که ذهن من رو مشغول کرده!اقایون زن بالرین ازکجا دیدن؟
به روشنی مشخص است که زنی در حال رقص است.
یا شما تا حالا به لوگوی روزنامه تان نگاه نکردید یا مردم را ... فرض کردید ؟
بهتر یه سری به تبلیغات کلاسهای آیروبیک در سطح تهران بزنید تا ببینید در روز روشن با همین زن رقاص تبلغ میکنند
حال سئوال اینجاست که دست اندرکاران این نشریه چگونه متوجه شده اند که بالرینها چگونه می رقصند تا لوگوی روزنامه تهران امروز را به یک زن رقاص باله تشبیه کنند.
آیا بهتر نبود این لوگو را با زنهای مینیاتوری مقایسه کنن تا یک بالرینی؟ چون شائبه های دیگری از قبل قیاس لوگو و زن رقاص پیش می آید.
ثانیا رقصیدن رقاص کثیف تر است یا بردن آبروی مسلمانان در روزنامه های با حاشیه های امنیتی فوق العاده؟
آیا رقص زن کثیف تر است یا ....
خاک بر سر ما که یک لوگو را سمبل جنگ نرم میدانیم.دلیل این چیست؟
مشکل ایران حل شد مملکت گل و بلبل شد تهاجم فرهنگی و جنگ نرم خنثی شد ایران قدرت اول آسیا شد و منافق رسوا ...
بله لوگوی تهران امروز عوض می شود و اینبار شبیه یک زن محجبه بنظر می آید! هاهاها...
روانكاوي در حد زيگموند فرويد و ژاك لكان احتياج است كه ناخودآگاه اين فرد و عقدههاي سركوبشده و نيازها و خواستهاي ناكام او را تحليل كند.
واقعا....!!!
امان از دست منحرفای در ظاهر مذهبی
............................ سلام تابناک جان
اونهایی که می گویند لوگوی تهران امروز شکل زن در حال رقص است اتفاقا فکر و اندیشه های خودشان فاسد و خراب است و چون دائما درباره این مسائل می اندیشند همه چیز و همه کس را نیز به این شکل می بینند. وگرنه چرا نگفتند این لوگو شکل کوه و یا چیز دیگری است . اینگونه افراد خوب دستشان رو شد و لوگوی تهران امروز بغیر از چند خط و نقطه ساده چیز دیگری نیست . این یک آزمون روانشناسی بود .. از شما خواهش میکنم نظر بنده را هم انتشار بدهید خیلی متشکرم .................................
باید خط نستعلیق را از میان برداشت چون بسیاری از خمیدگی های آن و هنرنمایی هایی که خط نویسان می کنند همان تصویر یا تصویری مشابه درست می شود!! آیا این آقایان با این رفتار ها می توانند یک نفر را که از انقلاب و دین بریده است به این جرگه امیدوار کند. امثال این گروه به جایی وضعیت را رسانده اند که جامعه همه درها را بسته به روی خود می بیند. همه از این نوع برداشت ها از دین متنفرند زيرا نتیجه اش رفتن به سمت مقابل است.
حس غم انگيزتان رو ميدانيم براي چيست. بالاخره تصوير به اين قشنگي كه آدم و ياد خيلي چيزها مياندازه از دست دادنش سخته ديگه. ولي مدير مسئول روزنامه غصه نخوره. ميتونه يه نمونه ازش رو بذاره زير شيشه ميزش و هر روز يواشكي و قايمكي هي ديد بزنه. فقط بايد مواظب باشه خانوم بچه ها متوجه نشن
از قديم گفته اند يك .... سنگي در چاه مياندازد كه صد عاقل نمي توانند آنرا خارج كنند .
این افراد براحتی برای هرکس و هر چیز پرانتز باز می کنند و پس بایدبه این نتیجه رسید برای دوری از تهمت ها از این افرارد دوری کرد؟این رفتار ها وهن دین است. خدا به اسلام و قرآن ترحم کند از این سینه چاکان ...
یک پشنهاد بیایم خط نستعلیق را ممنوع اعلام کنیم تا شاید دیگه چنین مشکلاتی پیش نیاید.
با سپاس وتشكر ازتوجه واقدام ايشان وخاتمه دادن اين موضوع
آقای بابایی واقعا" شکل یک زن است قبول کنید البته اشکال دارد یا خیر را من نمی دانم ولی زن است
سلام با عرض خسته نباشید به افراد زحمت کش سایت تابناک
مطلب مربوط به روزنامه تهران امروز که درباره لوگوی آن اظهار نظر شده بود و نمونه ای از جنگ نرم قلمداد شده بود جای شگفتی دارد که متاسفانه برخی روزنامه نگاران و مسوولین به جای پرداختن به مشکلات فرهنگی به واقع مردم دنبال وهمیات می روند و انسان ها را در عملکرد خود شگفت زده می کنند آیا این است تبلور سخنان رهبری برای مقابله با شبیخون فرهنگی؟ آیا انسان مسلمات را رها کند و به وهمیات؛ خود و دیگران را مشغول کند؟ واقعا جای بسی خجالت دارد.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.