شانس برگشت احمد عزيزي کم است
وي افزود: ميشد اين فرضيه را همان ابتدا با آزمايشهايي تأييد يا رد کرد که متاسفانه چنين آزمايشهايي انجام نشده است. با اين وجود احتمال مسموميت بيش از هر احتمال ديگري است.


مرادي ادامه داد: او تا اين لحظه در کما مانده و حالتي نيمه نباتي دارد يعني قلب و ريهاش کار ميکند اما کورتکس مغزش که همان قسمت مشاعر يا هوشياري اوست کار نميکند. معمولا اين گونه بيماران اگر چند روز بعد از به کما رفتن همچنان در کما بمانند، شانس برگشتشان کم است و ما هم اين طور فکر ميکنيم. البته هنوز اميدمان را از دست ندادهايم و از احمد عزيزي مراقبت ميکنيم.
پزشک ويزيتور احمد عزيزي با اشاره به واکنشهاي فيزيکي وي افزود: او لبهايش را تکان ميدهد و چشمهايش را باز ميکند ولي هيچ يک از اينها جهتدار و هدفدار نيست. ممکن است شنوايياش هنوز کار کند چون شنوايي آخرين حسي است که در کما از بين ميرود. ولي از آنجا که او به سخن گفتن ديگران واکنشي نشان نميدهد، احتمال از بين رفتن شنوايي او نيز وجود دارد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اميدوارم اين شاعر اشعار ائمه طاهرين باز هم برايمان شعر بخواند و روح انسان ها را بسوي پاكي ها سوق دهد
خداوند اين شاعر خوب كرمانشاهي را به سلامت بدارد. در مرگ همسر و فرزند دلبندم در ساليان گذشته، اشعار زيباي عزيزي به ويژه "ياس كبود" وي تسلي بخش دل داغ ديده ام بود. از همه بينندگان سايت درخواست مي كنم براي شفاي عاجل وي دعا كنند.
به اميد شفاي اين شاعر عزيز....
امیدوارم این شاعر پر آوازه کرد بار دیگر چراغ افروز جمع گردند.
زخم باف است حریر گل سرخ
خار خیز است مسیر گل سرخ
از چمن لشکر پروانه گذشت
روح من ماند اسیر گل سرخ
حال یک غنچه بپرسم بد نیست
در مراعات نظیر گل سرخ
مهد بودای من اینجا بوده است
سایه ای خفته به زیر گل سرخ
جشن لبخند تو و آینه بود
عید زیبای غدیر گل سرخ
لهجه خورشيد
احمد عزيزي
اي اذان محض اي تكبير ناب
اي علي اي مرزبان افتاب
اي خداي خطبه اي كوه كلام
اي طنين واژه اي سيل سيام
اي به گردت عارفان در هلهله
وي به شوقت صوفيان در سلسله
اي سوارسهمگين سوره ها
وي اسيري غرش اسطوره ها
جز تو پيغمبر تبسم با كه كرد
آفتاب اخر تكلم با كه كرد
چون نديد از تو خلق كوروكر
رد رد الشمس در شق القمر
جز تو اي ثقل زمين اي بو تراب
با كه بوداخر سلام افتاب
اي روان پهلواني در بدن
پهلوان روح در ميدان اتن
مرد ميدان مرد گرد
مرد عرفان مرد دانش مرد درد
اي حصار عرش بر فرش حصير
وي غبار وحي بر خاك غدير
اي بت بالاتر از تاويل من
لرزه افتد از تو بر تمثيل من
اندكي تاريك شو در نور خويش
تا ببينم در تو ذوب طور خويش
كور شد انديشه ام دستم بگير
عاجزم من از مراعات النظير
عفو فرما استعارات مرا
سهو دان خبط عبارات مرا
يا علي قليان روحم پاك نيست
جسم من در مرتع ادراك نيست
در درون من منيت مانده است
شعر من در جاهليت مانده است
يا علي من مرد آهن نيستم
شاعر شمشير و جوشن نيستم
يا علي از من مجو لحن شرار
من نميدانم زبان ذوالفقار
من اسيري خفته در بند توام
من يتيم كوي لبخند توام
با اسير خود سرافرازي مكن
با يتيمان دلم بازي نكن
شبنمي در من بنه تفسير ناب
خطبه اي بر من بخوان در وصف آب
بامن از گلزار لولا ها بگو
بامن از افلاك بالا ها بگو
ضريح گمشده
احمد عزيزي
عشق من پاييز آمد مثل پار
باز هم ما با ز مانديم از بهار
احتراق لاله را ديديم ما
گل دميد و خون نجوشيديم ما
بايد از فقدان گل خونجوش بود
در فراق ياس مشكي پوش بود
ياس بوي مهرباني ميدهد
عطر دوران جواني ميدهد
ياس ها يادآور پروانه اند
ياس ها پيغمبران خانه اند
ياس ما را رو به پاكي مي برد
رو به عشقي اشتراكي مي برد
ياس در هر جا نويد آشتي ست
ياس دامان سپيد آشتي ست
در شبان ما كه شد خورشيد ياس
برلبان ما كه مي خنديد ياس
ياس يك شب را گل ايوان ماست
ياس تنها يك سحر مهمان ماست
بعد روي صبح پرپر مي شود
راهي شب هاي ديگر مي شود
ياس مثل عطر پاك نيت است
ياس استنشاق معصوميت است
ياس را ايينه ها رو كرده اند
ياس را پيغمبران بوييده اند
ياس بوي حوض كوثر ميدهد
عطر اخلاق پيمبر ميدهد
حضرت زهرا دلش از ياس بود
دانه هاي اشكش از الماس بود
داغ عطر ياس زهرا زير ماه
ميچكانيد اشك حيدر را به چاه
عشق محزون علي ياس است و بس
چشم او يك چشمه الماس است و بس
اشك مي ريزد علي مانند رود
بر تن زهرا :گل ياس كبود
گريه اري چون ابر چمن
بر كبود ياس و سرخ و نسترن
گريه كن حيدر كه مقصد مشكل است
اين جدايي از محمد مشكل است
گريه كن زيرا كه دخت افتاب
بي خبر بايد بخوابد در تراب
اين دل ياس است و روح ياسمين
اين امانت را امين باش اي زمين
گريه كن زيرا كه كوثر خشك شد
زمزم از اين ابر ابتر خشك شد
نيمه شب دزدانه در مغاك
ريخت بر روي گل خورشيدخاك
ياس خوشبوي محمد داغ ديد
صد فدك زخم از گل اين باغ ديد
مدفن اين ناله غير از چاه نيست
جز تو كس از قبر او اگاه نيست
گريه بر فرق عدالت كن كه فاق
مي شود از زهر شمشير نفاق
گريه بر تشت حسن كن تا سحر
كه پر است از لخته خون جگر
گريه كن چون ابر باراني به چاه
بر حسين تشنه لب در قتلگاه
خاندانت را به غارت مي برند
دخترانت را اسارت ميبرند
گريه بر بي دستي احساس كن
گريه بر طفلان بي عباس كن
باز كن حيدر تو شط اشك را
تا نگيرد با خجالت مشك كن
گريه كن بر ان يتيماني كه شام
با تو ميخوردند در اشك مدام
گريه كن چون گريه ابر بهار
گريه كن بر روي گل هاي مزار
مثل نوزادان كه مادر مرده اند
مثل طفلاني كه اتش خورده اند
گريه كن زيرا كه گل ديده اند
ياس هاي مهربان كوچيده اند
گريه كن زيرا كه شبنم فاني است
هر گلي در معرض ويراني است
ما سر خود را اسيري مي بريم
ما جواني را به پيري مي بريم
زير گورستاني از برگ رزان
من بهاري مرده دارم اي خزان
زخم آن گل در تن من چاك شد
آن بهار مرده در من خاك شد
اي بهار گريه بار نا اميد
اي گل مايوس من ياس من
khoda shafayash bedahad 2a konid
از خداوند متعال و ارواح طیبه اهل بیت برای این شاعر عزیز دینی ، آرزوی شفا و بهبودی کامل دارم .
برایشان دعا میکنم... شاعر فوق العاده ای هستند...
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.