خاطره ای جالب از شیخ حسین انصاریان
احمد خسروی در وبلاگ خود خاطره ای جالب را از شیخ حسین انصاریان منتشر کرد:
یک بار زمان شاه وارد یک مشروب فروشی شدم، با همین عبا و عمامه! دیدم سر تمام میزها مشروب است، یک عدهای مشغول نوشیدن و یک عدهای مست هستند و یک عدّه تازه نشستهاند.
من که وارد شدم صاحب کافه گفت: آقا اشتباه آمدهاید! گفتم: نه برادر، اشتباه نیامدهام، آدرس گرفتم و درست آمدم، مگر اینجا فلان کافه نیست؟ گفت : چرا ! گفتم: پس من درست آمدم. گفت: فرمایشی دارید؟ گفتم: یک کلام!
آن زمان هم من سی سه سالم بود، جوان بودم! گفتم: من فقط یک کلمه میخواهم به تو بگویم، اما باید اول از تو بپرسم: یهودی هستی: گفت : نه! مسیحی هستی؟ گفت: نه! مسلمانم! گفتم: سنی هستی؟ گفت: نه شیعه هستم! گفتم : پس میتوانم آن یک کلمه را به تو بگویم! گفت: بگو! گفتم: پروردگار فرموده: مؤمنان پیر، نورِ من هستند و من حیا میکنم که نورم را با آتشم بسوزانم، من خدا دیگر از او حیا میکنم
گفتم: تو که از شصت سال گذشتی و سر و صورتت پر از سفیدی است، چه می کنی؟ گفت: چکار بکنم؟ تکان عجیبی خورد!. گفتم: دیروز چقدر آوردی؟ آن زمان، گفت: هفت هزار تومان! هفت هزار تومان شمردم و گفتم: این پول مشروب ها، به اینها هم بگو دیگر نخورند و بلند شوند بروند. همه را بیرون کرد. با هم رفتیم تمام مشروب ها را داخل چاه ریختیم. رفتم رفقایم را آوردم یک پولی روی هم گذاشتند، بیست و چهار ساعت نشد که به تعداد دویست نفر دیگ و بشقاب و قاشق و چاقو همه چیز آوردیم!؛ یعنی من صبح این کار را کردم، بعد از ظهر آنجا تابلوی چلوکبابی خورده بود، چلوکباب هم داشت! روز اول هم یک روحانی گفت: دویست پرس چلوکبابش را من میخرم! بعد هم دیگر چلوکبابی شد!.
یک بار زمان شاه وارد یک مشروب فروشی شدم، با همین عبا و عمامه! دیدم سر تمام میزها مشروب است، یک عدهای مشغول نوشیدن و یک عدهای مست هستند و یک عدّه تازه نشستهاند.
من که وارد شدم صاحب کافه گفت: آقا اشتباه آمدهاید! گفتم: نه برادر، اشتباه نیامدهام، آدرس گرفتم و درست آمدم، مگر اینجا فلان کافه نیست؟ گفت : چرا ! گفتم: پس من درست آمدم. گفت: فرمایشی دارید؟ گفتم: یک کلام!
آن زمان هم من سی سه سالم بود، جوان بودم! گفتم: من فقط یک کلمه میخواهم به تو بگویم، اما باید اول از تو بپرسم: یهودی هستی: گفت : نه! مسیحی هستی؟ گفت: نه! مسلمانم! گفتم: سنی هستی؟ گفت: نه شیعه هستم! گفتم : پس میتوانم آن یک کلمه را به تو بگویم! گفت: بگو! گفتم: پروردگار فرموده: مؤمنان پیر، نورِ من هستند و من حیا میکنم که نورم را با آتشم بسوزانم، من خدا دیگر از او حیا میکنم
گفتم: تو که از شصت سال گذشتی و سر و صورتت پر از سفیدی است، چه می کنی؟ گفت: چکار بکنم؟ تکان عجیبی خورد!. گفتم: دیروز چقدر آوردی؟ آن زمان، گفت: هفت هزار تومان! هفت هزار تومان شمردم و گفتم: این پول مشروب ها، به اینها هم بگو دیگر نخورند و بلند شوند بروند. همه را بیرون کرد. با هم رفتیم تمام مشروب ها را داخل چاه ریختیم. رفتم رفقایم را آوردم یک پولی روی هم گذاشتند، بیست و چهار ساعت نشد که به تعداد دویست نفر دیگ و بشقاب و قاشق و چاقو همه چیز آوردیم!؛ یعنی من صبح این کار را کردم، بعد از ظهر آنجا تابلوی چلوکبابی خورده بود، چلوکباب هم داشت! روز اول هم یک روحانی گفت: دویست پرس چلوکبابش را من میخرم! بعد هم دیگر چلوکبابی شد!.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
هم شوکه شدم و هم از رفتار پیامبرگونه ایشان که هم اکنون به فراموشی سپرده شده است لذت معنوی بردم
به خدا موقع خوندن خبر دلم لرزید از تجسم وضعیت و قدرت کلام خدا که از دهان این روحانی شریف صادر شده .نفسش گرم و جانبخش بود و هست .
به این میگن روحانی واقعی و تاثیر گذار.
انصافا این مردبررگوار بر اساس بهترین روش تبلیغی اقدام نمودند خدا او را حفظ کند
آفرییییییییییین بر شما
همین شما هستید که این اسلام را تا به حال زنده نگه داشته اید
مگر نه وطن فروشان ناموس مملک که هیچ ناموس خود را نیز به آمریکا و اسرائیل می فروختند
درج شود لطفا
امر به معروف و نهي از منكر واقعي همين است . نه شلاق و نه آفتابه
آقاي انصاريان خدا شما را براي اين مردم حفظ كند. واقعا انسان وارستهاي هستيد. اي كاش خيليها مثل شما بودند.
اخلاص در عمل و پاکی استاد باعث نفوذ کلام ایشان بوده است..
سلام و درود خدا بر این روحانی بزرگ . انگار بزرگ شدن و بالا رفتن به جای حرف زدن به عمل کردن هم نیاز دارد . ای شیخ بزرگوار ای کاش هر شب شب قدر بود و تو از رحمت خدا میگفتی . ای کاش ...
ياد حاج آقا كافي بخير!
خداوند این مرد الهی را برای ما حفظ کند
از صدا و سیما خواهش میکنم مثل قبل صبح ها 6 تا 7 قبل از شروع کار روزانه صحبتهای ایشان را پخش کند درود بر حاج آقا انصاریان دوست داریم
به اين ميگن يه روحاني كه كارش رو بلده...
البته با احترام به حاج آقا انصاريان كه تو قلب ماست.
اي كاش هميشه همچين روحانيوني وجود داشته باشند، تا فقط در راه خدا باشند.
راههاي اصولي ومنطقي برخورد با مشکلات بسيار ساده هستند فقط کمي ذکاوت وآدم کارکشته مي خواهد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.