راهبردی راهگشا برای آینده اصلاح طلبان جوان؛
درک لزوم پذیرش عملی الزامات دمکراسی در نوشته اخیر قوچانی
اما نه تنها این اتفاق رخ نداد، بلکه رهبران معترضان خواسته یا ناخواسته مخالفت خود با دولت را به سطح مخالفت با کل نظام سیاسی کشاندند؛ مخالفتی که ممکن است در آینده فعالیت سیاسی آنان را به صورت کلی در اندرون نظام از بین ببرد وضعیتی که این روزها بسیار ملموس و قابل درک است چراکه اعتماد متقابل رهبران اصلاحطلب و نظام سیاسی از بین رفته است و در این بین، بدنه اجتماعی طرفدار اصلاحطلبان نیز سرگشته شده است.

علم «سیاست»، دانشی مستقل از اخلاقی سیاسی است. منظور اینکه در علم سیاست نیز چون دیگر علوم، «هست»ها از «باید»ها مستقلاند و در مقام پژوهش و تحلیل، «هست»ها باید کشف شوند. علاوه بر این، روش رویارویی با قدرت یا در وارد شدن به آن دارای اهمیت است و یا در چگونگی بهره برداری از آن و سرانجام اینکه نگاه به پدیدههای سیاسی ـ اجتماعی از دید یک بازیگر ـ ناظر، تحلیلی واقعیتر و نزدیک به واقعیت خواهد بود.»
به گزارش «تابناک»، مفروضات یادشده، سنگبنای آخرین نوشته محمد قوچانی در ماهنامه «مهرنامه» است که مخالفان دولت را به وضعیت یک سال گذشته، حال حاضر و احتمالا آینده آگاه کرده است.
بنا بر این گزارش، وی با توجه به این مفروضات و با توجه به تعریف علم سیاست یعنی کسب، حفظ و توسعه قدرت، معتقد است که مخالفان دولت در نخستین بزنگاه، هستها را فدای بایدهایی کردند که در سیاست بیمعناست و اکنون از سویی با «هستی» به نام دولت دوباره احمدینژاد و از سوی دیگر، با بدنه ای معترض و ناراضی همراه خود روبهرو هستند که پیش از این هم بوده است؛ اما در قالب یک نیروی مؤثر هم چون حزبی مؤثر و قانونی سازماندهی نشدهاند، همانگونه که تاکنون نیز سازماندهی نشدهاند.
درواقع، نه تنها این رویداد رخ نداد، بلکه رهبران معترضان خواسته یا ناخواسته مخالفت خود با دولت را به سطح مخالفت با کل نظام سیاسی کشاندند؛ مخالفتی که ممکن است در آینده فعالیت سیاسی، آنان را به صورت کلی در اندرون نظام از بین ببرد؛ وضعیتی که این روزها بسیار ملموس و قابل درک است، چراکه اعتماد متقابل رهبران اصلاحطلب و نظام سیاسی از بین رفته و در این بین، بدنه اجتماعی طرفدار اصلاحطلبان نیز سرگشته شده است.
این گزارش میافزاید: به نظر میرسد نوشته اخیر قوچانی در مهرنامه، آغازی برای تدوین استراتژی نوین برای آن دسته از اصلاحطلبان جوانی باشد که بدون پردهپوشی، واقعیت و حقیقت خویش را معرفی میکنند و مایل است در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی، به بازی سیاسی بپردازد و اگر هم نتواند به قدرت دولتی دست یابد، به حزبی قانونی و قدرتمند با مطالبات مشخص و هدفمند تبدیل شود تا بیشترین قدرت تأثیرگذاری قانونی بر قدرت برای نقد، فشار و دستیابی به آن را داشته باشد.
این اصلاح طلبان جوان بر این باورند که بدنه اجتماعی برای فعالیت سیاسی آنان آماده است و آنان باید با تکیه بر کلیدیترین مفهوم علم سیاست که کسب قدرت است، منافع و مطالبات بدنه اجتماعی خود را تأمین کنند، ولی در رسیدن به این هدف، همواره از داشتن یک راهبر قابل اتکا که حداقل خود به آنچه می اندیشد و می گوید، باور داشته باشد و تناقضات تئوری و عمل راهبردهایش، دست کم برای خودش مرتفع شده باشد، محروم مانده اند.
آیا این اصلاحطلبان جوان که همواره منتقد رهبران اصلاحطلب پیشین و ناسازگار خود بودهاند، خواهند توانست بدنه اجتماعی خود با رعایت مناسبات و پیامدهای سیاسی ـ اجتماعی وارد چرخه قدرت کنند؟ این پرسشی است که زمان، پاسخگوی آن خواهد بود.
به هر روی، به نظر می رسد که رسیدن به چنین نقطه ای، آن هم از سوی کسی که همواره در رفتار رسانه ای اصلاح طلبان موثر بوده، می تواند نویدبخش این باشد که دست کم در طیفی از این جریان سیاسی، پایبندی به اصول و الزامات دمکراسی و فهم و پذیرش عمل در چهارچوب قانون و هنجارهای سیاسی ـ اجتماعی، مورد پذیرش و مفاهمه قرار گرفته است که امیدواریم این پذیرش حداقلی قراردادهای اجتماعی مبتنی بر دمکراسی به دیگر بخش های این جریان نیز سرایت کند.
به گزارش «تابناک»، مفروضات یادشده، سنگبنای آخرین نوشته محمد قوچانی در ماهنامه «مهرنامه» است که مخالفان دولت را به وضعیت یک سال گذشته، حال حاضر و احتمالا آینده آگاه کرده است.
بنا بر این گزارش، وی با توجه به این مفروضات و با توجه به تعریف علم سیاست یعنی کسب، حفظ و توسعه قدرت، معتقد است که مخالفان دولت در نخستین بزنگاه، هستها را فدای بایدهایی کردند که در سیاست بیمعناست و اکنون از سویی با «هستی» به نام دولت دوباره احمدینژاد و از سوی دیگر، با بدنه ای معترض و ناراضی همراه خود روبهرو هستند که پیش از این هم بوده است؛ اما در قالب یک نیروی مؤثر هم چون حزبی مؤثر و قانونی سازماندهی نشدهاند، همانگونه که تاکنون نیز سازماندهی نشدهاند.
درواقع، نه تنها این رویداد رخ نداد، بلکه رهبران معترضان خواسته یا ناخواسته مخالفت خود با دولت را به سطح مخالفت با کل نظام سیاسی کشاندند؛ مخالفتی که ممکن است در آینده فعالیت سیاسی، آنان را به صورت کلی در اندرون نظام از بین ببرد؛ وضعیتی که این روزها بسیار ملموس و قابل درک است، چراکه اعتماد متقابل رهبران اصلاحطلب و نظام سیاسی از بین رفته و در این بین، بدنه اجتماعی طرفدار اصلاحطلبان نیز سرگشته شده است.
این گزارش میافزاید: به نظر میرسد نوشته اخیر قوچانی در مهرنامه، آغازی برای تدوین استراتژی نوین برای آن دسته از اصلاحطلبان جوانی باشد که بدون پردهپوشی، واقعیت و حقیقت خویش را معرفی میکنند و مایل است در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی، به بازی سیاسی بپردازد و اگر هم نتواند به قدرت دولتی دست یابد، به حزبی قانونی و قدرتمند با مطالبات مشخص و هدفمند تبدیل شود تا بیشترین قدرت تأثیرگذاری قانونی بر قدرت برای نقد، فشار و دستیابی به آن را داشته باشد.
این اصلاح طلبان جوان بر این باورند که بدنه اجتماعی برای فعالیت سیاسی آنان آماده است و آنان باید با تکیه بر کلیدیترین مفهوم علم سیاست که کسب قدرت است، منافع و مطالبات بدنه اجتماعی خود را تأمین کنند، ولی در رسیدن به این هدف، همواره از داشتن یک راهبر قابل اتکا که حداقل خود به آنچه می اندیشد و می گوید، باور داشته باشد و تناقضات تئوری و عمل راهبردهایش، دست کم برای خودش مرتفع شده باشد، محروم مانده اند.
آیا این اصلاحطلبان جوان که همواره منتقد رهبران اصلاحطلب پیشین و ناسازگار خود بودهاند، خواهند توانست بدنه اجتماعی خود با رعایت مناسبات و پیامدهای سیاسی ـ اجتماعی وارد چرخه قدرت کنند؟ این پرسشی است که زمان، پاسخگوی آن خواهد بود.
به هر روی، به نظر می رسد که رسیدن به چنین نقطه ای، آن هم از سوی کسی که همواره در رفتار رسانه ای اصلاح طلبان موثر بوده، می تواند نویدبخش این باشد که دست کم در طیفی از این جریان سیاسی، پایبندی به اصول و الزامات دمکراسی و فهم و پذیرش عمل در چهارچوب قانون و هنجارهای سیاسی ـ اجتماعی، مورد پذیرش و مفاهمه قرار گرفته است که امیدواریم این پذیرش حداقلی قراردادهای اجتماعی مبتنی بر دمکراسی به دیگر بخش های این جریان نیز سرایت کند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
باز هم شيطنت تابناكي ها گل كرد. ما آقاي قوچاني را ميشناسيم فردي مسلمان، با استعداد، منصف و با هوش است. اشتباه دوستمان آقاي قوچاني در اين است كه نميداند وقتي از اصولگراها نقد ميكند بردش فقط در حد ده هزار خواننده است ولي وقتي از اصلاح طلبان نقد ميكند بردش به ميليونها خواننده خواهد رسيد چرا كه اصولگرايان هم آنرا منعكس ميكنند. گزارش فوق فقط يك پاراگراف از آقاي قوچاني است و بقيه مطلبي است كه تابناكي ها بخاطر تفرقه در جناح اصلاح طلبان نوشته اند در حاليكه خودشان از شكاف عميقي رنج ميبرند. تابناكي ها بدانند كه اصلاح طلبان كه اكنون در يك جنبش عظيم سبز در حركت هستند بخوبي از قدرت و پايگاه خود در جامعه آگاهي دارند و لازم نيست كه شما داشتن يك حزب تحت كنترل حاكميت را به آنها پيشنهاد كنيد. وحدت و حضور واقعي اصلاح طلبان فقط در گرو عدالت و تقسيم عادلانه قدرت است كه شما متقلبانه در اختيار گرفته ايد. اينكه اصلاح طلبان تحت لواي يك حزب ده سال تلاش كنند تا قطره اي قدرت بدست آورند يعني پروژه سر كار گذاشتن اصلاح طلبان.
خوشبختانه روز به روز به جمعیت اصلاح طلب افزوده می شود چون همچنان که از تحلیلتان بر می آید رو سوی خانه خمار دارید . اما عمق حرف قوچانی این که شما تحلیل کردید نیست. بلکه عمق حرف ایشان اصلاح بستر جامعه است که می گویند همه باید باشند را بیان می کند اما شما آدرس غلط می دهید .عوض هم آغوش شدن با اصلاح طلب در پی ما بهتر فکر می کردیم هستید اثبات اینگونه روش در بستر کنونی جامعه کار عبث و بیهوده است چون همه خوب فهمیدند دیگر حذف کارائی ندارد.این را هم باید حاکمیت قبول کند اشتباهات زیادی را مرتکب شده و جامعه کنونی اینقدر بلوغ سیاسی و اجتماعی دارد که ببخشد.جامعه از علم قانون بقای ماده و انرژی در بستر خودش قبول کرده و فهمیده حذف یک پدیده یعنی پیدا شدن یک پدیده دیگر .پس اصلاح یک پدیده کم هزینه تر از بوجود آمدن پدیده جدیدی است به امید روزی که بتوانیم با هر رنگ و نژادی و مذهبی در کنار هم با تکیه بر نقاط مشترک انسانی مان زندگی صلح آمیز داشته باشیم.
تابناک شیطون آحاد رو خودتون عمدا" آهاد نوشتین تا مخالفینتونو بی سواد جلوه بدین از شما بعیده!!
در گوری که بر آن می گرییم مرده ای نیست.
ای کاش سیاست مردان ایران واقعاً شیفته ی خدمت بودند.!!!!!!!!!!!!!
در جواب كامنت طنز كاربر محترم كه از واژه هست استفاده كرده است بد نيست اين جمله را به آقاي قوچاني بگوييم: هستم/هستي/هست/هستيم/هستيد/هستند!! ولي فارغ از اين مزاح به آقاي قوچاني يك جمله را عرض ميكنم: جناب آقاي قوچاني اگر قرار است هميشه در حد "هست" باشيم و نه "بايد" اصلا اصلاحات و حواشي ادامه دار آن چه معني داشت. اگر قرار باشد هميشه در "هست" باشيم اصلا ديگه هيچ بحثي نيست. از شما بعنوان يك روزنامه نگار با سابقه خواهشمنديم نظر شفاف و موشكافانه تري را در اين خصوص ارائه فرماييد.
جامعه پیشرو و پویا نیاز به گردش و چرخش قدرت دارد در غیر اینصورت فدرت های ثابت و راکد به فساد و تباهی کشیده میشوند و جامعه را به ناکجاآباد های نا روشن سویه سازی میکنند
محمد قوچاني خدا ميدونه اينقدر دوستت دارم كه نمي تونم نوشته هاتو با حال عادي بخونم.ان شاالله درد و بلات بخوره سر تمام مخالفات. تابناك تو هم خجالت بكش
آقای قوچانی در خصوص این " هست " که گفتی یک سری ضرب المثل هست که به عرض میرسانم :
- هستم اگر میرم میروم اگر هستم
- هستی هست از قوچانی ، هستی قوچانی از هست
- از هست که بر قوچانیست
- گر هست کنی ز قوچانی اصولگرا سازم
- قوچانی تو اصولگرایی نمیرفت هست رو بخودش بست
- هست به نرخ روز خور
- هستم پس قوچانیم
- قوچانی از هستی شکسته آب میخورد
- قدر زر زرگر شناسد قدر هستی قوچانی
- هستی بیجا مانع اصلاح طلبی میشود حتی شما قوچانی
- هستن یا هستیدن قوچانی اینست
بابا بگو ترسيدي جا زدي ديگه!! اين قدر با كلمه ها بازي نكن!! يادته تيتر اعتماد ملي 28 خرداد سال 88؟حالا چي شده اينقده عوض شدي!!!
آقاي قوچاني خودت را به اون راه زدي چي را ميخواي ثابت كني!! ميخواي هر جوري شده حتما تو بازي شركت كني!! آخه آدم حسابي اين جوري بازي كردن براي يك مدت منطقي و اصولي است ولي هميشه كه نميتوان با يك روش تو سياست عمل كرد ( 8 سال كافي نبود!!)
دنیا دار مکافات است.
تابناك جون غصه نخور تو هم روزي بزرگ ميشي
جالبه مخالفان حرف حق حتی املاء کلماتو بلد نیستن میگید نه کاربر دوم وببینید آحاد رو آهاد نوشته...
شک داریم منظور قوچانی این باشد این برداشت تابناک است چون بدنه اجتماعی با اصلاح طلبان است و اصلاح طلبان هم نه مرتد شده اند ونه اصل نظام را نفی می کنند
راستی ؟ جدیدا شنیدید یا دیدید ابطحی چی گفته ؟ پس خودتون رو خستهت ننمایید هموطنان گرام
اگر نظرات آقای قوچانی تغییر کرده ولی این تغییر یک سیر منطقی داشته و عقاید فعلی آقای قوچانی نتیجه منطقی نظرات قبلیشون است.
کاش همه اصلاح طلبان مثل آقای قوچانی می بودند.
از سايت تابناك كه وظيفه انتقال نظرات وانتقادات مردم را درقالب نظام به خوبي دارد انجام مي دهد، خواهش دارم كه اصل مقاله را نيز بگذارد.
آقايون تابناكي ! خيلي ها بعد از اوين رفتن و فيلتر شدن دچار تحول (؟) ميشن. اما اين حرف ها واقعيت جامعه رو تغيير نميده. شما عادت كردين با عينك هاي رنگي به دنيا نگاه كنيد و دنيا رو همون رنگي كه دوست داريد ببينيد. اما برادر من باور كن با اين حرف ها فقط اعتماد به نفس كاذب به بعضي ها ميدين ......
از اطلاع رسانی شما برای خواندن مقاله ممنونم
اين تابناك مرده شور برده همه مطالبش با غرضه.اونقدر كه اگر كسي به ولي فقيه اهانت كنه (نفر اول) نظرش منعكس ميشه اما ما هميشه...
خلاصه حرف اين جوانك و امثال او اين است كه : « ما هستيم ! حالا به هر قيمت ، با هر باد ! نوكر بادمجان كه نيستيم ... »
از تابناك توقع نداشتيم بازهم چنين ... هائي را مطرح كند مگر اين كه جواب دهد :
- اين جوانك به كجا بند است ؟
- از كجا خط مي گيرد ؟
- آيا يك كپي كار درجه يك نيست ؟
- سواد و معلومات دانشگاهيش چقدر است و از كجا ؟
... چون اين نوشته ها ( به نظراينجانب تقريبا" بطور كامل ضد اسلامي و ضد ملي...) با اين قيافه نمي خواند ! .
میخواستم از آقای قوچانی بپرسم که از کدام کتابفروشی میشود آثار ماکیاول را خرید !
اصلاح طلبی بدون اصلاح نظام معنی ندارد . با و ضع کنونی اصلاح طلبان از سیاست کناره گیری کنند به نفع جریان روشنفکر و آزادیخواه در ایران است .
قوچاني قبل از زندان درمقالاتش حرفهاي از اين دست زياد دارد . چرا يك نفر با اين باورها و نوشته ها و سواد و صميميت اصلا بايد به زندان برود . چرا؟
ما تا يك يه مقدار به دلسوزي گرداندگان سايت خوشبين ميشويم چشممان به سوتي جديد اهالي تابناك مي افتد. يكبار براي هميشه شفاف با مردم برخورد كنيد.ومواضعتان را مشخص كنيد تا هم تكليف شما مشخص شود وهم بيننده گان تكليف خودشان را بدانند. 1- اعتقاد عملي به اصول نظام( پيروي از ولايت فقيه. 2- دفاع از اسلاميت نظام. 3-عمل به قانون اساسي. و يك اصل مهم ديگر براعت جستن از دشمن خونخار ملت امريكاي جنا يتكار.)
راستی چرا اعترافات ایشان را تلویزیون پخش نمی کند؟
من تحلیل نادرست شما را قبول ندارم. مطمئنم که خود قوچانی هم قبول نداره. میگید نه ازش بپرسید
نوشتن من توی کامنتهای تابناک شده واسه دل خودم نوشتن که حرفی زده باشم و بعد واسه ادیتورهای تابناک پس :
اگر مبنا همین قطعه نوشته ای باشه که از قوچانی منتشر کردید فقط باید تصور کرد که این نوشته مثل نقد یک فیلم که منتقد وسط فیلم از خواب بیدار شده و از بقلی پرسیده : کدوم آدم خوبس کدوم آدم بده و به حرف اون اعتماد کرده و وسط فیلم برای ادامه خواب رفته خونه و شب نشسته فیلم رو تحلیل کرده و نوشته بر مبنای یک اصل صحیح انتقادی ولی خوب طفلک ظاهرا همه فیلم رو که ندیده !!
من هم با نظر ایشون موافقم ولی آیا به نظر شما در دور اول دولت فعلی آیا اصلاح طلبان هست را فدای باید کرده بودند که چنین تعاملی با اصلاح طلبان شد وقتی از دور اول حضور آقای خاتمی از تریبونهای نیمه رسمی و شبه رسمی اصلاح طلبی مترادف براندازی بود و در چند سال اخیر دیگر اصلاح طلبی عین براندازی شد آیا دیگر جای برای هست و باید میماند. به نظر شما برای منی که به هست های سیاسی معتقدم و زیر بیرق اصلاح طلبی هستم آیا جائی برای فعالیت و حیات در ساختار کنونی سیاسی و مطبوعاتی و جود دارد آیا خود همین آقای قوچانی که همیشه کشیده نخورده بیشترین انتقادات را به اصلاح طلبان داشته و گذشته و حال و آینده آنان را زیر سئوال برده وضعیت مناسبی در حیات سیاسی و مطبوعاتی فعلی دارد و یا آدمهای دیگری که بقول معروف خیلی لایت تشریف دارن
جناب قوجانی با توجه به سن کمش تحلیگر پخته ای است منتهی باید به تحلیل تمام ابعاد مقاله پرداخت .نباید ازاین جمله به وجد آمد . مهم لایه های اجتماعی ومردم هستند که شرایط آتی را بپذیرند .وگرنه خود به خوبی می دانید که نه اصلاح طلبان ونه اصول گرایان دردل مردم جائی ندارند .واین جسد مرده همچنان درحال تعفن است
اینا رو توی دانشگاه اوین یاد گرفته؟!!!!
مقاله عالی بود لطفا از این دست چاپ کنید
چرا اصل مقاله رو نذاشتین ؟ اگه راست میگین؟
دوست محترم باور کنید که ولمون کن
اين قوچاني دبير كل حزب باد است يك بار پشت سر هاشمي نماز مي خواند يك بار با كروبي فالوده ميخوره يك بار كارگزارني است يه بار اصولگرا مي شه يه بار راست مي زنه يه بار چپ فقط مونده يك بار هم تو كيهان بنويسه ديگه تمام فضايلش كامل مي شه. خدا وكيلي اين شريعمداري كاش قوچاني را در مي يافت! به اين عطر يانفر بگيد اين معجزه هزاره سوم و چهارم يعني قوچاني را كه كشف فرموده اند يه جوري ساكتش كند.
واقعا اقایان چپ دیروز و سبز امروز چه گلی به سر مردم زده اید که همه باید همه کار بکنند تا شما صاحب منصب شوید و برایتان سوت و کف بزنند؟ و حتی جناههای دیگر هم به همین ترتیب هر وقت بخاطر ملک و ملت از خود گذشتگی کردید و دست اوردی داشتید انوقت انتظار از مردم منطقی میباشد
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
هركس مي گويد درانتخابات تقلب نشده است وميگويد ناظران انتخابات طرفدار كانديداي خاصي نبوده اند پس الهام در زمان تبليقات انتخابات در مصلاي بزرگ تهران براي چه كسي تبليق ميكرد اگر مي خواهد دروغ بگويد همچنانكه دروغ رادر كشور وبي حجابي را به يك فرهنگ تبديل كرده ايد خدا شر شما را به خودتان برگرداند انشا.لله
اقای قوچانی این تحلیل شما زمانی قابل دفاع است که جدایی حاکمیت و دولت وجود داشته باشد وقتی حاکمیتی که شما از ان دارید حرف میزنید چندان تفاوتی با دولت ندارد پس نمی تواند چندان واقعیت داشته باشد. این جنبش نمیخواست با حاکمیت درافتد ولی حاکمیت دوست داشت این جوری با ان برخورد کند و اتفاقا خود را به چالش کشید
اول خود بازتابیها و رییستون برید پایبندی به اصول و الزامات دمکراسی و فهم و پذیرش عمل در چهارچوب قانون و هنجارهای سیاسی ـ اجتماعی، را یاد بگیرید بعد .......
یه خرده خجالت سرت بشه تابناک.
فقط میر حسین همین و بسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس
باور کنید که در حال حاضر ، دولت یعنی کل نظام و کل نظام یعنی دولت .
اتفاقا اصلاح طلبان جوان بر خلاف اصلاح طلبان قدیمی و سنتی دقیقا با چهار چوب نظام و مفاهیم قدیمی و شکست خورده آن مشکل دارند.
نه برادر من اصلا اینجوری نیست! صرفا یک تدبیر تاکتیکیه!
اما سئوال برانگیز اینه که چرا شما به فکر آقای قوچانی افتادین؟!
قوچانی در ادامه این یادداشت مینویسد که جمهوری اسلامی در حیات 30 ساله خود، حذف جریانهای مختلفی را بهخود دیده و همچنان سرپا مانده است، پس برخی نباید تصور کنند که با رفتن آنها، نظام نیز رفتنی خواهد بود
قوچانی در این یادداشت حرفهای مهمتری نیز زده است. او از حمایت هاشمی از موسوی بهصراحت سخن گفته و تاکید میکند که معلوم نیست موسوی چرا یکشبه تصمیم گرفت رو در روی نظام بایستد و خود را پیروز انتخابات بنامد
دوپهلو حرف زدن افراد سرشناس اصلاح طلب ، نشان از تاثيرات و عواقب زندان دارد و كسي نميتواند به اين راحتي تعابير باورها را دريابد و سره و ناسره را تعبير نمايد. در شرايط غبار آلود نتيجه گيريها به اين راحتي و به اين صراحت امكان ناپذير است.
اينقدر تو اين سياست بي پدر و مادر غوطه ور بشيد تا خفه شويد .
به جاي اين سياست بازيها به اين نكته توجه كنيد كه سايت گوگل ديگر براي دامنه هاي فارسي ir تره هم خورد نميكنه و ديگر شركتهاي ايراني با دامنه آي آر ديگر نمي توانند در گوگل تبليغ كنند .
واقعيت كه خيلي بدبخت هستيم و با همين اوصاف اگر پيش بره پس فردا بايد خودمان را افغاني يا چيزه ديگري جا بزينم كه دنيا ما را قبول كنه .
حالا بشينم و بگيم اي بابا به درك ما كه با اون اجنبيها كاري نداريم
هر چه می کشیم از دست همین ماکس وبر های متوهم است !برای چه دیگران باید برای به قدرت رسیدن تو تلاش کنند؟
البته لازمه خود قوچاني هم كمي دمكراسي رو عملا ياد بگيره امثال ايشون از صدتا انحصار طلب بدترن
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.