مرشدان گم کرده ره؟!
تناقضات آشکار اعتقادات یک فرقه انحرافی با آیات قرآن
فهميدن تجليات به چه معناست؟ آيا به معناي فهميدن ماهيت آنهاست يا به معناي فهميدن كمال الهي متجلي در آنها؟ اگر منظور فهميدن ماهيت باشد، عشق به ماهيت معنا ندارد، چون ماهيت از خود چيزي ندارد و اگر منظور عشق به كمال الهي متجلي در مخلوقات باشد، اين معنا درست خواهد بود؛ اما در اين صورت، عشق به تجليات الهي به پشتوانه كمالي است كه از خدا گرفتهاند، بنابراين، ...

فرقه انحرافی و التقاطی موسوم به عرفان حلقه یا عرفان کیهانی - که متأسفانه در نبود آموزش و تربیت صحیح دینی و اعتقادی، توانسته است نفوذ نسبتا بسیاری در جامعه پیدا کند - در سلسله مطالبی در «تابناک»، زیر عنوان «مرشدان گم کرده ره» بارها و از زوایای گوناگون، نقد و بررسی شده است.
به گزارش «تابناک»، سرکرده این فرقه که مدعی تحصیل در کشور ترکیه در دانشگاه «ارتادو» بوده و بنا بر تحقیقات انجام شده توسط خبرنگار «تابناک»، این ادعا خلاف واقع بوده و وی دست به جعل عنوان زده است، تاکنون توانسته افراد بسیاری را با خرافات و مهملاتی که نه تنها هیچ سنخیتی با روح اسلام ندارد، بلکه دارای تناقضات آشکار با آیات قران مجید است، به خود جذب کند.
البته وی سفرهایی به ترکیه داشته که همه در راستای خوشگذرانی و اعمالی بوده که از یک مدعی ارتباط با کهکشانها قبیح است.
در ادامه این سلسله مباحث، مطلب حاضر که در شماره جدید نشریه پنجره نیز منتشر شده، به سه نمونه آشکار از تناقض های اعتقادات این فرقه با آیات قرآن مجید می پردازد که امیدواریم مورد توجه حق طلبان قرار گرفته و چراغی باشد برای درنیفتادن در این حلقه از چاه گمراهی.
نمونه نخست: شناخت خدا ممكن نيست
در اصل 59 اساسنامه عرفان كيهاني آمده:
«انسان نميتواند عاشق خدا شود، زيرا انسان از هيچ طريقي قادر به فهم او نيست و در حقيقت، خدا عاشق انسان ميشود و انسان معشوق است و مشمول عشق الهي و انسان ميتواند تنها عاشق تجليات الهي، يعني مظاهر جهان هستي شود و پس از اين مرحله است كه مشمول عشق الهي مي شود.»
در اين اصل، شناخت خدا غيرممكن دانسته شده است؛ «انسان از هيچ راهی، قادر به فهم او نيست».
مطلوب نويسنده در فهم و شناخت، چگونه فهم و شناختي است؟ سرتاسر قرآن درصدد شناساندن خدا به انسان است.
برخي از اين آيات عبارتند از:
سوره اخلاص:
«قُلْ هُو الله أحدٌ الله الصمدُ لمْ يلِدْ ولمْ يُولدْ ولمْ يكُنْ لهُ كُفُوا أحدٌ».
بگو: خداوند، يكتا و يگانه است؛ خداوندي است كه همه نيازمندان قصد او ميكنند؛ (هرگز) نزاد و زاده نشد، و براي او هيچگاه شبيه و مانندي نبوده است.
سوره حشر:
«هُو الله الذِي لا إِله إِلا هُوعالِمُ الغيْبِ والشهاده هُو الرحْمنُ الرحِيمُ هُو الله الذِي لا إِله إِلا هُو الملِكُ القُدوسُ السلامُ المُؤْمِنُ المُهيْمِنُ العزِيزُ الجبارُ المُتكبرُسُبْحان الله عما يُشْرِكُون هُو الله الخالِقُ البارِئُ المُصورُ لهُ الأسْماءُ الحُسْني يُسبحُ لهُ ما فِي السماواتِ والأرْضِ وهُو العزِيزُ الحكِيمُ».
او خدايي است كه معبودي جز او نيست، داناي آشكار و نهان است و او رحمان و رحيم است و خدايي است كه معبودي جز او نيست، حاكم و مالك اصلي اوست، از هر عيب منزه است، به كسي ستم نميكند، امنيتبخش است، مراقب همه چيز است، قدرتمندي شكستناپذير كه با اراده نافذ خود هر امري را اصلاح ميكند و شايسته عظمت است؛ خداوند منزه است از آنچه شريك براي او قرار ميدهند، او خداوندي است خالق، آفرينندهاي بيسابقه و صورتگري بينظير؛ براي او نامهاي نيك است؛ آنچه در آسمانها و زمين است، تسبيح او ميگويند؛ و او عزيز و حكيم است.
سوره حديد:
«سبح لِلهِ ما فِي السماواتِ والأرْضِ وهُو العزِيزُ الحكِيمُ لهُ مُلكُ السماواتِ والأرْضِ يُحْيِي ويُمِيتُ وهُو على كُل شيْءٍ قدِيرٌ هُو الأولُ و الآخِرُ و الظاهِرُ والباطِنُ و هُو بِكُل شيْءٍ علِيمٌ هُو الذِي خلق السماواتِ والأرْض فِي سِته أيامٍ ثُم اسْتوى على العرْشِ يعْلمُ ما يلِجُ فِي الأرْضِ وما يخْرُجُ مِنْها و ما ينْزِلُ مِن السماءِ و ما يعْرُجُ فِيها و هُو معكُمْ أيْن ما كُنْتم والله بِما تعْملُون بصِيرٌ لهُ مُلكُ السماواتِ والأرْضِ و إِلى الله تُرْجعُ الاُمُورُ يُولِجُ الليْل فِي النهارِ و يُولِجُ النهار فِي الليْلِ وهُو علِيمٌ بِذاتِ الصدُورِ».
آنچه در آسمانها و زمين است، براى خدا تسبيح مىگويند، و او عزيز و حكيم است.
مالكيت (و حاكميت) آسمانها و زمين از آن او است، زنده مىكند و مىميراند، و او بر هر چيز قادر است. اول و آخر و ظاهر و باطن، اوست، از هر چيز آگاه است. او كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز (شش دوران) آفريد، سپس بر تخت قدرت قرار گرفت (و به تدبير جهان پرداخت) آنچه را در زمين فرو مىرود، مىداند و آنچه را از آن خارج مىشود، و آنچه از آسمان نازل مىشود و آنچه به آسمان بالا مىرود و او با شماست هر جا كه باشيد و خداوند نسبت به آنچه انجام مىدهيد، بيناست. مالكيت آسمانها و زمين از آن اوست، و همهچيز به سوى او بازمىگردد. شب را داخل روز مىكند و روز را داخل شب، و او به آنچه بر دلها حاكم است، داناست.
امير مؤمنان علي - عليهالسلام - در نهجالبلاغه فرمود:
«لمْ يُطْلِعِ العُقُول على تحْدِيدِ صِفتِهِ و لمْ يحْجُبْها عنْ واجِبِ معْرِفتِه».
عقول و خردها را بر كنه صفاتش آگاه نساخت و (با اين حال) آنها را از مقدار لازم معرفت و شناخت باز نداشته است.
ممكن است توجيهي آورده شود كه منظور از فهم، شناخت نيست، بلكه درك ماهيت خداست و چون خدا ماهيت ندارد، پس نميتوان او را فهميد و شناخت و در نتيجه، نميتوان عاشق او شد؛ اما اگر به ادامه همين اصل توجه كنيم، ميبينيم نويسنده از عشق به تجليات سخن گفته است.
اين بدان معناست كه تجليات را ميتوان فهميد و در نتيجه، ميتوان عاشق آنها شد. فهميدن تجليات به چه معناست؟ آيا به معناي فهميدن ماهيت آنهاست يا به معناي فهميدن كمال الهي متجلي در آنها؟
اگر منظور فهميدن ماهيت باشد، عشق به ماهيت معنا ندارد، چون ماهيت از خود چيزي ندارد و اگر منظور عشق به كمال الهي متجلي در مخلوقات باشد، اين معنا درست خواهد بود؛ اما در اين صورت، عشق به تجليات الهي به پشتوانه كمالي است كه از خدا گرفتهاند؛ بنابراين، همان گونه كه ميتوان عاشق تجليات شد، ميتوان عاشق خدا شد؛ بلكه انسان، اول عاشق خدا ميشود و بعد عاشق تجليات او.
نمونه دوم: عشق به خدا ممكن نيست
نويسنده در همان اصل 59 ميگويد: ...
ادامه این گزارش را اینجا بخوانید.
به گزارش «تابناک»، سرکرده این فرقه که مدعی تحصیل در کشور ترکیه در دانشگاه «ارتادو» بوده و بنا بر تحقیقات انجام شده توسط خبرنگار «تابناک»، این ادعا خلاف واقع بوده و وی دست به جعل عنوان زده است، تاکنون توانسته افراد بسیاری را با خرافات و مهملاتی که نه تنها هیچ سنخیتی با روح اسلام ندارد، بلکه دارای تناقضات آشکار با آیات قران مجید است، به خود جذب کند.
البته وی سفرهایی به ترکیه داشته که همه در راستای خوشگذرانی و اعمالی بوده که از یک مدعی ارتباط با کهکشانها قبیح است.
در ادامه این سلسله مباحث، مطلب حاضر که در شماره جدید نشریه پنجره نیز منتشر شده، به سه نمونه آشکار از تناقض های اعتقادات این فرقه با آیات قرآن مجید می پردازد که امیدواریم مورد توجه حق طلبان قرار گرفته و چراغی باشد برای درنیفتادن در این حلقه از چاه گمراهی.
نمونه نخست: شناخت خدا ممكن نيست
در اصل 59 اساسنامه عرفان كيهاني آمده:
«انسان نميتواند عاشق خدا شود، زيرا انسان از هيچ طريقي قادر به فهم او نيست و در حقيقت، خدا عاشق انسان ميشود و انسان معشوق است و مشمول عشق الهي و انسان ميتواند تنها عاشق تجليات الهي، يعني مظاهر جهان هستي شود و پس از اين مرحله است كه مشمول عشق الهي مي شود.»
در اين اصل، شناخت خدا غيرممكن دانسته شده است؛ «انسان از هيچ راهی، قادر به فهم او نيست».
مطلوب نويسنده در فهم و شناخت، چگونه فهم و شناختي است؟ سرتاسر قرآن درصدد شناساندن خدا به انسان است.
برخي از اين آيات عبارتند از:
سوره اخلاص:
«قُلْ هُو الله أحدٌ الله الصمدُ لمْ يلِدْ ولمْ يُولدْ ولمْ يكُنْ لهُ كُفُوا أحدٌ».
بگو: خداوند، يكتا و يگانه است؛ خداوندي است كه همه نيازمندان قصد او ميكنند؛ (هرگز) نزاد و زاده نشد، و براي او هيچگاه شبيه و مانندي نبوده است.
سوره حشر:
«هُو الله الذِي لا إِله إِلا هُوعالِمُ الغيْبِ والشهاده هُو الرحْمنُ الرحِيمُ هُو الله الذِي لا إِله إِلا هُو الملِكُ القُدوسُ السلامُ المُؤْمِنُ المُهيْمِنُ العزِيزُ الجبارُ المُتكبرُسُبْحان الله عما يُشْرِكُون هُو الله الخالِقُ البارِئُ المُصورُ لهُ الأسْماءُ الحُسْني يُسبحُ لهُ ما فِي السماواتِ والأرْضِ وهُو العزِيزُ الحكِيمُ».
او خدايي است كه معبودي جز او نيست، داناي آشكار و نهان است و او رحمان و رحيم است و خدايي است كه معبودي جز او نيست، حاكم و مالك اصلي اوست، از هر عيب منزه است، به كسي ستم نميكند، امنيتبخش است، مراقب همه چيز است، قدرتمندي شكستناپذير كه با اراده نافذ خود هر امري را اصلاح ميكند و شايسته عظمت است؛ خداوند منزه است از آنچه شريك براي او قرار ميدهند، او خداوندي است خالق، آفرينندهاي بيسابقه و صورتگري بينظير؛ براي او نامهاي نيك است؛ آنچه در آسمانها و زمين است، تسبيح او ميگويند؛ و او عزيز و حكيم است.
سوره حديد:
«سبح لِلهِ ما فِي السماواتِ والأرْضِ وهُو العزِيزُ الحكِيمُ لهُ مُلكُ السماواتِ والأرْضِ يُحْيِي ويُمِيتُ وهُو على كُل شيْءٍ قدِيرٌ هُو الأولُ و الآخِرُ و الظاهِرُ والباطِنُ و هُو بِكُل شيْءٍ علِيمٌ هُو الذِي خلق السماواتِ والأرْض فِي سِته أيامٍ ثُم اسْتوى على العرْشِ يعْلمُ ما يلِجُ فِي الأرْضِ وما يخْرُجُ مِنْها و ما ينْزِلُ مِن السماءِ و ما يعْرُجُ فِيها و هُو معكُمْ أيْن ما كُنْتم والله بِما تعْملُون بصِيرٌ لهُ مُلكُ السماواتِ والأرْضِ و إِلى الله تُرْجعُ الاُمُورُ يُولِجُ الليْل فِي النهارِ و يُولِجُ النهار فِي الليْلِ وهُو علِيمٌ بِذاتِ الصدُورِ».
آنچه در آسمانها و زمين است، براى خدا تسبيح مىگويند، و او عزيز و حكيم است.
مالكيت (و حاكميت) آسمانها و زمين از آن او است، زنده مىكند و مىميراند، و او بر هر چيز قادر است. اول و آخر و ظاهر و باطن، اوست، از هر چيز آگاه است. او كسى است كه آسمانها و زمين را در شش روز (شش دوران) آفريد، سپس بر تخت قدرت قرار گرفت (و به تدبير جهان پرداخت) آنچه را در زمين فرو مىرود، مىداند و آنچه را از آن خارج مىشود، و آنچه از آسمان نازل مىشود و آنچه به آسمان بالا مىرود و او با شماست هر جا كه باشيد و خداوند نسبت به آنچه انجام مىدهيد، بيناست. مالكيت آسمانها و زمين از آن اوست، و همهچيز به سوى او بازمىگردد. شب را داخل روز مىكند و روز را داخل شب، و او به آنچه بر دلها حاكم است، داناست.
امير مؤمنان علي - عليهالسلام - در نهجالبلاغه فرمود:
«لمْ يُطْلِعِ العُقُول على تحْدِيدِ صِفتِهِ و لمْ يحْجُبْها عنْ واجِبِ معْرِفتِه».
عقول و خردها را بر كنه صفاتش آگاه نساخت و (با اين حال) آنها را از مقدار لازم معرفت و شناخت باز نداشته است.
ممكن است توجيهي آورده شود كه منظور از فهم، شناخت نيست، بلكه درك ماهيت خداست و چون خدا ماهيت ندارد، پس نميتوان او را فهميد و شناخت و در نتيجه، نميتوان عاشق او شد؛ اما اگر به ادامه همين اصل توجه كنيم، ميبينيم نويسنده از عشق به تجليات سخن گفته است.
اين بدان معناست كه تجليات را ميتوان فهميد و در نتيجه، ميتوان عاشق آنها شد. فهميدن تجليات به چه معناست؟ آيا به معناي فهميدن ماهيت آنهاست يا به معناي فهميدن كمال الهي متجلي در آنها؟
اگر منظور فهميدن ماهيت باشد، عشق به ماهيت معنا ندارد، چون ماهيت از خود چيزي ندارد و اگر منظور عشق به كمال الهي متجلي در مخلوقات باشد، اين معنا درست خواهد بود؛ اما در اين صورت، عشق به تجليات الهي به پشتوانه كمالي است كه از خدا گرفتهاند؛ بنابراين، همان گونه كه ميتوان عاشق تجليات شد، ميتوان عاشق خدا شد؛ بلكه انسان، اول عاشق خدا ميشود و بعد عاشق تجليات او.
نمونه دوم: عشق به خدا ممكن نيست
نويسنده در همان اصل 59 ميگويد: ...
ادامه این گزارش را اینجا بخوانید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
عصبیت موجود در نظرات طرفداران این فرقه، عارضه ای است اولیه از بیماری جهل که به درازای تاریخ در این مملکت وجود داشته است! چند نفر از پیروان این فرقه را میشناسم که انسان های خرده سواد و بی مطالعه ای هستند. حتی یکی از آن ها که مدرک تحصیلی بالایی هم دارد، صرفاٌ همان مدرک را دارد...!!
انسان های خرده سواد که عاشق شنیدن الفاظ پیچیده هستند و چون درک کافی از معانی ندارند، براحتی هر یاوه آمیخته به رنگ و لعاب را می پذیرند و حتی حاضرند قسم بخورند که کتاب های ریاضی و فیزیک از روی تعلیمات مراد بیسوادشان نگاشته شده است!
پذیرفتن خرافات و اوهامات نتیجه بی سوادی و جهل است افراد جاهل بسادگی همه چیز را بنام دین قبول می کنند بدون آنکه شناختی و یا مطالعه ای از دین و حقیقت داشته باشند
جهل = همه انواع عرفان
چرا از خودش دعوت نمی کنین بیاد و باهاتون مناظره کنه؟
چرا در غیابش این همه تهمت می زنین بهش؟
عمراً این نظر رو نمایش بدین
این جریانات از یک سرچشمه جاری می شود که همانا استکبار جهانی باشد. وگرنه چرا آن هنگام که این استکبار قدرت نداشت از این خبر ها نبود؟
برادر عزیز سلام
اشکال جمله ایشان در این است که منکر هر گونه محبت بنده به خدا شده است و این اشتباه محض است خداوند در سوره مائده آیه 54 می فرماید فسوف یأتی الله بقوم یحبهم ویحبونه یعنی خدا قومی را خواهد آورد که دوستشان داشته باشد و آنان نیز خدا را دوست داشته باشند و محبت را دو طرفه عنوان می کند بزرگان عرفای ما نیز می گویند تجلی محبت و عشق خدا در بنده عامل عشق بنده به خداست یعنی این یحبهم است که یحبونهم را می سازد و این یحبونهم که از جانب بنده است هم به اندازه معرفت و یقین فرد نسبت به خداست و به قول علامه حسن زاده آملی یحبهم کجا و یحبونهم کجا یعنی اینکه چون انسان از نظر معرفت به کنه صفات خدا نمی رسد و معرفت قلیلی به انسان داده شده است اندازه یحبهم خیلی بیشتر از یحبونهم است . اما اشتباه دوم جمله این آقای کیهان شناس در جمله آخر است که عنوان می کند ما بایستی عاشق تجليات الهي، يعني مظاهر جهان هستي باشیم خداوند در قران تمام آیات خود نظیر آفرینش زمین ها و آسمان ها و موجودات را برای انسان به عنوان دلیلی و نشانه برای خود معرفی می کند و تمام مظاهر جهان هستی را دلایلی برای معرفت خویش نشان می دهد در سوره یاسین خداوند این آیات آشکار را بیان می کند و می فرماید فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ یعنی همه این آیات مقدمه و منظورش کسب معرفت خداست و آیات ظاهر به خودی خود از دید ما اهمیتی ندارد سعدی علیه الرحمه می فرماید : به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست یعنی این دنیارا به خاطر این دوست دارم که این دنیا نیز از اوست . عشق به عالم هستی بدون معرفت به خدا و ایمان قلبی به او همان حب دنیاست که بسیار مذموم و به قول رسول مکرم اسلام راس کل خطیئه است. البته مراتبی در یقین و توحید الهی وجود دارد که تفسیر آیه هوالظاهر والباطن سوره حدید است که در حوصله این بحث نیست و در جای جای دعای عرفه امام حسین هم وجود دارد.
التماس دعا
کسانیکه احادیث آخر زمان را می خوانند می دانند که به این افراد چه می گویند
آخه جقله تابناکی بدبخت تو چطور جرات می کنی به ایشان توهین کنی
سلام اگر امكانش هست اطلاعاتي در مورد گروههاي دراويش(فقير)..بدهيد .يكي از دوستانم شديداًجذب اين گروهها شده و من چون اطلاع كافي در اين مورد ندارو نمي توانو اورا متقاعد كنو كه دارد راه را اشتباه مي رود .ممنون
سرتاسر جسم انسان با تمام نظمی که وجود دارد نشانه های وجود خداست.
جناب تابناک عزیز
اینطوری که شما نوشته اید نیست .پیشنهاد می کنم الان که ایشان بیرون هستند با خودشان مصاحبه کنید .البته اگر دنبال کشف حقیقت هستید .
من جوانان زیادی را می شناسم که به دنبال فرادرمانی رفته اند و خیلی جالب است که حتی 1 نفر از این دوستان شخصیت خاص و جالبی ندارند. توهم و خودخواهی آنان همه جا زبانزد است. اگر یک انسان سالم به این کلاس ها وارد شود چنان دچار خودشیفتگی و اعتماد به نفس مجازی می شود که با همین خصوصیات می توان فهمید حتما از شاگردان فرادرمانی است. مگر تمام انسان ها با هم برابر نیستند پس چرا اینان تصور می کنند تافته جدا بافته ای شده اند و خدا به آنها نظر ویژه ای دارد؟ حتما کسانی که دنبال چنین راه هایی می روند از لحاظ شخصیتی و خانوادگی مشکل دارند.
خدا را شكر كه دشمنان مومنين را از احمق ترين افراد و جاهلترين آنان قرارداده است.
اين گرد شناسان درست مصداق جاهليني هستند كه خداوند در خصوص آنان به مومنيني (عباد الرحمن ) اينگونه سفارش فرموده است:
وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا
بندگان رحمان، کسانى هستند که با آرامش و بىتکبّر بر زمين راه مىروند؛ و هنگامى که جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام مىگويند (و با بىاعتنايى و بزرگوارى مىگذرند)؛
تابناک منافق تو هم فقط بخاطر اینکه به دولت گیر بدی این چیزا رو می نویسی. خدا ایشالا به زودی رسواتون می کنه جیره خورای آمریکایی.
استاد محمد علی طاهری خیلی بزرگ است و این جفنگیات شما خائنین ذره ای به ایشان خدشه ای وارد نمی کند. این همه دروغ نگو تابناک دروغگوی مزدور.
از تابناک ممنون که با انتشار این اخبار کمک میکنه تا مردم هر چه بیشتر در این مورد تحقیق کنند و حق انتخاب داشته باشند. جالبه که استاد دانشگاه رو جهل گرفته و ما رو حکمت. عجب دنیایی شده . یادمون باشه این قلم امانتی پیش ماست.
آقا جان این سایت شما هم مغرضانه حرف میزنه تا حالا با ایشان مصاحبه کردید؟ نظرات ایشان و مریدانشان را می دانید؟ ذر کلاسها حضور داشتید؟
یا فقط شما ساز مخالف بلدید؟
انصاف در قضاوت ؟ در بیان ؟ فرقه یعنی چه؟ کارشناس این امور در سایت شما کیست؟ تحلیل از عرفان که کار ما نیست. من نه رد میکنم نه قبول ولی غرض شما هم بی کارشناسی است.
متاسفانه سرکرده این فرقه گمراه در حال حاضر بصورت آزادانه مشغول سخنرانی و تدریس اعمال ناپسند و نابخردانه خود میباشد که جای سوال دارد.ثانیا جزوات جدیدی از طرف این فرقه چاپ گردیده که جای پیگیری دارد و در نهایت چیزی که این فرقه تحت لوای اسلام در پی آن است به کنار کشیدن نام ائمه و انبیاء الهی از سیستم شفاعت انسان در نزد خدا میباشد چیزی که صراحتا در قرآن بدان اشاره شده است به گونه ای که عنوان میدارند همانگونه که ما از عالم قبلی که وارد این عالم شده ایم امکان حضور و درک در عالم قبل را نداریم نتیجتا در عالم بعدی هم که قدم بگذاریم امکان حضور در این عالم نمیباشد پس شفاعت اولیاء الهی و توسل به آنها در جهت شفاعت در نزد حق تعالی به جهت اینکه آنها از این دنیا خارج شده اند کاری بیهوده است .(متاسفانه با توجه به حضور علما و دانشمندان اسلامی که تعدادشان نیز در مملکت ما کم نیست یک انسان کم سواد بی فکر وابسته به بیگانه به راحتی توانسته در سایه کم توجهی مسئولین چنین خدشه ای به اسلام و مسلمین بزند که فقط مناظره و اعترافات وی در رسانه ملی میتواند کمی از کجرویهای افراد این فرقه که مدعی اسلام راستین هستند بکاهد)
مثل اينكه طرف عقلشو از دست داده چون خدا از همه چيز و همه كس بي نياز است و انسانه كه وابسته و نيازمند رحمت اوست ، اگه اين بنده خدا تو ايرانه نبايد اجازه فعاليت و خيال پردازي داشته باشه .
من متاسفانه کلاسهای این به اصطلاح عرفان حلقه رو رفتم (تا ترم 8)، تماما خرافات و توهمه و یک سری حرفهای کاملا تکراری و غیر منطقی. جالب اینجاست که استاد کلاس یا به قول خودشون مستر، میگه هر جا مشکل پیدا کردید به " من معنوی استاد م ط" اقتدا کنید که منظورش روح استاد اعظمشونه و به این شخص، مقامی پیغمبر گونه نسبت میدن!!! ضمنا بیشتر وقتها بعد از تمام شدن کلاس یعنی حدود ساعت 10 شب استادمحترم بعضی از خانمها رو تا منزلشون میرسونن!!!!!!
سلام
من در تعجبم كه خداوندي كه بي نياز است، چه نيازي به عاشق شدن به بنده اش دارد،
كمال زيبايي و محبت، عشق الهي است كه برخلاف عشق هاي مجازي ، رسيدن به آن تازه ابتداي سير محبت و در آخر فنا شدن براي او را به دنبال دارد،
خداوند ما رو از اين مكاتب پر از فتنه و بدعته آخرالزمان محافظت كنه.
با تشكر ف شهركي
زاهدان
واقعیت اینه که نقد مناسبی نوشته شده اما تیتر بدی تابناک زده.
عرفان حلقه در مقدمات دارای بنیانهای قوی عرفانیست ولی زمانی که وارد مباحث متاخره میشه دچار مشکل میشه. همین بحثی که نویسنده مقاله بخوبی بهش اشاره کردند. عشق به خدا یا تجلیات او؟ واقع امر این هست که انسان عاشق خداوند میشه به قدر معرفتش و بعد تجلیات او را بواسطه این عشق دوست میداره. همه به این بر میگرده که حقیقت چیست و انسان چگونه حقیقت رو درک میکنه؟ به نظرم بزرگترین مشکل این فرقه فکری در جوابگویی به این سوال اخیر باشه و همه انحرافات نیز از همین نقطه آغاز میشه. اینکه انسان چگونه حقیقت رو درک میکنه و مدرٍک میشه.
در این راستا سر کرده این فرقه اذعان میکنه که تلاش و مجاهده برای رسیدن به تزکیه نفس زور زدنه (العیاذ بالله) ، که اینم بازم ناشی از عدم درک صحیح جایگاه انسان و حقیقت و درک حقیقت توسط انسانه.
کیست این عارف گم کرده ره لطفا نام ببرید
پس وزارت اطلاعات و این همه نهاد عریض و طویل امنیتی چکار میکنند ؟ قرار نیست فقط به دنبال فتنه گر باشند اینا هم نوعی فتنه گر هستند و خطرناک تر چون اعتقادات اصیل اسلامی رو با خطر انحراف مواجه میکنند، اگه جلوی همین فرد گرفته نشه فردا خدا می دانه که ادعای پیامبری و امام زمانی میکنه
طرف فیلم ارباب حلقه ها زیاد دیده
واقعیت اینه که جهل باعث این مسائل میشه، حتی فردی رو دیدم که استاد دانشگاهه اما به این مزخرفات عرفان کیهانی و حلقه ای معتقد بود... ولی چند وقتیه در این مورد فقط سکوت میکنه !!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.