زخم جراحت کينه بر سفره افطار
رضا صادقي، دبير آموزش و پرورش با ارسال پیامی برای «تابناک» نوشت:
براي پخش سريال «جراحت» بايد به دست اندرکاران و مديران صدا و سيما تبريک گفت. به هوش و درايت آنها که بهترين و مناسبترين زمان را براي نمايش اين سريال انتخاب کردهاند، بايد آفرين و صد آفرين گفت. براي نمايش خشونتهاي خانوادگي، رفتارهاي نامتعادل و آدمهاي عصبي، چه زماني بهتر از موقع صرف افطار، زماني که همه افراد خانواده پس از گذراندن يک روز سخت تابستاني و گرفتن روزه، حالا دور هم جمع شدهاند و ميخواهند با ياد خدا و در کنار هم روزه خود را افطار کنند. ديدن اين صحنهها و شنيدن گفتگوهاي بي ادبانه اين فاميل به شدت رواني و متشنج، قرار است بيننده را با فلسفه اين ماه و روزه و ذکر خدا آشنا کند يا قرار است پيوندهاي خانواده را مستحکم کند.
شايد فلسفه ساخت و نمايش اين گونه سريالها نمايش مشکلات و راه برون رفت از آنهاست اما به نظر نميرسد چنين چيزي در فکر و مخيله سازندگان هم خطور کرده باشد.
ماجرا اين گونه آغاز ميشود. دختر و پسري که به عقد غير رسمي هم درآمدهاند، بند را آب دادهاند. آنها بچهاي در راه دارند. آزمايشات ژنتيکي نشان ميدهد اين دو جوان نبايد با هم ازدواج کنند. تا اينجاي قضيه، طرح مشکل و گرفتاري دو خانواده نمايش داده ميشود اما از اين پس به يکباره داستان مسيرش را عوض ميکند و تنها چيزي که به ياد نميماند اين مشکل و راه حلش است.
همه خانواده از صغير و کبير به جان هم ميافتند. مادر داماد نفت روي خودش ميريزد تا خودسوزي کند. دختر و پسر تصميم به فرار ميگيرند. برادر در برابر برادر قرار ميگيرد تا بزرگترين دشمنش را از پا درآورد. پدر دخترش را از خانه بيرون مياندازد. مادر به پسر لگد ميزند که تو کس من نيستي و برو گم شو. مادربزرگ بيمنطقتر از همه آتش بيار معرکه ميشود و پسرش را سراغ دشمني قديمي ميفرستد. پسر (اسماعيل) ميرود و تهديد ميکند که خانه را با آدمهايش آتش ميزنم. اما يکي ديگر اين وظيفه را انجام ميدهد و سرايداري را ميکشد.
پيوندهاي سست يکي بعد از ديگري به نمايش در ميآيد. زن به محض اختلاف با شوهر، ميرود که طلاقش را بگيرد. مرد در برابر مشکل پيش آمده، به سرعت و راحتي سمت اعتياد ميرود. پسر شيشههاي خانهشان را با سنگ خرد ميکند. مادر با لگد پسرش را از خودش ميراند. رفته رفته سريال تبديل ميشود به کلکسيوني از رفتارهاي عصبي و بيمارگونه افرادي نامتعادل که چيزي جز نابود کردن طرف مقابلشان نميبينند. به اين ترتيب سريالي پر از کينه، دشمني، انتقام، بي احترامي به بزرگترها، مشاجره، دعوا و درگيري بجاي خوراک معنوي به خورد خلق اله داده ميشود. گرهاي که با دست باز ميشود با بيخردي بزرگ و کوچک دو خانواده تبديل به دشمني بخشش ناپذيري در فضايي به شدت تيره و تار و مسموم ميگردد.
همه شخصيتها با بيمنطقي، قضاوتهاي شتابزده ميکنند و دست به اقدامات نسنجيده ميزنند. براي نمونه حتي يک آدم عاقل، دورانديش، آرام و منطقي که بقيه را راهنمايي کند وجود ندارد. البته يکي هست. آن هم سرايدار کارخانه بزرگ که هم خوشبخت است و هم به شدت عاقل، اما کسي گوش به حرفش نميدهد و خودش هم دست و پايي ندارد.
اکنون دو سوال کليدي مطرح است؛ هدف از ساخت چنين سريالي چه بوده و اينکه مديران آيا قبل از مردم آن را ديدهاند و با همه مشکلاتش براي پخش در وقت افطار مجوز صادر کردهاند؟!
براي پخش سريال «جراحت» بايد به دست اندرکاران و مديران صدا و سيما تبريک گفت. به هوش و درايت آنها که بهترين و مناسبترين زمان را براي نمايش اين سريال انتخاب کردهاند، بايد آفرين و صد آفرين گفت. براي نمايش خشونتهاي خانوادگي، رفتارهاي نامتعادل و آدمهاي عصبي، چه زماني بهتر از موقع صرف افطار، زماني که همه افراد خانواده پس از گذراندن يک روز سخت تابستاني و گرفتن روزه، حالا دور هم جمع شدهاند و ميخواهند با ياد خدا و در کنار هم روزه خود را افطار کنند. ديدن اين صحنهها و شنيدن گفتگوهاي بي ادبانه اين فاميل به شدت رواني و متشنج، قرار است بيننده را با فلسفه اين ماه و روزه و ذکر خدا آشنا کند يا قرار است پيوندهاي خانواده را مستحکم کند.
شايد فلسفه ساخت و نمايش اين گونه سريالها نمايش مشکلات و راه برون رفت از آنهاست اما به نظر نميرسد چنين چيزي در فکر و مخيله سازندگان هم خطور کرده باشد.
ماجرا اين گونه آغاز ميشود. دختر و پسري که به عقد غير رسمي هم درآمدهاند، بند را آب دادهاند. آنها بچهاي در راه دارند. آزمايشات ژنتيکي نشان ميدهد اين دو جوان نبايد با هم ازدواج کنند. تا اينجاي قضيه، طرح مشکل و گرفتاري دو خانواده نمايش داده ميشود اما از اين پس به يکباره داستان مسيرش را عوض ميکند و تنها چيزي که به ياد نميماند اين مشکل و راه حلش است.
همه خانواده از صغير و کبير به جان هم ميافتند. مادر داماد نفت روي خودش ميريزد تا خودسوزي کند. دختر و پسر تصميم به فرار ميگيرند. برادر در برابر برادر قرار ميگيرد تا بزرگترين دشمنش را از پا درآورد. پدر دخترش را از خانه بيرون مياندازد. مادر به پسر لگد ميزند که تو کس من نيستي و برو گم شو. مادربزرگ بيمنطقتر از همه آتش بيار معرکه ميشود و پسرش را سراغ دشمني قديمي ميفرستد. پسر (اسماعيل) ميرود و تهديد ميکند که خانه را با آدمهايش آتش ميزنم. اما يکي ديگر اين وظيفه را انجام ميدهد و سرايداري را ميکشد.
پيوندهاي سست يکي بعد از ديگري به نمايش در ميآيد. زن به محض اختلاف با شوهر، ميرود که طلاقش را بگيرد. مرد در برابر مشکل پيش آمده، به سرعت و راحتي سمت اعتياد ميرود. پسر شيشههاي خانهشان را با سنگ خرد ميکند. مادر با لگد پسرش را از خودش ميراند. رفته رفته سريال تبديل ميشود به کلکسيوني از رفتارهاي عصبي و بيمارگونه افرادي نامتعادل که چيزي جز نابود کردن طرف مقابلشان نميبينند. به اين ترتيب سريالي پر از کينه، دشمني، انتقام، بي احترامي به بزرگترها، مشاجره، دعوا و درگيري بجاي خوراک معنوي به خورد خلق اله داده ميشود. گرهاي که با دست باز ميشود با بيخردي بزرگ و کوچک دو خانواده تبديل به دشمني بخشش ناپذيري در فضايي به شدت تيره و تار و مسموم ميگردد.
همه شخصيتها با بيمنطقي، قضاوتهاي شتابزده ميکنند و دست به اقدامات نسنجيده ميزنند. براي نمونه حتي يک آدم عاقل، دورانديش، آرام و منطقي که بقيه را راهنمايي کند وجود ندارد. البته يکي هست. آن هم سرايدار کارخانه بزرگ که هم خوشبخت است و هم به شدت عاقل، اما کسي گوش به حرفش نميدهد و خودش هم دست و پايي ندارد.
اکنون دو سوال کليدي مطرح است؛ هدف از ساخت چنين سريالي چه بوده و اينکه مديران آيا قبل از مردم آن را ديدهاند و با همه مشکلاتش براي پخش در وقت افطار مجوز صادر کردهاند؟!
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اقاي صادقي خدا پدرت را بيامرزد / كو گوش شنوا؟ چه خوب بود در اين روزگار نظر مردم حداقل مانند برنامه 90 سوال شود /هاليوود با رفتار نامشروع و خشونت موفق شده ما كه اولي را نداريم بايد خشونترا بعنوان چاشني كه نه شورش را در اوريم.
قوربون آدم چیز فهم واقعا که باید بقول قدیمی ها دهانش را پر از زر و گوهر کرد
احسنت بر نویسنده مقاله واقعا آقای ضرقامی با پاسخگوی این سریالها باشه که نیست
مگه در واقعيت غیر از اينه. همه ما وقتی کوچکترین مشکلی پیدا می کنیم.مسبب اونو بزرگترین دشمن خودمون می دونیم. چه پدر، چه مادر، چه همسر و چه ...
اتفاقا خوب كاري كردند ، خسته شديم از بس داستان هاي غيرواقعي در تلوزيون ديديم
از همه اينها گذشته طبق سنت هاي الهي پس از سختي آساني است(ان مع العسر يسرا)و خداوند گاهي براي هشيارشدن بندگان آنها را مبتلا مي كند.قرار نيست هر روز بلا نازل شود(كل يوم هو في شان.)در يك خانواده با ايمان سنتي و روزه بگير اگر يك مشكل پيدا شوددر عوض دهها در ديگر از روي رحمت گشوده مي شود.صفت رحماني در اين سريال كم رنگ و صفت جباريت غالب است در حالي كه هميشه در عمل بر عكس اين اتفاق مي افتد زيرا خداوند مي گويد:ان الله لا يحب ان تشيع الفاحشه...
احسنت. از روز پخش اولين قسمت سريال همين سوالها يك به يك در ذهن ما هم شكل گرفت.
من موافقم بیان واقعیات هستم اما باید از پخش تصاویر خشن پرهیز کرد چه در خبرگزاری ها چه فیلم های خانوادگی البته فیلم مخصوص بزرگ سال هم داریم
قبلا هم یک نفر از همین سیمائیها! که مورد انتقاد مردم قرار گرفته بود گفت: هرکی دوست نداره ، خب نگاه نکنه!
به نظرم حق با ایشان بود. صدا و سیما مال ما که نیست، مال آنهاست
جانا سخن از زبان ما ميگويي.
حالا اين وسط يكي بيايد نشرياتي را كه معلوم نيست با چه استدلالي از اين سريال حمايت!!!!!!! ميكنند را ارشاد كند.
هدف بیماری ذهنی نویسنده فیلم نامه و برنامه ریزی غلط پخش شبکه 3 است .
آیا این ساعت پخش برای این سریال مناسب بود؟ بهتر بود جایش با سریال کانال 5 عوض می شد
البته منتقد عزیز از نقش مامان لطیفه صرف نظر کردند . اما به نظر من سریال واقعا عالی بود شما یه نگاه به دور و بر خودتان بکنید و ببینید چقدر انسی و ....هست که واقعا به زیبایی هر چه تمامتر نقشها ایفا شد اما ....
به نظر من تنها ایراد ی که می توان از این سریال گرفت این است که در زمان نامناسب پحش شد و گرنه از خیلی از سریالها ی بی محتوای رنگارنگ پخش شده بهتر بود .
اي آقا اين حرفها كدومه ؟اين مطالب كذب رابيان نفرمائيد.شماببينيدكدام تهيه كننده پول يشتري پرداخته تابتواند از آن تايم استفاده كند .بعد هم اينقدر منفي نگاه نكنيد.انشائ الله كه خيراست ومردم نكات مثبت رابرداشت ميكنند حتي بچه هاي 4يا5 ساله مخاطب برنامه هاي صداوسيما واقعاكه چي بگم..............
ایراد بنی اسرائیلی
الحق که انسان تحصیل کرده وبا شعوری هستی خدا شاهد است من و همسرم در موقع افطار فقط با هم دعوا می کردیم که این سریال را نبیند مثلا شما ببینید این امیر حافظ چقدر همسرش را با الفاظ رکیک در اغلب مواقع صدا میکرد و متاسفانه همان موقعی بود که در حال صرف افطار بودیم متاسفم برای بازیگران بزرگی مثل ثریا قاسمی و امین تارخ
مگه واقعيت جامعه غير از اين است
دوست عزیز همیشه ودرحال حقیقت تلخ وناراحت کننده میباشد{قبل ازافطاریابعدازافطار}بنظرشمافکرمیکنید که هنوز درجای جای این کشورنیستن گروهی که معتقدهستن عقدپسرعموودخترعمورادراسمان بستن{سندش تعدادتولدهای بچه های دارای مشکلات مادرزادی درکشور هست}ویاتابحال نشنیده اید که بدلیل نداشتن اگاهی درست زوج های جوان وچبسا کهن سال بقول شما بند رااب میدهند.یابعارت دیگر نفت ریختن وفرارکردن دختروپسر وقرارگرفتن برادر دربرابر و و و و........بنظر شماایا راهی بهتر برای نشان دادن بیفکری وگرفتن تصمیم عجولاته درادم ها که برای همگان قابل درک باشد{بجان هم افتادن.بیرون کردن دختر.اتش بیاری مادر.و......}سراغ دارید ویا ممکن هست؟درخصوص الباقی موارد مورد اشکال انصافا کدام موردبزرگنمایی شده ویا متاسفانه درجامعه مارواج ندارد.واقعا درزندگی همه ما یکنفر عاقل ودوراندیش وجوددارد؟ایا اگرفرضا هم باشد انصافا کدامیک ازماها به نصایح او گوش داده ایم؟اگر شمابجاکارگردان بودید وقرارباشد موضوعی رادرزمان خاصی وبرای تمامی اعصایی خانواده بتصویربکشید چه زمانی را مشخص میکردید؟؟؟
حرف دل ما رو زدی دستت درد نکنه.
سلام
با تقديم احترام به آقاي صادقي و نظرات منطقي ايشان و نه به غرض دفاع از سريال، سوال اين است دوست آموزش و پرورشي مان آيا در جامعه چيزي غير از اين مي بينيد ؟ آيا به نظر شما سريال ها حتما بايد مدينه فاضله را نمايش دهند و يا قبول داريد واقعيات اجتماعي نيز بايد نمايش داده شوند ؟ به نظر شما چه زماني براي نمايش واقعيات اجتماع امروز ما بهتر است ؟ ما كي و چه موقع وقت براي شنيدن و ديدن واقعيات تلخ داريم ؟
باز هم از ايشان عذر مي خواهم البته ناگفته نماند بعضي اشكالات ماهوي به اين سريال وارد است كه به نظر بنده قضاوت نهايي با مردم است.
خیانت اسماعیل به زنش را فراموش کردیی
واقعا این سریال مناسب این وقت نبود و طعم تلخی برای خانواده ها به ارمغان آورد..اگرچه از تقدیر از عوامل این سریال به خاطر فیلمنامه خوب و بازیگران قوی نمی توان گذشت.
من با نویسنده این مطلب کاملا موافقم
دشمن دانا بلندت ميكند،بر زمينت ميزند نادان دوست
من با نظر نويسنده محترم كاملا موافق هستم ، عدم درك صحيح از شرايط زمان و نياز هاي واقعي نسل فعلي موجب شده فيلم ها و سريالهايي تهيه شوند كه من نام اين توليدات را محصولات فرهنگي سياه ميگذارم حاصل عرصه اينگونه محصولات به جامعه باعث تشويق و اقبال هموطنانمان از برنامه هاي ماهواره شده است و متاسفانه اين روند هر روز شتاب بيشتري به خود ميگيرد.
پیامبر فرموند برای روزه دار دو فرحه ولحظه خوش است یکی هنگام مرگ ولقای پروردگار و دیگری هنگام افطار.
در رمضان امسال با جراحت به فرحه دوم نائل آمدیم و شاهد بی حرمتی ،بدزبانی،خشونت.... بودیم .
قابل توجه مسئولین رسانه ملی که از دست اندرکاران حتما تقدیر کنند چون برنامه چه خوب وچه بد سیره آنها این است که تقدیر کنند
من كه هر بار با ديدن صحنه حرص خوردن ها و رفتار افراطي خانم فقيه نصيري در اين سريال ، دچار سوزش شديد معده مي شدم با وجود اينكه هيچگونه ناراحتي معده نداشته و ندارم. آيا واقعا زمان پخش چنين سريال هايي حتي با فرض اينكه آموزنده هم باشند كه در واقع نه تنها آموزنده نبوده بلكه بد آموزي هم دارند، درست بعد از افطار است ؟! زماني كه مردم نياز به آرامش و اعصاب راحت و عرفان و معنويت بيشتر دارند؟! واقعا بايد به كج سليقگي مسئولين صدا و سيما تبريك گفت.
به شدت با این نقد موافقم و اگر هم آمار گیری درستی بکنید خواهید دید که مردم هم همین ها را در طول پخش سریال گفته اند..
امسال سریالهای ماه رمضان بدون استثنا بودجه مملکت رو به باد دادن بود و هیچ نکته مثبتی که نداشت هیچ بسیار بد آموزی هم داشت
بدتر از همه نون و ریحون با اون موضوع حامله بودن... وای وای وای
و سریال ملکوت و جراحت هم آموزش کم آوردن تو زندگی و خود کشی و.. چرت و پرت..
دمت گرم داداش انصافا تا شروع میشد کانالو عوض میکردم.
اقای دبیر این تازه گوشه ای ازجامعه واقعیه
بسيار زيبا و كامل بيان شد.
سلام
چرا تصور ميكنيد بايستي واقعيات را نديد؟
ايا اين گونه رفتار ها در جامعه اتفاق نمي افتد؟
اگر بد است باز رسالت خود را مبني بر نمايش بدي انجام داده.
و چه وقت بهتر از اينكه همه وقت تماشا داشته باشند.
صورت مسيله نبايستي محو شود.
lسلام، راستش من هم در حيرتم كه هدف صدا و سيما از پخش چنين سريالي چه بوده؟ اصلا هدفي را دنبال ميكرده يا فقط به دنبال پر كردن زمانهاي خود بوده است؟!! آيا منبعي وسيعتر و تاثر گذار تر از صدا و سيما كه بتواند بر رفتار، گفتار و فرهنگ مردم اثر گذارد هم وجود دارد؟ جواب اين سوال خير است. ولي مثل اينكه اين منبع با بي تعهدي و بي توجهي كامل به پخش سريالهاي تلويزيوني كه الگوهاي منفي را رواج ميدهد ميپردازد و هيچ نشاني از الگوهاي سازنده و مثبت در اين فضا يافت نمي شود. معلوم نيست نسل جوان و نسلهايي كه در حال يافتن الگوهاي رفتاري هستند به كجا خواهند رفت.
اولا اسماعیل به خاطر مشکلات به وجود آمده معتاد نشد بلکه به دلیل تزریق بیش از حد مورفین در بیمارستان معتاد شد که به درخواست خودشان بود. (درخواست بی بی - نمی دونم اون جمله بی بی پشت تلفن رو یادتون هست : مورفین به قدر لازم....)
اگر از زمان پخش سریال بگذریم به نظرم سریال خیلی خوبی بود. البته هم در داستان و هم در بازی بعضی از بازیگرها می توان ایراداتی گرفت ولی این متن شما فقط به درد کسی می خوره که سریال رو ندیده باشه چون خیلی یکطرفه به قاضی رفتید.
مثلا رفتارهای بی بی بی منطق و احساسی بود و تنها دلیلش این بود که به هیچ چیز فکر نمی کرد جز اینکه دوتا پسرش با هم خوب باشند ولی به هر قیمتی. یعنی مشکلات نوه هاش براش مهم نبود و فقط دوست داشت که بچه هاش با هم بلند صحبت نکنند و همش قربون صدقه هم برن.
متاسفانه نویسنده این نقد فقط به بازه زمانی همین سریال نگاه کرده و پیشینه شخصیتهای داستان که در گذشته با هم چه جوری بودن رو کلا از یاد برده.
دو برادر که هیچ وقت به هم بی ادبی نکردند و همیشه بین آنها حرمتی بوده .
دو خانواده که همیشه تو صرت هم لبخند می زدند و بی بی فکر می کره بهترین خانواده و پسر و عروس رو داره.
و حالا یک مشکل خیلی عجیب که می تونه بنیان هر دو خانواده ای رو از هم بپاشونه برای همه این آدمها پیش اومده پس هضمش براشون خیلی سخته.
من به شخصه از 10 به این سریال نمره 7 رو می دم.
نحوه پایان این سریال توهین به شعور بینندگان بود،واقعا باید به اینگونه هدر دادن پول تبریک گفت!!
به نظر من سریال جراحت به هیچ وجه سریال مناسبی برای پخش در ماه مبارک رمضان نبود.
نمونه کامل یک خانواده بی هویت - بی ادب -سردرگم - بی اصل و نسب که همه در برابر هم جبهه می گیرند . مثلا می خواستند با الگو برداری از سریال های فارسی وان هم به مشکلات بپردازند هم خط قرمز ها رعایت کنند . سریال های مهران مدیری و رضا عطاران بیشتر واجد این شرایط بودند تا این چیزهایی که نویسندگان سریالهای مناسبتی ماه رمضان نوشته بودند . علت اصلی فقط یک چیز است آنهم فقط به این دلیل که تعداد محدودی کارگردان و تهیه کننده نور چشمی مدیران صدا و سیما هستند که هر مدل دستور سریال سازی که بگیرند اجرا می کنند اعم از تاریخی - مذهبی - طنز و غیره نمونه اش سریال یوسف پیامبر بود . یکی از نویسندگان هالیوودی وقتی میخواست فیلمنامه زندگی حضرت عیسی ( مصائب مسیح ) را بنویسد میگفت که ده سال تحقیق کرده بود با رهبران کلیساهای مختلف تماس گرفته بود و حتی برای دیدن رهبران بعضی از شاخه های مسیحیت به کشورهای مختلف سفرکرده بود تا مبادا تاریخ به این مهمی را تحریف کرده باشد تا فیلم به همان دلایل در کشور های مسیحی ممنوع شود . نتیجه اش این شد که این فیلم در کشورهای مسلمان هم جزء پرفروش ترین ها شد . نه مثل نویسندگان ما که حتی چند تا کتاب تاریخی هم بلد نیستند نام ببرند . چرا در هر کاری دنبال مقصر و عامل می گردیم . چرا از خودمان شروع نکنیم . در بد بودن بعضی از فیلم های هالیوودی بحثی نیست ولی چرا از خوبهاش الگو برداری نکنیم ؟چرا به روند یک فیلم یا سریال خوب خارجی به چشم یک مدرسه و روش تدریس نگاه نکنیم ؟حتی به سریال های دم دستی مذهبی ترکیه هم بهتر از سریالهای فاخر!!!!! ما در می آید .
باسلام واحترام با نظرات همكار محترم آقاي صادقي كاملا موافق هستم .هر چند نتيجه خود نظر سنجي هاي مخصوص شبكه 3 اطلاعات ديگري ميدهد. اما اين سريال بي محتوي موجب تخريب اعصاب هموطنان شد.نظر سنجي هاي بيطرفانه وعلمي نتايجي خلاف نظر سنجي شبكه 3دارد. اصفهان دكتر جمشيد تقسيمي -استاد دانشگاه
احسنت
هر سال بد تر از پارسال
واقعا حرف دل مردم ایران رو زدید
وقتی هرکسی بیاد فیلم بسازه همین میشه دیگه
قدر سریال های سالهای قبل رو الان فهمیدیم
با سلام و احترام
جناب آقای صادقی عزیز
1. مسایل را از دیدگاه خود نگاه نفرمایید.
2. مشاهده برنامه های کلیشه ای و یکنواخت تلویزیون به همان اندازه برای جوان 27 ساله عذاب آور است که "جراحت" برای شما.
3. این مسایل در جامعه هست. همیشه نبایست یک پیغام را از طریق دوستی و الفت دریافت کرد. سریالی خوب است که همه بنشینند دعا کنند؟ همه محل مسجد بروند؟ دسته جمعی سینه بزنند؟
با تشکر
به نظر من این آقای محترم باید کمی در دیدگاه ها و قضاوت هایشان تجدید نظر کنند. کمی به عمق مطلب بپردازند و دست از دیدگاه های معهود گذشته و سنتی بردارند. مفهوم معنویت، احترام به بزرگتر، خداترسی در همه شئون، به دلیل فقدانشان در ماجراهای جراحت بسیار ملموس بود!
چه عجب یکی حرف دل ما را زد ما که خارج از کشور بعد از افطار دچار کلی ناراحتی جسمی و روحی شدیم و از اینکه جامعه دچار این معضلات شده به خدا پناه بردیم.
واقعا اعصابمون موقع افطار بهم می ریخت و همه بهت زده بودیم از این همه بی احترامی خوبه که بساط این سریالها برای همیشه بر جمع بشه .
همه ی سریالهای آبکی صدا و سیمان همین هست ولی این یکی انصافا به هیچ چیز رحم نکرد
7 تا شبکه دیگه هم برنامه داشتن.میتونست اونا رو ببینه
.اتفاقا برنامه های روحانی هم بودن. حال آدم از این همه جلب توجه کردن به هم میخوره.اگه بد بود چرا همه رو نشسته نگاه کرده که لحظه هاش اینطوری رفته تا عمق وجودش
واقعا" تحلیل بجایی بود . ما که امسال تو ماه مبارک رمضان از این سریالهای سیما فقط غم و غصه دیدم و بس .یاد سریالهای طنز به خیر...
ما سريال هايي مثل خانه بدوش (آقاماشالله)
مي خواهيم نه جراحت!!!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.