از آوانس به علی دایی تا ترحم به دهنمکی
رضا رشیدپور در گفتوگو با شماره هشتم ماهنامه مدیریت ارتباطات از برخی ناگفتهها در رابطه با سه گانه عبور، شب و مثلث شیشهای پرده برداشته و به برخی نکات جالب توجه در مورد ساز و کارهای حاکم بر صداوسیما روایت کرده است.رشیدپور با اشاره به عدم موفقیت بیشتر تاکشوها (Talk Show) در ایران، دلیل این مسئله را اینگونه به زبان آورده است: «ما(مجری ها) در تاکشوها تصور میکنیم، تنها من هستم و گفتوگو شونده، در حالی که نفس و حضور مخاطب را در این گفتوگوها اهمیت بسیار بالایی دارد. ضلع سوم تاکشو ـ یعنی کسی که به گفتوگوی تو گوش میکند ـ مهمترین رکن گفتوگو است و الان دلیل اینکه خیلی از گفتوگوهایی با شکست مواجه میشوند، این است که این ضلع سوم مخاطب را ندید میگیرند.»
رشید پور با پذیرش انتقادات وارد بر برنامه های ساخته شده توسط خودش، اینگونه می گوید: «انواع تاکشوهایی که من ساختم هیچ کدامشان کاملاً منطق با استانداردهای حرفهای نبودند، در خیلیهاشان شتابزدگی وجود داشت، در خیلیهاشان سردرگمی وجود داشت، برخی گفتوگوها هدفمند نبود و....»
این مجری جوان تلویزیونی که در برخی محافل شائبههایی مبنی بر ممنوع التصویر شدن وی به گوش می رسد، در توضیح دلیل اینکه گفتوگوها در ایران معمولا به سرمنزل مقصود نمیرسند، نکته جالبی را مورد اشاره قرار داده است، او در زمینه خاطرنشان کرده است: «گفتوگوهای ما در رسانه نه، حتی بین دو همسایه هم هیچوقت نتیجه ندارد؛ بین زن و شوهر هم نتیجه ندارد. ما ایرانیها اصلاً اهل گفتوگو نیستیم، چه در رسانه باشد، چه سر کوچه. دلیل آن هم این است که اکثر گفتوگوهای ما ایرانیها با پیش فرض «من او را متقاعد خواهم کرد» صورت میگیرد، چون یک دیکتاتوری پیشفرض در این گفتوگوها موجود است. به همین خاطر ما نه در 10 سال، نه در صد سال بلکه در طول قرنها از طریق گفتوگو به نتیجهای نرسیدهایم.»
رضا رشیدپور که از گذرگاه رادیو وارد تلویزیون شده، در تفسیر وضعیت فعلی مجریان در تلویزیون، با اشاره به کم بودن مجریهای متخصص در تلویزیون، اینگونه خاطر نشان کرده است: «مجریهایی با سواد کم که ادای مجریهای متخصص را در میآورند. این در تلویزیون ما خیلی بیشتر است.» وی در ادامه در پاسخ به سوالی در رابطه با تعداد مجریهای موفق در تلویزیون آنها را کمتر از انگشتان یک دست دانسته و گفته است: «بعضی وقتها من کمسوادیهایی را در تلویزیون میبینم که از حد "درد هجری کشیدهام که مپرس" هم گذشته است.»
رشیدپور در جای دیگری از این گفتوگو به برخی ناگفتهها در مورد برنامههایش اشاره کرده است. در پاسخ به انتقادی که در مورد مدارا و آوانس دادن وی به برخی از میهمانان خاصش همچون علی دایی، تاکید کرده که مجری یک تاکشو نباید تحت تاثیر موج های ایجاد شده در جامعه قرار بگیرد و سوار بر موج شده و همچون دیگران یک فرد را بکوبد. وی در ادامه جملات جالبی را در مورد علی دایی بر زبان آورده است: «مثلاً آقای دایی موقعی به ضد قهرمان ملی تبدیل شده بود. من هم میتوانستم در برنامهام بگویم خاک بر سرت که این بلا را سر تیم ملی آوردی، بهبه و چهچه هم میشد.»
وی در مورد عدم انتقاد از مهران مدیری در برنامه اش نیز دلیل جالبی ارائه کرده است: «در مورد مهران مدیری دوست نداشتم در برنامه اذیت شود. مهران مدیری بار اول تا پای برنامه آمد و ده دقیقه مانده به آنتن به ما اجازه پخش ندادند. این خیلی بد شد. در برنامه دوم دلم نمیخواست مهران که یکبار سرخورده شده، یکبار هم کنف شود و استودیو را ترک نکند.»
مسعود دهنمکی فرد دیگری است که رشیدپور در موردش به شکل جذابی نظر داده است:« با مسعود دهنمکی صحبت میکردیم، بحث هم خیلی داغ بود که گفت دختر سیزده سالهام الان برنامه را میبیند. من یک لحظه در موقعیت پدر بودن رفتم و اینکه الان دخترش برنامه را میبیند و زیر سیبل انتقاد بودن پدر و.... همین حس ترحم لحظهای باعث شد سمت برنامه را عوض کنم و از انتقاد جدی تند بروم به سمت خاطره تعریف کردن و مرور کردن.»
مجری خبرساز رسانه ملی، نبود اعتماد به نفس در رسانه را دلیل عدم تداوم برنامههای موفق تلویزیونی در ایران بر شمرده است، او این سوال را اینگونه پاسخ داده است: «این رسانهها اعتماد به نفس دارند و قدرتمند شدن آن «تاکشومن» چیزی از اعتماد به نفس رسانه کم نمیکند، یعنی کماکان لری کینگ است که وابسته به شبکه تلویزیونیاش خواهد بود و اعتبارش را از او خواهد گرفت، نه اینکه شبکه به واسطه او معتبر بشود. رسانههای ما چون اعتماد به نفس ندارند، بلافاصله فکر میکنند نکند فلانی برای ما شاخ شود. مثلاً مهران مدیری فکر نکند اگر نباشد.... اصلاً نباشد. یک نفر پارچه کت و شلوار برای خیاط برد و گفت این را تا هفته بعد برای من آماده کن. فقط نیایم بگویی برق نبود و اطویم خراب بود و.... اصلاً ول کن، کت و شلوار نمیخواهم! الان رسانههای ما هم اینطوری شدهاند.»
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
رشید پور دوست داریم.
اين اقا چه طور جرات ميكند در خصوص مردم اينطور قضاوت ميكنه بهتر نيست اول از خودش شروع كنه
چقدر ایشان از خودشان متشکرند!!! به یکی آوانس می دهد به یکی ترحم می کند و همه در مقابل ایشان ناچیز و سوسک اند
گفته های وی سرشار از نگاه بالا به پایین است آنهم در مورد کسانی که همگی حداقل از او بالاترند ... به این کلمات دقت کنید ! "... آقای رشید پور به نظرم خیلی حس حرفه ای گری گرفتتون و شاید فکر می کنید نسخه ایرانی و مرد "اپرا" هستید ! اما به نظرم هنوز تو همون مثلث شیشه ای موندید !
در مورد مسئله گفتگو و ما ایرانیها کاملا حق با ایشونه!!!
فکر نمی کنید ایشان در واقع به خودش و جوانی اش ترحم کرده نه به آقای ده نمکی ؟؟ و احتمالا منظور از دخترشان ، افراد دیگری بودند که مشغول تماشای برنامه بوده اند ؟؟
ما تو رسانه چیزی به نام نقد یا انتقاد نمی بینیم یه فرزاد حسنی بود که تختش کردن یه فردوسی پور مونده که وقتی نماینده مجلس میاد رو خط اونم چپ میکنه... اصلا فضای انتقاد تو رسانه هست؟ اگه هست حد و مرزش چه شخصیت هایی هستن؟ مجری های صدا وسیما هم به لطف بی بی سی و voa یه تکونی به خودشون دادن.
فکر میکنه که خیلی باسواد تشریف داره که بعد از 2 یا 3 سال تازه میگه من کوتاه اومدم !!
از لوازم گفت و گو داشتن گوش سالم برای شنیدن ، منطق برای تجزیه و تحلیل درست ، صبر و طرفیت برای شنیدن نطز مخالف و از همه مهمتر داشتن چشم بینا برای دیدن واقعیت های اظهر من الشمس می باشد که ظاهرأ ما ایرانی ها هیچکدام از این ها را نداریم . ملتی لجباز و از خودراضی که هر موقع در استدلال کم می آوریم طرفمان را با انواع اتهامات مجبور به سکوت می کنیم .
دمش گرم خیلی باحاله...جاش واقعا در تلویزیون خالیه....
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.