آخرین خبرزیان ۵.۸ میلیارد یورویی فولکس‌واگن؛ غول آلمانی گرفتار بحران شد
2بازدید

روایتی از یک نسل؛

آقایان مسئول «متولد 1361» را ببینند!

این نمایش هرچند تلخی‌های خاص خود را دارد و گاه برخی طعنه‌هایش، متوجه مسئولان کشور است، از آنجا که ذات هنر تئاتر به ویژه هنر متعهد، بازخوانی تاریخ، روایت دردها و تصویر آشوب‌های فکری زمانه است، بدون تردید، باید از سوی مسئولان کنونی، مسئولان پیشین و همه آنها که برای آینده این کشور در تلاشند، مورد توجه قرار بگیرد.

آقایان مسئول «متولد 1361» را ببینند!
سرویس فرهنگی ـ «متولد 1361»، روایت نسلی است که در میان آتش و خون جنگ به دنیا آمد و تاریخ پر تلاطمی را در سال 88 از پیش روی گذراند و هم اکنون برای فردای خود با پرسش های متعددی روبه روست؛ پرسش هایی که بدون شک، آقایان روسای جمهور تاکنون باید به بسیاری از آنها پاسخ دهند.

به گزارش «تابناک»، نمايش «متولد 1361» که از روز يکشنبه 28 آذر ماه در تماشاخانه‌ «ايرانشهر» به روي صحنه رفته، نوشته‌ نغمه ثميني به کارگرداني پيام دهکردي است که نسل سوم انقلاب را در هفت پرده و هفت برهه و هفت چهره نشان می‌دهد. با او از درون جنین مادر آغاز می‌شود، تا آستانه سی سالگی و مادر شدن پیش می‌آید.

نمایشی که با متن فوق العاده ثمینی و بازی‌های خوب هفت بازیگر جوان تئاتر که برخی تجربه‌های سینما و تلویزیون را نیز دارند، به خوبی روایتگر نسلی است که سال‌هاست در پی آرمانشهر فکری خود جستجوگر نام ها و نشانه‌هاست.

این نمایش، هرچند تلخی‌های خاص خود را دارد و گاه برخی طعنه‌هایش متوجه مسئولان کشور است، از آنجا که ذات هنر تئاتر بویژه هنر متعهد، بازخوانی تاریخ، روایت دردها و تصویر آشوب‌های فکری زمانه است، بدون تردید، باید از سوی مسئولان کنونی، مسئولان پیشین و همه آنها که برای آینده این کشور در تلاش فکری، اجرایی، سیاسی و فرهنگی هستند، مورد توجه قرار بگیرد.

نمایش «متولد 1361» راوی رنج های نادیده «جنگ» است؛ روایتگر فضای آرمانی، هیجانی، سیاسی و برخی تشنج‌های دمکراتیک در کشور است که همواره بیشترین تأثیر خود را بر نسلی گذاشته که «تأثیرگذارترین» بوده‌اند؛ جوانانی که در بحبوحه انقلاب نبودند، جنگ را چونان خاطره ای تلخ به یاد می‌آوردند و برهه‌های انتخابات خرداد 76 و تیر 84 را به خوبی در ذهن تاریخی خود حک‌ کرده‌اند.

این نمایش که متنی بسیار حساب‌ شده، فنی و فراتر از شعارهای سیاسی و تماشاگرپسند را در خود جای داده، روایت سرخوردگی نسلی است که پس از گذر از دوران نوجوانی و کودکی، در پس هر انتخابی، با آرزوها و تمایلاتی متعلق به نسل خود، پای در عرصه اجتماعی کشور گذاشته، ولی پس از چندی، گویی برج آرزوهایش را در آستانه فروپاشی دیده و... .

نسلی که گاه تا مرز سرخوردگی و ناامیدی، به فکر فرار می‌افتد و گاه از فرط خرسندی و امید به آینده، پای همه رفتارهای ناهنجارش می‌ایستد. «متولد 1361»، هرچند بدون عیب نیست و گاه خراش‌هایی بر پیکره سیستم مدیریتی کشور می‌اندازد، ولی به خوبی «سرگردانی» و تنهایی نسل سوم انقلاب را نمایش می‌دهد، نسل بی‌پناه، نسل بدون استاد و نسل شدیدا احساسی.

این نمایش که دیدن آن به شدت برای دختران امروز، پیشنهاد می‌شود، از آنجا که در سرنوشت و آینده یک نسل موثر است، نیازمند نگاه مسئولان است، هم روسای جمهور پیشین، هم رییس جمهور کنونی و هم کسانی که در صدد حضور در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی آینده کشور هستند، باید این سیر تاریخی نسل سوم کشور را ببینند و نگذارند اتفاقی که در پایان نمایش، به صورت سمبلیک و نمادین روی می‌دهد، برای «فکر و ذهن» نسل آینده‌ساز و مدیر سال‌های نزدیک کشور رخ بدهد. ضمن اینکه با بازخوانی اتفاقاتی که در دو دهه اخیر در کشور رخ داده، سهم خود را در این رخدادها بشناسند و برای رفع کم‌کاری‌ها و ضعف ها و تقویت نقاط قوت، تلاش کنند.

باید این نمایش را دید و درک کرد که نسل سوم انقلاب، چقدر از دروغ و ریا، بیزار است، چقدر نیازمند اعتماد مسئولان به این نسل است و تا چه میزان، عاشق انسانیت و رفتارهای صادقانه است و از رنگ و لعاب‌های سطحی و شعارهای بزرگ، اما بی‌هدف گریزان است. باید این نمایش را دید تا فهمید که «دروغ گفتن برای بچه‌ها همچون دفتر مشق و مداد پاک‌کن است؛ اگر با خودت نبری، از مدرسه بیرونت می‌کنند.» (از دیالوگ‌های نمایش) باید این نمایش را دید تا درک کرد، که دین و آیین نیازمند «هنر انتقال» است و نه کلیشه تکرار.

هرچند بازی‌های این نمایش، همه در یک حد نیست، ولی کارگردانی نسبتا خوب دهکردی، سطح کار را تا حدی یکدست کرده البته برخی بازیگران جوان این نمایش بسیار فراتر از حد خود ظاهر شده‌اند. ضمن اینکه، دکور ساده، هوشمندانه و همراه با فضای نمایش، در کنار موسیقی هماهنگ با فضای کار، از جمله نقاط قوت این نمایش به شمار می رود. با این حال، نقش اصلی در موفقیت این نمایش را متن خوب «نغمه ثمینی» ایفا می‌کند.

گفتنی است، نمايش «متولد 1361» هر روز (به جز شنبه‌ها) ساعت 18 در تماشاخانه استاد سمندريان در تماشاخانه ایرانشهر روی صحنه می‌رود.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

مصطفی۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۱۰:۴۲

بسیار آموزنده برای همه مسئولین کشور و نمام مردم است.عاجزانه میخواهم به هر قیمتی شده پس از اکران آن ، در صدا و سیما به دفعات نمایش داده شود.

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۱۰:۴۰

من 33 سالمه جرات نكردم ازدواج كنم شما چه جوري ازدواج مي كنين اونم با 28 سال سن !!! :-)

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۱۰:۱۸

منم متولد 1361 هستم
چه خوب که بالاخره یکی از درد ما حرف زد
هنوز صدای بمبارون تو گوشمه
هنوز بی برنامهگی برای نسل من پیش چشممه
هنوز هم دارم تاوان بیشترین شرکت کننده های کنکور رو پس می دم

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۱۰:۱۶

متولدین این سال در خانواده ما بسیارند و من وچند نفر دیگر که متولدین دهه 40 هستیم هر از گاهی که دوره هم بحث میکنیم یک خط درمیان عذر خواهی می کنیم ، بعضا شرمنده می شویم .

نادر۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۹:۴۰

این نسل نتیجه تک صدایی و سر در زیر برف کردن مسئولین است.و اگر آقایان نپذیرند و.... راه خود را ادامه دهند و مدام برای خود نوشابه باز کنند و از رسانه های خود حرف خود را دیکته کنند و مردم را نبینندو...
خدا باید به داد نسلهای دهه 60 و 70و... برسد.دعا کنیم مسئولین قدری پذیرش صحبتهای دیگران را داشته باشند و از این خواب غفلت بیدار شوند.

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۹:۳۱

ما كه دنيا اومديم شير خشك قحطي بود. بايد بابا هامون كلي پارتي بازي مي كردن تا بتونن واسمون شير گير بيارن. بعدشم نوبت درس خوندنمون شد. يادمه كلاس چهارم ابتدايي واسه اينكه برم يه مدرسه بهتر درس بخونم بابام مجبور شد يه اجاره نامه الكي جور كنه كه من ساكن اون محله ام. اين شرايطو بذارين كنار شاگرد اول بودن من طي 12 سالي كه دانش آموز بودم. واسه ثبت نام راهنمايي تو همون مدرسه هم كلي پارتي لازم بود. واسه درس خوندن تو دبيرستان هم امتحان داديم تا يه مدرسه خوب بريم . البته چون رتبه ممتاز آوردم اونجا ديگه پارتيم خودم بودم. رسيديم به كنكور. احتمال قبولي ما 10% بود. يك ميليون و پانصد هزار شركت كننده و فقط 150 هزار نفر قبولي. من يه رتبه خوب آوردمو از يه دانشگاه درجه يك دولتي تو رشته مهندسي برق فارغ التحصيل شدم. اما قحطي نسل ما به خدمت سربازي هم خورده بود. تنها اثر اين همه درسي كه خوندم 2 تا ستاره بود كه رو دوشم سوار شد. اما همه مي دونن خدمت تو نيرو انتظامي يعني چي!! چند شب اول معرفي به يگان خدمتي نگهبان در جبهه بودم. تو سرماي زمستون اون سال. همون باعث شد تا سينوزيتو يادگاري برام بذارن. بعد 2 سال دنبال متهم و شرور دويدن و رانندگي ، خدمتم هم تموم شد. تو امتحان استخدامي هم قحطي بود! واسه 7 نيرويي كه مي خواستن 1700 نفر شركت كرده بودن احتمال قبوليم نمي دونم چند بود اما اول شدم. حالا كه سر كار اومديم به قحطي حقوق خورديم.....

سجاد۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۹:۱۸

فک کردم انتخاباتی چیزی در راهه که فکر این نسل بیچاره بی راه و بی درآمد افتادن

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۹:۰۵

با سلام :
لطفا پخش کنید شاید راندک احتمالی مسئولان ببینند
من هم متولد61 هستم اگه بخوام نسل خودم رو توصیف کنم بی پرده میگم که ما نسل بحران هستیم بابحران به دنیا اومدیم بابحران زندگی می کنیم وبا بحران خواهیم مرد همه چیز برای نسل ما جیره بندی و نوبتی بود .نسل ما با بحران شیر خشک وپوشک به دنیا اومد بعد این بحران به مدارس ابتدایی رسید که چند شیفت کردن مدارس نمونه ااش بود بع راهنمایی ودبیرستانودانشگاه. سال 80 که کنکور سراسری در رشته خوبی قبول شدم یکی از پرتراکم ترین سالها بود، حالا هم که وارد بازار کار شدیم باز هم همون اشباع شدگی با ماست فکر کنم روزی که بمیرم برای ما احتمالا کفن وسنگ قبر و....هم کم بیاد!!
این نسل منه نسل بحرانی 61

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۹:۰۴

یه چیز جالبی که در 61 هاست جنگندگی است و اینکه دوست دارن اوضاع بهتر بشه

شيما۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۸:۵۹

من متولد 1359 هستم همزمان با جنگ متولد شديم با جنگ به مدرسه رفتيم و همه نظامهاي آموزشي روي ما امتحان شد براي دانشگاه كنكور داديم براي پيش دانشگاهي كنكور داديم ولي براي احراز شغل هيچ كنكوري از ما برگذار نشد و ما همه بيكار اندر خم يك كوچه ايم.

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۸:۴۵

جالبه اين مازيار که از طرفداراي پر و پا قرص اين دولته، توانگليس نشسته ، حال مي کنه، واسه ما اينجا نطق مي کنه

بهروز۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۸:۴۴

تابناک عزیز .از تحلیلتان خوشم امد .من تئاتر مذکور را ندیده ام .اما بی پناهی نسل سوم را بدرستی گوشزد کرده اید .من جامعه شناس نیستم .اما در این وضعیت نسل پس از انقلاب ، بنظرم نسل قبل بیشتر از هر کسی مقصر است زیرا آرمانگرائی های رویاپردازانه نسل قبل بود که به انقلاب 57 منجر شد .نسلی که احساساتش بر عقلش غلبه داشت .اصولا انقلاب نتیجه اش بهتر از ایجاد نسلی بی پناه و افسرده نیست .باید این واقعیت تلخ را پذیرفت هرچند که به مذاق بسیاری از حاکمان خوش نیاید .شما به سرنوشت نسلهای انقلابی و پس از انقلاب ( انقلابهای سوسیالیستی،اسلامی ، چریکی ، و ...)را مطالعه کنید آیا مشابهات عجیبی علیرغم تفاوتها نمی بینید؟انقلاب مثل یک جنگ داخلی است و طرف پیروز به رقیب شکست خورده هیچ رحمی نمیکند و مدام به تصفیه جبهه خودی برای تداوم انقلاب میپردازد و دود این رفتارهای حکومت انقلابی به چشم مردم و بویژه نسل جدیدش میرود.

علیرضا۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۸:۳۹

سلام یک متولد 1361 هستم، کسی هست که بتونه دقیقا بگه ارزش داره این تئاتر رو دیدن و چرا؟

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۸:۳۶

کار «تابناک» به فال و رمل و ... رسید.!!!؟؟؟؟
من متولد برج سرطانم .
بیزار از انتشار غده سرطانم
عاقبت من هم هست در دست سرطانم
و ......

پدرام۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۸:۱۰

چرا دهه 50 را اسم نميبرين يكسال قبل از جنگ ايران و عراق به علت جنگهاي داخلي آواره شديم از كردستان ايران به دلايل متعدد مورد غذب بوديم هيچ وقت كار درست و حسابي پيدا نشد خانه و كاشانه در بمباران روزانه صدام ويران شد كنكور تنها راه نجات خوب قبول شدم
شدم كارشناس ارشد فني مهندسي و الان كار ميكنم ولي هنوز بدبخت و دربه در هنوز يك ماه كارنكنم خودم و زن وبچه بايد گشنه باشيم خيليها را ميشناسم كه بدون عبور از مرز كنكور در كردستان يا سياسي شدن يا قاچاقچي يا رفتن روي مين
ميدونم هيچ وقت كامنت من رو نميزارين ولي خوشحال ميشم يكي باشه اين دردها را بشنوه

علی از کاشان۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۸:۱۰

من یه متولد 44 هستم سال 58 که بسیج درست شد وارد بسیج شدم که آموزش نظامی ببینم چه دورانی بود فقط خلوص وخلوص مردم به همدیگرکمک میکردنداگرکسی نفت نداشت همسایه به اونفت میدادوکمکهای دیگر... اماچندسالی که گذشت دیگرخبری ازآن اخلاص نبود تمام جامعه رنگ ریاگرفته ازمسئولین گرفته تاهمه جامعه ریاکارشده اند حتی نمازخواندمان نیزریاست خدابه فریادمان برسد.

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۸:۰۳

متولدين دهه 60 چي از جنگ يادشون مياد؟

ناصر۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۷:۴۲

دهه سی یا انقلاب کردند ودهه چهلیا جنگ را با سربلندی تمام کردند دهه پنجاهیا دوره سازندگی را مدیریت کردند وکشور را به سمت توسعه پیش بردندتا اینجا همه بی توقع حالا دهه شصتی های پر توقع ببینیم چیکار میکنند فقط خوابیدن زیر درخت خرما تا شاید یه خرما از بالا بیفته تو دهنشون

نصیری۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۷:۳۶

سلام
من متولد سال 61 هستم و با یکی از متولدین 61 ازدواج کردم، پسرم متولد 84 است و در وقایع سالهای اخیر مخصوصا سال 88 حضوری فعال داشتم. هیچگاه از اینکه متولد این کشور، این انقلاب و این نظام مقدس هستم، پشیمان نیستم.
باید این نکته را بدانیم که زندگی همیشه سخت بوده و هست، اما به نظر من بهتر است که با امید به آرزوهای بزرگ و آرمانهای والایی که داریم، تلخی و سنگینی شرایط را برای خود شیرین کنیم و این را بدانیم که انسانهای منفی باف و غرغرو همیشه بیش از آنچه که فکر میکنند، سختی خواهند کشید.

مسعود۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۷:۳۶

متولدين دهه 40 يادتون رفت

یادمان۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۷:۱۰

به راستی چقدر تلخ است یادآوری آن روزها. یادم می آید که دوران ابتدایی در بعضی از مدارس چهار شیفت محصل بود. مدرسه ما سه شیفت داشت. یادم می آد آن روزها برای کنکور نزدیک به دو میلیون نفر داوطلب وجود داشت یادم می آد دانشگاه ها یک دهم امروز بودند خدایا شکرت که بچه های ما آن روزها را نمی بینند. متولد 54

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۷:۰۵

نسلهای سوخته درایران کم نیستند.از جنگ زدگان چه خبردارید........

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۰:۴۸

تو را خدا این قدر خوب خوب در مورد این نمایشنامه یا کارگردانی اش نگویید .از فردا دستور می دهند جلوی اجرایش را بگیرند.تا وزارت ارشاد بی خبر است ببینیم اش .

علی۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۰:۱۸

من متولد 54 هستم هم دوران تظاهرات و درگیریها و نابسامانیها وخشونت های منجر به انقلاب 57 را را با تمام وجود درک کرده ام هم 8 سال جنگ تحمیلی را.
یادم هست شب روزی که میخواستم بروم کلاس اول ابتدایی تلویزیون استان اژیر خطر حمله هوایی پخش کرد و خانه ما در خاموشی به سر میبرد وپشت پنجره ها پرده های کلفت اویزان کرده بودیم برای اینکه هواپیماهای عراقی خانه ها را بمباران نکنند
به نظر من متولد 61 برای نام این تاتر یا نمایشنامه نام صحیحی نیست وعمومیت ندارد. چون من وهم نسلان من هم دوران کودکی ونوجوانی مان در درگیریهای انقلاب وهم در جنگ تحمیلی گذشته است وهرچه استرس بوده به مادرانمان وبه خودمان تحمیل شده است
در در گیریهای انقلاب حتی با این که کودکی 3 ساله بیش نبودم یک بار ماموران ژاندارمری به داخل خانه مان ریختند واحتمالا به دنبال جوانهای انقلابی فراری می گشتند که احتمال می دادند در خانه ما مخفی شده باشد من از ترس ماموران که ملبس به کلاه خود ولباس فرم ژاندارمری واسلحه ژ3 بودند که به چشمان یک کودک 3 ساله احتمالا خیلی ترسناک می باشد پشت سر مادرم پنهان شدم وتامادامیکه انها خانه مارا جستجو میکردند گریه میکردم خاطرات ان روز در جسم وروحم به شدت نفوذ کرده که حتی از سربازی نیز می ترسیدم که به هر نحو شده بود میخواستم به سریازی نروم حتی تا 4 سال پیش از گرفتن گواهینامه می ترسیدم به نحویکه در ازمون تئوری قبول میشدم ودر ازمون شهر که باید در کنار یک افسر ملبس به لباس فرم نیروی انتظامی می نشستم چنان استرسی مرا فرا میگرفت که در جا اشتباه میکردم تا اینکه اموزشگاههای ازاد رانندگی تاسیس شدند وتوانستم درکنار یکمامور با لباس شخصی بدون استرس گواهینامه ام را اخذ کنم
در طول جنگ تحمیلی هم استرسهای زیادی را تحمل کردم
امروز شبکه خبر سیما کاسه داغ تر از اش شده بود وگزارش مبسوطی از جنگ امریکا با ویتنام پخش میکرد و از مظلومیت مردم ویتنام میگفت واز پرداخت غرامت امریکا به مردم ویتنام سخن به میان می اورد واز خسارات جانی ومالی به مردم ویتنام سخن میراند واینکه جنگ ویتنام طو لانی ترین جنگ قرن بیستم بوده است و.....
با خود گفتم چرا سنگ مردم ویتنام را به سینه میزنی مگر خودمان 8 سال جنگ نداشته ایم شاید عراق پسر خاله مان بوده که ادعای غرامت نمیکنیم یا شاید همه متصدیان رسانه ملی وسیاستگذاران ان از مریخ امده اند که خبر ندارند در ایران هم جنگی خانمان سوز بوده است یا شاید همه شان متولد 1389 هستند که خبر از جنگ 8 ساله خودمان ندارند وشاید هم اب وهوای جام جم یا زیباکنار در انها اثر کرده که مصیبتهای بر سر کشور ومردم وخوشان امده را فراموش کرده اند.

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۰:۰۷

پس متولد 41 ها چی بگن از ونا هم بگید

حامد۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۲۳:۰۳

حالا تازه اولشه، تا حالاشو يا بچه بوديم خيلي نمي فهميديم و يا جوون بوديم سرمون گرم بوده. فكر كنم از اين به بعدش داستان جذابتر بشه!

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۲۲:۴۳

باریکلا به خانم دکتر نغمه ثمینی با این همه شهامت .و جسارت و صداقت. من کار را دیدم . نوشته فوق العاده ، کارگردانی خوب و چند بازی بسیار قوی وخوب خسته نباشید

متولد 61/10/11۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۲۲:۱۳

دوران نوزادي : شير پيدا نمي شد و همه پدر و مادرها دنبال شير خشك از اين مغازه به اون مغازه بودن .

دوران ابتدايي و راهنمايي : با افتخار مي گفتند بيست ميليون كلاس اولي . مدارس سه شيفته بودند و هر كلاسي 40 50 تا دانش آموز كه تا آخر سال تحصيلي هم معلم شاگرداشو نمي شناخت .

دوران دبيرستان : انواع نظامهاي قديم و جديد ترمي واحدي و بسيار جديد سالي واحدي رو براي نسل ما آزمايش كردند .

دوران پيش دانشگاهي : با كنكور وارد مقطع پيش دانشگاهي شديم

دوران سربازي : بچه مايه دار ها سربازي شونو خريدند و ما بي پول ها فقط پست داديم اين يعني آخر عدالت

دوران دانشجويي : از هر 10 نفر يك نفر به دانشگاه راه پيدا مي كرد .

دوران اشتغال : بحران بيكاري فراگير شد .

دوران خريد مسكن : قيمت مسكن رو به رشد نهاد و ساعت به ساعت قيمت مسكن و اجاره هاشون افزايش مي يافت .

دوران ازدواج : هزينه هاي ازدواج سر به فلك گذاشت و طلا ركورد زد .

دوران كهنسالي : بحران خانه سالمندان : براي متولدين دهه 60 طرفيت در بيمارستانها و مراكز نگهداري سالمندان تكميل هست لطفا مراجعه نفرمايند .

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۲۱:۵۷

عزيزان من چرا فقط يك دهه خاص رو در موردش حرف مي زنيد بايد از متولدين ابتداي 50 تا حالا رو زير ذره بين گرفت و درد جامعه رو مطرح كرد تا يكي به آن انديشه كند و را حل ارائه نمايد و شايد دلسوختگاني نه براي قدرت بلكه براي خدمت مردانه عمل نمايند.

شلمچه۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۲۱:۵۱

من افتخار دارم که از نسل دهه خون وشهادت هستم
دهه شصت دهه باز شدن درهای الهی
به روی کشور بود
وچه زود این درها بسته شدند
وبد به حال ما که در این دوران فتنه ماندیم
که معصومین گفته اند در این دوران نگه داشتن ایمان مانند نگه داشتن گاوله آتش در کف دست است
رهسپاریم تا ظهور
یاحق
سید
shalamche1.blogfa.com

محسن۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۲۱:۳۴

خوبه باز هم شما این رویدادها رو به شکل خبر در میارید
ولی اونهایی که دایه رسانه بودن رو دارن کجان

behzad۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۲۱:۲۸

متولدم دقیقا 1361 است که
با خواندن این مقاله زیبا اشکم در آمد

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۲۰:۵۷

من ٍ 61 ي با اين نوشتار ياد همه خاطراتي كه شما گفتين افتادم
سپاسگزارم

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۲۰:۵۳

یک متولد 61: همه این سرخوردگی ها رو راست می گین، اما هیچ علاقه ای نداریم نقش قربانی ها رو بازی کنیم ما آب دیده تر شدیم

رضا۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۲۰:۵۲

خوب وبد ممنون

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۲۰:۳۲

حتما ببينيد اين تاترو. يك شاهكار بي‌نظيره. كار اين 7 دختره دهه 60 معركه است. اقاي دهكردي هم كه كارش حرف نداره. فرصت رو از دست نديد. تماشاخانه ايرانشهر- ساعت 6 بعدازظهر

Black SWAN۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۲۰:۲۰

متن بسیار شیوا نگاشته شده، لذت بردم، ممنون

ابول الفضل عرب دوست۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۲۰:۱۳

متولدین اول انفلاب چه مصبیتها که ندیدند عروج رهبر انقلاب در سال 68 که واقعا دردناک بود رحلت مرجع تقلید بنده حضرت آیت اله گلپایگانی و...

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۲۰:۱۲

من 58 هستنم از اهواز و افتخار م یکنم که بچه جنگ هستمو جنگو دیدمو با این نسل فرق دارم

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۲۰:۱۱

تابناک نظرات رو ببین، خیلی ها بهت اعتماد ندارند. ایران هستند ولی با فیلترشکن وارد میشن و نظر میزارن.

محمد۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۱۹:۴۶

من متولد سوم خرداد 61 هستم.روز آزادسازی خرمشهر.بچه ی جنوب و عاشق گرما و شرجی.متنفر از ریا،تظاهر و دزدی

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۱۹:۱۶

آخ که چی می کشیم ما 1361 ی ها. همین هایی که گفتید دقیقا سر من آمده: سرخوردگی، ناامیدی......

Black SWAN۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۱۸:۴۴

متن بسیار شیوا نگاشته شده، لذت بردم، ممنون

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۲۳:۱۳

بد سلیقه

يك هنرمند تئاتر۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۱۸:۱۶

اين نوعي تبليغات است كه معمولا براي ستاره هاي سينما اعمال مي شود. من نمايش را ديده ام. در مقايسه با آثار ديگر كه در حال اجرا مي باشند ويژگي خاصي ندارد كه واژه متن فوق العاده را براي آن كار كنيد. نويسنده بيشتر از نقد تبلغات كار را انجام داده است. بهتر نيست براي همه آثار صحنه يكسان تبلغات كنيد؟!

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۸:۴۰

کارهای خانم نغمه ثمینی واقعاً فوق العاده است. برای ایشان به عنوان یک بانوی خوش ذوق هنرمند وادیب و سخنور آرزوی موفقیت و سلامتی می کنم.

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۱۸:۱۵

آفرین

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۱۸:۱۳

تابناک چقدر گرفتی داری واسشون تبلیغ میکنی؟البته بعد از حذف یارانه ها باید هم اینکارها رو انجام بدی

نوید۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۲۱:۲۴

شما اگر تئاتر میدونستی چیه به جای یه لنگه کفش خریدن پول تئاتر میدادی هم سوا خودت، هم خانوادت و هم جامعه رو بالا ببری که وضع بچه هات در آینده اینطور نباشه

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۱۸:۱۰

خیلی خوب بود...حتما باید بریم ببینیم....باید خیلی خوب باشه...

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۱۸:۰۵

ما متولدين دهه 60 از نام ما مشخص است كه زمانه كدام انگشتش را به سوي ما نشانه رفته است.

زمانه۱۳۸۹/۱۰/۱۴ ۰۰:۴۶

شرمنده، اگه بد بود معذرت...

بهروز۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۱۷:۵۷

با توصیفاتی که انجام دادید راغب به تماشا شدیم (جمعی از دانشجویان خراسانی)

دین و آیین نیازمند «هنر انتقال» است و نه کلیشه تکرار.

ناشناس۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۲۲:۲۵

دم این دانشجویان خراسانی که تو المان هستن و خودشون خبر نداشتن

ali۱۳۸۹/۱۰/۱۳ ۱۷:۲۸

khob bod . moaffagh bashid.

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.