علی داداشی: تا آخر عمر مشکی میپوشم
قبل از آن من تقاضایی از همه مردم خوب ایران دارم، تمامی كسانی كه روحالله را شناخته و میشناختند خوب میدانند كه روحالله چقدر معصوم و و مظلوم بود، اما برخی از رسانههای خارجی دارند از این موضوع سوءاستفاده كرده و تبلیغات مخرب خود را آغاز می کنند. حرف من به آنها این است كه چرا حق را نمینویسند. 3 جوان در شب حادثه جلوی روحالله را میگیرند. روحالله از ماشین پیاده و شروع به نصیحت آنها میكند. روحالله به آنها میگوید كه شما جوان هستید، چرا این كارها را انجام میدهید. این حرفها، حرفهای من نیست. بلكه حرفهای آنهایی است كه این جنایت بزرگ را انجام دادهاند.
برادر روح الله داداشی گفت: در گذشت روح الله برای من با همه غمهای دنیا فرق میكند. من یك عمر برای روحالله مشكی خواهم پوشید.
۱۳۹۰
به گزارش سرویس ورزشی برنا، همه آنهایی كه روحالله داداشی را شناخته و میشناختند، خوب میدانند كه ارتباط او با برادرش علی چگونه بود. روحالله همه چیز علی بود. جایی نبود كه روحالله باشد، اما از علی خبری نباشد.
![http://www.bornanews.ir/Image/News/2011/7/64537_634467655896619785_l.jpg]()
در حالیكه هنوز كمتر از 72 ساعت از مرگ دلخراش روحالله داداشی میگذرد و گریه امان برادرش را بریده سایت فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام گفتوگویی را با علی داداشی برادر روح الله انجام داده که متن کامل آن در زیر آمده است:
* احساس شما از حضور مردم در مراسم تشییع پیكر روحالله چه بود؟
- دیروز برای روحالله مراسم عروسی گرفتیم. مراسمی كه بسیار باشكوه برگزار شد و همه مردم ایران هم در آن حضور داشتند.
* روحالله برای شما فراتر از یك برادر بود، اینطور نیست؟
- بله همینطور است. او فرزند و اولاد من بود. فرزندی كه نه من بلكه همه مردم ایران به داشتن آن افتخار میكردند.
* روزهای بدون روحالله برای شما چگونه میگذرد؟
- هنوز مرگ روحالله را نمیتوانم باور نمیكنم. مرگ روحالله یك داغ سنگین برای من بود. باور كنید از زمانی كه خبر مرگ روحالله را شنیدهام از خداوند هر ثانیه برای خودم آرزوی مرگ دارم. چرا كه بدون روحالله زندگی كردن برایم اصلاً باور كردنی نیست.
* اما خیلیها اعتقاد دارند، كه علی باید باشد تا راه روحالله را ادامه دهد؟
- بله همه همین را به من میگویند و همین مساله مسئولیت مرا صد چندان كرده است. به خدا من تازه بعد از مرگ روحالله بود كه فهمیدم كه او چه بوده و كه بوده است. من در جریان همه كارهای روحالله بودم، اما حالا متوجه شدهام كه او در جوانمردی در خیلی از جاها مرا دور زده است.
* میتوان در این باره مثال هم بزنی؟
- بعد از تشییع پیكر روحالله خیلیها نزد ما آمدند و از حمایتهای روحالله از آنها حرف زدند. روحالله یك فرد مردمدار و مردم دوست بود. او یك خیر به تمام معنا بود و همه این كارها را در خفا انجام میداد. روحالله برای بسیاری از خانوادهها جهزیه فراهم كرده بود. او كمك رسان بسیاری از ایتام بود. او یكی از كسانی بود كه همیشه دوست داشت در كارهای خیر پیش قدم باشد. او یكی از حامیان اصلی كمك رسانی به آسایشگاه سالمندان كهریزك بود و خیلی از كارهای دیگری كه واقعاً بابت آنها من به وجود او افتخار كرده و میكنیم.
* خیلیها میخواهند بدانند كه روحالله چگونه كشته شد؟
- قبل از آن من تقاضایی از همه مردم خوب ایران دارم، تمامی كسانی كه روحالله را شناخته و میشناختند خوب میدانند كه روحالله چقدر معصوم و و مظلوم بود، اما برخی از رسانههای خارجی دارند از این موضوع سوءاستفاده كرده و تبلیغات مخرب خود را آغاز می کنند. حرف من به آنها این است كه چرا حق را نمینویسند. 3 جوان در شب حادثه جلوی روحالله را میگیرند. روحالله از ماشین پیاده و شروع به نصیحت آنها میكند. روحالله به آنها میگوید كه شما جوان هستید، چرا این كارها را انجام میدهید. این حرفها، حرفهای من نیست. بلكه حرفهای آنهایی است كه این جنایت بزرگ را انجام دادهاند.
* چگونه از ماجرا خبردار شدید؟
- ساعت 12 و 15 دقیقه شنبه شب بود كه من در خانه نشسته بودم كه جنازه روحالله را به در خانه آوردند و به من گفتند علی بیا كه برادرت را زدهاند. باور كنید در آن لحظه انگار یك سرم 100 لیتری به پایم زدند و همه شیره وجودم را كشیدند. شلوار گرمكنی كه همیشه در 5 ثانیه میپوشیدم را در 15 دقیقه نتوانستم به تن كنم وقتی جلوی در رسیدم دیدم روحالله را به بیمارستان رساندهاند. خودم را به بیمارستان و بالای سر روحالله رساندم اما دیگر او تمام كرده بود.
* اولین حرفی كه بالای سر روحالله در بیمارستان زدی چه بود؟
- فریاد كشیدم یا حسین. چون دقیقاً چاقو و خنجر را در گلوی او فرو كرده بودند.
* فكرش را میكردی كه اینهمه مردم برای مراسم تشییع جنازه روحالله به حصارك بیایند؟
- راستش نه. فكر میكردم شاید تعداد جمعیت اندكی بیشتر از تشییع جنازه پدرم باشد، اما مردم با حضور خودشان ما را شرمنده كردند كه از همه آنها ممنونم.
* از پدرتان گفتید، بیشتر در این باره حرف میزنید؟
- حادثه روحالله درست دو روز بعد از مراسم چهلم پدر من اتفاق افتاد. ما تازه 2 روز بود كه از سیاه درآمده بودیم كه دوباره برای روحالله سیاهپوش شدیم، اما این غم برای من با همه غمهای دنیا فرق میكند. من یك عمر برای روحالله مشكی خواهم پوشید.
* شنیدهایم كه هنرمندان برنامه فتیله، یعنی همان برنامهای كه آخرین بار روحالله در آن حضور پیدا كرد، هنوز از اتفاقی كه برای او افتاده متاثر هستند؟
- بله، آنها دیروز به منزل ما آمدند و چنان تحث تاثیر مرگ روحالله قرار گرفته بودند كه حد و حصری نداشت. آنها با خود عكسهای روحالله و آرین پسر مرا و CD آن برنامه را آورده بودند و به ما دادند و اعلام كردند كه بخشهایی از آن برنامه را دوباره جمعه تكرار خواهند كرد.
* از آرین گفتید، او این روزها را چگونه میگذراند؟
- او هنوز نمیداند كه چه بر سر عمویش آمده است. او دیروز بهانه میگرفت كه مادرش او را بر سر خاك برد تا اندكی آرام بگیرد.
* واكنش آرین 5 ساله بعد از آن برنامه چه بود؟
- او و روحالله جمعه به آن برنامه رفتند و خیلی با روحیه به خانه برگشتند. به طوری كه آرین همچنان از آن برنامه یك ساعته تلویزیونی برای ما و خانواده تعریف میكرد.
* روحالله به جز رشته پرورش اندام و قویترین مردان رشته ورزشی دیگری را هم دنبال میكرد؟
- بله، او یك والیبالیست بسیار خوب هم بود، بطوری كه در تیم والیبال هنرمندان هم بازی میكرد.
* قصد نداشتید، دستی برای روحالله بالا بزنید؟
- چرا و این مساله را با خود او هم در میان گذاشته بودیم و قرار بود كه بعد از مسابقات جهانی گرجستان او را به جمع متاهلین اضافه كنیم.
* شرایط روحالله برای مسابقات جهانی گرجستان چگونه بود؟
- او با توجه به مسابقات جهانی گرجستان كه شهریور ماه برگزار میشد از آمادگی بالایی برخوردار بود و روز به روز هم بر میزان آمادگی افزوده میشد و ما امیدوار بودیم كه او میتواند در گرجستان عنوان شایستهای را برای جمهوری اسلامی ایران به دست بیاورد.
* اینكه میگویند روحالله میخواست در رقابتهای پرورش اندام شركت كند تا چه اندازه صحت دارد؟
- بله او قصد این كار را داشت و میخواست در پرورش اندام به روی صحنه بیاید كه دیگر مرگ به او مهلت نداد.
* حضور مردم را در مراسم تشییع چگونه ارزیابی میكنید؟
- مردم ایران مثل همیشه نشان دادند كه قدرشناس قهرمانان و پهلوانان خود هستند. این روزها كسانی به خانه ما برای عرض تسلیت میآیند كه ما را به نوعی غافلگیر میكنند. مردم از همه جای ایران به خانه ما میآیند از سیستان و بلوچستان، لرستان، بندر گناوه، اصفهان، شیراز و همه شهرهای ایران.
* علی داداشی از این پس چگونه روزگار خواهد گذراند؟
- هنوز نمیتوانم باور كنم كه روحالله را از دست دادهام. نمیدانم كه از این پس باید چكار كنم. از خداوند مرگم را هر لحظه آرزو میكنم، چرا كه بدون روحالله زندگی كردن دیگر برای من معنایی ندارد.
* در غم فراغ پدر، روحالله چگونه تاب تحمل آورد؟
- روحالله آدم روزهای سخت بود. او كسی بود كه هرگز ناراحتیاش را بروز نمیداد، اما از غم پدر به خلوت میرفت و برای او گریه میكرد و من هم متوجه این كار او میشدم، چرا كه روحالله را من بزرگ كرده بودم.
* از خاطرات با روحالله بودن بگویید؟
- یكی از خاطرات خوب من مربوط به مسابقات جهانی قشم میشود. او در آنجا با غیرتی مثال زدنی، كاری كرد، كارستان كه من آنجا نیز برای او خیلی گریه كردم. او با دستانی پاره مسابقه داد تا به همه نشان دهد كه غیرت ایرانی چیز دیگری است. روحالله بعد از آن مسابقات پرچم پرافتخار را بر روی شانه خود انداخت و با آن دور افتخار زد تا عظمت ایران و ایرانی را به رخ جهانیان بكشاند.
* تكلیف شاگردان روحالله چه میشود؟
- تا زنده هستم اجازه نمیدهم كه چراغ باشگاه روحالله خاموش شود. من میخواهم ادامه دهنده راه روحالله باشم و بتوانم پهلوانهای زیادی را به مردم معرفی كنم. من از این پس مسئولیت بزرگتری بر روی دوش خود احساس میكنم و میخواهم برای شروع دوباره جوانانی با خصوصیات روحالله را پیدا كرده و با آنها كار كنم تا جای خالی روحالله كمتر احساس شود.
* برای مردم چه پیامی دارید؟
- من خاك پای این مردم هستم. كف پای آنها را میبوسم و برای همیشه سپاسگزار محبت آنها خواهم بود. چرا كه آنها روحالله را مانند برادر و فرزند خود دوست داشتند و این برای من افتخاری بس بزرگ بود.
* حرف آخر؟
-
تشكر میكنم از رئیس و نایب رئیس فدراسیون و همه مردم ایران كه آمدند و تسلی خاطر ما شدند.
آنها بزرگی و عظمت خودشان را نشان دادند و برای همیشه ما را مدیون محبتهای خود ساختند.
ضمن اینكه از تمامی رسانههایی كه در این روزها حق مطلب را به خوبی ادا كردهاند،
هم نهایت سپاسگزاری را دارم.
۱۳۹۰
به گزارش سرویس ورزشی برنا، همه آنهایی كه روحالله داداشی را شناخته و میشناختند، خوب میدانند كه ارتباط او با برادرش علی چگونه بود. روحالله همه چیز علی بود. جایی نبود كه روحالله باشد، اما از علی خبری نباشد.
در حالیكه هنوز كمتر از 72 ساعت از مرگ دلخراش روحالله داداشی میگذرد و گریه امان برادرش را بریده سایت فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام گفتوگویی را با علی داداشی برادر روح الله انجام داده که متن کامل آن در زیر آمده است:
* احساس شما از حضور مردم در مراسم تشییع پیكر روحالله چه بود؟
- دیروز برای روحالله مراسم عروسی گرفتیم. مراسمی كه بسیار باشكوه برگزار شد و همه مردم ایران هم در آن حضور داشتند.
* روحالله برای شما فراتر از یك برادر بود، اینطور نیست؟
- بله همینطور است. او فرزند و اولاد من بود. فرزندی كه نه من بلكه همه مردم ایران به داشتن آن افتخار میكردند.
* روزهای بدون روحالله برای شما چگونه میگذرد؟
- هنوز مرگ روحالله را نمیتوانم باور نمیكنم. مرگ روحالله یك داغ سنگین برای من بود. باور كنید از زمانی كه خبر مرگ روحالله را شنیدهام از خداوند هر ثانیه برای خودم آرزوی مرگ دارم. چرا كه بدون روحالله زندگی كردن برایم اصلاً باور كردنی نیست.
* اما خیلیها اعتقاد دارند، كه علی باید باشد تا راه روحالله را ادامه دهد؟
- بله همه همین را به من میگویند و همین مساله مسئولیت مرا صد چندان كرده است. به خدا من تازه بعد از مرگ روحالله بود كه فهمیدم كه او چه بوده و كه بوده است. من در جریان همه كارهای روحالله بودم، اما حالا متوجه شدهام كه او در جوانمردی در خیلی از جاها مرا دور زده است.
* میتوان در این باره مثال هم بزنی؟
- بعد از تشییع پیكر روحالله خیلیها نزد ما آمدند و از حمایتهای روحالله از آنها حرف زدند. روحالله یك فرد مردمدار و مردم دوست بود. او یك خیر به تمام معنا بود و همه این كارها را در خفا انجام میداد. روحالله برای بسیاری از خانوادهها جهزیه فراهم كرده بود. او كمك رسان بسیاری از ایتام بود. او یكی از كسانی بود كه همیشه دوست داشت در كارهای خیر پیش قدم باشد. او یكی از حامیان اصلی كمك رسانی به آسایشگاه سالمندان كهریزك بود و خیلی از كارهای دیگری كه واقعاً بابت آنها من به وجود او افتخار كرده و میكنیم.
* خیلیها میخواهند بدانند كه روحالله چگونه كشته شد؟
- قبل از آن من تقاضایی از همه مردم خوب ایران دارم، تمامی كسانی كه روحالله را شناخته و میشناختند خوب میدانند كه روحالله چقدر معصوم و و مظلوم بود، اما برخی از رسانههای خارجی دارند از این موضوع سوءاستفاده كرده و تبلیغات مخرب خود را آغاز می کنند. حرف من به آنها این است كه چرا حق را نمینویسند. 3 جوان در شب حادثه جلوی روحالله را میگیرند. روحالله از ماشین پیاده و شروع به نصیحت آنها میكند. روحالله به آنها میگوید كه شما جوان هستید، چرا این كارها را انجام میدهید. این حرفها، حرفهای من نیست. بلكه حرفهای آنهایی است كه این جنایت بزرگ را انجام دادهاند.
* چگونه از ماجرا خبردار شدید؟
- ساعت 12 و 15 دقیقه شنبه شب بود كه من در خانه نشسته بودم كه جنازه روحالله را به در خانه آوردند و به من گفتند علی بیا كه برادرت را زدهاند. باور كنید در آن لحظه انگار یك سرم 100 لیتری به پایم زدند و همه شیره وجودم را كشیدند. شلوار گرمكنی كه همیشه در 5 ثانیه میپوشیدم را در 15 دقیقه نتوانستم به تن كنم وقتی جلوی در رسیدم دیدم روحالله را به بیمارستان رساندهاند. خودم را به بیمارستان و بالای سر روحالله رساندم اما دیگر او تمام كرده بود.
* اولین حرفی كه بالای سر روحالله در بیمارستان زدی چه بود؟
- فریاد كشیدم یا حسین. چون دقیقاً چاقو و خنجر را در گلوی او فرو كرده بودند.
* فكرش را میكردی كه اینهمه مردم برای مراسم تشییع جنازه روحالله به حصارك بیایند؟
- راستش نه. فكر میكردم شاید تعداد جمعیت اندكی بیشتر از تشییع جنازه پدرم باشد، اما مردم با حضور خودشان ما را شرمنده كردند كه از همه آنها ممنونم.
* از پدرتان گفتید، بیشتر در این باره حرف میزنید؟
- حادثه روحالله درست دو روز بعد از مراسم چهلم پدر من اتفاق افتاد. ما تازه 2 روز بود كه از سیاه درآمده بودیم كه دوباره برای روحالله سیاهپوش شدیم، اما این غم برای من با همه غمهای دنیا فرق میكند. من یك عمر برای روحالله مشكی خواهم پوشید.
* شنیدهایم كه هنرمندان برنامه فتیله، یعنی همان برنامهای كه آخرین بار روحالله در آن حضور پیدا كرد، هنوز از اتفاقی كه برای او افتاده متاثر هستند؟
- بله، آنها دیروز به منزل ما آمدند و چنان تحث تاثیر مرگ روحالله قرار گرفته بودند كه حد و حصری نداشت. آنها با خود عكسهای روحالله و آرین پسر مرا و CD آن برنامه را آورده بودند و به ما دادند و اعلام كردند كه بخشهایی از آن برنامه را دوباره جمعه تكرار خواهند كرد.
* از آرین گفتید، او این روزها را چگونه میگذراند؟
- او هنوز نمیداند كه چه بر سر عمویش آمده است. او دیروز بهانه میگرفت كه مادرش او را بر سر خاك برد تا اندكی آرام بگیرد.
* واكنش آرین 5 ساله بعد از آن برنامه چه بود؟
- او و روحالله جمعه به آن برنامه رفتند و خیلی با روحیه به خانه برگشتند. به طوری كه آرین همچنان از آن برنامه یك ساعته تلویزیونی برای ما و خانواده تعریف میكرد.
* روحالله به جز رشته پرورش اندام و قویترین مردان رشته ورزشی دیگری را هم دنبال میكرد؟
- بله، او یك والیبالیست بسیار خوب هم بود، بطوری كه در تیم والیبال هنرمندان هم بازی میكرد.
* قصد نداشتید، دستی برای روحالله بالا بزنید؟
- چرا و این مساله را با خود او هم در میان گذاشته بودیم و قرار بود كه بعد از مسابقات جهانی گرجستان او را به جمع متاهلین اضافه كنیم.
* شرایط روحالله برای مسابقات جهانی گرجستان چگونه بود؟
- او با توجه به مسابقات جهانی گرجستان كه شهریور ماه برگزار میشد از آمادگی بالایی برخوردار بود و روز به روز هم بر میزان آمادگی افزوده میشد و ما امیدوار بودیم كه او میتواند در گرجستان عنوان شایستهای را برای جمهوری اسلامی ایران به دست بیاورد.
* اینكه میگویند روحالله میخواست در رقابتهای پرورش اندام شركت كند تا چه اندازه صحت دارد؟
- بله او قصد این كار را داشت و میخواست در پرورش اندام به روی صحنه بیاید كه دیگر مرگ به او مهلت نداد.
* حضور مردم را در مراسم تشییع چگونه ارزیابی میكنید؟
- مردم ایران مثل همیشه نشان دادند كه قدرشناس قهرمانان و پهلوانان خود هستند. این روزها كسانی به خانه ما برای عرض تسلیت میآیند كه ما را به نوعی غافلگیر میكنند. مردم از همه جای ایران به خانه ما میآیند از سیستان و بلوچستان، لرستان، بندر گناوه، اصفهان، شیراز و همه شهرهای ایران.
* علی داداشی از این پس چگونه روزگار خواهد گذراند؟
- هنوز نمیتوانم باور كنم كه روحالله را از دست دادهام. نمیدانم كه از این پس باید چكار كنم. از خداوند مرگم را هر لحظه آرزو میكنم، چرا كه بدون روحالله زندگی كردن دیگر برای من معنایی ندارد.
* در غم فراغ پدر، روحالله چگونه تاب تحمل آورد؟
- روحالله آدم روزهای سخت بود. او كسی بود كه هرگز ناراحتیاش را بروز نمیداد، اما از غم پدر به خلوت میرفت و برای او گریه میكرد و من هم متوجه این كار او میشدم، چرا كه روحالله را من بزرگ كرده بودم.
* از خاطرات با روحالله بودن بگویید؟
- یكی از خاطرات خوب من مربوط به مسابقات جهانی قشم میشود. او در آنجا با غیرتی مثال زدنی، كاری كرد، كارستان كه من آنجا نیز برای او خیلی گریه كردم. او با دستانی پاره مسابقه داد تا به همه نشان دهد كه غیرت ایرانی چیز دیگری است. روحالله بعد از آن مسابقات پرچم پرافتخار را بر روی شانه خود انداخت و با آن دور افتخار زد تا عظمت ایران و ایرانی را به رخ جهانیان بكشاند.
* تكلیف شاگردان روحالله چه میشود؟
- تا زنده هستم اجازه نمیدهم كه چراغ باشگاه روحالله خاموش شود. من میخواهم ادامه دهنده راه روحالله باشم و بتوانم پهلوانهای زیادی را به مردم معرفی كنم. من از این پس مسئولیت بزرگتری بر روی دوش خود احساس میكنم و میخواهم برای شروع دوباره جوانانی با خصوصیات روحالله را پیدا كرده و با آنها كار كنم تا جای خالی روحالله كمتر احساس شود.
* برای مردم چه پیامی دارید؟
- من خاك پای این مردم هستم. كف پای آنها را میبوسم و برای همیشه سپاسگزار محبت آنها خواهم بود. چرا كه آنها روحالله را مانند برادر و فرزند خود دوست داشتند و این برای من افتخاری بس بزرگ بود.
* حرف آخر؟
-
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بسمه تعالی باسلام غم داغ برادر را برادر مرده میداند جنا ب اقای علی دادشی مارا در غم خود شریک بدانید برای شماوخانواده محترمتان صبرهمراه باسلامتی ارزومندیم
التیامی یاسوج
علي اقا خدا ارين و برات نگه داره واينو بدون ماهم مثل تو داغداريم ودلمون برا داداشي مون تنگ شده خدا نگهدار شما باشد
روحش شاد كه باعث افتخار براي ايران و ايراني شد.
براي شادي روحش فاتحه بخوانيد .
غم از دست دادن روح الله داداشی این جوان عزیز ودوست داشتنی خیلی سنگین است .خداوند اورا بیامرزد .
مرحوم داداشی , داداش همه ما بود, نامش تا همیشه درقلبمان زنده است.
گزارش تکان دهنده ای بود برای این برادر عزیز صبر عظیمی را ازخداوند منان آرزومندم
خدا روحش را قرین رحمت خود قرار دهد
درود بر اين پهلوان غيرتمند. ما هم از خبر اين اتفاق شوكه شديم. خانواده داداشي ما را شريك غن خود بدانند
با سلام ، مرحوم داداشی قبل از عید 90 سه ماهی باشگاه ما تمرین میکرد واقعا" از ته دل میگم بسیار انسان متواضعی بود ،اصلا باور نمیکردی این شخصی که داره با یه عده مبتدی تمرین میکنه قهرمان ایران وجهانه روحش شاد من که از وقتی متوجه شدم هنوزم باورم نمیشه .
باورمان نمي شود قبل از عيد سال 90 در جزيره قشم شاهد برگزاري مسابقات بوديم و لحظه به لحظه مسابقات را در قسمت يازدهم عكس گرفتيم خداوند به خانواده و همه ورزش دوستان صبر عطا نمايد براي آن بزرگ مرد هم آرامش ابدي در جوار حق روحش شاد و يادت هميشه زنده باد
روحش شاد ويادش گرامي
هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق
انالله و انا الیه راجعون
امروز نه تنها شما علی آقا بلکه همه دوستاداران آقا روح الله در غم از دست دادن آن عزیز داغدار هستیم و هنوز باورمان نشده. از خداوند بزرگ برای شما صبر جزیل مسئلت می نمایم چرا که بهترین امور، صبر پیشه گرفتن و پناه بردن به خدای متعال است.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
مردم ايران با اين تشييع جنازه باشكوه نشان دادند كه چقدر روح اله مرد بزرگي بوده
خدا صبرت دهد برادر مرده داند داغ برادر
علی اقا این همه حرف زد ولی حرفی از اون قاتلهای نامرد نزد واقعا روحیه پهلوانی تو خون این خانواده است
خداوند انشاءا... روحش را قرین رحمت نماید و با شهدای کربلا محشور گردد. نمی دانم چرا بحث ارتقاء امنیت اجتماعی را به کوچه پس کوچه های تعرفات سیاسی می فرستیم. اصلا حمل چاقو و یا قمه و مبارزه با آن قانون می خواهد. این هم نوعی سلاح است.هر وسیله ای که موجب بروز نا امنیتی در جامعه شود و جان شهروندان را به مخاطره بیاندازد باید با آن برخورد شود. اطلا در عصر حاضر چه نیازی به حمل چاقو و امثالهم است؟ مگر عصر بربریت است؟!! به نظر من نیروی انتظامی که همواره در مقابل هنجار شکنان به خوبی عمل کرده باید با اقتدار نسبت به این معضل اجتماعی با اقتدار و قدرت به دور از ایجاد هیاهو و جو سازی های سیاسی وارد عمل شود و در این بین به حرفها و حدیثها که این روزها نقل محفل ها مختلف است توجه نکنند و فقط رضای خدا را در اقدام خود در نظر بگیرند.شدت عمل با توجه به اتفاقات بسیار تلخ روزهای اخیر باید است و لازم است با بسیج امکانات با شدت هرچه تمام تر انجام شود تا جرات انچام چنین کارهای شنیعی از ارازل و اوباش گرفته شود. والسلام
انشا ا... سالار شهیدان شفیع همه ی ما باشند واقعا قاتلان قصی القلب می شوند.
مهدی عزیز.....
روح ا... زنده است تا جوانمردی زنده باشد
روح ا... زنده است تا ایران برپا باشد
روح ا... زنده است تا نیت های پاک او استوار باشد
و روح ا... زنده است تا جوانان پاک وطن راهش را ادامه دهند ...........
تسلیت همه مردم و ملت ایران را پذیرا باش
در جوار سفره با کرامت امیرالمومنین علی ابن ابیطالب منعم باشد انشا ا....
روحش شاد, خدا به خانوادش صبر بده و لعنت ابدی بر مصبّین حادثه
خداوند او را رحمت کند و امیدوارم کسانی که چشمان روح الله را بستند به سزای عملشان برسند
خدا از قاتلينش نگذره... واقعا جگر ما سوخت... هر وقت يادش ميفتم نا خودآگاه اشك ميريزم...
خدا بيامرزش....
با تشکر از انعکاس گزارش/
مرحوم روح الله داداشی انسانی خوب بود و در دل انسانهای آزاده و پاک جای دارد. خدا او را قرین رحمت بی واسعه خود کند
غم از دست دادن برادر مخصوصا اینچنین پهلوانی واقعا سخته کما اینکه خود من هنوز تو شوک ام.
به تک تک خانواده داداشی تسلیت عرض میکنم
باعرض سلام وتسليت به خانواده ي محترم اقاي روح الله داداشي
همدردي خودم را عرض ميكنم و اميد وارم خدادوند به آنها صبر دهد
من از زماني كه برنامه ي مردان اهنين پخش مي شد طرفدار اقاي داداشي بودم و مي دانستم كه او قهرمان
مي شود
با ارزوي اخرتي پر از خيروخوبي براي او
خدا صبر دهد علي خان را.
فقط میتونم بگم روحش شاد
پهلوانان نمی میرند....
مااهالی زنجان نیز درغم از دست دادن این دلاور مرد زنجانی سیاه پوشیم وبه علی عزیز تسلیت می گویم وخورا شریک غم ان عزیزان می دانیم
باسلام و تسلیت خدمت خانواده ایشان و جامعه بزرگ ورزشی.
واقعا غم بزرگیه، من که هنوز باورم نمیشه که این اتفاق برای روح الله افتاده باشه کسی که هر وقت مسابفات قویترین مردان ایران پخش میشد منتظر هنرنمایی او بودم.
باز هم تسلیت میگم.
آقاي داداشي تسليت ما را پذيرا باش.
واقعا سخته،خدا بهشون صبر بده،خدا این پهلوان عزیز رو بیامرزه
مرگ 2 ورشکار برام خیلی شوک آور بود و خیلی ناراحت شدم. یکی آیدین نیکخواه بهرامی و یکی همین روح الله داداشی.
تسليت
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.