به مناسبت روز ازدواج و در آستانه هفتهای به این نام؛
جایی که پیشرانهای ازدواج نادیده گرفته میشوند
افزایش سن ازدواج، کاهش نرخ ازدواج، افزایش طلاق و خلاصه عوامل بسیاری را میتوان یافت که در به صدا درآمدن زنگ بحران نقش دارند؛ اما عملکرد مسئولان در مقابله با این بحران چه بوده؟ عملکرد پیشگیرانهشان چه بوده و چه برنامهای برای مقابله با وضع موجود تدارک دیدهاند؟ پاسخ به این پرسش مهم به نظر سخت نیست، چرا که اصولا مؤلفههای بسیاری برای بررسی در دست نیست!

به گزارش «تابناک»، بیگمان، مشکلات اقتصادی، یکی از اصلیترین چالشهای فراروی جوانانی است که قصد ازدواج دارند تا جایی که حتی ممکن است دغدغههایی از این دست، مهمترین زمینهساز اختلافات پس از ازدواج آنها هم باشد، چراکه بیشتر کسانی که از قشر کمدرآمد جامعه هستند و یا حتی از درآمد متوسطی برخوردارند، در آغاز زندگی مشترک با مشکلات تازهای روبهرو خواهند بود که بیشتر ریشه در عدم تمکن مالی دارد؛ هزینههای مانند مسکن، مخارج جشنهای عقد و ازدواج و سایر هزینههای روزمره زندگی.
اینجاست که گاه هزینههای پیشبینی نشده، زوجهای جوان را مجبور خواهد کرد که راه قرض را پیش گرفته و به دنبال آن، به اطرافیانشان مقروض شده یا بناچار سراغ سیستم مالی و بانکی رفته و در صورت بهرهمند نبودن از یک شغل ثابت و ممر درآمد مطمئن، گاه به تلاطم افتاده و در بازپرداخت بدهیهایشان دچار مشکلات جدیتری شوند تا بدین ترتیب، تداوم مشکلات و بار روانی استقراضها، گاه زندگی نوپایشان را با تنشهای گوناگون آمیخته و آنچه نباید، رخ دهد.
نخستین اثر پایدار بروز چنین رخدادهایی در طول زمان، این خواهد شد که از یک سو رغبت جوانان و به ویژه پسران (به عنوان کسانی که بیشترِ بار مالی خانواده را به دوش میکشند) به ازدواج کاهش یافته و از سوی دیگر، دختران و خانوادههایشان با وسواس بیشتری، وضعیت مالی خواستگاران را برانداز کنند، تا جایی که امروزه میبینیم که در فرهنگ عمومی جامعه، پارامترهای اقتصادی، نقشی بسیار اساسی در امر ازدواج داشته و کمتر کسی پیدا میشود که ازدواج را ساده ندانسته و از مشکلات بعدی نترسد.
بدین ترتیب با واقعیت تلخی روبهرو هستیم که تبدیل به اپیدمی جامعه شده و روز به روز، به گواه آمار و ارقام بر گستره ابعاد آن افزوده میشود؛ جایی که آمارها از کاهش نرخ رشد ازدواج، افزایش خانوادههای تک نفره، افزایش سن ازدواج، افزایش خطر تجرد قطعی در دختران و ... حکایت داشته و حتی در مواردی مانند رشد طلاق و تحدید نسل هم رد پای آن به چشم میخورد.
اما نخستین چیزی که باید برای حل معضلات اجتماعی مد نظر مسئولین قرار گیرد، نخست پذیرش واقعیتهای موجود است و تا این امر محقق نشود، نخواهیم توانست برای رسیدن به وضع مطلوب و حتی نزدیک شدن به وضعیت ایدهآل گامی برداریم. به این صورت که میبایست آمار دقیق و مدونی از اوضاع کنونی جامعه تهیه کرده و در اختیار مدیران گذاریم تا بتوانند بر پایه آن، برای برطرف کردن موانع برنامهریزی و اقدام کنند؛ چشم اسفندیاری که به دلیل برخوردهای سیاسی با مقوله آمار، در بسیاری از حوزههای دیگر اجتماعی نیز رخنمایی میکند و شاید بتوان انتشار آمارهای نامطلوب از افزایش نرخ طلاق و کاهش نرخ ازدواج در چند وقت اخیر را در راستای پی بردن به نقش کلیدی این موضوع دانست.
در ادامه با این پیش فرض که آمار بیانگر واقعیتهای عینی جامعه است، نخستین پدیدهای که توجهمان را جلب خواهد کرد، «افزایش سن ازدواج» است؛ پدیدهای که ریشه کاهش نرخ ازدواج تا اندازه بسیاری در آن نهفته است و از یک سو در بیشتر کشورهای جهان، به ویژه در کشورهای در حال توسعه دیده میشود و از سوی دیگر، برخی کارشناسان آن را تا اندازهای مناسب دانسته و هم راستا با افزایش بنیه فکری در زوجین و پایداری بیشتر ازدواج ارزیابی میکنند؛ اما از سوی دیگر، برخی دیگر از کارشناسان، این افزایش را مترادف با رواج برخی معضلات دانسته و از آن به عنوان کاتالیزور افزاینده برخی دیگر از شاخصهای نامطلوب در اجتماع یاد میکنند.
به عبارتی بهتر، ممکن است افزایش سن ازدواج در کشورمان چندان به دور از آمارهای جهانی نباشد، ولی قطعا نه سرعت رشد آن از یک روند طبیعی پیروی میکند و نه با باورهای هویتی و آموزههای دینی رایج در سرزمینمان همخوانی دارد. اینجاست که نگران کننده به نظر رسیده و به تنهایی برای طرحریزی راهکارهای مداخلهجویانه کافی به نظر میرسد.

1 ـ عوامل اجتماعی:
همان گونه که پیشتر اشاره شد، عوامل اجتماعی مؤثر در افزایش سن ازدواج (یا همان کاهش نرخ ازدواج در کوتاه مدت) به مانند زنجیر در هم تنیدهای هستند که گاه از روایت شکستهای دور و اطرافیان فردی که شرایط تشکیل خانواده دارد هم تاثیر میپذیرند؛ به این صورت که سرایت ترسِ روی دادن اتفاقات پیش بینی نشده هم میتواند مانع از شکل گیری ازدواج شده و به مرور زمان، بر دامنه این ترس افزوده و گاه به وحشت هم برسد.
این در حالی است که پدیدههای دیگری هم در این امر کارساز هستند؛ مثلا رواج تحصیلات دانشگاهی، فارغ از برتریهایی که دارد، فرد را در راهی میگذارد که یکی از نتایج ناپسند آن، افزایش مدت بیکاری و تأخیرزایی در استقلال فرد بوده و مستقیم در افزایش سن ازدواج تأثیر خواهد گذاشت. به این موارد میتوان «عدم توازن در جمعیت دختران و پسران آماده ازدواج»، «رشد بیکاری به ویژه در بین فارغالتحصیلان دانشگاهی» و ... را هم افزود.
2 ـ عوامل اقتصادی:
برای پی بردن به نقش عوامل اقتصادی در افزایش سن ازدواج، کافی است گفتوگوی ساده و خودمانی با جوانان، به ویژه پسرانی که در سن ازدواج هستند، داشته باشیم تا دریابیم که علت تمایل نداشتن به ازدواج در بیشتر آنها، برخوردار نبودن از شغل، مسکن، هزینه خرید لوازم و ضروریات زندگی و جشن ازدواج است؛ مشکلی که در خانوادههای دختران و به دنبال آن، خود دختران گاه در قالب تهیه جهیزیه قرار گرفته و نقش سد بزرگی برای ازدواج ایشان دارند، به ویژه در خانوادههایی که در آنها چند دختر با فاصلههای سنی کم وجود دارد.
بنابراین، باید بپذیریم که نگرانیهای اقتصادی خانوادهها ـ که حتی گاه تا سطح امرار معاش نیز تنزل میکند ـ تبدیل به عاملی شده که تأخیر در تشکیل خانواده را پدید آورده است تا جایی که تأمین مالی اندک هم سبب شکلگیری استقلال نسبی در جوانان شده و ترس از بروز مشکلات اقتصادی آتی، به ویژه در شرایط بیثباتی در بازار، نهایتا با شکلگیری خانوادههای تک نفره فرجام مییابد.
3 ـ عوامل فرهنگی:
همه این تفاسیر، هنگامی کارآمد خواهند بود که از زاویه فرهنگی تأیید یا رد شوند؛ به عبارتی بهتر، زنجیره علت و معلولی عوامل اجتماعی و یا شاخصههای اقتصادی موثر بر ازدواج، تنها هنگامی قابل طرح هستند که از دریچه فرهنگی ارزشگذاری شوند و اینجاست که شاید برخی غیر ارزشها، به رویه جاری جامعه تبدیل شده و برخی ارزشها رنگ ببازند.
بدین ترتیب، شاید تغییرات رخ داده در ذایقه فرهنگی جامعه، کاری کند که سنتها فراموش شده و نبود زیرساختهای فکری، گاه آن چنان در سطح جامعه نمودار شود که برخی طلاق را هم ارزش دانسته و به مناسبتش جشن بگیرند! اینجاست که مشکلاتی چون به محاق رفتن اصول اخلاقی بروز و ظهور یافته و گاه امنیت جامعه مورد هدف قرار میگیرد؛ شاهد ماجرا هم اخبار دردناکی است که صفحات رویدادهای روزنامهها را هر روز پر میکنند.
***

این در حالی است که عوامل اقتصادی به مراتب نقش کارآمدتری داشته و رسیدگی به آنها میتواند نتایج ملموستری پدید بیاورد؛ به این ترتیب که میتوان ب ااشتغال آفرینی بسیاری از مشکلات اقتصادی جوانان را مرتفع کرده و زمینهای ساخت که با کمک آن بر نابسامانیهای حوزه اجتماعی چیره شده و حتی در احیای عوامل فرهنگی اهتمام گمارد.
اینجاست که نخستین تعبیر از اصل دهم قانون اساسی («از آنجا که خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی است، همه قوانین و مقررات و برنامهریزیهای مربوط باید در جهت آسان کردن تشکیل خانواده، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد.») موظف شدن نهادهای حاکمیتی به تسهیل در امر ازدواج بوده و از این روی، مقوله ازدواج آسان و هفتهای که به این مناسبت اختصاص یافته، بیشتر اذهان را پیرامون مرتفع کردن مشکلات اقتصادی جهت خواهد داد.
بدین ترتیب، خواسته یا ناخواسته خواستههای مردمی، حاکمیتی و ... همه در راستای اقتصادی شکل گرفته و بیشترین توجه به این بعد ماجرا معطوف خواهد شد و چه بسا بیراه نباشد که پیشرفتهای در این امر را شاخص مناسبی برای ارزیابی عملکرد مسئولان در حوزه یاریرسانی به رشد نرخ ازدواج به شمار آورده و با ارزیابی این مؤلفه، استقرایی از وضعیت دیگر حوزههای مؤثر بر افزایش سن ازدواج داشته باشیم.
اینجاست که درخواهیم یافت، متأسفانه در همه زمینههای موثر بر ازدواج جوانان، نه تنها روند رو به رشدی به چشم نمیخورد، بلکه گاه پسرفت محسوسی قابل درک است؛ برای نمونه، زمینههای شکل گیری ازدواج آسان که در سالیان گذشته به ستادهای ازدواج دانشجویی منجر شده و به مقابله با برخی معضلات اجتماعی و فرهنگی شکل گرفته در فرهنگ معاصر برخاسته بود، به مرور تبدیل به اتفاقی کمرنگ و شاید دم دستی شده که با توجه به افزایش سالانه سن ازدواج، نوعی پسرفت را نشان میدهد؛ نوعی فرصت سوزی در راهکار مفیدی که پیشرانههای کارآمدی مانند هدایای گوناگون، سفرهای فرهنگی، وام دانشجویی و ... به خود میدید اما امروزه به شیری بی یال و دم و اشکم تبدیل شده است.
اکنون کافی است که این مورد را کلیتر بررسی کرده و آن را به سطح جامعه تعمیم دهیم؛ جایی که از یک سو با افزایش هر ساله حقوقها، اجاره خانه و نرخ مسکن، تورم سالانه در اقلام گوناگون و ... روبهرو هستیم؛ اما این همه تغییر سبب نشده که پیشرانهای مانند وام ازدواج به مرور زمان افزایش یافته و یا دست کم نرخ تورم در آن لحاظ شود. به این مورد بیفزایید که همین مقدار جزیی وام را هم در برخی از استانها نمی توان دریافت کرد و عملا جزییترین کمک دولت به شکلگیری ازدواج هم در برخی از نقاط کشور قابل دسترس نبوده و مغفول مانده است.
این تنها بخشی از ماجراست، چرا که شاید سر چشمه بیشتر مشکلات اقتصادی نسل جوان، بیکاری باشد؛ آفتی که به دقت شناسایی شده و بارها مورد تأکید ریس جمهور و دیگر مسئولان قرار گرفته اما بیشتر در حد حرف باقی مانده و گاه با بازار متلاطم تولید، بر حجم بیکاران افزوده و چالشی را روانه خانواده میکند که نشانههای روشنی از آن در افزایش سن ازدواج و افزایش نرخ طلاق به چشم میخورد.
اکنون بسیارند خانوادههایی که جوانانشان بیکارند و یا سالهاست به دنبال شغلی پایدار میگردند. در این شرایط بسیار بدیهی است که هر روز در اندیشه فردای نامعلوم فرزندانی باشند که هنوز وابسته به پول توجیبی هستند؛ خانوادههایی که میپرسند: دولت برای ازدواج جوانان آنها چه کرده است؟
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
وقتي نرخ رشد اقتصادي كه در سند چشم انداز 8.5 پيش بيني شده بود به زير صفر مي رسد و نرخ تورم در ميان 180 كشور جهان به رقمي بي سابقه مي رسد كه گوي سبقت را از همه ربوده است، آن وقت نبايد انتظار كاهش ميل به ازداوج را داشت؟ يعني فكر كنيم كه اتفاقي رخ نداده است؟ و بي فكرانه تن به ازدواج داد؟ بعدش چي ميشه؟ افزايش آمار طلاق. يعني افزايش ازدواج بي فكرانه به معناي افزايش طلاق و افزايش بچه هاي طلاق و افزايش جرايم و .....
ازدواج مختص آقازاده هاست اقتصاد بهونه است جیگر
سلام . من مدرس دانشگاه هستم هنوز رسمی نشدم توی خانواده ما سه تا بچه ایم و هر سه پسر هستیم. پدرم برای هر کدام از ما یک آپارتمانه 90 ملیونی خریده . من 28 سالم هستش برادرم 22 و آخری 17 ساله . من 8 ساله که یکی از آشناها رو دوس دارم که لیسانسه هستن و خانه دار خود دختر هم موافقه ازدواجمونه و دوسم داره 2 ماه پیش رفتیم خواستگاری بابای دختر می گه هم باید رسمی باشی هم آپارتمان داشته باشی آپارتمان دارم شغلی با ماهی 700 800 هزار تومن هم دارم 15 ملیونی هم پس انداز برای خرج عروسی من این وسط شغل رسمی از کجا بیارم تا بیام رسمی بشم دختر و می دن این شرط و واسه همه گذاشتن . به نظر شما گناه من چیه ؟ پدر دختر رئیس یه ادارس اما ببینید با چه طرز فکری . خدا لعنت کنه این بی دین ها رو که بی دلیل مانع ازدواج دو جوانی میشن که فقط تنها گناهشون تشکیل یه زندگی سالمه . خدایا همیشه به بزرگترای ما عقل و منطق و انصاف عطا فرما. مشکل جامعه ما اقتصاد نیست بی دینی و بی فرهنگیه
پسرهایی هم که توانایی مالی دارن ازدواج نمیکنن.خود ما کلی توو فامیلهامون داریم.به نظر من یک بخش بزرگی از مشکلات مربوط به عم تعهده.جوانها نمیخوان به کسی متعهد بشن.
وقتی شما می خوای برای عروس چیزی بخری با هزار بد بختی 5 میلیون جور می کنی تا می ری طلا بخری بهت می گن الان برای خرید باید 10 میلیون به بالا داشته باشی با چه امیدی و پشوانه ای ازدواج کنیم
دانشجوی دکتری ریاضی دانشگاه تربیت معلم
زني كه از مردش بابت مهريه شكايت كرد و پاي مردش رو به دادگاه باز كرد ديگه قابل اعتماد نيست و براي زندگي زناشويي بايد بيخيالش شد.هر چند كه مردي كه تحقير بشه بابت اين قضيه حاضر پاي پرداخت مهريه هم بمونه.جواناني كه هنوز ازدواج نكرديد از شخصي كه اين بلا سرش اومده اين نصيحت رو گوش كن.با خانواد هاي كه اصالت و فرهنگ نداره ازدواج نكن2-مهريه رو عندالاستطاعه و اونم در حد توان هر چي كه داري قبول كن3-حواست به حق حبس خانمها باشه كه تو جامعه ما 90% جوانها نميدونند چيه
ودر آخر من خودم با اينكه جوان سربه راهي بودم به طمع پدر زنم براي گرفتن مهريه بعد 6 ماه زندگي مشترك پام به دادگاه رسيد تو رو خدا حواستون رو جمع كنيد و جوانيتون رو خراب نكنيد
من هم جوونم 28 سالمه می خوام ازدواج کنم لیسانسم اما کار نبود مغازه باز کردم اما هروز 1 مشکل هست ثبات کاری نداریم هر روز استرس هر روز 1 قانون 1 روز طرح شبنم یه روز کوفت کارمم درسته امابرای اذیت 1بهونه پیدا می کنن کلا از لحاظ روانی ریختم بهم فردامون معلوم نیست چطور می تونم دست 1کی رو بگیرم بیارم خونه تو مملکت کار نیست وقتیم خودت کاری می کنی نمی ذارن انگار دشمن ادمن همه مشکلمون یکیه آسایش ثبات شغل هیچی نداریم چطور ازدواج کنیم ؟
با طلای 148 هزار تومانی و سکه یک میلیون و پانصدو خرده ای ؛ گنج قارون رو هم که واسه ازدواج بیاری کم میاره حالا اگه این کار رو هم کسی کرد حقوق کمو و تورم سرسام آور و عدم وجود تضمین شغل رو که بهش اضافه کنی خدایش یه ریسک بزرگ میخواد که تو هیچ وجهش برنده از میدون در نمیای پس اگه از همه اینا فاکتور بگیری باید بگی زنده باد مجردی
ایکاش وزارت ورزش و جوانان, همانقدر که به فوتبالیستها اهمیت میداد به جوانان هم اهمیت میداد!
بیست میلیون پاداش به فوتبالیست ها!!!
به جای آن، بیست میلیون وام به جوانان بدهد البته وام ؛ نه پاداش!
مشکل بیکاری جوانان معزل اصلی است در حالیکه بعضی افراد چند شغله (پستهای جدید با حفظ سمت) میباشند!
من دانشجوی سال آخر کارشناسیم!اگر مشکل سربازی نبود همین الان ازدواج میکردم
حیف که به خاطر ارشد و سربازی میبایست 5 سال صبر کنم
تنها کاری که می کنند دادن وام ازدواجه. اونم قسطهاش را از همون ماه اول و توی مدت 3 سال می گیرن. هر وقت می خوان یه کم به جون ها انگیزه بدن می گن قراره وام ازدواج را زیادش کنیم.
مهمترین پیشران ازدواج شاغل بودن دختر خانوم هست و بچه نیاوردن چون خرج بچه ودردسرهاش تو این دوره زمونه زیاده
امار اعدام و طلاق و تجاوز و قتل و فرار و عصیان و بیکاری و فقر و فحشا و .....از بالاترین امارها در جهان است ولی نگران نباشید اگر با همین منوال پیش برویم تا چند دهه دیگر انقدر جمعیت ایران کم و پیر میشود که دیگر نه کسی توان خلاف کردن دارد و نه کسی برای مجازات کردن
پیدا میشود و نه امار گیری برای بررسی و تبت امار. انگاه به جامعه ایده ال وعده داده شده نزدیک خواهیم شد.
اخه طلا گرمی 150 هزار کی دیگه زن میگیره
چند سال هست که می خوام ازدواج کنم، هر سال وضع بدتر میشه. تورم، گرانی، بیکاری، هزینه زندگی بالا،...، توقعات دخترای عزیز هم بالاتر از نرخ دلار.
دارم تو گناه میوفتم. دعام کنین.
شما دنبال خانومی برو که اینطوری نباشه.همه که یک جور نیستند
شماتصمیمی که گرفتید،برای انجامش هرچه زودتراقدام کنید،منتظرسال بعدنباشید،آینده معلوم نیست که چه پیش خواهدآمد.
البته تورم وگرانی هست،اگربخواهی اول کار،ماشین،خانه،همه چیزداشته باشی بعدازدواج کنید.ممکن است زمان ازدواج راازدست بدهید.باتوکل به خداوند،شماازدواج کنید،تادردامن گناه نیفتید،کارهم پیدامی شود.
آقا من قبلاً هم گفتم از کامنت ها معلومه که بیشتر جوونا بیکارن. اگه کار داشتن که اینقد کامنت نبود
مسئولین کار برا جوونا درست کنن بعد بگن چرا ازدواج نمیکنید
من الان یه جوون اولین قدم برای ازدواج:پول /ندارم / پس خدا حافظ ازدواج!!!
تنها فرهنگ غلط ازدواج است و چشم وهم چشمی خود خانواده ها و دختران پول پرست
ما تو شرکتمون چهار تا خانوم بالای سی سال مجرد داریم. که از هر لحاظ فکرشو بکنی عالین. هم به لحاظ تخصص هم زیبایی هم نجابت هم ایمان............
ولی چه فایده
باور بفرماييد كه ما هم در محل كارمون ، تقريبا" 40 تا از اين خانومها داريم .
ازدواج حتی با کمترین مهریه منجر به زندانی شدن مرد میشه خوب خوب به ریسک و خطرش نمی ارزه من به زندان مهریه رفتم و میدونم چقدر تلخ و دردآوره وقتی یکی از هم بندیها به خاطر تالمات شدید روحی سکته کرد و رفت زیر خاک
زني كه از مردش بابت مهريه شكايت كرد و پاي مردش رو به دادگاه باز كرد ديگه قابل اعتماد نيست و براي زندگي زناشويي بايد بيخيالش شد.هر چند كه مردي كه تحقير بشه بابت اين قضيه حاضر پاي پرداخت مهريه هم بمونه.جواناني كه هنوز ازدواج نكرديد از شخصي كه اين بلا سرش اومده اين نصيحت رو گوش كن.با خانواد هاي كه اصالت و فرهنگ نداره ازدواج نكن2-مهريه رو عندالاستطاعه و اونم در حد توان هر چي كه داري قبول كن3-حواست به حق حبس خانمها باشه كه تو جامعه ما 90% جوانها نميدونند چيه
ودر آخر من خودم با اينكه جوان سربه راهي بودم به طمع پدر زنم براي گرفتن مهريه بعد 6 ماه زندگي مشترك پام به دادگاه رسيد تو رو خدا حواستون رو جمع كنيد و جوانيتون رو خراب نكنيد
كمك دولت به جوانان ؛ فقط منحصر شده به 4 تا فوتباليست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
براي همينه كه من دوست دارم هميشه ببازن .
حل مشکلات جدید با استفاده از راه حل های قدیمی امکان پذیر نیست. لازم است راه حل های جدید عملی ارائه شود. البته توسط کارشناسان علوم روان شناسی و جامعه شناسی و کسانی که در این زمینه دارای سابقه عملی مثبتی باشند.
به نظر من سن ازدواج یک مقوله شخصی است که هر شخص به فراخور برداشت خود اززنددگی در زمان خاصی مبادرت به اینن امر مینماید اما نکته مهم این است که افرادی که مایل به ازدواج هستندد نباید به دلیل مشکلات جاامعه قادر به ازدواج نباشند
ناثیر اقتصاد نود درصد تورو خدا اینقدر صحبت از عوامل دیگه نکن که این لالایی تکراری است
غيب گفتي تابناك؟؟اينايي كه گفتي رو همه ي ما ميدونيم!ما كارشناس درديم!بگيد بهشون فكر چاره كنن!ميخوان بذارن ازدواج هم" حباب" بشه؟؟؟
به زودي در مقوله طلاق ، با بحران جدي روبرو خواهيم شد .
يكي از عوامل طلاق،عدم شناخت پسر و دختر از اصالت خانوادگي دو طرف است.جوان عزيز حتما در موقع ازدواج ازخانواده همسر آيندت ازهمه لحاظي شناخت پيدا كن(مهمترينشان پدرو مادرو.....) كه اين امر ميتواند باعث جلوگيري از يكي از مهمترين عوامل طلاق باشد.
من يا اين نظر خيلي موافقم
اگه سري به دادگاه هاي خانواده بزنيد ، قطعا" به اين نظر ، راي + خواهيد داد .
همين امروز دادگاه خانواده بودم .
متاسفانه تعداد زيادي از مراجعين دادخواست و تقاضاي طلاق ميدادند .
نكته تاسف بر انگيز اين بود كه اكثرا" زير 5سال بود كه زندگي مشتركشان را آغاز نموده بودند .
عامل اصلی طلاق ازدواجه.
که خود به خود داره از بین می ره.
پس نگران آمار طلاق نباشید.
فقر اقتصادي و بي خيالي دولت در اين زمينه ؛ منشاء تمام مشكلات جوانان است .
توقعات بی جای خودمون رو هم به این مسئله اضافه کنید.
نمره دولت ؛ در رسيدگي به امور مربوط به جوانان - 0 - است .
نمره دولت صفره چون نمرهاي زير صفر نيست.
تنها کاری که برا جوانان کردن راه اندازی وزارت ورزش و جوانان بود که اونم معلوم شد برا این ایجاد شده که تو مواقع بحرانی وزیرشو استیضاح کنن تا ملت ......
پيشران ازدواج پيش از هر چيز شوق و اشتياق و نياز مرد و زن به يكديگر است وقتي راه ازدواج پر هزينه و پر خطر باشد گروهي كم كم به راه هاي كم خطرتر و به ظاهر كم هزينهتر رو ميآورند يعني روابط خارج از چهارچوب ازدواج و اونهايي هم كه حاظر نيستند تن به اين روابط بدهند زير فشارهاي روحي و رواني خورد ميشوند. در جامعهي ما گروهي از ازدواج فراري هستند چون روابطي خارج از چهار چوب ازدواج دارند و گروهي هم ميخواهند ازدواج كنند ولي چنان راه را سخت و پر دردسر ميبينند كه تنهايي و رنج و سختي تجرد را ترجيح ميدهند و به قول معروف ميسوزند و ميسازند.
اي كاش دولت يه ذره بها ميداد به مشكلات جوانان .
عمده علل مربوط به طلاق و تاخير در ازدواج جوانان ؛ مسئله اقتصادي است .
هر چی میشه،به اقتصاد ربط داره!!!!!!!!!!
ضعف اعتقادی کشکه،فرهنگ های غلط کشکه،ازدواج های احساسی کشکه و ......
به کجا می رویم؟؟؟؟؟؟؟؟
آخی
چقدر هم که جوون ها بی تقصیرن در آمار طلاق
کلا امروز اگه آب و هوا هم بد باشه تقصیر مسایل اقتصادیه
....... اندیشه فردای نامعلوم فرزندانی باشند که هنوز وابسته به پول توجیبی هستند؛ خانوادههایی که میپرسند: دولت برای ازدواج جوانان آنها چه کرده است؟
دعا
عوامل فرهنگي و فكتور بگيريد الان موضوع اساسي بي انگيزگي جوانان است. ازدواج موضوع عقلاني نيست. عاطفه و هيجان در اين موضوع از عوامل اساسي است.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.