آخرین خبرتصمیم تازه امارات برای دور زدن تنگه هرمز
1بازدید
۱۱۲

خوانده می‌شوید:

سیاست چه زمانی و چگونه دست از زندگی ما برخواهد داشت؟

از اقتصاد تا فرهنگ و جامعه و ورزش تا ‌دیگر جنبه‌های زندگی ایرانی به سیاست آلوده شده است که البته این آلودگی، با این که ‌آسیب‌زا به منافع و مصالح کشور و استرس‌زاست،‌ ‌ولی گویا تاکنون راهی ‌برای گریز از آن ارائه نشده است؛ اما شما برای رهایی از سیاست و رسیدن به زندگی چه پیشنهادی دارید؟ این گزارش با دیدگاه‌های شما کامل می‌شود.

بسیار توصیه می‌شود، برای پیشرفت کشور، هر حوزه‌ای به متخصصان آن حوزه واگذار شود. همه مردم بنا به حقوق و تکالیف خود، نقشی در بازی سیاسی دارند؛ هر چند شاید نقش آن‌ها، در حد رأی دادن تنها در انتخابات باشد. این در حالی است که نقش و دخالت سیاست در زندگی مردم ایران، به ظاهر بسیار بیشتر از این حق و تکلیف شده‌ و ‌گاه به ‌مانعی بر سر زندگی و سرزندگی مردم درآمده است.

در برخی کشورهای غربی که مدعی نقش مردم در سیاست ‌هستند، مثلی است که سیاست پارک نیست که هر کسی در آن قدم بزند. این می‌تواند نمونه جالبی باشد، اگر مردم به بی‌تفاوتی به حقوق و تکالیف خود نرسند. بحث از سیاست چه در تاکسی و چه در جمع‌های خانوادگی و یا در هر جای دیگر، بخشی از شیوه زندگی ایرانی شده است.

اقتصاد ایران از سیاست‌زدگی آسیب بسیاری دیده و فرهنگ و ورزش نیز وضعیت مشابهی دارد. آلودگی به سیاست، بخشی از چرایی بی‌ثباتی در زندگی ایرانی است که خود مانع برنامه‌ریزی مردم برای زندگی خود، سرمایه‌گذاری برای آینده خود و نگرانی و استرس در زندگی مردم شده است.

پرسش امروز خوانده می‌شوید این است که:

* چرا زندگی ایرانی این قدر سیاست‌زده است؟

* شما از سیاست‌زدگی چه آسیب‌هایی دیده‌اید؟

* چه راهکاری برای رفع این مشکل دارید؟

ناگفته پیداست که همه دیدگاه‌های شما را خوانده و برای انتشارشان، ملاک‌ها و معیارهایی را لحاظ خواهیم کرد؛ بنابراین، شاید بد نباشد برخی چهارچوب‌های قانونی را برای بهتر شدن بحث مرور کنیم:

*از به کار بردن نام افراد (حقیقی یا حقوقی)، سازمان‌ها، نهادهای عمومی و خصوصی خودداری کنید.

* از توهین به افراد، قومیت‌ها و نژاد‌ها خودداری کرده و از تمسخر دیگران بپرهیزید.

* از اتهام‌زنی به دیگران خودداری کنید.

*از فرستادن مطالب حاوی لینک یا مطالب نا مرتبط با بحث بپرهیزید.

*از فرستادن مطالب با زبانی غیر از فارسی خودداری کنید.

*از تعمیم نظر خود به دیگران و ترغیب و حتی توصیه به دیگران بپرهیزید.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

فرهاد دشمن كش۱۳۹۲/۰۱/۲۲ ۱۳:۳۵

از سياست حرف ميزنيم چون سايه سياست در اقتصاد- ورزش- خانواده- پس انداز - مسافرت و تفريح - كار و كاسبي- خورد و خوراك و خلاصه تو هر چي فكر كني هست. حرف ميزنيم چون پيش بيني ميكنيم كي گراني و قهطي مي ياد. چون از آينده مي ترسيم .

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۲ ۰۹:۳۵

ما از وقتی که خودمانرا شناختیم همیشه دشمن داشتیم. همیشه گفته اند مواظب سیاستهای دشمن باشیم. خود مسئولین هم کمتر رو راست بوده اند حرفی را که زده اند بیشتر سیاسی کاری بوده است.مثلا گفته اند دلار ارزان میشود در حالی که هیچ توجیه اقتصادی پشت قضیه نبوده. یا آمارهای نادرست داده اند تا بهره برداری سیاسی بکنندو...حالا مردم هم آموخته اند که هر پدیده ای را اول از دید سیاسی تحلیل بکنند . منتها بدلیل نداشتن دانش و اطلاعات کافی خیلی وقتها در ورطه افراط و تفریط می افتند.

هپنگ۱۳۹۲/۰۱/۲۱ ۲۲:۳۸

خشت اول چون نهد معمار کج
تا ثریا می رود دیوار کج

نصیر۱۳۹۲/۰۱/۲۱ ۱۶:۰۹

برید یه مدت اروپا زندگی کنید بعدش آی بی خیال سیاست مسشید که نگو و نپرس :)
به شرطی که وسطش نیاین ایران که کار دوباره خراب میشه :)))

مهدی۱۳۹۲/۰۱/۲۱ ۱۵:۰۲

دلیل بسیار مهمی که چرا ما اینقدر سیاست زده هستیم این است که چون سیاست مدار واقعی وارد به امور سیاست در کشور ما خیلی کم و بندرت پیدا میشود. اکثر افراد سیاسی ما نخبه و متخصص و تحصیلکرده امور سیاسی نیستند. و خودشان هم نمدانند چرا وارد سیاست شده اند. و نمیتوانند برای مشکلات سیاسی و اقتصادی و غیره کشور راه حلهای مناسب و عاقلانه و منطقی و علمی ارائه دهند. وقتی جامعه ما که دارای افراد تحصیلکرده بسیاری است که گاهی اوقات سطح فکر و درک آنان از این سیاستمداران بالاتر و بهتر است و میبینند که میتوانند مشکلات را بهتر درک کرده و راه حل بهتر ارئه دهند، این خود به خود موجب سیاسی شدن زندگی آنها و بنابراین اطرافیانشان میشود.
اگر ما سیاست مدار به معنای واقعی کلمه داشتیم،میتوانستیم مانند بقیه ملتها و کشور ها به گوشه ای بنشینیم وشاهد کار مداوم آنها برای حل مشکلاتمان باشیم. ولی خداوکیلی آیا سیاستمداران ما اینگونه اند؟ دلیل اصلی سیاستزدگی ما اینست که گروه بزرگی از مردم هم درد و هم درمان را بهتر از سیاسیون کشور میفهمند. و تا وقتی که در بر روی این پایه میگردد وضع به همین منوال خواهد بود. یعنی جواب سوال قبلی شما که تقریبا هیچکس در جای خود قرار نگرفته است.

فقیر۱۳۹۲/۰۱/۲۱ ۱۴:۴۵

بدترین نوع بیسوادی، بی سوادی سیاسی است . بی سواد سیاسی کور و کر است .درک سیاسی ندارد و نمی داند که هزینه های زندگی از قبیل نان مسکن دارو ودرمان همگی وابسنه به تصمیمات سیاسی هستند .او حتی به جهالت سیاسی خود افتخار می کند و سینه جلو داده می گوید " سیاست پدر و مادر ندارد " چنین ادم سبک مغزی نمی فهمد که بی توجهی به سیاست است که زنان بدکاره و کودکان خیابانی می سازد . قتل و غارت را زیاد میکند و از همه بدتر به فساد صاحبان قدرت می افزاید .

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۱ ۱۳:۳۹

مخالفف خونی هنرماشده شده چون راحته .اگه درسرمارسیدن به قله های افتخاره ودشمنی مثل انگلیس داریم مجوریم سیاسی باشیم.

مینا۱۳۹۲/۰۱/۲۱ ۱۲:۰۶

قرار دادن حد و مرز برای هر پدیده ای از یاد ایرانیان رفته و همه امور که ربطی به هم ندارند را با هم می امیزند که باعث شده اخلاق،دین،سیاست، اقتصاد و...همه در جایگاه نابجا قرار گیرند ، برای شکل گرفتن یک فرهنگ به تلاش زیاد و زمان طولانی نیاز است.در ایران یک وسیله مهم آموزشی که کتاب است عملا کنار گذاشته شده رسانه ها هم توان و علم لازم جهت ارتقائ فرهنگ جامعه را ندارند. پس تا عزم جدی جهت اصلاح فرهنگ از جانب دولتمردان نباشد امیدی به بهبود اوضاع نیست.

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۱ ۱۱:۴۳

هيچ جاي دنيا مردمش به اندازه ايران در گير سياست نيستند زندگي ارام خود را ميكنند سياست مداران هم وارد سياست

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۱ ۱۱:۱۲

مشگل در ریشه این است وآنی که سیاست با دیانت یکی شد سیاست ما عین دیانت ما است مربوط به عصر معصومین است و انشاء با ظهور حضرت سیاست ما عین دیانت خواهد شد هرکس با این نظر موافق است کامنت بگذارد.

بنده خدا۱۳۹۲/۰۱/۲۱ ۰۹:۵۱

به نظر من علت اساسی، سیاسی بودن مردم ایران در اقتصاد دولتی حاکم برجامعه ایران نهفته است،ازانجاکه بیش از 80درصد منابع وامکانات اقتصادی دراختیاردولت است وتصمیمات سیاسی دولتمردان تاثیرات مستقیم بر وضعیت معیشیت واقتصادخانوار دارد لذا مردم خواه ناخواه درگیر مسائل سیاسی می شوند وجالب این است به علت منابع خدادای سرشار درکشور ما همواره اقتصاد فدای سیاست شده درست بر عکس سایر کشورها که سیاستهای آنها عمدتا در خدمت اقتصاد ومنافع اقتصادیشان می باشد، در کشور ما از منابع وثروتهای موجود درجهت پیشبرد سیاستها به هر قیمتی استفاده می شود. چنانچه این مسئله اصلاح شود می تواند کمک عمده ای به حل مشکل باشد.

خودم۱۳۹۲/۰۱/۲۱ ۰۹:۰۷

دیانت وسیاست موقعی کنارهم قرارمیگیرند که دین واقعی باشه نه دین ریایی!!!

یک رزمنده۱۳۹۲/۰۱/۲۱ ۰۹:۰۶

عباسی:قیمت ارز و سکه به مذاکرات ربطی ندارد

آرش۱۳۹۲/۰۱/۲۱ ۰۸:۵۵

این سیاست که دست ازسرما برنمیداره وگرنه کسی ازسیاست خوشش نمیاد.

یک ایرانی۱۳۹۲/۰۱/۲۱ ۰۸:۵۴

به خاطر این خصلت سیاست زدگیمان است که وضعمان اینگونه است در قرآن آمده هر قومی سرنوشتش را خودش انتخاب می کند. اگر هر ننه من غریبی که حتی در سال دوبار هم روزنامه نمی خواند چه برسد به کتاب، خود را عقل کل نداند و حرف از سیاست نزند و فقط گوش دهد و ببیند و بعد تصمیم بگیرد، این تیپ دلتمردها هم انتخاب نمی شدند. این دولتمردها مال همین مملکت هستند یعنی عصاره روانشناسی مملکت ما پس چرا اینقدر آنها را پر از اشتباه و خود را درست و بر حق می دانیم. از ماست که بر ماست.

محمد۱۳۹۲/۰۱/۲۱ ۰۸:۴۹

حتما میدونید که سیاست معنی فریب و نیرنگ هم میده

مهرداد۱۳۹۲/۰۱/۲۱ ۰۸:۳۷

سیاست وقتی از زندگی ما کنار میرود که تربیت خانوادگی درستی داشته باشیم

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۱ ۰۸:۳۱

تفكيك بين سازمانها نهادهاوبنكاههاي اقتصادي ونيز متوليان انها قايل شويم يك وزارتخانه مانند كشاورزي صرفا يك نهاد اجرايي است. وزارت صنايع اجرايي است بنا براين هرزمان مديران اجرايي صرف متولي ان شد كل جامعه رشد كرده ونيرو توان خود را صرف پيشرفت مي نمايد وهيچ وزير ومديري كارشناسان ومديران وزارتي سازماني ويا شركتي را دليل تفكر سياسي خاص اخراج نخواهد كرد در كشورهاي توسعه يافته حتي وزير هم حق تغيير مديران ومعاونين اجرايي وزارتخانه را ندارند فقط ميتواند معاون سياسي را ان هم در صورت تمايل عوض نمايد ابدارچي يك وزارتخانه بدليل سياسي اخراج مي شود

hadi۱۳۹۲/۰۱/۲۱ ۰۲:۴۲

سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ما و زندگی ما بر اساس دیانت ما، پس زندگی ما تحت تاثیر سیاست ما هست.
وقتی دین را در سیاست دخالت می دهیم. ناگزیر زندگی را هم به عرصه‌ی سیاست و سیاست بازی برده ایم. دیگر نباید گله و شکایتی از آمیختگی زندگی روزمره و سیاست ما باشد.

give۱۳۹۲/۰۱/۲۱ ۰۲:۰۳

بنظر من بهتره که دولت بامردم کار نداشته باشد دولت کارخودش را بکند مردم هم زندگیشان را.مثلا گشت وبازرسی مردم همیشه وهمه جا لازم نیست .مردم را بی گناه بدانند مگر اینکه خلافی کرده باشند وشاکی داشته باشند.دذ نتیجه مثل همه جای دنیا مردم به دولت اعتماد کرده واز سیاست دور میشوند.موفق باشید

رسول۱۳۹۲/۰۱/۲۱ ۰۱:۲۷

آقاملت سياسي نيست سياسي بود كه وضعش اين نبودمابيشترابزارسياسيون هستيم يه روزبه بهانه اي ميگن آدم ديني بايدسياسي باشه يعني كه چي؟ بياييد از خواسته هاي ماحمايت كنيد يه روزهم مثل شماميگن چراسياسي شديد؟يعني حالاكه ميخواهيدخودراي باشيد سياست اخيه!!!

عليخانى۱۳۹۲/۰۱/۲۱ ۰۰:۳۹

سياست خوب است بشرط انكه اخلاق و مروت و وجدان و انسانيت را زير پا نگذارد ، سياست بايد برمبناى سياست اسلام محمدى باشد كه مفهومش سياست ميانه رو و خوش خلق و باگذشت و مردم دوست است ، سياست بر مبناى بلوف و دروغ و دادن گزارشها و سانسور خبرها و گزينش كردن اطلاعات و انچه كه نفع سياسى در ان است منتشر كردن پسنديده نيست ، خود سياست بر دو نوع است سياست بر مبناى حقيقت و صداقت و ديگرى سياست برمبناى توهم وارزو و درصورت لزوم ، كذب و عدم صداقت و سياست براى كسب قدرت و يا حفظ قدرت بهر قيمت نيز درست نخواهد بود .

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۱ ۰۰:۰۰

واقعا از سیاست دروغ نیرنگ و هر چه چنین است خسته شده ام از ما که گذشت نگران کشور و جوانان آن هستم برای رسیدن به کشوری آباد آرام که هر کس کار خود انجام دهد عفو عمومی آزادی احزاب مقدمه هر کاری است ما مردم مهربان و دوست همدیگر آرزوی رسیدن به سال ۱۳۵۷ شمسی دارم چه روز های قشنگی بود کسی با کسی جنگ و دعوایی نداشت همه با هم صمیمی بودند به امید آن روزها

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۲۳:۳۴

یه حرفی بزنید که منطقی باشه سیاست یعنی به خاطر منافع شخصی دروغ بگیم و همه رو دور بزنیم ولی دیانت یعنی راستی , انسان بودن ...شاید با این حرفم کامنتم رو نذارید ولی سیاست تا زمانی که با دیانت ما در ارتباط باشه وجود و روحمون رو از دین دوور و پر از سیاست زدگی میکنه...

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۲۳:۲۶

مردم ایران با سیاست عجین شده اند چون سیاست با دروغ پیوند خورده و مردم هم با دروغ.
هیچ راهی هم نداره فقط باید مملکتتون رو عوض کنید.تمام.

ايراني۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۲۳:۰۷

سياست و مملكت داري را ميتوان به نحوي كه مطابق با منافع مردم باشد داشت ما زندگي نمي كنيم چون از صبح كه بيدار ميشيم برا بقيه كشور ها شاخ و شونه ميكشيم با همه دعوا داريم طبيعتا اين ميشه وضع ما
هيچ وقت جنگ و دعوا نتيجه نداده چه تو زندگي شخصي چه مملكتداري بايد سياست منفت طلبانه به نفع عموم مردم داشت نه اينكه مردم فداي خودخواهي هاي يك عده بشن

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۲۳:۰۶

مگر می شود دیندار بود و سیاست هم عین دینداری باشد و دینداری عین سیاست ، ولی سیاسی نبود؟ اگر نباشیم انگار دیندار نیستیم انگار مسلمان نیستیم.

سلطانی۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۲۳:۰۰

جواب خیلی سادست. وقتی که خط مشی کلی کشور ثابت باشه و قرار نباشه با تغییر هر روزه سیاست های کشور، زندگی ما هم تغییر پیدا کنه...

محمد۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۲۲:۵۱

میانه روی در سیاست بهترین سیاسته
یادمون باشه ما دو جور سیاست داریم داخلی و خارجی این دو تا هر وقت با هم مچ شد مشکل حله و اگر نه که مثل الان می شیم

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۲۲:۱۳

تاتوی گور

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۲۲:۱۲

آقا سیاست همشیره و مادر ندارد!

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۲۲:۰۷

وقتی که به خاک سیاهمون بنشونه، کاش نیم ذره کردار جای صد گفته رو بگیره!

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۲۱:۵۳

مردم ما مذهبی هستند
و حکومت با هم بیشتر به جای این که به سیاست بپردازه به مذهب می پردازه
و همین دلیل کافیه که همه فعالیت های ما رنگ سیاسی به خودش بگیره

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۲۱:۴۹

به این خاطر که سیاست مداران ما کار خود رو درست انجام نمی دهند

بوکان۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۲۰:۴۶

تا احزاب به صورت واقعی به وجود نیایند و تا آخرین حد همدیگر را به چالش نکشند وضع به همین منوال خواهد بود.
کار احزاب سیاست است و کار مردم زندگی، تلاش و لذت بردن از زندگی است.

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۲۰:۴۶

هر وقت عدالت حاکم بشه و خطا کار و کم کار و بی مسئولیت به سزای اعمالش برسه، دیگه کسی غصه سیاست رو نمی خوره

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۲۰:۴۱

در مقابل این دنیا با این همه زورگو سیاست چیز بدی نیست بلکه واجبه
ولی باید در دستان سیاستمدار باشه نه افرادی که خبره دیگه ای دارند.
همین که کار دست کاردان نیست، باعث شده که حتی من بی سواد بخودم اجازه بدم در سیاستهای کلان هم اظهار نظر کنم
تقصیر من نیست، چون میبینم کسی که در سیاست کلان هست خیلی از من فرقی نداره.

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۲۰:۳۷

اصلا چرا بايد سياست در هر چيزي دخالت داشته باشد. مثل اينكه بخواهيم علم طب را در همه چيز دخالت دهيم. آيا شدني است!؟ هر چيزي بجاي خود بايد به كار برده شود. سياست علم اداره كشور بر مبناي شرايط و مصلحت ها و ظرفيت هاست و اين ممكن است با برخي موضوعاتي كه مثلا دين مي گويد سازگار نباشد.

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۲۰:۳۱

این مسائل بسیار مهم است . باید در سطح وسیع ودر رسانه های جمعی وملی به ان پرداخت. کاملا درست است واقعا در تمام این دنیا هیچ کشوری به اندازه ما سیاست زده نیست واین بسیار مضر میباشد.

حسین۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۲۰:۱۵

بنام خدا.قدما میگفتندکه سیاست مثل منبری است که چرچیل بالای منبرنشسته روزولت جلوی آن منبردست به سینه ایستاده و استالین پای منبرنشسته است .میگویندبعدازجنگ دوم جهانی زعمای انگلیس به چرچیل نخست وزیر شکایت کردندکه فساد تمام شوون انگلیس راگرفته است اداره ای نیست که درآن رشوه رایج نباشد.چرچیل پرسید دادگستری چطور؟آنجا هم آلوده است گفتندنه دادگستری سالم مانده است .چرچیل گفت غمتان نباشددادگستری سالم همه جارا اصلاح میکند!!

آرما۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۱۹:۴۰

من در تربت جام که شهر مرزی است زندگی میکنم . 98 درصدمردم این منطقه نمیدونن اصلاح طلب کیه !! چیه ! اصولگرا کیا هستن . . .
خلاصه یه بزرگی میگی برین به فلانی رای بدین کل ایل و تبار میرن به کاندیدای مشخصی رای میدن ! شهر ما شهر خربزه است .!.

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۱۹:۳۹

متاسفم که در کشوری زندگی میکنم که همه چی با سیاست گره خورده حتی ورزش، هنر، ادبیات، تفریح، و...

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۱۹:۳۰

چگونه به خوشبختي برسيم ؟
انسانها به طور طبيعي به دنبال تامين نيازهاي زندگي و رفاه و آرامش بيشتر هستند .
بطور كلي :
سطح رفاه افراد يك جامعه = سطح رفاه عمومي + سطح رفاه شخصي
از آنجا كه سطع رفاه عمومي در جوامع عقب مانده پائين است ،مردم اين جوامع تلاش دارند با بالا بردن سطح رفاه شخصي اين نقيصه را جبران كنند .
معمولا" اين افراد با زير پا گذاشتن اخلاق و با استفاده از ضعف قوانين و فساد موجود در جامعه راه هاي پيشرفت فردي را طي ميكنند و البته در اين مسير باز هم بيش از پيش رفاه جامعه را قرباني كرده و سطح آنرا پائين تر مي آورند و اين چرخه همچنان ادامه مي يابد . نهايتا" اين افراد اگر موفق شوند كه كاخي براي خود دست و پا كنند آنرا در جهنمي از مشكلات بنا كرده اند . افراد چنين جامعه اي نهايتا" منافع خانواده و فاميل و دوستان نزديك خودرا دنبال مي كنند و در حداقل اجتماعي شدن هستند .
و اما در جوامع پيشرفته جرياني معكوس وجود دارد از آنجا كه سطح رفاه عمومي و فهم اجتماعي مردم بالا است افراد براي پيشرفت شخصي دست به كارهاي غير قانوني نمي زنند ، ضمن اينكه قوانين درست طراحي شده اند و مجريان قابلي آنرا اجرا مي كنند و راه فساد بسته است ، در نتيجه جريان امور مثبت و سطح رفاه و آسايش عمومي مرتبا" افزايش مي يابد . اين افراد خوشبختي خودرا در جامعه و با جمع دنبال مي كنند و خانواده آنها تمام جامعه است .
- براي رفتن از الگوي رفتاري افراد عقب مانده به پيشرفته ، نياز به تغيير نگرش وجود دارد . ما با يد به اين باور برسيم كه زندگي در جامعه اي باسطح رفاه عمومي بالا كه در آن انسانها خوشبختي خودرا در خوشبختي ديگران (يادمان باشد كه ما هم ديگران هستيم براي ديگران) دنبال مي كنند مطلوبتر از زندگي در جامعه اي عقب مانده است كه در آن هر كس سعي دارد گليم خودر از آب بكشد .
ياد بگيريم كه خانواده وقتي خانواده است كه اعضاء آن فقط به اهداف خانواده فكر كنند و نه به شخص خودشان .((كه البته در اين مورد نمره ما خوب است . ))
ياد بگيريم كه تيم وقتي تيم است كه افراد آن فقط به اهداف تيم فكر كنند و نه منافع شخصي .
ياد بگيريم كه شركت وقتي شركت است كه افراد آن فقط به اهداف شركت فكر كنند و نه منافع شخصي .
بيائيد ياد بگيريم كه جامعه وقتي جامعه است كه افراد آن فقط به اهداف اجتماع فكر كنند و و نه منافع شخصي .
ياد بگيريم كه ما وقتي ملت هستيم كه به اهداف كشور فكر كرده و خوشبختي خودرا در خوشبختي مردم در هر گوشه اي از اين سرزمين جستجو كنيم.
و اگر چنين شديم :
اجازه مي دهيم شايسته ها در راس باشند و خودمان را به هر قيمتي به تيم ، شركت و جامعه تحميل نمي كنيم چرا كه مي دانيم لازمه رسيدن به بهترين سطح رفاه عمومي ممكنه در هر جامعه اي اعم از كوچك يا بزرگ ، استفاده حداكثري از نيرو هاي توانمند و شايسته است .
سازو كارهائي بوجود مي آوريم كه اگر نالايقي خواست خودرا تحميل كند عرصه بر او تنگ شده و مجبور به دادن جايگاهش به فرد شايسته شود.
در نتيجه شايسته سالاري ( به جاي رابطه سالاري ونا لايق سالاري ) :
مديريت بهينه منابع مادي و معنوي جامعه اتفاق مي افتد .
مردم براي رسيدن به سطح رفاهي بالاتر تلاش و كار شرافتمندانه و ارتقاء سطح دانش را دنبال مي كنند .

راه هاي فساد ، رانت خواري و زياده طلبي بسته ميشوند و همه از فرصتهائي برابر براي پيشرفت برخوردار مي گردند .
و همه اينها رفاه و عدالت اجتماعي بالاتر را رقم مي زنند .
بدين ترتيب :
كشور در تمام زمينه هاي اقتصادي ،اخلاقي ، فرهنگي ، اجتماعي ، سياسي و... پيشرفت مي كند .
اعتياد، جنايت، فحشاء ،اعدام ، طلاق، سرقت، رشوه ، و... كاهش مي يابد .
آسايش و رفاه مادي و رواني براي همه به دست مي آيد ، كيفيت زندگي و طول عمر افزايش مي يابد .
لذا :
هر برداشتي از قانون ، ايدئولوژي ، دين و... كه در جهات مثبت ذكر شده كار كند مفيد بوده و لازم است توسعه داده شود و هر برداشتي كه در جهت منفي عمل كند غلط بوده و مي بايستي ترك گردد .
از آنجا كه قوانين اجتماعي ملاك عمل هستند اصلاح آنها در جهت رفع نواقص مي بايستي داراي راهكار هاي مشخص و غير قابل تفسير باشد .
خلاصه اينكه لازمه زندگي بهتر تغيير نگاه از فرد گرائي به جامعه گرائي است .


هیچ چیز در طبیعت برای خود زندگی نمی کند
رودخانه ها آب خود را مصرف نمی کنند
درختان میوه خود را نمی خورند
خورشید گرمای خود را استفاده نمی کند
گل ، عطرش را برای خود گسترش نمی دهد
نتیجه :
زندگی برای دیگران ، قانون طبیعت است . . .
((يادمان باشد كه ما ديگران هستيم براي ديگران ))
چرا ما انسانها نبايد اين قانون طبيعت را در زندگي اجتماعي رعايت كنيم ؟

علی۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۱۹:۲۴

طرف اگه کاری بکنه میگن سیاسیه حالا از جنبه دیگه به کارش نگاه کن میبینی پیشرفت کشور در نهان کارش قرار داره

والا همه سیاست مدار نیستن و هر کاری سیاسی محسوب نمیشه

جامعه شناس۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۱۹:۰۱

راهکار: گسترش حوزه خصوصی به سراسر پهنه اجتماع و عقلانی کردن حوزه عمومی

تقویت نهادهای مردم نهاد و تشکل های مدنی در جامعه

ایجاد و تعمیق و گسترش نسبت سرمایه اجتماعی در جامعه بنحوی که مردم داوطلبانه و خودجوش عهده دار امور اقتصادی و اجتماعی خود باشند

علی۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۱۸:۴۷

زمانی که ملاک گزینش افراد، تعهد و نه تخصص است ،
روند سیاست گرایی به شدت رشد پیدا میکند.
تجربه 30 ساله هم نشان داده است که این سیستم موفق نبوده است و فقط دامنه انتخاب را محدود تر میکند.
پلیس نیویورک زمانی برای گزینش افراد جدید، محدودیت سیگاری بودن را برای مدت کوتاهی به اجرا گذاشتند که سریعا متوجه مجدود شدن انتخاب مناسب شدند و شرایط را برداشتند. ما که 30 سال است که 99% مملکت را غیر خودی کرده ایم. معلوم است که زمانی که 99% به دنبال اون 1% باشند که کارشان راه بیافتد و اجازه زندگی کردن در این مملکت را داشته باشند، بازار خودی ها حسابی داغ میشود و خیلی ها سعی میکنند که خودی تر شوند تا رانت بیشتری داشته باشند.

سیاست زده۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۱۸:۴۴

علت اینکه در اکثر کشورهای پیشرفته موضوع مسائل سیاسی و اقتصادی و بحثهای مرتبط با
آن در زندگی روزمره مردم دخیل نیست این است که هر شخص و چهره سیاسی و اقتصادی براساس توان و کارایی، انتخاب و
درآن پست شغلی مشغول کار می شود و مردم دیگر هیچگونه نگرانی خاصی از بابت عدم کارایی و تصمیمات نسنجیده آن شخص ندارند. مردم ما به علت اینکه از تصمیمات نادرست این چهره ها تا کنون ضربات سنگینی در زندگی خود دیده اند وهمواره نگران آینده اقتصادی خود هستندبه ناچار خود یک تحلیل گرسیاسی و اقتصادی شده اند.

حسین۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۱۸:۳۶

علت سیاست زدگی کشورمان اینهاست
1-سالها تبلیغ کردیم که سیاست ما عین دیانت ماست درنتیجه مردم وظیفه خود میدانندکه سیاست را در تمام شئون وارد کنند 2-در رسانه های ملی وعمومی اگاهی سیاسی را به سیاست کشورهای خارجی مهدود کرده ایم نه داخل کشور خودمون وسیاست کشور خودمون مثل کیسه سربسته جذابی برای مردم است که آنرا میخواهند باز کنند وبدون آگاهی وارد آن شوند 3-نظام ،اگاهی سیاسی ووارد شدن عموم مردم را برای رای دادن وراهپیمایی در تاییدسیستم میخواهد درحالی که نمی توان از مزایای سیاست استفاده کرد ولی از انتقادات آن مصون ماند یک بام ودوهوا نمیشود 4- در ایران هیچ کس در حیطه تخصص خودش کار نمیکند وهمه چیز درهم است رسانه هاومسئولین کشور احزاب را در چشم مردم هیولا کرده اند ومردم وسیاستمداران در قالب شخصی وباندهای قدرت وبنگاهها در سیاست دخالت میکنند وهر کس دستش وقدرتش وعوامفریبیش برسد سوار کشتی سیاست کشور میشود درنتیجه واقعا سیاست کشور خراب شده است و همه وارد بحث آن میشوند ونقل مجلسش میکنند وانتقادهم میکنند وحق هم دارند .چون درست اداره نمیشود 5-سیاستمدارانی که با این روشهای غلط آنرا اداره میکنند برای مصون ماندن در قدرت سیاسی وتبعات انتقادی وحسابرسی آن مجبورند به هر وسیله ای حتی اخلاق ودین وعوامفریبی و...متوسل بشوند وآنهارا سیاسی کنند تا بیشتر در قدرت بمانند .

میثم گنابادی۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۱۸:۱۸

سلام
اگه سیاست ما عین دیانت شود و دیانت ما عین سیاست ما همه چیز درست میشود
به شرط اینکه دیانت ناب محمدی باشد.

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۲ ۱۴:۱۸

پیدا کن پرتغال فروش را!!!!!!!!!!!

saeed۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۲۲:۴۱

دوست عزیز هر چیزی سر جای خود
دیانت هم سر جای خود باشد بهتر است چون شاید در راه سیاست به دیانت ما ضربه وارد شود

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۱۹:۲۸

چه قدر منفي !!!!

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۱۹:۱۸

اين همه راي - براي چي ؟

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۱۸:۰۹

سیاست یعنی دروغ یعنی منفعت گرایی
و رانت و باندبازی برای رسیدن به مطامع
و مقامهای دنیوی .....
سیاست یعنی سبقت گرفتن در تجمل و
دنیا گرایی یعنی پرستیدن خود به جای
پرستش خالق خود-یعنی فرعونیت تام

ناشناس۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۱۹:۴۰

خودت به تنهایی کشف کردی !

علی اکبر۱۳۹۲/۰۱/۲۰ ۱۹:۳۲

آقای ناشناس این تعریف ازسیاست ناشی ازعملکرد جهان مادیگرای اومانیسم است
اما سیاست دراسلام جزء دین نیست بلکه عین دین است بیاییم تعریف سیاست ازمنظر دین را تبیین کنیم

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.