امان از این اصغر فرهادی سیاهنما
عروس شهرهای جهان چه بدترکیب بود!
آیا فرانسویها مریضند که فیلمِ «سیاهنما» علیه خودشان را نیز تحویل میگیرند یا اینکه بر خلاف ما دریافتهاند که نام نقد اجتماعی سیاه نمایی نیست؟! هر نقدی را که مطابق ذائقهمان نبود، «سیاه نمایی» خطاب نکنیم که اگر یکی از آنها سیاهنمایی نبوده باشد، باید درباره ادعایی که کردهایم، روزی پاسخگو باشیم. یادمان نرود اگر خودمان، خودمان را نقد نکنیم، دیگران ما را آن گونه که دوست دارند، نقد میکنند.

به گزارش «تابناک»، «پس از «جدایی...»، سینماگر ایرانی در یک درام پیش پا افتاده در حومه پاریس سرگردان و گمشده است! فرهادی عبوس که خنده به لب ندارد، تنها چیزی که از پاریس در فیلمش به تصویر کشیده، یک تکه از خیابانی در حومه شهر و یک داروخانه و یک خشکشویی است. بقیه حوادث در خانه میگذرد که ماری در آن زندگی میکند و احمد که از ایران برگشته... مردی که به اصطلاح میخواهد موقعیت را بفهمد و مصلح باشد و...»؛ این بخشی از روزنامه لیبراسیون به قلم دیدیه پرون از منتقدان معتبر این نشریه است.

بر خلاف بسیاری از نشریات فرانسوی و انگلیسی زبان که فیلم فرهادی را تحسین کردند و پیش از این به آن اشاره شد، افزون بر پرون، میشل فرودن، سردبیر هنری روزنامه لوموند و کایهدوسینما، سرژتوبیانا، سردبیر پیشین مجله کایهدوسینما در نقد فرهادی به شدیدترین شکل ممکن نوشتهاند و جالب آنکه اینها دقیقاً در نقطهای فعالیت میکردهاند یا میکنند که جزو کارآمدترین بخشها در شکلگیری و تقویت به بنیانهای موج نوی سینما فرانسه نقش آفرین بودهاند و برخی مقالاتشان اساساً جنبه آموزشی دارد و طبیعتاً مورد اشاره قرار میگیرد و در کنار همه این مسائل، علاقه جدی به پاریس دارند.
در واقع نظر این منتقدان درباره فیلم فرهادی به نوعی درست است و هیچ یک از زیباییهای پاریس در این فیلم دیده نمیشود و عروس شهرهای جهان در این فیلم بسیار بدترکیب به تصور کشیده شده و این اتفاق نیز از سوی فرهادی تعمداً انجام گرفته است.
فرهادی در این باره پیش از اینها توضیح داده بود که برای تحتالشعاع قرار نگرفتن فیلمش از پاریس، فیلم را در حومه این شهر ساخته و لوکیشن برگزیده، بسیار سرد و بیروح است، همان گونه که داستان فیلم نیز با سردی همراه است و نقدی جدی به جامعه فرانسوی وارد آورده است.
حال آیا منصفانه است که کارگردانی با سرمایه چند میلیون دلاری یک کمپانی فرانسوی فیلمی چنین سرد بسازد که هیچ جذابیتی از پاریسِ دوست داشتنی در آن دیده نشود و مردمان این شهر را دارای روابط سرد و از هم گسسته تلقی کند که در خانوادههایی با ساختارهای شکننده زندگی میکنند و کمترین قواعد زندگی مشترک را نیز رعایت نمیکنند؟ آیا کاری که فرهادی کرد، انصاف بود و آیا حق فرانسویها نیست تا در مقابل سینماهای اکران کننده فیلم فرهادی که تاکنون بیش از هشتصد هزار مخاطب در فرانسه داشته، دست به تجمع اعتراض آمیز بزنند؟
آیا ارزشهای این کشور باید این گونه نادیده گرفته میشد و فرانسه دوست داشتنی و پاریس زیبا شبیه کشورهای زیر یوغ شوروری سابق به تصویر کشیده میشدند که مردمش در تنشهای اجتماعی و فردی، توان نگه داشتن کانون خانوادههایشان را ندارند و جامعهشان در سراشیبی سقوط است؟
حقیقتاً اصغر فرهادی دستمزدش را از فرانسویها گرفته و کمک هزینه ساخت فیلمش را از اتحادیه اروپا دریافت کرده یا دشمنان فرانسه او را تغذیه کردهاند که یک سیاه نمایی را بر پرده سینماهای فرانسه نشانده و زیباییهای این کشور را به هیچ بگیرد؟! شرق و کشورهای شرقی چه نقشی در این نوع فیلمسازی داشتهاند؟!

درباره ادبیات این جملات تعجب نکنید. اگر توهم توطئه داشته باشید، قطعاً بدتر از منتقدان فرانسوی و شبیه ادبیات فوق فرهادی را نقد میکنید. به هر صورت فرهادی در نقد اجتماعی فرانسه، رحم نکرده و فضای فرانسه را شبیه فانتزیهایی که در ذهن داریم، به تصویر نکشیده و این به تعبیری که در کشورمان میشود، حکمش «سیاه نمایی» است؛ تعبیری که در این هشت سال به شدت وسعت انتساب یافت و بسیاری از نقدهای اجتماعی در قاب تصوی، متهم به سیاه نمایی شده و چوب خورده است.
«جدایی نادر از سیمین» نیز اساساً با چنین حملاتی از سوی منتقدان چشم بسته طرد میشد و اصلاً عنوان میشد علت اسکار دادن و تحویل گرفتن فرهادی، سیاه نشان دادن ایران و متشنج و دروغگو نشان دادن ایرانیان بوده است. با این اوصاف، چرا فیلم فرهادی این بار نیز به کن رفت و بازیگر نقش اول زن فیلم نیز جایزه فرانسوی کن را دریافت کرد؟ آیا فرانسویها مریض هستند که فیلمِ «سیاه نما» علیه خودشان را تحویل میگیرند یا آن که بر خلاف ما فهمیدهاند که نام نقد اجتماعی سیاه نمایی نیست؟!
البته متهم کنندگان ایرانی فیلم پیشین فرهادی در مقابل این پارادوکس که دقیقاً نقد گفتار پیشینشان است، سکوت کرده و ماندهاند که چگونه صدهزار صدهزار به تعداد بلیتهای فروخته شده این فیلم در فرانسه افزوده میشود و فرانسویها از این فیلم سرد استقبال میکنند!
آیا وقت آن نرسیده اندکی در مواضعمان بازنگری کنیم و به سوی هر آینه و آینهسازی که نقش ما را عین راستی و حقیقت به تصویر کشید، به قصد شکستن سنگ پرانی نکنیم؟
با پایان دوران حضور امثال جواد شمقدری و دوستانش در سازمان سینمایی و همچنین تغییر بخشی از بدنه سیاستگذار و مدیریت فرهنگی کشور، فرصت مغتنمی فراهم میآید تا بار دیگر سنت نقد اجتماعی را فراهم شود و هر نقدی که مطابق ذائقهمان نبود، «سیاه نمایی» خطاب نکنیم که اگر یکی از آنها سیاه نمایی نبوده باشد و کارگردانش نیز چنین قصدی نداشته باشد، باید روزی درباره ادعایی که کردهایم، پاسخگو باشیم. یادمان نرود اگر خودمان، خودمان را نقد نکنیم، دیگر ما را آن گونه که دوست دارند نقد میکنند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
حقیقت همواره تلخ است
فرهادی هرجا باشه با فیلمهاش واقعیتهای جوامع مختلف رو نشون میده، همه ی ساخته های این کارگردان (داستان یک شهر،چهارشنبه سوری،درباره الی،جدایی نادر از سیمین) داستان زندگی افرادیه که دارن با ما زندگی میکنن خیلی از خانمهای ایرانی مثه مژده ی (چهارشنبه سوری) گرفتار خیانت ان ، مثه سپیده (درباره الی) بدون شناخت یک شخص رو وارد زندگیشون میکنن و شاید مثه سیمین(یک جدایی) از زندگی تو یه کشور جهان سوم خسته ان...
برای من فرهادی قابل ستایش بدون اسکاری که قراره با هزار و یک سیاست مسخره ی امریکا بهش داده شه چون حقیقت رو میگه و از یک جامعه شناس بیشتر می فهمه...
اولا در ایران هم فیلم فرهادی را ملت دیدند و اینکه نویسنه به بلیط های فروخته شده در فرانسه استناد می کند اشتباه است. در ضمن آقای فرهادی در کن جایزه بهترین فیلم را که نگرفت بازیگرش جایزه گرفت این خیلی با جایزه بهترین فیلم اسکار فرق می کند. ضمن اینکه غالب فیلمهایی که در ایران هم سیاهنمایی می کنند با بودجه دولت ساخته می شوند.
مرسی تابناک که با دید باز این قضیه رو بررسی کرد
نکته بسیار جالبی بود. اینکه یاذ بگیریم که بر خلاف چیزایی که همیشه تو گوشمون خوندن هر نقداجتماعی "سیاه نمایی" نیست. مصداق واکنش مردم و دولت فرانسه در قبال این فیلم بک درس بزرگ واسه ما مردمان بی طاقت خواهد بود. نسیت به همه چیز و همه کس پرخاشگر و بدبین شده ایم. حتی به کارگردان وطنی خودمون هم داریم بد و بیراه میگیم. کامنتها دل آزاره. این نمونه از واکنش مردم فرانسه از فیلمی فضای پذیرفته شده رمانیک پاریس( که خیلی هم دوستش دارن) با دیدی متفاوت پر تنش نشون داده، درسیه که ما باید یاد یگیریم وگرنه تبدیل میشیم به شاگرد اخموی گوشه گیر عصبانی و نچسب مدرسه دنیای امروز. انشالله
دوستانی که میگن آرگو! آیا آرگو اتفاق نیافتاده؟! حالا انگلیس هم یه فیلم از حمله به سفارتش درست میکنه که از آرگو خیلی ملموس تر هست. مگه حمله نشده به سفارت؟! یکی جواب من رو بده. چرا وقتی قانون هست و داره تو مجلس تصویب میشه که ارتباط با انگلیس کم بشه باید با این شیوه به اعتراض کرد؟ حمله کردیم و باید نتیجه رو هم ببینیم.
کلا ما ایرانی ها توهم توطئه داریم
کار کاره انگلیسی هاست
فیلم ترکیبی از "جدایی" و کپی فیلمهایی مثل "آبی" کیشلوفسکی بود.
روابط سرد و پایان مبهم از "جدایی" و صدای محیطی بلند(صدای در، قطار، باران) در کنار سکوت های سنگین آدمها از فیلمهای فرانسوی این تیپی مخلوط شده بودند.
البته باز هم تم قشنگ و موضوع خلاقانه ای داشت
آفرین فرهادی....آفرین
حسودصورتی حالا که فیلمش خوب بود
اونهايي كه به ارگو اسكار ميدن ميخوان با اين كار ها خودشون رو تطحير كنند
چرت بود
من خیلی ازاین فیلم ها را که ساخته شده اند نمی پسندم چون غم را به دلها میاورند . ما خودمان سراپا مشکل هستیم . آیا نمیشود به زندگی نگاه دیگری هم داشت ؟
توی ایران فیلمهای بهتری ساخته میشه,فیلم جدایی به نظر من خیلی جالب نبود
من به پاريس كاري ندارم چون هرشهري در كنار زيباييهاش ميتونه روي زشتي هم داشته باشه، ولي ميخوام به اصغر فرهادي عزيز بگم كه من هر دو تا فيلم اخيريت رو ديدم، گذشته فيلم خوبيه ولي جدايي معركه بود!
چنان پاریس پاریس کردی انگار پاریسی هستی فقط خواستی یه نقدی بنویسی که چی ببین نگاه اروپایی مثل نگاه شما نیست آزادی هست
با سلام به همه دوستان من خودم شخصاً پارسال پاریس بودم انجا یک برجی ساختند بصورت مدرن که تمام اماکن توریستی از بام آن مشهود است در کنار همین برج که یکی از میادین اصلی پاریس بنام همین برج یعنی مونتر پناس واقع شده یکی از رهگذران متأسفانه همانجا در ملأ عام دستشویی صحرایی کرده بود بصورت فجیع و بسیار بد بو و بد رؤیت که واقعأً نه در تهران بلکه در دهات های ما چنین چیزی نیست آنجا بود که یکی از تفاوتهای فرهنگی مان را دیدم وبحال مدرنیته شان تأسف خوردم
عالی بود.از تحلیل بسیار خوبتون ممنونم .دست مریزاد.انشاالله هر چه زودتر صلح در جهان برقرار بش تامادیگه اسیر توهم توطئه یه عده نباشیم.
اصغر فرهادی در فیلم "جدایی ..." سیاه نمایی کرد و برای همین هم بهش جایزه دادند. اولین سیاه نمایی او خود عنوان فیلمش بود که جدایی نادر از سیمین بود در حالی که در حقیقت این سیمین بود که نادر را ول کرد و رفت. این سیمین بود که هوس رفتن به خارج کرده بود و حتی برایش مهم نبود که نادر مجبور است از پدر بیمارش مراقبت کند. عنوان حقیقی فیلمش باید جدایی سیمین از نادر می بود نه بر عکس اما او برای گرفتن جایزه سفارش داشت که همه چیز را مطابق میل جایزه دهندگان بسازد.
عزیزجان عنوان انگلیسی فیلم جدائی است و ندر و سیمین در آن نیامده است در نتیجه صحبت شما مصداق ندارد
آقا گناه داره اینقدر بی پروا صحبت نکن الحمدلله تو این جامعه اسلامی تهمت زدن و افترا شدن نقل و نبات
از اون ایرادهای بنی اسرائیلی و توهم توطئه ای بود. شما اونجا بودی بهش گفتن؟
نقد اجتماعی باید با قدرت در جامعه در جریان باشد. و همه تحمل نقد شدن رو داشته باشن. حتی شما دوست عزیز...
من فیلم و دیدم . مشخصا مشکلات در شخصیت و روابط مهاجراهارو نشون می داد که مسلمان بودند. یک نمونه فرانسوی در فیلم زن فواد بود که شخصیتی وفادار بود.
من موندم مردم دو دقیقه حوصله نمیکنند کامل بخونند تو مطلب چی گفته بعد میان واسه خودشون نظرات بی ربط میدند!!!
داره به ما ایراد میگیره که چرا هنر یک کارگردان خوب مثه فرهادی یا خیلی چیزای دیگه رو سیاه نمایی میبینیم؟!! اونوقت فقط بخونید مردم چی کامنت دادند!
آخه چی بگه آدم...چر اینجوری هستیم ما... فقط بلدیم الکی قضاوت کنیم!
اين استدلال منطقي نيست كه چون فرانسوي هابه سياه نمايي پاريس حساسيتي نشان نمي دهند پس حساسيت مابه سياه نمايي جامعه ايران بيمورداست.زيبايي پاريس دردنيابه اندازهاي تبليغ شده وشناخته شده است كه درمقابل سياه نمايي محدود مصونيت داشته باشد. قدري درقضاوتهايمان دقيق وهمه جانبه نگرباشيم.
آقای اصغر فرهادی همیشه منتظر کارهای جدیدت هستم وبرایت آرزوی موفقیت میکنم از تمام وجودم دوستت دارم .
اعتراض کارگران اسپانیا
راهپیمایی گرسنگان ایتالیا
به خاک افتادن مردم یونان
بدهی سنگین و کمرشکن و مادر به عزا بنشان انگلستان
برخورد وحشیانه پلیس فرانسه با معترضان
صف بلند گرسنگان جلوی نوانخانه ها در آلمان
البته اینها سیاه نمایی نیست.اشتباه نکنید. اینها تیتر روزنامه ها و اخبار تلویزیون خودمونه.
مگه دروغ می گه تلویزیون خودشون رو هم بخوون سعیدجان
بهترین فیلم ایرانی: بچه های اسمان
بهترین کارگردان ایرانی: مجید مجیدی
جدایی چه سیاه نما باشد وچه منتقد منطقی، در هر صورت جایزه فجر را کسب کرده، پس نمی توان گفت که سینمای دولتی ایران مخالف این فیلم بوده.
این اتفاق هم در دولت احمی نژاد افتاده.
بر خلاف آنچه بسیاری از تئوری پردازان و حتی ایدئولوگ ها، امروزه در ایران ما انجام می دهند و سعی در زیبا، استوار و بی خطربودن وضعیت موجود دارند و حتی گاهی پا را تا آن حد فراتر می گذارند که به تقدیس یک وضعیت متزلزل می پردازند، اصل در غرب، بر اساس تئوری انحطاط است؛ یعنی غربی ها تلاش می کنند بفهمند چه چیز و چیزهایی چارچوب حکومتی و هویتی آنها را به خطر می اندازد. این است که برای آنها مهم است؛ از این رو آنها به فرهادی فضا و امکانات می دهند تا با بودجه آنها، از بیرون به نقد این جامعه بپردازد تا بر اساس آن، حکومت ها و سیاست های خود را از شکست و سقوط بازدارند. نکته مهم این است؛ امری که در کشور ما سیاه نمایی اطلاق شده و برخی به این توهم دامن می زنند. اما درهر حال این نقد است و غربی ها هرچند ما و برخی از آنها، آن را سیاه بدانیم، ارزشش را می دانند و به ستایش آن می پردازند؛ چون سرانجام آن نجات است؛ چیزی که باز هم بسیاری از ما آن را نخواهیم فهمید.
سلام. انشا الله که همیشه به این رویه نوشتن و اطلاع رسانی ادامه بدین. شاید در سالهای بعد کسانی که خود را به خواب زده اند از خواب بیدار شوند و امثال آقای فرهادی عزیز بتوانند بدون هیچ مزاحمتی آنگونه که باید کار هنری انجام دهند.
اصولن هنرمنداي ايراني تا پاشون رو از مرز بيروم ميذارن، موقع آب خوردن هم بايد نگران تصويري كه از ايران به نمايش درميآد باشن.........
واقعن مسخره ست
اين همه جدل واسه يه فيلم؟؟؟!!!! دل خوش سيري چند؟
ای کاش تیتر دیگه ای می زدید تیتر گمراه کننده است و متن نمی آد
آقای فرهادی نمی تواند نماینده ایران در دنیا باشد چراکه بسیاری از قواعد و اعتقادات را که در پوست و خون مردم ایران بود را زیر پا گذاشت .
هیچ فردی به تنهایی نمی تواند نماینده کل مردم ایران باشد...
از نظر من
در شرایط فعلی هرشخصی در هر جا یا هر سمت یا هر کاری که باعث مطرح شدن نام ایران و ایران صدالبته در جهت مثبت بشه بشدت قابل تقدیر است.
دوستان منتقد لطف کنند قدمی در این راستا بردارند.
استثنا قاعده نمی شود. قاعده جشنواره های غربی کردیت دادن به فیلم های ضد ایرانی است. خود واژه اسلام هراسی و ایران هراسی از قبل این نوع رفتار ایجاد شده است.
فیلم ریتم کندی داره اما بیننده را با خودشه همراه می کنه . تعلیق آخر داستان هم مثل جدایی است .
در مورد پاریس کسایی که آنجا بودن میدونن که غیر از جاهای دیدنی اش یک شهر عادی و حتی کثیف تر از خیلی از پایتخت های اروپایی است . در ضمن فیلم بیشتر از اینکه فرانسوی ها رو نقد کنه مهاجر ها رو نقد می کنه .
بیچاره نویسنده خودشو کشت که بگه واژه "سیاه نمایی" 8ساله وارد کشور شده و از این واژه برای حذف منتقدان استفاده می شه. چنین واژه ای در هیچ کجا معنایی نداره.سیاه نمایی یک واژه توهمی و اون هم توهم به توطئه است!!!!
نویسنده داره با دلیل ثابت میکنه که این صرفا یه نقد اجتماعی هست و در اجتماع همه چیز وجود داره،چیزایی که نمیبینیم دلیل نمیشه وجود نداشته باشه...
حالا کامنت های ملت :
بالفرض که سیاه نمایی فرانسه باشه،حقشونه!
یا فیلم آرگو هم یه سیاه نمایی از ایران بود :|
یا اون یکی کامنت گذاشته وقتی فیلم "جدایی.." سیاه نمایی میکرد کجا بودی؟
نویسنده عزیز،خواهش میکنم با این یه مقاله خسته نشو.8ســـــــال این واژه ها رو مردم شنیدن و گاها با این واژه ها بزرگ شدن،تغییرش زمان میبره. لطفا بیشتر از اینها به این واژه ها و این فرهنگ سازی بپرداز. با تشکر
چرا آمار اشتباه میدی؟مگه جدایی نادر از سیمین تو جشنواره فجر جایزه نگرفت؟
مگه همین شمقدری ازش تو ازکار حمایت نمیکرد؟حالا حرف چهارتا منتقدو به پای کل سینما میذاری؟
AJAB
برادر ! اون اسکاره نه ازکار ...
خیلی ثواب کردی ! نیم ساعت خندوندیم
آخه فیلمی با حال تر از فیلم های اصغر آقا داریم؟
دیشب فیلم رو دیدم
واقعا عالی بود
عجب ملتی هستیم به خدا!
یک سینماگر توی ایران تونسته معتبرترین جایزه ی بینالمللی سینما رو ببره اونوقت «خودمون داریم همینجوری علیه ش مطلب مینو»یسیم که طرف "ارزش" هاش همراستا با ارزش های ما نیست!
دست مریزاد!
دوست عزیز این مقاله تعریف کرده از فرهادی!!! خب کامل بخون بعد زحمت نظر دادن بده به خودت!!!!
عجب ملتی هستیم به خدا!!!!
مقاله را کامل نخوندیها!!!
در مورد جدایی می گفتن مردم ایران رو دروغگو نشون داده ... حالا من یه سوال دارم ... سریال دست بالای دست رو کی ساخت؟ ... مگه صدا و سیمای خودمون نساخت؟؟؟...مگه مضمونش از اول تا آخر دروغ و دروغگویی نبود؟ ... چرا یقه ی صدا و سیما رو به خاطر سیاه نمایی نگرفتن؟
من پاریس بودم خیلی آدم جا میخوره وقتی میفهمه پاریس فقط برج ایفل و موزه لوور و کلیسای نوتردام نیست. اگرچه قدم زدن در خیابان پر زرق وبرق شانزه لیزه لذت بخشه و لی مثل همه جاهای دیگه دنیا زیر پوست شهر اتفاقات دیگه ای داره میوفته.
دوست عزيز من ، اگر از پاريس تصور مدينه فاضله رو داشتي اين اشتباه از خود شما بوده چرا كه در هر كشوري زيبايي و زشتي در كنار هم هست درست مثل ايران خودمون !
سلام دوستان يادمان باشد كه سينماي ايران خيلي سياسي شده يادمان باشد كه فيلم بسيار بسيار خوب و تاثير گذار استاد ميرباقري به نام آدم برفي فرصت حضور در سينما رو پيدا نكرد فقط به دليل اينكه آقاي ... اون زمان اين فيلم را فاسد اعلام كرد ....... وجدان آگاه مردم امروز با آراي خود نشان داد كه موافق اين جريان نيست كه عده اي خواص سينما و تلويزيون رو كنترل كند
جوایز بین المللی همیشه بر اساس معیارهای فنی داده نمیشه و از نظر بنده فاقد اعتباره....یعنی ملاک خوب و یا بد بودنش نیست و همچنین کسی که بتونه اون عناوین رو کسب کنه هم ملاک برتر بودنش در همان عرصه هم نیست...حالا فیلم آرگو جای خودش، من یاد جوایز جهانی صلح نوبل افتادم که اگه تو اینترنت جستجو کنید مبینید که تا بحال به کیا رسیده...!!!
هر موقع از جنابعالي درباره اعتبارش استعلام كردند شما اعتبار آنها را تاييد نفرماييد.مگر از اين جوايز چيزي بالاتر هم هست كه شما راي به بي اعتباريش مي دهي چون شما خوشتون نمي ياد.
تابناک عزیز سلام : اولاٌ ماهیچوقت متوجه نمی شویم که نام، سابقه، تخصص، خواستگاه، و... ، نگارنده اینگونه مقالات چیست ؟ ثانیاٌ آیا ایشان نسبت به تمامی هنرمندان وسینماگران همین نظرات وجانبداری را دارند یافقط خاص وهدفمند موضوعات را دنبال می کنند؟ ثالثاٌ وجداناٌ وخداوکیلی آیا عکس العمل وبرخورد نهادهای قدرت ورسانه ای خارجی ومعاند درارتباط با این دو فیلم آقای فرهادی واقعاٌ یکسان وصرفاٌ هنری بوده ویا ... ؟ رابعاٌ چنانچه تعمداٌ وساده لوحانه از این موضوع اساسی ومبنائی عدول کنیم که چرا رسانه ها ومراکز سیاسی غیرایرانی ومخالفین نظام باذوق زدگی از ساخت ونمایش فیلم جدائی... به هیجان آمده و دو دستی اسکار وجایزه گلدن گلوپ را تقدیم می کنند، باز از این مهم نمی توان گذشت که اصولاٌ چرا فرهادی فقط سیاهی میبیند؟ و یک عده ای هم برای تحمیل دیدگاه ایشان وعمومی جلوه دادن آن مصرانه گریبان مردم این کشور را میدرند وچاک میدهند؟
بهشتي عزيز - فرهادي مي خواهد همان ضرب المثل قديمي ما را تصوير و فيلم كند كه گذشته ها گذشته است (Past to Past). و ديگر نبايد روي جزئيات و مراحل آن و يا تحليل و علت يابي آن خيلي مكث كنيد از قصور و تقصير اطرافيان كوچك و بزرگ خود بگذريد تا بتوانيد آسوده باشيد و با هم زندگي صميمي و همراه با سلامتي را داشته باشيد.
شما هم لطفا خيلي روي اين عبارات كشدار و غيرقابل دسترسي كه مثلا براي فهم همه نظرات نويسندگان اروپا و آمريكا بايد تمام مقالات مربوط را خواند و يا چند پيشداوري را هميشه در ذهن و نظر خود دخالت بدهيم. و اين حرف ها بگذريد.
خوشحال مي شوم نظرات شما را درباره كامنت خودم در رديف بالاتر ساعت 14/9 امروز و در پاسخ آن ببينم. متشكرم موفق و خوش بين باشيد.
فیلم رو دیدم ٰٰ لذت بردم اما نه باندازه جدایی و درباره الی. بیشترین تاثیر این فیلم رو اونهایی درک میکنند که هم بچه داشته باشند هم مشکلاتی در زندگیشون و مطمئن هستم که بعد از دیدن فیلم بشتر از خودشون ٰآینده فرزندانشون رو در نظر خواخند گرفت
پاریس هم دقیقا شبیه تهران خودمان است، از این منظر که زیبایی و زشتی اش در کنار هم است. اگر به پاریس سفر کرده باشید از بوی تعفن اکثر خیابان هایش طاقتتان طاق می شود، مترو پاریس آشکارا بوی ...(شرمنده که بی پرده می گویم) می دهد و اصلا ظرافت ایستگاه های متروی ما را ندارد(خب البته باید فاکتور تازه ساز بودن مترو ما و قدیمی بودن مترو پاریس را هم در نظر گرفت) اگر در همین تهران خودمان فیلمی ساخته شود که در محلات پایین دست داستانش در جریان باشد چه لزومی دارد زیبایی فلان و بهمان منطقه نشان داده شود.
ناشناس عزيز حدود 15 سال در پاريس زندگي كردم و با احترامي كه براي نظر شما قائل هستم ، به جرات مي گم كه زيبايي هاي پاريس بيشتر از زشتي ها و بوي تعفني هست !! كه شما ذكر كرديد . فكر مي كنم يكي از بزرگترين ايراد هاي ما ايرانيان ، اغراق در مورد يك موضوع است .
يه زماني هم آقاي كيارستمي يه پولي گرفت كه فيلم درباره افريقا بسازه. برعكس انتظار همه فيلم آنچنان زيبايي هاي زندگي رو در دل بدبختي افريقايها نمايش مي داد كه همه تعجب كردند. اما نگفتند آقا پول ما رو پس بده چرا اونجوري كه ما مي خوايم نمايش ندادي!! اين هنر يك هنرمنده كه بتونه اون چيزي رو كه همه نمي بينند ببينه و اونجوري كه مي خواد نمايش بده.
اين فيلم مرور احمد است بر يك نزاع بين تمدن ها و فرهنگ ها و اگر مي خواهيم جهان به سامان برسد بهتر است تا همه از نزاع دست برداشته به تبادل و گفتگوي فرهنگ ها و تمدن ها برسيم تا شايد حاصل اين گفت و گو بر مبناي علاقيت و تجربه و انصاف و حسن نيت و محاسبه سود و زيان (فرهنگي و اقتصادي) يك جامعه متعادل و قابل زندگي باشد.
همين كه حاصل اين فيلم اين باشد كه درباره موضوعات بالا فكر كنيم هم براي جامعه ما كافي است كه نتيجه فيلم را سفيد و زمينه ساز براي تفكر و راهيابي بدانند، پس درود بر فرهادي و احسنت بر دو فيلم جدائي و گذشته فرهادي.
ببخشيد اشتباه در تايپ شد . عقلانيت و تجربه صحيح است.
من متخصص سینما نیستم ولی بنظرم در فیلم جدایی نادر از سیمین صحنه های معنا دار و کاملا مثبت زیادی مانند قسم دادن به قران و توجه به پدر وجود دارد که در مجموع جامعه ایرانی را داری ارزشهای انسانی بالایی معرفی می کند.
دو فيلم آخر فرهادي هرچه كه از نظر تكنيك سينما و روايت شباهت هايي دارن از نظر موضوع كاملا متفاوت هستند و مقايسه كردنشون مثل مقايسه كردن يه رمان پليسي با يه رمان تاريخيه. محلي از اعراب نداره.
جناب، اتفاقا قسم دادن به قرآن نقطه منفیش بود
قرآن برای خوندن و عمل کردنه نه ابزار مچ گیری
توی این فیلم فقط برای قسم دادن استفاده می شد
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.