روایتی از معلم کوچکترین مدرسه جهان
سه سال است میخواهم یک سازمان مردم نهاد با عنوان «بنیاد مدارس کوچک ایران» ثبت کنم اما درخواستهایم به جایی نرسیده است. میخواهم کاری در مدرسه کالو انجام شد به مدارس دیگر انتقال دهم.
سرباز معلم جنوبی که دبستان کالو را جهانی کرد میگوید: من «دست خدا» را بالاتر از «قدرت ارتباطات» در این چند سال حس کردم.
به گزارش مهر از بوشهر، عبدالمحمد شعرانی سرباز معلم دیری که کار خود را با تدریس درکوچکترین مدرسه دنیا آغاز کرد، با ایجاد یک وبلاگ برای این دبستان باعث شد تا این دبستان در جهان شناخته شود.
او با وبلاگ خود با عنوان «دیر تش باد» موفق شد عنوان بهترین وبلاگ سال را کسب کند.

تلاشهای این سرباز معلم باعث شد تا روستای کالو نیز مشهور شود و افراد زیادی از مردم با این شهر آشنا شوند. مسئولان زیادی به این روستا رفتند و از این مدرسه بازدید کردند.
او آنقدر تلاش کرد و نوشت که کم کم کالو آباد شد.
کالو صاحب جاده و مدرسه و کتابخانه و مجتمع آموزشی و… شد و رئیس جمهور به وجود معلمی چون او در دولتش افتخار کرد و در حاشیه کتاب او نوشت: «معلم ارزشمند، جناب شعرانی، تلاشهای صمیمی شما در انجام خدمت و رسالت الهی تعلیم و تربیت، ستودنی و موجب افتخار است.».
یونسکو او و مدرسهاش را ثبت جهانی کرد. و خیلیها با خواندن نوشتههای او امیددشان به زندگی بیشتر شد.

ناگفتههای شعرانی از مدرسه کالو
شعرانی میگوید: "من دست خدا را بالاتر از قدرت ارتباطات در این چند سال حس کردم"؛ اینها ناگفتههایی است که برای اولین بار آنها را بیان میکنم.
دانش آموخته ارتباطات نبودم! اما آدمی بودم ارتباط گرا؛ آنچه باعث معرفی کالو و مدرسهاش در این چند سال شد لطف خدا و شوق من برای ارتباط بود. امروز به این نتیجه رسیدهام آنچه در این چند سال برای من و مدرسهام اتفاق افتاده، که معجزه ارتباطات میدانمش در هیچ دانشگاهی تدریس نمیشود.
به دنبال بلند پروازی نبودم اما «انسان» بودن را دوست داشتم. بعدها فهمیدم جامعه من چقدر تشنه «انسان» بودن است.
در سادهترین حالت میتوانستم از همان ابتدا در وبلاگم از کمبودها در روستای محل خدمتم بنویسم و روزشماری هم برای پایان خدمتم درج کنم و برای گرفتن کارت پایان خدمت لحظه شماری کنم.

هیچگاه به دنبال نشان دادن فقر نبودم؛ یک مطلب در وبلاگ من از شاکی بودنم پیدا نمیکنید. وقتی cnn گزارش مدرسه را پخش کرد «کالو» دیگر «کالو» شده بود. به هیچ رسانهای خارجی و داخلی اجازه سیاه نمایی ندادم.
در این چند سال کلی توریست خارجی مهمان مدرسه و مردم روستا بودند. وقتی خارجیها استفاده از آموزش مبتنی بر تکنولوژی جدید را میدیدند شگفت زده میشدند و باور نمیکردند این امکانات برای ۴ دانش آموز و در روستایی دور افتاده در ایران باشد.
خارجیها میگفتند مدرسهات نگاه ما را به ایران تغییر داد. چقدر در این کشور همایشهای میلیاردی برای معرفی ایران عزیزمان برگزار میشود اما هیچ تغییری ایجاد نمیکند. اما مدرسه من با کمترین هزینه ایران و ایرانی را به جهانیان معرفی کرد.
ما برای مهمانهای داخلی سرانهای نداشتیم چه برسد به مهمانهای خارجی! سرانه مدرسه کالو براساس تعداد دانش آموز زیر ده هزار تومن بود!
یک آلمانی دوچرخه سوار که مهمان مدرسهمان بود فقط صبحانه ۷ نان محلی و ده تا تخم مرغ محلی خورد؛ میگفت این صبحانه عالیه!
ماجرای معلم کالو و مجری شبکه بی بی سی
بعد از چند هفته جواب ردم به مصاحبه با بیبی سی را رسانهای کردم؛ کاری که کردم از ادب و اخلاق دور بود اما مجری بیبی سی به خانوادهام هتاکی کرد و گفت تو خائن به کشوری و از طرف دولت پول میگیری! اگر این حرفهای به دور از انسانیت او نبود هیچگاه آن مصاحبه را رسانهای نمیکردم. حتی بعد از انتشار آن دعوت باشگاه خبرنگاران برای مصاحبه جوابی ندادم و گفتم علاقهای برای دامن زدن به آن ندارم و از اینکه مصاحبه نکردهام کیسهای برای خودم ندوختهام!
یکی از مهمانهای خارجی مدرسه میگفت همین گزارش cnn برایت کافیست تا هر کشوری در دنیا زندگیات را تامین کنند. گفتم اینجا وطن من است...

هشت سال در مدرسه کالو ماندهام و هر روز با لطف خدا و مردم برنامه دارم. اگر دنیایی بودم همان موقع که مدرسهام معروف شد و گُل انداخت و کلی درخواست کار داشتم ور میداشتم میرفتم. به دنبال پست و مقام نبودم. تمام مدیران مرتبط با مدرسه کالو در چندسال گذشته از فرماندار تا رئیس آموزش و پرورش ترفیع درجه گرفتند.
مردم کالو هم قدرشناس هستند و هم مهمان نواز
مردم کالو هم قدرشناس هستند و هم مهمان نواز. و یکی از دلایل موفقیت کالو به خاطر مردمش است. مردم برای آباد شدن کالو تلاش کردند. مهمانهای زیادی از جاهای مختلف حتی خارج به کالو میآیند که مردم از آنها پذیرایی میکنند. مردم کالو مردم فقیری هستند البته منظور از فقیر بیچیز نیست. در جنوب به کسانی فقیر گفته میشود که مردم دار و متواضع هستند.
آرزو داشتم در این چند سال بروم برای سرباز معلمهایی که میخواهند وارد معلمی شوند حرف بزنم اما نشد که نشد!
کتاب اولم بدون خرید دولتی به چاپ ششم رسیده است
روزی از یک شرکت خصوصی کشتیرانی زنگ زدند و گفتند هیأت مدیره ما به پاس تلاش هات میخواهد برایت ماشین بگیرند. گفتم ماشین نمیخواهم دوست دارم کتابم را چاپ کنند. دو کتاب از مدرسهام چاپ شده که با استقبال روبرو بوده کتاب اولم بدون خرید دولتی به چاپ ششم رسیده است.
در همایشی که سخنران بودم خبرنگاری سئوال کرد دوست داری وزیر آموزش و پرورش شوی؟ گفتم نه! اما اگر وزیر آموزش و پرورش شوم نمیگذارم کتاب معلمم را یک شرکت خصوصی کشتیرانی چاپ کند!

در عید نوروز که همه به دنبال تفریح و استراحت هستند من و بچههای مدرسه تعطیلی نداشتیم. مدرسه باز بود نمایشگاه داشتیم و کلی کارهای دیگر... هیچ کس باور نمیکند در نوروز 10 هزار آدم به روستا میآمدند تا مدرسه را ببینند.
مدرسهام شبانه روز در اختیار مردم بود. خدایی آموزش و پرورش منطقهام هیچگاه اذیتم نکرد. حتی روز بعد از تعطیلات نوروز که خسته بودم و به مدرسه نرفتم، غیبتم را زدند اما ناراحت نشدم. چون مطیع قانون بودم. من آمده بودم باری از دوش آموزش و پرورش بردارم نه خودم را سربار آموزش و پرورش کنم.
تنها دلیل مطرح شدن مدرسه کالو تعداد کم دانش آموزانش نبود
بعضیها خیال میکنند رفتن به صداوسیما یعنی پول دار شدن! این همه به تلویزیون رفتن یک ریال برای من و مدرسهام چیزی نداشته! تنها برنامه ای که به من و بچهها هدیه دادند برنامه ماه عسل شبکه سه بود که تهیه کننده بعد از برنامه به من و بچهها کارت هدیه 25 هزار تومانی داد!

در زمان آقای علی احمدی وزیر سابق آموزش و پرورش بخشنامهای شد که مدارس زیر پانزده نفر باید تعطیل شوند! اما مدرسه کالو نه بگویم صد در صد اما سهم زیادی در لغو شدن این بخشنامه داشت.
تنها دلیل مطرح شدن مدرسه کالو تعداد کم دانش آموزانش نبود و گرنه هزار مدرسه در کشور با تعداد دانش آموز کمتری وجود دارد. چند سال پیش بعد از یکی از برنامههای تلویزیونی که دعوت بودیم تهیه کننده برنامه با خنده به سراغم آمد و گفت:رئیس آموزش و پرورش یکی از شهرهای استان بوشهر تماس گرفته که چرا اینها را دعوت کردهاید ما مدرسه با دانش آموز کمتر داریم!
میخواهم یک سازمان مردم نهاد با عنوان «بنیاد مدارس کوچک ایران» ثبت کنم
سه سال است میخواهم یک سازمان مردم نهاد با عنوان «بنیاد مدارس کوچک ایران» ثبت کنم اما درخواستهایم به جایی نرسیده است. میخواهم کاری در مدرسه کالو انجام شد به مدارس دیگر انتقال دهم. هفت هزار و۸۳۷ مدرسه ابتدایی کمتر از 10نفر دانش آموز در کشور وجود دارد برای اینها باید کاری بزرگ انجام شود. دنیا ما را تحسین میکند برای یک دانش آموز هم مدرسه داریم.
ترجیح میدهم در جای کوچکی باشم و کارهای بزرگی انجام بدهم تا اینکه در جای بزرگی باشم و نتوانم کار کوچکی هم انجام بدهم.
من «دست خدا» را بالاتر از «قدرت ارتباطات» در این چند سال حس کردم...
به گزارش مهر از بوشهر، عبدالمحمد شعرانی سرباز معلم دیری که کار خود را با تدریس درکوچکترین مدرسه دنیا آغاز کرد، با ایجاد یک وبلاگ برای این دبستان باعث شد تا این دبستان در جهان شناخته شود.
او با وبلاگ خود با عنوان «دیر تش باد» موفق شد عنوان بهترین وبلاگ سال را کسب کند.

او آنقدر تلاش کرد و نوشت که کم کم کالو آباد شد.
کالو صاحب جاده و مدرسه و کتابخانه و مجتمع آموزشی و… شد و رئیس جمهور به وجود معلمی چون او در دولتش افتخار کرد و در حاشیه کتاب او نوشت: «معلم ارزشمند، جناب شعرانی، تلاشهای صمیمی شما در انجام خدمت و رسالت الهی تعلیم و تربیت، ستودنی و موجب افتخار است.».
یونسکو او و مدرسهاش را ثبت جهانی کرد. و خیلیها با خواندن نوشتههای او امیددشان به زندگی بیشتر شد.

شعرانی میگوید: "من دست خدا را بالاتر از قدرت ارتباطات در این چند سال حس کردم"؛ اینها ناگفتههایی است که برای اولین بار آنها را بیان میکنم.
دانش آموخته ارتباطات نبودم! اما آدمی بودم ارتباط گرا؛ آنچه باعث معرفی کالو و مدرسهاش در این چند سال شد لطف خدا و شوق من برای ارتباط بود. امروز به این نتیجه رسیدهام آنچه در این چند سال برای من و مدرسهام اتفاق افتاده، که معجزه ارتباطات میدانمش در هیچ دانشگاهی تدریس نمیشود.
به دنبال بلند پروازی نبودم اما «انسان» بودن را دوست داشتم. بعدها فهمیدم جامعه من چقدر تشنه «انسان» بودن است.
در سادهترین حالت میتوانستم از همان ابتدا در وبلاگم از کمبودها در روستای محل خدمتم بنویسم و روزشماری هم برای پایان خدمتم درج کنم و برای گرفتن کارت پایان خدمت لحظه شماری کنم.

مدرسه کالو؛ اسفندماه 86

مدرسه کالو؛ مهرماه 89

مدرسه کالو؛ مهرماه 89
هیچگاه به دنبال نشان دادن فقر نبودم؛ یک مطلب در وبلاگ من از شاکی بودنم پیدا نمیکنید. وقتی cnn گزارش مدرسه را پخش کرد «کالو» دیگر «کالو» شده بود. به هیچ رسانهای خارجی و داخلی اجازه سیاه نمایی ندادم.
در این چند سال کلی توریست خارجی مهمان مدرسه و مردم روستا بودند. وقتی خارجیها استفاده از آموزش مبتنی بر تکنولوژی جدید را میدیدند شگفت زده میشدند و باور نمیکردند این امکانات برای ۴ دانش آموز و در روستایی دور افتاده در ایران باشد.
خارجیها میگفتند مدرسهات نگاه ما را به ایران تغییر داد. چقدر در این کشور همایشهای میلیاردی برای معرفی ایران عزیزمان برگزار میشود اما هیچ تغییری ایجاد نمیکند. اما مدرسه من با کمترین هزینه ایران و ایرانی را به جهانیان معرفی کرد.
ما برای مهمانهای داخلی سرانهای نداشتیم چه برسد به مهمانهای خارجی! سرانه مدرسه کالو براساس تعداد دانش آموز زیر ده هزار تومن بود!
یک آلمانی دوچرخه سوار که مهمان مدرسهمان بود فقط صبحانه ۷ نان محلی و ده تا تخم مرغ محلی خورد؛ میگفت این صبحانه عالیه!
ماجرای معلم کالو و مجری شبکه بی بی سی
بعد از چند هفته جواب ردم به مصاحبه با بیبی سی را رسانهای کردم؛ کاری که کردم از ادب و اخلاق دور بود اما مجری بیبی سی به خانوادهام هتاکی کرد و گفت تو خائن به کشوری و از طرف دولت پول میگیری! اگر این حرفهای به دور از انسانیت او نبود هیچگاه آن مصاحبه را رسانهای نمیکردم. حتی بعد از انتشار آن دعوت باشگاه خبرنگاران برای مصاحبه جوابی ندادم و گفتم علاقهای برای دامن زدن به آن ندارم و از اینکه مصاحبه نکردهام کیسهای برای خودم ندوختهام!
یکی از مهمانهای خارجی مدرسه میگفت همین گزارش cnn برایت کافیست تا هر کشوری در دنیا زندگیات را تامین کنند. گفتم اینجا وطن من است...

مردم کالو هم قدرشناس هستند و هم مهمان نواز
مردم کالو هم قدرشناس هستند و هم مهمان نواز. و یکی از دلایل موفقیت کالو به خاطر مردمش است. مردم برای آباد شدن کالو تلاش کردند. مهمانهای زیادی از جاهای مختلف حتی خارج به کالو میآیند که مردم از آنها پذیرایی میکنند. مردم کالو مردم فقیری هستند البته منظور از فقیر بیچیز نیست. در جنوب به کسانی فقیر گفته میشود که مردم دار و متواضع هستند.
آرزو داشتم در این چند سال بروم برای سرباز معلمهایی که میخواهند وارد معلمی شوند حرف بزنم اما نشد که نشد!
کتاب اولم بدون خرید دولتی به چاپ ششم رسیده است
روزی از یک شرکت خصوصی کشتیرانی زنگ زدند و گفتند هیأت مدیره ما به پاس تلاش هات میخواهد برایت ماشین بگیرند. گفتم ماشین نمیخواهم دوست دارم کتابم را چاپ کنند. دو کتاب از مدرسهام چاپ شده که با استقبال روبرو بوده کتاب اولم بدون خرید دولتی به چاپ ششم رسیده است.
در همایشی که سخنران بودم خبرنگاری سئوال کرد دوست داری وزیر آموزش و پرورش شوی؟ گفتم نه! اما اگر وزیر آموزش و پرورش شوم نمیگذارم کتاب معلمم را یک شرکت خصوصی کشتیرانی چاپ کند!

مدرسهام شبانه روز در اختیار مردم بود. خدایی آموزش و پرورش منطقهام هیچگاه اذیتم نکرد. حتی روز بعد از تعطیلات نوروز که خسته بودم و به مدرسه نرفتم، غیبتم را زدند اما ناراحت نشدم. چون مطیع قانون بودم. من آمده بودم باری از دوش آموزش و پرورش بردارم نه خودم را سربار آموزش و پرورش کنم.
تنها دلیل مطرح شدن مدرسه کالو تعداد کم دانش آموزانش نبود
بعضیها خیال میکنند رفتن به صداوسیما یعنی پول دار شدن! این همه به تلویزیون رفتن یک ریال برای من و مدرسهام چیزی نداشته! تنها برنامه ای که به من و بچهها هدیه دادند برنامه ماه عسل شبکه سه بود که تهیه کننده بعد از برنامه به من و بچهها کارت هدیه 25 هزار تومانی داد!

تنها دلیل مطرح شدن مدرسه کالو تعداد کم دانش آموزانش نبود و گرنه هزار مدرسه در کشور با تعداد دانش آموز کمتری وجود دارد. چند سال پیش بعد از یکی از برنامههای تلویزیونی که دعوت بودیم تهیه کننده برنامه با خنده به سراغم آمد و گفت:رئیس آموزش و پرورش یکی از شهرهای استان بوشهر تماس گرفته که چرا اینها را دعوت کردهاید ما مدرسه با دانش آموز کمتر داریم!
میخواهم یک سازمان مردم نهاد با عنوان «بنیاد مدارس کوچک ایران» ثبت کنم
سه سال است میخواهم یک سازمان مردم نهاد با عنوان «بنیاد مدارس کوچک ایران» ثبت کنم اما درخواستهایم به جایی نرسیده است. میخواهم کاری در مدرسه کالو انجام شد به مدارس دیگر انتقال دهم. هفت هزار و۸۳۷ مدرسه ابتدایی کمتر از 10نفر دانش آموز در کشور وجود دارد برای اینها باید کاری بزرگ انجام شود. دنیا ما را تحسین میکند برای یک دانش آموز هم مدرسه داریم.
ترجیح میدهم در جای کوچکی باشم و کارهای بزرگی انجام بدهم تا اینکه در جای بزرگی باشم و نتوانم کار کوچکی هم انجام بدهم.
من «دست خدا» را بالاتر از «قدرت ارتباطات» در این چند سال حس کردم...
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بسم الله
سلام "چراغ ما در همین خانه می سوزد خانم فرن!"
یا حق
خیلی حال کردم
سرفرازباشی وشادکام ای شمع سوخته دریای معرفت وانسانیت .به راستی درست گفته اند که معلمی شغل انبیاست .
دوست عزیز میگن حرفی که از دل برآید بر دل مینشیند همینه ما هم در روستایمان یک معلم وارسته داریم که نقش راهنمای واقعی انسان را بر عهده دارد
دوست دارم معلم عزیز
من هم در مدرسه ای کوچک و در روستایی دور افتاده درس خواندم الان هم کارشناسی ارشد رشته عمران رو گرفتم . بدان که دانش آموزانت قدر تو را می دانند و همیشه در ذهن آنها ماندگاری
خدا پشت و پناهت ای بزرگ مرد
خیلی عالی بود واقعاً تحت تاثیر قرار گرفتم
اقای شهرانی خداقوت اراده اهنین تو پابرجا تو ثابت کردی با دستهای خالی ولی توکل بر خدا میشود کار بزرگ انجام داد
البته در استان زنجان مدرسه اي با يك دانش آموز و معلم خانم ، چند سال پيش اعلام كوچكترين مدرسه دنيا را كرده بود .
اقای شهرانی خداقوت اراده اهنین تو پابرجا تو ثابت کردی با دستهای خالی ولی توکل بر خدا میشود کار بزرگ انجام داد
به نام خدا
خداوند منان را سپاس گزارم که توفیق آشنایی با انسانهایی را داد که معنای واقعی انا خلقناکم فی احسن تقویم هستند ؛ خدایا برموفقیتشان وحرمتشان وعلمشان وعملشان بیفزا ودرکمال سلامتی حافظان باش ودرنهایت در روز موعود خودت حامیشان باش به حق محمد واولادش . ممنون آموزگارمحترم ممنون ممنون
از این گونه روحیه ها درکشور باید قدر دانی کرد ومسئولین هم تنها ذوق زده از خدمات ایشان نشوند وباید برای رشد فکری و تحصیلاتی اینگونه افراد امتیازهایی قائل شد و این خدمات را هیچ کنکوری پاسخگو نیست و شایسته است ایشان در مقاطع تحصیلی حتی تا دکتری و با استفاده از بورس تحصیلی توسط مسئولین نام نویسی و مشغول شود والبته اجرکم عندال..
آفرین بر این مرد بزرگ بزرگ اندیش. چیزی بیش از این نمی توان گفت
عبدالمحمد شعراني از افتخارات استان بوشهر و ايران است ، او را از نزديك مي شناسم ، مدرسه اش را رفته ام ، در نمايشگاه هايي كه ايام نوروز برگزار مي كند حضور يافته ام و " كالو " را با او و شاگردانش شناخته ام . درود بر همت ، غيرت و تلاش شما كه ايران به چنين جواناني افتخار مي كند .
این تلاش وهمت را باید دولتمردان ما قدر دانسته و مدال و نشان دولتی که هیچ مدال جهانی برای این قبیل افراد در نظر بگیرند از این گونه انسانها زیادندولی قدرشناسان زحمات انها کم
با تشکر از این معلم عزیز -بخدا قسم من کل این گزارش را در حال ریختن اشک شوق خواندم .
مرحبا به اینچنین کسانی که بوی ناب(آدم) را میدهند
معلم بايد اينطوري باشد كه شمع تاريخ شود .
خدایی خیلی احساساتی شدم.منم دوست دارم کارای خوب کنم.لذت بخشه.خییییلی...
زبان قاصر از است از این همه بزرگی . امیدوارم موفق باشید در همه مراحل زندگی و همه ما از شما الگو بگیرم در کار و در زندگیمان.
ترجیح میدهم در جای کوچکی باشم و کارهای بزرگی انجام بدهم تا اینکه در جای بزرگی باشم و نتوانم کار کوچکی هم انجام بدهم.
اگر همچین شعاری شعار ما ایرانی ها شود به مانند چین رشد اقتصادی و فرهنگی هواهیم کرد.
احسن به این همت وانسانیت والا
ضمن خدا قوت به این معلم عزیز وزحمت کش وخوش فکر .باید بگم اگر ما ده نفر مثل این آقا داشتیم ،خیلی از مشکلات حل بود .
او یک معلم واقعیست........سرفراز باشی و در راه تعلیم تربیت پایدار.
ضمن عرض سلام وخسته نیاشید می خواستم بگویم که نشان لیاقت دولتی حق ایشان ودیگر آموزگارانی است که اینگونه شرایط سختی را در روستاهای دور افتاده کشور متحمل می شوند
آفرين به اين تلاش و بزرگمنشي شما معلم وارسته و دلسوز
اميدوارم هميشه شاد سلامت باشي
عینیت واقعی جمله "ما شیفتگان خدمتیم ، نه تشنگان قدرت"
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.