آیا سنگ بزرگی در چاه شورای شهر تهران افتاده است؟
شاید چند سال زمان نیاز باشد تا بعدها کسی در خاطراتش به روند حضور اصلاحطلبان در انتخابات شورای شهر چهارم بپردازد و این که اصلاحطلبان چگونه گزینه خود برای شهرداری تهران را انتخاب کردند و چگونه برای رای دادن به وی هماهنگ شدهاند و یا این که آیا واقعا داستان سوگند خوردن به قرآن راست است یا دروغ، شاید سنگی در شورای شهر تهران افتاده که خارج کردن آن چندان راحت نیست.

احزاب سیاسی در ایران بسیار جوان هستند. با سابقه طولانی
حکومتهای پادشاهی در کشور و عمر تقریبا یک قرنی مشروطه، قدیمیترین احزاب تاریخ
ایران که قدری در قدرت موثر بودهاند، قرنها از همتایان غربی خود جوانتر هستند.
به گزارش «تابناک»، احزاب پس از دوره قاجاریه و در دوره پهلوی تاریخ پرماجرایی دارند و با سقوط نظام پادشاهی و استقرار جمهوری اسلامی کمتر حزبی توانست در دوره جدید دوام بیاورد. در سی و چند سال اخیر نیز احزاب فراز و نشیبهایی زیادی داشتهاند و اکنون از بین چند صد حزب دارای مجوز فعالیت در کشور، کمتر حزبی است که در افکار عمومی با سیاستها و خطوط روشن فکری، اعضای مشخص و برنامهای برای اداره کشور شناخته شود. وضعیت انضباط حزبی و رابطه احزاب با دولت مستقر نیز میتواند به مراتب آشفتهتر باشد.
در چنین شرایطی، عجیب نیست که بعضی احزاب هم جهت و از حیث فکری نزدیک به هم، چنان دچار تشتت و اختلاف باشند که حتی انتخابات ریاست جمهوری را در سال 84 به جناح رقیب واگذار کنند، یا این که برنده انتخابات در همین سال مورد حمایت اعضای تشکیلات خود هم قرار نگیرد و یا این که هشت سال بعد و در انتخابات ریاست جمهوری سال 92، ائتلافهای بی سرانجام و پر ماجرایی صورت گیرد که احتمالا بر نتیجه نهایی انتخابات هم تاثیر جدی داشته است.
این آشفتگیها گاهی از سوی افکار عمومی رصد نمیشود و یا این که از سوی دیگر، عدهای چنان دچار افراط میشوند که انتظار دارند هر حزبی از پیش باید تکلیف اعضای خود را در برخورد با دیگران روشن کند و هیچ کس هم حق تخطی از این رویه را ندارد.
نگاهی به بازی سیاسی و حزبی در کشورهای با تحزب واقعی و مقایسه آن با حزب بازی در ایران، این تفاوتها را به خوبی نشان میدهد.
در بعضی از کشورهای غربی، در مواردی حزب در مورد نحوه رای دادن اعضای خود تصمیم قطعی میگیرد و از اعضای خود میخواهد که رای مشخصی متناسب با سیاستهای حزبی بدهند و کسانی که از این دستور تخطی کنند با تنبیهاتی نیز مواجه خواهند شد که محرومیت از حمایت در انتخابات و یا حتی اخراج از حزب هم از جمله این تنبیهات است.
از سوی دیگر، به خصوص در مورد نظامهای غیر پارلمانی، تصور این که اعضای حزب همیشه باید مانند یکدیگر رای دهند، توهمی بیش نیست. مثالی روشن و بر هم زننده این توهم، رفتار سناتورهای جمهوریخواه آمریکایی در رسیدگی به رسوایی اخلاقی بیل کلینتون دموکرات است. در حالی که همه 45 عضو دموکرات سنا، رئیس جمهور هم حزبی خود را بیگناه میدانستند، از بین 55 عضو جمهوریخواه در دو نوبت رایگیری در مورد این مساله، در یک رایگیری ده سناتور و در یک رایگیری دیگر پنج سناتور جمهوریخواه، کلینتون را بیگناه دانستند. احتمالا هیچ کس در آمریکا این سناتورها را به خیانت متهم نکرده است.
اگر قرار بود فرض لزوم هم شکل بودن همیشگی آرای اعضای یک حزب در مجالس و مراجع رایگیری صادق باشد، آن گاه چه لزومی داشت که حزب و گروه اقلیت در مجلس حاضر شوند؟ اگر مجلسی با یک اکثریت شصت درصدی و اقلیتی مثلا چهل درصدی تشکیل شده باشد، با فرض فوق، دلیل چندانی وجود ندارد که اقلیت در مجلس حاضر شوند چون به هر حال اکثریت همیشه مانند هم رای میدهند و اقلیت از حیث تاثیرگذاری تفاوت چندانی با چوب خشک نخواهند داشت.
در سایه ادعاهای طرفین در مورد داستان رای الهه راستگو به شهرداری قالیباف و برخورد حزب متبوعش با وی به نظر میرسد افکار عمومی در مقابل داستانی قرار گرفتهاند که تنها بخش کوچکی از آن را میبینند و بیشتر آن همچنان ناگفته است.
شاید چند سال زمان نیاز باشد تا بعدها کسی در خاطرات خود به روند آماده شدن و حضور اصلاحطلبان در انتخابات شورای شهر چهارم بپردازد، این که ترکیب فهرست انتخاباتی آنها چگونه چیده شده و راستگو و دیگران چرا در فهرست انتخاباتی آنها قرار گرفته اند و یا این که اصلاحطلبان چگونه گزینه مورد نظر خود برای شهرداری تهران را انتخاب کردند و چگونه با یکدیگر برای رای دادن به وی هماهنگ شدهاند و یا این که آیا واقعا داستان سوگند خوردن به قرآن راست است یا دروغ.
تهرانیها که خاطره دعواهای سیاسی در شورای اول شهر و انحلال آن را در ذهن دارند، اکنون در مقابل شورایی قرار دارند که در سومین جلسه آن، در حین سخنرانی یک عضو، عدهای به نشانه اعتراض جلسه را ترک میکنند و اعضای آن، طبق ادعاهای خودشان، آن قدر به هم بیاعتماد هستند که در جلسه و گعدههای گروهی لازم میدانند از هم لیستیهای خود با سوگند به قران تعهد بگیرند که به فرد خاصی رای بدهند و یا این که عدهای دیگر رای خود را بنا به ملاحظاتی غیر اخلاقی تغییر دهند و یا به سرعت در رسانههای خود با امواج اتهام از خجالت طرف مقابل در آیند.
همین شورا باید چهار سال در تهران به اداره امور شهر بپردازد و بعد از انتخاب شهردار در روز دوم، باز هم جلسات مهمی در پیش خواهد بود که گزارشهای مالی شهرداری را بررسی کند یا بودجهای را تصویب کند.
اگر قرار باشد، همه این چهار سال بر اساس همین دعواهای
سیاسی بگذرد، سنگ افتاده در چاه شورای شهر تهران را صد انسان عاقل هم نمیتوانند
بیرون بیاورند. شاید هم جامعه در بیش از یک دهه اخیر این قدر پیشرفت کرده باشد که شورای آن یک تجربه تلخ را دو بار تکرار نکند.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
این خانم کاملا قانونی عمل کردند اما از لحاظ اخلاقی به مردمی که بهشون رای دادند و حزبی که توش عضو بودند پشت کردند ... براستی اگر این خانم به عنوان کاندید مستقل وارد میشد چقدر رای میاورد؟ اگر ایشون فردی مستقل بودند چرا خودشونو در لیست اصلاح طلبان جا کردند و یا چرا مون اول مواضعشونو مشخص نکردند یا حداقل نگفتند هرجا هر طور صلاح بدونن تصمیم میگیرند؟ آیا این خانم این نکته رو در نظر نگرفتند که بخش اعظمی از آراشون به اعتبار لیست اصلاح طلبان بوده؟
آن خانم محترم، کار غیر قانونی انجام نداد. کارش غیر حرفه ای و تا حدی غیر اخلاقی بود. همین.
خواهشا به خاطر اینکه یک طرف ماجرا اصلاح طلبان هستند پا روی حق نگذارید . عمل خانم راستگو اشتباه و محکوم است و در تمام احزاب دنیا هم چنین کسانی را از حزب اخراج می کنند
آقای تابناک این واژه گعده دیگر چه صیغه ای است. نه معنای آن را می دانیم و نه این که واژه خوش آهنگی است و نه اصلا واژه درستی به نظر می رسد. مگر می شود در یک واژه گ فارسی و ع عربی داشته باشیم؟
حرکت ایشان نشان دهنده عدم اطلاع ایشان از فرهنگ تحزب است ، خیلی خنده دار است که کسی عضو حزب باشد و بعد بگوید من طبق تشخیص خود عمل می کنم !! ایشان باید از حزب استعفا و سپس طبق تشخیص خود عمل کند.
من طرفدارهيچ حزب و گروهى نيستم ولى به نظرمن اصلاح طلبها بااين كارشون نشون دادن ه يك گروه بى منطق و ديكتاتورى هستند كه پايبندهيچ يك از اصول اخلاقى نيستند هنوز مردم رفتار ناهنجارشون را بعداز راى آوردن رقيب فراموش نكرده اند.
احزاب قوی و سیاست مداران روشنفکر و متعهد زیر ساخت توسعه و پیشرفت هر جامعه ای هستند. متاسفانه در ایران هیچ حزب سیاسی وجود نداشته، وجود ندارد و وجود نخواهد داشت. هر کسی که دم از سیاست می زند فقط ادای سیاست درمی آورد. هر زمانی اگر عده ای جمع شدند و گفتند که ما حزب سیاسی تشکیل داد ه ایم باید اسمش را بگذارید حزب نون و پنیر
شما هم دیگه شورشو درآوردین، حزب یعنی این، همه جای دنیا هم همینه. اگه هر کدوم از اعضای حزب بخوان ساز خودشونو بزنند، پس کارکرد حزب چیه؟ اگه کسی به جریان حزب اعتقاد نداره، باید مستقل بیاد. طرف میگه من مَنِشم اصلاح طلبیه! چیکار منش دارین خب، اگه اسم این حزب فرضا علی بود، شما می گفتی من منشم علی اللهی و کاری به حزب ندارم؟ حقیقتش اینه که این بنده خدا از حزب فقط برای ورود به شورا استفاده کرده، فکرشم نمی کرده کسی حالا بفهمه و گیر بده که شما چرا خلاف حزب عمل کردی.
مسئله سر آقای قالیباف یا هاشمی نیست مسئله ساده است ، من از طریق حزب به ایشان رای دادم و گرنه بنده از ایشان شناختی نداشتم اگر حزب از ایشان پشتیبانی نکنه، رای من چی میشه؟ آیا ایشان مسئله مهم انتخاب شهردار را راسا تصمیم میگیرد؟
ضمنا به چه دلیل میگویید شورای شهر سیاسی نیست آقای احمدی نژاد و همچنین آقای قالیباف از این طریق به مردم معرفی شدند ، برای اصلاح طلبها سیاسی نباشد برای اصولگراها باشد؟
من شخصا به خانم راستگو فقط به دلیل بودن در لیست اصلاح طلبان رای دادم.بنابراین ایشان یک فرد مستقل نبودند و باید به مسائل و تصمیمات گروهی پشت نمی کردند.حرکت حزب کار حرفه ای بود
با اینکه خودرا یک اصلاح طلب میدانم ، انتخاب آقای قالی باف را نمونه بارزی از شایسته سالاری در پست مزبور میدانم. امیدوارم از دانش و تجربه آقای هاشمی نیز در جای خود استفاده شود.
به عکس شما من فکر میکنم که اصلاح طلبان بسیار خوب عمل کردند. بالاخره باید یک روزی یاد بگیریم که وقتی در یک حزبی هستیم به اصول آن پایبند باشیم. بالاخره باید یک روز باید به قوانین گروهی که در آن هستیم احترام بگذاریم. ما میتوانیم طرفدار یک تیم باشیم ولی وقتی در آن بازی کردیم دیگر نباید به خودمان گل بزنیم. خانم راستگو این گونه عمل کردند. چرا از قبل مواضع خود را اعلام نکردند که آنها هم تکلیف خودشان را بدانند؟ این خانم قانون شکنی کردند وگرنه من طرفدار آقای قالیباف هستم و بابت خدماتشان سپاسگزارم. منصف باشید و اصول حزبی در تمامی دنیا به همین گونه است.
آقای شریفی و آقای ناشناس عزیز، مسئله اصلاح طلب بودن یا نبودن هاشمی نیست ... اگرچه من ایشونو اصلاح طلب میدونم ... اما مسئله بر سر اجماع اصلاح طلبان و کار حزبی است ... اصلاح طلبان به هر ترتیب روی یک نفر به اجماع رسیدند و این وظیفه اخلاقی هر نماینده ای هست که جهت منافع مردمی که بهش رای دادند و حزبی که در آن عضویت دارد تلاش کند.
دوست عزيز
سلام
مايلم نکته ای را عرض کنم. ممکن است کليات تفکر ما با يک گروه يا حزب هماهنگی بيشتری داشته باشد و برای رسيدن به افکار کلان آن حزب يا گروه از آن جانبداری کرده و حتی عضو آن شويم. ولی ممکن است در بعضی از موارد يا در بعضی از تصميم ها با آن نظر کلی آن حزب موافق نباشيم. يا مثلا احساس کنيم که حزب حرف حق را نمی زند و دچار خطا شده است. بنظرم در اينجا نبايد مطيع کامل حزب باشيم چراکه ممکن است حقی را ناحق کنيم. بنظرم تفاوت حزب در کشور اسلامی با کشورهای غربی بايد در همين نکته باشد. يعنی بر خلاف غربی ها که برای منافع حزبی اعضا حزب ممکن است حقی را ناحق کنند، ما بايد الگوی مناسب تری از حزب ارائه دهيم تا اگر در موردی احساس کرديم نظر ما موافق حزب نيست، به آن رای ندهيم. تا زمانی که افکار ما تا درصد بالايی با حزب موافق بود و احسال کرديم که در مجموع منش و منطق حزب درست است می توانيم عضوی از آن باشيم و اگر روزی احساس کرديم که نقاط اختلاف ما با حزب زياد شده است بهتر است از حمايت آن حزب صرف نظر کنيم. اگرچه افکار من نيز به اصلاحات نزديک تراست ولی در مجموع بر خلاف شما اخراج خانم راستگو را شايسته نمی دانم و از عملکرد ايشان (اگر واقعا بر اساس اعتقاد واقعیيشان رای داده باشند) تقدير می کنم.
از دید کلان صحبت گل زدن به تیم خودمان نیست.صحبت اصرار و تعصب بیجا برای انتخاب همه اعضائ تیم ملی از باشگاه خودمان است!!!!؟؟؟
عزیزم من هم به لیست اصلاح طلبا رای دادم اما خیانت بود اگه اصلاح طلبا هاشمی رو شهردار می کردن. هاشمی که اصلاح طلب نیست. از کی تا حالا هاشمی اصلاح طلب شده؟
آيا راي به هاشمي جزو اصول اصلاحطلبي است؟ از کدام هاشمي داريد صحبت ميکنيد؟ کمي به عقب برگرديد و يک بار ديگر مواضع اصلاحطلبان را در زمان آغاز جنبش اصلاحات بررسي کرد. اين چه اصولي است که هر روز صبح که بيدار ميشوي ميبيني تغيير 180 درجهاي کرده است.
اشکال خانم راستگو اين است که اين تغييرات و تاکتيکهاي سياسي اصلاحطلبان را درک نميکند و گمان ميکند که آنها بيآنکه بدانند در زمين آقاي هاشمي دارند بازي ميکنند
اگه اینطوریه که کابینه روحانی فقط سی درصد باید رای اعتماد می گرفتن
اين درسته: عدهای دیگر رای خود را بنا به ملاحظاتی غیر اخلاقی تغییر دهند و یا به سرعت در رسانههای خود با امواج اتهام از خجالت طرف مقابل در آیند.
حقشه
آن هم چاهی که نم پس نمیده!
بحث رای حزبی نیست...ایشون در جلسه هماهنگی وعده کرده که من به فلانی رای می دم...بنابر این باید طبق وعده اش عمل می کرده!.... اوفو بلعهد ان العهد کان مسئولا
ازکجا این قصه رو فهمیدی شاید دارن دروغ میگن
یعنی کسی که حزبی بود حق تغییر نظر رو نداره؟
همینه میگن جنبه حزب نداریما!
واقعا کسانی که فقط برای قصدهای سیاسی وارد این جور شوراها میشن رو باید رد کرد، چون اومدن اونجا ادم خودشون رو بکارن و فقط به فکر اهداف خودشونن، پس فردا طرحی که به نفع مردم بیاد توی شورا فقط به خاطر این که لج کنن ردش میکنن، بزرگترین خیانت کارها هستن
افراد در احزاب باید آزادی رای داشته باشن اما یک کلیاتی است که همه اعضای حزب باید قبول کنن
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.