هشت پیشنهادات کاربردی از دل یک سخنرانی
آموزش پرورش نیازمند 6-3-3 بود یا تحولاتی از این جنس؟
در چنین فضایی که برپا داشتن کرسی آزاد اندیشی حتی در دانشگاه هم با موانع متعددی روبه روست، چه بسا باید برای اصلاح امور به سراغ پایه های قبل از دانشگاه رفت تا در سایه نهادینه شدن این فرهنگ در دانش آموزان، بتوان به شکل گیری بسترهای گفتوگو در دانشگاهها دلخوش داشت و امیدوار بود که این ملکه ایجاد شده در اذهان دانش پژوهان، بستر نقادی و اصلاح را فراهم آورده و ...
به گزارش «تابناک»، در نخستین روز ماه مهر، هنگامی که دکتر روحانی برای به صدا درآوردن زنگ آغاز تحصیلی در یکی از مدارس جنوب شهر تهران حضور یافت، بدون تعارف، کمتر کسی تصور میکرد که رئیس جمهور به جای یک سری سخنان کلیشهای و کلی گویی، چنان سخنرانی فاخری در جمع دانش آموزان ایراد نماید که بتوان آن را سرلوحه امور اجرایی وزارتخانهای با این گستردگی و شمولیت قرار داد.
البته آنچه از سخنرانی اول مهر رئیس جمهور بیشتر بازتاب یافت، موضوع انشایی بود که وی به دانش آموزان داد تا برایش بنویسند اگر پدرشان رئیس جمهور باشد، چه اقدامی را به وی توصیه میکنند که بتواند اعتدال و میانهروی را در همه ابعاد زندگی و اجتماع جامعه ایران بگستراند؟

بدین ترتیب رئیس جمهور خود نخستین منتقد و نخستین پیشنهاد دهنده به وضعیت آموزش و پرورش شد تا با گلایه از کم رنگ شدن دروس مهمی مانند انشا، پیشنهاد توجه بیشتر به این دست موضوعات را مطرح کرده و حتی فراتر از آن، خواستار شکل گیری زنگهای جدیدی در برنامه درسی مدارس شود؛ مثل زنگی برای گفتوگو که با عرض تاسف اهمیت آن در کمپهای ترک اعتیاد هم مورد توجه قرار گرفته ولی هنوز برای شکل گیری بستر آن در دانشگاهها هم باید هفت خوان را گذشت.
کافی است از دانشجویانی که در دور و اطرافمان هستند بپرسیم که آیا محفلی برای شکل گیری گفتوگو در اختیار دارند تا به جز آن دسته از ایشان که در دانشگاههای آزاد یا غیرانتفاعی مشغول به تحصیل هستند و چه بسا این سوال برایشان نامفهوم و حتی ممکن است خندهدار باشد، دانشجویان دانشگاههای بزرگ دولتی نیز از نبود این فضا گلایه کرده و شکل گیری هر تجمعی در دانشگاه را منوط به کسب مجوزی بدانند که به راحتی به دست نخواهد آمد.
در چنین فضایی که برپا داشتن کرسی آزاد اندیشی حتی در دانشگاه هم با موانع متعددی روبه روست، چه بسا باید برای اصلاح امور به سراغ پایه های قبل از دانشگاه رفت تا در سایه نهادینه شدن این فرهنگ در دانش آموزان، بتوان به شکل گیری بسترهای گفتوگو در دانشگاهها دلخوش داشت و امیدوار بود که این ملکه ایجاد شده در اذهان دانش پژوهان، بستر نقادی و اصلاح را فراهم آورده و دورنمای روشنی از آینده برای مان ترسیم کند.
بدین ترتیب نه تنها درخواست و پیشنهاد رئیس جمهور برای تاسیس زنگ گفتوگو را می توان یک تصمیم زیربنایی دانست، بلکه میبایست به دنبال اجرایی شدن آن بود و تلاش کرد تا هر چه سریعتر به منصه ظهور برسد؛ به ویژه آنکه برای شکل گیری آن به هیچ سخت افزاری نیازمند نبوده و چه بسا نرم افزار خاصی هم نیاز نداشته باشیم. بدین ترتیب نه تنها درخواست و پیشنهاد رئیس جمهور برای تاسیس زنگ گفتوگو را می توان یک تصمیم زیربنایی دانست، بلکه میبایست به دنبال اجرایی شدن آن بود و تلاش کرد تا هر چه سریعتر به منصه ظهور برسد؛ به ویژه آنکه برای شکل گیری آن به هیچ سخت افزاری نیازمند نبوده و چه بسا نرم افزار خاصی هم نیاز نداشته باشیم.
البته میتوان این طرح را به صورت زیربنایی مورد توجه قرار داد و در آینده مکانیزمی طراحی کرد که همانگونه که روحانی پیشنهاد داده، گفتوگو جزو موارد نمره دار قرار گرفته و حتی فراتر از آن، نقد و انتقادات مطرح شده در مدارس به سطوح بالاتر منتقل شده و وارد فاز اجرایی هم بشود تا بعد از گذشت سالها از شکل گیری طرح هایی مانند پارلمان دانش آموزی، برای نخستین بار دانش آموزان بتوانند در تعیین مواردی در مدارس و حتی در سطح وزارت خانه خود دخیل شده و تمرین دموکراسی کنند.

این در حالی است که در مقوله ترویج کتاب و تزریق فرهنگ مطالعه به جامعه اینقدر تدابیر مختلف در نظر گرفته و گفته شده که به نظر شعاری شدن توجه به این مقوله نیاز به طرح نداشته باشد تا جایی که به یاد آوردن طرحهای مختلف دانش آموزی در این زمینه نیز کار دشواری به نظر میرسد؛ هرچند هرگز طرحی به گستردگی ایجاد زنگ کتاب در دستور کار قرار نگرفته و متولیان آموزش بیشتر به فکر تغییر شکلی بودهاند تا تغییرات محتوایی.
شاهد این مدعا آن که در کنار تغییرات شکلی گسترده که در ادوار مختلف در آموزش و پرورش کشورمان رخ داده و انواع نظامهای جدید را پدید آورده، تنها شاید یکی دوبار محتوای کتب درسی دیگرگون شده و به ندرت ضرورت سنجی شده که آموزش های مناسب برای هر دورانی تدارک دیده شود که اگر این گونه بود، از سالها پیش درسی به نام رایانه به دروس افزوده میشد و در ادامه این درس جای خود را به شناخت نرم افزارهای مورد نیاز برای امور روزمره میداد نه اینکه هوشمندسازی تخته سیاه مدارس در دستور کار قرار گیرد!
کافی است نگاهی به صف سی و چند واحدی دروس عمومی دانشگاه در دوران کارشناسی بیاندازیم که اگر هم غیر قابل حذف مینمایند، دست کم اثباتی برای کم کاری آموزش این دروس در دوران دانش آموزی هستند؛ به عنوان مثال، اگر دانش آموزان در دوران زبان خارجه را به قدر کفایت (به آن میزان که بتوانند از عهده آزمون ورودی دانشگاه برآیند) یاد بگیرند، چه ضرورتی برای ارائه دوباره این درس در دانشگاه به صورت اجباری وجود دارد تا سهم زبان تخصصی برای فردی که قرار است کارشناس رشته خود شود، دو سه واحد بیشتر نباشد؟ آیا این موضوع نشان دهنده منسوخ بودن سیستم آموزش زبان در مدارس نبوده و ضرورت تحول در این زمینه را ثابت نمیکند؟
اگر این مثال را به موارد دیگری همچون اجباری بودن آموزش متون و ادب فارسی و دروس دینی در دوران تخصصی کارشناسی در دانشگاه ها تعمیم دهیم، نقص آموزش در مدارس دست کم یکی از مواردی خواهد بود که زمینه ساز شکل گیری این وضعیت به نظر خواهد رسید؛ حال آنکه هیچ برنامهای برای رفع این مشکل اندیشیده نشده و جالب اینکه به جای رسیدگی به مواردی از این دست، دوران ابتدایی را از پنج سال به شش سال تغییر میدهیم!
البته اینکه سیستم آموزشی ممکن است فرسوده بوده و نیازمند ترمیم باشد، به کنار، ولی وقتی از دوران دانش آموزی کتاب مهجور بماند، چگونه میتوان توقع داشت در سطوح بالاتر تحصیلی این نقیصه برطرف شده و مثلا پدیده های شومی همچون خرید و فروش پایان نامه مشاهده نشود؟ آیا میتوان نقاط ضعفی از این دست که با دانش آموزان به سطوح بالاتر تزریق میشود توجه کرد و باز تحول در آموزش و پرورش را در تبدیل سیستم 5-3-3-1 به 6-3-3 دید؟
اینجاست که سخنان رئیس جمهور گویی اشاره به گم شدههای آموزش در کشورمان بوده و تلاش برای اجرایی کردن آنها، به نوعی واجب به نظر میرسد؛ هرچند وقتی علیاصغر فانی، سرپرست وزارت آموزش و پرورش از تفکیک هشت محور از سخنرانی رئیس جمهور در روز اول مهر اشاره کرده و تلاش برای اجرایی کردن آن را آغاز شده میخواند، باید نگران شویم که مبادا این پیشنهادات خوب اسیر کلی گویی ها شده و فراموش شوند.
شاید بد نیست مسئولان ذی ربط بار دیگر این هشت محور را مورد بررسی قرار داده و دست کم اهم و مهم کنند تا امثال پیشنهاد تشکیل زنگ گفتوگو یا کتاب در تو در توی کلیات دیگر برگرفته از سخنان فرد اول قوه مجریه گم نشود:
«آشنایی با قانون»
«تاکید بر خرد و علم»
«برخورداری دانشآموزان از امنیت جسمی و روحی در مدارس»
«حق اعتراض، آغاز شکوفایی کرامت انسانی است»
«زنگ کتاب»
«زنگ انشاء»
«ساعت گفتوگو»
«کرسیهای آزاداندیشی»
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
بنظر من دوره ابتدایی - راهنمایی - دبیرستان فوق العاده بود برای اینکه تمام همه چیز درس و مشق نیست بچها تو یه رده سنی کم کم باهم بزرگ میشن ولی اگر دوره راهنمایی حذف بشه بچه ابتدایی بعد از اتمام دوره اش تو دوره جدیدی با بچهای بزرگتر از سنش قرار میگیره که هزار جور عیب و ایراد بهمراه داره
سلام
وقتی صحبت از مشکلات می شود ، همه می گویند باید فرهنگ سازی شود!
ولی سازندگان فرهنگ که همان آموزش و پرورش است مشکل شدید فرهنگی دارد!
به یک کار بسیار زیبا و خوب توجهتان میدهم : همیار پلیس ! در ابتدا برای بسیاری خنده دار بود که پلیس از بچه مدرسه ای ها و مهد کودک ها و پیش دبستانی ها کمک بگیرد ولی این طرح ساده ولی کارشناسی شده آنچنان مورد توجه و استقبال قرار گرفت که برای هیچ کس قابل تصور نبود، یادم هست در سفر دنبال دارو می گشتم و مجبور بودم به دفعات پیاده و سوار شوم به همین دلیل از بستن کمربند خودداری کردم و وقتی دختر کوچکم که تازه مقطع پیش دبستانی را گذرانده بود تذکر داد که کمربندم را ببندم امتناع کردم ، پشت اولین چراغ قرمز سرش را از پنجره بیرون کرد و پلیس سرچهار راه را صدا کرد و به او گفت : پدرم کمربند نبسته به تذکر من هم اهمیت نمیدهد، به او بگو کمربندش را ببندد یا جریمه اش کن و...!
پس فرهنگ سازی اگر درست و کارشناسی شده باشد جواب میدهد> سوال این است که چرا متصدیان فرهنگ کاری انجام نمیدهند و به روش ناخلاقانه و معلم محوری ادامه میدهند!؟!
امید است همزمان با شروع بکار دولت جدید و آغاز سال تحصیلی جدید تدابیری اندیشیده شود تا این شیوه های غلط و ناکارآمد و پوسیده جمع و شیوه های نوین تحصیلی که به روش مباحثه ای و پرسش و پاسخ است متداول گردد که فرایند انجام کار مورد توجه قرار گیرد نه نتیجه و قرار نیست در سوالی همه به یک نتیجه واحد برسند .
بایستی بچه ها را برای زندگی اجتماعی تربیت کرد، نه اینکه افتخار والدین و مدارس بشه آمار بالای قبولی مدارس تیزهوشان و نمونه و ...با افزایش استرس و اصطراب فقط به این هدف.
روحانی متشکریم
با تشکر از نگاه عمیق نویسنده این مطلب باید بگویم که در این سالها بیشتر به ظاهرسازی آموزش و پرورش پرداخته شده است. مبالغ زیادی صرف تخته هوشمند و رایانه ها شده است که استفاده مطلوبی از آنها نمی شود و تولید محتوای چندانی وجود ندارد. جالب اینکه در شهر ما ارومیه بعضی از مدارس حتی دولتی اجبار به خرید تبلت هم کرده اند که استفاده ای از آنها نمی کنند ولی مدیران مدارس می خواهند مثلا متفاوت باشند و در حقیقت از نظر ظاهرسازی عقب نمانند.
به عنوان یک معلم معتقدم سخت افزار خیلی مهم است ولی قبل از آن فکر و اندیشه است که باید حرف اول را بزند. اینکه با این وایت بردها فقط بخواهیم مطالب را به صورت دیجیتالی بنویسیم و لاغیر. چه فایده ای به حال دانش آموز دارد؟ البته از طرف دیگر به چشمهای دانش آموزان هم باید فکری کرد که هر روز باید 8 ساعت به این گونه تخته های هوشمند پر نور باید خیره شوند.
باز هم کار گروهی فراموش شد.
ما تو ابتدایی مون زنگ کتابخونه داشتیم واقعا نعمتی بود انواع کتاب ها رو داشت به نظرم یکی از اشکالات مدارس نبود همین زنگ با کتابخونه ای که همه سلیقه ها رو پوشش بده است
من معلم هم با تحولات در این وزارتخانه موافقم
من یه فرهنگی هستم ودر سالهای پایانی دوران تدریسم.ودر این دوران تغییر قابل توجهی در سیستم ندیدم فقط حرف ! این 8 مورد هم خیلی خوب هستن ولی اگه در عمل دیده بشن! به عمل کار براید به سخندانی نیست
به درستی سیستم دبستان و راهنمایی و دبیرستان پایه گذاری شده بود،
بنظرم میشه با ارائه یک واحد درسی در سال سوم باموضوع روش و اصول انتقاد دانش آموز را با اصول انتقاد و گفتگو آشنا کرد
آیا تا کنون برای ایجاد تحولات در آموزش و پرورش به خواسته های اصلی معلمان که گردانندگان اصلی این وزارتخانه هستند توجهی شده .
من فرهنگی هم با تغییرات سیستم اموزشی کتب درسی و... موافقم
سری به مدارس بچههایتان بزنید ببینید چند درصد مدارس هوشمند شده است؟؟
ما و مدارس ما نیازی به هوشمند سازی نداشته و ندارند فقط کمی واقع بینی لازم دارند که طرحهای من درآوردی را یک شبه اجرا نکنند. خدایی گناه داره بچههای مردم که در یک کلاس 45 نفر باشند!!!!!!!!
بسیار سخن درستی را کفتید
چون چند سال پیش هم که دوره IT را برا معلمان گذاشتند بیشتر دوره ها به صئورت نمایشی گذاشته شده و فقطس برای نمره گرفتن انجام شد وبه غیر از بعضی معلمان که از قبل با کامپیوتر اشنا بودند و یا معلمان جدید اکثر معلمان آشنایی کافی با کامپیوتر نداشته و همچنین اکثریت زیادی از دانش اموزان حال به جای آموزش مبانی و پایه از والدین مبالغی گرفته شده تا کلاس ها هوشمند شود .
من به عنوان یک معلم با سابقه می بینم که بیشتر معلمان با اصول ساده کار با کامپیوتر اشنا نیستند و برای مثال اگر سیستم کامپیوتر به مشکل بر بخورد که ساده ترین کار است باید کامپیوتر مدرسه را به قول خودشان برای تعمیرات بفرستند .
یا حتی عده زیادی هنوز با تعریف ویروس ها آشنا نیستند.
و به قول معروف فقط ظاهر سازی انجام گرفت
به نام خدا
با سپاس از مطالب جالب نگارش یافته ، باطلاع می رساند که هنگامی که ما در متن جامعه فرهنگیان کانون های صنفی و انجمن های علمی را خوب پوشش نمی دهیم متاسفانه اینچنین مشکلاتی را در پی داریم
فوق العاده بود.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.