قرار است به جای حمایت از «نخبگان»، از دانشگاهها حمایت شود؛
مبادا اشتباه کرده و راه خروج را به «مغزها» نشان دهیم!
بیگمان بنیان ملی نخبگان برای اهداف متعددی شکل گرفته؛ اما چه کنیم که تا نام «نخبگان» را میبینیم، ناخودآگاه احساس میکنیم که قرار است، حمایت از این قشر، دستور نخست این بنیاد ملی باشد و سپس آمار دردناکی را به یاد میآوریم که بارها و بارها درباره فرار مغزها شنیدهایم...

به گزارش «تابناک»، بنا بر تصمیم جدید بنیاد ملی نخبگان، قرار است، رویکرد حمایتی این نهاد دچار تغییرات اساسی شده و به جای حمایت از افراد نخبه و پرداخت مقرری ماهیانه، حمایت از دانشگاههای نخبهپرور در دستور کار قرار گیرد.
این خبر را دکتر سورنا ستاری، معاون علمی و فناوری رئیسجمهور و رئیس بنیاد نخبگان در روزهای گذشته در نشست شورای فرهنگی این بنیاد گفت و افزود: باید رویکرد حمایت از نخبگان و استعدادهای برتر از شکل اعطای مقرری ماهیانه تغییر یابد و به سمتی رویم که نخبه توانمند شود، به گونهای که به آنها اعتماد به نفس بدهیم تا بدون نیاز به هر گونه حمایتی بتوانند روی پای خود بایستند و در جامعه اثرگذار باشند.
وی در ادامه افزایش تسهیلات ازدواج و وام مسکن به نخبگان و استعدادهای برتر را رویکرد حمایتی این نهاد از نخبگان معرفی کرد و گفت: درباره دیگر تسهیلات نیز باید زمینهای فراهم کنیم که نخبه در ازای فعالیتش، از این تسهیلات برخوردار شود و در نتیجه این حمایتها، نخبگان به ماندگاری و کارآفرینی در کشور تشویق شوند.
فعالیتهای فرهنگی کارآمد نیز یکی از عوامل اصلی کاهش روند خروج نخبگان از کشور و از برنامههای فرهنگی مورد نیاز بنیاد، فعالیت برای ایجاد زمینههای وابستگی نخبگان به مسائلی مانند دلبستگی به وطن، قوم و زادگاه خویش، مذهب، خانواده و... است.

بدین ترتیب آشکار شد که بنیاد ملی نخبگان از یک سو میخواهد مقرری ماهیانه به نخبگان را محدود ساخته و چه بسا در بلندمدت حذف کرده و آن را به دانشگاههای نخبه پرور اختصاص دهد و از سوی دیگر به دنبال راهی برای تقویت زمینههای وابستگی نخبگان به میهن است.
شاید این سخنان در مقام تئوری خوب و جذاب به نظر برسند؛ اما اگر بدانیم رویکردی برای اجرایی شدن این راهکارها بیان نشده است، چه بسا با نخبگانی که از شنیدن این خبر نگران شدهاند، حق خواهیم داد. نگرانی از این روی بروز کرده که مکانیزم تعیین نخبگان به باور بسیاری افراد درگیر با ماجرا دارای نقص است و در برنامهها و شعارهای تغییری که رئیس بنیاد برای آینده اعلام کرده است، نشانی از رفع آنها به چشم نمیخورد.
به عبارت بهتر، رئیس بنیاد در حالی از سوق دادن حمایت از نخبگان به حمایت از دانشگاههای نخبهپرور سخن میگوید که به باور بسیاری از نخبگان، رسیدن ایشان به درجه نخبگی بیشتر در گرو تلاش و کوشش خود این افراد بوده، نه دانشگاهی که در آن تحصیل کردهاند.
این مهم هنگامی تأیید خواهد شد که بدانیم بنا بر آییننامه بنیاد ملی نخبگان (تصویر زیر) افرادی نخبه به شمار خواهند آمد که یا مدالآور المپیادهای دانشآموزی و دانشجویی هستند (دقت کنید که دانشآموزان نخبه اصلا در دانشگاهی نبودهاند که آن دانشگاه نخبهپرور شناخته شده و بخواهد حمایت شود!) یا نفرات برتر کنکور سراسری هستند (یعنی دانشآموزانی که تازه قرار است وارد دانشگاه شوند، چون رتبههای برتر کنکور کارشناسی ارشد و دکترا اصلا مشمول نخبگی نیستند!)، یا نفرات برگزیده جشنوارههایی مانند خوارزمیاند (که میتوانند دانشجو باشند و یا نباشند)، یا دانش آموختگان برتر دانشگاههای کشور یا جزو شش برگزیده آزمونهای گروه پزشکی هستند و سرانجام اینکه شاید از برگزیدگان مسابقات قرآنی باشند که به جمع نخبگان راه یافتهاند که ایشان هم الزاما دانشجو و دستپرورده دانشگاهی نخبه پرور نیستند.
البته این همه ابهامات نیست، چراکه دانشآموختگان برتر دانشگاههای کشور نیز بر پایه فرایندی (اینجا) گزینش میشوند که اگر به دقت در آن بنگریم، سخت است که نقش دانشجویان را در احراز شرایط درج شده در آن کمرنگتر از نقش دانشگاهی بدانیم که وی در آن مشغول به تحصیل بوده است، به ویژه جایی که به رتبه دانشجو در آزمون سراسری در چند بند آن مسقیم و غیر مستقیم اشاره شده است.
حکایت تشخیص نخبه بودن توسط بنیاد ملی نخبگان، هنگامی عجیب و غریبتر میشود که بدانیم دارا بودن تمامی شاخصهها توسط فردی برای معرفی آن فرد به عنوان نخبه و قرار گرفتن در صف افرادی که باید برای مقابله با فرار ایشان به خارج کشور (بخوانید فرار مغزها) اندیشید و عمل کرد، کافی نیست بلکه تنها پروندهای به نام این فرد دارای شرایط گشوده میشود که در بنیاد بررسی خواهد شد و البته شاید به نخبه شدن فرد متقاضی هم منجر نشود.
به این موارد میتوان افزود که رئیس بنیاد ملی نخبگان که در گزارش صد روزه نهاد تحت امر وی، «عدم تأمین سرمایه صندوق نوآوری و شکوفایی» در کنار موارد دیگر به عنوان مشکلات موجود بر سر راه نخبگان اشاره شده است، هیچ سخنی در این باره بیان نکرده که چرا به رغم افزایش بیست برابری بودجه این نهاد ـ که نشان از اهمیت این موضوع برای دولتمردان دارد ـ سخن از حذف مقرری نخبگان به عنوان رویکرد مؤثر در مقابله با خروج ایشان از کشور به میان آورده و چگونه شده که دغدغههای یاد شده در گزارش صد روزه را کنار نهاده است.
چگونه شده که از یک سو شنیده میشود، برخی افراد واجد شرایط، مدتی است با رد تقاضایشان روبهرو شده و در صف نخبگان قرار نمیگیرند و هرگز مکانیزم تصمیمگیری در این باره شفاف نمیشود و از سوی دیگر، رفع ایرادات با قرار تعیین دانشگاه نخبهپرور و تشویق ایشان و یا مواردی مانند جستوجو برای یافتن راه وابسته کردن نخبگان به خانواده، قوم، مذهب و میهن در دستور کار قرار گرفته و این گونه به ذهن میرسد که تا کنون فرار مغزها به دلیل حمایت نشدن دانشگاههای نخبهپرور و یا وابسته نبودن افراد گریخته به غرب به خانواده، مذهب، میهن و... بوده است؟!
اینجاست که باید از خودمان بپرسیم، نکند راه را اشتباه برگزیدهایم و قرار است زمانی به این اشتباه آگاه شویم که کار از کار گذشته و فلسفه شکلگیری بنیاد ملی نخبگان سست شده باشد؟
این خبر را دکتر سورنا ستاری، معاون علمی و فناوری رئیسجمهور و رئیس بنیاد نخبگان در روزهای گذشته در نشست شورای فرهنگی این بنیاد گفت و افزود: باید رویکرد حمایت از نخبگان و استعدادهای برتر از شکل اعطای مقرری ماهیانه تغییر یابد و به سمتی رویم که نخبه توانمند شود، به گونهای که به آنها اعتماد به نفس بدهیم تا بدون نیاز به هر گونه حمایتی بتوانند روی پای خود بایستند و در جامعه اثرگذار باشند.
وی در ادامه افزایش تسهیلات ازدواج و وام مسکن به نخبگان و استعدادهای برتر را رویکرد حمایتی این نهاد از نخبگان معرفی کرد و گفت: درباره دیگر تسهیلات نیز باید زمینهای فراهم کنیم که نخبه در ازای فعالیتش، از این تسهیلات برخوردار شود و در نتیجه این حمایتها، نخبگان به ماندگاری و کارآفرینی در کشور تشویق شوند.
فعالیتهای فرهنگی کارآمد نیز یکی از عوامل اصلی کاهش روند خروج نخبگان از کشور و از برنامههای فرهنگی مورد نیاز بنیاد، فعالیت برای ایجاد زمینههای وابستگی نخبگان به مسائلی مانند دلبستگی به وطن، قوم و زادگاه خویش، مذهب، خانواده و... است.

شاید این سخنان در مقام تئوری خوب و جذاب به نظر برسند؛ اما اگر بدانیم رویکردی برای اجرایی شدن این راهکارها بیان نشده است، چه بسا با نخبگانی که از شنیدن این خبر نگران شدهاند، حق خواهیم داد. نگرانی از این روی بروز کرده که مکانیزم تعیین نخبگان به باور بسیاری افراد درگیر با ماجرا دارای نقص است و در برنامهها و شعارهای تغییری که رئیس بنیاد برای آینده اعلام کرده است، نشانی از رفع آنها به چشم نمیخورد.
به عبارت بهتر، رئیس بنیاد در حالی از سوق دادن حمایت از نخبگان به حمایت از دانشگاههای نخبهپرور سخن میگوید که به باور بسیاری از نخبگان، رسیدن ایشان به درجه نخبگی بیشتر در گرو تلاش و کوشش خود این افراد بوده، نه دانشگاهی که در آن تحصیل کردهاند.
این مهم هنگامی تأیید خواهد شد که بدانیم بنا بر آییننامه بنیاد ملی نخبگان (تصویر زیر) افرادی نخبه به شمار خواهند آمد که یا مدالآور المپیادهای دانشآموزی و دانشجویی هستند (دقت کنید که دانشآموزان نخبه اصلا در دانشگاهی نبودهاند که آن دانشگاه نخبهپرور شناخته شده و بخواهد حمایت شود!) یا نفرات برتر کنکور سراسری هستند (یعنی دانشآموزانی که تازه قرار است وارد دانشگاه شوند، چون رتبههای برتر کنکور کارشناسی ارشد و دکترا اصلا مشمول نخبگی نیستند!)، یا نفرات برگزیده جشنوارههایی مانند خوارزمیاند (که میتوانند دانشجو باشند و یا نباشند)، یا دانش آموختگان برتر دانشگاههای کشور یا جزو شش برگزیده آزمونهای گروه پزشکی هستند و سرانجام اینکه شاید از برگزیدگان مسابقات قرآنی باشند که به جمع نخبگان راه یافتهاند که ایشان هم الزاما دانشجو و دستپرورده دانشگاهی نخبه پرور نیستند.
{$sepehr_album_8651}
حکایت تشخیص نخبه بودن توسط بنیاد ملی نخبگان، هنگامی عجیب و غریبتر میشود که بدانیم دارا بودن تمامی شاخصهها توسط فردی برای معرفی آن فرد به عنوان نخبه و قرار گرفتن در صف افرادی که باید برای مقابله با فرار ایشان به خارج کشور (بخوانید فرار مغزها) اندیشید و عمل کرد، کافی نیست بلکه تنها پروندهای به نام این فرد دارای شرایط گشوده میشود که در بنیاد بررسی خواهد شد و البته شاید به نخبه شدن فرد متقاضی هم منجر نشود.
به این موارد میتوان افزود که رئیس بنیاد ملی نخبگان که در گزارش صد روزه نهاد تحت امر وی، «عدم تأمین سرمایه صندوق نوآوری و شکوفایی» در کنار موارد دیگر به عنوان مشکلات موجود بر سر راه نخبگان اشاره شده است، هیچ سخنی در این باره بیان نکرده که چرا به رغم افزایش بیست برابری بودجه این نهاد ـ که نشان از اهمیت این موضوع برای دولتمردان دارد ـ سخن از حذف مقرری نخبگان به عنوان رویکرد مؤثر در مقابله با خروج ایشان از کشور به میان آورده و چگونه شده که دغدغههای یاد شده در گزارش صد روزه را کنار نهاده است.
چگونه شده که از یک سو شنیده میشود، برخی افراد واجد شرایط، مدتی است با رد تقاضایشان روبهرو شده و در صف نخبگان قرار نمیگیرند و هرگز مکانیزم تصمیمگیری در این باره شفاف نمیشود و از سوی دیگر، رفع ایرادات با قرار تعیین دانشگاه نخبهپرور و تشویق ایشان و یا مواردی مانند جستوجو برای یافتن راه وابسته کردن نخبگان به خانواده، قوم، مذهب و میهن در دستور کار قرار گرفته و این گونه به ذهن میرسد که تا کنون فرار مغزها به دلیل حمایت نشدن دانشگاههای نخبهپرور و یا وابسته نبودن افراد گریخته به غرب به خانواده، مذهب، میهن و... بوده است؟!
اینجاست که باید از خودمان بپرسیم، نکند راه را اشتباه برگزیدهایم و قرار است زمانی به این اشتباه آگاه شویم که کار از کار گذشته و فلسفه شکلگیری بنیاد ملی نخبگان سست شده باشد؟
تابناک

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
باید آیین نامه عوض شود.
مگر نخبگی مثل شیر خوردنی است که اگر تا فلان تاریخ مصرف نشود فاسد می شود. می گوییند اگر تا فلان تاریخ اقدام نکنی دیگر درخواست شما بررسی نمی شود و از حقوقی که سایر افراد برخوردار شده اند شما نصیبی نمی برید.
واقعآ به این نتیجه می رسی که این واژه و فعالیت های این بنیاد جنبه نمایشی دارد نه حمایتی
داستان چیه خیلی ها که اینجا کسی تحویلشون نمی گیره میرن اون ور آب نخبه میشن؟!؟
یکی رو میشناسم اینج شاگرد متوسط حتی رو به پائین بود
الان تو آمریکا نفر اول رشته مهندسی برق شده و بلافاصله براش از ام آی تی پذیرش اومده
اول فکر کردم شاید قومپوز در کرده ولی وقتی به سایت دانشگاه مراجعه کردم دیدم چقدر هم تشویق شده
بنابر این نخبه شدن هم میتونه ذاتی باشه هم اکتسابی
نخبه شدن پرورشی نیست . نخبه شدن استعداد ذاتی هست و بهتر است توجه نمایی که معدل بالا و مدرک گرفتن در یک سیستم اموزشی ممکن هست ولی نخبه شدن در هیچ جای دنیا وجود ندارد و کلا یک قدرت خلاقیت فردی است.. بنیاد ملی نخبگان دچار انحراف مسیر نشود
یکی بیاد اینجا بنویسه من مقاله دارم معدلم خوبه همش منفی میخوره نمیدونم چرا....!
فک کنم خیلیامون حسودیم و چشم دیدن خیلی چیزارو نداریم
تا معیار انتخاب نیرو در مراکز حساس اینه که هست این قصه ادامه دارد.
در قرآن خداوند می فرماید کسی که عالم هست قطعا متعهد هم هست ولی دوستان انگار اشتباه فهمیدن چون فکر می کنند کسی که ادعای تعهد داره حتما علم هم هست چقدر جامعه باید هزینه ندانم کاری این آدمها را بدهد تا برای تخصص احترام قائل بشیم
یک فکر به حال بقیه که مندن بکنبد
یدک کشیدن کلمه نخبه و مخترع دردی را دوا نمیکنه الان حدود 30 سال سن دارم از بهترین دانشکاههای معتبر مدرک تحصیلی دارم - عضو بنیاد نخبگان هستم و اختراع هم ثبت کردم در یک بخش خصوصی با 7هزار ریال از 6صبح تا 6 بعداظهر مشغول کارم حق من بعنوان یک متخصص در وزارتخانه های نیرو - نفت یاشرکتهای وابسته به آنها نیست خیلی اقدام کردم هیچ
اینو میدونم که با اینهمه نخبه و استاد و استعداد و ... که داریم، هرسال دریغ از پارسال. هنوز جامعه پر از مشکلات مختلف است. یا نخبگان الکی نخبه شدند یا ....
من که دارم امسال میرم. طرح ملی هم تو ایران انجام دادم. به خاطر تعهدات اخلاقی پروژه رو تموم کردم. ولی نمیمونم دیگه. کاش قبل از شروع پروژه میرفتم. من دیگه نمیخوام زندگیم تلف شه. حقوق من در عرض 1 سال یک سوم شد. چرا بمونم؟ این همه آلودگی. آزادی هم که هیچ. مردمی که فرهنگ ندارن حتی پشت چراغ قرمز وایسن. بمونم که عمرم تلف شه؟
بحث خروج نخبگان از کشور خیلی پیچیده تر از این حرفهاست ولی در هر صورت کشور خالی شده از متخصص و نخبه.
بسیاری از امکانات بنیاد نخبگان عملا انگیزه ماندن ایجاد نمیکند. مثلا وام 50 یا 80 میلیون تومانی خانه که باید برای خرید خانه ای حداقل سه برابر قیمت آن هزینه شود و یا کمک هزینه های حداقلی که در برابر شرایط اقتصادی خارج میتوان از آنها صرف نظر کرد.
به نظر من واگذاری پروژه های بزرگ و ایجاد زمینه مناسب برای تحقق ایده ها میتواند موثرتر باشد.
سلام من از نخبگان هستم که از سال 89 تحت پوشش بنیاد قرار گرفتم. با این که معدلم در دانشگاه شریف بسیار بالاست و پویایی تحصيلی ام را حفظ کرده ام از مهر حقوق ماهانه ام (والبته بسیاری از دوستانم) قطع شده و تا کنون پس از ارائه کلی مدرک (از کارنامه دانشگاه تا ... گواهی ديپلم) هنوز وصل نشده.
نمی دونم تابناک اینونه درج میکنه یا نه ولی سر همین اذیت هایی که شدم با خودم عهد بستم برای ادامه تحصیل اصلا تو ایران نمونم.
سلام من از نخبگان هستم که از سال 89 تحت پوشش بنیاد قرار گرفتم. با این که معدلم در دانشگاه شریف بسیار بالاست و پویایی تحصيلی ام را حفظ کرده ام از مهر حقوق ماهانه ام (والبته بسیاری از دوستانم) قطع شده و تا کنون پس از ارائه کلی مدرک (از کارنامه دانشگاه تا ... گواهی ديپلم) هنوز وصل نشده.
نمی دونم تابناک اینونه درج میکنه یا نه ولی سر همین اذیت هایی که شدم با خودم عهد بستم برای ادامه تحصیل اصلا تو ایران نمونم.
یکی از معیارهای امتیاز دهی برای نخبه شدن امتیاز مقالات هستش..امتیاز مقالات خارجی بسیار بیشتر از مقالات داخل هستش...این یعنی اینکه بنیاد داخل کشور رو خودش قبول نداره!!! حالا چطوری خودتون انتظار دارید که نخبگان قبول داشته باشند و بمونن کار کنند..این یعنی اینکه داورهایی که واسه ژورنال های داخل هستند و یکسری از اونها در بهترین دانشگاه های دنیا درس خوندن و واقعا نخبه هستند رو خوده بنیاد نخبگان قبول نداره...این یعنی بنیاد نخبگان نخبگان کشور رو قبول نداره!!!
هر چه زودتر این بنیاد سیاسی را جمع کنند و به جای آن و با بودجه آن به ساخت دانشگاه واقعی (نه فقط ارگان صدور مدرک) بپردازند بهتر است.
تابناک مسئله مهم دیگری دارد رخ میده که پیگیریش از طرف شما ضروریه اون هم اینکه زمزمه لغو پژوهانه دانشجویان دکترا شنیده میشه. امروز رفتم برای ارائه کد رهگیری که مسول مربوطه اینو گفت که حتی دانشجویانی که یک سال قبل از من وارد دکترا شدند نیز هنوز دستور ثبت نام ندادند.
اون چن نفرم نگه میدارین برا خودتون که مریض شدین درمونتون بکنن افتضاحه .....
نخبه نیازی به پول نداره، نخبه که گدا نمی تونه باشه! نخبه خودش کار آفرین و ثروت آفرینه، این جنگولک بازی ها (وامای الکی و وعده های دروغی هم فقط مصرف داخلی داره)،
مشکل جای دیگس... اینجا که، تا زمانی که توی ایران بودم، پیش هر مدیر و صاحب صنعت یا تجارتی یه طرح سود آور رو پرزنت می کردم، یه نگاه عاقل اندر سفیه به من می کرد و می گفت چرا دنبال دردسر پروژه و این چیزا باشم! از چین یا اروپا وارد می کنم!!!!
این قدر از این دست جوابا دیدم که فکر کردم کشوری که نفت داره نیاز به نوآوری، خلاقیت، تکنولوژِی و اینا نداره... خوب همش رو از چین وارد می کنه!
شما بگین چند سال باید امسال من با این در و اون در می زدم و هیچ؟
الان هم چون نفت تحریم شده و نمی تونن از حتی چین چیزی وارد کنن یاد نخبه ها افتادن ولی متاسفانه یازم دارن راه رو اشتباه میرن! نفت که دوباره مشکلش حل بشه دویاره یادشون میره...
الان توی آلمان توی کار تحقیق و توسعه هستم (شغلی که براش آفریده شدم)... به جز دلتنگی خانواده و هم محلی هام مشکلی ندارم! اگه سیستم مدیریتی ایران درست بشه، دیگه لازم نیست امثال من دلتنگی بکشیم....
برای ورزشکاران ورزشگاه برای موتور سواران پیست مسابقه..... اما محققین و پژوهشگران جای در این کشور ندارند
نخبه را به اسم می توان شناخت نه به قطوری رزومه و کارنامه ی سنگین ، نخبه آن فردی است که برای کارش از جان می گذارد ، حال معلم باشد یا کارگر یا مسئول تایید نظرات سایت تابناک ! هرکس در هر شغلی که هست اگر قدمی در جهت پیشرفت آنکار بر دارد نخبه است . نه سازمان نیاز دارد نه ارگان حمایتی نه صدقه ی دولتی .
دولت تمام توانش را در برقراری عدالت اقتصادی بگذارد و نظام اداری را از افراد بی مناسبت با مقامشان پاک کند ، نه تنها هیچ کس از کشور خارج نمی شود بلکه شاید آنهایی که رفته اند هم بازگردند .
هرچند هیچ امیدی نه به اصلاح پایدار اقتصاد دارم و نه اصلاح نظام اداری ، ما کره شمالی را الگو قرارداده ایم و افرادی که توان تغییر این الگو رو دارند به هیچ عنوان برنامه ای برای اینکار ندارند .
هرکس توان خروج از کشور و رشد دارد انجام دهد به این امید که روزی آبادی مملکتمان به آنجایی برسد که توان بازگشت داشته باشیم .
یک فرد متخصص یقینا در آنروز بیشتر از یک فرد متعهد به کار خواهد آمد . یادمان باشد هرکجا که رفتیم ایرانیتمان پابرجاست و این مهم است که فرزندانمان زاده ی این خاک و بوم باشند و به میهنشان علاقه داشته باشند .
ضمن عذرخواهی، به عقیده من هم این بسیار فاجعه است که ما در کشورمان نهادی به نام بنیاد نخبگان خلق کرده ایم با هدف توجه به دسته محدودی از محصلان که در گره بروکراسی و هرج و مرج قوانین کشور گیر کرده اند!!!
-اگر سربازی بد است خب قانونش را درست کنید
- اگر خروج محصلان ضرر است خب زمینه تولید و کار را برایشان فراهم کنید تا از کشور خارج نشوند
- اگر دولت بودجه برای چنین مواردی دارد چرا انرژی هایی مثل آب و برق را گران می کند (کسی که برق قاچاق نمی کند)
- و ....
به عقیده حقیر:
1- چنین تشکیلاتی رانت داری را کلا جمع کنید
2- فضای تولید و سرمایه گذاری مطمئن فراهم کنید
3- اجازه دهید افراد ثروتمند شوند، ثروتی که از راه زحمت و علم به دست آمده است بهترین مزد برای نخبگی است
آنوقت اگر نخبه، واقعا نخبه باشد نه تنها نیاز به مقرری کذایی دولت دارد بلکه حداقل 100 نفر آدم رو هم کنار خودش به نون و نوا می رسونه.
بی قانونی، بد قانونی (رانت) و عدم اجرای صحیح قانون، کمر آن کشور را بالاخره خواهد شکست.
راست میگی بهرام عزیز.ولی شکست فکر کنم.صداش را نشنیدی؟
به عنوان یک دانشجوی سال پنجم دکتری که برای انجام پایان نامه ام به بسیاری از دانشگاه های کشور مراجعه کرده ام لازم است بگویم از نظر امکانات همه دانشگاه های کشور ما چه تهرانی و چه شهرستانی تقریبا در یک سطح هستند و همگی ضعیف هستند . اکثر دانشجویان با هزینه و تلاش شخصی کار پژوهشی خود را انجام نمی دهند. خود من هم 12 میلیون تومان از خانواده ام بابت تهیه امکانات پایان نامه هزینه کرده ام. نخبه بودن به دانشگاه نیست به خود فرد مربوط است. متاسفانه در قبولی دانشگاه های کشور ما، تکنیک های تست زنی است نقش تعیین کننده را دارد و نه استعداد و علاقه به پژوهش.
به نظر من درخواست بورسیه از دانشگاه های خارجی برای نخبگان واقعی به مراتب راحتتر از طی کردن هفت خوان عضویت در بنیاد نخبگان هست. من دو سه باری مراجعه کردم ولی اونقدر سنگ جلو پام انداختن که دیگه به کل پشیمون شدم. جالب هست که هر دفعه هم حداقل دو برابر امتیاز لازم رو داشتم. جالب این هست که بیشتر هدف ممانعت از عضویت است نه کمک کردن به نخبگان. در نهایت هم باید بگم یک بنیاد به اسم بنیاد نخبگان به هیچ عنوان نمی تواند پاسخگوی مشکلات بسیار زیاد قشر نخبه کشور باشد. در نهایت تعریف صحیح نخبه نیز در این بنیاد مشکل دارد.!!
نخبه درابنجا میشه اون 3000 نفری که بدون کنکور وارد مقطع دکترا شدن!!!
اگر این بی عدالتی ها از بین بره شاید ادم بتونه دلش واسه موندن خوش کنه
بهتر اين دکان را که باز کردين به بهانه حمايت از نخبگان که در واقع باز هم نوعي رانت ورانتخواري است را هر چه زودتر جمع کنيد.اينهمه راه براي رانتخواري اين يکي ديگه واقعا ....
وقتي بيشتر از نيازمان نيروي انساني تربيت ميكنيم نتيجه همين است در كشور هاي پيشرفته كمبود متخصص وجود دارد در حالي كه ما در اين زمينه خودكفا شده ايم و در حال صادرات هستيم. متاسفانه در دانشگاه هاي ما فقط طرح هايي فرصت رشد پيدا ميكنند كه يا استفاده تبليغاتي دارند و يا استفاده صنعتي اما پژوهش هاي صرفا علمي هميشه در همان سطح مقاله مي مانند دقيقا به همين دليل است كه علوم مهندسي پر رونق است اما علوم پايه نه و مديران ما به دنبال محصولات علم هستند نه خود آن غافل از اين كه چون كه صد آمد نود هم پيش ماست.
من به عنوان دانشجویی که به تازگی از شریف فارغ التحصیل شده ام و از نزدیک با تعداد زیادی از اعضای این بنیاد آشنا هستم باید بگم که بنیاد ... است.کسی که بخواد بره خارج از تسهیلات این بنیاد مثل سربازی استفاده میکنه بعد هم میذاره میره.ضمنا عضو شدن در آن هم خیلی ... است و افراد با رزومه های خیلی سطح پایین عنوان دار "نخبه" شده اند.
آقای مسئول، "نخبه" معنا ندارد.نخبه اون معلمی است که خوب درس می دهد، نانوایی است که نان با کیفیت دست مردم می دهد، مهندسی است که مهرفروشی نمی کند و پروژه ها را با دقت و وجدان و علمی محاسبه و نظارت می کند. پزشکی است که برای تشخیص و درمان بیماری وقت می گذارد. راننده ای است که قوانین را رعایت می کند. جامعه را با این القاب ....خودساخته دسته بندی نکنید و شرایط زندگی در ایران را برای همه مردم بهتر کنید. کسی که هوش و مدرک تحصیلی بالاتری دارد خودش بهتر از شما می تواند امکانات برای خودش مهیا کند.
يكي از بهترين نظراتي بود كه خوندم آفرين بر شما معلومه كه وقعا شريفي هستي.
من هم فارق التحصیل شریف هستم اما چند سال پیش. اگر جمله اول را حذف کنیم باز از نوشتههاتون میشه فهمید که به تازگی فارغ التحصیل شده اید. چند سال پیش وقتی تعداد زیادی از دوستان از کشور فرار میکردند! میخواستم با مدرک تحصیلی و هوش! بالا برای خودم کار و امکانات مناسب تهیه کنم ولی متاسفانه شرایط به گونه ای است...
آفرین ، واقعا لذت بردم .
امیدوارم این روح بزرگ رو تا پایان حفظ کنی .
سربلند و موفق باشی.
افرین بر شما تفاوت رو میشه از نظر شما فهمید
رتبه 152 کشوری ریاضی کارشناسی هستم. و رتبه 40 کارشناسی ارشد ام بی اٍی. دو سال و نیمه دارم تو یه شرکت مهندسی خصوصی از جون مایه میذارم برای پروژه های این مملکت ولی برای ازدواج دارم زیر بار هزار تا قرض و وام میرم. رفتم دفتر استعدادهای درخشان دانشگاه میگم بابا از اون 151 نفری که رتبشون تو کنکور سراسری از من بهتره مطمئنم 70 تاشون رفتن خارج، بعد چطوره اونا نخبه مملکتن در حالی که دارن برای خارجیا با خیال راحت کار میکنن بعد منی که اینجا موندم و دارم جون میکنم حسرت یه زندگی ساده رو بخورم.
به خودم و مملکتم 1 سال و نیم وقت دادم اگه طوری شد که اعصاب راحت داشته باشم تو ایران اینجا میمونم و مخلص ایرانم هستم ولی اگه بخوام عذاب بکشم میرم. نه این که بخوام فرار کنم، دلم نمیخواد بچم عذاب بکشه مثل خودم
من ناشناس 22:30 هستم، رتبه کارشناسی 37 منطقه 1، ارشد 14 و دکتری2. پذیرش از دانشگاه های امریکا (ویسکانزین مادیسون) و کانادا (تورنتو). متاسفانه ویزام به موقع نرسید و مجبور شدم دکترا ایران بخونم. با 3 تا مقاله ISI کسی باهوش هم حسابمون نمی کنه، نخبه پیشکششون.
152 نخبه نیست ؟!
از بین 400000 نفر !
شمایی که این نظر و دادی مگه خودت چند شدی ؟!!
ناشناس دومی شما باعث فرار مغز ها می شوید رتبه 152 هر جه زود تر بری بهتر این افراد شایستگی شما رو ندارند من میدونم چه زحمتی کشیدی به این رتبخ رسیدی دلاور ولی برو سخته ترک وطن ولی برو ولی ایرانی بودنت رو فراموش نکن
ناشناس 22:30 شما حتی منظور این بنده خدا رو نفهمیدی
152 رو خداییش از هر کدوم طرف بخونی و بنویسی نخبه حساب نمیشه! شما همون بری بهتره!!
یه آمار بگیرین..ببینین نفرات برتر کنکور چند درصدشون مونون ایران..واقعا تاسف میخوریم که نمیتونیم اونا رو نگه داریم
مثل اینکه پارسالیا همه رفتن
طلاي كشوري المپياد هستم .باشگاه را بااستعدادهاي درخشان ادغام كردند.خوابگاه ما در طبقه بالاي كلاسهايمان است . ازمايشگاهمان در اين ادغام نابود شد.
دوست المپیادی معلومه صفر کیلومتری.اگر رشته ات ریاضی فیزیکه میای دانشگاه شریف تو خوابگاه هاش چنان آب بندی میشی که حاضرشی هر جای دنیا بری. غصه نخور. به قول کانت "آدمی موجودی است که به شرایط عادت میکند."
جالب اینجاست که سیر منفی دادن به نظرات از نرمال سایت تابناک و نرمال بازدید صفحه بالاتره.
یا طراحی و تولید "ایران سامانه" ایراد داره یا سانسور استراتژیک تو تابناک رواج داره.
احتمالا این نظر رو پخش نکنید ولی شخصا تمایلی ندارم دیگه به سایتتون سر بزنم.
اشتباهی منفی دادم
حق باشماست
حسادت در بین جوانان متاسفانه اوج میزنه
ناشناس 23:16 عزیز
شما لطف کنید و منت بزارین در همون مدینه فاضله بمونید.مردم ایران هم که از نظر شما همه حسود هستن و از نظر فرهنگی فقیر نمیتونن از وجود جواهرات گرانبهایی چون شما استفاده کنن.
با آرزوی توفیق روز افزون!
چرا تا چیزی مخالف عقیدمون هست فکر تقلب می یاد سراقمون
من با نظرات مخالفم خیلی ساده
دوست عزیز به نظرم تابناک هیچ تقصیری نداره و صرفا واقعیت نظر مردم رو بازتاب میده، کسانی که به نظر شما که یک حقیقتی رو گفتید منفی میدند نشون میدند که از چه فقر فرهنگی شدیدی رنج می برند، شاید هم نوعی حسادت کودکانه است به شما که بازحمت به اینجا رسیده اید. بهرحال من به شما و خودم توصیه می کنم قدر جایی که هستیم رو بدونیم و همونجا بمونم چون نمیشه در ایران با این وضع حسادت های بچگانه کاری از پیش برد حتی اگر بخواهیم روزی برگردیم و به کشور خدمت کنیم همین ها هستند که نمی گذارند.
با سلام يك برنامه پرمخاطب در سيما پخش مي شد كه اونم امسال پخش نميشه كلاه قرمزي پخش نشه سويچ ميكنيم پرشين تون
از طرف انجمن كودكان و نوجوانان و جوانان و ميانسالان و سالمندان ايران
مشکلات مملکت تنها با نگاه داشتن نخبه ها حل نمیشود. بالا بردن سطح آگاهی و ایجاد اشتیاق در مردم (از پایینترین سطح تا بالا ترین سطح سواد، حرفه، تخصص... ) است که مملکت را میسازد. آیا مسئولین ما (مجلس، دولت...) امکانسنجی و برنامه ای برای تعریف حقیقی (و نه شعاری) فعالیتها و خروجی آنها با استفاده از اقشار مردم برای این سازندگی دارند؟
نخبه!
استعداد!
مغز متفکر!
زحمت های بیهوده
بیخوابیهای شبانه
1000 بار رفت و آمد به بنیاد!
در سن 30 و اندی بصورت بیکار عضو بنیاد میشی!
خب مقرری تعیین میشه ماهی 500 هزار!
وام مسکن 80 میلیون!
خب خودتون قضاوت کنید اگه همینم حذف بشه ..!!!!!!!
تازه اولویت داری برا استخدام!!!!!!!!
همین فرد تا الان اگه کارگری کرده بود چند درآمد داشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
میتونه کار جور کنه ولی اگر قرار باشه خودش همه کارهارو بکنه و بنیاد نخبگان تسهیلاتی ارائه نده چه نیازی به این بنیاده؟؟ فقط یکسری غیر نخبه توش حقوق بگیرن؟
نخبه ای که نتونه یه کار برا خودش جور کنه نوبره!
بنده به عنوان دانشجوی دکتری دانشگاه تهران که جزء نفرات برتر آزمون دکتری بوده و دارای چندین مقاله isi و علمی پژوهشی می باشم با توجه به ائین نامه موجود و شرط معدل لذا شرایط عضویت در بنیاد نخبگان را دارا نمی باشم. به نظر بنده آیین نامه بنیاد برای شناسایی نخبگان بایستی اصلاح گردد چرا که در آن به شروطی چون داشتن حداقل معدل بسیار تاکید شده است و چه بسا افرادی توانایی بالایی در جهت خلق آثار علمی و فناوری را دارا می باشند ولی بجهت همین شرایط حق عضویت در بنیاد را ندارند.
نکته دیگر اینکه در بنیاد و سایر سازمان های مربوطه تلاش جدی جهت جلوگیری از فرار مغزها و همچنین استفاده از پتانسیل نخبگان جهت افزایش بهره وری بخش صنعت و استفاده از توانایی های این عزیزان نمی شود و صرفا با دستورهای مقطعی و گاها نا امید کننده نه تنها به این پیشرفت کمکی نمی کنند بلکه سبب افزایش انگیزه جوانان تحصیل کرده برای خروج از کشور می شوند.
من مدتی بود در فکر ادامه تحصیل در خارج از کشور بودم
برای هر کاری انسان باید قبل از انجام تحقیقات خوبی انجام دهد
چند دانشجویی که قبلا در خارج از کشور بودند و معایب و مشکلات تحصیل در خارج از کشور را به صورت یک وبلاگ در اوردند و من با خواندن این وبلاگ از تحصیل درخارج از کشور منصرف شدم.
تحصیل در خارج از کشور در کشور ما به صورت یک چشم و هم چشمی در اموده
این وبلاگ نظر من را عوض کرد
وبلاگ ""معایب و مشکلات تحصیل در خارج از کشور""
10 دقیقه این وبلاگ را مطالعه کنید.
مطالب اون وبلاگ کاملا مغرضانه و با دید یکطرفه نوشته شده و به فقط مسائل مالی با فرض نداشتن فاند پرداخته. این در حالی هستش که بچه ها فاندهای خوبی برای تدریس و یا دستیار تحقیقاتی دریافت می کنن(حتی ممکنه بدون فاند اپلای کنن ولی از ترم دوم به بعد با زرنگی میتونن فاند خوبی دست و پا کنن) به طوری که با داشتن یه اتاق دانشجویی و خوراک متوسط به راحتی زندگی می کنن و نیازمند یه پدر پولدار نیستن. اون طور که تو اون وبلاگ نوشته همه بچه های ایرانی در حال تحصیل تو امریکا و اروپا بعد یک سال باید از فرط گرسنگی زخم معده می گرفتن ولی واقعیت چیز دیگریه که باعث شده فقط 3درصد بچه ها اونم به علت تعهد بورس و یا علل خانوادگی برگردن. مطالب اون سایت توسط یکسری افراد مغرض برای اینکه سر مردم عامی رو کلاه بذارن نوشته شده ولی از این غافل بودن که با بچه های نخبه طرف هستن نه مردم عامی.
با معدل بالای 17 درخواست تسهیلات تحصیلی ماهانه دادم با اینکه تووی قانون مشمولان تسهیلات تحصیلی هم هستم (طبق اساس نامه ای که همین الان تووی سایت بنیاد هست "به عنوان رتبه اول جشنواره جوان خوارزمی") خیلی راحت بهم گفتم تبصره جدید اومده به شما هیچی تعلق نمیگیره !! حالم بهم میخوره از هر چی بنیاد نخبگانه ... دیگه هیچ وقت مسیرم به اونجا نخواهد خورد ...
علاقه به مهاجرت مختص نخبگان نیست، فقط تفاوت این است که برای نخبگان شرایط مهاجرت مهیا است. همانطور که میبینید حتا بعضی به صورت قاچاقی میروند. علت مشکلات برای همه چه نخهبه، و چه افراد معمولی یکسان هست.
من یک نخبه هستم فارغ التحصیل ارشد امیرکبیر، برنده خوارزمی، مقالات معتبر، اختراع تایید شده و ...، من تا حالا از طرف بنیاد نخبگان بجای حمایت تحقیر شدم و هر بار که برای کاری مراجعه کردم با بدترین نحو با من برخورد کردن که در هیچ اداره ای رخ نمی دهد، این مشکل من نیست و دیگران هم همین نحو برخورد با آنها صورت می گیرد و به ناچار دم نمی زنند تا کارشان انجام شود.
من یک ایرانیم ولی با این برخوردها که ...، عطای خیلی چیزها را به این افراد بی ادب و عقده ای می سپارم.
.....ایتدا کارکنان فهیم، ریس فهیم سپس حمایت را ما لازم داریم. حمایت تنها پول نیست بلکه احترام از الزامات و ابتدای آن است
اونایی که پاشون به بنیاد نخبگان و بنیاد نخبگان نیروهای مسلح باز شده میدونن برخورد سرهنگای بنیاد نخبگان نیروهای مسلح با اینکه همه نظامی و غیردانشگاهی هستن بسیار بسیار بهتر از بنیاد ملی نخبگانه که مثلا سازمان اکادمیکتر و فرهنگی تره! تو بنیاد ملی نخبگان حتی راحت نمیدن وارد سازمان بشی میگن همش زنگ بزن درحالی که تلفنا همیشه اشغاله یا بد جواب میدن. بنیاد نخبگان نیروهای مسلح من خارج از ساعت اداری وقت نهارشون رفتم سرهنگه خودش اومد دم در دنبالم منو برد داخل نهارشونم با من قسمت کردن کارمم راه انداختن!!!
ببین عزیزم این حرفتو خیلی قبول دارم ( بنیاد تحقیر نخبگان) اینا فقط از نخبگان برای مشروعیت خودشون استفاده میکنن و اگر این بنیاد وجود نداشت برای نخبگان خیلی بهتر بود . چون حداقل تکلیف خودشون رو میدونستند
شما شایسته حضور در امریکا و کانادا هستی نه اینجا برو تا افسرده نشی ولی بدون هنوز هم هستند کسانی که قدر نخبه ها رو بدونند
شما برای اینکه خودت رو محک بزنی Apply کن و درخواست fund بده. دو سه تا نامه هم از استادای ایرانی که درست حسابی و کهنه کار هستند بگیر. رو زمین نمیمونی. از پروسه های اداری تو ایران سریع تره. ولی اولش حسابی سخته تا جا بیوفتی.
باسلام کاش واقعا برای مسولین مهم بود
اینجانبان از سال 89 طرحی ملی(نظام مدیریت یکپارچه حمل ونقل وایمنی کشور ) را به کشور معرفی کرده وپس از سالها دوندگی وبررسی مسولین و...... آماده اجرا شدیم که متاسفانه دولت تغییرکرد ودولت جدید هم (طبق عادت گذشته ) اسناد دولت قبلی را قبول ندارد که این هم اشکالی ندارد ولی ای کاش حاضر بودند خودشان این طرح رابررسی کنند . ما مجبور هسیم دست از ادامه را ه برداریم چرا که نه توان مالی ونه توان روحی برای ادامه کار داریم
واین طرح بی نظیر را که دوست داشتیم اول درکشور خودمان اجرا شود بعد در سایر کشورها ، به کشورهای دیگر معرفی کنیم به امید روزی که حتی یک نفر در تصادفات فوت ونقص عضو نشود آلودگی هوا،بیمه ،اشتغال،متورسیکلت،مصرف درست حامل های انرژی و................................................ازمیان برداشته شود وشاهد رشد وشکوفایی کشور باشیم
دانشگاه های دولتی الان فقط دانشجو میگیرن تا مقاله بنویسند که در نهایت به نفع اساتید است.اصلا بسیاری از اساتید صلاحیت و سواد تدریس در مقطع ارشد و دکتری را ندارند اما با این افزایش ظرفیت ها به راحتی تدریس میکنند.و بسیاری بدون تلاش دکتر میشوند.و در واقع با اساتید با سواد یکی میشوند و دانشجویان با استعداد دیگر انگیزه ندارند.با این وجود دیگر انتظاری از دانشگاهای ازاد و غیر انتفاعی هم نباید داشت.
موافقم. اوضاع دانشگاه ها خیلی خرابه. اساتید خیلی فقط مقاله میخوان که به اسم خودشون چاپ کنند. هیچ هزینه ای هم زیر بارش نمیرن. مطمئنم این طرحشونم که پول بدن به دانشگاه شکست میخوره . استاد ها همه پول رو بر میدارن و بیگاریش میمون برای دانشجوی نخبه بدبخت! اونم مگه بیکاره برا استادی که اینکارو باهاش میکنه مقاله بده. میره خارج راحت بهش فاند هم میدن!
من خودم عضو بنیاد نخبگانم مثلا، اصن خود این دانشگاه ها یک دلیل فرار مغزها هستن چه حمایتی بشه ازشون؟
دانشگاهی که بقول دوستمون متخصص مقاله نویسی برای افزایش رتبه استاد تربیت میکنه بجای متخصص کار کردن چه حمایتی باید بشه؟
وقتی در بازار کار به مدرک این دانشگاه ها هیچ اهمیتی نمیدن البته که نخبه باید فرار کنه از کشور!
بنیاد نخبگان بجای این حرفا باید بفکر کار و حمایت مالی از ایده های کاری و معرفی بچه ها به سازمان ها باشه، بسیاری از دوستان عضو سازمان صرفا بدلیل وضع افتضاح اشتغال میزارن میرن
اقا کامران، اینور آب هم همینطوره. ولی استاد داریم تا استاد. من قدر استاد خودم رو بعد 2 سال دونستم. 2 سال سر تز گریه ام رو درآورد. همه جای دنیا مقاله و تز به اسم استاد میره بیرون ولی حداقل میتونم بگم اگه استاد خوبی داشته باشی هم یاد میگیری هم منفعت مالی داره گاها. حداقلش اینه که کل هزینه مقاله و نصف هزینه سفر برای کنفرانس رو میدن.
11 سال پیش بابت رتبه المپیاد کامپیوتر، این بنیاد محترم بیست هزار تومان جایزه لطف کردند به بنده و جمعی از دوستانی که رتبه دار بودند. از اون جمع 120 نفری به ندرت کسی ایران مونده. اونایی که بیرون هستند با فوق لیسانس و دکترا دارن حقوق 50 تا 100 هزار دلار میگیرن یا با بودجه سالی 10 تا 60 هزار دلار دانشگاه دارن درس میخونن.
با تفاسیر بالا، نخبه ها مگه بیمار هستند که جایی زندگی کنند که نه ارزشی براشون قائل هستند و....؟
آقای تابناک شما جای ما این سوال رو از آقای ستاری بپرسید.
بنیلد ملی نخبگان در سال 1385 تاسیس شد! چظور شما 11 سال پیش پول گرفتی؟!
ضمناً پذیرش دانشگاه شریف، معافیت فوری سربازی، اولویت کارشناسی ارشد و دکتری، اولویت در عضویت هیئت علمی را هم ننوشتی! نتاقض زیاد داری!!
علم مرز ندارد ، جای نخبگان جاییست که از آنها حمایت شود نه جایی که فقط سنگ جلوی پایشان می اندازند ...
در کشور ما متاسفانه اکثر بودجه را به دوستان ، فامیل ها و ... می دهند و تعمدا جلوی رشد و توسعه را به خاطر خودشان میگیرند و در نهایت فقط شعار میدهند که نارضایتی بزرگی شکل نگیرد .
امیدوارم خداوند نگذارد حق نخبگان و دانش پژوهان از گلوی بعضی ها پایین رود .
از چی بگم اخه
نخبه ها که راهی آمریکا و کانادا و استرالیا میشن که حقشونه .....
مغز به چه درد این کشور می خوره.
بدرد كله پاچه كه ميخوره من عاشق مغزم
تا زه بعضی جا ها دردسر می شه.
مثلا جایی که یک بازنشته را به واسطه روابطی که داره می زارن با لا سر جونا تا دست و پاشونا ببنده ...
نیازی نیست شما بگید. هر بخواد بره خارج کشور، خودش راهشا پیدا میکنه.
من فعلا پول آزاد کردن مدرکمو ندارم
بورسم اونور آمادست. پولم جمع بشه مدرکمو آزاد می کنم میرم
کافیه اینایی که نخبه نمی شن بذارن برن اروپا یا آمریکا؛ اون وقت همشون رو نخبه محسوب می کنیم و می گیم چرا نخبه ها در میرن. بعدش میشینیم برنامه میدیم که دانشگاه ها نمی تونن در برن پس از اونا بودجه بگیریم بدیم به نخبه هایی که می تونن در برن و ....
برنامه خوبی نیست؟ هم متنوعه و هم میشه عوضش کرد
یه بار نخبه ها رو ارج می نهیم و یه بار دیگه نخبه پرورها رو تشویق می کنیم و خلاصه دور هم خوشیم.
جدای این شوخی ها:
اولا به نظرم درست نیست مقرری بدیم به کسی به این دلیل که نخبه میشه
دوما خیلی خنده داره که بگیم اونایی که میرن رو با تقویت علاقه به خانواده و شهر و قوم و ... میشه پا بند کرد؛ انگار بگیم اونایی که میرن این علاقه ها رو ندارن و یادمون بره بگیم چه مشکلاتی دارن که اینا رو فراموش می کنن
من با نظر ناشناسی 21:27 موافقم . طبقه بندی جامعه و ایجاد شهروند درجه 1 و درجه نتیجه ای جز ایجاد غرور کاذب و کاهش راندمان افراد دارای خلاقیت در بر نخواهد داشت علاوه بر اینکه سایرین نیز در صورتی که ناعادلانه نخبه منظور نشوند از ادامه فعالیت دلسرد شده و دست از تلاش بر می دارند . بهتر است مراکز تحقیقاتی به اندازه ای گسترش یابند و اهداف تحقیقاتی نیز در راستای نیاز جامعه باشد تا هرکس توان ایجاد و خلاقیت دارد بتواند ایده اش را به عمل تبدیل کند و اگر آن ایده واقعا ایده ای خاص و مفید بود ، بازخوردی که جامعه خواهد داشت خود پاسخ تلاش های آن فرد را می دهد .
چه بسیار افرادی که امروز در لیست نخبگان قرار ندارند چرا که از دانشگاه معتبری نبودند یا باند بازی ها اجازه حضور آنها را نمی داده است و چه بسیار تر افرادی که صرفا در جمع آوری مدارک و زیان بازی مهارت داشته اند و امروز از حقوق نخبگی استفاده می کنند .
افراد باهوش و خلاق نیازی به حمایت مالی و پول توجیبی ندارند اینها بزرگترین دردشان به ثمر نرسیدن نتیجه ی تحقیقات یا بی نتیجه ماندن ایده هایشان است .
خیلی ها که نخبه اند و به بنیاد وارد نشده اند و تعدادی هم که فقط در گردآوری مدارک، نخبه بوده اند با نخبگان مخلوط شدند و به بنیاد پیوسته اند. باید مجدداً پالایش شوند. کافی است به اختراعات ثبت شده توجه نمایید تا متوجه شوید که برخی چه کالاهایی را به نام خود ثبت نموده اند.
اصولا نخبه نامیدن اشخاص و معرفی کردن آنها به جامعه کاری غلط است.
همه انسانها دارای نقاط ضعف و نقاط قوت هستند. بسیاری از صفات و استعدادهای انسان با هیچ معیاری قابل اندازه گیری نیستند.
اگر شخصی در زمینه ای مانند درس خو اندن سرآمد باشد ممکن است در زمینه دیگری مانند داشتن وجدان و یا سلامت نفس دچار تزلزل و ضعف باشد. آیا نخبه نامیدن این شخص کار صحیحی است؟
متاسفانه در سالهای اخیر از کلمه نخبه استفاده ابزاری شده است. اصولا در بسیاری موارد در معیارهایی که برای نخبه بودن در نظر گرفته شده ابهام و ایهام وجود دارد.
باید افراد را به حال خود رها کرده تا هرکس به اندازه استعدادش در جامعه رشد و نمو کند و از تقسیم بندیهای بی مورد نظیر خودی و غیر خودی، نخبه و غیر نخبه و..... بشدت پرهیز کرد.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.