آخرین خبرتصمیم تازه امارات برای دور زدن تنگه هرمز
3بازدید
۵۸

قتل خواهرزاده عاشق پایان مخالفت با یک رابطه

مردی وقتی متوجه رابطه عاشقانه میان دوخواهرزاده‌اش شد، پسر جوان را به خانه کشاند و سر از تنش جدا کرد. 

به گزارش شرق، جلسه محاکمه این مرد روز گذشته در شعبه71 دادگاه کیفری ‌استان تهران برگزار شد. در ابتدا نماینده دادستان تهران گفت: «یک‌سال قبل خبر کشف جسد جوانی به نام پژمان به ماموران پلیس داده ‌شد.

جسد این جوان در حالی پیدا شد که سر از تنش جدا شده بود. وقتی ماموران برای پیداکردن عامل این قتل تحقیقات خود را آغاز کردند، مشخص شد او با دایی‌اش میثم قرار داشت و پیامک‌های ارسال‌شده توسط هر دونفر این موضوع را تایید می‌کرد. بنابراین میثم بازداشت شد. تحقیق از این مرد فاش کرد او خواهرزاده‌اش پژمان را قربانی مخالفت خود با رابطه‌ای عاشقانه کرده ‌است.

میثم در بازجویی‌ها گفت: وقتی متوجه شدم ملیحه و پژمان- خواهرزاده‌هایم - با هم رابطه دارند خیلی ناراحت شدم و می‌دانستم این رابطه با ناراحتی تمام می‌شود و میانه دو خواهرم هم بهم می‌خورد. به همین خاطر هم تصمیم گرفتم از خواهرزاده‌هایم بخواهم به این رابطه پایان دهند. وقتی با ملیحه صحبت کردم، گفت پژمان است که دست بر نمی‌دارد و مرتب به او پیامک می‌دهد. مدتی که پیش ملیحه بودم، متوجه شدم درست می‌گوید. گوشی ملیحه را گرفتم و چندبار به پژمان پیامک دادم و او را به خانه دعوت کردم. بعد از ملیحه خواستم ما را تنها بگذارد. می‌خواستم رودررو با او صحبت کنم و بگویم این رابطه را تمام کند. در پیامک‌هایی که از طرف ملیحه فرستادم، متوجه شدم رابطه آنها خیلی عمیق است به همین خاطر هم نمی‌شد تلفنی صحبت کنم و بگویم به این رابطه پایان دهند. وقتی پژمان آمد خیلی از دستش عصبانی بودم. با او صحبت کردم و گفتم چقدر ناراحت هستم و نباید به این رابطه ادامه دهد. پژمان عصبانی شد، گفت به تو ربطی ندارد. می‌خواهم با ملیحه ازدواج کنم و کسی هم نمی‌تواند مانع من شود. درگیری بین ما بالا گرفت و من هم با چاقو و ساطور پژمان را زدم. اصلا نمی‌خواستم این کار را بکنم.

نماینده دادستان ادامه ‌داد: اظهارات متهم نشان می‌دهد او با نقشه قبلی و بعد از تهیه وسایل قتل، پژمان را به خانه کشانده‌ و چون بسیار از او کینه داشته به‌طرز فجیعی خواهرزاده‌اش را به قتل رسانده ‌است. مطابق نظر پزشکی قانونی مقتول با جسم نوک‌تیز یک‌لبه، دولبه و سنگین مورد اصابت قرار گرفته و جانش را از دست داده ‌است.

با توجه به مدارکی که به دادگاه ارایه شده درخواست کیفر برای متهم دارم.  در ادامه پدر و مادر مقتول در جایگاه حاضر شدند و درخواست صدور حکم قصاص کردند. پدر مقتول گفت: پسرم جوان بسیار خوبی بود و با دایی‌اش هم هیچ ‌مشکلی نداشت. حتی می‌توانم بگویم رابطه خوبی با هم داشتند. اگر میثم مخالف ازدواج پسرم با خواهرزاده‌اش بود، می‌توانست در موردش با من صحبت کند اما او کینه‌ای عمیق از پسرم داشت که علت آن را نمی‌دانم. 

مادر مقتول هم گفت: میثم دروغ می‌گوید، او باید توضیح دهد. چندنفر دیگر در این قتل دست داشتند، ما شکایت کردیم اما گفتند کس دیگری در این پرونده نیست. من این حرف را قبول ندارم. برادرم نمی‌توانست به تنهایی دست به چنین جنایتی بزند. در تمام این مدت حتی یک حرف درست هم از میثم نشنیده‌ام و نمی‌دانم چرا می‌خواهد جرم دیگران را هم برعهده بگیرد. اگر واقعیت را بگوید من هم در خواسته‌ام تجدیدنظر می‌کنم. 

سپس متهم در جایگاه حاضر شد. او ضمن قبول اتهام قتل گفت: هنگام قتل اصلا در حال خودم نبودم. هرچه فکر می‌کنم که چطور این کار را کردم، یادم نمی‌آید اما یک‌چیز را باید بگویم از قبل نقشه‌ای طراحی نشده‌ بود و درگیری لفظی من و پژمان باعث شد تا این قتل اتفاق بیفتد. من شرمنده‌خواهرم و خانواده‌اش هستم و خیلی خجالت می‌کشم. واقعا از کاری که کردم پشیمان هستم. شب‌ها خواب ندارم و نمی‌توانم از عذاب وجدان زندگی آرامی داشته‌ باشم. وقتی از متهم خواسته شد درباره انگیزه‌اش و جزییات قتل توضیح دهد، گفت: هرچه در دادسرا گفته‌ام، قبول دارم. نمی‌توانم دوباره آن چیزها را تکرار کنم و درخواست دارم به استناد حرف‌هایم در دادسرا رای بدهید.

 هیات قضات پس از پایان جلسه رسیدگی برای صدور رای دادگاه وارد شور شده و متهم را به قصاص محکوم کردند.

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۷ ۱۵:۰۸

بابا خیلی مشکوکه- حتما مسائل دیگری هم دخیله.

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۷ ۰۳:۱۰

این بهانه برای کشتن خواهر زاده با عقل جور در نمیاد. صد در صد واقعیت چیز دیگه ای هست. احتمالاً مساله ناموسی بین دایی و خواهر زاده اتفاق افتاده که به اینجا کشیده. دایی برای حفظ آبروی خودش با کمک از ملیحه این داستان ساختگی رو درست کردند.

شرافت۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۲۱:۱۳

یکی این زینال بندری رو بگیره

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۹:۱۱

شایدم دایی عاشق خواهر زاده اش شده و پسره رو کشته اینجور کثافت کاریا زیاده شاید هم این دایی از این جور ادما بوده

حسين بندري۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۶:۴۹

دايي حتما داعشي شده

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۶:۴۰

ممكن است دايي همسن و سال خواهر زاده بوده وخداي ناكرده اهل خلافي با يكي از دو خواهر زاده بوده كهه كتمان مي كنه وگرنه با مليحه اينقدر صميمي نميشد كه بتواند قبل از والدين او به موضوع رابطه او با پژمان پي ببره

جفری۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۶:۲۹

چرا ازملیحه جهت سقم وصحت هیچ بازجویی نشده ؟ وانگهی مگر پسر خاله و دختر خاله نبودند؟ به داییه چه ربطی داشته و کاسه داغتر از آش شده؟ به قول نرگس داییه مشکوک میزده(البته الله واعلم)

هستی۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۶:۲۱

تابی جون این زینال بندریتون رو از گروهک داعش قرض گرفتی؟؟پسش بده بره،خوبیت نداره به خدا

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۵:۱۳

این جانی وحشی نباید آزاد بشه متاسفانه اگر اولیا دم گذشت کنند با چند سال زندانی ازاد میشه اینا خطرناکند .... باید اقدام بهتری کرد

نرگس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۴:۵۶

داییه مشکوک میزنه.چرا اینقد مخالف بوده؟؟؟

شهرام۱۳۹۳/۰۷/۱۷ ۰۰:۲۳

خب اصلا همه این اتفاق ها برای اینه بوده که چرا داییه مخالف بوده وسر اونا بریده گذاشته رو سینه اش حالا تازه شما به اینجا رسیدی که داییه مشکوک میزنه وچرا مخالف بوده "خسته نباشی حتما زیادهم به این موضوع فکر کردی "

buk۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۴:۲۸

مساله بوی ناموسی میده .از بعد دیگر ، میثم کتمان می کنه

omid۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۴:۱۹

شهرام خیلی نفهمی خیلی

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۴:۱۲

حتما خوده دایی نظر داشته به خواهر زاده اش

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۴:۱۰

من فک میکنم پسره به دختره تعرض کرده بعدشم خواسته ولش کنه دایی شون از موضوع سر در اورده عصبانی شده پسره رو کشته اینجوری منطقی تره مگر اینکه این یارو روانی باشه

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۷ ۰۸:۴۴

همينطوره

شهرام۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۷:۴۰

خدایا همه مریضان را شفا عنایت بفرما الخصوص فیلسوف بزرگ کشف جرائم ما ناشناس14:10 را آمین

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۴:۰۱

مشخصه موضوع چیز دیگه ای بوده و این اشغال چون می دونه اعدام نمیشه داره خودشو راحت می کنه

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۵:۲۹

پدر مقتول نباید رضایت بده! حتی اگر زنش تصمیم دیگه ای داشته باشه

رستم۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۳:۳۷

واقعا اگه خانواده مقتول اجازه بدن من چار ÷ایه رو از زیر پای این حیوان انسان نما بکشم تا به درک واصل بشه خوشحال میشدم. یعنی امکانش هست . میشه راهنمایی کنید.

خدا به دادمون برسه۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۲:۴۳

همه ش از آثار جنایتای داعشه که فیلماشو منتشر می کنن . خیلیام که از قبل زمینه و استعدادشو دارن با دیدن این فیلما ، استعداد بالقوه شون شکوفا و بالفعل شده و الی آخر ..

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۵:۳۹

احسنت.

تقی۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۲:۴۰

مقصر دختر میباشد اگر واقعا پسر را دوست نداشت نباید به دایی اجازه دخالت میداد

شهرام۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۷:۳۳

نقی جان جمله ای که گفتی نقص فنی داره باید بگی "اگه واقعا پسررادوست داشت نباید به دایی اجازه دخالت می داد"

نرگس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۵:۰۰

بدبخت نمیدونسته دایی قاتل از آب درمیاد خب.بعدشم به نظر بعضی ها کلا تو هر رابطه ای دختر مقصره

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۴:۰۲

واقعا فکر می کنه داستان همونیه که قاتل تعریف می کنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

میگ میگ۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۲:۴۰

در کشور ما وقتی اکثر افراد این توانایی رو دارند که در مواقع بیماری پژشک خودشان باشند و به راحتی برای خودشون نسخه تجویز کنند . صد درصد توانایی دارند قاضی باشند و دو خط حکم رو بنویسند و اجرا کنند!!!!!!!!!!!

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۳:۴۰

چه ربطی داره؟؟؟؟

samad۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۲:۲۳

چه آدمایی پیدامیشن بخدا.
خداعاقبت هممونوب خیرکنه‎ ‎

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۲:۱۵

واقعا تو دایشی یا داعشی...؟!!

شهرام۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۲:۳۷

باور کن این شنیده بود داعشیها سر میبرن فکر کرده میگن دایشها سرمیبرن، جو گیر شده

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۲:۱۴

بیماری های روانی مانند مشکلات جسمی ظهور و بروز بیرونی خیلی آشکاری ندارند، بسیاری از حوادث، رانندگی ها پر خطر و اختلافات خانوادگی و این نوع جنایات می توانند ریشه در برخی ناهنجاری های روانی داشته باشند. بهتر است در دوران مدرسه نوعی آزمون های روانشناختی از نوجوانان و جوانان گرفته شود تا براساس آن هم تکلیف بلوغ فکری فرد از جهت تشکیل خانواده، گرفتن گواهینامه رانندگی و مانند آن مشخص شود و هم خانواده طرف بدانند که با چه کسی طرف هستند، شاید با دارو و درمان مانع از بروز چنین فجایعی شوند.

x625۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۲:۳۹

اینطوری هیچکس نه گواهینامه نه ازدواج ونه ....

جواد۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۲:۱۳

اگرهمه ماآدمادراوج عصبانیت فقط یک دقیقه سکوت کنیم اینهمه...

شهرام۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۷:۲۹

آقا جواد جان شما مثل اینکه اوقات off تون خیلی زیاده "یک دقیقه" نه نه اصلا امکان نداره فکرشم نکن این مثل جابجائی کوه دماوند به مثلا کرج می مونه

صمدی فر۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۳:۳۹

اینهمه... دردسر فایده نداره/دیگه تو تو دلم جایی نداری....
:) برای عوض شدن حال و هوای خبر بد نبود نه؟!

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۲:۰۸

معمولا برا حفظ آبرو دختر میکشن....

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۹:۱۲

شما ببخشید

شهرام۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۷:۲۲

شما معمولا برای چه چیز های دیگه ای دختر میکشید آقای ناشناس12:08 اگه به ترتیب حروف الفبا بگین برای جستجو راهتر ه

خسرو خان۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۲:۰۷

قضیه چیه به نظرم مطالبی جا مونده

شهرام۱۳۹۳/۰۷/۱۷ ۰۱:۰۶

شما خودشا ناراحت نکن خسروخان هیچ مطلبی جا نمونده شما از مطلب جا موندی اینم یه مثبت خوش رنگ

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۲:۰۶

می گن که کاسه ی از اش داغتر و یا کاتولیک تر از پاپ ،این است،مرد دیوانه،هر دو پدر و مادر داشتند به تو چه? تو دلسوز تر از خواهرانت و شوهر هایشان بودی? مرد سنگدل،چه گونه دلت امد? سر از تن جدا? ادم گوسپند را هم دلش می سوزد سر ببرد.

سعید۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۲:۰۴

اصلا به دایی چه ربطی داره که خواهرزادهاش می خوان با هم ازدواج کننند.فکر می کنم قضیه یه چیز دیگه هستش که دارن کتمان می کنند.

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۷ ۰۷:۳۶

درسته. نکته همینجاست. احتمالا داییه برای پسر خودش میخواسته.

عبد۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۲:۰۱

ازخدات باشه خواهرزاده هات باهم ازدواج کنن توی این اوضاع اگه خبردار میشدی خواهرزاده ات با یک غریبه فرار کرده خوب بود کله پوک به جای اینکه کمکشون کنی قصابیشون کردی؟؟

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۱:۵۴

چقدر کینه؟!!!

شهرام۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۲:۲۳

فقط مقدارشا را می خوای ؟ یا قیمتشم برات بگیرم

شهرام۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۱:۵۴

"خسته نباشی قهرمان، خدا قوت پهلوان " بابا تو دیگی کی هستی، تو آسمونا دنبال می گشتیم اینجا تو تابناک پیدات کردیم من یادم باشه ازحالا به بعد اگه با کسی اختلاف داشتم واین اختلاف ما با صحبت کردن پشت تلفن حل نشد درجلسه حضوری سرش را از تنش جدا کنم ...."جدیدترین روش برای حل اختلافات بشتابید تا تموم نشده"

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۱:۴۸

به قول پدر مقتول، داییه میتونست با پدر مقتول صحبت کنه! مطمئنا قضیه چیز دیگه ایه!

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۷ ۰۷:۳۶

بابا داییه اصلا پدر مقتول رو حساب نمیکرده. داماد رو حساب نمی کنن که عزیز دلم. فقط وقتی اثاث کشی داشتی یا توی ختم کسی قرار شد چایی پخش کنن دادام رو صدا می زنن.

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۱:۴۲

هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک

شهرام۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۲:۰۵

شاید منظورش اینه که "بعداز جدا کردن سر از بدن مقدار یک قاشق غذاخوری نمک به آن اضافه کرده وپس از30 دقیقه که بوی گندش بلند شد آن را در اجاق گاز درحرارت هرچی دوست داری قرار میدهیم بعد،وای به برنجم نمک نزدم عجب روزی گندی بود امروز"

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۱:۴۷

چه ربطی داشت!

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۱:۰۸

,وحشي بي شعور

ايراني00۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۱:۰۷

مردم رواني شدن به خدا.

ناشناس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۵:۲۰

زینال خدا شفات بده!

نرگس۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۴:۵۵

یه وقت سر ما رو نبری جناب بندری!!!

زینال بندری۱۳۹۳/۰۷/۱۶ ۱۲:۲۲

چون ملیحه بازیگر اصلی این ماجرا بوده و با گوشی او پیامک برای پژمان ارسال شده و دایی در واقع مجری قتل بوده لذا مقصر اصلی در این ماجرا ملیحه است سر ملیحه هم باید بریده شود مجازات دایی هم حبس ابد است

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.