وقتی «بیانیهنویسی» برای مدافعان محیط زیست اولویت بالاتری دارد؛
برای ابطال مجوز کشتار خرس، باید به کوه زد
در حالی که انبوه سمنهای زیست محیطی مشغول نامهنگاری به رئیس جمهور و محکوم کردن تندرویهای برخی همقطاران، دعوت یکدیگر به اعتدال و البته جعلی خواندن مستندات و ادعاهای هم هستند، اخباری به گوش میرسد که اگر بگوییم کمکاری این سمنها در پس آنها آشکار است، سخنی به اغراق نگفتهایم.

از انتشار نامه سرگشاده پنجاه تشکل محیط زیستی به رئیس جمهور تا منتشر شدن جوابیه سی تشکل محیط زیستی در محکوم کردن آنچه استفاده غیرقانونی از لوگویشان در نامه خوانده شده، در روزهای گذشته آنقدر از سمنهای محیط زیستی خبر منتشر شده که کارکرد این تشکلهای پرشمارِ مردم نهاد برایمان سؤال برانگیز شود.
این بار پیرمرد مجروح شد؛ دفعه بعد نوبت کیست؟
به گزارش «تابناک»، در حالی که انبوه سمنهای زیست محیطی مشغول نامه نگاری به رئیس جمهور و محکوم کردن تندرویهای برخی همقطاران، دعوت یکدیگر به اعتدال و البته جعلی خواندن مستندات و ادعاهای هم هستند، اخباری به گوش میرسد که اگر بگوییم کمکاری این سمنها در پس آنها آشکار است، سخنی به اغراق نگفتهایم.
از جمله این اخبار، حمله حیواناتی چون خرس در مناطق کوهستانی نقاط کشورمان به روستانشینان، به ویژه چوپانان است که با توجه به سرمای هوا و کاهش منابع غذایی در طبیعت ـ که موجب نزدیک شدن ساکنان حیات وحش به محدوده زندگی انسانها شده ـ همواره در فصول سرد سال بر شمارشان به شدت افزوده میشود.
طی روزهای گذشته، زمانی که تیمهای امدادی هلال احمر در شهرستان ایذه برای نجات سومین مصدوم حمله خرس، راهی روستای لنده شدند، شاید این فکر در ذهنشان بود که راه پیشگیری از بروز چنین حوادثی چیست؟ آیا براستی راهی برای جلوگیری از درگیری حیواناتی چون خرس و روستانشینان وجود ندارد؟!
تماشای جنگ تن به تن حیاتِ وحش و مردم!
این پرسشها در حالی مطرح میشود که اخبار رسیده حکایت از آن دارد که پیرمرد مجروح، توسط تیمهای امدادی اعزام شده به منطقه، پس از کمکهای اولیه، به هر ترتیب بود به مراکز درمانی منتقل شده و خوشبختانه خطر جانی وی را تهدید نکرده، ولی آیا همیشه این گونه است؟
پر واضح است که حتی اگر حمله هیچ خرسی به کشته شدن هیچ فردی منجر نشود، صرف بروز چنین رویدادهایی، علاوه بر آنکه خسارات جانی و مالی به برخی هموطنانمان تحمیل میکند، منجر به شکلگیری تفکراتی چون درنده بودن خرسها شده و احتمال کشتار آنها در مواجهههای بعدی با شبانان و روستاییان را افزایش میدهد.
بدین ترتیب به نظر میرسد، گویی جنگ تن به تن حیوانات و مردم، اتفاقی غیرقابل گریز و لاجرم است که باید رخ دهد. به این صورت که گاهی از حمله حیوانات به مردم و مجروح شدن ایشان میشنویم و گاهی شاهد و ناظر اخبار تلافی این مردم زخم خورده هستیم که نتیجه آن، مجروح و کشته شدن حیوانات است؛ حیواناتی که ممکن است در معرض انقراض، ارزشمند و کمیاب هم باشند، ولی پیش از اینها، به عنوان حیوانات مهاجم و خطرناک معرفی و شناخته شدهاند.
بیانیه میدهم، پس هستم؟!
اگر کمی در ماجرا دقیق شویم، درخواهیم یافت که نه تنها مقابله با شکلگیری چنین اتفاقاتی ممکن است، بلکه وظیفه داریم برای مراقبت از جان عزیز هموطنانمان و همچنین مراقبت از گونههای جانوری، هر چه سریعتر برای توقف وقوع این دست حوادث چارهای بیندیشیم.
با این رویکرد، در وهله نخست کمکاری نهادهایی چون سازمان حفاظت از محیط زیست، رسانه ملی و امثال آنها را میتوان نتیجه گرفت که اگر در آموزش و اطلاع رسانی به وظایف خود عمل کنند، از شمار چنین حوادثی به شدت کاسته و بعد به موازات ایشان، فقدان نقشآفرینی نهادهای مردم نهاد آشکار خواهد شد که ظاهرا هدف خود را گم کردهاند.
شاهد این مدعا، بیانیه نویسیهای اخیر سمنهای محیط زیستی له و علیه یکدیگر است که از حضور استوار ایشان در پیگیری برخی دغدغههایشان خبر میدهد؛ اما متأسفانه یا به عرصه آموزش عمومی و مراقبت عملی از این میراث ارزشمند تسری نیافته، یا آنقدر اثرگذاری اندکی در این زمینهها از ایشان در یادها مانده که قابل اغماض به نظر میرسد!
محل کار سمنهای محیط زیستی کجاست؟
به عبارت بهتر، در حالی که از تشکلهای زیست محیطی، به ویژه انواع مردمی آنها توقع میرود پرچمدار رفع چنین مشکلاتی بوده و حتی فراتر از آن، چشم ناظر مردم بر نهادهای دولتی در این عرصهها باشند، گویا همه توان خود را صرف پرداخت به کلیاتی فراگیر کرده و اینقدر در مسیر اشتباه گام برداشتهاند که حالا فرسخها با آنچه خاستگاه شکل گیری سمنهاست، فاصله دارند.
این فاصله زمانی پیدا میشود که بدانیم بسیاری از سمنهای محیط زیستی در جهان، پیشرو در ارائه آموزشهای محیط زیستی به مردمان مجاور حیات وحش بوده و مانع از رو در رو شدن ایشان با یکدیگر ـ که زیان هر دو و در نهایت زیان به محیط زیست و کشور را در پی خواهد داشت ـ میشوند؛ اما متأسفانه چنین رویکردی را از سمنهای ثبت شده در کشورمان سراغ نداریم.
اینجاست که میتوان به ایشان زنهار زد، آیا با کارکردهایی که میتوانند داشته باشند، اشنایی دارند که اینچنین محل کار خود را در ساختمانهای شهرها یافتهاند؟ آیا نمیشود با تدارک آذوقه برای حیوانات در فصول سرما و آموزش به روستانشینان، چوپانان و حتی شهرنشینانی که ممکن است با اطلاعات اندک، گذرشان به کوه و دشتها افتاده و در مواجهه با حیوانات به مشکل بربخورند، از خطر حمله امثال خرسها به انسانها و پیرو آن، صدور مجوز کشتار این حیوانات درنده جلوگیری کرد؟!
این بار پیرمرد مجروح شد؛ دفعه بعد نوبت کیست؟
به گزارش «تابناک»، در حالی که انبوه سمنهای زیست محیطی مشغول نامه نگاری به رئیس جمهور و محکوم کردن تندرویهای برخی همقطاران، دعوت یکدیگر به اعتدال و البته جعلی خواندن مستندات و ادعاهای هم هستند، اخباری به گوش میرسد که اگر بگوییم کمکاری این سمنها در پس آنها آشکار است، سخنی به اغراق نگفتهایم.
از جمله این اخبار، حمله حیواناتی چون خرس در مناطق کوهستانی نقاط کشورمان به روستانشینان، به ویژه چوپانان است که با توجه به سرمای هوا و کاهش منابع غذایی در طبیعت ـ که موجب نزدیک شدن ساکنان حیات وحش به محدوده زندگی انسانها شده ـ همواره در فصول سرد سال بر شمارشان به شدت افزوده میشود.
طی روزهای گذشته، زمانی که تیمهای امدادی هلال احمر در شهرستان ایذه برای نجات سومین مصدوم حمله خرس، راهی روستای لنده شدند، شاید این فکر در ذهنشان بود که راه پیشگیری از بروز چنین حوادثی چیست؟ آیا براستی راهی برای جلوگیری از درگیری حیواناتی چون خرس و روستانشینان وجود ندارد؟!
{$sepehr_album_17914}
این پرسشها در حالی مطرح میشود که اخبار رسیده حکایت از آن دارد که پیرمرد مجروح، توسط تیمهای امدادی اعزام شده به منطقه، پس از کمکهای اولیه، به هر ترتیب بود به مراکز درمانی منتقل شده و خوشبختانه خطر جانی وی را تهدید نکرده، ولی آیا همیشه این گونه است؟
پر واضح است که حتی اگر حمله هیچ خرسی به کشته شدن هیچ فردی منجر نشود، صرف بروز چنین رویدادهایی، علاوه بر آنکه خسارات جانی و مالی به برخی هموطنانمان تحمیل میکند، منجر به شکلگیری تفکراتی چون درنده بودن خرسها شده و احتمال کشتار آنها در مواجهههای بعدی با شبانان و روستاییان را افزایش میدهد.
بدین ترتیب به نظر میرسد، گویی جنگ تن به تن حیوانات و مردم، اتفاقی غیرقابل گریز و لاجرم است که باید رخ دهد. به این صورت که گاهی از حمله حیوانات به مردم و مجروح شدن ایشان میشنویم و گاهی شاهد و ناظر اخبار تلافی این مردم زخم خورده هستیم که نتیجه آن، مجروح و کشته شدن حیوانات است؛ حیواناتی که ممکن است در معرض انقراض، ارزشمند و کمیاب هم باشند، ولی پیش از اینها، به عنوان حیوانات مهاجم و خطرناک معرفی و شناخته شدهاند.
بیانیه میدهم، پس هستم؟!
اگر کمی در ماجرا دقیق شویم، درخواهیم یافت که نه تنها مقابله با شکلگیری چنین اتفاقاتی ممکن است، بلکه وظیفه داریم برای مراقبت از جان عزیز هموطنانمان و همچنین مراقبت از گونههای جانوری، هر چه سریعتر برای توقف وقوع این دست حوادث چارهای بیندیشیم.
با این رویکرد، در وهله نخست کمکاری نهادهایی چون سازمان حفاظت از محیط زیست، رسانه ملی و امثال آنها را میتوان نتیجه گرفت که اگر در آموزش و اطلاع رسانی به وظایف خود عمل کنند، از شمار چنین حوادثی به شدت کاسته و بعد به موازات ایشان، فقدان نقشآفرینی نهادهای مردم نهاد آشکار خواهد شد که ظاهرا هدف خود را گم کردهاند.
شاهد این مدعا، بیانیه نویسیهای اخیر سمنهای محیط زیستی له و علیه یکدیگر است که از حضور استوار ایشان در پیگیری برخی دغدغههایشان خبر میدهد؛ اما متأسفانه یا به عرصه آموزش عمومی و مراقبت عملی از این میراث ارزشمند تسری نیافته، یا آنقدر اثرگذاری اندکی در این زمینهها از ایشان در یادها مانده که قابل اغماض به نظر میرسد!
{$sepehr_album_17915}
به عبارت بهتر، در حالی که از تشکلهای زیست محیطی، به ویژه انواع مردمی آنها توقع میرود پرچمدار رفع چنین مشکلاتی بوده و حتی فراتر از آن، چشم ناظر مردم بر نهادهای دولتی در این عرصهها باشند، گویا همه توان خود را صرف پرداخت به کلیاتی فراگیر کرده و اینقدر در مسیر اشتباه گام برداشتهاند که حالا فرسخها با آنچه خاستگاه شکل گیری سمنهاست، فاصله دارند.
این فاصله زمانی پیدا میشود که بدانیم بسیاری از سمنهای محیط زیستی در جهان، پیشرو در ارائه آموزشهای محیط زیستی به مردمان مجاور حیات وحش بوده و مانع از رو در رو شدن ایشان با یکدیگر ـ که زیان هر دو و در نهایت زیان به محیط زیست و کشور را در پی خواهد داشت ـ میشوند؛ اما متأسفانه چنین رویکردی را از سمنهای ثبت شده در کشورمان سراغ نداریم.
اینجاست که میتوان به ایشان زنهار زد، آیا با کارکردهایی که میتوانند داشته باشند، اشنایی دارند که اینچنین محل کار خود را در ساختمانهای شهرها یافتهاند؟ آیا نمیشود با تدارک آذوقه برای حیوانات در فصول سرما و آموزش به روستانشینان، چوپانان و حتی شهرنشینانی که ممکن است با اطلاعات اندک، گذرشان به کوه و دشتها افتاده و در مواجهه با حیوانات به مشکل بربخورند، از خطر حمله امثال خرسها به انسانها و پیرو آن، صدور مجوز کشتار این حیوانات درنده جلوگیری کرد؟!
تابناک


تابناک .



تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
چرا دولت براي طرح هدفمند كردن يارانه هاي حيات وحش فكري نميكنه .خدارا خوشن نمياد به اين زبان بسته ها هم يارانه بدين .فتواش
شما بلد نیستین ما یه خرسی داشتیم تربیتش کردیم حالا هر سال برامون عسل میاره
حاضرم قسم بخورم بیشتر این کسایی که نظرات به نظر خودشون خوش مزه میزارن حتی تو باغ وحشم حیواناتو از نزدیک ندیدن .....همین جوری پیش بره تا چند سال دیگه باید غصه خیلی از حیوانات دیگه مثل ببر مازندرانو بخوریم و غصه بگیم و کم کم باید رو پیرهن تیم ملی عکس باغ وحش بندازیم
سازمان محیط زیست باید بدون استثنا تمام مجوز های شکارچیان رو باطل کنه و یک جریمه سنگین واسه شکار چیان متخلف بزاره . همونطور که وقتی در منطقه ای اب کم میشه کنترل زیادی میشه که کمتر اب هدر بره تا دوباره اون منطقه شکل بگیره باید سعی در ازاد گذاشتن و تولید مثل حیواناتی که خوراک حیوانات دیگه هستن زیاد بشه مخصوصا حیواناتی که زود و سریع تولید مثل میکنند مثل گراز وووو اونوقت از منقرض شدن حیات وحش خبری نخواهد بود پلنگ ایرانی خرس شیر وووو...
اینا ک چیزی نیس همسایه ما ژیان داره
خرجش دوتا گلولس
خرج تو چند تا گلوله است؟
چه بی رحمی وااااااااا
این سرزمین فقط متعلق به انسانها نیست بلکه حیوانات هم در آن حق زندگی دارند.
واقعا حیوانات مظلومند چرا که مرجعی رو ندارند که به آنجا شکایت کنند. ولی در روز قیامت در درگاه خدا شکایت خواهند کرد.
امیدوارم روزی خرس ها ، پلنگ ها ، گرگ ها و سایر درندگان ، انسان ها را شکست دهند و انتقام خون با نا حق ریخته شده ی هم نوعانشان را بگیرند
متاسفم برای اون آقایی که گفت مهندس خرسها گوشتخوارند!!! بیشتر غذای خرس را گیاهان و میوه جات و این قبیل چیزها تشکیل میدن. پیشنهاد اون فردی که خرید میوه های دور ریختنی را داد قابل توجه بود.
متاسفانه آنطور که انتظار میرفت خانم ابتکار موفق نبوده! باید تمامی مجوزهای شکار را باطل نمود
یک سوال وقتیکه خرس دو پا به یکنفر حمله کرد اول جیبش را زد و بعد کشت چکار میشود کرد ؟ اگر شکایت کنیم و محکم شد اولا" بایستی دیه اش را به دولت مستضعف پرداخت کنیم و بعد !!!!!!!!!
اگه بیکارم اگه بی پولم واسه اینه که:
پشتم گرمه
نیش عقرب نه از ره کینه است اقتضای طبیعتش این است . خرس بر اساس غریزه اش رفتار می کنه ما که انسان هستیم باید عقلانی کار کنیم نه غریزی طوری که نه انسان آسیب ببینه نه حیوان و محیط زیست.
خرس ها هم گياهخوارند (ميوه هاي رسيده و ريشه گياهان و پيازكها) هم گوشتخوار. من خودم در منطقه كوه دنا باغ سيب دارم بعضي وقتها خرسها فصل پاييز به باغ ميومدند و ميوه سيبهايي كه زير درختها ريحته را شبها ميخوردند.
اشکال نداره خشکسالی که قبلا اوضاع حیات وحش را به شرایط بحرانی رسونده و شکارچی
برای حیوانات بایستی غذا در محیط بگذاریم
سمن ها باید شماره حسابی برای تامین خوراک حیوانات اعلام کنند
اگر هنوز اندکی وحوش و جنگل پراکنده در کشور مانده برای خواست و سلیقه و علاقه مردم است وگرنه تا الان کل محیط زیست کشور نابود شده بود.
از نظر اين عمدتا شهرنشينان وظيفه روستاييان بكر نگه داشتن طبيعت جهت خوشگذراني آن ها در ايام تعطيلات است.يكي از اين بزرگواران در حمايت از آشوراده گفته است مردم بومي بندر تركمن بايد به شكل سنتي و صد سال پيش زندگي كنند تا شهرنشينان وقتي براي گردش به آنجا ميروند از ديدن سبك زندگي ان ها لذت ببرند. از نظر ان ها فقط شهرها حق توسعه و پولدار شدن دارند. هنر ان است كه هم توسعه داشت و هم طبيعت. در دنياي امروز توسعه ممنوع نيست انچه ممنوع است توسعه ناپايدار است. اجراي توسعه پايدار علم نياز دارد كه اين افراد عمدتا ندارند. انها فكر ميكنند چون طبيعت را دوست دارند پس متخصص محيط زيست هم هستند. خود از جاده استفاده ميكنند براي مسافرت به طبيعت ولي به جاده سازان تاسزا ميگويند از آب لوله كشي استفاده ميكنند اما به سدسازان فحش ميدهند.از نظر انها توسعه فقط بايد براي شهرنشينان انجام شود و روستاييان محكوم به زندگي سنتي هستند
کاملا موافقم ،به نکات خوبی اشاره کردید، باید فرق بین دوستداران محیط زیست و متخصصین محیط زیست مشخص باشه
همچنین نباید یک عده که همه جوره در رفاه و اسایش هستند، و از پول نفت ارتزاق می کنن، انتظار داشته باشن یک روستایی که هیچ کار و شغل و درامدی نداره، نیازهاش رو از تو طبیعت بدست نیاره
یه نفر حرف حساب زد
سلام تابناک جون. خوب تونستی واسه یه اتفاق، عکسهای زیاد روی سایت بذاری.
بد نیست سری به شهرهای اروپایی و کانادایی بزنی تا ببینی دولت و مردم چطور با حیوانات وحشی برخورد میکنند.
مشکل از ما انسانهاست که حریمی برای همین چند تا حیوان باقیمانده نذاشتیم.
وظیفه محیط زیست است که خوراک خرس ها را تامین کند.
اینطور حمللات به سادگی پیشبینی میشوند و اگر این روند ادامه یابد مرگ نیز در پی خواهد داشت.
هم مرگ چوپان هم مرگ خرس هایی که جوپانان با تفنگ به انها شلیک میکنند.
این وظیفه محیط زیست است که خوراک این جانداران را تامین نماید.
خرس تا کاریش نداشته باشی کارت نداره این بندگان خدا هرکار هست کردند و خرس راخشمگین کردند که باعث حمله شده ما در منطقه ای هستیم که هروز خرس سیاه می بینیم و حتی عکس و فیلم می گیریم چرا به ما کاری ندارند.
نویسنده مقاله به طور واضح چند اصل را از یاد میبرد 1.آیا محل این اتفاق داخل مناطق حفاظت شده است؟ 2.این چنین تعارضاتی در نزدیکی مناطق حفاظت شده وجود دارد و باید به فکر آگاه سازی و ایجاد بیمه های تکمیلی بود3.سمن های محیط زیستی مگر چقدر توانایی مالی و اجرایی دارن من به شخصه هیچ سمنی رو نمی شناسم که بتونه حتی تو فیلد فعالیت خودش و توی روستاهای پایلوت خودش جلوی این اتفاقات رو بگیره و تعداد این سمن ها روز به روز کمتر میشه4.کدوم رسانه الان در اختیار سمن هاست به جز بیانیه راه دیگری هم دارن5.این اتفاقات در زاگرس هم میوفته و مردم با تفنگ ویا گوشت مسموم به جون حیات وحش میوفتن این جنگ تن به تنه ؟!!!
ما وارد محیط زندگی خرسها ودیگر حیوانات شده ایم
آقا اين حرفا چيه .چرا اين حيوان مهربان را بد نام ميكنيد حرف براش در مياريد . باور بفرمائيد من خودم الان سالهاست يه خرس همسايه مه ولي هيچگونه شكايتي ازش ندارم خيلي هم ازش راضيم.
راه حل خیلی ساده است در تمام دنیا از اسپری هایی استفاده میشه که خرس ها رو فراری میده و نه به شخصی آسیب میرسه نه به خرس
بابا زمان ما خرس ها زمستونا مي خوابيدن. خوب كمتر سر و صدا كنين بزارين بخوابن فقط همين مونده محيط زيست ظهرا بره سر كوه داد بزنه ناهار ناهار
سلام، متاسفانه در کشور ما به مردم آموزش داده نمی شود.صدا وسیما هم که کاری به این امور ندارد وسرش با تبلیغ پفک وچیپس ولواشک گرم است ومشغول کسب درآمد وبیزینس است. سازمان محیط زیست بعنوان متولی اصلی محیط زیست وحیات وحش وسایر سازمانهای مردم نهاد بایداز طریق صدا وسیما وسایر رسانه های نوشتاری و تصویری به مردم خصوصا مردمی که در مجاورت حیات وحش زندگی می کنند در خصوص تعامل با حیات وحش وعدم ورود به محدوده های زندگی این حیوانات وحمایت از حیات وحش ودوست داشتن این حیوانات ونحوه برخورد با این حیوانات در صورت مواجه شدن آموزش بدهند تا مردم خود در حمایت از این حیوانات خود جوش عمل کنند وبه آنها بعنوان وسیله تفریح وغذا نگاه نکنندو طیف فکری و نگاه آنان به حیات وحش از این نگاه انسانهای اولیه فراتر رود وبه یک نگاه انسانی و حتی فرا انسانی که درآن به حقوق همه موجودات زنده احترام گذاشته می شود تبدیل شود.انسانها بایدخوی وحشی گری خود را با متمدن شدن کنار بگذارندوبه موجودات زنده وحیات وحش بعنوان غذا و وسیله تفریح نگاه نکنندوبه رژیم اصلی انسانها که گیاه خواری ودانه خواری ومیوه خواری است بازگردند وبیماریهای بیشماری را که بدلیل تغییر رژیم غذایی در آنها ایجاد شده نابود کنند.همه می دانیم علت اصلی سکته های قلبی ومغزی وسرطانها رژیم غذایی حیوانی ومصرف کلسترول است که با حذف رژِیم غذایی حیوانی بیماریها از جامعه بشری رخت برخواهند بست وطول عمر انسانها افزایش خواهد یافت وحیوانات هم به حق طبیعی وخدادادی خودکه زیستن در کره زمین است دست خواهند یافت واین حق آنها بوسیله انسانهای متجاوز ونا آگاه ازبین نخواهد رفت.
من هم کاملا" با این نظر موافقم. باید سعی کنیم در این جهت حرکت کنیم.
آقای احمدینژاد آبان ماه سال ۱۳۹۰ ضمن حمایت از آقای رحیمی گفته بود: «من به رهبری هم گفتهام که اگر ثابت شود که رحیمی حتی یک ریال هم اختلاس کرده من به تلویزیون آمده و ضمن عذرخواهی اعلام میکنم که شایستگی این سمت را ندارم.»
ضرب المثل داریم یک مو از خرس کندن غنیمت است . ولی توضیح شما چه ربطی به داستان خرس و ضرب المثلش داشت ؟
اشتباهی اومدی آقا دفتر رسیدگی به اختلاس طبقه بالاست
چه ربطی به این خبر داشت؟؟؟
این میزان از جنگل که در اتش سوزی تو ده سال گذشته، نابود شده، معادل سه برابر تمام جنگلهایی است که در همه سدهای کشور از ابتدا تا الان، از بین رفته، در حالی که راهکار پیشگیری و مهار ان ، چندان سخت و هزینه بر نیست،
همینطور این میزان تخریب، معادل حدود سی هزار کیلومتر اتوبانه(درحالیکه واقعیت اینه که همیشه اتوبانها از میان جنگل عبور نمی کنن)
حقیقتا موضوع اتش سوزی در جنگلها جای پیگیری خیلی خیلی زیادی داره
یک هماهنگی در بین مقامات نظام برای تخصیص چند هلیکوپتر برای ایجا پایگاه مهار در چند نقطه کشور میتونه کمک بزرگی به حفظ ذخایر جنگلی کشور بکنه
گزارشی رو این چند وقت پیش خوندم که در ان به مساله اتش سوزی جنگلهای کشور اشاره شده بود، اماری که جدا مایه تاسفه(سایت عصر ایران)
ظرف ده سال گذشته صدوچهل هزار هکتار از جنگلهای کشور در اتش سوزی از بین رفته!
برای چی اخبار کذب انتشار میدی؟
اصلا مگه ما تو ایران خرس داریم؟ نکنه اینجا رو با آلاسکا اشتباه گرفتی؟
پ ن پ فقط خونه شما خرس داره؟؟؟؟؟؟؟؟
به قول معروف دو صد گفته چون نیم کردار نیست!
به نظر من کارهای کوچک عملی، خیلی اثرگذارتر از حرفهای بزرگ ولی غیرعملیاتی و نشدنیه
با رویکرد عملیاتی که البته انتخابی سخت تر و پردردسر تره ، بهتر میشه محیط زیست رو حفظ کرد
حیوان بیچاره چه کند که انسان به قلمرو زندگی او تجاوز کرده؟ حمله حیوان از روی غریزه است نه از روی کینه و دشمنی.
یکی به کم بگه این "سمن" پیه؟
سازمان مردم نهاد یا همان NGO خودمون
چندروز پیش یک نمونه کفتار از گونه کمیاب با دوگلوله کشته شد . فیلم گرفتم
دادا مجوز شکار خرس بدن، باقیش با من
از اون آقایی که سادیسم داشت و توله خرس ها و مادرشان را زجرکش کرد چه خبر؟
این سمن که میفرمایید مختصر شده ی چه کلماتی است؟
سازمان های مردم نهاد:
س سازمان
م مردم
ن نهاد
اینجا یه نوع سگ وحشی هست به نام دینگو ولی شهرداری هر هفته گوشت های مونده و فروش نرفته رو جمع می کنه میده اینها بخورن تا حالا هم به کسی حمله نکردن
دوستانی که میگویند چرا محیط زیست در زمستان برای حیوانات وحشی غذا یا علوفه پخش نمیکنند بنده هم با شما هم عقیده ام چرا باید اینها مجبور بشوند به خاطر غذا به روستاها هجوم بیاورند...
مهم ترين زمان برخورد خرسها با بوميان در فصل پاييز و پيش از خواب زمستانى است كه نيازمند به غذاى زياد و انباشت چربى براى خواب زمستانى هستند و بيشترين خسارت را به كندوها و باغ ها در اين زمان وارد ميكنند و به تلافى در اكثر موارد توسط خسارت ديدگان مسوم شده و ميميرند، متاسفانه هيچ تدبيرى براى پرداخت خسارت زنبورداران و باغ داران وجود ندارد و دير نيست زمانى كه انقراض اين نمونه منحصر به فرد را در كشورمان شاهد باشيم
سپاس كه حق مطلب را ادا كرديد ، اميدوارم عزيزان به گوش جان بگيرند
وقتی دیدم کبوتری در آلمان تا جلوی پایم پیش آمد و دانه هایی برداشت و خورد این را پرسیدم از خودم که چه چیزی اینجا باعث آشتی این کبوترها با انسان ها شده؟!!
بیا محل ما کبوتر ها چشمات رو هم در میارن
اصل را ول کرده و به فرع چسبیده اند.
این چوپان شریف پیرمرد نیست، میانسال است...
بی ادب !
منظورت اصل و فرع سود بانکهاست
معمولا" چوپانها سگ گله دارند و حیوانات از نزدیک شدن به سگها خودداری می کنند فکر میکنم که این چوپان سگ نداشته و راحت ترین و کاربردی ترین روش تشویق این روستاییان به داشتن سگ است
سگ گله !!!!!!!!!!!!!!!!!!
دوست عزیز خرس گرسنه سگ رو هم میخوره چه برسه به چوپان
آخه پدرجان اون روستایی پیرمرد خیلی بهتر از من و تو میدونه که سگ ها چه کاربری دارند. احتمالا در یه صحنه به هم برخورد کردن و خرس غافلگیر شده به طرف حمله کرده
سپاس ازگزارشتون
در همسایگی من خرس، گربه وحشی و گوزن زندگی می کنند و گاهی وارد شهر میشوند اما به دلیل آموزش مردم در برخورد با این شرایط تا بحال حادثه ای پیش نیامده. نحوه عمل مهم است.
خودت چي هستي؟
من بچه روستا هستم ، یه سر بیا طرف ما تا متوجه بشی وقتی بیست گرگ گرسنه میریزن توی روستا تا یه ده تا تیر هوایی نندازی خبری از فرار شون نیست
با تشکر از جنگلی محترم !
فکرش رو بکن که خاله خرسه همسایه ات باشه. چه با حال.
فقط مواظب باش که کنار درخت نخوابی وگرنه دوستی خاله خرسه و .....
در تمام شهرستان ها میادین تره بار هر روزه هزاران تن میوه و سبزیجات پلاسیده و لک دار و ضایعاتی را دور می ریزند و به پایانه های پسماند زباله شهرداری می رود سازمان محیط زیست و شهرداری طبق یک توافق می توانند بخشی از این ضایعات میادین تره بار را در پایان هر هفته به پاسگاه های محیطبانی تحویل دهند و در ارتفاعات برای تامین غذای وحوش به ویژه خرسها مورد استفاده واقع شود...
ضمن اینکه در شرایط فعلی با گسترش و هجوم شهرها به قلمرو مناطق حفاظت شده و پارکهای ملی این انسانها هستند که وارد حریم حیات وحش شده اند و باید برایش آموزش ببینند...
در سیبری خرس های قطبی تا پشت در خانه های مردم می آیند اما هیچکس به آنها شلیک نمی کند و با ایجاد سر و صدا حیوان را می ترسانند و در تماس با پلیس نهایتا حیوان بیهوش و به کیلومترها دورتر منتقل می شود... مستندهایی از این دست را هر روز می توانید در شبکه نه سیما ببینید مسئله این است که همه به ساده ترین راه و پاک کردن صورت مسئله و کشتن حیوان فکر می کنند...
خرس همه چیز خوار است .و اغلب از میوه ها و گیاهان تغذیه میکنه.
جوابیه شما از متن نمایش داده شده زیبا تر بود.
مهندس جان خرس گوشت خوار است
به فرما سبزی پلو
هوا که سرد میشه خرسها آش درست میکنند
البته باید یکمی هم گوشت داشته باشه
اره خورس بیه
جهت اطلاعاتون خرس ها اغلب برای خوردن میوه یه باغات نزدیک می شوند و برای خوردن عسل به کندوداران به ویزه که تمام کندوهای وحشی را که در طبیعت است مردم محلی برای عسل در فصول خاصی جمع آوری می کنند یعنی غذای طبیعی را هم که قبلا طبیعت در خود برای خرس ها داشته مردم غارت می کنند...
پ نه پ باید چلو کباب بخوره!!!!!!!!!!!
خرس بیاد سبزی بخوره؟؟؟؟!!!!
چرا محیط زیست غذای این خرس را تامین نمی کند... چند روز پیش در کانادا نزدیک 2 تن غذا برای حیواناتی که در سرما هستند اختصاص دادن...
دو تن یا دو تن
سبد كالا بدن به خرسها
تا زمانی که شکارچیان به جای رفتن به کوه و طبیعت و شکار درندگان مزاحم در خانه نشسته و شیشه مصرف کنند شاهد این فجایع خواهیم بود
ما خودمون گرسنه هستیم، حالا بدیم خرس بخوره؟
دو تن خوراک سه روز چهارتا خرسه
مگه خرسا زمستونا نمیخوابند
وقتی کشور قادر به تامین مایحتاج مردم خود نیست چکونه میتواند به حیات وحش بپردازد.
محیط زیست بره حقوق کارکنانشو بده
عزیزم نفست از جای گرمی میاد هاااا
اینجا ما خودمون غذا نداریم بخوریم، اونوقت شما میگی ...
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.