بچه پولداری که ۴۰ میلیون پول تو جیبی میگیرد!
اگر حرفهایش را نشنوی، باور نمیکنی که حقوق ماهیانه یک کارمند پول توجیبی یک روزش است، در حرف هایش غیر از بی خیالی مایه دارانه، نشان خاصی از تجمل و بچه پولداری نیست و حتی پیج بچه پولدارهای تهران را هم ندیده است.
به گزارش همشهری جوان برای گپ زدن به شعبه ولی عصر یکی از کافه های زنجیره ای که پاتوق همیشگی اش است، دعوت مان می کند.
ظاهرش شیک و باکلاس است ولی نه آنقدر که چیز متفاوتی در پوشش و مدل موهایش به چشم بیاید. اگر حرف هایش را نشنوی، باور نمی کنی که حقوق ماهیانه یک کارمند پول توجیبی یک روزش است. در حرف هایش غیر از بی خیالی مایه دارانه، نشان خاصی از تجمل و بچه پولداری نیست. حتی پیج بچه پولدارهای تهران را هم ندیده است و فقط از این ور و آن ور تعریف هایش را شنیده است.
مثل بیشتر پولدارها، در مقابل سوال هایی مثل «این همه پول را از کجا آوردی؟» گارد دارد و از همان اول شرط می کند که از این سوال ها نپرسیم. حتی با اینکه در رابطه با خانه و زندگی اش فکت های قابل پیگیری می دهد ولی اصرار دارد اسمی ازش برده نشود. در مقابل اصرارها برای گفتن اسمش می خندد و می گوید: «حالا چه فرقی می کنه؟! اصلا بنویس علی علی زاده!»
* قبول داری بچه پولداری؟
اگر به معنای بدش در نظر نگیریم، آره، چرا قبول نداشته باشم؟
* درآمدت از چه راهی است؟ از خانواده پول می گیری؟
به طور ثابت که پول مشخصی بگیرم، نه؛ ولی هر وقت بخوام از خانه بیرون بروم، پدر، مادربزرگ و پدربزرگم جدا جدا می گویند «این پول را بگیر دست خالی بیرون نروی».
* این پول توجیبی تقریبا چقدر است؟
چیز ثابتی نیست. هر کسی هر چقدر پول نقد دم دستش باشد، یک مقدارش را به من می دهد.
* حالا به طور میانگین چقدر می گیری؟
از هر نفر، سیصد چهارصد هزار تومان.
* یعنی در ماه 40-30 میلیون تومان پول توجیبی می گیری؟!
آره. حالا نه با این غلظت، چون کم و زیاد می شود. بسته به خواسته های آن زمانم پول می گیرم.
* چه کار می کنی با این همه پول؟
این پول زیادی نیست برای خرج کردن. یعنی هر چقدر هم که پول داشته باشی، راه برای خرج کردنش وجود دارد. مثلا پیراهن آ ث میلان را - که خیلی خوشم می آید - از نمایندگی اش 500 هزار تومان می خرم. یا یک کمربند می بینم مارک است، یک میلیون پولش را می دهم. اینطور نیست که برای خرج کردن مشکلی داشته باشی.
* به طور معمول صبح تا شبت را چطور می گذرانی؟
(می خندد) زندگی من صبح تا شب ندارد.
* چرا؟
من معمولا 4 بعدازظهر از خواب بیدار می شوم و 8 صبح می خوابم.
* خب چهار عصر تا هشت صبح ات را چطور می گذرانی؟
بیدار که می شوم، غذایی که مادربزرگم آماده کرده است را می خورم. دوش می گیرم و با بی ام و از خانه می زنم بیرون برای دور دور. البته اسم دور دور بد در رفته. اصلا اهل این نیستم که توی خیابان کسی را سوار کنم. با دوستانم قرار می گذارم و با ماشین توی خیابان می چرخیم. بیرون شام می خورم و شب خانه یکی جمع می شویم و تا هفت هشت صبح بیدار می مانیم.
* تا صبح چه کار می کنید؟
اگر پیش بچه ها باشم، دسته جمعی بازی می کنیم و اگر خانه تنها باشم معمولا تا صبح با لپ تاپم فیلم و سریال های روز دنیا را پیگیری می کنم. صبح هم یک چیزی می خورم و می خوابم.
* یعنی هر روز همینطور بی هدف توی خیابان چرخ می زنی؟
- آره خب. این گاز دادن بهم حال می دهد، مخصوصا توی اتوبان.
* هیچ کاری جذاب تر از دور دور نیست؟
نه واقعا. اینجا امکاناتی نداریم. مرکز تفریحی جذابی داریم؟ چه جایگزینی برای دور دور من هست؟
* حوصله ات سر نمی رود؟ از این همه یکنواختی خسته نمی شوی؟
چرا؛ یک بار اینقدر حوصله ام سر رفته بود که رفتم در یک صرافی و با حقوق ماهی 800 هزار تومان کار کردم. همه مسخره می کردند و می گفتند تو که اینقدر پول داری، چرا اینجا کار می کنی ولی برای من پول مهم نبود. می خواستم یک کاری کنم که احساس مثبت بودن بهم دست بدهد. البته بعد از یک مدت که کار یاد گرفته بودم، به مشکل خوردم و بیرون آمدم.
* تمام دوستانت از نظر مالی در سطح خودتان هستند؟
نه. من چون منیریه هستم، دوست با درآمد پایین هم زیاد دارم. بعضی شب ها این دوستانم دعوتم می کنند خانه شان و تا صبح با ایکس باکس فوتبال بازی می کنیم. خیلی بهم حال می دهد. گاهی وقت ها هم فیلم و سریال می بینیم و کله سحر می رویم کله پزی.
* تا حالا شده است کسی از این دوستانت به این خرج کردن های بی رویه ات ایراد بگیرد؟
زیاد پیش می آید. یکی از دوستانم - که چهره شناخته شده ای هم هست - بهم می گوید می دانی با این شلوار مثلا دو میلیون تومانی تو، چند نفر می توانند شلوارهای معمولی بخرند؟
* چه واکنشی نشان می دهی؟
خب منم آدمم. برایم مهم است که یک عده به نان شب شان هم محتاجند؛ این قضیه ذهنم را آزار می دهد و تا حدی کمک می کنم ولی مسئول بی پولی این آدم ها که من نیستم.
* مثلا به این بچه های سر چهارراه ها، چقدر کمک می کنی؟
یک اشتباهی که در مورد من می کنید این است که انگار با این فضاها غریبه ام و فقط از پشت شیشه ماشینم می بینم شان ولی گفتم، خانه ما منیریه است و من با خیلی از این آدم ها برخورد دارم.
* واقعا؟ حالا با این همه درآمد، چرا منیریه؟
ما خانوادگی در این محل بزرگ شدیم و با این فضاها حال می کنیم. البته خانه مان خفن است. فکرتان سمت خانه کلنگی های محل نرود!
* راستش باورش برایم سخت است...
چرا؟ ما اینقدر آدم های عجیبی نیستیم.
* چرا فرق می کنید دیگر! مثلا تا حالا شده برای پول لنگ بمانی؟
آره خب. من هم چیزهایی می خواستم که نتوانسته ام بخرم یا مثلا اینکه پول زیاد دارم، دلیل نمی شود با فروشنده ها چانه نزنم و فروشنده هر چقدر گفت من هم بدهم. بحث کلاس و این حرف ها به کنار ولی هر وقت حس کنم که می خواهد سرم را کلاه بگذارد، سعی می کنم با بحث، از حقم دفاع کنم. بارها شده است 300-200 هزار تومان از قیمت اولیه ارزان تر خریده ام.
* سخت ترین لحظات زندگی ات که حسابی کلافه ات کرده کی بوده؟
چند ماه پیش ماشینم را فروختم و گفتم یک مدت بدون ماشین زندگی می کنم. یک هفته نرسیده بود که اینقدر کلافه شدم که رفتم پیش بابا و گفتم «بابا، من دیگه خسته شدم، ماشین می خوام.» بابا هم گفت برو هر کدام را می خواهی بخر و همین بی ام و را برایم خرید.
به گزارش همشهری جوان برای گپ زدن به شعبه ولی عصر یکی از کافه های زنجیره ای که پاتوق همیشگی اش است، دعوت مان می کند.
ظاهرش شیک و باکلاس است ولی نه آنقدر که چیز متفاوتی در پوشش و مدل موهایش به چشم بیاید. اگر حرف هایش را نشنوی، باور نمی کنی که حقوق ماهیانه یک کارمند پول توجیبی یک روزش است. در حرف هایش غیر از بی خیالی مایه دارانه، نشان خاصی از تجمل و بچه پولداری نیست. حتی پیج بچه پولدارهای تهران را هم ندیده است و فقط از این ور و آن ور تعریف هایش را شنیده است.
مثل بیشتر پولدارها، در مقابل سوال هایی مثل «این همه پول را از کجا آوردی؟» گارد دارد و از همان اول شرط می کند که از این سوال ها نپرسیم. حتی با اینکه در رابطه با خانه و زندگی اش فکت های قابل پیگیری می دهد ولی اصرار دارد اسمی ازش برده نشود. در مقابل اصرارها برای گفتن اسمش می خندد و می گوید: «حالا چه فرقی می کنه؟! اصلا بنویس علی علی زاده!»
* قبول داری بچه پولداری؟
اگر به معنای بدش در نظر نگیریم، آره، چرا قبول نداشته باشم؟
* درآمدت از چه راهی است؟ از خانواده پول می گیری؟
به طور ثابت که پول مشخصی بگیرم، نه؛ ولی هر وقت بخوام از خانه بیرون بروم، پدر، مادربزرگ و پدربزرگم جدا جدا می گویند «این پول را بگیر دست خالی بیرون نروی».
* این پول توجیبی تقریبا چقدر است؟
چیز ثابتی نیست. هر کسی هر چقدر پول نقد دم دستش باشد، یک مقدارش را به من می دهد.
* حالا به طور میانگین چقدر می گیری؟
از هر نفر، سیصد چهارصد هزار تومان.
* یعنی در ماه 40-30 میلیون تومان پول توجیبی می گیری؟!
آره. حالا نه با این غلظت، چون کم و زیاد می شود. بسته به خواسته های آن زمانم پول می گیرم.
* چه کار می کنی با این همه پول؟
این پول زیادی نیست برای خرج کردن. یعنی هر چقدر هم که پول داشته باشی، راه برای خرج کردنش وجود دارد. مثلا پیراهن آ ث میلان را - که خیلی خوشم می آید - از نمایندگی اش 500 هزار تومان می خرم. یا یک کمربند می بینم مارک است، یک میلیون پولش را می دهم. اینطور نیست که برای خرج کردن مشکلی داشته باشی.
* به طور معمول صبح تا شبت را چطور می گذرانی؟
(می خندد) زندگی من صبح تا شب ندارد.
* چرا؟
من معمولا 4 بعدازظهر از خواب بیدار می شوم و 8 صبح می خوابم.
* خب چهار عصر تا هشت صبح ات را چطور می گذرانی؟
بیدار که می شوم، غذایی که مادربزرگم آماده کرده است را می خورم. دوش می گیرم و با بی ام و از خانه می زنم بیرون برای دور دور. البته اسم دور دور بد در رفته. اصلا اهل این نیستم که توی خیابان کسی را سوار کنم. با دوستانم قرار می گذارم و با ماشین توی خیابان می چرخیم. بیرون شام می خورم و شب خانه یکی جمع می شویم و تا هفت هشت صبح بیدار می مانیم.
* تا صبح چه کار می کنید؟
اگر پیش بچه ها باشم، دسته جمعی بازی می کنیم و اگر خانه تنها باشم معمولا تا صبح با لپ تاپم فیلم و سریال های روز دنیا را پیگیری می کنم. صبح هم یک چیزی می خورم و می خوابم.
* یعنی هر روز همینطور بی هدف توی خیابان چرخ می زنی؟
- آره خب. این گاز دادن بهم حال می دهد، مخصوصا توی اتوبان.
* هیچ کاری جذاب تر از دور دور نیست؟
نه واقعا. اینجا امکاناتی نداریم. مرکز تفریحی جذابی داریم؟ چه جایگزینی برای دور دور من هست؟
* حوصله ات سر نمی رود؟ از این همه یکنواختی خسته نمی شوی؟
چرا؛ یک بار اینقدر حوصله ام سر رفته بود که رفتم در یک صرافی و با حقوق ماهی 800 هزار تومان کار کردم. همه مسخره می کردند و می گفتند تو که اینقدر پول داری، چرا اینجا کار می کنی ولی برای من پول مهم نبود. می خواستم یک کاری کنم که احساس مثبت بودن بهم دست بدهد. البته بعد از یک مدت که کار یاد گرفته بودم، به مشکل خوردم و بیرون آمدم.
* تمام دوستانت از نظر مالی در سطح خودتان هستند؟
نه. من چون منیریه هستم، دوست با درآمد پایین هم زیاد دارم. بعضی شب ها این دوستانم دعوتم می کنند خانه شان و تا صبح با ایکس باکس فوتبال بازی می کنیم. خیلی بهم حال می دهد. گاهی وقت ها هم فیلم و سریال می بینیم و کله سحر می رویم کله پزی.
* تا حالا شده است کسی از این دوستانت به این خرج کردن های بی رویه ات ایراد بگیرد؟
زیاد پیش می آید. یکی از دوستانم - که چهره شناخته شده ای هم هست - بهم می گوید می دانی با این شلوار مثلا دو میلیون تومانی تو، چند نفر می توانند شلوارهای معمولی بخرند؟
* چه واکنشی نشان می دهی؟
خب منم آدمم. برایم مهم است که یک عده به نان شب شان هم محتاجند؛ این قضیه ذهنم را آزار می دهد و تا حدی کمک می کنم ولی مسئول بی پولی این آدم ها که من نیستم.
* مثلا به این بچه های سر چهارراه ها، چقدر کمک می کنی؟
یک اشتباهی که در مورد من می کنید این است که انگار با این فضاها غریبه ام و فقط از پشت شیشه ماشینم می بینم شان ولی گفتم، خانه ما منیریه است و من با خیلی از این آدم ها برخورد دارم.
* واقعا؟ حالا با این همه درآمد، چرا منیریه؟
ما خانوادگی در این محل بزرگ شدیم و با این فضاها حال می کنیم. البته خانه مان خفن است. فکرتان سمت خانه کلنگی های محل نرود!
* راستش باورش برایم سخت است...
چرا؟ ما اینقدر آدم های عجیبی نیستیم.
* چرا فرق می کنید دیگر! مثلا تا حالا شده برای پول لنگ بمانی؟
آره خب. من هم چیزهایی می خواستم که نتوانسته ام بخرم یا مثلا اینکه پول زیاد دارم، دلیل نمی شود با فروشنده ها چانه نزنم و فروشنده هر چقدر گفت من هم بدهم. بحث کلاس و این حرف ها به کنار ولی هر وقت حس کنم که می خواهد سرم را کلاه بگذارد، سعی می کنم با بحث، از حقم دفاع کنم. بارها شده است 300-200 هزار تومان از قیمت اولیه ارزان تر خریده ام.
* سخت ترین لحظات زندگی ات که حسابی کلافه ات کرده کی بوده؟
چند ماه پیش ماشینم را فروختم و گفتم یک مدت بدون ماشین زندگی می کنم. یک هفته نرسیده بود که اینقدر کلافه شدم که رفتم پیش بابا و گفتم «بابا، من دیگه خسته شدم، ماشین می خوام.» بابا هم گفت برو هر کدام را می خواهی بخر و همین بی ام و را برایم خرید.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
آقای علی علی زاده، فعلا خوب خوشی کن، اینطوریا نمی مونه!
با پول تو جیبی یک ماه این آقا تمام مشکلات من مرتفع می شود.
ازاین اقا زادها زیادندو دارند زیاد میشند
این است وعده یکسانی ، وعده برابری . تا بحال مسولین اصلا فکر کرده اند که تفاوت طبقاتی یعنی چی و چطور بوجود می آید . و صدمات آن بر جامعه به چه شکل است ؟؟؟ تنها چیزی که سر خط بیشترین تخلفات است همین تفاوت طبقاتیست و اینکه از کجا آورده . ای کاش ........
حجم بالای سرمایه که فقط خرج مصرف میشه. تازه این برادر عزیزمون پسر سالمه این جامعه ثروتمند بود. راحت با سرمایه ایی که اینها دارن میشه برای بیش از 500 جوان کارآفرینی کرد.
دولت مَرده از اين خانواده ها ماليات بگيره يا اينكه دولت مردان هم خودشون با پول مفت بيت الحال همين جوري زندگي مي كنن؟
حالا که چی؟
منظورتان از نوشتن این متن چی بود؟
نشان دادن فاصله طبقاتی یا ...؟؟؟؟؟
اخی................
ممنونم بابا!!!!!!!!!!!!
به نام خدا
سلام به دوستان این دوستمنو واقعا هیچی به هیچی نمیدونم چی بگم در موردش واقعا خوش به خالش به این دوستمنو بگو اگه داری یه کمکی به من کن چون هم مریض دارم هم اجاره میدم هیچی هم ندارم
گدا مسلک
خب حالا که چی؟
الان اینا اینجا گذاشتی که چی؟ بابات چی کارست تو بچه پولدار به معنای مثبت؟ مسول بی پولی افراد تو نیستی؟ پس کیه؟ بله به طور مستقیم شاید نباشی اما غیر مستقیم هستی.
حضرت علی(ع):
هیچ ثروتی در جایی،انباشته نشد، مگر آنکه گرسنه هایی، در کنار آن باشند.
و یا می فرماید: هیچ کاخی بنا نشد مگرآنکه، کوخی در کنار آن خراب شد.
و در جایی دیگر می فرمایند: هیچ کاخی بنا نمی شود مگرظلمی در آنجا انجام شود.
یا: هیچ کاخی بنا نمی شود مگر انکه صد ها کوخ ویران شود.
ازنظر اسلام، ثروت نعمتی خدا دادی است. یعنی حتی هوش سرمایه داری یک شخص را، خدا به او می دهد.
حضرت سلیمان ع که از همه ثروتمند تر بوده می گوید:
( هذا من فضل ربی!) این از بخشش های خداوند است . و دوم اینکه در ثروت او برای کسانی که از هوش کمتری برخوردارند،حقی است.
در ایران، کشاورزان موقع کاشت بذر، آن را در مشت خود پر می کنند. بعد انگشت اول را که باز کرده پاشیدند، میگویند: این سهم پرندگان! انگشت دوم:سهم چرندگان! انگشت سوم، سهم درویشان و فقیران!
و بقیه سهم خودشان!
در اسلام هم، خمس و زکات ، صدقه و انفاق و امثال آن، برای همین است تا شکمی گرسنه نماند
نمیدونم چی بگم
ولی میگم خدایا تمام جوانان ایران را از هر لحاظ شاد کن
پولدار بودن به معنی خوشبخت بودن نیست ولی فقیر بودن به معنی بدبخت بودن هست.
اقتصاد ناساللم = درآمد ناسالم و اختلاف طبقاتی
پول یل مفت رانت یافت رابطه های سیاسی ناسالم میشود این اختلاف طبقاتی
میبینید خیلی از این دمهای رو من خودم تو آشنایانمان میشناسم که هیچ نداشتند ..... وحالا پولدارند و پیمانکاران بزرگ شدند و ...........
حالا مثلا که چی ؟ حیف زمانی که تاکنون صرف آماده کردن و خواندن این توسط دیگران شده. میخواهم بدونم هدف از این کار چی بوده ؟
خسته نباشي جوان
خدا بیشتر بده
این داستان 2 سال پیش هم چاپ شذه بود. نمیدانیم هدفتان از متشنج کردن مغز جوانها چیست؟
داستان ساختگی خوبی بود آفرین !!!!!!!!
مصاحبه خیلی قدیمیه.قبلا منتشر شده بود.
متاسفانه کشور ما دو قشری شده یا میلییاردرمثل این آقا زده یا بی پول که به زور زندگیش را می چرخونه و کارگری یا کارمندی با حقوق 1500 یا 1600 و اجاره خانه های بالا و و و های دیگر و متاسفانه همه از دید مسئولان پنهان که نیست دیده نمی شود .
با سلام تابناک؛ این مصاحبه بود یا چرت و پرت. لطفا از این مطالب تخیلی نگذارید. کلاس کارتان را پایین می آورد. باتشکر
..آدم صادقي بود عاقبت بخير شه انشالا......
به معنی واقعی مرفه بیییییییییییی درد
ای جانم
چقدر متواضع بود
آمو این خبر که مال2سال پیش هست!چیزی دیگه نداشتی بنویسی؟ این آدم اگه بچه من باشه با ماهی یک میلیون و صد هزار تومان حقوق ،حتما خودش را می کشه!
ايول حالشو ببر . ما كه حسابي در حسرتيم و جرات نداريم دست از پا خطا كنيم.من هر روز پنج صبح ميرم سر كار و وقتي بر مي گردم هشت شبه . انشالله من هم مثل شما به آرامش مالي برسيم.
دارندگي وبرازندگي
ما بدبخت بيچاره ها با حقوق بخور ونمير كارگري از پس مخارج مدرسه بچه مان مانديم اونوقت اين ادمها نمي دانند پول شان را چطوري خرج كنند
خدايا يك نظري هم به ما كن تا كي اين بدبختي ودرماندگي
واي خدا پسر من بعد از 13 سال زندگي صبح .و شب كار كردن خانم كارشناس ارشد متالوژي (الان كارخانه نعطيل شده بيكار) با يك حقوق ميليوني1500 ( خودش مهندس متالوژي )بي خانمان و بي ماشين و 5 تا وام واي اين كجا ان همه زحمت كجا
خوب این بچه پولدار هست
اما یه جور جنم تو حرفاش وجود داره
خوش به حالت عزیزم نوش جونت داری دیگه باید خرج کنی یکی مث تو یکی هم مث من که به هر دری میزنم نمیتونم خدمتمو بخرم .
منم تا خواستم ي پرايد بخرم هفته بعدش ٢برابر شدهنوز نخريدمش
خدا کند که بیاید
خونشون خفنه!
عجب عوض تو من کلی کار بلدم ماهی هشتصدمين میگیرم برا دولت کار میکنم ده ساله هنوز بلاتکلیفی با مزایای که فقط شامل مدرک تحصیلی و پول غذا و ایاب ذهاب ميشه یه تومن تو خونمون که جای بابام خالیه هر کاری باشه با منه الان دارم سرویس حیاتمان سقف میزنم ایزوگام هم زدم داخلش کاشی کاری کردم لوله کشیدم با خودمه درش چوبی یکم کوچک بود بزرگترش کردم جوشکاری بلدم تعمیرات موبایل دورشو دیدم ولی نتونستم ادامه بدم چون رفتم لیسانس نرم افزار گرفتم که بیرونم نکنند گواهینامه پایه یک دارم نتونستم حتی یک ماشین ده توانی بگیرم یه مقدار جمع کردم که قسمت شد بخرم چشم باز کردم دیدم چهل ساله زدم هنوز مجردم یه دوچرخه دارم مال بابام بود از سال چهل دو داره کار میکنه اینقدر ازش کار کشیدم ساچمه چرخش کلی خراب شد با وسایلی که داشتم جاشون بلورینش جا کردم خیلی از صحبتها و مشکلاتی نميشه گفت خیلی دوست داشتم بدونم کی هستی سال 89 تهران بودم ساختمان مترو را که میشناسی چینیها داشتن قیمتهای کنترلی را نصب میکرون من هم برا یه یه شرکت اونجا کار میگردم بخاطر تک فرزندی و نبود کمک برگشتم کمک خانواده دلیل نیستم فکر بد نکنید ولی برای کاری که واسه دولت میکنم مردمو خیلی کم میدهد براشون حسابداری میکنم سند میزنم ترخواهد میگیرم جلو چشمم کلی پول هدر میره و من هنوز امیدوارم خدا روزی بداد این ملت برسه.....
یقین بدانید در حامعه ای که افراد بسیاری محتاج وجود داره جای این گونه خانواده ها کجاست؟! .......
سلام
این مصاحبه را ماهها پیش خوانده بودم لطفا در انتخاب و ارائه مطالب خود دقت بیشتری داسشته باشید و یا لااقل زمان آنرا به مخاطب اعلام نمایید .
متشکرم
خدا ببینم چکارت کنه تابناک دارم از زندگیم متنفر میشم
منم پول داشتم این جوری زندگی میکردم دمه همه پولدارها گرم حالشو ببرید ولی هوای مستمندها را هم داشته باشید این شاا.... همه ایرانیها وضعشون توپ بشه فقط هوای همدیگرو داشته باشیم
دوست عزیز تابناکی! شما خودت مقاله میذاری که چرا مردم ایران از ایرانی بودن بیزار یا دلگیرن! خب خودت یه نمونشو گذاشتی! چرا وقتی به از کجا آوردی میرسه طفره میره؟ اگه حلاله خب چه ابایی داره از گفتن! از اینا زیادن...همینا مظهر دلگیری بقیه ان! قرار نبود با انقلاب سال 57 کاخ و طاغوت نه تنها رواج شدیدتر پیدا کنه بلکه در رسانه هم طرز زندگیشون مایه دلگیری بقیه ای بشه که 5 6 ماه حقوق نگرفتن!!!
کاخی بر پا نمی شود مگر اینکه کوخی ویران شود اگر من بی حد وحساب خرج و اسراف و ریخت و پاش می کنم به اندازه خود مسئول ویرانی کوخی هستم.
من یک کارمندم البته با مدرک مهندسی از دانشگاه دولتی و بیست و چند سال سابقه کار- حقوق کامل بدون کسورات بنده سال گذشته 42000000 بوده است.
اين متن يعني،دلتون بيشتر بسوزه مردم
خوش به حالش! باباش چی کاره بود؟
اینطوری دیگه.......
عجب!!!!!!!!!
تکراری بود.این گزارشو قبلا هم یکبار گذاشته بودین تو سایت.
خوش به حالت، تو داری زندگی میکنی نه ما...
پولداری هم دردسره ها!!! :-)) اگه از راه حلاله بذار خوش باشه. البته با اطل باطل گشتن مخالفم .میتونه یک تولیدی چیزی باز کنه. میتونه با تحصیل کرده های دانشگاهها ارتباط برقرار کنه. اینم یک جور مفید بودنه. بودجه تامین کنه واسه کارهای تحقیقاتی... خیلی کارها میشه کرد. فقط یک راهنمایی میخواد. اسمش هم میتونه ماندگار بشه.
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.