عماد افروغ در تحلیل اتفاقات پس از انتخابات:
شبيه سازيهاي غير اصولي تاريخي ما را به وحدت نميرساند
من با شناختی که از ولایت فقیه و سیره نظری و عملی بزرگان دین دارم و از شناختی که از نامه نگاری های مختلف زعما و امرای اسلامی دارم اشکالی در این نامه نگاری ها نمی بینم. پس مشورت ، امر به معروف و نهی از منکر ، حق متقابل و اینگونه آموزه های اسلامی چه می شود؟ اگر نامه نگاری بد بوده ، چرا آقای محسن رضایی در زمان امام به ایشان نامه می نوشته؟ و اگر اصل این عمل اشکال داشته چرا حضرت امام به محتوای آن نامه استناد می کنند

فضاي سنگين سياسي در شرايط کنوني به شدت نيازمند حضور و نقش آفريني دلسوزاني است که همواره با عقلانيت و انصاف به تحليل و ارزيابي مسائل ميپردازند.
دکتر عماد افروغ به عنوان منتقدي منصف، از جمله شخصيتهايي است که اين روزها برخلاف بسياري از نخبگان و سياسيون، زحمت و عواقب حضور منصفانه را به عافيت سکوت ترجيح داده است.
وي در گفتوگو با خبرنگار «تابناک» در تحليل اتفاقاتي که پس از انتخابات رخ داد گفت: آنچه که ميتوانم به طور خلاصه و جمعبندي عرض کنم، اين است که قطع نظر از هر ريشهيابي و تحليل که در فرصت ديگري به آنها ميپردازم، آنچه که امروز نياز ضروري جامعه ماست و مهمترين معروف ما محسوب ميشود، وحدت است.
ما ميتوانيم مفهومي عبرت بگيريم و بايد هم عبرت بگيريم. اما کساني هستند که بر طبل مخالفت و افتراق ميکوبند و با شبيه سازيهاي غير اصولي تاريخي در جهت تخريب ديگران گام بر ميداردند. مثلاً ميگويند تا نابودي معاويه فقط يک گام مانده، واقعا منظورشان چگونه تعبير ميشود؟
اين نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي با بيان اينکه «اين شبيه سازيها ما را به وحدت نميرساند، بلکه به جنگي خصمانه وارد ميکند»، افزود: الان که برخي قدرت دارند، شايد بتوانند به اصطلاح خصم داخلي را از بين ببرند. کشور را بايد با تدبير و مشورت اداره کرد. ما نبايد دشمن تراشي کنيم و همه تلاشمان اين باشد که بر اساس يک سري محورهاي مورد اتفاق و اجماع و با توجه به سابقه عملکردي افراد به وحدت برسيم. مهم وحدت است؛ اگر وحدت و ثبات سياسي نباشد، ما نميتوانيم تحقق بخش برنامههايمان باشيم.
وي اضافه کرد: امروز آقاياني كه متاسفانه مورد تعرض غيرمنصفانه از سوي برخي افراد قرار گرفتهاند که هم به گونهاي در قدرت هستند، سابقه مبارزاتي روشن دارند و مورد عنايت بودهاند و در بخشي از اين نظام انجام وظيفه کردهاند.
اين استاد دانشگاه با اشاره با بيان اينکه که هر کسي که در اين مملکت گامي براي وحدت بر ميدارد بايد استقبال کرد، گفت: هر کسي که گامي براي وحدت بر ميدارد، دستش را بايد به گرمي فشرد و کمک کرد. در هر حال کشور مربوط به اشخاص نيست، بلکه مربوط به آتيه و نسلهاي آينده است؛ پس بايد آن را به سلامت از اين بحران عبور داد. بهترين راهکار آن هم دعوت به وحدت است به عنوان مهمترين معروف و تداعي اين مسأله که مهمترين منکر امروز تفرقه و اشتقاق است، اين را حفظ کرد و به نسلهاي بعد سپرد.
افروغ در پاسخ به اين پرسش که چرا در حال حاضر بسياري از نخبگان سکوت کردهاند، گفت: شرايط به گونهاي رقم خورده است که افراد از روي ترس و مصلحت انديشي سکوت کردهاند و عدهاي هم که با جهتگيري خاصي فرياد ميزنند، سابقه آنها نشان داده که اين فريادها از روي فرصتطلبي و قدرتطلبي است. من امروز کساني را که موازين نقد را رعايت نميکنند، سراغ دارم که شخصيتي را مورد هجوم و فحاشي و هتاکي قرار ميدهند که، هنگامي که ايشان قدرت داشته و رئيسجمهور بوده از وي تمجيد و تعريف ميکردند و او را مورد ستايش و حتي تقديس قرار ميدادند!
دکتر عماد افروغ با بيان اينکه به نظر ميرسد در حال حاضر يک شرايط رواني سنگيني فراهم کردهاند که هر کسي ريسک صحبت کردن را نميکند، افزود: من واقعاً اين را نميفهمم، چرا يک کسي نتواند از باب دلسوزي و پيشنهاد به رهبر خود نامه بنويسد؟ من با شناختي که از ولايت فقيه و سيره نظري و عملي بزرگان دين دارم و از شناختي که از نامهنگاريهاي مختلف زعما و امراي اسلامي دارم، اشکالي در اين نامهنگاريها نميبينم.
پس مشورت، امر به معروف و نهي از منکر، حق متقابل و اينگونه آموزههاي اسلامي چه ميشود؟ ممکن است ما نامهاي را نقد کنيم و بگوييم محتواي آن را قبول نداريم، ميتوان نقد کرد، ولي نبايد اصل نامهنگاري را زير سؤال ببريم. چه اشکالي دارد؟ به هر حال اگر نامهنگاري بد بوده، چرا آقاي محسن رضايي در زمان امام به ايشان نامه مينوشته؟ و اگر اصل اين عمل اشکال داشته، چرا حضرت امام به محتواي آن نامه استناد ميکنند.
البته بعضي آقايان که از اين نامه هم به عنوان جام زهر ياد ميکنند، بايد متوجه باشند که، جام زهر به اين نامه برنميگردد. جام زهر به اين برميگردد که چه ميشود و چه عواملي دست به دست هم ميدهد تا ما مجبور شويم از يک تصميم حقيقي که نابودي رژيم صدام است، عدول کنيم و تصميمي مصلحتي بگيريم، بايد روي عوامل بحث کرد. چرا بعد از جنگ به اين موضوع نميپردازند که چرا قطعنامه پذيرفته شد؟ و امروز فرافکني ميکنند و فقط يک فرد يا افرادي را مقصر ميکنند؟ بياييد بحث کنيد و دليل بياوريد تا ما هم قانع شويم، ما هم ميخواهيم روشن شود و ما هم ميگوييم که جام زهر بوده، شهد شيرين عسل نبوده، ولي نبايد در اين بازيهاي سياسي گريبان کسي را بگيريم و بگوييم ميخواهد دوباره جام زهر بنوشاند.
وي با طرح اين پرسش که، مگر فقط اين نامه مبناي پذيرش قطعنامه بوده است؟ خاطر نشان ساخت: مبناي پذيرش قطعنامه محتواي نامه و شواهد و واقعيتهايي است که اين نامه گواهي دهنده آنهاست. اگر غلط است، يعني اگر اين نامه معرف خوبي براي پذيرش قطعنامه نبوده است، بررسي شود و ما هم بدانيم و متوجه شويم. مدام کشور را روي مسير مصلحت ميبرند و وقتي نامه ديگري نوشته ميشود، ميروند روي بحث حقيقت. اگر واقعاً بايد با موازين حقيقي کشور را اداره کرد، اين ملزوماتي دارد. بايد برويد به اين سمت که هيچ وقت مجدداً اين مسائل مطرح نشود. نه اينکه هر وقت منافعمان اقتضا ميکند، باب حقيقت را به ميان ميکشيم .اما در شرايط عادي ميبينيم که قواعد مصلحتي حاکم ميشود.
بنابراين در نهايت کسي نامه نوشته و ايشان ميپذيرد يا اينکه نميپذيرد، يا جواب ميدهد يا نميدهد. اين نامه هم از قرار معلوم قبل از بيانيه آقاي موسوي آماده بوده. از سوي ديگر تا آنجا هم که خبر دارم، قطع نظر از مخالفتهايي که در داخل با بيانيه آقاي موسوي شده، در خاج هم با آن مخالفت شده، بسياري از نيروهاي مخالف نظام و اپوزيسيون با اين نامه مخالفت کردهاند.
بنابراين بايد توجه کرد، اين نامه دستاورد داشته است. اين نامه در واقع آن چيزي که عدهاي ميگفتند که چرا ايشان غرب را محکوم نميکند؟ و چرا منافقين و چهرههاي بد نام را محکوم نميکند؟ چرا بيحرمتي به سنن ديني ما در روز عاشورا را محکوم نميکند؟ در واقع همه را که محکوم کرده. اگر قرار است که به وحدت بينديشيم، بايد به اين مسائل توجه کنيم و سازوکارهاي تحقق وحدت را فراهم کنيم. سخن نهايي من اين است که ما نياز به استقرار وحدت داريم ولو با حذف همه ما، ولو با حذف تمام اشخاص و رجال سياسي يعني اين براي ما مطلوبست.
متن كامل اين گفتوگو را در ستون سمت راست بخوانيد.
دکتر عماد افروغ به عنوان منتقدي منصف، از جمله شخصيتهايي است که اين روزها برخلاف بسياري از نخبگان و سياسيون، زحمت و عواقب حضور منصفانه را به عافيت سکوت ترجيح داده است.
وي در گفتوگو با خبرنگار «تابناک» در تحليل اتفاقاتي که پس از انتخابات رخ داد گفت: آنچه که ميتوانم به طور خلاصه و جمعبندي عرض کنم، اين است که قطع نظر از هر ريشهيابي و تحليل که در فرصت ديگري به آنها ميپردازم، آنچه که امروز نياز ضروري جامعه ماست و مهمترين معروف ما محسوب ميشود، وحدت است.
ما ميتوانيم مفهومي عبرت بگيريم و بايد هم عبرت بگيريم. اما کساني هستند که بر طبل مخالفت و افتراق ميکوبند و با شبيه سازيهاي غير اصولي تاريخي در جهت تخريب ديگران گام بر ميداردند. مثلاً ميگويند تا نابودي معاويه فقط يک گام مانده، واقعا منظورشان چگونه تعبير ميشود؟
اين نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي با بيان اينکه «اين شبيه سازيها ما را به وحدت نميرساند، بلکه به جنگي خصمانه وارد ميکند»، افزود: الان که برخي قدرت دارند، شايد بتوانند به اصطلاح خصم داخلي را از بين ببرند. کشور را بايد با تدبير و مشورت اداره کرد. ما نبايد دشمن تراشي کنيم و همه تلاشمان اين باشد که بر اساس يک سري محورهاي مورد اتفاق و اجماع و با توجه به سابقه عملکردي افراد به وحدت برسيم. مهم وحدت است؛ اگر وحدت و ثبات سياسي نباشد، ما نميتوانيم تحقق بخش برنامههايمان باشيم.
وي اضافه کرد: امروز آقاياني كه متاسفانه مورد تعرض غيرمنصفانه از سوي برخي افراد قرار گرفتهاند که هم به گونهاي در قدرت هستند، سابقه مبارزاتي روشن دارند و مورد عنايت بودهاند و در بخشي از اين نظام انجام وظيفه کردهاند.
اين استاد دانشگاه با اشاره با بيان اينکه که هر کسي که در اين مملکت گامي براي وحدت بر ميدارد بايد استقبال کرد، گفت: هر کسي که گامي براي وحدت بر ميدارد، دستش را بايد به گرمي فشرد و کمک کرد. در هر حال کشور مربوط به اشخاص نيست، بلکه مربوط به آتيه و نسلهاي آينده است؛ پس بايد آن را به سلامت از اين بحران عبور داد. بهترين راهکار آن هم دعوت به وحدت است به عنوان مهمترين معروف و تداعي اين مسأله که مهمترين منکر امروز تفرقه و اشتقاق است، اين را حفظ کرد و به نسلهاي بعد سپرد.
افروغ در پاسخ به اين پرسش که چرا در حال حاضر بسياري از نخبگان سکوت کردهاند، گفت: شرايط به گونهاي رقم خورده است که افراد از روي ترس و مصلحت انديشي سکوت کردهاند و عدهاي هم که با جهتگيري خاصي فرياد ميزنند، سابقه آنها نشان داده که اين فريادها از روي فرصتطلبي و قدرتطلبي است. من امروز کساني را که موازين نقد را رعايت نميکنند، سراغ دارم که شخصيتي را مورد هجوم و فحاشي و هتاکي قرار ميدهند که، هنگامي که ايشان قدرت داشته و رئيسجمهور بوده از وي تمجيد و تعريف ميکردند و او را مورد ستايش و حتي تقديس قرار ميدادند!
دکتر عماد افروغ با بيان اينکه به نظر ميرسد در حال حاضر يک شرايط رواني سنگيني فراهم کردهاند که هر کسي ريسک صحبت کردن را نميکند، افزود: من واقعاً اين را نميفهمم، چرا يک کسي نتواند از باب دلسوزي و پيشنهاد به رهبر خود نامه بنويسد؟ من با شناختي که از ولايت فقيه و سيره نظري و عملي بزرگان دين دارم و از شناختي که از نامهنگاريهاي مختلف زعما و امراي اسلامي دارم، اشکالي در اين نامهنگاريها نميبينم.
پس مشورت، امر به معروف و نهي از منکر، حق متقابل و اينگونه آموزههاي اسلامي چه ميشود؟ ممکن است ما نامهاي را نقد کنيم و بگوييم محتواي آن را قبول نداريم، ميتوان نقد کرد، ولي نبايد اصل نامهنگاري را زير سؤال ببريم. چه اشکالي دارد؟ به هر حال اگر نامهنگاري بد بوده، چرا آقاي محسن رضايي در زمان امام به ايشان نامه مينوشته؟ و اگر اصل اين عمل اشکال داشته، چرا حضرت امام به محتواي آن نامه استناد ميکنند.
البته بعضي آقايان که از اين نامه هم به عنوان جام زهر ياد ميکنند، بايد متوجه باشند که، جام زهر به اين نامه برنميگردد. جام زهر به اين برميگردد که چه ميشود و چه عواملي دست به دست هم ميدهد تا ما مجبور شويم از يک تصميم حقيقي که نابودي رژيم صدام است، عدول کنيم و تصميمي مصلحتي بگيريم، بايد روي عوامل بحث کرد. چرا بعد از جنگ به اين موضوع نميپردازند که چرا قطعنامه پذيرفته شد؟ و امروز فرافکني ميکنند و فقط يک فرد يا افرادي را مقصر ميکنند؟ بياييد بحث کنيد و دليل بياوريد تا ما هم قانع شويم، ما هم ميخواهيم روشن شود و ما هم ميگوييم که جام زهر بوده، شهد شيرين عسل نبوده، ولي نبايد در اين بازيهاي سياسي گريبان کسي را بگيريم و بگوييم ميخواهد دوباره جام زهر بنوشاند.
وي با طرح اين پرسش که، مگر فقط اين نامه مبناي پذيرش قطعنامه بوده است؟ خاطر نشان ساخت: مبناي پذيرش قطعنامه محتواي نامه و شواهد و واقعيتهايي است که اين نامه گواهي دهنده آنهاست. اگر غلط است، يعني اگر اين نامه معرف خوبي براي پذيرش قطعنامه نبوده است، بررسي شود و ما هم بدانيم و متوجه شويم. مدام کشور را روي مسير مصلحت ميبرند و وقتي نامه ديگري نوشته ميشود، ميروند روي بحث حقيقت. اگر واقعاً بايد با موازين حقيقي کشور را اداره کرد، اين ملزوماتي دارد. بايد برويد به اين سمت که هيچ وقت مجدداً اين مسائل مطرح نشود. نه اينکه هر وقت منافعمان اقتضا ميکند، باب حقيقت را به ميان ميکشيم .اما در شرايط عادي ميبينيم که قواعد مصلحتي حاکم ميشود.
بنابراين در نهايت کسي نامه نوشته و ايشان ميپذيرد يا اينکه نميپذيرد، يا جواب ميدهد يا نميدهد. اين نامه هم از قرار معلوم قبل از بيانيه آقاي موسوي آماده بوده. از سوي ديگر تا آنجا هم که خبر دارم، قطع نظر از مخالفتهايي که در داخل با بيانيه آقاي موسوي شده، در خاج هم با آن مخالفت شده، بسياري از نيروهاي مخالف نظام و اپوزيسيون با اين نامه مخالفت کردهاند.
بنابراين بايد توجه کرد، اين نامه دستاورد داشته است. اين نامه در واقع آن چيزي که عدهاي ميگفتند که چرا ايشان غرب را محکوم نميکند؟ و چرا منافقين و چهرههاي بد نام را محکوم نميکند؟ چرا بيحرمتي به سنن ديني ما در روز عاشورا را محکوم نميکند؟ در واقع همه را که محکوم کرده. اگر قرار است که به وحدت بينديشيم، بايد به اين مسائل توجه کنيم و سازوکارهاي تحقق وحدت را فراهم کنيم. سخن نهايي من اين است که ما نياز به استقرار وحدت داريم ولو با حذف همه ما، ولو با حذف تمام اشخاص و رجال سياسي يعني اين براي ما مطلوبست.
متن كامل اين گفتوگو را در ستون سمت راست بخوانيد.
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
همه ما گرفتار نفس شده ايم
چه زيبا و متين بود. اي كاش به جاي افراطيون بي منطق ،اين افراد در جايگاهاي كلان اجرايي كشور قرار مي گرفتند .
سلام آقای دکتر
واقعیت این است که اوضاع خیلی بد تر از آنست که می گویید. شما از عقلانیتی صحبت می کنید؟ من هیچ امیدی ندارم.
بد زمانه ای شده است . هیچ کس نمیتواند اظهار نظر و نقد کند زود به او انگ میزنند . خدا به همه ما کمک کند .
آقای افروغ اگر همه حضرات با محوریت مقام ولایت فقیه دور هم جمع شدند که شدند وگرنه مردم انقلابی و عاشورائی هرگز وحدت بین سیاسیون را مهم نمی داند.
خود می دانید آنهائی که از ولایت بدورند از چشم مردم افتادند.
چرا حسین شریعتمداری هر چه دلش می خواهد می نویسد ولی کسی به این همه هتاکی پاسخ نمی دهدایا آقایان به جایی وصلند؟
زنده باد
آقای افروغ درکل مردم باید تأوان ندانم کاری این آقایان را بدهند. همانطور که شاهد هستید بعضی ها رفتند زیر بال انگلیس و..... خوب صفا میکنند و فرزندان اینها در دانشگاههای فرنگ مثلاً درس میخوانند و می آیند مدعی می شوند که حقوق بشر و داستانهای دیگه. تا کی؟ لطفاً مقداری با بصیرت باشید. در این 24 سال حکومت همین آقایان بوده که اگر فقری هم است مسبب بودند چرا توجیح میکنید لطفاً بس کنید ولی بدانید که خداوند روزی به حساب شما رسیدگی خواهد کرد.
آره همینجور است ولی واقعیت امروز جامعه ما ناچار تحلیل ها را به سمت استفاده از شبی سازی های تاریخی می برد و به نظر من مانعی هم وجود ندارد
ننگ بر آنان که میدانند ایران به چه روزی افتاده و چه در انتظارش هست و کماکان سکوت میکنند
به فرموده امام علی اگر دین ندارید لا اقل ازاده باشید.
به ایران فکر کنید . به انقلاب بیندیشید . بخدا این امکان وجود دارد که همه چیز از هم بپاشد.
جناب آقاي افروز ضمن تشكر از شما و آقاي رضائي كه از سر دلسوزي فرياد بر مي آوريد خواستم بگويم كه اگر صحبتهاي شما را كمي كنيد بيشتر قابل استفاده مي باشد . يعني بگوئيد :
1-..............
2-.............
3-.............
.
.
آنوقت همه ميدانند كه مي خواهند بر سر چي وحدت كنند
متشكرم
آقای دکتر فرماشتان دلسوزانه است به دل افراد دلسوز نظام مینشیند ولی کسانیکه غوغاسالاری میکنند ومنفعت آنها در وضعیت بحرانی است شما را نیز محکوم خواهند کرد دوطرف چشمشان را برواقعیتها بسته و طرف مقابل را نفی میکندبازندگان انتخابات علیرغم اینکه خود را جز نظام می دانند به فرمایشات مقام معظم رهبری توجه نمیکننداگه ولایت را قبول دارند نتیجه انتخابات هرچه بوده براساس نظر رهبر بپذیرندطرفداران رییس جمهور هم منتقدان دولت را بی دین مرتد معاویه و شمر خطاب نکنند چرا به بهانه توهین به عکس امام به فرزندان امام توهین میکنند چرا در خصوص پاره کردن عکس امام این چنین برآشفته می شوند ولی در مورد حمله به حسینه جماران که معیادگاه عاشقان آن پیر سفرکرده بود هیچ عکس العملی نشان نمی دهند مگر پاره کردن یک کاغذ اعتبارش به خاطر تصویر امام نیست چرا حمله به جماران که بارها ماها و شما ودیگران به خاطر حضور مبارک امام انرا در حد زیارتگاه نمی دانستیم پس چه شد علاقه به امام مگر تقدس حسینه جماران به خاطر امام نبوده شما در این بازیهای سیاسی امام و مقام معظم رهبری و نظام مقدس جمهوری اسلامیمان مظلوم واقع شدند ولی دیگران.........؟
هدف این جماعت تسویه حساب با اصلاحات است حتی به قیمت ضربه دیدن نظام.جناب افروغ وحدت کجا بود؟!
احسنت . اصلا من مي گم اگر کساني معتقد بوده ان جنگ بايد ادامه مي يافت کساني هستند که هيچ سابقه اي در جنگ ندارند نه خودشان و نه خانواده شان اما اينها امروز مدعي شهادتند . باشد بروند خودشان را شهيد کنند کسي که جلوي آنها را نگرفته است اما به هزينه مردم بيچاره پابرهنه نباشد.
زمانی یک دختر 17 ساله تهرانی به آقا نامه می دهد و اعتراض می کند( در خاطرات آقا هست) آقا هم تحویلش می گیرد. حالا یک سرباز راستین را مورد هجوم قرار می دهند! گویی هیچ کس حق خیرخواهی برای رهبر را ندارد!
با احترامی که برای آقای رضایی قائلم ولی او می بایست نامه ر علنی نمیکرد
افرین ... افرین ... به این انصافتان خدا کند همه همینطور واقع بین شوند و مجال به تفرقه افکنان از هر سمت و سویی ندهند . کسانی که با ایجاد التهاب واقعا نمی فهمند دستاورد 150 سال مبارزه با استعمار نسلهای متمادی را دارند با نفهمی و خودخواهی و لجاجت از بین می برند. انقلاب اگر بخواهد به اهدافش برسد باید ریشه واقعی مشکلات خشکانده شود. نه فرافکنی شود.
کسی نمیگه نامه نگاری بده . اما یه موقع اقای رضایی به مقتضای مسئولیتش به امام نامه نوشت ولی الان چی . هر کسی بیاد نامه نگاری کنه . برید دستورات رهبری رو یکبار خدا پیغمبری و بدور از تعصب گوش بدید و برید عمل کنید .
چرا هر کس کار خوب میکند برایش شر میشود اما عده ای کار اشتباهشان هم مورد تائید است ؟ واقعا علت چیست ؟
پیشنهاد میکنم روزنامه ها خبر گزاریها و سایت های خبری با مشی معتدل که تعدادشون کم نیست و خواننده زیادی هم دارند با هماهنگی هم به مدت یک ماه از انتشار و نقد سخنان جنجالی و افراطی آقایان افراطی خودداری کنند. چرا که بقای این افراد به انعکاس نظراتشون هست.خواهش می کنم به اطلاع مدیر محترم سایت برسونید.
فقط نامه نگاری نیست آقای افروغ!
محدودیت ها خیلی زیاد شده!!! آیا واقعا این حجم سانسور و اینجاد فضای رعب و وحشت و..... به بازگرداندن اعتماد و وحدت در جامعه کمک می کند؟!
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.