آخرین خبرحمید علیدوستی؛ مردی در سکوت
3بازدید

روایتی متفاوت؛

در دیدار خانواده شهدا با "ریگی" چه گذشت؟

کسی بطری آب معدنی را از روی میز قهوه‏ای رنگ کوچکی که در وسط صندلی‏های متعدد اتاق قرار دارد برمی‏دارد و در لیوان شفاف یک‏بار مصرفی آب می‏ریزد و به مادر شهید تعارف می‏کند و می‏گوید: مادر شما فقط برای ما دعا کن!/ می‏گوییم: پروردگار همواره در كمين است چون آه مظلوم تا عرش بالا می‏رود و در ملکوت شنیده می‏شود و به همین دلیل در حدیث است که از ظلم بر کسی که جز خداوند پناهی ندارد، بترس!

در دیدار خانواده شهدا با "ریگی" چه گذشت؟
روز جمعه بیست و هشتم خرداد ماه 1389 دو روز قبل از اعدام عبدالمالک ریگی، تعدادی از خانواده‏های شهداء و قربانیان، با این تروریست شرور دیدار و گفتگو کردند.

به گزارش "تابناک" آنچه در پی می‏آید نوشته «رضا لک‏زایی» است که عبدالمالک، برادرزاده او (شهید مسلم لک‏زایی) و شوهر خواهر او (شهید نعمت ا... پیغان) را به شهادت رساند و خودش را 150 روز به گروگان رفت و پس از پنج ماه در مقابل مبلغ هنگفتی پول آزاد کرد، که در خبرگزاری اهل‏بیت(ع) ـ ابنا ـ منتشر شده است:

عبدالمالک را روز جمعه بیست و هشتم خرداد ماه 1389 دوباره دیدم. آخرین باری که او را دیده بودم به اواخر اردیبهشت 1385 برمی‏گشت؛ زمانی که در دست یاران مسلح او گروگان بودم، و نمی‏دانستم زنده خواهم ماند یا به شهدای مظلوم تاسوکی خواهم پیوست...

از در که وارد می‏شود نگاهی به او می‏اندازم، مثل کسی راه می‏رود که انگار بدترین خبر زندگی‏اش را شنیده است؛ ناامید و درمانده و تنها، در میان چند نفر که احتمالاً محافظ بودند.

روی صندلی می‏نشیند، و نگاهش را به پایین می‏دوزد. با کمی فاصله از سمت چپ، تقریباً روبروی من نشسته است. دمپایی آبی‏رنگی پوشیده، بدون جوراب، با یک زیرشلواری آبی، که البته به پررنگی دمپایی‏اش نیست.

موهاییش هم کوتاه است، با ریشی که احتمالاً با نمره‏ی یک ماشین شده، و پیراهنی که روی زمینه سفیدش پر از چهارخانه‏های ریز مشکی است. دکمه آخری یقه‏اش باز است و زیر پوش سفید رنگش خودش را نشان می‏دهد.

چشمهايش از شدت شرمندگى به پايين افتاده و ذلت از سراپايش مى‏بارد؛ و این آیه‏ی شریفه را به یادم می‏آورد که خاشِعَة ابصارُهُم تَرهَقُهُم ذِلَّة (سوره معارج، آیه44) ...

از اینکه خدا بار دیگر یکی از هزاران معجزه‏اش را به من نشان می‏داد، شاکر بودم؛ الحمدلله. دنیا چقدر کوچک است؛ و وعده‏های خدای قادر متعال چه زود محقق می‏شوند. دیروز «صدام»، امروز «عبدالمالک» و فردا سایر ظالمان ریز و درشت دنیا. برای خدا که فرقی نمی‏کند.

دور فلکی همه بر منهج عدل است / دل خوش دار که ظالم نبرد راه به مقصود

من 150 روز گروگان عبدالمالک بودم ... و دیگر حاضران، هریک عزیزی را با تیغ و تیر او از دست داده بودند... و این اولین و آخرین رویارویی ما با او بود، قبل از اعدامش...

* * *
شخصی به او می‏گوید: «ببین این افراد را می‏شناسی؟»

مرا می‏شناسد. بقیه را هم که نمی‏شناسد، من معرفی می‏کنم. دوباره سرش را شرمسارانه پایین می‏اندازد و نگاه مأیوسانه و درهم‏شکسته‏اش را به زمین می‏دوزد.

مادر «شهید نعمت پیغان» ـ از شهدای فاجعه تاسوکی ـ محکم و استوار او را مورد عتاب قرار می‏دهد و می‏گوید: «نفرین شده خدا! سرت را بلند کن! سرت را بلند کن و بگو چرا خون بی‏گناهان را بر زمین ریخته‏ای؟ مگر نمی‏فهمیدی که آن شب، عزیزانی را که تو خونشان بر زمین ریخته‏ای مادرانشان سفره انداخته بودند و منتظر عزیزانشان بودند؟ چرا چشمشان را بر در منتظر گذاشتی؟»

* * *
 می‏پرسیم: «مردم استان ما جداً معتقدند که حرمت وطن، مثل حرمت مادر است. تو چطور حاضر شدی ادعای تجزیه‏طلبی کنی و خون بی‏گناهان را بر زمین بریزی و بگویی باید از این استان بروید؟ آیا کار خوبی کرده‏ای؟».

با صدایی آرام پاسخ می‏دهد: «ما در پاکستان درس خوانده بودیم و دچار تعصبات بودیم.» سکوت می‏کند و دوباره گردنش پایین می‏رود، انگار سرش روی گردنش سنگینی می‏کند.

می‏گوییم: «قبلاً می‏گفتی با آمریکا رابطه ندارم، الان خلافش ثابت شده و روشن شده که با دشمنان اسلام همکاری می‏کنی. این همه جنایت را به اسم خدا، به اسم اسلام، به اسم پیامبر رحمت و به اسم سنت پیامبر مرتکب شده‏ای، آیا این کار ظلم و خیانت به خدا نیست؟ آیا این کار ظلم و خیانت به پیامبر رحمت نیست؟ آیا این کار ظلم و خیانت به اسلام نیست؟ آیا این کار ظلم به شیعه و سنی نیست؟».

می‏گوید: «درست است.» و می‏پذیرد که به خدا و پیامبر و اسلام و نظام و مردم شیعه و سنی ظلم کرده است... و نتیجه اینکه: إِنَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمينَ؛ خداوند ستمكاران را دوست ندارد (سوره شوری، آیه40)...

* * *
می‏گوییم: إِنَّ رَبَّكَ لَبالمِرصادِ؛ پروردگار همواره در كمين است (سوره فجر، آیه 14) ... چون آه مظلوم تا عرش بالا می‏رود و در ملکوت شنیده می‏شود و به همین دلیل در حدیث است که از ظلم بر کسی که جز خداوند پناهی ندارد، بترس!

و خداوند علاوه بر اینکه راجع به ظلم «سریع الحساب» است، «سریع العقاب» هم هست و به سرعت طعم تلخ ستم را به ظالم می‏چشاند.

می‏پرسیم: «شهید جابر قوی‏دل» پانزده ساله بود. پدر و مادر هم نداشت و یتیم بود.» چرا شهیدش کردی؟ و در تقدیر این یادآوری این کریمه بود که: فاما اليَتيمَ فَلا تَقْهَرْ؛ يتيم را ميازار و با او تندی مکن (سوره ضحی، آیه9) ... حالا هم اگر واقعاً پشیمانی و حقیقتاً معتقدی که کارهایت غلط بوده، با شیوه دستگیر شدن خودت، حقانیت، اقتدار و عزت ایران را دیده‏ای، پس باید تمام اطلاعاتی را که داری در اختیار نظام قرار بدهی و حرفی را ناگفته نگذاری».

دوباره با صدایی آرام می‏گوید: «من هرچه که بوده گفته‏ام»...

* * *
 می‏گویم: « ما در راه خدا حاضریم جان خودمان را هدیه کنیم نه یک بار و دوبار بلکه هزاران بار. وقتی در چنگال شما هم اسیر بودیم این حرف را با زبان دیگری گفته‏ایم، جریان مرغابی را که یادت هست؟»...

و یادآور می‏شوم: «شهید کاوه را هم یادت هست که وقتی به او گفتید اگر کسی را بخواهیم بکشیم اسم چه کسی را می‏گویی، و او با صلابت گفته بود، اسم خودم را؟»

سری تکان می‏دهد و می‏گوید: «یادم هست، بله!»

* * *
 مادران شهدا ـ که تا آخر ملاقات هم گریه نکردند ـ او را دوباره مورد عتاب و مؤاخذه قرار می‏دهند و از جمله می‏گویند: «تو را امام زمان از آسمان بر زمین نشاند. ما برای امام زمان نذر داده‏ بودیم که خدا تو را به جزای کارهای ننگینت برساند، پلید! چرا گلوی نعمت را پاره کرده بودی؟ ... چرا با قنداق تفنگ مسلمم را زده بودی؟ ... چرا؟ »

در تمام این مدت، عبدالمالک، مستأصل و ناامید و خجالت زده، در لباسی از خواری و ذلت و شرم، سر به زیر افکنده بود و هیچ حرفی برای گفتن نداشت؛ خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ... یکی دو باری نفسی عمیق می کشد و با انگشت‏هایش دستش را می‏فشرد...

* * *
 مادر شهیدی نگاهی خشمناک به عبدالمالک می‏اندازد و تحقیرآمیز می‏گوید: من برای تو به اندازه یک پوسته تخمه هم ارزش قائل نیستم...

کسی بطری آب معدنی را از روی میز قهوه‏ای رنگ کوچکی که در وسط صندلی‏های متعدد اتاق قرار دارد برمی‏دارد و در لیوان شفاف یک‏بار مصرفی آب می‏ریزد و به مادر شهید تعارف می‏کند و می‏گوید: مادر شما فقط برای ما دعا کن!

مادر آب را با دستی لرزان می‏گیرد و چند جرعه‏ای می‏نوشد و خطاب به ریگی می‏گوید: «خدا نسلت را مثل نسل خار بسوزاند»...

در سیستان ما ، خار را از ریشه درمی‏آورند تا هیچ‏گاه سبز نشود و دوباره نروید. حالا این مادر شهید از خدا می‏خواهد که نسل عبدالمالک را نیست و نابود کند...

از خودم می‏پرسم: چرا انسان کاری کند که دیگران چنین سوزناک نفرینش کنند؟ ... ای انسان! چقدر می‏خواهی سقوط کنی؟ تا کجا؟

* * *
 باید برود... عبدالمالک زود بلند می‏شود و با روحی سرافکنده که با دستان قدرتمند حقیقت، مچاله و درهم کوبیده هم شده است، راهی می‏شود.

یکی از رفقا می‏گوید: «خودش گفته اعدامش کنند.»

می‏پرسم: «چرا؟»

پاسخ می‏دهد: «احتمالاً به خاطر اینکه طاقت روبرو شدن با خانواده‏های شهدا و شنیدن حرف‏هایشان را ندارد.»

از دلم می‏گذرد: «دوزخيان هم فرشته عذاب را صدا می‏زنند و به او می‏گویند: از خدا بخواه كه ما را بميراند تا از عذاب نجات پیدا کنیم و جواب می‏شوند که: هرگز! ؛ وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ (سوره زخرف، آیه 77) ...

* * *
 مادر یک شهید که چشمش به قلم و کاغذم می‏افتد، می‏گوید: این مطلب را هم از زبان من بنویس.

می‏نویسم:

امام زمان التماس دعا
آقا هر کجا باشی
کربلا باشی
کاظمین باشی
اگر در نجف سر قبر امیر عرب باشی
کنار قبر مادرت زهرا باشی
هر کجا باشی یاد ما هم باش
یاد مادران شهدا هم باش

التماس دعا ...

تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

Googleافزودن تابناک به منابع ترجیحی گوگل

اشتراک گذاری

گزارش خطای خبر

اگر اشتباهی در این خبر دیدید، به تحریریه اطلاع دهید.

نظرات بینندگان

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۳ ۱۲:۲۰

اللهم عجل لولیک الفرج

حمید زاهدشیخی۱۳۸۹/۰۴/۰۳ ۰۹:۳۷

خداوند اوراباشیطان محشور فرماید.خدااین مادران شهید رابرای ماداشته باشد که ماهرجه داریم از شهیدان داریم

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۲۰:۴۱

خدا نسل همه ظالمین را ریشه کن نماید. از هر قماشی که باشند.

رضا۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۲۰:۲۸

تمام وجودم فدای آقا امام زمان

برزگربفروئی۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۹:۲۷

خداوند عاقبت همه ماراختم به خیر بفرماید

سعيد۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۹:۲۱

...و وعده خداوند حق است و خداوند در هم كوبنده ظالمين است.

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۹:۰۲

درود خدا بر خانواده شهدا

سيما۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۶:۵۲

سلام بر مردم غيور سيستان و بلوچستان،نام سرزمينتان را كه بر زبان مي آورم، حسي از غرور سراسر تنم را فرا ميگيرد،در اوج محروميت و مظلوميت هميشه خاك وطن را حرمت نهاده ايد و چشم ناپاك را از ان دور كرده ايد،براستي كه هر آنچه حكيم توس از دلاوري و شجاعت شما بر قلم رانده است شايسته آنيد.شما الگوي وطن دوستي و عشق به سرزمين مادري هستيد. در هيچ جاي تاريخ شما ادعاي استقلال و جدايي نداشته ايد و يعقوب قهرمان شما خواب را برخليفه ظالم عرب زهر كرد و دادشاهتان استعمار پير انگلستان را به زانو درآورد. هزاران آفرين بر شما غيور مردان و پاك زنان دلير.من از شما نيستم اما خوب ميشناسمتان.بارها و بارها به اين حس وطن دوستي شما قبطه خوردم و به خود گفته ام كه چرا ما اين چنين نيستيم و گوشه اي به ديار عثماني، گوشه اي به آن طرف خليج نيلگون پارس و گوشه اي به ناكجا آباد دل خوشكرده ايم و به آنجا ميباليم. انجا كوير انجا عطش آنجا سراب است، آنجا ديار مردمان آفتاب است. دادار پاك همواره پشتيبانتان.

zhsadra۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۵:۵۷

آن چهره ای که ما دیدیم اثری از شرم و احساس گناه در آن نبود او پست تر و پلید تر از این حرفها ست

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۵:۲۸

قسمت آخرش و حرف مادر شهید خیلی قشنگ بود

رضا۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۴:۳۴

....و دعای مظلومان مستجاب شد : ظلم ظالم جور صیاد آشیانم داده بر باد ای خدا ای فلک ای طبیعت شام تاریک مارا سحر کن

محسن۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۴:۱۳

انشالله بقیه ظالمان دنیا هم مثل ریگی برملا شوند و مثل ریگی در ذلت بمیرند.

فراهاني۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۴:۱۰

امان از آه مظلوم

ستم دیده۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۴:۰۶

چون آه مظلوم تا عرش بالا می‏رود و در ملکوت شنیده می‏شود و به همین دلیل در حدیث است که از ظلم بر کسی که جز خداوند پناهی ندارد، بترس!

saeed۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۳:۴۲

با سلام.

خوش باش كه قلب شيعه شاد است امشب
كار همه بر وفق مراد است امشب
درهاى بهشت آرزو باز شده است
چون شام ولادت جواد است امشب

ما هم در غربت، التماس دعای خیر داریم (برادر شما - سعید از ملبورن).

سعید پی سپار۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۳:۲۹

الهم عجل لولیک الحجه خدایا برسان دودست توانا و منتقم عزیز زهرا را خدایا نابود و ویران کن نسل تمام ظالمین و قاتلین و خاینین ناکثین را امین یا رب العالمین . . . .!

ali۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۳:۲۵

به امید نابودی همه ظالمین، انشا الله.

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۲:۵۷

ارزشمندترین و پرمعناترین بخش این متن پاراگرافی است که نوشته بود:
دیروز صدام ، امروز عبدالمالک و فردا سایر ظالمان ریز و درشت دنیا .

احسان۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۲:۴۷

از نظام جمهوری اسلامی و وزارت اطلاعات ممنون
والله سمیع علیم

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۲:۳۵

انشاالله خدا نسل ریگی ونسل فتنه گران را که از ریگی حمایت کردند بسوزاند

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۲:۳۵

ازصداوسیما خواهش میکنیم اعدام این
ملعون رابطورکامل بدون ملاحظه پخش
کند همه ایران منتظردیدن آن هستند.
این کارمرحمی است بردل همه ما

موحد۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۲:۲۳

بر سر در اداره ما نوشته شده بود بترس از آن که جز خدا پناه و کسی ندارد
به همین جهت پناه بی پناهان انتقام مظلومان راچنین گرفت

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۲:۱۸

به پاکی قلوب مادران این شهدا خداوند ما را هم مورد آمرزش قرار دهد .انشاا...

محمد جواد۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۲:۰۶

اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا
به نظر من قبل از اينکه توي ذهنمون بد و بيراه به ريگي ملعون بگيم بايد به اين فکر باشيم که نکنه خود ما هم روزي به چنين عاقبتي دچار بشيم.
منتظران مهدي به گوش باشيد حسين را منتظرانش کشتند...

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۲:۰۱

خدا لعنتش کنه رفیق فابریکم رضا سرگلزایی رو شهید کرد انشاله عذاب جهنم هر روز براش سخت تر بشه

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۰:۴۰

این ها نتیجه تعصبات ، لجام گسیخته و یک طرفه هر مذهبی میباشد.

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۰:۴۰

خدایا شکرت آدمهایی که ادعای بزرگی در برابر توی عظیم می کنند را به خاری می رسانی

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۰:۱۶

مكن كاري كه دنيا تنگت آيد
جهان با اين فراخي تنگت آيد
چو فردا نامه خوانان نامه خوانند
تو را از نامه خواندن ننگت آيد
...................ولي افسوس از منيت ها افسوس كه انسان دشمني دارد به سرسختي كوه و ناپيدا مانند شبه كه هيچگاه انسان از دام او رهايي ندارد(بله شيطان)............خداوند شهدا را رسول اكرم محشور و ما و فرزندا نمان را از دام شيطان رهايي بخشد و به آنان ملحق گرداند. انشاا...

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۱۰:۰۹

ان وعد الله حق به امید نابودی تمامی مفسدان

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۰۹:۴۴

السلام عليك يا مهدي فاطمه، هر كجا هستي ياد ما هم باش ،‌به ياد شيعيان مظلوم سيستاني كه خيلي غريبند،به ياد تمام شهيدان سيستان و الخصوص شهيد فهميده ي استان شهيد مسلم كيخا.التماس دعا

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۰۸:۵۵

التماس دعا دارم..از همه اونایی که با خوندن این
متن دارن گریه میکنند...

مجید۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۰۸:۴۴

بسیار زیبا و مطلب را خوب بیان کرده بودند بسیار تکان دهنده بود
خیلی ممنونم

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۰۸:۴۴

كاش فيلم ملاقات مادران شهدا با اين جنايتكار و صحنه اعدام اورا از تلوزيون پخش ميكردند

هادی۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۰۸:۳۰

بسم الله الرحمن الرحیم
و سیعلم الذین ظلمو ای منقلب ینقلبون.

رضا۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۰۷:۳۸

هر کس که گردن افرازد
کار خود به گردن اندازد.
هر کس سر کشی کند عاقبت مجبور می شود گردن خود را کج کند (به زمین نگاه کند)سعدی

جاوید۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۰۷:۳۶

لعنت خداوند بر تمام دشمنان اسلام و مسلمین باد.

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۰۷:۳۶

خیلی دردناک بود خدا صبرشان بدهد

ش۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۰۷:۳۴

نفرین بر ظالمان و فریب خوردگان ، ننگ بر کسانی که به خاطر تعصبات جاهلانه تیشه به ریشه خودشان می زنند .
خدایا این ظالمان ستگری را که در هر لباسی هستند خار و نابود گرداند.
اما ما مردم این استان انتظار شدت مجازات را برای این جانی کثیف انتظار داشتیم انطور که حقش بود براورده نشد .

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۰۶:۴۵

خدایا لحظه ای مرا به حال خودم وا مگذار چون نفس سر کش انسان را به قعر جهنم می فرستد

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۰۵:۴۴

دیروز «صدام»، امروز «عبدالمالک» و فردا سایر ظالمان ریز و درشت دنیا.

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۱ ۲۳:۵۴

این همه رو کشت و خودش هم فقط یک بار به درک واصل شد.گاهی انسان کارهایی میکنه که حتی شدیدترین مجازاتها هم برای اون مثل خفیفترین مجازاتهاست.

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۱ ۲۱:۴۲

ار مکافات عمل غاقل مشو گندم ار گندم بروید جو ز جو

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۱ ۲۱:۳۹

خيلي جالب بود.اجر شما وخانواده محترم شهدا باخدا

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۱ ۲۱:۲۲

همه باید مواظب سیاست تفرقه اندازی دولت های خارجی باشیم دیروز ریگی الت دست بود فردا فرد دیگر. فقط باید هوشیار باشیم

ناشناس۱۳۸۹/۰۴/۰۱ ۱۸:۱۸

قشنگ، و مهمتر، بیغرض و بی سیاسی کاری بود. مرسی.

محسن لبافی۱۳۸۹/۰۴/۰۱ ۱۷:۲۵

از نگارش بسیار زیبایت که بسیار متنبه کننده برای همه است بینهایت متشکرم.

وحید۱۳۸۹/۰۴/۰۱ ۱۷:۲۳

بسیار زیبا بود. ای کاش آنهائی که برای ماندن گلهای زیبا را زیر پا له می کنند بخوانند و ببینند که سرنوشت ظالمین چیست...

نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.