روایتی متفاوت؛
در دیدار خانواده شهدا با "ریگی" چه گذشت؟
کسی بطری آب معدنی را از روی میز قهوهای رنگ کوچکی که در وسط صندلیهای متعدد اتاق قرار دارد برمیدارد و در لیوان شفاف یکبار مصرفی آب میریزد و به مادر شهید تعارف میکند و میگوید: مادر شما فقط برای ما دعا کن!/ میگوییم: پروردگار همواره در كمين است چون آه مظلوم تا عرش بالا میرود و در ملکوت شنیده میشود و به همین دلیل در حدیث است که از ظلم بر کسی که جز خداوند پناهی ندارد، بترس!

به گزارش "تابناک" آنچه در پی میآید نوشته «رضا لکزایی» است که عبدالمالک، برادرزاده او (شهید مسلم لکزایی) و شوهر خواهر او (شهید نعمت ا... پیغان) را به شهادت رساند و خودش را 150 روز به گروگان رفت و پس از پنج ماه در مقابل مبلغ هنگفتی پول آزاد کرد، که در خبرگزاری اهلبیت(ع) ـ ابنا ـ منتشر شده است:
عبدالمالک را روز جمعه بیست و هشتم خرداد ماه 1389 دوباره دیدم. آخرین باری که او را دیده بودم به اواخر اردیبهشت 1385 برمیگشت؛ زمانی که در دست یاران مسلح او گروگان بودم، و نمیدانستم زنده خواهم ماند یا به شهدای مظلوم تاسوکی خواهم پیوست...
از در که وارد میشود نگاهی به او میاندازم، مثل کسی راه میرود که انگار بدترین خبر زندگیاش را شنیده است؛ ناامید و درمانده و تنها، در میان چند نفر که احتمالاً محافظ بودند.
روی صندلی مینشیند، و نگاهش را به پایین میدوزد. با کمی فاصله از سمت چپ، تقریباً روبروی من نشسته است. دمپایی آبیرنگی پوشیده، بدون جوراب، با یک زیرشلواری آبی، که البته به پررنگی دمپاییاش نیست.
موهاییش هم کوتاه است، با ریشی که احتمالاً با نمرهی یک ماشین شده، و پیراهنی که روی زمینه سفیدش پر از چهارخانههای ریز مشکی است. دکمه آخری یقهاش باز است و زیر پوش سفید رنگش خودش را نشان میدهد.
چشمهايش از شدت شرمندگى به پايين افتاده و ذلت از سراپايش مىبارد؛ و این آیهی شریفه را به یادم میآورد که خاشِعَة ابصارُهُم تَرهَقُهُم ذِلَّة (سوره معارج، آیه44) ...
از اینکه خدا بار دیگر یکی از هزاران معجزهاش را به من نشان میداد، شاکر بودم؛ الحمدلله. دنیا چقدر کوچک است؛ و وعدههای خدای قادر متعال چه زود محقق میشوند. دیروز «صدام»، امروز «عبدالمالک» و فردا سایر ظالمان ریز و درشت دنیا. برای خدا که فرقی نمیکند.
دور فلکی همه بر منهج عدل است / دل خوش دار که ظالم نبرد راه به مقصود
من 150 روز گروگان عبدالمالک بودم ... و دیگر حاضران، هریک عزیزی را با تیغ و تیر او از دست داده بودند... و این اولین و آخرین رویارویی ما با او بود، قبل از اعدامش...
مرا میشناسد. بقیه را هم که نمیشناسد، من معرفی میکنم. دوباره سرش را شرمسارانه پایین میاندازد و نگاه مأیوسانه و درهمشکستهاش را به زمین میدوزد.
مادر «شهید نعمت پیغان» ـ از شهدای فاجعه تاسوکی ـ محکم و استوار او را مورد عتاب قرار میدهد و میگوید: «نفرین شده خدا! سرت را بلند کن! سرت را بلند کن و بگو چرا خون بیگناهان را بر زمین ریختهای؟ مگر نمیفهمیدی که آن شب، عزیزانی را که تو خونشان بر زمین ریختهای مادرانشان سفره انداخته بودند و منتظر عزیزانشان بودند؟ چرا چشمشان را بر در منتظر گذاشتی؟»
با صدایی آرام پاسخ میدهد: «ما در پاکستان درس خوانده بودیم و دچار تعصبات بودیم.» سکوت میکند و دوباره گردنش پایین میرود، انگار سرش روی گردنش سنگینی میکند.
میگوییم: «قبلاً میگفتی با آمریکا رابطه ندارم، الان خلافش ثابت شده و روشن شده که با دشمنان اسلام همکاری میکنی. این همه جنایت را به اسم خدا، به اسم اسلام، به اسم پیامبر رحمت و به اسم سنت پیامبر مرتکب شدهای، آیا این کار ظلم و خیانت به خدا نیست؟ آیا این کار ظلم و خیانت به پیامبر رحمت نیست؟ آیا این کار ظلم و خیانت به اسلام نیست؟ آیا این کار ظلم به شیعه و سنی نیست؟».
میگوید: «درست است.» و میپذیرد که به خدا و پیامبر و اسلام و نظام و مردم شیعه و سنی ظلم کرده است... و نتیجه اینکه: إِنَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمينَ؛ خداوند ستمكاران را دوست ندارد (سوره شوری، آیه40)...
و خداوند علاوه بر اینکه راجع به ظلم «سریع الحساب» است، «سریع العقاب» هم هست و به سرعت طعم تلخ ستم را به ظالم میچشاند.
میپرسیم: «شهید جابر قویدل» پانزده ساله بود. پدر و مادر هم نداشت و یتیم بود.» چرا شهیدش کردی؟ و در تقدیر این یادآوری این کریمه بود که: فاما اليَتيمَ فَلا تَقْهَرْ؛ يتيم را ميازار و با او تندی مکن (سوره ضحی، آیه9) ... حالا هم اگر واقعاً پشیمانی و حقیقتاً معتقدی که کارهایت غلط بوده، با شیوه دستگیر شدن خودت، حقانیت، اقتدار و عزت ایران را دیدهای، پس باید تمام اطلاعاتی را که داری در اختیار نظام قرار بدهی و حرفی را ناگفته نگذاری».
دوباره با صدایی آرام میگوید: «من هرچه که بوده گفتهام»...
و یادآور میشوم: «شهید کاوه را هم یادت هست که وقتی به او گفتید اگر کسی را بخواهیم بکشیم اسم چه کسی را میگویی، و او با صلابت گفته بود، اسم خودم را؟»
سری تکان میدهد و میگوید: «یادم هست، بله!»
در تمام این مدت، عبدالمالک، مستأصل و ناامید و خجالت زده، در لباسی از خواری و ذلت و شرم، سر به زیر افکنده بود و هیچ حرفی برای گفتن نداشت؛ خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ... یکی دو باری نفسی عمیق می کشد و با انگشتهایش دستش را میفشرد...
کسی بطری آب معدنی را از روی میز قهوهای رنگ کوچکی که در وسط صندلیهای متعدد اتاق قرار دارد برمیدارد و در لیوان شفاف یکبار مصرفی آب میریزد و به مادر شهید تعارف میکند و میگوید: مادر شما فقط برای ما دعا کن!
مادر آب را با دستی لرزان میگیرد و چند جرعهای مینوشد و خطاب به ریگی میگوید: «خدا نسلت را مثل نسل خار بسوزاند»...
در سیستان ما ، خار را از ریشه درمیآورند تا هیچگاه سبز نشود و دوباره نروید. حالا این مادر شهید از خدا میخواهد که نسل عبدالمالک را نیست و نابود کند...
از خودم میپرسم: چرا انسان کاری کند که دیگران چنین سوزناک نفرینش کنند؟ ... ای انسان! چقدر میخواهی سقوط کنی؟ تا کجا؟
یکی از رفقا میگوید: «خودش گفته اعدامش کنند.»
میپرسم: «چرا؟»
پاسخ میدهد: «احتمالاً به خاطر اینکه طاقت روبرو شدن با خانوادههای شهدا و شنیدن حرفهایشان را ندارد.»
از دلم میگذرد: «دوزخيان هم فرشته عذاب را صدا میزنند و به او میگویند: از خدا بخواه كه ما را بميراند تا از عذاب نجات پیدا کنیم و جواب میشوند که: هرگز! ؛ وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ (سوره زخرف، آیه 77) ...
مینویسم:
آقا هر کجا باشی
کربلا باشی
کاظمین باشی
اگر در نجف سر قبر امیر عرب باشی
کنار قبر مادرت زهرا باشی
هر کجا باشی یاد ما هم باش
یاد مادران شهدا هم باش
التماس دعا ...
تابناک را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
نظرات بینندگان
اللهم عجل لولیک الفرج
خداوند اوراباشیطان محشور فرماید.خدااین مادران شهید رابرای ماداشته باشد که ماهرجه داریم از شهیدان داریم
خدا نسل همه ظالمین را ریشه کن نماید. از هر قماشی که باشند.
تمام وجودم فدای آقا امام زمان
خداوند عاقبت همه ماراختم به خیر بفرماید
...و وعده خداوند حق است و خداوند در هم كوبنده ظالمين است.
درود خدا بر خانواده شهدا
سلام بر مردم غيور سيستان و بلوچستان،نام سرزمينتان را كه بر زبان مي آورم، حسي از غرور سراسر تنم را فرا ميگيرد،در اوج محروميت و مظلوميت هميشه خاك وطن را حرمت نهاده ايد و چشم ناپاك را از ان دور كرده ايد،براستي كه هر آنچه حكيم توس از دلاوري و شجاعت شما بر قلم رانده است شايسته آنيد.شما الگوي وطن دوستي و عشق به سرزمين مادري هستيد. در هيچ جاي تاريخ شما ادعاي استقلال و جدايي نداشته ايد و يعقوب قهرمان شما خواب را برخليفه ظالم عرب زهر كرد و دادشاهتان استعمار پير انگلستان را به زانو درآورد. هزاران آفرين بر شما غيور مردان و پاك زنان دلير.من از شما نيستم اما خوب ميشناسمتان.بارها و بارها به اين حس وطن دوستي شما قبطه خوردم و به خود گفته ام كه چرا ما اين چنين نيستيم و گوشه اي به ديار عثماني، گوشه اي به آن طرف خليج نيلگون پارس و گوشه اي به ناكجا آباد دل خوشكرده ايم و به آنجا ميباليم. انجا كوير انجا عطش آنجا سراب است، آنجا ديار مردمان آفتاب است. دادار پاك همواره پشتيبانتان.
آن چهره ای که ما دیدیم اثری از شرم و احساس گناه در آن نبود او پست تر و پلید تر از این حرفها ست
قسمت آخرش و حرف مادر شهید خیلی قشنگ بود
....و دعای مظلومان مستجاب شد : ظلم ظالم جور صیاد آشیانم داده بر باد ای خدا ای فلک ای طبیعت شام تاریک مارا سحر کن
انشالله بقیه ظالمان دنیا هم مثل ریگی برملا شوند و مثل ریگی در ذلت بمیرند.
امان از آه مظلوم
چون آه مظلوم تا عرش بالا میرود و در ملکوت شنیده میشود و به همین دلیل در حدیث است که از ظلم بر کسی که جز خداوند پناهی ندارد، بترس!
با سلام.
خوش باش كه قلب شيعه شاد است امشب
كار همه بر وفق مراد است امشب
درهاى بهشت آرزو باز شده است
چون شام ولادت جواد است امشب
ما هم در غربت، التماس دعای خیر داریم (برادر شما - سعید از ملبورن).
الهم عجل لولیک الحجه خدایا برسان دودست توانا و منتقم عزیز زهرا را خدایا نابود و ویران کن نسل تمام ظالمین و قاتلین و خاینین ناکثین را امین یا رب العالمین . . . .!
به امید نابودی همه ظالمین، انشا الله.
ارزشمندترین و پرمعناترین بخش این متن پاراگرافی است که نوشته بود:
دیروز صدام ، امروز عبدالمالک و فردا سایر ظالمان ریز و درشت دنیا .
از نظام جمهوری اسلامی و وزارت اطلاعات ممنون
والله سمیع علیم
انشاالله خدا نسل ریگی ونسل فتنه گران را که از ریگی حمایت کردند بسوزاند
ازصداوسیما خواهش میکنیم اعدام این
ملعون رابطورکامل بدون ملاحظه پخش
کند همه ایران منتظردیدن آن هستند.
این کارمرحمی است بردل همه ما
بر سر در اداره ما نوشته شده بود بترس از آن که جز خدا پناه و کسی ندارد
به همین جهت پناه بی پناهان انتقام مظلومان راچنین گرفت
به پاکی قلوب مادران این شهدا خداوند ما را هم مورد آمرزش قرار دهد .انشاا...
اللهم اجعل عواقب امورنا خيرا
به نظر من قبل از اينکه توي ذهنمون بد و بيراه به ريگي ملعون بگيم بايد به اين فکر باشيم که نکنه خود ما هم روزي به چنين عاقبتي دچار بشيم.
منتظران مهدي به گوش باشيد حسين را منتظرانش کشتند...
خدا لعنتش کنه رفیق فابریکم رضا سرگلزایی رو شهید کرد انشاله عذاب جهنم هر روز براش سخت تر بشه
این ها نتیجه تعصبات ، لجام گسیخته و یک طرفه هر مذهبی میباشد.
خدایا شکرت آدمهایی که ادعای بزرگی در برابر توی عظیم می کنند را به خاری می رسانی
مكن كاري كه دنيا تنگت آيد
جهان با اين فراخي تنگت آيد
چو فردا نامه خوانان نامه خوانند
تو را از نامه خواندن ننگت آيد
...................ولي افسوس از منيت ها افسوس كه انسان دشمني دارد به سرسختي كوه و ناپيدا مانند شبه كه هيچگاه انسان از دام او رهايي ندارد(بله شيطان)............خداوند شهدا را رسول اكرم محشور و ما و فرزندا نمان را از دام شيطان رهايي بخشد و به آنان ملحق گرداند. انشاا...
ان وعد الله حق به امید نابودی تمامی مفسدان
السلام عليك يا مهدي فاطمه، هر كجا هستي ياد ما هم باش ،به ياد شيعيان مظلوم سيستاني كه خيلي غريبند،به ياد تمام شهيدان سيستان و الخصوص شهيد فهميده ي استان شهيد مسلم كيخا.التماس دعا
التماس دعا دارم..از همه اونایی که با خوندن این
متن دارن گریه میکنند...
بسیار زیبا و مطلب را خوب بیان کرده بودند بسیار تکان دهنده بود
خیلی ممنونم
كاش فيلم ملاقات مادران شهدا با اين جنايتكار و صحنه اعدام اورا از تلوزيون پخش ميكردند
بسم الله الرحمن الرحیم
و سیعلم الذین ظلمو ای منقلب ینقلبون.
هر کس که گردن افرازد
کار خود به گردن اندازد.
هر کس سر کشی کند عاقبت مجبور می شود گردن خود را کج کند (به زمین نگاه کند)سعدی
لعنت خداوند بر تمام دشمنان اسلام و مسلمین باد.
خیلی دردناک بود خدا صبرشان بدهد
نفرین بر ظالمان و فریب خوردگان ، ننگ بر کسانی که به خاطر تعصبات جاهلانه تیشه به ریشه خودشان می زنند .
خدایا این ظالمان ستگری را که در هر لباسی هستند خار و نابود گرداند.
اما ما مردم این استان انتظار شدت مجازات را برای این جانی کثیف انتظار داشتیم انطور که حقش بود براورده نشد .
خدایا لحظه ای مرا به حال خودم وا مگذار چون نفس سر کش انسان را به قعر جهنم می فرستد
دیروز «صدام»، امروز «عبدالمالک» و فردا سایر ظالمان ریز و درشت دنیا.
این همه رو کشت و خودش هم فقط یک بار به درک واصل شد.گاهی انسان کارهایی میکنه که حتی شدیدترین مجازاتها هم برای اون مثل خفیفترین مجازاتهاست.
ار مکافات عمل غاقل مشو گندم ار گندم بروید جو ز جو
خيلي جالب بود.اجر شما وخانواده محترم شهدا باخدا
همه باید مواظب سیاست تفرقه اندازی دولت های خارجی باشیم دیروز ریگی الت دست بود فردا فرد دیگر. فقط باید هوشیار باشیم
قشنگ، و مهمتر، بیغرض و بی سیاسی کاری بود. مرسی.
از نگارش بسیار زیبایت که بسیار متنبه کننده برای همه است بینهایت متشکرم.
بسیار زیبا بود. ای کاش آنهائی که برای ماندن گلهای زیبا را زیر پا له می کنند بخوانند و ببینند که سرنوشت ظالمین چیست...
نظر شما
سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.